سرشارم از حس مادری

tekst20hallo.gif                    

چقدر خوبه که تو رو دارم

چقدر خوبه که روزام داره با تو سپری می شه

چقدر خوبه که آرام بخش لحظه های دلتنگیم هستی

چقدر خوبه که شبا دستتو میذاری دور گردنم

چقدر خوبه که میتونم تو رو ببوسم

چقدر خوبه که بوسه هام جواب داره

چقدر خوبه که شبا به من می گی مامان شب بخیر

چقدر خوبه که صبح با صبح بخیر مامانی تو روزم آغاز میشه

چقدر خوبه که تو رو بدون دلیل دوست دارم

چقدر خوبه که تو مهربونی

چقدر خوبه که شاهد بزرگ شدنت هستم

چقدر خوبه که صدای خنده هات تو خونمون جاریه

چقدر خوبه . . . . .

     علی جونم به اندازه تمام خوبی های دنیا دوستت دارم 

 

 

برای پسر گلم

پسرم دنیا بزرگه ولی تو

یه دل بزرگتر از دنیا داری

عزیزم با این چشای مهربون

تو دل هر کی که خوبه جا داری

 

پسرم دنیا بزرگه ولی من

تو رو هر جایی که باشی میبینم

برات از قشنگترین باغ زمین

گلای مهربونی رو میچینم

 

پسرم خدای مهربون ما

بچه های خوب و خیلی دوست داره

وقتی که از آسمون بارون میاد

براشون خوابای رنگی میاره

 

وقتی تو تو خواب میخندی میدونم

یه فرشته داره نازت میکنه

یه فرشته که شبیه خودته

خودشو محرم رازت میکنه

 

پسرم دنیای پاک بچگی

از تموم زندگی قشنگ تره

مهربون باش و به مردم خوبی کن

حرفای فرشته ها یادت نره!!!

 

تولد بابا

10 دی ماه تولد بابایی بود

امسال به خاطر مسادف شدن تولد بابایی با ایام شهادت امام حسن(ع) و عذاداری نتونستیم تولد بابایی رو جشن بگیریم ولی کادوی تولد یک روز قبل از تولدش بهش داده شد چون قرار بود من وعلی کوچولو بریم مسافرت

x6.gif

عزیزترینم به خاطر همه آرامشی که از تو دارم خدا را شکر میگویم

به پاس تمام خوبیهایت بهترینها را برایت آرزو میکنم . . .

تولدت مبارک

 

 

آخر پاییز

 
آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!
ولی آیا تابحال شمرده ای ؟
برای شروع بگذار از جایی دیگر شروع کنیم،
اول از همه بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی
و بعد بشمار، تعداد لبخند هایی که بر لب مردمان نشاندی
... و سپس بشمار ، تعداد اشک هایی که بخاطر همدلی از سر شوق و غم ریختی ،
و سر آخر بشمار تعداد دستهای نیازمندانی که گرفتی و تعداد قدمهایی که در کار خیر برداشتی و همه اینها را که بشماری ، تعداد لبخندهای " آن یگانه " بدست می آید.
و تمام .
جوجه هایت شمرده شد ...
 
 فرزندم برای تو مینویسم
 
 

همه را دوست بدار،
به همه خوبی‌ کن،
و اگر بد دیدی،
دل‌ به دریای محبت بزن و بخشش کن…”

مادرانه

درست زمانی که بین همه باید ها و اگرها و چون و چراها مصمم میشوی بنشینی بر سر سجاده مهرش و از خدا نام مادر را التماس کنی ،آن زمان است که خدا نعمتش را...منتش را...بر سرت تمام میکند و نام زیبای مادر را برازنده باقی اسمت کند قصه تنهایی روزهای زندگیت تمام میشود و یکی میآید که تو به لطف بودنش بهترین حس ها را تجربه میکنی و به ضمانتش وام مادرانه میگیری ...

به همین تسهیل بی دلیل ، خودت به میل خودت ، خودت را از دفتر اولویت ها داوطلبانه خط میزنی و یک نفر را مادرانگی میکنی تا انتهای زندگی....

                                       درست مثل مادرت

یادم بماند که همه اینها خستگی دارد ...نگرانی دارد ....از خود گذشتگی دارد ...این حذف خودها در خیلی جاهای زندگی سخت است ....گاهی درد دارد و گاهی دلتنگی میآورد....

اما به همه مادرانگی می ارزد .....

 

                          child_mother_happiness_mood_love_emotion_black_white_25623_1280x1024

 

 

هفته پیش با روزای بدش گذشت و علی کوچولو بعد از یه هفته مریضی سخت و پنج روز خوابیدن تو خونه بلاخره دیروز  رفت پیش دبستان و خوشحال از اینکه حالش خوب شده و میتونه دوباره دوستاش رو ببینه 

ولی خدا نکنه تو هیچ خونه ای هیچ بچه ای مریض بشه ،تو این چند شبی که علی از شدت تب و سرفه نخوابید خودم هم حال و روز خوبی نداشتم و خیلی بی حوصله شده بودم  و بعد هم سرماخوردگی

علی خیلی حالش خوب شده ،خدا رو شکر همون پسر سرحال و پر انرژی مامان دوباره برگشته 

خودم هم دیروز رفتم دکتر و امروز حالم خیلی بهتره ان شالله تا چند روز دیگه بهتر میشم

مسعود هم که توی بازی فوتبال خورده بود زمین و پاش حسابی ضرب دیده بود و درد میکرد و من باید از همسرم هم پرستاری میکردم ، امروز بهتر شده

خدایا شکرت که سلامتی و آرامش دوباره به خونه ما برگشت

خدایا به خاطر همه چیز ازت ممنونم

 

حس مادری

گلکم ، پسر نازنین مامان مینویسم برات تا بدونی که مامان چقدر دوستت داره و لحظه لحظه با وجودت جون دوباره میگیره ، بدونی با خندهات زنده میشم و با گریه هات دلم به درد میاد و میخوام دنیا نباشه

عزیزک مامان این روزا گاهی صد بار دستای کوچولوت رو تو دستم میگیرم ،به دستات نگاه میکنم ،به انگشتات  و میبوسمشون ،به چشمات نگاه میکنم ،به لبات نگاه میکنم و محکم در آغوش میگیرمت و برای داشتن این لحظه های زیبا روزی صد بار خدا رو شکر میکنم

علی جونم ،تویی که جبران همه نداشته های من هستی ،همه دلتنگیام ،همه بی حوصله گی هام ،همه تنهایی هام ، و تنهاییهام با وجود تو دیگه معنایی نداره و با یک بار در آغوش کشیدن تو و بوسیدنت همه اینها تموم میشه

علی عزیز مامان میدونم که این لحظه ها به سرعت برق و باد میگذره ویادم میماند که تک تک این لحظه های شیرین تکرار نا شدنی هستند

میدونم که به زودی دلم برای این دقایقمان تنگ میشود مثل این روزهایم که تنگ است برای روزهای نوزادیت

آلودگی هوا و تعطیلات

 

علی جونم تعطیلات هفته پیش در کنار بابایی و مادر خیلی بهمون خوش گذشت

خصوصا اینکه تعطیلات به خاطر آلودگی هوا ما رو غافلگیر کرد و اصلا متوجه نشدیم چه جوری در عرض چند دقیقه چمدان به دست آماده سفر شدیم و اینکه آلودگی هوای تهران برای ما هم چندان بد نبود و ما رو زودتر روانه سفر کرد

دو روز اول رو اصفهان بودیم ولی هوای اصفهان هم چندان تعریفی نداشت و همان آلودگی تهران رو داشت

بعد از دو روز روانه روستای زیبامون شدیم ،اونجا دیگه خبری از آلودگی هوا نبود و هوای لطیف و بارونی روستا واقعا عالی بود

 

واقعا که زیبایی روستا ی با صفای ما با هیچ کجای دنیا قابل مقایسه نیست

DSC03397

20290511100_1

DSC01908

IMG_0141

 

 

از اهوای پاک و تازه که بگذریم مراسم عزاداری مردم روستا که واقعا بی ریا واسه امام حسین به سر و سینه میزنن دل آدمو میلرزونه و اینکه پاکی و صداقت رو توی دل مردم روستا میبینی و فکر میکنی اینجا خدا نزدیکتر از هر جای دیگه است و بهتر از همیشه صداتو میشنوه و اون موقع است که اولین دعات میشه شفا گرفتن همه مریضایی  که به هر دلیلی روی تخت بیمارستان هستند و منتظر این هستند که خداوند نظری بهشون بکنه تا بتوانن ااز روی تخت پایین بیان و پا به پای همه مردم واسه امام حسین (ع) عزادار ی کنن

خدایا به حق امام حسین (ع) همه مریضا رو شفا بده

                                                                      الهی امین

 

 

متاسفانه نتونستم از حضور علی تو مراسم عزاداری عکس بذارم ،اگه مشکل بر طرف شد به زودی عکساشو میذارم

 

 

محرم

سلام علی جونم

امشب  شب اول محرمه و الان شما و بابا رفتین هیات

همیشه دوست داشتی همراه بابا بری هیات  از وقتی یک سالت بود بابایی همراه خودش میبردت  وتو عذاداری امام حسین شرکت میکردی  ولی امسال به خاطر اینکه میری پیش دبستان و باید شب زودتر بخوابی تا صبح زود بیدار  بشی قرار شد یک شب در میون همراه بابا بری  امشب هم به قول خودت رفتی که پیراهن مشکی بپوشی

عذادای هات قبول باشه عزیز دلم  برای مامان هم دعا کن

آرامش

مادرانه

پسر عزیزم

بي اراده ي خود پا در اين دنيا نهادي

به خواست من ،به خواست پدرت

من اما با ترديد و ترس و نگراني روبرو بودم

ترديد و ترس از وظيفه ي سنگين

نگران از فرداهاي تو

واكنون كه تو هستي

ما مسئوليم

مسئوليم كه فراهم كنيم آنچه را كه نياز براي رشد توست

مسئوليم كه هدايت كنيم تورا به سمت انسانيت

مسئوليم كه مبادا آنگونه پرورش يابي كه نبايد

و مسئوليم و مسئوليم و مسئول...

  وتو پسرکم در اين دنيا،

بياموز اصل هايي كه رنگ باخته اند

بياموز محبت را، دوست داشتن را

بياموز ساده زيستن را

و بياموز آنچه تو را به سمت انسانيت سوق مي دهد

اينگونه بي شك موفق خواهي شد

و من ميدانم كه خواهي دانست و خواهي توانست...

هوای دلم

خوشحالم اينجا و آرامشی كه در اين خانه برقرار است هميشه يه جايیست  برای نوشتن حرف‌ها و شيرين‌كاری‌های كودكانه تو، جاييست برای ثبت شيطنت‌هات ، خنده‌هايت و به ‌تصوير كشيدن عكس‌های معصومانه‌ات، اما خوشحالم که  اينجا و این خونه هست ،  برای نوشتن  دلتنگی‌های گاه و بیگاه يك مادر

امروز دلم عجیب گرفته و دلتنگه

دلم هوای مدینه را داره...دلتنگ کعبه ام ...

دلم دو رکعت نماز در مسجدالنبی می خواهد... دلم هوای اشک و آه و ناله  در حیاط مسجدالنبی را دارد... دلم هوای آسمان آبیش را کرده... دلم حرم می خواهد...

دلم لباس احرام میخواهد و مسجد شجره و زمزمه زیبای لبیک ،اللهم لبیک، لا شریک لک لبیک، ان الحمد والنعمه لک والملک لا شریک لک لبیک و حرکت به سمت کعبه

دلم سجده در برابر کعبه را میخواهد...سجده ای که وقتی برای اولین بار چشمت به کعبه می افتد  پاهایت سست میشود و سجده در برابر عظمت کعبه...کاش سجده ام در برابر کعبه تا ابد طول می کشید.... کاش خدا از همان جا روحم را از تنهایی نجات می داد...

دلم طواف کعبه میخواهد... کاش هنگام طواف خانه ات حتی برای یکبار نگاهم از کعبه و آسمانش غافل نمی شد...

دلم دو رکعت نماز طواف میخواهد... کاش دوباره می توانستم با آب زمزم وضو بگیرم.... فقط یک بار دیگه...

دلم صفا میخواهد و هوای صفا و مروه دارد ...و زمزمه های زیبای سعی بین صفا و مروه...

سینه ام کوه بغضه و دلتنگی ، دل در آن آرام نمی گیره... صدای اذانش ، صدای تلاوت قرانش ، صدای حمد و تسبیحش و حتی صدای سکوت هنوز گوشم را نوازش می دهد ....

نگاهم رو به زمین است و دلم رو به آسمان ...شرم دارم از نگاه به آٍسمان خدا می ترسم خدا دلگیر باشه که چرا حالا دلتنگم ... چراحالا که گناهانم را کرده ام...  من خدارا فراموش نکرده بودم فقط کمی فاصله گرفته بودم اما این فاصله را چه جوری باز گردم ؟ با چه رویی ؟ می دانم آغوش خدا باز است اما با چه رویی من خود را به این آغوش بسپارم... کاش زودتر می دیدمش... کاش خدا دوباره طواف کعبه نصیبم می کرد... کاش..............

                                                                              التماس دعا  

پسرکم حسابی بزرگ و البته شیطون شده ! پیش دبستانی رو مرتب و با عشق وعلاقه تمام میره . طوری که صبح زود با اولین صدا و گاهی هم قبل از من از خواب بیدار میشه و میگه مامان دیرم نشه

 توی پیش دبستانی نقاشی و شعر و قصه دارن و من خدا رو شکر از پیش دبستانش بی نهایت راضیم. یه سری هم کتاب هوش و ریاضی و  علوم در حد سن خودشون دارن که اونا هم باهاشون کار میشه.

علی این روزا فقط دنبال دوست پيدا كردنه و دوست داره یه عالمه دوست پیدا کنه ، ولی پسرم دوست پیدا کردن كار ساده اي نيست و زمان ميبره انشالله یه عالمه دوستای خوب و مهربون پیدا میکنی

خدا رو شکر پسرم در کنار همسن و سالانش و معلم مهربونش ساعتهای خوبی رو سپری میکنه!

                   

 

 

کتابهای پیش دبستان علی

 

 

 

 

خدا پشت پناهت باشه عزیز دلم

امروز روز توست


اگر تو نبودی

جهان، بی خنده های تو معنا نخواهد داشت. اگر تو نباشی، هیچ بهاری ـ حتی اگر لبریز شکوفه باشد ـ دیدن ندارد.


اگر تو نبودی، باران ها همه دلگیر می شدند و هیچ مادری عاشقانه زیر باران ها، بی چتر لبخند نمی زد. اگر تو نبودی، آسمان با همه حجم آبی اش، در چشم های همیشه خیس هر پدری، دلگیرتر از چهار دیواری کوچکی می شد که به زندانی کوچک بیش نمی ماند.

اگر تو نبودی، شمعدانی های لب پنجره، این گونه زیبا گل نمی کردند و عطر سیب، دیگر معنایی نداشت.

اگر کودک نبود، نه پدر معنا داشت، نه هیچ مادری بهشتی می شد.

اگر کودکان نبودند، شکوفه های زندگی به بهار نمی رسیدند و خانواده، بی مفهوم ترین واژه ای می شد که در لغت نامه ها می شد پیدا کنی.


هر کودک، گلدانی ست که از زیباترین گل های معطر، خانه ها را به نزدیکت ترین بهارها گره زده است.

کودکان، نزدیک ترین راه های رسیدن به عشق را از پرنده ها بهتر بلدند.

کودکان، از تمام ستاره ها و پرنده ها به آسمان نزدیک ترند.

اگر روزی می آمد که جهان خواب هیچ کودکی را نمی دید، بی شک صداقت به آخر می رسید و دوستی و مهربانی، پشت اندوه های بزرگ بزرگ سالی هامان گم می شد.

این روزها اگر عاشقانه سپری می شوند، به عشق بودن شماست. دنیا با کودکان همیشه زیباست؛ زیباتر از همه روزهایی که سراغ داریم.

دنیای کودکانه، صمیمی ترین دنیایی است که هر لحظه بارها آرزو می کنیم تا کاش می شد یک بار دیگر به این دنیای کودکانه قدم بگذاریم!

کاش دنیا همیشه کودک بماند و کودکانه ترانه های عاشقانه اش را لالایی شب های بی خوابی مان کند!

کاش دنیا به زیبایی روزهای کودکی می شد!

کاش کودکان، صمیمیتشان را همچون دوستی های بی ریایشان فراگیر می کردند.

کاش دنیا سراسر کودکانه می شد و ما کودک!
 
 
علی جونم پسر گل مامان نه تنها امروز بلکه هر روز روز توست شادباش و شادمانه زندگی کن ، قدمهات رو محکم در راه رسیدن به موفقیت و رسیدن به هدفت بردار و مامان و بابا رو به آرزوشون برسون
به خدا توکل کن تا زیبا زندگی کنی و از زندگی لذت ببری
 
 
baby_pooh25B15D.gif   baby_piglet85B15D.gif

برای فرزندم

حماقت یعنی صداقت داشتن با کسی که سیاست دارد...

برای فرزندت از بین تمام اسباب بازی ها یک بادکنک بخر …
بازی با بادکنک خیلی چیزارو به بچه یاد میده :
بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک تا بتونه بالاتر بره !
بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی میتونن توی یه لحظه حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن ، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه !
مهم‌تر از همه بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اون قدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده ، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده

 

 

روزهای دوست داشتنی زندگی ما

سلام پسر گلم
امروز دومین روزیه که شما از صبح تا ظهر پیش مامان نیستی و تا برگردی خونه من یه کم احساس تنهایی میکنم ولی تا یه ناهار خوشمزه واست آماده کنم و کمی خودمو سرگرم کنم دوباره بر میگردی خونه

خدا رو شکر امسال کلاست و مربی جدید رو خیلی دوست داری و خوشحال از اینکه دیگه بزرگ شدی و میری پیش دبستانی صبح زود از خواب پا میشی صبحانه میخوری و خیلی پر انرژی از خونه میری بیرون و دعای من پشت سرت اینه که سالم و سر حال به خونه برگردی


            

گل پسر علی


       

 

جوان تر که بودم عاشق پاییز بودم و زمستان

به فصل تاهل که رسیدم علاقه ام به تابستان بیشتر شد و

از سالی که باگرفتن بهترین و زیباترین هدیه ی زندگیم در خرداد عجیب دلبسته ی بهار شده ام.

و الان هر چهار فصل سال برایم زیبا و دوست داشتنیست

 بهار را با همه زیباییش گذراندیم تابستان گرم را با همه خاطرات گرمش بدرقه کردیم، باشد که روزهای پاییزی و زمستانی خوب و پربرکتی در انتظارمان باشد.

پسر عزیز مامان روزهای پاییزییت رنگین کمانی  و پر از عشق باد.

مسافرت طولانی + اول مهر

سلام علی جونم و دوستای گلم 

قرار بود یه مسافرت دو هفته ای به اصفهان داشته باشیم ولی مسافرت ما یک ماه و نیم شد و توی این مدت ما خیلی دلتنگ بابایی و خونمون شده بودیم ولی خیلی بهمون خوش گذشت و این مدت که اصفهان بودیم روزای خیلی خوبی رو گذروندیم  و خاطرات خیلی خوبی برای ما ثبت شد که هیچ وقت این خاطرات رو فراموش نمیکنیم 

بعد از یک ماه و نیم دیروز بعد از ظهر رسیدیم خونه و زندگی شیرین سه نفره ما به روال خودش ادامه پیدا کرد 

واقعا که هیچ کجا خونه خود آدم نمیشه


                 

باغ غدیر اصفهان

 

 

 

و اما اول مهر و یاد آوری خاطرات شیرین کودکی 

اول مهر همیشه واسه من یاد آور خاطرات شیرین روزای خوب دوران مدرسه و همکلاسی ها و معلمهای مهربون و دوست داشتنی است 

همیشه روز اول مهر حس خیلی خوبی دارم حسی که دوستای خوب مدرسه رو به یاد من میاره و شکر به خاطر داشتن دوستای خوب که تا ابد در دل من میمونن 

علی جونم امروز رفتیم و لباس فرم پیش دبستانت رو سفارش دادیم و تو خوشحال از اینکه یه سال بزرگتر شدی و میری پیش دبستان و دوستای جدید پیدا میکنی قراره از شنبه کلاس شما شروع بشه و تو واسه اون روز شماری میکنی 

علی جونم .پسر نازنین مامان برات آرزوی داشتن روزای خوب و سرشار از موفقیت رو دارم 

سلام علی جونم

قراره آخر هفته یه مسافرت طولانی داشته باشیم

اول اصفهان و بعد خونه مامان بزرگ که تو اونجا رو خیلی دوست داری واسه رفتن به اونجا روز شماری میکنی و به قول خودت باید دو تا دیگه بخوابی تا بریم خونه مادر

مسافرت ما دو هفته و شاید هم بیشتر طول میکشه و اینو خوب میدونم که هم تو و هم من دلمون خیلی واسه خونه و بابا که قراره زودتر از ما برگرده خونه تنگ میشه

امیدوارم این چند روزی که اونجا هستیم بهت خوش بگذره

 

شب قدر

اس ام اس های کمیاب مخصوص شب های قدر

 

لحظه ها و شبهایی که داره میگذره ،شبهای قدر  ماه مبارک رمضان است.که خدا راشاکرم که توفیق میده در این شبها من هم یارب بگویم.

خدا راشاکرم که توفیق داد من هم دربین بندگان پاکش شب قدر رازنده بدارم. 

وخدا راشاکرم که به من باهمه ی بدیهام اجازه داد که دربین گریه کنان اول مظلوم عالم لحظاتی را احیا بگیرم. 

مظلومی که شاید عدالتش قاتل اوبود. 

بارالها‌

       در این شبها میلیونها دست نیازمند بسوی آسمانت نشانه رفته است.

  سبحانک یا لا اله الا انت  

       خدایا منزهی وجزتوپناهی نیست که میلیونها نیازمند که امیدشان ازغیرتو بریده شده عاشقانه یا الله یا رحمن می گویند.  

  یاذالجلال والاکرام  

       ای صاحب جلال و بزرگواری من چیزی را ازتو درخواست میکنم که سزاوارش نیستم ولی چه کنم که تو رحیمی وکریم.  

  یا سامع الاصوات  

      ای شنونده ی صداها نجواها و زمزمه های میلیونها لب ناامید ، اجابت نما دعای مرا

یاسربع الرضا  

     در این شبها به امید رحمتت وبا قطره قطره اشکهایم تورا میخوانم

  خلصنامن النار یارب  

      خدایا مرا خلاص کن ازنفسم وا ز بدیهایم

  یا غافرالخطیئات  

      و مرا به علی ببخش

آن علی که ....... .

وآن علی که بهتر است درباره اش فقط سکوت نوشت


 یاعلی ......

التماس دعا 

 

یاد آوری خاطرات

علی جونم اصلا باورم نمیشه که انقدر زود بزرگ شدی ، باورم نمیشه الان من یه پسر ۵ ساله دارم و همین روزها هم داره  به سرعت میگذره و تو داری روز به روز بزرگتر میشی

امروز داشتم عکسای تو رو میدیدم  واقعا که زمان  به سرعت برق میگذره ،باورم نمیشه که روزایی که این عکسارو ازت گرفتم چقدر زود گذشت

                                           علی در پنج سالگی

 

 

                                 علی در پنج ماهگی

 

 

          بقیه عکسا در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

برای فرزندم

 

 

بی خیال نداشته هایت ...

 بی خیال دلتنگی هایت ...  

 بی خیال هر چه که خیالت را نا آرام میکند  ...  

 به من بگو ببینم ....

امروز نفس کشیده ای ؟ 

 آری ؟   پس خوشا به حالت .  

   عمیق نفس بکش ... عمیق عشق را ... زندگی را ... بودن را ... بچش ... ببین..لمس کن 

 

و با تک تک سلولهایت فریاد بزن " معبود من شکر که مرا جان بخشیدی "

یادت باشه علی جونم همیشه خدارو برای همه داشتن ها و نداشتنهایت شکر کنی ...

علی جونم این چهارمین سفر شما به شمال بود که خیلی بهت خوش گذشت

همسفرای تو  مامان و بابا خاله و دایی ها بودن و علیرضا که به قول خودت  میگی عاشقشی و جای خاله مرضیه و رقیه خیلی خالی بود

و اما پسر نترس و شجاع من وقتی واسه آبتنی به دریا میرفتی دیگه کسی جلو دارت نبود و اینقدر میرفتی جلو که آب تا گردنت میآمد

 

وقتی هم که دستت رو میگرفتم میگفتی مامان ولم کن میخوامم  خودم  شنا کنم هر وقت موج اومد نفس میگیرم و لپاتو باد میکردی

اینجوری

وقتی هم که همه از آب بازی خسته میشن تو هنوز میخوای توی آب بمونی

اینقدر ذوق زده شده بودی که دلم نمیامد از آب بیارمت بیرون و اینقدر بازی میکردی که بعد از یه حمام گرم بی هوش میشدی

خلاصه حسابی بهت خوش گذشت و این عکسای قشنگ رو هم بابا زحمتش رو کشیده

دست بابایی درد نکنه

 

 

مسافرت شمال

                        glittery_Pooh_piglet.gif

واسه دیدن بقیه عکسای گل پسر رو ادامه مطلب کلیک کنین

 

   

ادامه نوشته

تولدت مبارک

 

                0f9fbdb2.gif

 

ادامه نوشته

تعطیلات آخر هفته

سلام پسر گلم

این هفته واسه من و شما یه  هفته خوب و پر انرژی شروع شد البته واسه من روز شنبه با مریضی شروع شد ولی خوشبختانه خیلی زود حالم خوب شد و واسه شما که روز شماری میکنی واسه مسافرت روزای خوبی بود

این روزا داریم به تولدت نزدیک میشیم و واسه من یاد آور روزهای شیرینی هست

دیشب رفتیم کادوی تولدت رو برات گرفتیم و انشالله تولدتو خونه مادر جشن میگیریم

قراره  چند روز آخر هفته رو یه مسافرت داشته باشیم و الان من  و تو منتظر هستیم تا بابا یی بیاد خونه و به طرف اصفهان حرکت کنیم

با عکسای تولد علی کوچولو بر میگردم

 فعلا بای

                                    pooh.gif

                       

بابا جون روزت مبارک

پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون

با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون

هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها

هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا . . .

 

تقدیم به بابای مهربونم

 

 کارت پستال روز پدر

پدرعزيزيم ،بانگاه به معصوميتتت ،صبوريت وخستگي ات وجودت را گرمابخش زندگي ام

 مي كنم وازبخشنده ترين بخشندگان مي خواهم كه هميشه بودنت را به من

ببخشد.دوستت دارم وروزت مبارك وفرخنده باد .مولا علي رهروت

این تبریک هم از طرف علی کوچولو به بابای مهربونش

 

 

کاش بدونی برکت دعای تو          تکیه گاه آرزوهای منه

بی تو هر فصل کتاب عمر من       به خزون زندگی رسیدنه

پدر عزیزم روزت مبارک

 

همسر بی همتای من ، با یک دنیا عشق روز مرد را به تومهربانترین و تنها تکیه گاهم

تبریک میگویم و آزروی بهترین ها را برایت دارم

روز معلم

ممتاز و نمونه شدن برای یکسال است،

                        و ماندگار شدن برای یک عمر؛

سلام بر معلمی که هر سال نمونه است و یک عمر ماندگار ...

و اما امروز هم یه روز خوب و دوست داشتنیه امروز روز کسیه که فرقی با مادر نداره و همیشه مثل یه مادر مهربون و دلسوز بوده

علی جونم ، پسر کوچولوی مامان دوست دارم این روزا رو خوب به خاطر بسپاری و هیچ وقت مربی عزیزی که واست زحمت زیادی میکشه رو فراموش نکنی 

 بدون شک همه ما وقتی به دوران مدرسه خودمون فکر میکنیم معلمهای زیادی داشتیم که مهربون بودن و همیشه توی ذهن آدم میمونن ولی بعضی از معلمها خیلی خاص میشن و فراموش کردنشون غیر ممکنه و وقتی بعد از چند سال باهاشون هنوز هم مثل یه دوست خوب کنارت میمونن و میشن معلم دوست داشتنی من  

 

روزت مبارک معلم دوست داشتنی من، معلم مهربانم، معلم فداکارم، معلم صبورم،ای شاهد روزهای شاد کودکانه ام ،معلم عزیزم . یاد تو همیشه در ذهنم .عشق تو در قلبم و عطر مهربانت همیشه در وجودم جاری است

خسته نباشی .میدونم با این جملات و صد تا جمله ی بهتراز این نمی تونم حق مطلب رو بجا بیارم و زحمت هات رو جبران کنم ، ولی باز هیچ گاه یادم نمی ره ،تو برایم گاهی مادر گاهی پدر و گاهی هم مثل یه دوست بودی و گاهی نه آن ونه این، مانند فرشته بودی و یا شایدم مانند نه اصلاًخود فرشته بودی. اری معلمم  این چند خط که نوشتم  در برابر خوبیهای تو بسیار ناچیزه ،امیدوارم تبریک مرا بپذیری

 

                فیروزه عزیزم دوست دارم

        بابت تمام زحماتی که کشیدی دستانت را می بوسم و ممنونتم .

  روزت مبارک

 

 

این روز رو  به همه معلمهای سرزمینم تبریک میگم

روز مادر

امروز دوباره دلم نوشتن میخواد

نمیدونم چی میخوام بنویسم ولی شروع به نوشتن میکنم تا شاید از دلتنگیهام کم بشه

امروز یه روز خوب و قشنگه

روز مادر واسه اونایی که مادر دارن یه روز شاد و زیباست و واسه اونایی که مادر ندارن و از داشتن این نعمت بزرگ محروم هستند شاید یه روز غمگین  و دلگیره

شاید یه سری از افراد هم مثل من هستند که مادر دارن ولی  در چنین روزی پیششون نیستند و مجبورن با یه تلفن و از راه دور روزشون رو بهشون تبریک بگن و باید منتظر یه تعطیلی باشن تا بتونن به دست بوسی مادر بروند

همینه که باعث میشه  یه  روز به این قشنگی دلم بگیره و احساس دلتنگی کنم و به همه اونایی که پیش خونوادشون و خصوصا مادرشون هستند بگم واقعا قدر این روزارو بدونین که ندیدن یه روز روی زیبای مادر واقعا سخته

و اما علی جونم خوشحالم که تو رو دارم   خوشحالم، واقعا خوشحالم از اینکه تو رو دارم و می تونم دوستت داشته باشم. خوشحالم که دوسم داری و بی ریا محبتت رو نثارم می کنی.

 با محبت بی همتات دل من رو شاد و شادتر میکنی. من هم وقتی با تو هستم، شادی هات رو می بینم، و احساسات پاکت رو لمس می کنم خوب و سرحال هستم ... خوشحالم که با هم هستیم، خوشحالم که هر لحظه و همه جا و بدون هیچ واسطه ای می تونیم همدیگر رو دوست داشته باشیم ... با تو همه چی دارم ،علی جونم، تو رو که دارم یعنی همه چی دارم ... خوشحالم که بدون هیچ توقعی بهم محبت میکنی و من هم بدون هیچ توقعی دوستت دارم

پسر گلم دوستت دارم و جبران همه نداشته های من هستی و این تو هستی که حس قشنگ مادری رو بهم هدیه دادی 

مادر عزیزم از راه دور دستات رو میبوسم و برات آرزوی سلامتی دارم

و مادر شوهر عزیزم دلتنگ تمام روزهایی هستم که با مهربونیهات نمیذاشتی من حتی یه ذره  دوری از مادر رو حس کنم

عمه عزیزم همگی برای آرامش روحت دعا میکنیم

 

 

 

 

بابا مسعود چند تا بازی توی گوشیش برات نصب کرده  دیشب گوشی بابا رو دستت گرفتی و بعد از اینکه کلی بازی کردی میگی بابا این  بازیها رو آبدارش کن

من و بابا دو تایی با هم : چیکارش کنه؟؟؟!!!!

بعد از توضیحاتی که دادی متوجه شدیم که منظورت اینه که آپدیت کنه

حالا کلمه آپدیت رو از کجا یاد گرفتی من نمیدونم!!!!

سوال؟؟؟

گاهی وقتا بچه ها سوالهایی میپرسن که یا جوابشو نمیدونی یا اگه هم بدونی به سختی میتونی جواب رو بهشون بفهمونی ولی با شنیدن بعضی سوالها میفهمی که چیزای بزرگی تو ذهنشون میگذره

 

 

ادامه نوشته

نوروز 92

 

علی جونم امیدوارم سال نو آغازی باشه برای رسیدن به آرزوهای قشنگت