سلام نخست

 

فونت زيبا سازفونت زيبا ساز فونت زيبا سازفونت زيبا ساز

     سلام دوستان عزیزم  من سعی میکنم در این وبلاگ داستان ها و مطالب زیبایی که دوست دارم

    برایتان بنویسم وامید وارم به کمک شما وبلاگ خوبی داشته باشم خوشحال میشم شما هم  به من 

کمک کنید  . حتما برام نظر بگذارید

از کمک ها و حمایت های شما دوستان عزیز بسیار سپاس گزارم

تولد ۹۲_۱۶ س*ا*ل*گ*ی

امروز تولدمه هوراااااااااا ;-) *_*

هرکی امروز تولدشه مبارک  ارزو می کنم ۱۲۰ نه کمه  بیشتر عمر کنی

همیشه برای خودم این دو بیت  و میخونم که هیچ وقت از زندگیمگله نکنم مو ناراضی  نباشم 

حسرت نبرم به خواب ان مرداب 

                                                                  کارام درون دشت شب خفته است 

دریای مو نیست باکم از طوغان               

                                                                 دریا همه عمر خوابس اشفته است

قراره امروزبا دوستام برم ice pack  جاتون و خالی می کنم *_*جشن خاصی نه تو وبلاگ نه جای 

دیگه می گیرم چون خرج زیاد داره B-) اما ۱۰ بهمن تا وقتی امتحانای دانشگاه مامانم تموم بشه ان

  موقع حسابی بابارو تو خرج می زارم  امتحانای خودم هم همین امروز همین ۲ ساعت پیش تموم 

اخش راحت شدم^_^ به خاطر همین نه اپی می کردم نه چیزی  شنیدم از بعضی ها ازم ناراحت بودن گله کردن

 نیومدم بلاگفا حالا که اومدم دیگه بیاین برام جشن بگیرین به همه ۳۰ دی ها به همه دی ها این روز فوق العاده تبریک می گم

چون اخرین روز ماه دی هست  ناراحتم ولی چون تولد خودمه خوش حالم  همه تونو دوست دارم بای ;-)


 

اخر هفته ، دردسر مدرسه

سلام

 اخر هفته هست و بعد از  یک هفته مدرسه رفتن میتونم یک خواب  راحت داشته باشم

 تا به حال شده از معلمی خوشت بیاد برعکس بزن تو ذوقت  چنین حالتی برام پیش اومد خیلی

 ناراحت  شدم از معلمم ، اما خوب چی کار می شه کرد میگن بزرگ میشی یادت میره .

بچه ها ، کارنامم و گرفتم شیمی و زیست و.... ۲۰ بود اما عربی و ادبیاتی که خیلی علاقه داشتم

یکی رو  ۱۸/۵ شدم یکی رو  ۱۷ خیلی ناراحتم   اخه چرا ؟  دارم سعی میکنم توی  کلاسایی که

دوسشون دارم  خیلی فعال باشم ولی ظاهرا بعضی معلما دوست ندارن بچه ها فعالیت خاصی

 داشته باشن و این به حسابـــــــــــ ....  ..نمیدونم ولی تصمیم گرفتم   فعالیت آن چنانی در کلاس 

 بعضی درسا نداشته باشم  خوب دردو دلی بود دیگه خدا کنه  چشاتون خسته نشده باشه  ولی اگه

 برای شما همچین مواردی در مدرسه هست  بگین خوش حال میشم نظرتون  یا خاطراتتون رو بشنوم

اوفــــــــــ مدرسه ، سربازیــــــ :)

 

سلام به همه

ببخشید به خاطر  آپیدن دیرم  ولی بالاخره نوشتم

مهر  هم مثل تموم ماه های  مهر ی  که داشتم  گذشت  فقط  فرقش این بود که  یک سال پیر  تر

شدم

بیش تر  دوستای که داشتم توی مدرسه ی جدیدم هستن  خیلی خوبه هممون هوای همو داریم

هممون  (به غیر از من یعنی  بیش تر  من در نقش  شنونده  هستم  تا گوینده)   گوله نمکیم .

...........................           ...................................         

 امسال  یکی از  دوستان وبلاگیم  رفت سر بازی توی مرخصی هاش  سعی میکنه به من سر بزنه

ازش خیلی ممنونم و براش دعا میکنم که  سربازی  بهش سخت نگذره ، بی چاره  مجبوره  ۲۰ دور ،

دور ه  سر باز خونه کلاغ پر بره  (  شوخی کردم ناناحت نشو حالا)

ابان شروع شده و من درسام بیشتر    اخر هفته ها هم باید سرم تو کتاب باشه   یعنی نه که مامانم

 یا بابام گیر بدنا خودم این طور میخوام  ، نه خیر ،خر خون نیستم خوب خونم

البته  صبح به کارام میرسم  شبم به فیلمام ، اینترنت  و از این دست چیز ها  ...

راستی   داره زمستون می یاد  فصل مورد علاقه ی من  خیلی زود گذشت دلم برای تابستون

تنگ شده  هی ..   ولی من که از تابستون حسابی استفاده کردمو حالشو بردم  این تابستونم

فوق  العده بود ، ببینیم   زمستون چه طور میگذره ؟ کسی نمی داند ؟؟؟

پایتخت

با عرض سلام خدمت دوستان وبلاگی

 در پست قبلی  گفته بودم که میرم کرج و تهران جاتون خیلی خالی بود  حسابی خوش گذشت ،

کاخ   گلستان و نیاوران،  سعد اباد تهران و  رفتیم پارگ ارم رفتیم، خرید کردیم و اومدیم برای شما هم

سوغاتی عکس های سفرمو اوردم    خیلی جاهای قشنگی داره تهران اما  ترافیک ،ترافیک

قول قوله ه ه ه ه ه ه، بابای من هم از ترافیک بدش مییاد به همین خاطر  خیلی مارو اون ور این ور

 نمیبرد چند  جا که من خیلی دوست داشتم ببینمو نشونمون داد دستش طلا

 کاخ گلستان :

 کاخی  بسیار زیباست  که دارای  کاخ های متعددی است که ما مشاهده کردیم

و لذتشو بردیم  شما هم حتما دیدن کنید از این مکان تاریخی.

  یکی از  کاخ هاش خیلی جالب بود  اسمش چی بود ؟؟ اهان  عکس خانه خوب این کاخ

مربوط می شه به مظفرالدین شاه  و ناصرالدین شاه و...  پس  عکس ها ی

 خودشون  و زناشون و بچه هاشون بود  .

کاخ نیاوران:

خیلی جا لب و قشنگ است  . از  زمان محمد رضا شاه  همه چی دست نخورده است ،

و چیدمانی بسیار  سلطنتی  داشت.  اتاق علی رضا  و فرحناز  فرزندان  محمد رضا شاه و

فرح دیبا همسر شاه بسیار زیبا چیدمان شده بودنند اتاق خود شاه هم همین طور دارای  پرده

 های زیبای ابریشم  حتی اگه عوض هم کرده باشند سعی کردند که همانند اول دربیاورند ،

میز هایی که از برنج ساخته شده بود از فرانسه و... هدیه گرفته بودنند و..

قسمتی مخصوص  ماشین ها و  موتور هاشون بود . ماشین های شیک و باکلاس موتور های کوچک

که برای  ولیعهد بود  رو نمایش داده بودنند همراه با عکس هایی که از ان ها گرفته اند .

باغی بسیار بزرگ داشت  بسیار زیبا  که اگه شارژ  دوربینم تموم نمی شد حتما  از این طبیعت

 دنج عکس های زیبادی میگرفتم. عکس هارو  بعدا براتون میزارم تا ببینین

پ.ن : بعد یک مدت عکسارو بر میدارم

ب.ن : عکسارو بر داشتم

 

 

توجه   نظر سنجی    توجه

سلام دوستای وبلاگی عزیزم

امروز  که ۱۴ شهریور باشه  قراره با خانواده بریم  خرید ، خریده کیف و کتابام

 باورم نمیشه دارم میرم اول دبیرستان  انگار همین دیروز بود که سال اول دبستان بودم

معلمی  نسبتا  چاق و چشم رنگی داشتم  خیلی خوب بود ، بچه ها  معلم شما چه شکلی بود؟

 اصلا سال اول ابتدایی و  یادتون هست ؟؟؟... ؟!

توجه ....

 تعیین رشته  توسط دوستان وبلاگیم  برای بنده :

   من بین  دو تا رشته ای که  تغریبا اصلا به هم ربط ندارم موندم  !  بازیگری ،تائتر و 

رشته  انسانی و وکیل شدن

شما نظرتون چیه ؟  من خودم که دارم میگم  به هردوشون علاقه دارم اما توی کاره تائتر

خیلی فعالیت داشتم   و توی مسابقات استانی  هم شرکت  کردم  اما توی رشته انسانی خانوادم

می تونن به من  خیلی کمک کنن و پشتوانه خوبی باشن .

عربی و ادبیاتم  هم ، درسشو دوست دارم هم توشون موفقم اما توی نمایش عروسکی

و   بازیگری هم اوُُُُُُُُف درجه یکم   حالا شما بگین  کدومو  برم برام بهتره؟!

بعدا نوشتم: من الان تو کرجم و می خوام درود بفرستم به هر کی کرجی هست  ما برای

۳ روز اینده کرج ساکنیم اما بیشتر تهران کار داریم  فعلا بچه ها ;-) 

بازگشت

سلام به دوستان خوبم امروز یک آپ خیلی جالب دارم   این آپ و گذاشتم چون دوست داشتم شما هم در

شادی ما سهیم  باشید  

 اخبار تکمیلی :

سارقین محمد طاهای عزیز رو به مبلغ پنج میلیون تومان به خانواده ای که بچه دار نمیشدند فروخته بودند و متاسفانه این خانواده خبری از دزدی بودن محمد طاها نداشتند و در پی اطلاع رسانی های زیادی که برای پیدا شدن محمد طاها انجام شد و صحبت های احسان علیخانی در برنامه ماه عسل یکی از اقوام این خانواده متوجه میشه کودک خریداری شده همان محمد طاهای گمشده هست و از تلفن عمومی با پدر محمد طاها تماس میگیره و خبر میده که در حال راضی کردن این خانواده هستم و زنی که نقش مادر محمد طاها رو داشت راضی نمیشد چون با محمد طاها اخت شده بود و در نهایت و پس از جدال بین وجدان و احساس , وجدان برنده شد و پس از چند روز از تماس , هنگام اذان مغرب روز شنبه ۲۶ مرداد محمد طاها رو موقع نماز جماعت در مسجدی حوالی اتوبان باقری درون یک سبد در حالی که شماره پدرش با سنجاق به سینه اش وصل شده بود  گذاشتند و رفتند و اهالی مسجد با خانواده محمد طاها تماس گرفتند و پدر و مادر محمد طاها سریعا به مسجد مراجعه میکنند و پس از دو ماه جگر گوشه شان را در آغوش گرفتند و اشک شوق ریختند... حال این پدر و مادر در آن لحظه توصیف نشدنی بود و شب خانه و محله محمد طاها غوغایی بود و همه از دوست و آشنا گرفته تا فامیل برای تبریک و دیدن محمد طاها آمده بودند , جالب بود که محمد طاها با هیچ کس غریبی نکرد و توی بغل همه بود... خانواده ای که محمد طاها رو خریده بودند از هر نظر به محمد طاها رسیده بودند و محمد طاها کمی تپل شده بود و  به نظر میرسید قبل از اینکه محمد طاها رو به سوی خانوادش بفرستند آرایشگاه برده بودند و حمام کرده بودند و لباس نو تنش کرده بودند . دیشب همه خوشحال بودند و خواهر محمد طاها حسابی دلش برای محمد طاها تنگ شده بود...

حالا هم خانواده چهار نفره محمد طاها در حال فراهم کردن مقدمات سفر به مشهد برای ادای نذرشون هستند

خانواده محمد طاها از همه دوستانی که در این وبلاگ ابراز همدردی کردند و برای پیدا شدن محمد طاها دعا و نذر کردند تشکر و قدردانی نمودند

خوشبختانه ماموران پلیس آگاهی نیز به سرنخ های خوبی رسیدند و انشاالله به زودی سارقین دستگیر و به سزای اعمالشون خواهند رسید .

دوستان همه برای سلامتیش یکی یه دونه صلوات بفرستین
الهم صل علی محمد و ال محمد
 

 

ماه رمضون 92

 

ماه رمضون هم رسید ۱۰ روز از ماه رمضون می گذره  امیدوارم  تشنگی و گشنگی  خیلی براتون سخت

نباشه: ) سفر اردبیل هم عالی بود خیلی خوش گذشت ، رفتم توی  مسابقات نمایش نامه خانی 

شرکت کردم ، گفتن اگه نمایش ناممون قبول بشه می برمون همدان  چه قدر حال می ده این تابستون

 اگه خدا قسمت کنه شهریور می ریم کیش  البته نه با دوستان با خانواده .

  بگذریم ایام  ماه رمضون   بکام هست  خوش میگذره خونه فامیل و آشنا  میرین  برای ما هم

سر سفره افطار حتما، لطفا دعا کنید .

 با اینکه  ماه رمضون  های قبلی بیشتر دوستداشتم و لحظات شیرین تری و گذروندم اما این ماه رمضون  

تحمل روزه داریم  بیشتر شده  خوب بزرگ تر و خانوم تر شدم دیگه

 راستی سریال های ماه رمضونو خیلی دوست دارم امسال هم فیلم های جالبی  پخش میکنن به

خصوص  سریال های کمدیش

کشور گردی  با دوستان

سلام بچه ها  چه خبر از تابستون خوش می گذره  ؟؟

تابستون من هم مثل ۹ ماه قبل است ساعت ۷ تا ۱۱ صبح کلاس تا تر و نمایش عروسکی دارم

البته بگم ها  برای این انقدر سخت داریم کار می کنیم چون که  داریم میریم مسابقات کشوری

به خاطر همین همه ی روز های هفته پره به غیر از  جمعه  ولی من این کارو خیلی دوست دارم

کلاس کانون زبان  هم که بایدیه  دیگه نه از نظر مامانم بلکه خودم  خودمو مجبور می کنم برم

 حتی اگه  رو به قبله باشم .

بچه ها این و نگفتم  هفته دیگه برای یک هفته میریم اردبیل به خاطر همین مسابقه ی کشوری

اولین تجربم هست که بدون  خانواده دارم می رم  سفر خارج از شهری ، من اردبیل رو رفتم جای

 خیلی قشنگیه ولی خیلی سرده   مردم خیلی خوبی هم دارن  از این که دارم  دوباره میرم اردبیل

 خیلی خوش حالم  تازه اونم با دوستات  .

اگه اون جا قبول بشیم دوباره یک هفته می ریم کرمانشاه   اون جا هم رفتم اما  خیلی دوست دارم

 دوباره برم  پس دعا کنید تا قبول بشیم

سال گرد عمه جون

سلام 

بچه ها یادتون هست  پارسال  توی همین ماه  کی رو از دست دادم  همونی که بینهایت براش گریه کردم

چون دیگه نمیتونم  دستان  خسته اش را لمس کنم آغوشم را با آغوشش گرم کنم .

همونی که وجودم به وجودش بسته بود ولی تنهام گذاشت . همونی که تا دهن وا کردم اسمشو گفتم

آره عمه عزیزم رو میگم .

نمی دونم ولی خیلی وقته به خوابم نیومده شاید ازم دلگیره یا اینکه .... دیگه دوستم نداره

امسال عیدم برام عید نبود  ....... پارسال  وقتی عیدی رفته بودیم خونشون اذیت  کردم  گفت

بهت عیدی نمیدم قرار شد امسال  بده که ... رفت

نمیدونم ولی نمیترسه میره توی اون گودال خاکی ، سرد و.... هروقت خونشون میموندم پیش

عمه جونم می خوابیدم اما حالا ببین اون  توی خواب ابدیه  بدون من .........

تند آرزوتو بگو

 

 توجه توجه                      چشم فرا دهید                  توجه توجه

دارم می رم مشهد بچه ها آرزوتون تو سال جدید چیه زود بگید

بدو دیگه فکر کردن نداره بگو به امام رضا میگم کسایی که خودشون مشهد هستن

چه بهتر همیشه  برای بچه های بلاگفا دعا کنن خوب برو تو نظرات آرزوتو بگو زود

 باش دارم میرما

                                                                                  

در پست قبلی ................ نظر دهید 

         

 

  

عید 92

 

 

سلام به همگی عیدتون مبارک چه خبر از عیدی هاتون به ما عیدی نمیدین

من عاشق ماهی هستم   برعکس من پسر داییم چشم ماهی سفره هفت سینشونو در میاره

به خاطره همین امسال ماهی نخریدن

سفره هفت سین که مهم ترین قسمت عید است ،ما، هم توی اتاق پذیراییمون  سفره چیندیم

 هم من تو اتاقم چیندم عیده دیگه ه ه ه

مابرای مدرسه باید سفره هفت سین درست میکردیم ۳ نفر از کلاسمون بودن که یکیشون من بودم

 خیلی قشنگ شد حرف نداشت رقابت بود بین کلاسه حالا باید ببینیم کدوم کلاس برندس..بعد از عید میگم

بچه سال ۱۳۹۱  تموم شد .. هم خیلی خوش حالم هم ناراحت چون در این سال عمم فوت کرد و من در این

سال چه قدر خون گریه کردم و خوبی هایی هم داشت ولی بدی های این سال خوبی هاشو پوشوندن

آرزو میکنم هرجا هستین سلامت و موفق باشی

پایان زمستونی

 

بچه ها فقط یک روز مونده تا زمستون تموم بشه ناراحتم و خوش حال خوب زمستون

سر ماشو می بره بهار سرسبزیشو میاره، زمستو فصلیه که من  توش متولد شدم 

پس همیشه به فکرشم و نمی تونم سرماشو از وجودم ببرم .

توی زمستون دستام  و دماغم و.. از سرما قرمز میشن و از درد به خودم می پیچم اما

 ،اما همین دردباعث میشه زمستون و احساس کنم .

 

پاییز م دوست دارم من توی این فصل بیش تر از هر فصل دیگه ای احساساتم گل

 میکند آیا توی فصل دیگه ای هم می تونیم برگه های رنگارنگ ببینیم ؟؟؟؟ من توی

این فصل عاشق کاردستی درست کردن با برگام 

 

داره بهار میاد بهارو خیلی دوست دارم چون عاشق گلم بوی گل ،رنگ گل، از همه

مهم تر زیبایی گل که آدمو به خودش جذب میکنه حداقل یک سبد پر از گل بهتر از

اینکه اصلا  باغچه گل نداشته باشی

 

تابستون، فقط من نه خیلی ها   از گرما زیاد خیلی بدشون میاد   احساس میکنم

 کسی داره من و میسوزونه خوب زمستونیم دیگه ولی تابستونو دوست دارم  با هر

بدی که داره ، خوبی هایی

هم داره با خانواده بودن و مسافرت رفتن  به خوصوص تمومی مدرسه ها حالا منتظر

 آپ بعدیم باشین زود بر میگردم......

 

داستان ها کوتاه :).........:(

 

در اطرافمان هر روز ماجراهای مختلفی روی می دهد  که بی اعتنا

از کنارشان می گذریم ، فقط باید با کمی دقت ، آنها را ببینیم

و قبل از آن که فراموششان کنیم ، روی کاغذ آوریم .

هر یک از آن ها داستانی کوتاه است.


دخترک کوچولو چیز های زیادی  برای برادرش آورده  بود.روی پتویی که کنار باغچه پهن بود،قطار

 را برایش روشن کرد .

پسرک چه قدر از حرکت وسوت قطار ذوق می کرد .

وقت ملاقات تمام شد و موقع جدا شدن گفت: هفته دیگه که اومدم ، برات یک ماشین پرنده

می آورم . پسرک فقط نگاهش کرد.

وقتی دخترک  با همراهان از آسایشگاه معلولین جسمی و ذهنی خارج می شدند ، هنوزنگاهش به

چشمان برادرش بود و آرام گفت : با ماشین پرنده می تونی به هر جایی که آرزو کنی بری.....

 


با من بمان

ای کاش می توانستم تو را از دست ندهم  تا برای همیشه  در کنار هم خوشبخت باشیم.

می دانی  که بهترین سا ل های عمرم  را با تو  گذراندم  و تو به من عشق دادی شادی بخشیدی.

افسوس حالا که من به راز هایت پی بردم ،تو تنهایم گذاشتی . کاش می شد باز هم با من بمانی

ای آرزو ی از دست رفته ،ای کودکی!....


نیت

مدت ها بود که هر وقت به ماهیگیری می رفتم ،از صید ماهی های دریا ، ننه ستاره پیرزن تنهای محله

را هم بی نصیب  نمی گذاشتم . اما آن روز کرایه خانه عقب افتاده بود و تصمیم داشتم هرچه صید کردم

در بازار بفروشم . ساعت های زیادی  تور انداختم وکشیدم ، آن روز انگار دریا خالی از ماهی شده بود...


 کتاب  هدیه برف- مصطفی چترچی

تعیین سطح

 

بچه تابه حال شما تعیین سطح دادین. تا ۲ یا ۳ ساعت دیگه می خوام برم تعیین سطح بدم .

یکم خوندم با خودم کار کردم انگلیسی که وقتی رفتم اونجا قش نکنم اما خوب خیلی میترسم،

چون دارم میرم   بزرگ سال هم میترسم چون تا وقتی که  نوجوانان بودم  بهم خیلی خوش

می گذشت ،حالا بریم بزرگ سال ببینیم چه طوره  البته بگم قطر کتاباش دوبرابر قطر کتابای  نوجوانان  ،

بچه ها  بینهایت نیاز به دعاهاتون دارم .

هم کتبی هم شفایی ..........................

هرکی تعیین سطح داده  فقط گفته خیلی سخت و بد بود حالم بهم خورد .................

ای بابا حالا دارم خودم امتحان میدم هرچی  شد بهتون خبر می دم بابای

...............................تعیین سطح و دادم .................................

بچه ها ۹ترم اومدم بالا هوووووووووووووووووووووووووووووووووووورررررررررراااااااااااااااااااااااااااااا

باید ۱سال و ۵/. باید درس میخوندم که به این ترم برسم بیشنهاد میکنم هر کی تردید داره

که تعیین سطح بده یا  نه بهش میگم که حتما بده