دوستت دارم ....

ﻣﻨـــ ﯾﻬـــ دﺧﺘﺮﻣـــــ …
ﺑﺎ ﺗﻠﻨﮕﺮی ﺑﺎرانی ﻣﯿﺸﻮم ﺑﺎ ﮐﻠﻤﻪ ای ﻋﺎﺷﻖ♥ﻣے ﺷﻮﻣــــــــــ
↯ﺑﺎ ﻓﺮﯾﺎدی ﻣے ﺷﮑﻨﻤــــــــــ
زورم ﺑہ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰی ﮐﻪ ﻣۍ رﺳــــــــــﺪ ﺑﻐــﺾ ﻟﻌﻨﺘےه
ﻫﻨﻮز ﻫﻢ ﺑﺎ ﻣﺪاد رﻧﮕﯽ ﺧﺎﻧﻪ روﯾﺎﻫﺎﯾﻢ را ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻣـے ﻣﯿﮑﺸﻤــــــ !
ﻣﻦ دﺧﺘﺮم ﭘﺮاز راااز….ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺮا ﻧﺨﻮاﻫﯽ داﻧﺴﺖ !
ﻫﺮﮔﺰ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ اﺷﮑﻬﺎﯾﻢ را ﻧﻤﯿﺎﺑﯽ
ﻋﺎﺷﻘـ ﻟﻮس ﺷﺪﻧﺎم ﻗہــــــــــﺮ ﮐﺮدﻧﺎم ﺣـﺴـــﻮدﺷـــﺪﻧﺎﻣـــــ
دﺧﺘﺮووﻧﮕﯽ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﯽ ﺗﻮ دﻧﯿﺎ ﻋﻮض ﻧﻤےﮐﻨﻤــــــــــ
دﻧﯿﺎی دﺧﺘﺮوﻧﻪ رو ﻓﻘﻂ ﯾﻪ دﺧﺘﺮ ﻣے ﺗﻮﻧﻪ ﻟﻤــــــــــﺲ ﮐﻨہ
دلم چی میخواد ؟
نمیدونم...
مثلا با پاییز از راه برس و تموم دلتنگیا و
غصه هامونو بفرست با شهریور برن پی کارشون!
اصلا بیا بدون اینکه حرفی بزنی دست منو بگیر...
هیچی نپرس...من حاضرم تا ته دنیا باهات قدم بزنم
مثلا انقدر محکم دستامو بگیری که حس کنم
تک تک انگشتام حتی دارن درگیر دوست داشتنت میشن!
مثل قدیم از روی جدولا راه برم و توهم مراقبم باشی که نیفتم.
از روی زمین یه تیکه برگ خشک شده بردارم و
بگیرمش جلوی صورتم و تو از این کارای من قهقهه بزنی
و یهو بگی که چقدر دلتنگ بچه بازیام بودی...بهت بگم میدونی؟
تو که نبودی کسی نبود برای این بچه بازیام دلش بریزه
تو که نبودی خیلی بزرگ شده بودم...
تو شبای خنک مهر ماه بریم پارک فردوس و
از دستفروش کنار خیابون لبوی روزنامه پیچ بخریم و
با ولع شروع کنیم به خوردن!
تو هم مدام تکرار کنی که اصلا کل لذتش به کثیف بودنشه!
یا مثلا بریم بشینیم وسط پیاده رو و دو نفری
جرئت حقیقت بازی کنیم؛ فقط من و تو!
بطریو بچرخونی و بپرسی جرئت یا حقیقت خانم؟
منم بگم جرئت آقا!
بی مقدمه و بدون اینکه
حتی فکر کنی بگی منو ببوس!
خندم بگیره از این حرفت و تو در حالی که از پشت عینکت،
با چشمای گرد شده نگاهم میکنی بهم بگی نخند دلبر!
کسی که خربزه میخوره باید پای لرزشم بشینه عشق جان!
منم زیر لب بهت بگم دیوونه!
بعد چشمامو ببندم و سریع روی لپتو ببوسم و
بعد با خجالت سرمو بندازم پایین
تو دستامو بگیری و بگی خانم جان
عشقی که توش دیوونگی نباشه عشق نیست! عادته...
پس مطمئن باش من و تو عاشقیم!
ببین؛
من به اندازه ی کافی برای برگشتنت خیال بافی کردم...
حالا نوبت توئه که برگردی و تموم رویاهامو به واقعیت تبدیل کنی...
روزای عاشقونه و خوبی پیش روی ماست
فقط کافیه تو هم باشی...
اصلا تو برگرد
من قول میدم تو دل پاییز
با برگشتنت
بهار بشه...!
میگه برات خوشحالم...
برای این حالِ خوبت،
برای این لبخندت که کمرنگه اما هست،
برای این چشمات که چند روزه یه ذوق خسته ای توش وول میخوره،
برای تُن صدای گرفته ات که یه ریتمِ آرومی توش ضرب گرفته...
میگه برات خوشحالم اما تو رو خدا وابسته نشو...حواست باشه، حواست به دلت باشه...
آخه لعنتی چطوری ؟!!!
چطوری ضرب این آهنگو بگیرم
ذوق و دو دوی این مردمکو
طرحِ نیم دایره رو به بالای لبامو...
آخه مگه دستِ دلم توو دست منه...!
اگه دست من و تو بود که اینهمه شعر از کجا میومد... اینهمه کتاب...!
آخه مگه گُر گرفتنا و یخ کردنا
کولرگازی اتاقه که بشه درجه شو کم و زیاد کرد...!
دله هاااا، دل...
سه تا کلمه لعنتی که حرف حالیش نیست...
هر چقدر زخمی و تیکه تیکه اما مثل اون سربازی که ده تا گلوله خورده و باز آخرین نفسشو خرجِ رسالتش می کنه، این دلم تا آخرین قطره خون میزنه... میگیره.... دل می بنده... دل دل می کنه...
دله دیگه... دل
یا باید با سر شیرجه زد توو آب و شنا کرد و رفت
یا یخ کرده و سِر شده توو صحرای لخت و عور آواره شد...
شتر سواری دولا دولا نمیشه جانم...
وقتی شب میخوابی و میدونی فردا صبح یکی هست که پیغام " صبح بخیر عشق " اول همه پیغاماته، مگه میشه دل نبست...
میشه...؟
در همان ،كوچه باغ قديمي، در
*خواب هاي هر شبم*
با من قرار بگذار،تا زير تك درخت ....
*بيد مجنون* كوچه ................. بوسهء شب بخيرم را بگيرم ......
دستم كه به بيداري ات نميرسد!!!
دير نيايي من از "انتظار" بيزارم
مرا دختر خانوم می نامند...
مضمونی که جذابـیتش نفـس گیـراست...
دنیای دخترانه من ..
نه با شمع...نه با عروسک معنا پیدا نمیکند...
و نه با اشک و افسـون...
اما;تمام اینها را در برمیگیرد ...
دیگــــــر نهــــــ بحثــــــ میـــــ کنمــــــ
نهــــــ توضیــــــحــــ میخواهــــــم , نهــــ توضیــــــحــــ می دهـــم
نه دنبــــــال دلیــــــل میگــــــردم
فقطــــــ
میـــبینمــــ ,سکــــوتــــــ میـــ کنـــم و فاصلـــــه میـــ گیــــرم ...
خدایا امشب میبخشم همه رو ...
خب با کدوم شروع کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
آهـــــــــــــــــــــــــــــــــان ...

لالا لالا بخواب آروم به این دنیا امیدی نیس جوونت بد جوری خسته س دیگه اونی که دیدی نیس
ببند چشماتو آروم باش تموم لحظه هام سیره از این دنیا و آدم هاش از این تقدیر دلگیره
لالا لالا بخواب آروم نبودت مرگ این خونه س از اون روزی که تو رفتی همه میگن یه دیوونه س
چشاتو بستی رو دنیا تو قلب آسمون جا شی زمین بد جوری دلگیره تموم لحظه هام پاشید
من يه دخترم، خالقم به نامم يه سوره نازل کرده !
من يه دخترم، تو تقويم يه روز به نامم ثبت کردن !
با همه مردونگيت هيچوقت نميتونی بفهمی رنگ صورتی واسم يه دنياست !
نميتونی بفهمی عشق به لاک قرمز رو ! گريه کردن بدون خجالت رو !
فهميدنش تو توانت نيست . . .
منم ليلای عشق و زليخای انتظار . . . من يه دخترم !
چرک نويس هيچ احساسی نميشم . .
من دخترم، دخترونه ميخندم!
دخترم و دخترونه ناز ميکنم !
دخترونه حسادت ميکنم !
آره . . . !
من همون دختريم که عشوه هام به باد ميده غرور مردونتو . . . !!
هر شب …
به خودم قول می دهم که
فراموشـت کنم !
وقتی عکست را می بینم
تو را که نه ...
قولم را فراموش می کنم… !
آقـــــــــــــــــــــای شــهـــــــــــــــــــــــــــــردار !!!
بگـویید انـقـــــدر عـــــوض نکـــــنند رنــــگـــــــــــــ و روی ایــــــن شــهـر لعنتی را . . .
ایـن پـیـاده روهـــــــــــا، مـیـــــــــــدان هـــــــــــــا، رنـگـــــ و روی دیـــــــــــوارهــــــــــــا . . .
خـــــــــاطــــــــراتــــــــــــم دارنــــــــــــــد از بـیـــــن می رونــــــــــــــــــد . . .