چت روم
**چت روم مهدیس**
سلام آبجی ها و داداشای گل خیلی خوش اومدین به این وب قدمتونم روی چشم این وب جدید منه امیدوارم که خوشتون بیاد تو این وب سعی میکنیم آخرین اخبار فوتبال ایران مخصوصا اخبار استقلال و بعضی وقتا هم اخبار جهان رو بذاریم،اخبار تیم خودمون یعنی تیم اصله هم که دیگه جای خود داره.

به گزارش وب سایت نود، تزریق پول به ورزش سرنوشت خیلی از ورزشکاران را عوض کرد.اواسط دهه هفتاد بود که یک دفعه انقلابی در رشته های مختلف ورزشی و به خصوص فوتبال رخ داد.پول آمد و خیلی از چیزها را عوض کرد.دیگر مثل سابق نبود که بازیکنان از صبح تا غروب با تاکسی کار کنند یا کارگر کارخانه ها باشند و پس از یک روز طاقت فرسا،بعد از ظهر که شد نیمی از زمان تمرین را از دست بدهند!
چسبیدن واژه "حرفه ای" به ورزش باعث شد تا رفته رفته همه چیز به سمت این واژه کشیده شود.دیگر صبح و بعد از ظهر تمرین بود و تمرین. پول هم به اندازه ای کافی بود که نیازی نباشد تا ورزشکاران سراغ شغل دیگری بروند.با ورود به دهه ۸۰ و علاقمند شدن خیلی از مدیران غیر ورزشی به ورزش شیر سرمایه،بیشتر به سمت ورزشکاران باز شد و در چشم بر هم زدنی خیلی از آنها بار خودشان و هفت نسل شان را بستند.ترانسفر شدن به کشورهای اروپایی بیشتر از پیش رونق گرفته بود و رقم قراردادها به اندازه ای چشمگیر بود که بعضی از ورزشکاران را در زمره پولدارترین چهره ای ایران قرار داد.چهره هایی که با تجارت و سرمایه گذاری در مشاغل مختلف هر روز بر سرمایه شان افزوده می شود و البته خیلی از آنها با افزایش سرمایه شان دست به خیر بودنشان هم بیشتر می شود.بیشتر ستاره ها کارهای زیادی انجام می دهند که از چشم خیلی ها پنهان می ماند.در زیر نگاه کوتاهی می اندازیم به ورزشکارانی که در اصصلاح می گویند:«پولشان از پارو بالا می رود.»
علی دایی
می گویند پولدارترین فوتبالیست است.هم بازی های سابقش در وصف دارایی ها کاپیتان سابق تیم ملی می گفتند:«کاش فقط پارو بود،پول او از در و دیوار بالا می رود.البته خود دایی بارها این موضوع را تکذیب کرده است اما نمی توان این را کتمان کرد که جدا از درآمدهایی که کاپیتان سابق ایران از فوتبال بازی کردن در اروپا و تیم های عربی داشت،دایی تجارت می کند،تولید پوشاک دارد،در بهترین نقاط شهر تهران مغازه داری می کند و ....پس بی دلیل نیست که وقتی حرف پولدارترین فوتبالیست به میان می آید همه از علی دایی یاد می کنند.
مهدي مهدویکيا
یکی از فوتبالیست های پولدار و کم حاشیه هست.بیش از یازده سال حضور در آلمان او را در زمره پولدارهای ورزش ایران قرار داده است.پول ترانسفر شدن کیا زمانی که از پرسپولیس به آلمان سفر کرد به اندازه ای بود که کل تیم پرسپولیس را از بحران نجات داد.یک زمان یکی از رسانه ها درباره میزان دستمزد کیا در تیم هامبورگ نوشته بود که او ۲ ميليون و ۲۰۰ هزار يورو می گیرد.کیا زمانی هم به آبنتراخت فرانکفورت پیوست سالی یک میلیون و پانصد هزار یورو دستمزدش بود تا او را در رده بازیکان گرانقیمت تاریخ این باشگاه قرار بدهد.بازیکن دوست داشتنی فوتبال ایران این روزها در کار ساخت و ساز هم هست و بدون شک با پولی که از راه تجارت در می آورد باید گفت که یکی از ورزشکاران ثروتمند ایران است.
فرهاد مجیدی
کاپیتان سابق باشگاه استقلال سال ها در فوتبال امارات بازی کرد،گل زد و رقم های قرارداد خوبی را امضا کرد.از مجیدی نه تنها در ایران،بلکه در امارات هم به عنوان یکی از ورزشکاران ثرومتند یاد می کنند.او در ۸ سال حضورش درامارات آنقدر از شیوخ این کشور پول گرفته که مغازه،خانه و ...زیادی دارد.به عقیده بعضی از دوستان نزدیک مجیدی او آنقدر پول دارد که شاید در آینده ای نزدیک بتواند از دایی هم سبقت بگیرد.
وحيد هاشميان
می گویند هر بازیکنی که در فوتبال آلمان بازی کرده باشد مایه دار است.هاشمیان زمان زیادی را با رقم های درشت در بوندس لیگا بازی کرد.از اینکه وحید در دنیای تجارت چه کارهایی انجام می دهد اطلاعات زیادی در دست نیست.اما میانگین سالی یک میلیون و پانصد هزار یورو دریافتی در هر سال(هاشمیان تقریبا ۹ سال در آلمان فوتبال بازی کرد) باعث شده تا به او لقب ورزشکار پولدار را بدهند.
علي کريمي
جادوگر فوتبال ایران یک بار قراردادی را با الاهلی امضا کرد که آن زمان می گفتند بالاترین رقم پرداختی به یک بازیکن آسیایی در کشور امارات است.رقمی در حدود ۴ میلیون دلار.کریمی که پس از چند سال حضور در امارات به بایرن مونیخ رفت برای هر فصل بازی در این تیم يک ميليون و پانصد هزار يورو گرفت تا بر اندوختههاي خودش بيفزايد.این اتفاق در حالی رقم خورد که پس از بازگشت از بایرن کریمی در لیگ ستارگان قطر بازی کرد.آن زمان حرف از این بود که او ۵ میلیارد تومان هم از قطری ها گرفته است. کریمی که سابقه بازی در شالکه،استیل آذین والبته پرسپولیس را هم در کارنامه اش دارد سالی که ازاستیل آذین جدا شد طلب ۸۰۰ میلیونی اش را بخشید تا ثابت کند که این رقم ها برای او چندان اهمیتی ندارد.او زمانی هم که در تیم متمول حسین هدایتی بازی می کرد قراردادی بسته بود که می گفتند برابر با کل بودجه فرهنگی چهار دانشگاه بزرگ کشور است!کریمی دستی هم در کارهای تجاری دارد و بدون شک باید گفت که او هم از ورزشکاران مایه دار ایران است.
امیر قلعه نویی
شاید از دورانی که خودش فوتبال بازی می کرد پول زیادی گیرش نیامده باشد اما قلعه نویی از زمانی که مربی شد این اتفاق را جبران کرد.او همیشه یکی از مربیانی بود که در لیگ برتر بیشترین قراردادها را بسته است.قلعه نویی چند سالی هم هست که وارد دنیای تجارت شده و به قول معروف دارد پول روی پول می گذارد.
علی پروین
شماره ۷ معروف پرسپولیسی ها یکی از آن پیشکسوتان دنیای فوتبال است که به پول رسید.او بر خلاف سایر هم بازی هایش پول خوبی از فوتبال در آورد.پروین در آن سال هایی هم که سرمربی پرسپولیس بود دستمزد خوبی از این تیم سرخپوش دریافت می کرد.سلطان چشم تیله ای پرسپولیسی ها خیلی زود وارد کسب و کار شد و هر پولی که از فوتبال درآورد را وارد دنیای کسب و کار کرد.او ابتدا یک مانتو فروشی زد،بعد نمایشگاه ماشینش را راه انداخت،وارد خرید و فروش ملک شده و این روزهای هم یک دفتر خدمات بیمه ای راه اندازی کرد است.
کريم باقری
باقری هم یکی دیگر از ورزشکارانی است که واژه"ثروتمند"دنباله نامش است.او البته زیاد بروز نمی دهد که میزان دارایی اش چقدر است.اما آنقدر در کار وارد کردن کامیون،صادرات نخودچی و فرش خبره شده که جدا از درآمدهایی که از فوتبال داشته باشد گفت کریم ثروت زیادی دارد.البته باقری تا همین چند وقت پیش که فوتبالش تمام نشده بود با پژو ۲۰۶ در تهران چرخ ميزد. او کلا زیاد اهل تجملات نیست و به قول دوستانش کمتر به خرید می رود.
جواد نکونام
قرارداد خوبی با اوساسونا بست.چند سالی هم در کشورهای عربی بازی کرد و زمانی که دوباره به ایران برگشت تا در استقلال بازی کند شایعه شد که ۴ میلیارد تومان از تیم آبی پوش پایتخت گرفته است.او در زمان حضور در پاس تهران هم همیشه جزو بازیکنانی بود دستمزد بالایی داشت.نکونام هم دستی در تجارت دارد و نمی توان به راحتی از کنار نام او در زمینه پولدار بون عبور کرد.دوستان جواد می گویند که به خوبی از پولش استفاده می کند و خیلی هم تجملاتی است.
مسعود شجاعي
مسعود شجاعي هم در اسپانيا ميخ مايهدار شدن را کوبيد.به تأييد سايت رسمي باشگاه اوساسونا او براي هر فصل ۲ ميليون يورو از اين باشگاه گرفته است که براي بازيکني در حد او يک رقم کلان است. مسعود قبل از اين، بيشترين پول دريافتي را از اماراتيها گرفته بود که به گفته خودش نزديک به يک ميليارد تومان بود.براي پول درآوردن امارات هم بدجايي نيست. حتي علي دايي که روزي برايش افت داشت در آسيا بازي کند، دو فصل به الشباب امارات قرار داد بست و ۲ ميليارد به جيب زد.
آندرانیک تیموریان؛جواد کاظمیان،ایمان مبعلی،علی سامره،مهرداد پولادی،مجتبی جباری،سید جلال حسینی و حتی پژمان منتظری که سابقه بازی کردن در تیم های عربی را دارند را هم می توان در این فهرست گنجاند.
این در حالی است که جدا از فوتبالیست ها این روزها پول به سمت خیلی دیگر از رشته های ورزشی سرازیر شده است.حسین رضازاده،بهداد سلیمی،حمید سوریان،حامد حدادی،سعید معروف،محمد موسوی،صمد نیکخواه بهرامی و ...از چهره های سرشناسی هستند که این رقم ها و قرارداد های خوبی در ورزش بسته اند و باید گفت که از مایه دارهای ورزش ایران به حساب می آیند.
به گزارش ورزش 11، زلاتان ابراهیموویچ که در چند روز گذشته رکورد گل زنی در تمامی ادوار تاریخ فوتبال سوئد را با به ثمر رساندن 50 گل زده شکسته بود، رکورد دیگری از خود به جای گذاشت.
زلاتان در دوره 15 ساله حرفه ای خود در تیم های آژاکس، یوونتوس، میلان، اینتر، بارسلونا و پاری سن ژرمن بازی کرده است با به ثمر رساندن 369 گل و گل زنی در تمامی دقایق بازی یک رکورد فوق العاده از خود به جای گذاشت.
زلاتان پیش از این فقط در دقیقه 24 بازی گلی به ثمر نرسانده بود که در بازی با تیم ملی استونی گل دوم خود را در دقیقه 24 به ثمر رساند تا در تمامی دقایق بازی گل زنی کرده باشد.
فقط رونالدو ستاره پرتغالی رئال مادرید پیش از زلاتان به این رکورد دست یافته بود
عکس رکورد رونالدو اولین بازیکنی که این رکورد رو داره:
به گزارش وب سایت برنامه نود، پس از پایان مراسم رونالدو در میکسد زون مقابل دوربین های گزارشگران ایستاد و حرف زد و البته وقتی حرف می زد مسی را بی نصیب نگذاشت و متلکی بار لیونل کرد. زمانی که از او درباره مسی پرسیدند و گفتند این جایزه را مسی هم می توانست بگیرد. رونالدو خیلی راحت جواب داد:« مردم فوتبالدوست جهان باهوش تر از این حرف ها هستند و خیلی از مسائل را می دانند. اگر بخواهم در مورد سوالی در مورد مسی جوابی به شما بدهم؛ نمی توانم با شما صادق باشم. اگر بخواهم همه حقایق را بگویم باید به زندان بروم.» البته با خنده و شوخی حرف زد ولی همه می دانند که در فوتبال، همه شوخی ها جدی هستند.رونالدو خیلی راحت به خبرنگاران گفت که ۴ توپ طلایی که مسی برده به خاطر روابط پشت پرده یوفا و فیفا بوده است.در هرحال رونالدو بازیکنی است که با شکستن رکوردها آشناست و البته بارها و بارها رکوردها را شکسته است. در این مطلب با چند رکورد مهمی که او در اختیار دارد آشنا می شوید.
چهل و هفت تیم
عدد ۴۷ را می بنیید؟ این عدد یعنی تعداد حریفان رئال مادرید که توسط کریستیانو رونالدو دروازه شان باز شده است.تیمهایی که از رونالدو گل خورده اند به این شرح هستند:« آژاکس، آلمریا، آپوئل ، بیلبائو، اتلتیکو، اوسر ، بارسلونا ، بایرن ، بتیس ، دورتموند، سلتا، کپنهاگ، کوردوبا، زسکا، دپورتیوو، الچه ، اسپانیول ، گلاتاسرای ، ختافه ، گرانادا، هرکولس ، یوونتوس، لوانته، لیون ، مالاگا، مایورکا، سیتی ، یونایتد، مارسی ، میلان، ورسیا ، اوساسونا ، پونفرادین، راسینگ، رایو ، سوسیه داد ، شالکه ، سویا ، گیخون، تنه ریف ، تاتنهام، والنسیا ، وایادولید، ویارئال ، خرز ، ساراگوسا و زوریخ.» البته ممکن است رئال چندین و چند بار با تیم هایی که گفته شد بازی کرده باشد اما در این آمار نام تیم ها مهم است. جالب این است که رونالدو به جز دینامو زاگرب به همه رقبای رئال گل زده است.
یک دونده ۱۰۰ متر
همه می دانند که رونالدو تکنیک بالایی دارد. استاد مسلم رقص پاست و البته در زدن ضربات ایستگاهی دارای سبک و سیاق خاصی است. ضربات سر را هم خیلی خوب می زند. قدرت بدنی بالایش باعث شد تا او در دو بازی مقابل سویا و اتلتیکو مادرید ۹۶ متر را در عرض ۱۰ ثانیه طی کند تا کارشناسان درباره دویدنش تحقیقات را شروع کنند. رونالدو می تواند یک متر و ۱۱سانتی متر بپرد و با احتساب قدش ، دو متر ۹۳ سانتی متر از زمین فاصله بگیرد. معلوم است که خیلی خوب می تواند سر بزند. البته بسیاری از بسکتبالیستها به پرش رونالدو غبطه می خورند.در هر حال فیزیکدان ها اذعان دارند که نیروی کریستیانو رونالدو برای دویدن و فوتبال بازی کردن، پنج برابر بیشتر از وزن بدنش است.
۱۷۸ گل برای رئال، ۳۲۵ گل برای همه
کریستیانو رونالدو تا قبل از هفته دوم لالیگا، در بازیهای فصل برای رئال مادرید و از سال ۲۰۰۹ که به این تیم پیوسته، در ۱۶۶ بازی ۱۷۸ گل زده است. در بازیهای جام حذفی در ۲۶ بازی، ۲۰ گل زده، در لیگ قهرمانان اروپادر ۵۱ بازی، ۵۲ بازی زده که آماری فوق العاده محسوب می شود.در ۷ بازی غیررسمی رئال هم ۵ گل به ثمر رسانده که جام گینس آمریکا که قبل از شروع فصل برگزار شد را شامل می شود.در مجموع در ۲۵۰ بازی رئال، ۲۵۵ گل به ثمر رسانده و این نشان می دهد که که او در هر بازی یک گل به ثمر رسانده است.اگر بخواهیم گلهای او را در تیم های اسپورتینگ لیسبون و منچستریونایتد را حساب کنیم او در ۵۷۳ بازی، ۳۷۸ گل وارد دروازه حریفان تیم هایش کرده است که آماری فوق العاده به نظر می رسد.رونالدو برای تیم ملی پرتغال در ۱۱۴ بازی، ۵۰گل به ثمر رسانده که نشان می دهد در تیم ملی، مثل تیم های باشگاهی است نتوانسته بدرخشد.اما آمار کلی گلزنی او هم وجود دارد. رونالدو از زمانی که فوتبالش را شروع کرده در ۵۸۶ بازی، ۳۲۵ گل زده و میانگین ۵۵ صدم گل را دارد که فوق العاده است. این آمار مربوط به مسابقات ملی و باشگاهی و المپیک است.
قهرمانی ها
رونالدو با اسپورتینگ لیسبون یک بار قهرمان لیگ برتر پرتغال و یک بار هم قهرمان سوپرکاپ پرتغال شده است اما با منچستریونایتد سه قهرمانی در لیگ جزیره و یک قهرمانی جام حذفی، دو قهرمانی کارلینگ کاپ، دو قهرمانی جام خیریه و یک قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا و همینطور یک قهرمانی جام باشگاههای جهان را تجربه کرده است.اما با رئال مادرید تنها یک بار قهرمانی در لالیگا و دو قهرمانی کوپا دل ری و یک قهرمانی سوپر کاپ و یک قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا را تجربه کرده است. رونالدو یک بار جایزه براوو، سه کفش طلای اروپا ، دو توپ طلای اروپا، دو بار بازیکن سال فوتبال جهان، یک جایزه پوشکاش و دو بار جایزه پیچیچی و دو جایزه آلفردو دی استفانو را به خودش اختصاص داده و ضمن اینکه کریستیانو ۶ بار در ترکیب تیم منتخب سال فوتبال جهان قرار گرفته است که از او یک بازیکن اسطوره ای تاریخ فوتبال جهان می سازد.لقب سی آر هفت می تواند لقب خوبی برایش باشد اما سی آر رکورد هم لقب برایش نیست.هست؟
به نقل از روابط عمومی سازمان لیگ، در مرحله اول این مسابقات قهرمانان جام حذفی استان ها به مصاف یکدیگر می روند. تیمهای لیگ برتری از مرحله پنجم و یک شانزدهم نهایی وارد این مسابقات میشوند . در این مرحله هیچ تیم لیگ برتری با یکدیگر بازی نمیکند و احتمال رویارویی تیمهای لیگ برتر در صورت پیروزی مقابل حریفانشان در مرحله یک هشتم نهایی وجود دارد.
مرحله اول :
1-قهرمان کرمان-قهرمان ایلام
2-قهرمان آذربایجان شرقی-قهرمان گیلان
3-قهرمان توابع تهران-قهرمان البرز
4-قهرمان بوشهر-قهرمان کردستان
5-قهرمان فارس-قهرمان مرکزی
6- قهرمان آذربایجان غربی-لرستان
7-قهرمان کهگیلویه و بویراحمد-قهرمان خراسان جنوبی
8-نماینده خرمشهر-قهرمان خراسان رضوی
9-قهرمان کیش-قهرمان زنجان
10-قهرمان قم-قهرمان گلستان
11- قهرمان قزوین-قهرمان اصفهان
12-قهرمان یزد-قهرمان هرمزگان
13-قهرمان خوزستان-قهرمان مازندران
14-قهرمان چهارمحال و بختیاری-قهرمان همدان
مرحله دوم حذفی :
15- قهرمان اردبیل با برنده دیدار اول
16-برنده دیدارهای دوم و سوم
17- قهرمان تهران با برنده دیدار چهارم
18- قهرمان سیستان و بلوچستان-برنده دیدار پنجم
19- قهرمان سمنان-برنده دیدار ششم
20- قهرمان کرمانشاه-برنده دیدار هفتم
21- برنده دیدارهای هشتم و نهم
22- قهرمان خراسان شمالی-برنده دیداردهم
23- برنده دیدارهای یازدهم و دوازدهم
24- برنده دیدارهای سیزدهم و چهاردهم
مرحله سوم حذفی:
25-برنده دیدار پانزدهم با فولاد نوین اهواز
26-گیتی پسند اصفهان-پارسه تهران
27-گاز فجر جم بوشهر-کاسپین قزوین
28- فجر سپاسی شیراز با برنده دیدار شانزدهم
29-ملی حفاری اهواز-ایرانجوان بوشهر
30-داماش گیلان –بدر بندر کنگ
31-اتکا گلستان-برنده دیدار هفدهم
32-نساجی مازندران-برنده دیدار هجدهم
33-الوند همدان-گل گهر سیرجان
34-آلومینیوم هرمزگان-نیروی زمینی تهران
35-فولاد یزد-شهرداری جویبار
36-مس رفسنجان-خلخال دشت اردبیل
37-کارگر بنه گز بوشهر-شهرداری دزفول
38-ذوب آهن نوین اصفهان-پاس همدان
39-بعثت کرمانشاه با برنده دیدار نوزدهم
40-راهیان کرمانشاه-برنده دیدار بیستم
41-استقلال اهواز-ایرانجوان بوشهر
42-گهر دورود-استقلال آبی تهران
43-شهرداری اردبیل-یزد لوله
44-صنعت ساری-مس سونگون ورزقان
45-شهرداری بندرعباس-ابومسلم خراسان
46-پرسپولیس گناوه-شهرداری تبریز
47-بهمن شیراز-برنده دیدار بیست و یکم
48-صنعت نفت نوین آبادان-برنده دیدار بیست و دوم
49-خونه به خونه بابل-مس کرمان
50-نفت و گاز گچساران-صنعت نفت آبادان
51-شهرداری یاسوج-برنده دیدار بیست و سوم
52-پرسپولیس شمال-سیاه جامگان مشهد
53-کاروان اهواز-ماشین سازی تبریز
54-شهرداری لنگرود با برنده دیدار بیست و چهارم
مرحله چهارم :
55-پیام وحدت مشهد-برنده دیدار بیست و پنجم
56-برنده دیدار بیست وشش و بیست و هفت
57-برنده دیدار بیست و هشت و بیست و نه
58-برنده دیدار سی و سی و یکم
59-برنده دیدار سی و دو و سی و سه
60-برنده دیدار سی و چهار و سی و پنج
61-برنده دیار سی و شش و سی و هفت
62-برنده دیدار سی و هشتم و سی و نهم
63-برنده دیدار چهل و چهل و یکم
64-برنده دیدار چهل و دوم و چهل و سوم
65-برنده دیدار چهل و چهارم و چهل وپنجم
66-برنده دیدار چهل و ششم و چهل و هفتم
67-برنده دیدار چهل و هشتم و چهل و نهم
68-برنده دیدار پنجاه و پنجاه و یک
69-برنده دیدار پنجاه و دو و پنجاه و سه
70-نفت امیدیه با برنده دیدار پنجاه و چهار
مرحله پنجم :
71-استقلال تهران با برنده دیدار پنجاه و پنج
72-فولاد خوزستان با برنده دیدار پنجاه و شش
73-استقلال خوزستان با برنده دیدار پنجاه و هفت
74-ذوب آهن اصفهان با برنده دیدار پنجاه و هشت
75-فولاد مبارکه سپاهان با برنده دیدار پنجاه و نه
76-نفت مسجد سلیمان با برنده دیدار شصت
77-پرسپولیس تهران با برنده دیدار شصت و یک
78-راه آهن تهران با برنده دیدار شصت و دو
79-نفت تهران با برنده دیدار شصت و سه
80-صبای قم با برنده دیدار شصت و چهار
81-ملوان بندر انزلی با برنده دیدار شصت و پنج
82-پیکان تهران با برنده دیدار شصت و شش
83-پدیده مشهد با برنده دیدار شصت و هفت
84-گسترش فولاد تبریز با برنده دیدار شصت و هشت
85-تراکتورسازی تبریز با برنده دیدار شصت و نه
86-سایپای البرز با برنده دیدار هفتاد
با اتمام جام جهانی، اکنون می دانیم که برندگان چه کسانی بودند، می دانیم تیم ها کجای کار از مسابقات خداحافظی کردند و این که کشورهایشان نسبت به دستاوردهای تیمشان چه واکنشی نشان دادند، اما تمام این ها چگونه بر عملکرد واقعی تیم ها دلالت می کند؟ چه تیمی بهتر از سایرین به انتظارات جامه عمل پوشاند. در این جا تلاش می کنیم تا یک رده بندی دیگری بر حسب این که تیم ها تا چه اندازه انتظارات مردم کشورهای خود را ارضا کردند ارائه نماییم.
چه می خواستند: یک مرحله گروهی قابل احترام.
چه انتظاری بود: فاجعه آفرینی.
چه کردند: بزرگترین جام جهانی خود را تجربه کردند، بزرگترین داستان برای تیمی که هیچ امیدی به او نمی رفت، رقم خورد.
چه می خواستند: در نهایت، پیروزی.
چه انتظاری بود: یک چالش قدرتمند برای تصاحب جام.
چه کردند: پیروزی ای که 14 سال در پی اش بودند.
چه می خواستند: از گروه خود صعود کنند.
چه انتظاری بود: احتمالاً حذف در مرحله گروهی.
چه کردند: حضور در نیمه نهایی و به چالش کشیدن سن و سال تیم و انتظارات.
چه می خواستند: در پی از دست دادن رادامل فالکائو، فقط صعود از گروه.
چه انتظاری بود: رسیدن به یک هشتم نهایی.
چه کردند: حضور در یک چهارم نهایی، بهترین حضور در جام جهانی تاکنون.
چه می خواستند: حداقل نیمه نهایی، پس از یک انتظار 24 ساله، و از مسی تکرار افتخار دیگو مارادونا.
چه انتظاری بود: رسیدن به نیمه نهایی.
چه کردند: یک شکست خفیف در فینال، و مسی افتخار مارادونا در سال 1990 را تکرار کرد.
![]()
چه می خواستند: یک نمایش خوب در مرحله گروهی.
چه انتظاری بود: حذف زودهنگام.
چه کردند: صعود از گروه برای نخستین بار در تاریخ و بازی پایاپای با تیم قهرمان جام.
چه می خواستند: صعود از گروه.
چه انتظاری بود: صعود به عنوان تیم دوم پس از اسپانیا.
چه کردند: یک کارزار حماسی به راه انداختند که به مراتب بیش از انتظار صعود آن ها از گروه بود. دیدارشان با تیم میزبان به ضربات پنالتی کشیده شد. آن ها نخستین تیم بودند که ثابت کردند برزیل شکست پذیر است.
چه می خواستند: اندکی شادی مجدد.
چه انتظاری بود: با توجه به وضعیت حساسی که از چندماه قبل از شروع جام در آن بودند، همه چیز و هیچ چیز.
چه کردند: رسیدن به یک چهارم نهایی و اگرچه شکست آن ها اندکی دلسردکننده بود، نباید این جام جهانی را تحت شعاع قرار دهد. جام اخیر به وضوح به بازگشت و سرزندگی آن ها کمک کرد.
چه می خواستند: شانسی برای صعود از گروه.
چه انتظاری بود: در مرحله گروهی بعد از تیم های آلمان، پرتغال و غنا، تیم آخر گروه شوند.
چه کردند: جام جهانی برای آن ها به مراتب بیشتر از امیدها و آمالشان اتفاق افتاد. آن ها نه تنها آخر نشدند بلکه از گروه خود صعود کردند. در یک هشتم نهایی اما اسیر بلژیک شدند و به رغم ارائه یک بازی پایاپای در دقایق آخر وقت های اضافه کم آوردند.
چه می خواستند: صعود از گروه خود.
چه انتظاری بود: نبرد سخت با کرواسی برای قرار گرفتن در رتبه دوم بعد از برزیل در گروه A.
چه کردند: پیروزی در آن نبرد، و تقریباً پیروزی برابر تیم میزبان و هلند.
چه می خواستند: عدم ناکامی به عنوان تیمی که معلوم نیست در چه حد و اندازه هایی است.
چه انتظاری بود: بستگی دارد به حرف چه کسی گوش کنیم. یک انتظار منطقی این بود که این تیم جوان دست کم بتواند از گروه خود صعود کند.
چه کردند: حضور در یک چهارم نهایی، اما تقریبا در تمام بازی های خود به غیر از یکی، چندان تأثیربرانگیز ظاهر نشدند.
![]()
چه می خواستند: صعود به مرحله یک هشتم.
چه انتظاری بود: یک بازی به شدت دشوار برابر بوسنی برای دوم شدن در گروه خود پس از آرژانتین.
چه کردند: سفر به مرحله ی حذفی، آن ها اولین تیم آفریقایی بودند که در رسیدن به مرحله حذفی هت تریک کردند، و استفان کشی اولین مربی آفریقایی شد که به مرحله حذفی راه می یافت.
چه می خواستند: شانسی برای صعود.
چه انتظاری بود: حذف در مرحله گروهی.
چه کردند: نه بابت نحوه بازی هایشان، بلکه بابت صعود از گروه تشویق و تمجیدهای فراوانی نصیبشان شد. آن ها برای نخستین بار از گروه خود صعود کردند.
14 . غنا
چه می خواستند: راهیابی به مرحله یک هشتم همراه با یکی از تیم های آلمان یا پرتغال.
چه انتظاری بود: حذف در مرحله گروهی.
چه کردند: انبوهی از بدشانسی. آن ها تیمی بودند که نتیجه ی پایانی شان به مراتب نازل تر از سطح استعدادهایی بود که در اختیار داشتند.
چه می خواستند: بعد از صعود جانانه به جام جهانی، اندکی ثبات.
چه انتظاری بود: حذف زودهنگام و شکست سهل الوصول در بازی ها.
چه کردند: تشویق و تمجیدهای فراوان، و بهترین تیم به لحاظ دفاعی.
چه می خواستند: دست یابی به رتبه ای که حاصل زحماتشان را برداشت کرده باشند.
چه انتظاری بود: زنده کردن امیدها برای آینده.
چه کردند: یک شکست وحشتناک برابر فرانسه، اما به غیر از آن، سه نمایش بسیار دیدنی از خود به جای گذاشتند.
چه می خواستند: کنار زدن ایتالیا یا انگلستان.
چه انتظاری بود: صعود به یک هشتم.
چه کردند: دقیقاً همین کار را کردند، اما قربانی خطای دیوانه وار لوئیس سوارس شدند و بسیاری از تشویق و تمجیدهایی که بابت صعود از گروه برای خود به هم زده بودند، به عکس خود تبدیل شد.
چه می خواستند: اندک شانسی برای صعود از گروه.
چه انتظاری بود: حذف زودهنگام.
چه کردند: همان حذف زودهنگام، اما سه نمایش فوق العاده از خود به نمایش گذاشتند.
چه می خواستند: جایی در میان 16 تیم پایانی.
چه انتظاری بود: یک فرصت خوب برای حضور در یک هشتم نهایی.
چه کردند: در جامی که چنین انتظاری چندان دور از دست نبود نتوانستند به هدف خود دست یابند. اما دو نمایش فوق العاده از خود به جای گذاشتند.
چه می خواستند: تحقیر نشوند.
چه انتظاری بود: تحقیر شوند.
چه کردند: احترام به دست آوردند، آن ها هر سه بازی خود را باختند اما در دو بازی اولی خود برابر شیلی و هلند شجاعانه در میادین ظاهر شدند.
چه می خواستند: برای نخستین بار از گروه خود صعود کنند.
چه انتظاری بود: با این نسل طلایی، از گروه خود صعود کنند.
چه کردند: یک ناامیدی دیگر، اما بدتر از آن، نمایش های بسیار ملالت بار.
چه می خواستند: صعود از گروه خود در اولین حضور این کشور در جام جهانی.
چه انتظاری بود: به هدف خود نزدیک شوند.
چه کردند: یک نمایش دست پاچه و ضعیف در دومین بازی گروهی برابر نیجریه که تمام تلاش های آن ها را خنثی کرد و به حذف زودهنگام از جام انجامید.
![]()
چه می خواستند: نمایش باوقار.
چه انتظاری بود: حذف زودهنگام.
چه کردند: شکست بد، اما بعد از خطاهای متعددی که انجام دادند.
چه می خواستند: حضور در میان 16 تیم نهایی.
چه انتظاری بود: دست کم به هدف خود نزدیک شوند.
چه کردند: یک نمایش به شدت ناامیدکننده. این که آن ها در بازی سوم خود نیز از شانس صعود برخوردار بودند نکته ی مهمی نیست، چرا که ساختار این تیم پیش از این ویران شده بود.
چه می خواستند: صعود از گروه.
چه انتظاری بود: دست کم مبارزه تنگاتنگ با روسیه و بلژیک برای کسب رتبه دومی در گروه.
چه کردند: یک حضور خسته کننده در جام داشتند، و در دیداری که بیشتر از همه شانس پیروزی داشتند به نحو در هم خردکننده ای قافیه را باختند.
چه می خواستند: امید برای آینده، اما هنوز انتظار داشتند که از گروه خود صعود کنند.
چه انتظاری بود: دست کم حضور در جمع 16 تیم.
چه کردند: بدترین حضور خود را در تاریخ جام جهانی تجربه کردند.
چه می خواستند: صعود به مرحله حذفی، و اعلام قدرت برای جام جهانی 2018.
چه انتظاری بود: راه یابی به جمع 16 تیم نهایی.
چه کردند: یک جام شوم را تجربه کردند و زودهنگام از جام وداع کردند.
چه می خواستند: قهرمانی در جام جهانی، و امحاء خاطرات زشت 1950.
چه انتظاری بود: تمام موارد فوق.
چه کردند: شکستی به مراتب ویرانبارتر، آن چنان که واقعاً خاطرات 1950 را محو کرد.
![]()
چه می خواستند: یک تورنمنت جذاب هم به خاطر تیمشان و هم به خاطر کریس رونالدو.
چه انتظاری بود: یک نمایش خوب، و دست کم صعود از گروه.
چه کردند: هیچ یک از این ها، و یک نمایش ناامیدکننده.
چه می خواستند: اندک شانسی برای قهرمانی.
چه انتظاری بود: اندک شانسی برای قهرمانی.
چه کردند: تقریباً عکس تمام موارد فوق آن چنان که در مرحله گروهی از پای درآمدند.
چه می خواستند: بازهم تاریخ سازی، و تجربه ی چهارمین جام معتبر.
چه انتظاری بود: بستگی دارد به حرف چه کسی گوش کنید. اندیشه یک شکست نامتعارف همیشه وجود داشت، اما نه انقدر وحشتناک، به ویژه زمانی که این قدر بازیکن طراز اول داشتند.
چه کردند: تاریخ سازی از مدافع عنوان قهرمانی به بدترین شکل ممکن.
32. کامرون
چه می خواستند: به چالش کشیدن مکزیک و کرواسی برای کسب رتبه دومی در گروه.
چه انتظاری بود: یک نمایش قابل قبول.
چه کردند: یکی از بدترین حضورهای خود را در جام جهانی تجربه کردند.
چند روز دیگر لیگ برتر فوتبال ایران آغاز میشود و همه ما برای فراموشی جام جهانی آماده میشویم. لیگ برتر ما که به هفته ۳ و ۴ برسد٬ لیگهای اروپایی هم کم کم از راه میرسند و دوباره تنور فوتبال را در شبکههای ورزشی داغ میکنند. ما اینجا سعی کردهایم ۱۰ تیم جذاب فصل آتی را شناسایی و به شما معرفی کنیم. ۱۰ تیمی که نباید تماشای بازیهایشان را از دست داد.
آژاکس
ایرانیها از آژاکس تصوری کلیشهای دارند: «باشگاهی که آکادمی فوقالعادهدارد و استعدادهای خارقالعادهای را پرورش میدهد». البته این گزاره خالی از واقعیت نیست اما همهی ماجرا را هم لو نمیدهد. شاید دلیلش عدم پخش بازیهای لیگ هلند باشد. تماشاگران شبکه سوم سیما – و در این چند سال اخیر شبکه ورزش -٬ خیلی که خوششانس باشند٬ میتوانند تنها دو یا سه بازی از تیم آژاکس آمستردام را در رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا مشاهده کنند. همین هم باعث شده تا حتی کارشناسان تلویزیونی هم همیشه از آژاکس به مثابه یک آکادمی یاد کنند و هیچ حرف تازهای از این تیم پرسابقه هلندی به میان نیاورند. با این همه آژاکسیّها امسال با هدایت فرانک دیبوئر٬ پس از سالها توانستهاند شاکله اصلی تیمشان را در فصل نقل و انتقالات حفظ کنند و بیشتر بازیکنان کلیدیشان را در آمستردام نگه دارند. بازیکنانی نظیر ویکتور فیشر٬ ریچاریو زیوکویچ٬ جوئل فلتمن و ریکاردو کیشنا. این باشگاه خوشنام هلندی اگر بتواند دنی بلایند و داوی کلاسن را هم در تیم خودش نگه دارد٬کاری کارستان کرده و پس از مدتها میتواند در رقابتّهای قارهای حرفی برای گفتن داشته باشد.
بارسلونا
«خط حمله بارسا در فصل پیش رو از بازیکنانی نظیر مسی٬ نیمار و سوارس تشکیل می شود». آیا باید توضیح بیشتری بدهیم؟
بگذارید یک نکتهی دیگر را هم ذکر کنیم. لوییس انریکه سرمربی جدید بارساست و میخواهد دوباره موفقیتهای باشگاه با دوست سابقش یعنی پپ گواردیولا را زنده کند. انریکه که در زمان بازیاش هم حسابی محبوب بود و دل همه بارساییها را بدست میآورد٬ میتواند فصلی فوقالعاده را برای کاتالانها رقم بزند. او در فصل نقل و انتقالات به دنبال یک مدافع ششدانگ واقعی است و میخواهد به قرض دادن جوانهای با استعدادی همچون دلوفو و رافینیا هم پایان دهد. بارسای انریکه میتواند فصلی تازه را برایمان رقم بزند و خدا را شکر شبکه ۳ و شبکه ورزش هم به لالیگا علاقه فراوانی دارند و ما میتوانیم بدون نیاز به ماهواره همسایه بازی این تیم ریشهدار را ببینیم.
بایرنمونیخ
احتمالا بایرن مونیخ از قهرمانی در بوندسلیگا سیراب شده. آنها در فصل گذشته هفتهها زودتر از پایان بازیها قهرمان شدند و بوندسلیگا را تک قطبیتر از هر زمانی ساختند. با این همه بایرن ثابت کرده که هیچگاه قهرمانی در بوندسلیگا را اولویت دومش قرار نمیدهد. آنها امسال میخواهند کاری که پارسال موفق به انجام آن نشدند را به اتمام برسانند؛ قهرمانی توامان در لیگ و لیگ قهرمانان. کاری که همین دو سال پیش توانستند به خوبی از عهده انجام آن بر بیایند. گواردیولا برای نیل به این هدف٬ لواندوفسکی را از حریف دیرینه – یعنی دورتموند – به خدمت گرفته و حالا خط حملهای زهردار ساخته. خط حملهای متشکل از مانژوکیچ٬ گوتزه٬ توماس مولر و همین لواندوفسکی. بایرن خوان برنانت را از والنسیا خریدهاند تا دفاع چپشان را ترمیم کنند و در نظر دارند دیوید آلابای اتریشی را جایگزین تونی کروس کنند. البته شنیدهها از مونیخ حاکی از آن است که شاید مقامات بایرن ایسکو را از مادرید راهی آلیانسآرهنا کنند تا جای خالی تونی کروس را به هیچ عنوان حس نکنند. بایرن از آن تیمهایی است که بازیهایش کم پخش نمیشود. تماشای بازی آنها را در فصل پیشرو از دست ندهید.
منچستر یونایتد
مگر میشود تماشای بازیهای منچستر فانخال را از دست داد؟ همین چند روز پیش بود که روزنامهّای انگلیسی تیتر زدند: «پایان عصر فرگی؛ دوران فانخالیسم فرا رسیده.» منچستر هرچقدر بازیکن بخرد و یا بفروشد باز هم جذاب است. خاصه حالا که فانخال را در روی نیمکت خود میبیند. بازیهای دوستانه یونایتد در کالیفرنیا حاکی از آن است که سرمربی هلندی میخواهد شیوهمحبوب کشورش را در منچستر پیاده کند: ۳-۴-۳
این شیوه به منچستر امکان میدهد تا به طور همزمان از ماتا٬ رونی و فانپرسی استفاده کند. به ویژه که اگر به قول انگلیسیها کمی «کاستومایز» شود و به ۲-۱-۴-۳ تبدیل شود.
مشکل اصلی شیاطین سرخ در فصل پیش رو عدم داشتن یک رهبر واقعی در میانه میدان است. مشکلی که فانخال باید فکری به حال آن کند هر چه زودتر یک ستاره را به مرکز زمینش بیاورد. با این همه به نظر میرسد دخیا٬ فانپرسی٬ ماتا و لوک شاو از خوبهای یونایتد در فصل پیشرو باشند.
مارسی
درستخواندید. مارسی. مارسی فرانسه. آنها در این فصل مارچلو بیلسا را به خدمت گرفتهاند. سرمربی سرشناس آرژانتینی که میتواند تیمی جذاب را روانه لیگ یک فرانسه کند. بیلسا طرفدار سبک بازی واقعی فوتبال است. بازی تهاجمی که روح آمریکای جنوبی در آن موج میزند. به همین خاطر در تمرینات پیشفصل از سیستم ۳-۱-۳-۳ استفاده کرده و تیمی کاملا متفاوت ساخته.
بیلسا الگوی بسیاری از مربیان جوانان جهان و به خصوص آمریکای لاتین است. او را با مصاحبههای عجیب و غریبش میشناسند و همه اینّها میتواند به جذابیتهای لیگ یک فرانسه بیفزاید. لیگی که متاسفانه مورد بی مهری شبکههای داخلی قرار گرفته است.
ساوتهمپتون
ساوتهمپتون میتواند پدیده امسال مسابقات لیگ برتر جزیره باشد. آنها پس از سالّها به سراغ یکی سرمربی هلندی رفتهاند و رونالد کومان موفق را از فاینورد به جزیره کشاندهاند. کومان که کارش در فاینور را به بهترین شکل انجام داد و جوانان زیادی را به تیم ملی هلند تقدیم کرد٬ میتواند تعدادی از استعدادهای ناب هلندی را راهی لیگ جزیره کند.
بذارید یک مثال ساده بزنم؛ ریکی لمبرت٬ مهاجم موفق فصل گذشته ساتهمپتون در پایان فصل به تیم لیورپول پیوست اما کومان خیلی زود جای او را با گراتزیانو پله ی ایتالیایی - که در فاینورد رشد کرده - پر کرد. دوسان تادیچ هم میتواند آدام لالانای جدید باشد. حتی گفته میشود اگر دژان لوورن باشگاه را ترک کند٬کومان بدون فوت وقت استفان دفریج را به انگلیس فرا میخواند. تماشای بازیهای ساوتهمپتون در این فصل را از دست ندهید. آنها میتوانند از آن ماهیهای کوچکی باشند که ماهیهای بزرگ را میبلعند!
رئال مادرید
مدافع عنوان قهرمانی در رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا همینطوری هم چشم نواز بود و نیازی به خرید تازه نداشت اما فلورنتینو پرز را که میشناسید؟ او امسال هم دو ستاره به نامهای تونی کروس و خامس رودریگس را به خدمت گرفت و تیمی کهکشانی«تر» را ساخت.
بدون شک حالا تنها سوال باقیمانده این است که کارلو آنچلوتی چگونه تیمش را میچیند و به چه روشی از ستارگانش بازی میگیرد.
مادرید با وجود بازیکنانی نظیر رونالدو٬ بیل٬ بنزما٬ جیمز٬ مودریچ٬ کروس و... دیدنیتر از همیشه شده است. «بچهّها ما گل میخوایم»!
تاتنهام
تاتنهام از کابوس مربیگری مربی جوانی به نام تیم شروود فرار کرد و عنان کارش را دست مربی جوان دیگری داد: موریچیو پوچتینو. پوچتینوی آرژانتینی به خوبی خود را در اسپانیول و ساوتهمپتون به اثبات رسانده و میخواهد روند موفقیتش را در باشگاه لندنی هم ادامه دهد.
او به تلاش فراوان علاقه دارد. به قول انگلیسیّها : «هارد ورکینگ». تیمهای او اغلب خیلی خوب دفاع میکنند. پرس شدیدی را به اجرا میگذارند و هیچ فرصتی را تقدیم رقبا نمیکنند.
او در تاتنهام استعدادهای جوانی همچون همطونش اریک لاملا را در اختیار دارد و میتواند فصلی فوقالعاده را برای تماشاگران وایتهارتلین رقم بزند. آنها به هر قیمتی که شده میخواهند در بین ۴ تیم بالایی جدول باشند. جایی که آنها را به مسابقات لیگ قهرمانان فصل پرتاب میکند.
رم
والتر ساباتینی٬ مدیر فنی تیم رم در هفتههای گذشته روزهای سخت و پرکاری را پشت سر گذاشته است. او رودی گارسیا را در تیم نگه داشت و مدت قرارداد آقای سرمربی را افزایش داد. سپس اشلی کول و ایتوربه را به تیم اضافه کرد تا رم تیم بهتری داشته باشد.
جالاروسی برای فصل پیشرو برنامههای زیادی در سر دارد. آنها پس از چند سال غیبت دوباره به لیگ قهرمانان برگشتهاند و برای مبارزه در سریآ هم حسابی آمادهاند.
رم یکی از آن تیمهای دوست داشتنی فوتبال ایتالیاست که بازیهایش کمتر پخش میشود اما ما به شما توصیه میکنیم تماشای بازیهای این تیم پایتختنشین را از دست ندهید و اگر موفق به دریافت فرکانس شبکههای پخش مستقیم سریآ نشدید٬ حداقل هایلایت بازیّها را از همین سایت متافوتبال دانلود کنید.
زنیت سنتپترزبورگ
در تاریخ یک آگوست بازیهای لیگ سراسری روسیه شروع میشود. بازی اول را اسپارتاگ موسکو مقابل زنیت سنتپترزبورگ انجام میدهد تا تنور لیگ داخلی این کشور سردسیر از همان ابتدا داغ شود.
آغاز لیگ روسیه یعنی بازگشت آندره ویاش بواش به دنیای مربیگری و البته یعنی بازگشت هالک به زمین فوتبال!
زنیت در سالهای گذشته سرمایهگذاری فراوانی در دنیای فوتبال انجام داده است و برای گرفتن نتیجه بیتابی میکند. آنها بعد از اخراج لوچیانو اسپالتی روی به سرمربی سابق چلسی آوردهاند و خیلی دوست دارند موفقیتهای چلسی٬ باشگاه تحت مالکیت آبراموویچ روس را تجربه کنند.
در حالی که استیون جرارد می توانست در این تابستان انتظارات بیشتری از فوتبال حرفه ای خود داشته باشد، فیلیپ لامِ قهرمان کاری بیشتر از کناره گیری از فوتبال ملی نمی توانست انجام دهد. در این مقاله نگاهی خواهیم انداخت به بازیکنانی که در اوج تصمیم به بازنشستگی گرفتند.
10) زین الدین زیدان
به حساب آوردن بازیکن بزرگی که آخرین بازی حرفه ای او توأم بود با اخراج از زمین مسابقه ممکن است اندکی عجیب به نظر برسد، اما اگر آن مسابقه فینال جام جهانی باشد وضعیت اندکی فرق می کند. برخورد زیدان با مارکو ماتراتزی، رؤیای شاید طلایی ترین استعداد این نسل از فوتبال فرانسه را نقش بر آب کرد.
![]()
اما این درواقع آخرین مسابقه در آخرین تورنمنتی بود که زیدان استعدادهای خود را به نمایش می گذاشت، اهمیت این تورنمنت برای فرانسه به ویژه زمانی ملموس تر می شود که فرانسه برای رسیدن به فینال توانسته بودند در مرحله یک چهارم نهایی برزیل را از سد راه بردارند. زیدان که نقش مؤثری در راهیابی تیمش به فینال این جام داشت به سادگی با انجام یک تصمیم غلط تمام زحمت های خود را زیر سوال برد ولی با این حال او جزو استعدادهای ناب دنیای فوتبال بود که در اوج از تیم ملی کناره گرفت.
9) دیوید بکام
البته معانی مختلفی می توان برای "در اوج بودن" در نظر گرفت. دوران حرفه ای دیوید بکام به عنوان یک نیروی نابغه در فوتبال حرفه ای در واقع در سال 2003 زمانی که رئال مادرید را به قصد لوس آنجلس گالکسی ترک کرد، به سر آمد. لیگ آمریکا آن طور که بسیاری معتقدند یک لیگ برای بازنشسته ها نیست، اما بسیار نازل تر از استانداردهای لیگ های اروپایی است که بکام در آن ها نقش آفرینی کرده بود.
با این حال بکام جذاب ترین فوتبالیست جهان باقی می ماند اگر چه در اواخر دیگر به عنوان یک بازیکن برتر در نظر گرفته نمی شد. در نهایت باید گفت که بسیاری از هم قطاران بکام با ابهت تر از او از دنیای فوتبال کناره گرفتند.
8) مانوئل سانچز
در سال 2001 که فلورنتینو پرز لوئیس فیگو را از بارسا راهی رئال کرد و زیدان را نیز به خدمت تیم خود درآورد، دیگر جای چندانی برای ستاره سابق مادرید یعنی مانوئل سانچز نبود. این دفاع وسط اسطوره ای رئال باید پس از 18 سال تلاش برای موفقیت های رئال به کار خود پایان می داد.
سانچز در سال 2001 ، پس از فتح لالیگا و لیگ قهرمانان اروپا از فوتبال کناره گرفت. وی توانست مجموع عناوین قهرمانی خود را به عدد 14 برساند و در کنار پدر خود، مانوئل سانچز مارتینز، به تنها پدر و پسری تبدیل شدند که لیگ قهرمانان اروپا را فتح می کردند.
7) هونگ میونگ-بو
"همیشه بگذارید بیشتر بخواهند" یک شعار قدیمی است، اما شعار بهتری که ورد زبان میونگ بو بود عبارت بود از بکش عقب وقتی که چیز بهتری عایدت نمی شود.
بزرگترین موفقیت تیم ملی فوتبال کره جنوبی راهیابی این تیم به نیمه نهایی جام جهانی 2002 بود.
![]()
بهتر از این نمی شد به اوج رسید، و بهترین بازیکن تیم ملی کره جنوبی و کاپیتان این تیم نیز به خوبی می دانست که این بهترین فرصت برای کناره گیری از فوتبال است. اما فوتبال او در تیم ملی به همین جا ختم نشد، وی در جام جهانی 2014 نیز در قامت یک مربی به تیم ملی کشورخود بازگشت، اما نتوانست در این تورنمنت موفقیتی کسب کند.
6) پله
در حالی که دوران حرفه ای او در سطح باشگاهی چندسالی با باشگاه سانتوس ادامه یافت، دوران حرفه ای او در عرصه ملی مدت کوتاهی پس از عظیم ترین موفقیت او همراه با تیم ملی برزیل به پایان رسید. آوردن نام پله در این فهرست ممکن است کمی تعجب آور باشد زیرا پله بعد از قهرمانی در فینال جام جهانی 1970 در چهار بازی دوستانه دیگر همراه با تیم ملی کشور خود در میادین ظاهر شد، اما معدود بازیکنان دیگری پیدا می شوند که گلزنی در فینال جام جهانی از آخرین حضورهای آن ها در عرصه فوتبالی بوده باشد.
5) فیلیپ لام
جای تعجب دارد که چرا نیمی از تیم ملی آلمان که به تازگی قهرمانی در جام جهانی را جشن گرفته اند، در بازنشستگی فیلیپ لام او را تنها گذاشتند. امروزه روز برپایی امپراطوری در عرصه فوتبالی کار دشواری است. به رغم جمعی از ستاره ها که تیم ملی آلمان در اختیار دارد، شانس های این تیم در آبنده ای نزدیک برای ادامه ی حکمرانی بر فوتبال کم تر و کم تر می شود.
![]()
تیم ملی آلمان بی تردید بدون لام تیم ضعیفی می بود. لام در برزیل قدرتمندترین بازیکن در سه پستی بود که یوآخیم لو برای او در نظر گرفته بود. لام شاید به حضور خود در میادین در قالب باشگاه بایرن مونیخ ادامه دهد، اما آخرین باری که لام را در پیراهن تیم ملی آلمان دیدیم همانی بود که پرچم ژرمن ها را در کنار جام قهرمانی به اهتزاز درآورده بود.
4) فرانس پوشکاش
برخی بازیکنان دوران حرفه ای خود را با انبوهی از مدال ها که شایسته استعدادهای آنهاست به اتمام نمی رسانند، اما پوشکاش قطعاً جزو این بازیکنان نیست. ده قهرمانی در لیگ و سه قهرمانی لیگ های اروپایی، از جمله افتخارات این بازیکن است، و آخرین افتخار او نیز در آخرین سال فعالیت حرفه ای او رقم خورد. در حقیقت، فعالیت حرفه ای پوشکاش در دو سال آخر دوران حرفه ای با افت مواجه شده بود (در دو فصل 26 بار در میادین حاضر شد) اما هنوز هم نقش بسیار مؤثری داشت و با کمک های او بود که رئال مادرید توانست طی 11 سال به ششمین عنوان قهرمانی اروپایی خود دست یابد. با این حال او در فینال بازی نکرد، رئال در این دیدار پارتیزان را شکست داد، اما بهترین بازیکن رئال شایسته این بود که با بزرگترین جایزه عرصه باشگاهی از فوتبال کناره بگیرد.
3) یوهان کرایف
گاهی اوقات، نوابغ تند مزاج دورانی شایسته ندارند. یا مرتکب کاری می شوند یا چیزی می گویند که بخت از آن ها گریزان می شود. آری، کرایف جزو این دسته از افراد نبود، اگرچه تعداد آدم هایی که از دست او رنجیدند به اندازه تعداد مدال های او زیاد بود. وی در دوران حرفه ای خود موفق شد 10 عنوان لیگ، سه عنوان قهرمانی اروپای و سه بار توپ طلای سال را به دست آورد.
![]()
اما آخرین عملکرد حرفه ای او به نحو جالبی رقم خورد، پس از آن که آژاکس حاضر نشد قرارداد جدیدی با او منعقد کند کرایف با پیوستن به تیم رقیب آژاکس، یعنی فاینورد، سعی کرد واکنش نشان دهد و به رغم شکست 8-2 در نخستین دیدار دو تیم در ابتدای فصل، این کرایف بود که آخرین لبخند را به لب داشت، زمانی که در تیم جدیدش توانست تیم قدیم را از رسیدن به عنوان قهرمانی بازدارد و فاینورد را به قهرمانی برساند. وی بلافاصله بعد از این قهرمانی از فوتبال کناره گرفت.
2) فرانک ریکارد
در حالی که وی یکی از بازیکنان بزرگ نسل خود به حساب می آمد، دوران حرفه ای ریکارد معمولاً به علت موفقیت عظیم او به عنوان مربی بارسلونا کمتر به چشم می آید.
ریکارد یکی از آن سه هلندی بزرگی بود که به قهرمانان آث میلان تبدیل شدند، در کنار مارکو فان باستن و رود گولیت. وی که در سال 1993 به آژاکس بازگشت در واقع با حمایت های نسل جوانتر بود که توانست به موفقیت های بعدی در عرصه بازیکنی دست یابد، بازیکنانی مانند سیدورف، ادگار داویدز، پاتریک کلایورت و غیره. وی در آخرین دیدار فوتبالی خود در فینال لیگ قهرمانان اروپا برابر میلان ظاهر شد که توانست با تک گل خود آژاکس را به قهرمانی برساند.
1)اریک کانتونا
افسانه هایی که کوبیان، باکلی و هندریکس ساختند برای همیشه خدشه ناپذیرند فقط به این خاطر که این بازیکنان پیش از آن که بتوانند سوابق درخشان خود را خراب کنند، از دنیا رفتند.
اما اریک کانتونا نیازی نداشت تا بمیرد و از این طریق خاطره خود را نزد هواداران اولدترافورد خراب نکند، وی در سن 30 سالگی در تابستان 1997، دوران اسطوره ای خود را به پایان رساند. الکس فرگوسن یک بار گفت: "اریک زاده شده بود تا برای منچستریونایتد بازی کند، برخی بازیکنان محترم و مشهور در نتیجه انتظارات در هم می شکنند. اما اریک اینگونه نیست. او می ایستد، با غرور سینه خود را سپر می کند و سرش را بالا می گیرد و طوری به اطراف می نگرد که انگار دارد می پرسد: من کانتونا هستم، شما چقدر بزرگتر از من هستید؟ آیا به اندازه من بزرگ هستید؟"
او با قهرمانی در لیگ برتر به دوران حرفه ای خود خاتمه داد. به این ترتیب او ششمین عنوان قهرمانی خود را در هفتمین سال حضور در تیم های من یونایتد، مارسی و لیدز جشن می گرفت.
همچنان که آلمانی ها پیروزی خود را در این جام جشن می گیرند، وقت آن است که نگاهی اجمالی به جام بیستم داشته باشیم. در انتهای جام سه جایزه معتبر توپ طلا، کفش طلا و دستکش طلا به بهترین بازیکنان مربوطه اهدا شد، اما در خصوص رویدادهای مشکوک و حتا بدترین آمارهایی که در این جام رقم خوردند کم تر صحبت می شود. در زیر نگاهی داریم به بدترین رویدادهای جام.
بدترین عملکرد داوری
برای مدتی به نظر می رسید که هیچ داوری نمی تواند بدتر از یوئیچی نیشیمورا در دیدار افتتاحیه میان برزیل و کرواسی در این جام ظاهر شود، اما کارلوس ولاسکو کاربایو در مرحله یک چهارم نهایی در دیدار میان تیم میزبان و کلمبیا به میدان آمد. امتناع این داور اسپانیایی از واکنش نشان دادن نسبت به خشونت هایی که از دو تیم سر می زد، ناگزیر به خطاهای پی در پی منجر شد. بهای این سهل انگاری را نیمار پرداخت. بازیکن خاطی در کمال شگفتی بدون هیچ اخطاری در زمین باقی ماند.
بدترین انتقال حرفه ای
مانند کسی که در پایان وقت و در حین ترک میهمانان تازه از راه می رسد، دیگو کاستا خود را به تیم ملی اسپانیا رساند. دیگو باید بیشتر حواسش به زمان می بود. این خرید تازه باشگاه چلسی، نابه هنگام سوار کشتی شد و برزیل را به قصد اسپانیا ترک کرد، تصور این که او به چه چیزی در این تیم ملی اسپانیا دل خوش کرده بود، البته کاری است بس دشوار. در حالی که برزیل بازیکنانی مانند فرد و جو را راهی میادین می کرد، کاستا تصمیم گرفت تا برای تیم خسته و پیر اسپانیایی ها نقش آفرینی کند. کاستا برای هر دقیقه از حضور خود در میادین جام جهانی از ناحیه تماشاچیان هو شد.
بدترین نمایش
این جام برای وین رونی 28 ساله شاید آخرین فرصت برای رقم زدن یک جام جهانی به یادماندنی بود. او هم از این فرصت کمال بهره را برد. ضربه کرنری که وی در بازی برابر ایتالیا ارسال کرد، برای فاجعه شناسان خبر بسیار خوبی بود، ضربه ای بود که توپ را به پرواز درآورد و رفت و رفت و رفت... درست مانند امیدها و آرزوهای انگلستان، و در آسمان شب برای همیشه ناپدید شد.
![]()
بدترین اشتباه دروازه بانی
ایکر کاسیاس، به عنوان یک دروازه بان بدون تردید بدترین تونومنت ممکن را تجربه کرد، اما در خصوص بدترین نمایش دروازه بانی هیچ کس نمی تواند به پای ایگور آکینفیف روسی برسد. یک توپ نه چندان خطر ناک از میانه های زمین توسط لی کیون-هو از کره جنوبی به سمت دروازه روسیه شلیک شد، اما دروازه بان روسیه با کف دست سعی کرد توپ را دفع کند که توپ پس از اصابت با دستان او از بالای سرش وارد دروازه می شود.
بدترین کارت قرمز
پپه، 31 سله، باید انقدر با تجربه باشد که بداند گاهی دور از چشم داور می شود با بازیکن حریف شاخ به شاخ شد، اما نه در یک متری داور آن هم در محوطه جریمه خودی. بله، توماس مولر از این موقعیت حداکثر استفاده را برد، اما حماقت پپه هم قابل گذشت نیست. گلی که پرتغال روی این صحنه دریافت کرد، مقدمه ای شد برای دریافت سه گل بعدی.
بدترین جنگ تن به تن
راه و روش های زیادی وجود داشت که آلکس سانگ می توانست به ماریو موندزوکیچ حمله ور شود. سانگ می توانست با مشت به او بکوبد، می توانست پشت پا بندازد، می توانست با پا به او بکوبد. به جای همه این ها، در برابر دیدگان تمام مقامات، سانگ تصمیم گرفت تا با آرنج خود محکم بکوبد وسط دو کتف ماریو و این بازیکن را نقش بر زمین کند. ضربه ی ناب اما احقانه ای بود.
بدترین بازی
مضحک این جاست که به مدت 13 دقیقه، جدال ایران برابر نیجریه واقعاً جذاب بود. و بعد طوری که انگار کسی به ناگاه شور و هیجان بازی را بمکد، بازی با افت شدید مواجه شد و تا دقیقه 90 هم به همین ترتیب ادامه یافت. ایران تماماً به محوطه جریمه خود عقب نشست، و نیجریه فراموش کرد که چیزی هم به اسم پاسکاری در فوتبال وجود دارد. زمان گذشت، فصل ها جانشین هم شدند، کودکان بزرگ شدند و کوها غرق در دریاها شدند. پس آن گاه لطف خداوندی شامل حال این بازی شد و سوت پایان به صدا درآمد.
بدترین خوراک برای ته بندی
در میان تمام لحظه های مضحک ناشی از برخورد عجیب و غریب لوئیس سوارس با مدافع تیم حریف، به ویژه باید بر تأکید مدافعان سوارس توجه شود که می گفتند "اون فقط یک گاز کوچولو بود". آخر کدام آدم عاقل و بالغی مردم را گاز می گیرد؟ جداً، چه کسی این کار را می کند؟
بدترین بهانه
"صورتم را به شانه بازیکنی کوبیدم که برای من یک خون مردگی روی لب و یک دندان درد ناجور به جا گذاشت." اوه خدای من، اوئیس! دلمان برای دندانهایت چه می سوزد! این بهترین دستاویزی بود که سوارس و شرکایش می توانست برای خود دست و پا کنند؟ چیزی معادل این که "من داشتم مشتم را در هوا می چرخاندم و او از راه رسید و خودش را به مشت من کوباند." نه، نه، این بهانه خیلی دم دستی است.
بدترین عذرخواهی
سوارس بعد از تمام این ماجراها گفت: "حقیقت این است که همکار من، جورجیو کیه لینی، از درد جسمانی گازگرفته گی حاصل از برخورد با من زیان دید." بله، لوئیس، وقتی که که آدم ها را گاز می گیری همین جور می شود.
![]()
بدترین قدرنشناسی از یک موقعیت
در فینال جام جهانی موقعیت های زیادی نصیب آدم نمی شود، و در این فینال حتماً موقعیتی بهتر از آن چه برای گونزالو ایگواین پیش آمد دیگر تکرار نخواهد شد. در نیمه اول بازی آرژانتین برابر آلمان، تونی کروس به اشتباه با یک ضربه سر توپ را جلوی پای ایگواین انداخت تا این بازیکن با دروازه بان آلمان در یک موقعیت تک به تک قرار گیرد. از دست دادن این موقعیت بهایی گزاف داشت.
بدترین هیولا
جیمز رودریگز هنوز زنده است، اما عموم مردم دوست دارند بدانند که روی کره زمین، و واقعاً اگر به این کره خاکی تعلق دارد، این چه موجود غول آسای سبز رنگی است که نقش آن روی بازوی جیمز حک شده است. این جانور حتماً نمی تواند یک حشره باشد، ابعاد آن در اندازه یک دوچرخه است. تو را به خدا این جانور عجیب الخلقه به وضوح ماهیچه های بزرگی هم داشت. اصلاً غذایش چیست؟ می تواند حرف بزند؟ خودداری فیفا از تجسس پیرامون این موضوع، دلیل دیگری است که این سازمان باید فوراً ممنوع اعلام شود.
بدترین نتیجه
شاعر برزیلی، نلسون رودریگز، یک بار شکست 2-1 برزیل در فینال جام جهانی 1950 به اروگوئه را "هیروشیما"ی کشور خود نامیده بود. اگر شکست 2-1 چیزی در مایه های هیروشیما است، شکست 7-1 را با چه می توان توصیف کرد؟ کدام نیرو است که می تواند در شش دقیقه چهار گل بر سر برزیلی ها خراب کند آن هم در نیمه نهایی جام جهانی؟ باید فوراً پیرامون ابعاد نجومی فاجعه ی فیل بزرگ تحقیق شود.



هفت هفته وهشت "دوئل" بالانشینان برای رسیدن به جام سیزدهم و یا صعود به آسیا. مسابقاتی که از بین آنها یکی از 6 تیم استقلال، فولاد، پرسپولیس، سپاهان، نفت و تراکتورسازی جام قهرمانی را بالای سر میبرد و دو تیم دیگر مستقیما به آسیا خواهند رفت و یا شاید هم سه تیم.
به گزارش خبرنگار مهر، سیزدهمین دوره از رقابتهای فوتبال لیگ برتر باشگاههای کشور در حالی از هفته آینده وارد یک ششم پایانی خود میشود که در هفتههای باقیمانده از این مسابقات، 6 تیم استقلال، فولادخوزستان، پرسپولیس، سپاهان اصفهان، نفت تهران و تراکتورسازی تبریز برای کسب قهرمانی و یا رسیدن به سهمیه آسیایی به میدان میروند.
در این بین 8 بار این تیمها با همدیگر"دوئل"ها میکنند که شامل دیدارهای استقلال تهران - نفت تهران، فولاد خوزستان - استقلال، نفت تهران - تراکتورسازی تبریز، پرسپولیس - سپاهان اصفهان، استقلال تهران - تراکتورسازی تبریز، نفت تهران - فولاد خوزستان، فولاد خوزستان - تراکتورسازی تبریز و سپاهان اصفهان - نفت تهران خواهد بود، دیدارهایی که میتواند در سرنوشت و جایگاه آنها در پایان فصل تاثیر مستقمی داشته باشد.
البته نباید از یاد برد تیم ملوان بندرانزلی که در این هفتهها خود را به صدر جدول نزدیکتر کرده، در 7 مسابقه پایانی خود در لیگ سیزدهم به جز پرسپولیس، با 5 تیم دیگر بالای جدول بازی میکند. پس این تیم هم نقش مهمی در جایگاه نهایی مدعیان خواهد داشت و هم میتواند با کسب امتیاز از این تیمها، خود را حداقل به عنوان یکی از مدعیان رسیدن به آسیا معرفی کند.
در زیر به بررسی دیدارهای 6 تیم بالای جدول لیگ در 7 هفته پایانی لیگ میپردازیم، دیدارهایی که برخی از آنها را باید دوئل مدعیان قهرمانی و کسب سهمیه حضور در آسیا دانست، نبردهایی که میتوانند به قهرمانی یک تیم کمک کرده و یا باعث آسیایی شدن و یا از دست رفتن شانس تیمی دیگر برای "آسیایی بودن" شود.
استقلال تهران:
تیم فوتبال استقلال پس از کسب یک امتیاز از دربی تهران، در 7 دیدار
باقیمانده در لیگ، 4 دیدار خانگی را پیش رو دارد. آنها در این بازیها 2
بازی خود را با تیمهای ته جدولی و 3 دیدار را با تیمهای بالای جدول
برگزار میکنند و دو دیدار با تیمهای میانه جدول پیش رو دارند. البته
برگزاری 3 بازی آخر با مدعیان قهرمانی و آسیایی شدن، بیانگر کار سخت
استقلال برای تکرار عنوان قهرمانی لیگ در این هفتهها است.
استقلال در دیدار بعدیاش در لیگ میزبان ذوبآهن است، سپس به کرمان میرود تا با مس دیدار کند، مسابقهای که رویارویی قلعهنویی و مظلومی است و قطعا روز سختی پیش روی آبیپوشان تهرانی خواهد بود. در هفته بیست و هفتم استقلالیها در ورزشگاه آزادی میزبان سایپا هستند، دیداری که از نظر حساسیت، از دو دیدار قبلی راحتتر است.
مردان قلعهنویی سپس باید به انزلی بروند و برابر تیم ملوان به میدان بروند که رویارویی با این تیم در ورزشگاه تختی انزلی برای هر تیمی سخت است و کسب پیروزی در آن بازی بسیار دشوار. از دیدار با نفت تهران در ورزشگاه آزادی، بازیهای سخت استقلال آغاز میشود، نبرد با سه تیم مدعی قهرمانی و یا رسیدن به سهمیه آسیا.
دیدار با نفت تهران نخستین نبرد آبیپوشان با تیمهای صدر جدولی است، پس از آن استقلالیها به اهواز میروند و برابر فولاد خوزستان قرار میگیرند، "دوئل"ی تمام عیار که اگر هر دو تیم شرایط امروز را داشته باشند، نبردی برای قهرمانی خواهد بود. در آخرین بازی هم استقلال برابر تراکتورسازی تبریز در تهران صف آرایی میکند، رویارویی علی کریمی، محمد نصرتی، جواد کاظمیان و کریم انصاریفرد با آبیپوشان خودش هیجان ویژهای دارد، چه برسد به اینکه ممکن است آن بازی شانس آسیایی شدن برای تراکتورسازی را داشته باشد.
برنامه دیدارهای استقلال در این هفتهها به شرح زیر است:
* استقلال - ذوبآهن اصفهان
* مس کرمان - استقلال
* استقلال - سایپا البرز
* ملوان بندرانزلی - استقلال
* استقلال تهران - نفت تهران
* فولاد خوزستان - استقلال
* استقلال تهران - تراکتورسازی تبریز

فولاد خوزستان:
تساوی در اصفهان مقابل یکی از تیمهای پائین جدول، شانس صدرنشینی موقت و
یا قطعی را از تیم فولاد خوزستان سلب کرد. این تیم در 7 بازی پایانی، 4
بازی در خانه و 3 دیدار خارج از خانه پیش رو دارند که در این بین یک دیدار
با قعرنشین، 3 بازی با تیمهای میانه جدول و 3 مسابقه با تیمهای مدعی
قهرمانی است.
این تیم اهوازی، در هفته آینده میزبان مس قعرنشین است و در صورت پیروزی در آن بازی، میتواند چند روزی صدرنشین باشد. فولادیها پس از آن بازی خانگی، به کرج سفر میکنند تا یکی از 3 بازی پایانی خارج از خانه خود را با سایپا برگزار کنند.
شاگردان فرکی در بازی بعد در خانه میزبان ملوان هستند و سپس به تهران سفر کرده و برابر نفت به میدان میروند، دیداری که فرکی برابر تیم سابقش قرار میگیرد. آن بازی برای هر دو تیم اهمیت دارد زیرا خیلی چیزها را مشخص میکند و شاید حکم آسیایی شدن یکی از این دو تیم مطرح را امضا کند. فولاد سپس در خانه میزبان استقلال است و همانطور که اشاره شد شاید آن بازی، دیدار قهرمانی باشد.
آخرین بازی فولاد، دیداری در خارج از خانه است، آنهم مقابل گسترش فولاد که شاید نه شانس آسیایی شدن دارد و نه در خطر سقوط به دسته اول. در چنین شرایطی تنها این احتمال وجود دارد که گسترشیها برای رسیدن به جایگاه بهتر و یا برای موفقیت تراکتورسازی با قدرت برابر فولاد به میدان بیایند.
البته شانس فولادیها برای رسیدن به قهرمانی بیشتر از استقلال است، مگر اینکه خودش این شانس از دست بدهد. فولادیها اگر به رقابت خود با استقلال تا هفته ماقبل پایانی ادامه دهند، این فرصت را دارند که با شکست دادن استقلال در خانه، به کسب دومین قهرمانی خود در لیگ نزدیک شوند.
برنامه دیدارهای فولاد در این هفتهها به شرح زیر است:
* فولاد خوزستان - مس کرمان
* سایپا البرز - فولاد خوزستان
* فولادخوزستان - ملوان بندرانزلی
* نفت تهران - فولاد خوزستان
* فولاد خوزستان - تراکتورسازی تبریز
* فولاد خوزستان - استقلال
* گسترش فولاد تبریز - فولاد خوزستان

پرسپولیس تهران:
تساوی در دربی به ضرر پرسپولیس شد زیرا هم فاصلهاش با استقلال صدرنشین
حفظ شد و هم نتوانست اختلافش را با تعقیب کنندگان از جمله سپاهان و نفت
بیشتر کند. آنها که در رقابت با 4 مدعی بالای جدول، تنها دو امتیاز بدست
آوردند (2 شکست برابر تراکتور و فولاد و دو تساوی با استقلال و نفت)، در 7
بازی پایانی، باید 4 بازی را در خارج از خانه برگزار کند که از این حیث در
میان 5 تیم بالای جدول، شرایط سختتری دارند. پرسپولیس در این بازیها به
مصاف تنها یک مدعی (سپاهان اصفهان) میرود و سایر دیدارهایش با تیمهای
نیمه پائینی جدول خواهد بود که از این منظر نسبت به سایر مدعیان شرایط
بهتری دارد.
شاگردان دایی در بازی بعدی، باید در تبریز به مصاف گسترش فولادی بروند که هدایت آن برعهده مهدی تارتار است، بازیکن و مربی پیشین پرسپولیس که شناخت کاملی از این تیم تهرانی دارد. پرسپولیس سپس در تهران میزبان سپاهان است، دیداری سخت برای هر دو تیم که به خاطر حاشیههای مسابقه رفت، حساسیت بیشتری پیدا کرده و همین حساسیتها ممکن است روی عملکرد دو تیم تاثیر منفی بگذارد.
سرخپوشان پایتخت سپس به شیراز میروند و برابر یکی از تیمهای پائین جدول که برای فرار از سقوط میجنگند، صف آرایی خواهند کرد. در هفته بیست و هفتم مردان دایی میزبان صبای قم هستند که شاید این دیدار نسبت به همه دیدارهای پایانی پرسپولیس در لیگ سیزدهم سادهتر باشد.
پرسپولیس برخلاف سایر مدعیان، در سه هفته پایانی با تیمهای بالای جدول "دوئل"ی ندارد اما به مصاف سه تیم پائین جدول میرود، تیمهایی که برای بقا باید مقابل تیم سرخپوش پایتخت امتیاز بگیرند. در این بین داماش در هفته بیست و هشتم میزبان مردان دایی است، تیمی که اگر نتواند به شرایط خود در جدول سروسامان دهد، در آن هفتهها برای فرار از سقوط روز دشواری را برای میهمان خود فراهم میکند.
پرسپولیس سپس آخرین بازی خود در ورزشگاه آزادی را برابر تیم راهآهن برگزار میکند که در این فصل هرچند قعرنشین بوده اما مقابل تیمهای مدعی خوب بازی کرده است. تیم دایی آخرین بازی خود در لیگ را برابر تیم صنعتی خوزستان انجام میدهد، تیمی که شاید در آن هفتههای جایگاه ثابتی در جدول داشته باشد و برای موفقیت بیشتر فولاد، برای پرسپولیس دردسرساز شود. البته اگر هم در خطر سقوط باشد، قطعا تیم دایی را بیشتر اذیب خواهد کرد.
برنامه دیدارهای پرسپولیس در این هفتهها به شرح زیر است:
* گسترش فولاد تبریز - پرسپولیس
* پرسپولیس - سپاهان اصفهان
* فجرسپاسی شیراز - پرسپولیس
* پرسپولیس - صبای قم
* داماش گیلان - پرسپولیس
* پرسپولیس - راهآهن سورینت
* صنعتی خوزستان - پرسپولیس

سپاهان اصفهان:
تیم فوتبال سپاهان اصفهان در 7 هفته پایانی دو نبرد حساس پیشرو دارد، یک
بازی با پرسپولیس در تهران و دیگری دربی اصفهان. آنها از این 7 دیدار، 4
بازی در خانه و 3 بازی بیرون از خانه پیش رو دارند که در این بین 2 بازی با
تیمهای پایان جدول، 3 مسابقه با تیمهای مدعی قهرمانی و 3 دیدار با
تیمهای وسط جدول است.برنامه دیدارهای سپاهان اصفهان در این هفتهها به
شرح زیر است:
سپاهان که پس از 3 پیروزی متوالی در لیگ، هفته پیش در خانه راهآهن متوقف شد، در هفته آینده به مصاف استقلال خوزستان میرود که به خاطر برد برابر گسترش فولاد، جایگاهش در میانه جدول را تحکیمتر کرد. مردان کرانچار سپس میهمان پرسپولیس هستند، مسابقهای که نیاز به تعریف دوباره ندارد. بعد از آن در خانه دربی اصفهان را برابر تیم ذوبآهن انجام خواهند داد. اگر سپاهانیها در این 3 بازی موفق ظاهر شوند، حتی مدعی قهرمانی هم خواهند بود.
زردپوشان اصفهانی در بازی بعدی در خانه مس کرمان کار سختی را پیش رو دارند، سپس در فولادشهر میزبان سایپا هستند و در بازی ماقبل پایانی به انزلی میروند تا برابر ملوان به میدان بروند که هر کدام از این بازیها شرایط و حساسیت خاص خود را دارد.
آخرین بازی سپاهان با نفت تهران است، جایی که ممکن است برنده آن مسابقه سهمیه رسیدن به آسیا را از لیگ بدست آورد. سپاهانیها که با کرانچار سابقه کاهش امتیازات خود و قهرمانی در لیگ و جام حذفی در شرایط سخت را دارند، با اضافه شدن سوکای و حتی محرم نویدکیا، با قدرت بیشتری در این دیدارها به میدان میروند و شانس رسیدن به موفقیتهای ارزشمند در لیگ سیزدهم را خواهند داشت.
برنامه دیدارهای هفتههای پایانی سپاهان اصفهان در لیگ برتر به شرح زیر است:
* سپاهان اصفهان - استقلال خوزستان
* پرسپولیس - سپاهان اصفهان
* سپاهان اصفهان - ذوبآهن اصفهان
* مس کرمان - سپاهان اصفهان
* سپاهان اصفهان - سایپا البرز
* ملوان بندرانزلی - سپاهان اصفهان
* سپاهان اصفهان - نفت تهران

نفت تهران:
تنها مدعی که یک بازی عقب افتاده دارد، آنهم به خاطر حضور سه بازیکنش در
مسابقات قهرمانی زیر 22 سال آسیا، نفت تهران است. بر همین اساس شاگردان
یحیی گلمحمدی که در سه هفته گذشته طعم پیروزی را نچشیده و از رده دوم به
رده پنجم رسیدهاند، در 8 هفته پایانی در 4 بازی میزبان هستند، در 3 دیدار
میهمان و در یک مسابقه نیمه میهمان!. آنها در هفته بیست و سوم میهمان مس
کرمان هستند که برای بقا به میدان میآیند. سپس در دو هفته متوالی ابتدا در
تهران به مصاف سایپا رفته و بعد از آن در انزلی میهمان ملوان هستند که
نسبت به سایر دیدارهای این تیم، شرایط بهتری دارد.
اما بدون اغراق باید گفت که 5 دیدار پایانی نفت تهران در لیگ سیزدهم، سختترین نبردهای پایانی در بین مدعیان لیگ است. این تهرانی در هفته بیست و ششم میزبان تراکتورسازی بوده، در هفته بیست و هفتم در خانه از فولادخوزستان پذیرایی میکند و در هفته بیست و هشتم در ورزشگاه آزادی به مصاف استقلال تهران میرود. این سه "دوئل" تقریبا وضعیت نفت را مشخص میکند که آیا از شانس قهرمانی و یا آسیایی شدن برخوردار خواهد بود یا از این گردون خارج میشود.
در هفته ما قبل پایانی، نفت در خانه میزبان گسترش فولاد تبریز است که اگر همچنان در میانه جدول قرار داشته باشد، بازی چندان دشواری برای نفت نخواهد بود ولی آنها در بازی پایانی خود در لیگ باید به اصفهان سفر کرده و برای تیم مدعی سپاهان قرار گیرند. همانطور که اشاره شد، شاید آن بازی با توجه به شرایط فعلی دو تیم، مسابقهای برای آسیایی شدن باشد.
باید منتظر ماند و دید تیم نفت که در دو فصل گذشته، در هفتههای پایانی شانس آسیایی شدن را از دست داد، آیا در این فصل هم در هفتههای پایانی از صعود به لیگ قهرمانان محروم میشود یا هدفگذاری مدیران این باشگاه برای رسیدن این تیم به چنین موفقیت بزرگی نتیجه خواهد داد.
برنامه دیدارهای نفت تهران در این هفتهها به شرح زیر است:
* مس کرمان - نفت تهران
* نفت تهران - سایپا البرز
* ملوان بندرانزلی - نفت تهران
* نفت تهران - تراکتورسازی تبریز
* نفت تهران - فولاد خوزستان
* استقلال تهران - نفت تهران
* نفت تهران - گسترش فولاد تبریز
* سپاهان اصفهان - نفت تهران

تراکتورسازی تبریز:
اگر شرایط تراکتورسازی با آمدن مربی جدید بهتر شود، این تیم را هم میتوان
حداقل به عنوان مدعی کسب سهمیه آسیایی در هفتههای پایانی لیگ حساب کرد،
مگر اینکه اتفاقی خاص فوتبالی برای این تیم رقم خورده تا بار دیگر مدعی
قهرمانی هم لقب بگیرد. تراکتوریها که در کنار پرسپولیس، جزو مدعیانی هستند
که از 7 بازی پایانی خود در لیگ، باید 4 بازی را در خارج از خانه انجام
دهند، که دو دیدار با نمایندگان گیلان، 2 بازی با نمایندگان اهوازی و 3
بازی با تیمهای پایتخت. البته تراکتور در حال حاضر 4 هفته بدون پیروزی را
سپری میکنند و برای رسیدن به شرایط مطلوب و بالا بردن شانس خود برای
قهرمانی و یا آسیایی شدن، در دو هفته آینده با نمایندگان گیلان روبرو خواهد
شد.
این تیم ابتدا به انزلی میرود تا برابر ملوان قرار گیرد و هفته بعد از آن میزبان تیم داماشی است که امروز در شرایط بحرانی قرار داشته و خطر سقوط به دسته پائین را هم احساس میکند. تراکتورسازی در هفته بیست و ششم در تهران میهمان نفت است که این "دوئل"ی برای قرار گرفتن در رده نزدیکتر به صدر خواهد بود. سپس این تیم در خانه از راهآهن سورینت یکی از قعرنشیان دیگر لیگ پذیرایی میکند که میتواند جدالی سرنوشتساز برای هر دو تیم باشد.
این تیم تبریزی سپس به اهواز سفر خواهد کرد و در مسابقهای سخت و حساس، به مصاف دیگر شهرستانی قدرتمند لیگ خواهد رفت که بین غیر تهرانیها از شانس بیشتری برای قهرمانی و آسیایی شدن برخوردار است. تراکتورسازی در هفته ماقبل پایانی، آخرین بازی خود در تبریز را برابر دیگر تیم اهوازی برگزار خواهد کرد.
آنها در آخرین دیدار خود در لیگ سیزدهم در "دوئل" بزرگی نیم فصل دوم برابر استقلال قرار خواهد گرفت. این بازی هم از نظر امتیازی برای دو تیم مهم است و هم از دیدگاه حاشیهای، جایی که علی کریمی، جواد کاظمیان، محمد نصرتی و کریم انصاریفرد، بازیکن مطرح پیشین پرسپولیس، برابر استقلال قرار خواهند گرفت و در کنار اینکه به موفقیت تیم خود فکر میکنند، امیدوارند با متوقف کردن استقلال، به تیم سابق خود یعنی پرسپولیس کمک کنند، البته اگر تا آن موقع تیم دایی مدعی قهرمانی و یا آسیایی شدن باشد.
برنامه دیدارهای تراکتورسازی در این هفتهها به شرح زیر است:
* ملوان بندرانزلی - تراکتورسازی تبریز
* تراکتورسازی تبریز - داماش گیلان
* نفت تهران - تراکتورسازی تبریز
* تراکتورسازی تبریز - راهآهن سورینت
* فولاد خوزستان - تراکتورسازی تبریز
* تراکتورسازی تبریز - صنعتی خوزستان
* استقلال تهران - تراکتورسازی تبریز

همونطور که میدونین جمعه 27 دی دربی پایتخت برگزار میشه و ما هم گفتیم یه روز مونده به دربی یه نگاه به ترکیب احتمالی دو تیم و یه نگاه فنی به تیم ها داشته باشیم.
* ترکیب احتمالی میزبان
- دروازهبان: نیلسون
سلام
امروز دو خبر داریم یکی از استقلال کبیر و اون یکی از دورتموند کبیر.
سرمربی تیم فوتبال استقلال گفت: اینکه بخواهیم معضلات را شدیدا بیان کنیم مخالف هستم شاید چند فوتبالیست تصمیم اشتباهی در زندگی خود گرفته باشند و به راه خطا بروند نباید این مسئله در تلویزیون نشان داده شود.

مسئولا انقد خرج نکردن برا تیم تا بالاخره پسر با تعصب تیمم رف.پژمان بعد از پشت سر گذاشتن تست های پزشکی تیم ام سلال قطر قراره با تیم ام سلال به طور رسمی قرار داد امضاکنه.
با این روشی که تیم داره پیش میره دیگه هیچی ازش نمیمونه.
ولی امیدوارم پسر با تعصب تیم هر کجا که هس خوش باشه.

به عنوان یه ایرانی تبریک میگم به تیم فوتبال پرسپولیس که به عنوان دومین خط دفاع برتر جهان بین لیگ های معتبر در سال 2013 انتخاب شد.
به نظر من تو این مسائل که پای یه کشور در میانه باید رنگ رو کنار گذاشت.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دراگان اسکوچیچ در نشست خبری پیش از دیدار تیمش برابر استقلال در چارچوب رقابتهای جام حذفی گفت: ما لیگ ایران را میشناسیم و میدانیم که استقلال تیم خوبی است. تیم من میخواهد به سطح بالاتری از مرحله فعلی برود. فشنگچی تنها مصدوم ما در این دیدار است. او یکی از بهترینهای ماست و خلاء او را در این بازی احساس میکنیم. سایر بازیکنان را کاملا آماده در اختیار داریم.
او در پاسخ به این سوال که فکر میکند چقدر تیمش برای پیروزی در این دیدار شانس دارد اظهار کرد: اینکه بخواهم بگویم چه شانسی داریم شدنی نیست. در جام حذفی همیشه شانس وجود دارد و در 90 دقیقه اتفاقات زیادی میتواند رخ دهد. درباره مشکلات استقلال هم به آنها فکر نمیکنم و به مسائل و مشکلات تیم خودم فکر میکنم. همه ما مشکل داریم اما جنس این مشکلات متفاوت است.
سرمربی ملوان در پاسخ به سوالی درباره بازیکنان زیر 22 سال در تیم ملی بیان کرد: در لیگ روزهای فیفا دی وجود دارد و در این زمانها همه باید احترام بگذاریم و همکاری کنیم. چند ماه پیش خود ما مشکل داشتیم که در فیفا دی ما بازی داشتیم و پاشنکو برای تیم ملی کشورش به میدان رفته بود. ما بازی را انجام دادیم و کسی از ما نپرسید که آیا شما مشکلی داشتید بازی کردید یا نه؟ فکر میکنم قوانینی وجود دارد که یک بازیکن میرود یا خیر. با این حال همه باید به آن قوانین احترام بگذاریم. این مسئله قاعدتا در قوانین فیفا وجود دارد.
او درباره اینکه اردوهای تیم ملی در قوانین فیفا نیست گفت: به هر حال من حرفم را زدم.
اسکوچیچ درباره ارزیابیاش از استقلال، گفت: همه تیمها نقاط ضعف و قوت دارند. استقلال را آنالیز کردیم و نقاط ضعف و قوتش را به خوبی میشناسیم.
سرمربی ملوان در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آبیپوشان تهرانی تنها چند دقیقه فوتبال بازی میکنند و به راحتی پیروز میشوند و نظرش راجع به این قضیه چیست گفت: اگر قرار است با 2 دقیقه فوتبال بازی کردن بازی را ببریم، خب همان کافی است. در واقع این سخت است که یک تیم در فوتبال 90 دقیقه در بالاترین سطح بازی کند. گاهی اوقات یک نیمه برای پیروزی کافی است و گاهی تنها یک شوت. گاهی اوقات هم خلاقیت یک بازیکن خوب را لازم داریم. همین مسائل است که فوتبال را جذاب و جالب میکند. وقتی آنها میتوانند در 10 دقیقه نتیجه را به نفع خودشان رقم بزنند نشان از کیفیت بالای آنها دارد.

این آپی که میکنم به ورزش ربطی نداره فقط یه چیز تو این آپ میخوام بگم
اگه وبتون تبلیغات اضافه داره و میخواین حذفش کنین یا اینکه میخواین چت باکس بذارین برا وبتون رو همین پست کامنت بذارین تا مشکلاتو برطرف کنیم.
با تشکر



خب این متن یکم رسمی بود که نوشتم ولی بذار خودمونی بگم دیروز92/8/7 یکی از بدترین روزای عمرم بود چرا که کاپیتان مجیدی،عشقم برای همیشه از این فوتبال رفت.خداحافظی غریبانه کاپیتان فرهاد همه استقلالیا رو داغون کرد وقتی فرهاد به چهار گوشه زمین رفت دل همه استقلالیا شکست همه براش اشک ریختن و این اشکا نشون میده که کاپیتان فرهاد جاش برای همیشه تو قلب ما اس اسیاست فرهاد علت خداحافظی خودش رو کلاس های مربیگریش و تمرین دادن دو ماهه به یک تیم عنوان کرد وگفت همیشه دوست داشته تو اوج خداحافظی کنه.
خب من دیگه بیشتر از این اشک امونم نمیده که بنویسم فقط هر بازی به خاطر فرهاد دقیقه 7 می ایستیم و فرهادو تشویق میکنیم

ديدار برگشت نيمه نهايي ليگ قهرمانان آسيا از ساعت 19 در ورزشگاه آزادي و در حضور 88 هزار و 330 تماشاگر( طبق اعلام بلندگوي ورزشگاه) بين دو تيم استقلال و اف سي سئول برگزار شد که اين ديدار با نتيجه مساوي دو بر دو به پايان رسيد. به اين ترتيب تيم سئول در مجموع دو ديدار رفت و برگشت با نتيجه چهار بر دو استقلال را شکست داد تا فيناليست شود.
بازیهای آسیایی سه رقمی شد
بازی برگشت استقلال و سئول در نیمه نهایی لیگ قهرمانان، صد و دومین دوئل آسیایی استقلال است. این یعنی قصه بین المللی و قاره ای آبی ها نه تنها به صد رسیده که از آن هم گذشته است. بازی برگشت با بوریرام در تایلند، دوئل های آسیایی استقلال را سه رقمی کرد. هیچ تیم ایرانی تا به حال حتی نتوانسته به مرز 80 بازی آسیایی برسد.
پرسپولیس 76 بازی، سپاهان 66 بازی و ذوب آهن 26 بازی آسیایی دارند و پله ها از استقلال عقب هستند. در 101 بازی قبلی، 51 برد و 26 باخت در کارنامه استقلال ثبت شده. 175 گل زده و 103 بار هم دروازهاش باز شده است.
اولین، صدمین و آخرین گلزن آسیایی استقلال
اولین گل استقلال را غلام حسین مظلومی در سال 1970 وارد دروازه هامن من لبنان کرد.
زننده صدمین گل هم کسی نبود جز فراز فاطمی که این گل را در دقیقه 85 و در سال 2001 وارد دروازه الکویت کویت کرد. زننده آخرین گل هم فعلا آندرانیک تیموریان است.
بهترین گلزن استقلال در آسیا
بهترین گلزن آسیایی استقلال هم کسی نیست جز فرهاد مجیدی با زدن 23 گل. آرش برهانی با 12 گل و غلام حسین مظلومی با 9 گل نفرات بعدی هستند.
***
بازگشتهای صدهزار نفری
* 1997 در تهران
استقلال برای اولین بار وارد جام در جام آسیا و یا به عبارت بهتر جام برندگان جام این قاره شده بود ولی در افتتاحیه بازیهایش با نتیجه سنگین 4 بر یک در ازبکستان به نوفباخور باخت. همه از حذف استقلال می گفتند اما شاگردان پورحیدری معجزه را رقم زدند و استقلال با سه گل تیم ازبک را شکست داد و به مرحله بعدی صعود کرد. برای استقلال در بازی برگشت، صادق ورمزیار از روی نقطه پنالتی، صمد مرفاوی از روی ارسال امیر قلعه نویی و علیرضا منصوریان از روی پنالتی دفع شده ورمزیار گل زدند.
* 2001 در تهران
استقلال باز هم جام در جام را با شکست استارت زد. این بار دو گل علیرضا نیکبخت و مهدی هاشمی نسب در امارات، همه را امیدوار کرده بود که شاگردان پورحیدری می توانند شکست سه بر دو مقابل الوحده امارات را جبران کنند. در یک عصر جمعه اما هیچ کس باور نمی کرد طومار اماراتی ها با 4 گل پیچیده شده و آنها مقابل چشم صد هزار تماشاگر هیچ حرفی برای مقابله با گلهای ستار همدانی، علیرضا اکبرپور و دو گل فرهاد مجیدی نداشته باشند.
* 2002 در تهران
باخت 3 بر دو در خانه الاتحاد با گلهایی که علیرضا نیکبخت و محمود فکری زده بودند، نتیجه بدی نبود ولی همه می دانستند استقلال در بازی برگشت چه کار سختی دارد. بازی برگشت تا دقیقه 89 با تساوی یک بر یک روی گل محمد نوازی از روی نقطه پنالتی در جریان بود که پاس بریده نوازی به علیرضا اکبرپور رسید و سانتر شماره 16 را علیرضا نیکبخت روی تیر دوم وارد دروازه کرد. با همین گل (که جواد خیابانی با عبارت نیکبخت مثل عقاب به هوا می پره، توصیفش کرد) استقلال با قانون گل زده در خانه حریف به مرحله بعد صعود کرد.
***
همه نیمهنهاییهای استقلال
با احتساب دو حضور استقلال در نیمه نهایی های جام در جام قاره، این برای نهمین بار بود که استقلال به جمع 4 تیم نهایی رسیده بود. در 8 مرتبه قبلی، استقلال 4 بار به فینال رسیده (شامل دو قهرمانی و دو نایب قهرمانی) و 5 بار هم موفق به عبور از این خوان نشده (شامل دو مقام سومی و دو مقام چهارمی).
* 1349
در اولین دوره برگزاری جام باشگاه های آسیا، استقلال از گروه هامن من لبنان و سلانگور مالزی صعود کرد و به نیمه نهایی رسید. در این مرحله، شاگردان رایکوف با دو گل جواد قراب و غلام حسین مظلومی موفق به شکست دادن مدان اندونزی در ورزشگاه امجدیه شدند و به فینال رسیدند. در فینال هم با گلهای مسعود معینی و غلام وفاخواه، استقلال دو بر یک هاپوئل را برد و قهرمان شد.
* 1350
استقلال در دومین حضور آسیایی اش هم موفق شد بالاتر از هم گروه هایش شامل پلیس عراق، ارتش کره شمالی، پیراک مالزی و العربی کویت راهی نیمه نهایی شود. این بار اما شاگردان رایکوف در نیمه نهایی و در تایلند با دو گل به پلیس عراق باختند و به فینال نرسیدند. استقلال در بازی رده بندی، ارتش کره جنوبی را برد و سوم شد.
* 1370
استقلال در سومن مرتبه حضورش در جام باشگاه های آسیا، برای دومین بار قهرمان شد. تیم پورحیدری از السد قطر، 25 آوریل کره شمالی، فارمرز بانک تایلند و محمدان بنگلادش گذشت و به نیمه نهایی رسید. در این مرحله هم با گلهای عباس سرخاب و شاهرخ بیانی موفق شد پلی تاجایای اندونزی را در داکار شکست داده و به فینال برسد. برتری دو بر یک مقابل لیائونینگ چین با گلهای رضا حسن زاده و صمد مرفاوی هم پایانی بود بر حضور استقلال با قهرمانی.
* 1371
استقلال باز هم برای دفاع از عنوان قهرمانی تا مرحله آخر بالا آمد ولی نایب قهرمان شد. الهلال یمن، الهلال عربستان و پیونگ یانگ کره شمالی نتوانستند ترمز استقلال را بکشند و شاکردان پورحیدری به نیمه نهایی در قطر و مقابل الریان رسیدند. استقلال که یک بر صفر از حریفش عقب بود و به واسطه اخراج شاهرخ بیانی، ده نفره بازی می کرد به بازی برگشت و با گلهای عباس سرخاب و عبدالعلی چنگیز در وفت های اضافه برنده و راهی فینال شد. در فینال اما به الهلال در ضربات پنالتی باخت.
* 1375
استقلال با گذشتن از سد نوفباخور ازبکستان و اوردوباسی قزاقستان در مجموع دو بازی رفت و برگشت به جمع 4 تیم پایانی در ریاض رسید. در نیمه نهایی و در ضربات پنالتی به الهلال باخت و به جای فینال به بازی رده بندی رفت. در این مرحله هم با یک گل از اولسان هیوندای کره جنوبی شکست خورد و چهارم شد.
* 1378
استقلال با عبور از سد نیروی هوایی عراق، الهلال عربستان، العین امارات و کوپکتداق ترکمنستان به جمع 4 تیم پایانی رسید. در نیمه نهایی و در ورزشگاه آزادی با گل وقت های اضافه علی موسوی، 4 بر سه دالیان چین را برد (سه گل قبلی را محمود قکری، علی موسوی و علیرضا اکبرپور زده بودند) و به فینال رفت. در بازی نهایی اما گل سیروس دین محمدی نتوانست دو گل بازیکنان جوبیلو ایواتا را جبران کند و استقلال نایب قهرمان شد.
* 1379
باز هم استقلال به جمع 4 تیم پایانی جام در جام رسید ولی این بار در جده. در نیمه نهایی محمد نوازی و احمد مومن زاده برای استقلال گل زدند ولی درنهایت الشباب عربستان 3 بر دو برنده شد. در بازی رده بندی هم استقلال 3 بر یک به شیمیزو اس پالس ژاپن باخت و چهارم شد.
* 1381
آخرین حضور استقلال در یک نیمه نهایی آسیایی مقابل همین تیمی که امسال استقلال برای رسیدن به فینال پیش رو دارد. استقلال در آزادی و در روزی که باران عجیبی در تهران می بارید، فقط یک گل با ضربه یدالله اکبری به آلیانگ ال جی کره جنوبی زد، محمد نوازی یک پنالتی هدر داد، استقلال دو بر یک باخت و باران، آرزوهای مان را شست و برد. در نیمه نهایی هم شاگردان پورحیدری با نتیجه 5 بر دو نسف قرچی را شکست دادند و سوم شدند.
بازی در
ورزشگاه مملو از جمعیت آزادی یکی از امیدواری های استقلال برای عبور از
حریف کره ای و رسیدن به فینال لیگ قهرمانان آسیاست. بازیکنان و اعضای کادر
فنی استقلال پس از شسکت دو بر صفر در سئول بارها در مصاحبه هایشان به حمایت
100 هزار تماشاگر در بازی برگشت اشاره کردند و از هواداران خود خواستند
روز چهارشنبه به ورزشگاه آزادی بروند.
تبلیغات برای حمایت از استقلال در بازی روز چهارشنبه بی تردید تا روز
مسابقه به اوج می رسد و هواداران این تیم جای خالی در ورزشگاه آزادی باقی
نخواهند گذاشت، اما سئوال این است که آیا استقلال زیر فشار فریادهای جمعیتی
که از همان دقیقه یک انتظار عبور توپ از خط دروازه تیم کره ای را می کشند،
دوام می آورد؟ استقلال در سال های اخیر معمولا در مسابقاتی که حامیان
زیادی را در ورزشگاه آزادی پشت سر خود دیده نتایج جالبی را بدست نیاورده.
در فصل جاری لیگ قهرمانان آسیا بیشترین تماشاگر برای حمایت از آبی ها در
بازی با الهلال عربستان به ورزشگاه رفت و تنها شکست خانگی استقلال هم در
همان مسابقه رقم خورد. این در حالیست که تیم قلعه نویی در همین مسابقات تیم
های الریان و العین را به راحتی در حضور 40-30 هزار تماشاگر شکست داد. در
روز پایانی لیگ برتر در فصل گذشته، استقلال در حضور حدود 80 هزار تماشاگر
بازی را به داماش گیلان واگذار کرد. هرچند در آن روز قهرمانی آنها از قبل
مسجل شده بود اما قطعا مایل نبودند پیش از بالای سر بردن جام قهرمانی، فصل
را با شکست به پایان برسانند. استقلال در جام حذفی هم در روزی که تماشاگران
زیادی برای تشویق این تیم به ورزشگاه رفته بودند به سپاهان باخت و از دور
رقابت ها کنار رفت.
هیاهوی ورزشگاه مملو از جمعیت آزادی می تواند تیم کره ای را از دقیقه یک
تحت فشار قرار دهد اما فراموش نکنیم چنانچه زمان بازی با به گل نرسیدن
استقلال سپری شود و یا تیم کره ای به گل برسد همان تماشاگران خیلی زود از
کوره در می روند و روی اعصاب بازیکنان آبی پوش حاضر در میدان سوهان می
کشند. شاید به همین دلیل است که استقلال از بازی مقابل هواداران پرتعدادش
خاطرات خوشی ندارد.




