سفرنامه 3

 

این پست اختصاص دادم به عکس و توضیح کوتاه و بلند در مورد عکسا

 

 

ادامه نوشته

سفرنامه 2


هر چقدر هم ضعیف باشی

گاهی اوقات
 
میتوانی تکیه گاه باشی.



برای خوندن بقیه خاطرات سفرنامه بفرمایید ادامه مطلب

ادامه نوشته

سفرنامه 1

 

سلام حالتون چطوره؟

هنوز خستگیم برطرف نشده و زیاد می خوابم عین آدم هایی که اصلا خواب گیرشون نیومده

فاطمه جون فقط به خاطر تو تصمیم گرفتم زود بیام و آپ کنم

به دلیل زیاد بودن عکس سفرنامه رو چند قسمت کردم


ادامه نوشته

من برگشتم

سلام به همگي

من ديروز برگشتم

فقط خواستم خبرتون بدم و از نگراني بيرونتون بيارم

انشالله هر موقع خستگيم برطرف شد ميام آپ ميكنم

29/9/92 تاريخ قشنگ سفرمون

سلام دوستاي مهربون و گلم 

اميدوارم حالتون خوب و خوش باشه

زياد وقت ندارم فقط اومدم بهتون بگم دارم ميرم سفر

يه سفر كوچيك سه هفته اي 

انشالله با كلي عكس و خاطره برميگردم پيشتون

خيلي دوستتون دارم 

دختر کوچولوی فقیر

خدا رو شکر

ما دیگر فقیر نیستیم..............

دیروز پزشک روستا گفت :

چشمان پدرم پر از آب مرواید است!!!!!!!!

پسر باهوش


 یه روز ؛ یه پیرمرد نامه ای به پسرش که زندان بود نوشت ... پسرم ؛ امسال نمیتونم زمینم رو شخم بزنم ! چون تو نیستی ! و من هم توانش رو ندارم !! پسر ؛ در جواب نامه پدرش نوشت : پدر ؛ حتی فکر شخم زدن زمین را هم نکن ! چون من پولهایی که دزدیم را آنجا دفن کردم !! پلیس ها ؛ که نامه پسر رو خونده بود ؛ تمام زمین را کندند !!! اما چیزی پیدا نکردند ... پسر ؛ نامه دیگری برای پدرش نوشت و گفت : پدر ؛ این تنها کاری بود که توانستم برایت انجام دهم .... زمینت آماده است.

اولين بارون پاييزي

امروز اولين بارون پاييزي باريد تمام شهر رو قشنگ و تميز كرد

دقيقا لب پنجره نشستم

وقتی بارون میاد زبونم بند میاد از این همه زیبائی

فقط خدا رو شکر میکنم از این همه آرامش....


تفریح و آخرین روزهای ماه محرم


برای خوندن و دیدن خاطرات بفرمایید ادامه مطلب

ادامه نوشته

روز شهادت علی اصغر