اقا حامد

گفتنی های دل خودم

شيرين بهانه بود...

فرهاد تيشه ميزد

تا صداي مردم را نشنود

كه ميگفتند

"دوستت ندارد"

نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ , 21:13 توسط HAMED

دِلْ تنگے اَم را با فاصلــہ مے نویسَمْـــ ...
.

 

.

 

.



تا شایدْ فاصلــہ اے بین دِلَمْـــ و تنگے بیُفـــتدْ ...
 
.
 
.
 
.

چــہ خیالــــِ خامے دارممْـــ ... !
 
.
 
.
 
.

اینْ مَدار فاصلــہ مُـــوَربْ اَستْ ...
 
.
 
.
 
.

چندے کــہ بگذردْ ...
 
.
 
.
 
.

دوباره مے شَودْ : " تَــــــنْـــــــــگے ِ دِلْ ...
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۲ , 13:12 توسط HAMED

چه خوش گفتی سهراب.....

زنـבگے رسم פֿـوشاینـבے است.


زنـבگے بال و پرے בارב با وسعت مرگ،


پرشے בارב انـבازہ عشق.


زنـבگے چیزے نیست، ڪہ لب طاقچہ
 
 
 
 عاבت از یاב مـלּ و تو بروב...


هر ڪجا هستم، باشم،

 

آسماלּ مال مـלּ است.


پنجرہ، فڪر، هوا، عشق، زمیـלּ مال
 
 
مـלּاست..
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۲ , 13:12 توسط HAMED

من...

خسته ام

 

 

کوه نکنده ام

 

 

دل کنده ام

 

............

 

.....

 

.

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ , 21:38 توسط HAMED

یک بار که تنهــا بمانی



یک بار که بشکنـــد



دلــت



غــــــرورت




اعتمـــــادت



همین یک بــار ها کافیســــت تا یـک

 

 

عمـــــــر

 



از پشـت نگاهــــی تــرک خـورده به

 

 

آدمهــابنگـری



انقــدر تیـــــــز و برنـــــده میشــوی که



باید تابلـــــوی ورود ممنـــــوع را به

 

خـــــودت نصـب کنـی…!

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ , 21:31 توسط HAMED

آدامس ها
 
 
 
بزرگترین اساتید معنویت هستند


از کودکیمان تلاش می کنند به ما بفهمانند


”هیچ شیرینی ای ماندگار نیست . .. . “
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ , 21:19 توسط HAMED

ﻫﺮ ﺁﺩمی ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ . . .

 


ﯾﮏ ﺭﻭﺯ

 


ﯾﮏ جایی

 


به ﯾﮏ ﻫﻮﺍﯾﯽ

 


ﺑﺮمیگردد !

 


ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ
ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ
ﻫﺴﺖ !

 


ﺣﺘﯽ ﯾﮏ
ﺧﺎﻃﺮﻩ !
...

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ , 21:17 توسط HAMED

ڪاش دنیا یڪـ ـ بار هم ڪہ شده

بازیش را بہ ما مے باختـ ـ

مگر چہ لذتے دارد

ایـטּ بردهاے تڪرارے برایش..

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۲ , 16:7 توسط HAMED

دلتــ را بــﮧ هر کســے نسپــار



ایـטּ روزهــا



بعضی مـرבم از سپــرבه ، بهــره مــے

 

 

פֿـواهنـב....

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ , 16:57 توسط HAMED

روزها نمی گذرند،
 

ما میگذریم
 

از هم
 

و هیچکس سوالى نکرد
 

حداکثر سرعت مجاز
 

چه بود . . !
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ , 21:39 توسط HAMED

امشب یهو دلــــــــــــم کودتا کرد...


تو رو می خواســـــــــــت...


ســَـرَم رو کردم زیر ِ بالش


آروم به دلـــــــــــم گفتم


خــــــــــفه شو...


دوره دموکراسی گذشته...می زنم

 

لهـــــــــت میکنم!!!

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ , 12:59 توسط HAMED

سنگینی بغض هایم....

بغض هايم را به آسمان سپردم ...

 

 خدا به خير کند باران امشب را.....

نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲ , 17:54 توسط HAMED

نیمکت ها...

تو روی نیمکتی


این سوی دنیا


تنها نشسته ای


و همه ی آنچه نداری کسی ست


آن سوی دنیا


روی نیمکتی دیگر


کسی نشسته است


که همه ی آنچه ندارد


تویی...


نیمکت ها را چقد بدچیده اند...

نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲ , 17:52 توسط HAMED

نیاباران....

نیا باران زمین جای قشنگی نیست


من از اهل زمینم خوب میدانم


كه گل در عقد زنبورست


ولی سودای بلبل دارد و


پروانه را هم دوست میدارد...

نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲ , 17:21 توسط HAMED

مرام گل افتابگردون....

به افتخار همه اونايي كه مثل گل آفتابگردان اند.

.

 

.

 

.


چون به گل آفتابگردان گفتن:چراشبها سرت راپايين

.

 

.

 

.

مي اندازي؟

.

 

.


.
گفت:ستاره چشمك مي زند،نمي خواهم به

.

 

.

 

.

خورشيد خيانت كنم.

نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲ , 17:14 توسط HAMED

زندگی.....

زندگي در حال بارگيري است،

.

.

.

.

لطفا صبر کنيد...
.
.
.
.
اينجا سرعت خوشبختي بسيار کم است...!!!
.

.

.
تا زندگي ات لود شود ...

.

.

.

عمرت تمام شده...!!!

نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲ , 17:8 توسط HAMED

حکمت چراغ قرمز

ثانیه های انتظار پشت چراغ قرمز را تاب بیاور ،


شاید که دارند آرزوی کودکی دست فروش را ...


برای یک دقیقه کاسبی بیشتر برآورده می کنند ...

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۲ , 10:57 توسط HAMED
لیست مطالب این صفحه
    بیوگرافی


    دنبال من اومدی؟!
    برچسب‌ها
    دوستان
    کدهای وبلاگ