روش های آرام سازی ذهن

با رعایت توصیه‌هایی بسیار ساده می‌توانید همواره زندگی سالم و شادابی داشته باشید. این توصیه‌ها می‌تواند برای هر سن و سالی مفید باشد. به یاد داشته باشید که هیچ وقت برای اصلاح و بهبود روش زندگی دیر نیست.



به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا، زمانی که دچار استرش یا اضطراب و دلشوره می‌شوید اقدامات زیر را انجام دهید:


ادامه نوشته

عوامل خجالتی بودن و راه های درمان آن

وارد مهمانی میشوید ، به افراد حاضر نگاه میکنید و بلا فاصله قلبتان شروع به زدن میکند . کف دستهایتان خیس عرق میشود ، نمیتوانید نفس بکشید ، مطمئن هستید آنچه را برای گفتن آماده کرده اید مسخره به نظر خواهد رسید و همه درباره ی شما بد فکر خواهند کرد .


برای خواندن بقیه ی متن به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

ادامه نوشته

جـز تو ، هـمه فـراموش ...

راهكارهاي ساده جهت كاهش فشارهاي روحي و رواني


در زندگي امروز نمي توان فشارهاي روحي و رواني حاصل از وقايع روزمره زندگي را بطور كل حذف و كنار گذاشت. بهتر است راههاي مواجهه و مقابله با آنها را آموخت تا شدت نيافته و به افسردگي و درماندگي تبديل نشوند. رمز كاهش فشار رواني اين است كه ياد بگيريد از نظر احساسي و عاطفي چگونه در زمان حال زندگي كنيد .داشتن اعتقادات مذهبي از اين بابت لازم ومؤثراست كه به نظرپزشكان آرامبخش ترين آيين مذهبي هنگامي است كه هر روز صبح عبادت كنيد و نماز بخوانيد اين موضوع به اثبات رسيده كه عبادت و راز و نياز با پروردگار تاثير هورمورنهاي توليد فشار رواني همچون آدرنالين و نور آدرنالين را در بدن تقليل مي دهد.



در زير به راهكارهاي ساده جهت كاهش فشارهاي روحي و رواني و حفظ بهداشت رواني اشاره شده است .


بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

تست شخصیت شناسی (به اين تست شك نكنيد )

اين آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسى است كه اين روزها در اروپا بين روانشناسان در جريان است. پاسخهايش هم اصلاً كار دشوارى نيست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنيد. يك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد و جوابي را که انتخاب مي کنيد يادداشت کنيد كه بتوانيد امتيازهايى كه گرفته ايد جمع بزنيد. حاضريد؟ پس شروع كنيد:

1) چه موقع از روز بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟

الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى رويد؟

الف _ نسبتاً سريع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سريع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زير، ه- - خيلى آهسته

۳) وقتى با ديگران صحبت مى كنيد؛

الف _ مى ايستيد و دست به سينه حرف مى زنيد،
ب- دستها را در هم قلاب مى كنيد،
ج _ يك يا هر دو دست را در پهلو مى گذاريد،
د _ دست به شخصى كه با او صحبت مى كنيد، مى زنيد،
و ه-_ با گوش خود بازى مى كنيد، به چانه تان دست مى زنيد يا موهايتان را صاف مىكنيد

۴) وقتى آرام هستيد، چگونه مى نشينيد؟

الف _ زانوها خم و پاها تقريباً كنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بيرون،
د _ يك پا زير ديگرى خم

۵) وقتى چيزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهيد؟

الف _ خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند كوچك،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند كوچك

۶) وقتى وارد يك ميهمانى يا جمع مى شويد؛

الف _ با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شويد
ب _ با صداى آرامتر سلام مى كنيد و سريع به دنبال شخصى كه مى شناسيد، مى گرديد
ج _ در حد امكان آرام وارد مى شويد، سعى مى كنيد به نظر سايرين نياييد

۷) سخت مشغول كارى هستيد، بر آن تمركز داريد، اما ناگهان دليلى يا شخصى آن را قطع مى كند؛

الف _ از وقفه ايجاد شده راضى هستيد و از آن استقبال مى كنيد
ب _ بسختى ناراحت مى شويد
ج _ حالتى بينابين اين ۲ حالت ايجاد مى شود

۸) كداميك از مجموعه رنگ هاى زير را بيشتر دوست داريد؟

الف- قرمز يا نارنجى
ب- سياه
ج- زرد يا آبى كمرنگ
د- سبز
ه- آبى تيره يا ارغوانى
و- سفيد
ز- قهوه اى، خاكسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستيد (در شب) در آخرين لحظات پيش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشيد؟

الف- به پشت
ب- روى شكم (دمر)
ج- به پهلو و كمى خم و دايره اى
د- سر بر روى يك دست
ه- سر زير پتو يا ملافه...

۱۰) آيا شما غالباً خواب مى بينيد كه:

الف- از جايى مى افتيد.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستيد.
ج- به دنبال كسى يا چيزى هستيد.
د- پرواز مى كنيد يا در آب غوطه وريد.
ه- اصلاً خواب نمى بينيد.

و- معمولاً خواب هاى خوش مى بينيد


بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

شخصیت شناسی از روی نوع ساندویچ

یک تحقیق علمی‌در رابطه با ساندویچ نشان می‌دهد روش خوردن شما می‌تواند بیانگر احساسات درونی شما باشد.
کدام یک از روش‌های زیر را برای خوردن ساندویچ در نظر می‌گیرید؟
1. ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم می‌کنید؟
2. ساندویچ خود را دو لقمه می‌کنید؟
3. ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر می‌خورید؟
4. همیشه ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب می‌گذارید؟
5. ساندویچ خود را کاملاْ باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان می‌خورید؟




۱. چنانچه ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم می‌کنید :
فردی منظم، حساس، دقیق و عاطفی هستید. در واقع نظم در زندگی شما حرف اول را می‌زند. دیگران به خوبی می‌دانند که از چه جایگاهی باید با شما وارد سخن شوند. گذشت شما در زمینه‌های مختلف زبانزد خاص و عام است. صبر و استقامت از دیگر ویژگی‌های شماست.
دیگران برای انجام کارها و رفع نیازهای روزمره خود روی شما حساب می‌کنند.


۲. چنانچه ساندویچ را دو لقمه می‌کنید :
شما ظاهراً فردی عجول و نسبتاً خشن بوده و این خصوصیت راحتی در غذا خوردن را نیز نشان می‌دهد. ظاهراً خیلی از خودتان مطمئن هستید و می‌توان گفت که در اکثر اوقات به خاطر عجول بودنتان بدون مشورت با دیگران تصمیم می‌گیرید که در بسیاری از موارد عواقب آن را نیز متحمل می‌شوید. معمولاً شما فرصت رسیدگی به حرف و سخن دیگران و یا حتی خود را ندارید، که این نیز ناشی از همان عجول بودن ذاتی شماست.
۳. چنانچه ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر می‌خورید :
به راحتی با دیگران دوست می‌شوید و خوشرو و دست و دلباز هستید و به رای و نظر فرد مقابل احترام می‌گذارید و از درگیر شدن با اطرافیان پرهیز می‌کنید، آرامش خاصی دارید و دیگران از بودن در کنار شما احساس لذت می‌کنند.
۴. چنانچه همیشه ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده آن را در بشقاب می‌گذارید :
آینده نگری و نگاهی به فردا داشتن از ویژگی‌های شخصیتی شماست.
در هر زمینه‌ای و برای اقدام در مورد هر مساله ابتدا به عواقب آن اندیشیده و با مروری به آینده حال را برنامه ریزی می‌کنید. مصمم و هوشیارید و نسنجیده حرف نمی‌زنید. دیر با کسی دوست می‌شوید اما دوستی هایتان پایدار است.
۵. چنانچه ساندویچ خود را کاملاً باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه‌ای نان می‌خوردید :
شخصیتی قابل احترام دارید. سعی می‌کنید هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نروید. نگاه گیرا و نافذ شما می‌تواند مخالفانتان را به سرعت سر جای خودشان بنشاند. بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبه‌های ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آنها را نیز ببینید. انرژی شما برای یافتن دوستان جدید و کم نظیر نیز مثال زدنی است. در حل مشکلات بسیار ماهر و زبر دست بوده و عاشق رقابت سالم با دیگران هستید.

شخصیت شناسی از روی تاریخ تولد

این نتیجه روانشناسی اگر شما را کاملا توصیف نکند ، شما را از آنچه هستید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است.

به مثال زیر توجه کنید :
فرض می کنیم که شما متولد ۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۴ هستید. اردیبهشت، ماه دوم (۲) سال است پس :

۹=۱+۸=۱۸=۵+۹+۳+۱=۱۳۹۵=۱۳۶۴+۲+۲۹
شماره تولد ۹ است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.

۱- خالق و مبتکر:
‘’یک’’ ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال ‘’یک’’ ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که ‘’بهترین’’ باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند .

۲- پیام آور صلح:


‘’دو’’ ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد . اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند .

۳- قلب تپنده زندگی:
‘’ سه ‘’ ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال،اجتماعی،جذاب،رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند .

۴- محافظه کار:
‘’چهار’’ ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند . بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند .

۵- ناهماهنگ با جماعت:
‘’پنج’’ ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند .

۶- رمانتیک و احساساتی:
‘’ شش’’ ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند . یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند . دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.’’شش’’ ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند .

۷- عاقل و خردمند:
‘’هفت’’ ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!

۸- آدم کله گنده:
‘’هشت ‘’ ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند .

۹- اجرا کننده و بازیگر:


‘’نه ‘’ ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کـس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند

حقه روز امتحان

چهار تا دانشجو شب امتحان بجای درس خواندن به پارتی و خوش گذرونی رفته بودند
و هيچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند٬
روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اين صورت که
سر و روشون رو کثيف و کردند
و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغييراتی بوجود آوردند٬
سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و يکراست به پيش استاد رفتند٬
مسئله رو با استاد اينطور مطرح کردند که ديشب به يک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند
و در راه برگشت از شانس بد يکی از لاستيک های ماشين پنچر ميشه

و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشين 


بقیه در ادامه مطلب...


ادامه نوشته

بوسه و سیلی

ژنرال و ستوان جوان زیردستش سوار قطار شدند. تنها صندلی های خالی در کوپه، روبروی خانمی جوان و زیبا و مادربزرگش بود. ژنرال و ستوان روبروی آن خانمها نشستند. قطار راه افتاد و وارد تونلی شد. حدود ده ثانیه تاریکی محض بود. در آن لحظات سکوت، کسانی که در کوپه بودند 2 چیز شنیدند: صدای بوسه و سیلی. هریک از افرادی که در کوپه بودند از اتفاقی که افتاده بود تعبیر خودش را داشت

خانم جوان در دل گفت: از اینکه ستوان مرا بوسید خوشحال شدم اما از اینکه مادربزرگم او را کتک زد خیلی خجالت کشیدم

مادربزرگ به خود گفت: از اینکه آن جوانک نوه ام را بوسید کفرم درامد اما افتخار میکنم که نوه ام جرات تلافی کردن داشت

ژنرال آنجا نشسته بود و فکر کرد ستوان جسارت زیادی نشان داد که آن دختر را بوسید اما چرا اشتباهی من سیلی خوردم

ستوان تنها کسی بود که میدانست واقعا چه اتفاقی افتاده است. در آن لحظات تاریکی او فرصت را غنیمت شمرده که دختر زیبا را ببوسد و به ژنرال سیلی بزند 


نتیجه: زندگی کوپه قطاری است و ما انسانها مسافران آن. هرکدام از ما آنچه را می بینم و می شنویم بر اساس پیش فرضها و حدسیات و معتقدات خود ارزیابی و معنی می کنیم. غافل از اینکه ممکن است برداشت ما از واقعیت منطبق بر آن نباشد.


ما میگوییم حقیقت را دوست داریم اما اغلب

چیزهایی را که دوست داریم، حقیقت

می نامیم


رازهایی درباره مردان که هر زنی باید آنها را بداند (حتما بخوانید)

برای شوهرتان ، مادری نکنید!
یک اشتباه : زنان در حق مردان مادری کرده و با آنها به مانند بچه رفتار می کنند.
آیا هرگز چنین مواردی را به همسرتان گفته اید؟
ـ عزیزم کیف پولت را فراموش نکنی.
ـ موقع برگشتن فراموش نکنی لباس ها را از خشکشویی بگیری.
ـ قبض برق را پرداختی؟
ـ می دانی مخزن سوخت تقریبا دیگه تمام شده؟
ـ یادت رفت میز رزرو کنی؟ خوب اشکال ندارد، خودم تلفنی این کار را برایت انجام می دهم.
ـ چند بار باید گفت این حوله های خیس را روی زمین نینداز.
ـ اگر با این لباس نازک بیرون بروی، حتما سرما می خوری.
چنان چه شما نیز مانند من مرتکب این اشتباهات شده باشید، احتمالا پس از خواندن این جملات احساس گناه می کنید. اشتباه شماره یک، یکی از معمول ترین و مخرب ترین عادات ارتباطی ما با مردها است. به گونه ای با آنان رفتار می کنیم، گویی کودکی بیش نیستند و این طور فرض می کنیم که ناتوان هستند و نمی توانند از خودشان مراقبت کنند و نیاز دارند که ما زندگیشان را بگردانیم.
می دانم چه فکر می کنید بله این پیش فرض های ما در بسیاری از مواقع حقیقت دارند و ممکن است حق با شما باشد، اما موضوع این نیست، موردی که در این جا اهمیت دارد این است که:
هنگامی که با یک مرد مانند پسربچه کوچکی رفتار می کنید، او نیز شما را مایوس نکرده و به مانند بچه ای کوچک با شما رفتار خواهد کرد. هنگامی که انتظار دارید ناتوان، درمانده و ضعیف باشد او نیز ناتوان، درمانده و ضعیف می نماید.

چگونه زن ها در حق مردها مادری می کنند؟
۱ ) در حق آنها زیاده از حد مفید واقع شدن و انجام دادن کارهایی که می بایست خودشان انجام بدهند: مثلا: به دنبال کلیدش می گردیم، لباس هایش را پشت سرش جمع می کنیم، کراواتش را برایش درست کرده، موهایش را مرتب می نماییم، صبح ها قبل از آن که به سر کار برود لباس هایش را انتخاب می کنیم، شب ها بعد از برگشتن از کار لباس هایش را از تنش درمی آوریم.
۲ )راه انداختن بازی های کلامی با آنان، بازی حدس بزن، جهت بیرون کشیدن اطلاعات از آنان، به او می گوییم: گرسنه ای؟ دوست داری کمی آش برایت درست کنم، نه؟ برایت ماهی درست کنم؟ دسر چطور؟ با این سوپ چطوری؟ زیاد جالب به نظر نمیاد؟ خب بذار فکر کنم. با یه ساندویچ گریل شده پنیر چطوری؟ اونم دوست نداری؟

۳) ما معمولا چنین فرض می کنیم؛ مردها کم حافظه بوده و یا فراموش کار هستند و اطلاعاتی که می بایست خودشان به خاطر داشته باشند را به آنها گوشزد می کنیم: یادت باشد وقتی


بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

8 رفتار مردانه مورد پسند خانم ها

1-هرچند خانم ها ادعا می كنند كه از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی كج و كوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در كوچه فوتبال بازی كنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه كنید.او بدش نمی آید كه هر چند وقت یكبار برای نجاتش تلاش كنید، و یا اگر از عهده ی تعمیر برخی وسایل بر می آیی 

هرچند خانم ها ادعا می كنند كه از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی كج و كوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در كوچه فوتبال بازی كنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه كنید.او بدش نمی آید كه هر چند وقت یكبار برای نجاتش تلاش كنید، و یا اگر از عهده ی تعمیر برخی وسایل بر می آیید این كار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید. یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع كه كدامشان كفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلكه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است كه منجر به اتصال هرچه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش كنید كه زمانی كه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد كه لباس های مناسب و آراسته ای به تن كنید، اما در عین حال باید در نظرداشته باشید كه در بقیه ی ساعات


بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

رازهای شاد زیستن

زندگی موهبتی است که به ما ارزانی شده است وتا وقتی امید است،زندگی است.


ما قدرت آنرا داریم که نومیدی را به امید، شکست را به پیروزی واشک را به خنده مبدل سازیم بشرطی که به زندگی و شگفتی های آن، به لذت ها ، نا امیدی ها،رنج ها و دردها«بله» بگوئیم.


اگر بکوشیم کلماتی از قبیل «بله»،«امکان دارد»،«همیشه»،‌«امیدوارم»و«میتوانم»رادر فرهنگ لغات خود و اعضاء خانواده وارد کنیم آنگاه شاهد تجلی شادی ها خواهیم بود.


اگر تصمیم بگیریم از این لحظه با عشق و غوطه ور در عشق زندگی کنیم معنی و مفهوم حیات و شاد زیستنرا بهتر درک خواهیم کرد واز آنلذت خواهیم برد. بقول نازک اندیشی:


(زندگی ریاضیات است، پس بیائیم اعتماد را در زاویه چشمانمان جای دهیم،شادی را به توان برسانیم، غم و اندوه را تفریق کنیم، کینه و نفرت را جذر بگیریم وهمدلی و دوستی راضرب بگیریم و محیط و مساحت محبت را در دایره قلب دیگران بدست آوریم)


انسان موجودی شادی خواه و لذت طلب است. هرگز داشتن مال و اموال، نشانه خوشبختی و بینوایی و فقر نشانه بدبختی نیست. اگر چنین بود ثروتمندان شادترین و فقراء بدبخت ترین افراد بودند در حالی که همیشه چنین نیست.


  بهشت در زندگی ماست ولی فقط برای کسانی متجلی میشود که دلشان ناب و بی غش باشد. این افراد دلیر وو امیدوار زندگی می کنند تا همیشه شاد و بانشاط باشند و از زندگی بهره مند شوند ، درست است که گفته اند:


«زندگی به یک شب تار می ماند، بایدچراغ خود را با دست خود


بیفروزیم و زندگی خود را روشن کنیم.»


آیادقت کرده اید وقتی که احساس خوبی در مورد خود دارید، دیگران هم بهتر از همیشه به نظر می رسند؟ جهان بازتاب عکس العمل خود ماست رفتار خود ماست، تمام دنیادر نظرمان دوست داشتنی است.


شایسته خود بدانیم. باخود ملایم باشیم و خانواده خود را بپذیریم.


دوست بداریم و بدانیم که یکی از را کلیدهای شادی و خرسندی تمرکز ذهن بر لحظه حال است. این لحظه تنها زمانی است که در اختیار داریم و از لحظه بهتر چیزی سازیم که آن شادی است.


آبراهام لینتن گفته:                                             


اغلب مردم تقریبا به همان اندازه شاد هستن که انتظارش را دارند.


شاد بودن می تواند یکی از بزرگترین مبارزات ما در زندگی باشد. برای شاد بودن باید بر افکار شاد متمرکز کنیم.


لازمه ی  شاد بودن جستجوی زیبائیها و خوبی هاست.همه چیز در دست ماست.


به گفته کازانتراکس:


قلم و کاغذ و رنگ در اختیار شماست. بهشت را نقاشی کنید، بعد وارد آن شوید.


در میان ما ایرانی ها جمله «این نیز بگذرد» رایج است. ما هرگز نمی دانیم که در آینده چه شادی ها، ثروت ها و نعمت هایی در انتظارمان است. پس لحظه حال را غنیمت بدانیم و نهایت استفاده را از آن ببریم.




1) هرگز از پرسش کردن باز نمانیم:


هرگاه از انجام کاری دلزده وخسته شدیم از خودمان بپرسیم چگونه می توان کارهایمان را بهتر، سریعتر، ساده تر، آسانترو سرگرم کننده تر انجام دهیم تا به هدف نهایی برسیم!



2) احساس ناامیدی را از خودمان دور کنیم:                    


اگر مسیر زندگی خود را از دست دادیم مایوس نشویم و


بقیه در ادامه مطلب...


ادامه نوشته

دنیا رو بی تو  نمیخوام یه لحظه


نباشی کل این دنیا
واسم قد یه تابوته
نبودت مثله کبریتو
دلم انباره باروته

نباشی کل این دنیا
واسم قد یه تابوته
نبودت مثله کبریتو
دلم انباره باروته

نباشی روزه تاریکم
یه اقیانوسه آتیشه
تموم غصه ی دنیا تو
قلبم ته نشین میشه
دنــــــــیا رو بی تو
نمیخوام یه لحظه
دنیا بی چشمات
یه دروغه محضه
دنیا رو بی تو
نمیخوام یه لحظه
دنیا بی چشمات
یه دروغه محضه

نباشی هر شبو هر روز
همش
حیرون و آوارم
با فکرت زنده میمونم
تا وقتی که نفس دارم
تا وقتی که نبودت تو یه روز کاری بده دستم
بمون تا آخره دنیا
بمونی تا تهش هستم

دنیا رو بی تو
نمیخوام یه لحظه
دنیا بی چشمات
یه دروغه محضه

دنیا رو بی تو
نمیخوام یه لحظه
دنیا بی چشمات
یه دروغه محضه

چرا خانم های زیبا با مردهای بدقیافه ازدواج می کنند؟

از آنجا که خانم ها دنبال مردی برای زندگی هستند ممکن است کسی را انتخاب کنند که از نظر ظاهری پایینتر از آنها باشد. تحقیقات جدید نشان می دهد که ازدواج هایی که در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است، بسیار پردوام تر و مثبت تر است.

تصور محققان از دلیل آن این است که مردها اهمیت زیادی به زیبایی می دهند درحالیکه


بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

منابع پیشنهادی آزمون کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی  


منابع پیشنهادی 1

تاريخ ادبيات:

  • Abrams, M. H. et al. The Norton Anthology of English Literature. 7th ed. NewYork: W.W. Norton, 1999
  • Sokhanvar, Jalal and Hooshang Honarvar, ed. The Abridged Edition of The Norton Anthology of English Literature
  • Abrams, M. H. et al. The Norton Anthology of English Literature: The Major Authors. 5th ed. New York. W. W. Norton, 1986
  • Thornley, G. C. and Gwyneth Roberts. An Outline of English Literature. Longman, 1984
  • Abjadian, Amrollah. A Survey of English Literature. 2 vols. Tehran: SAMT, 2000


بقیه در ادامه مطلب... 

ادامه نوشته

هم کفو بودن در ازدواج

از شرایط بسیار مهم ازدواج هم کفو بودن زوجین است. کفو در لغت به معناى شبیه و مانند است، در مسئله ازدواج تا حدّى باید از نظر ظاهر و باطن بین دختر و پسر شباهت وجود داشته باشد.

کفو بودن به معنی 


بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

فراهم نبودن شرایط ازدواج و ترس از اقدام به آن

پرسش:
با عرض سلام و خسته نباشید پسری حدود 25 ساله هستم . دانشگاهم را تمام کرده و در شرف سربازی هستم . بنده شرایط ازدواج ندارم ( نه پول دارم و نه کار ) از همه مهمتر تورم بیداد می کند . ممکنه بفرمایید منظور از به گناه افتادن در این دوران چیه ؟ منظور همان روابط نامشروع است ؟ که انقدر خدا ترس هستم که خودم را الوده نکنم . غریزه جنسی فکرم را مشغول می کند . ایااستمناء حداکثر 2 بار در ماه برای رهایی از این هیجانات مشکل افرین است ؟ اگر بخاطر رضای خدا و مصون ماندن از افکار شیطان ازدواج کنم به نظرم کار احمقانه ای کرده ام چون از اینده کاری می ترسم . بخدا قسم دوست دارم ازدواج کنم ولی می ترسم می ترسم می ترسم . تمام ترسم از تورم ، پیدا نکردن شغل . وقتی افراد سن بالا و مجرد را می بینم بیشتر از ازدواج می ترسم .

پاسخ:


منظور از به گناه افتادن اعم از روابط نامشروع است که شامل استمنا هم می شود چرا که از نظر دین اسلام استمنا مطلقا و به هر دلیلی حرام است، شما باید به خداوند توکل کنید و همت خود را بالا ببرید و انشاالله با پیدا کردن کار مناسب وضعیت شما بهتر خواهد شد، این نکته را فراموش نکنید که ما انسانها مأمور به عبادت و بندگی خداوند هستیم و اگر چنانچه شما برای رضای خدا و آلوده نشدن به گناه ازدواج کنید نه تنها کار احمقانه ای نکرده اید بلکه به وظیفه خود عمل کرده اید چرا که به فتوای برخی از مراجع ازدواج مستحب است اما اگر ترس از به گناه افتادن داشته باشید واجب می شود[1] البته این امر اعم از ازدواج دائم و موقت است و اگر برای شما امکان ازدواج موقت هست می توانید به صورت موقت از این راه حل استفاده کنید، و این را بدانید که اکثر مردم در ابتدای ازدواج سختی هایی را متحمل می شوند اما هر چه بگذرد مشکلات کمتر می شود و شرایط بهتر می گردد، در امر ازدواج انتخاب همسر مهمترین کار است، اگر شما همسر مومن و صبوری را انتخاب کنید که با شرایط شما و خانواده شما بسازد می تواند بسیار در زندگی به شما کمک کند و این را هم بدانید که خداوند خود در قرآن وعده بی نیاز کردن افرادی را که ازدواج می کنند می دهد وَ أَنْکِحُوا الْأَیامی‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیم‏ مردان و زنان بی‏همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‏نیاز می‏سازد خداوند گشایش‏دهنده و آگاه است‏[2]، پس باید توکل خود را به خدا بیشتر کنیم و با انتخاب درست همسر زندگی خوبی را برای آینده خویش رقم بزنیم.


[1] توضیح المسائل (المحشی للإمام الخمینی)، ج‏2، ص: 449

[2] نور - 32

منبع: پایگاه حوزه، شماره 18012

ترس از ازدواج: مسئله این است!

ترس از ازدواج از مسائل عمده و پیچیده ای است که ذهن اغلب جوان ها را به خود مشغول کرده است. تا جایی که این مسئله در بسیاری از موارد باعث سخت گیری های زیادی در زمینه ی ازدواج شده و منجر به بروز مشکلاتی از جمله بالا رفتن سن ازدواج گشته است.
اما آیا این ترس همیشه مشکل ساز است؟ تا چه حد لازم و ضروی است؟ چگونه می توان بر این ترس غلبه کرد؟ چگونه باید از این احساس در جهت مثبت بهره برد؟

برای پاسخ گویی به این سؤالات ابتدا باید دلایل ترس از ازدواج را بررسی کنیم.
شاید در ابتدا این موضوع مطرح شود که به راستی چرا ترس؟
مگر نه این که ازدواج سنت پیامبر اکرم (ص) است؟ مگر نه این که این امر از فرائض دینی و یکی از پسندیده ترین و مؤکد ترین اعمال نزد خداوند است؟ مگر ازدواج کامل کننده ی دین نیست؟ پس چرا از ازدواج می ترسیم؟!
عواملی که منجر به ترس از این امر مقدس می شوند را می توان به دو گروه اصلی تقسیم کرد:

بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

دوراهی ( مشاوره )

با سلام خدمت شما...

عاملی که باعث شد این مطلب رو بنویسم درخواست یکی از دوستان واسه راهنمایی از من برای حل مشکلش بود.

ابتدا سوال ایشون و سپس پاسخ من به این دوست خوبم:

سوال:


سلام

من 24 سالمه و دانشجوی كارشناسی هستم.راستش تا حالا هیچ دختری تو زندگیم نبوده.ولی من حدودا یك ساله كه خیلی احساس تنهایی میكنم.واقعا نمیدونم باید چی كار كنم.از یه طرف به دوستی هایی كه به ازدواج ختم نمیشن اعتقاد ندارم.دوست دارم با یك نفر آشنا بشم و با همون هم ازدواج كنم.از یه طرف هم الان شرایط ازدواج ندارم.تازگی ها یه فكرهایی اومده سراغم كه با یه دختر دوست بشم.البته حد و مرزها رو رعایت كنم.برادرم میگه اگه با یه دختر دوست بشی حالت خوب میشه.خودش شاید بیشتر از ده تا دوست دختر داشته و داره.البته خب تازگی ها یه اتفاقاتی براش افتاده كه واقعا تو دردسر بزرگی افتاده.همش بخاطر همین رابطه داشتن با دخترهاست.ولی من نسبت به خودم مطمئن هستم كه كارم به اونجاها نمیكشه.واقعا تو یه دوراهی گیر كردم.آخه من و امثال من كه شرایط ازدواج نداریم پس باید چی كار كنیم؟باید از تنهایی دق كنیم؟ایا دوستی با دخترا در حد حرف زدن مشکل تنهایم رو حل می کنه یا نه؟خواهش میكنم زود جوابمو بدین.خیلی به همفكری و مشاوره شما احتیاج دارم. ضمنا بگم من قبل از این اینكه سوالم رو براتون بفرستم آرشیوتون رو خوندم.چند مطلب هم در مورد تنهایی بود كه اونا میخواستن مثل من با یه دختر دوست بشن برای پر كردن تنهاییشون. شما هم بهشون گفتین ازدواج كنن ولی شما خودتون حتما میدونید كه اكثر جوونا شرایط ازدواج ندارن.لطفا یك راه منطقی به من پیشنهاد بدین. ممنون از اینكه برای جوونا وقت میذارین.


جواب :

بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

ضد پسر (نظر یادتون نره)

ويژگي پسرهاي ايراني و راه های مقابله با آن...

 1- چشماشون بيشتر از عقلشون كار مي كنه.

(اگه دیدین یه پسری ذل زده بهتون وداره میخنده اخماتونو بکنین توهم وآدم هم حسابش نکنین!)

 2- تا يه دختر خوشگل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش.

(هرکی تو خیابون بهتون گفت شماره بدم شماره رو ازش بگیرین وخیلی جدی بهش بگین حتما باهاتون تماس می گیرم بعد جلو چشمش شماره روپاره  کنین!)

 3- چشمك جزو تيك عصبيشونه.

(هرکی  بهتون چشمک زد یه چشم غره بهش برین وبعد باصدای بلند بگین ایششش!پسره ی جواد!اینا دیگه قدیمی شد)

 4-اصولا هفته أي 1 بار شكست عشقي مي خورن.

(طرفو عاشق خودتون کنین بعدیهو بهش بگین واسم تکراری شدی!به همین راحتی!)

 5- اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره

(هرکی بهتون متلک انداخت بگین جوجه من اندازه مامانتم!یک ضدحالی می خوره!)

6- دوستت دارم جزو حرفاي روز مرشونه

(هرکی بهتون گفت دوستت دارم بگین بروبچه من خرنمیشم! بابا عشق کیلو چنده؟ا)

7- خسیس ترین وپرتوقع ترین موجودات روی زمین!(ماشالا طرف پول تاکسی هم نمیده چه برسه دختره رو ببره کافی شاپ)

(اگه گفت من واسه تو هرکاری می کنم بگین جون من جدی میگی؟تاحالا که یه قرون هم خرجم نکردی ضایع!)

 8- مي خوان دختره فقط مال خودشون باشه و خودشون مال همه

(واسه تفریح با3/4 نفر دیگه هم دوست باشین اگه بهتون گفت اون پسره کی بود بهت زنگ زد بگین: یه خری مثل تو!مشکلیـــــه؟؟؟طرف هنگ می کنه)

داستان غمناك دو عاشق كه به هم نمي رسن

 شب عروسيه، آخره شبه ، خيلي سر و صدا هست. ميگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض كنه هر چي منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل كرده. داماد سراسيمه پشت در راه ميره داره از نگراني و ناراحتي ديوونه مي شه. مامان باباي دختره پشت در داد ميزنند: مريم ، دخترم ، در را باز كن. مريم جان سالمي ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمياره با هر مصيبتي شده در رو مي شكنه ميرند تو. مريم ناز مامان بابا مثل يه عروسك زيبا كف اتاق خوابيده. لباس قشنگ عروسيش با خون يكي شده ، ولي رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به اين صحنه نگاه مي كنند. كنار دست مريم يه كاغذ هست، يه كاغذي كه با خون يكي شده. باباي مريم ميره جلو هنوزم چيزي را كه ميبينه باور نمي كنه، با دستايي لرزان كاغذ را بر ميداره، بازش مي كنه و مي خونه :



سلام عزيزم. دارم برات نامه مي نويسم. آخرين نامه ي زندگيمو. آخه اينجا آخر خط زندگيمه. كاش منو تو لباس عروسي مي ديدي. مگه نه اينكه هميشه آرزوت همين بود؟! علي جان دارم ميرم. دارم ميرم كه بدوني تا آخرش رو حرفام ايستادم. مي بيني علي بازم تونستم باهات حرف بزنم.



ديدي بهت گفتم باز هم با هم حرف مي زنيم. ولي كاش منم حرفاي تو را مي شنيدم. دارم ميرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردي، يادته؟! گفتم يا تو يا مرگ، تو هم گفتي ، يادته؟! علي تو اينجا نيستي، من تو لباس عروسم ولي تو كجايي؟! داماد قلبم تويي، چرا كنارم نمياي؟! كاش بودي مي ديدي مريمت چطوري داره لباس عروسيشو با خون رگش رنگ مي كنه. كاش بودي و مي ديدي مريمت تا آخرش رو حرفاش موند. علي مريمت داره ميره كه بهت ثابت كنه دوستت داشت. حالا كه چشمام دارند سياهي ميرند، حالا كه همه بدنم داره مي لرزه ، همه زندگيم مثل يه سريال از جلوي چشمام ميگذره. روزي كه نگاهم تو نگاهت گره خورد، يادته؟! روزي كه دلامون لرزيد، يادته؟! روزاي خوب عاشقيمون، يادته؟! نقشه هاي آيندمون، يادته؟! علي من يادمه، يادمه چطور بزرگترهامون، همونهايي كه همه زندگيشون بوديم پا روي قلب هردومون گذاشتند. يادمه روزي كه بابات از خونه پرتت كرد بيرون كه اگه دوستش داري تنها برو سراغش.



يادمه روزي كه بابام خوابوند زير گوشت كه ديگه حق نداري اسمشو بياري. يادته اون روز چقدر گريه كردم، تو اشكامو پاك كردي و گفتي گريه مي كني چشمات قشنگتر مي شه! مي گفتي كه من بخندم. علي حالا بيا ببين چشمام به اندازه كافي قشنگ شده يا بازم گريه كنم. هنوز يادمه روزي كه بابات فرستادت شهر غريب كه چشمات تو چشماي من نيافته ولي نمي دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزي كه بابام ما را از شهر و ديار آواره كرد چون من دل به عشقي داده بودم كه دستاش خالي بود كه واسه آينده ام پول نداشت ولي نمي دونست آرزوهاي من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل مي كنم. هنوزم رو حرفم هستم يا تو يا مرگ. پامو از اين اتاق بزارم بيرون ديگه مال تو نيستم ديگه تو را ندارم. نمي تونم ببينم بجاي دستاي گرم تو ، دستاي يخ زده ي غريبه ايي تو دستام باشه. همين جا تمومش مي كنم. واسه مردن ديگه از بابام اجازه نمي خوام. واي علي كاش بودي مي ديدي رنگ قرمز خون با رنگ سفيد لباس عروس چقدر بهم ميان! عزيزم ديگه ناي نوشتن ندارم. دلم برات خيلي تنگ شده. مي خوام ببينمت. دستم مي لرزه. طرح چشمات پيشه رومه. دستمو بگير. منم باهات ميام ….


پدر مريم نامه تو دستشه ، كمرش شكست ، بالاي سر جنازه ي دختر قشنگش ايستاده و گريه مي كنه. سرشو بر گردوند كه به جمعيت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاكي تو سرش شده كه توي چهار چوب در يه قامت آشنا مي بينه. آره پدر علي بود، اونم يه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشك يكي شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهي كه خيلي حرفها توش بود. هر دو سكوت كردند و بهم نگاه كردند سكوتي كه فرياد دردهاشون بود. پدر علي هم اومده بود نامه ي پسرشو برسونه بدست مريم اومده بود كه بگه پسرش به قولش عمل كرده ولي دير رسيده بود. حالا همه چيز تمام شده بود و كتاب عشق علي و مريم بسته شده. حالا ديگه دو تا قلب نادم و پشيمون دو پدر مونده و اشكاي سرد دو مادر و يه دل داغ ديده از يه داماد نگون بخت! مابقي هر چي مونده گذر زمانه و آينده و باز هم اشتباهاتي كه فرصتي واسه جبران پيدا نمي كنن


عزیزان نظر یادتون نره ....

ساعت ۲۵ شب

سرده نگاه آینه
تو چشم یخ بسته من
آوازخون لعنتی
یه حرف تازه تر بزن

بخون از اتفاق نو
از تیتر روزنامه عصر
بسته دیگه خوندن ِ از
گدا و شاهزاده تو قصر

قافیه های افتضاح
ترانه ها بی آبرو
بخون شاید با خوندت
تاریخمون شِه زیرو رو

وعده های بی سرو ته
دوست دارم های دروغ
پرسه تو کوچه های هر
تو پایتخت بی فروغ

میگی میاد، اونی که رفت
از پس روزای سیاه
ساعت بیست و پنج شب!
روز سی و دوم ماه!

بخون برای شاعری
که مرگشو کسی ندید
برای اون پرنده ای
که بی ترانه پر کشید

واسه شناسنامه ای
که منتظر یه اسم شده
بخون واسه صداقتی
که این روزا طلسم شده

صدای اره برقیا
توی گوش درختا بود
کلاغ قصه رو بازم
کسی به خونش نرسوند

تا کی می خوای امید بدی
بگی قشنگه انتظار
یه حرف تازه تر بزنه
واسه دلای بیقرار


میگی میاد، اونی که رفت
از پس روزای سیاه
ساعت بیست و پنج شب!
روز سی و دوم ماه!

گل ها هرگز خيانت نمي كنند

غروب بود

آفتابگردان به دنبال خورشيد مي گشت

ناگهان ستاره اي چشمک زد

آفتابگردان با اخم سرش را به زير انداخت…

گل ها هرگز خيانت نمي كنند

به فاطمه اعتماد کن

شاید مثل اون زمان هایی که من اصلا نمی تونستم تصورش رو هم بکنم، احتمالا تو هم نمی دونی که آقایون با بد حجابی خیلی هاشون خواسته یا ناخواسته تحریک می شن. مطمئن هستم که آقایون با خوندن این میگن: "خب... این که واضحه. یعنی میخواین بگین خانوم ها این چیزها رو نمی دونن؟" باور کنید خیلی هاشون نمی دونن!! ما زن ها اصولا با نگاه کردن به یک آقای حتی جوونی که با وضع فجیعی هم ممکنه بیرون اومده باشه تحریک نمی شیم. معمولش اینه. بدبختی اینجاست که ما فکر میکنیم مردها و زن ها یه جور تحریک میشن. تو یه وبلاگی میخوندم: راه اصلی تحریک آقایون نگاهه ٬در حالیکه راه تحریک خانوم ها لمس و تماس. برای همین ما زن ها به طور نا خودآگاه خیلی وقت ها فکر می کنیم که اصلا امکان نداره با بیرون بودن موی ما یا یه آرایش صورت یا یه کم لباس های اون جوری (!) کسی بخواد تحریک بشه! جلب توجه رو که میدونیم و برامون واضحه اما مورد سو استفاده قرار گرفتنش رو به جرات میتونم بگم خیلی هامون نمی دونیم. اصولا حساسیت بیشتر آقایون به دلیل همین آگاهی اون هاست. چون اون ها خیلی بهتر از دل هم جنس هاشون خبر دارن! اولا نمی دونستم چقدر درسته ولی دقت که کردم به این نتیجه رسیدم شدیدا که: آقایون از وضع ظاهری و رفتار خانوم ها خیلی زود ممکنه تحریک بشن یا در خوش بینانه ترین حالت از طرف یه خرده سواستفاده کنن!!! برای اینکه


بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

حضرت سلیمان و مورچه

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت.

سلیمان مدتی در


بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

داستان عشق

Love Story Where do i begin To tell the story Of how great ful love can be The sweet love story That is older than the sea That sings the truth about the love she brings to me Where do i start With the first hello She gave the meaning To this empty world of mine That never did Another love another time She came into my life And made a living fine She fills my heart With very special things With angel songs With wild imaginings She fills my soul With so much love That anywhere i go Im never lonely With her along who could be lonely I reach for her hand Its always there How long does it last Can love be measured by the hours in a day I have no answers no But this much i can say I know ill need her till this love song burn away And she;ll be there How long does it last Can love be measured by the hours in a day I have no answers no But this much i can say I know ill need her till this love song burn away And she’ll be there


 از کجا آغاز کنم برای تعریف این داستان که یک عشق تا چه حد می تواند عظیم باشد داستان شیرین عشق که از دریا نیز قدیمی تر است که ترانه حقیقت را می خواند آنچه که او از عشق برایم می آورد از کجا شروع کنم با اولین سلام او منظورش را به من فهماند در این دنیای پوچ من تا کنون نبوده ام درعشقی دیگر و باری دیگر او به سوی زندگی من آمد و زندگی خوبی برایم فراهم نمود او قلبم را فرا می گیرد با چیزهای بسیار مخصوص خود با ترانه یک فرشته با تصوراتی سراسر شوق او وجودم را فرا می گیرد با عشقی فراوان به حدی که به هرجا که می روم هرگز تنها نیستم کسی که با او باشد چگونه می تواند تنها باشد دستانش را لمس می کنم هیمشه اینجاست چه زمانی لازم است تا بتوان عشقی را اندازه گرفت با ساعات روز پاسخی ندارم ، نه اما بیش از این نمی توانم بگویم می دانم که به او نیاز خواهم داشت تا این داستان عشق به سوختنش ادامه می دهد و او در انجا خواهد بود … چه زمانی لازم است تا بتوان عشقی را اندازه گرفت با ساعات روز پاسخی ندارم ، نه اما بیش از این نمی توانم بگویم می دانم که به او نیاز خواهم داشت تا این داستان عشق به سوختنش ادامه می دهد و او در انجا خواهد بود …

بهترين لحظات زندگي از نگاه چارلي چاپلين

To fall in love
عاشق شدن


To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندي كه دلت درد بگيره


To find mails by the thousands when you return from a
vacation.
بعد از اينكه از مسافرت برگشتي ببيني
هزار تا نامه داري


To go for a vacation to some pretty place.
براي مسافرت به يك جاي خوشگل بري


To listen to your favorite song in the radio


بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

شما تحت تاثير كدام رنگ هستيد؟




متولدين فروردين : سرخ

رنگ سرخ سبب شده تا متولدين فروردين به دفعات عصباني شوند ولي به محض آن
كه شراره هاي خشم خاموش شد به سرعت تبديل به آدم هايي شاد و بانشاط مي
شوند. متولدين فروردين افرادي آرمانگرا ٬ مصمم و با اراده هستند و از
احساسات گرايي خوششان نمي آيد . هيچ كس نمي تواند مثل آنها قاطع و خشن
باشد ولي در اين حال كمتر كسي معصوميت و عاطفه آنها را دارد . آنها هرگز
تحمل شكست را ندارند وبه گونه اي افراطي راجع به نتيجه نهايي هر چيز ٬ از
عشق گرفته تا مسابقه فوتبال ٬ بسيار خوشبين هستند.آنها جنگجويان خوبي
هستند و با مغز خود خيلي ماهرانه مي جنگند. مخالفت ديگران و موانع و
مشكلات براي آنها سرگرمي و مايه نشاط است و از آن لذت مي برند . آنها
هيچگاه منتظر موفقيت نمي نشينند بلكه با شتاب به سوي آن ميد روند و به
همين علت كمتر به ديگران وابسته اند.



متولدين ارديبهشت: صورتي

متولدين ارديD8?
هشت خيلي به ندرت نگران مي شود .هنگامي كه كارها مطابق خواست او انجام
نمي گيرد٬ اخم مي كند اما عصباني نمي شود ! خويشتن داري و صبر از صفات
ذاتي
رنگ دروني اوست و به مدد همين خصوصيات كاراي خود را خيلي راحت انجام مي
دهد و چيزي نمي تئاند مانع او شود . وفاداري و صداقت نسبت به خانواده و
دوستان از صفات بارز اوست .همچنين به شجاعت و دلاوري او بايد مدال طلا داد

چرا كه هيچكس مثل او نمي تواند اين همه از خود مقاومت نشان دهد. ممكن است
سمج و لجوج باشد ولي بردباري او مثال زدني است.



متولدين خرداد : نقره اي

رنگ دروني متولدين خرداد آنها را به افرادي دلسوز ٬ مهربان ٬ خونگرم و
صادق تبديل ساخته كه حركاتي سريع تر از بقيه ولي دلپذير دارند. متولدين

خرداد از


بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

شنل قرمزي 2010

یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :

عزیزم چند روزه مادر بزرگت مبایلشو جواب نمیده!
هرچی SMS هم براش میزنم باز جواب نمیده! online
هم نشده چند روزه!
نگرانشم!
چند تا پیتزا بخر با یه اکانت ماهانه براش ببر!
ببین حالش چطوره



شنل قرمزی گفت : مامی امروز نمیتونم ، قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بریم دیزین اسکی.


مادرش گفت : یا با زبون خوش میری . یا میدمت دست داداشت گوریل انگوری لهت کنه



شنل قرمزی گفت : حیف که بهشت زیر پاتونه . باشه میرم. فقط خواستین برین بهشت کفش پاشنه بلند نپوشین


مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بیان می خوان ازت خواستگاری کنن واسه پسرشون.



شنل قرمزی گفت : من که گفتم از این پسر لوس دکتر خوشم نمیاد. یا رابین هود یا هیچ کس . فقط اون و می خوام



شنل قرمزی با پژوی 206 آلبالوئی که تازه خریده از خونه خارج میشه. بین راه


 بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

كوتاه اما عاشقانه


دو خط موازي زاييده شده اند پسركي در كلاس درس آنها را روي كاغذ كشيد آن وقت دو خط موازي چشمانشان به هم افتاد و در همان يك نگاه قلبشان تپيد و مهر يكديگر را در سينه جاي دادند خط اولي نگاه پرمعنا به خط دومي كرد و گفت : ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم .... خط دومي از هيجان لرزيد خط اولي : .... و خانه اي داشته باشيم در يك صفحه دنج كاغذ . من روزها كار مي كنم . مي توانم خط كنار جاده اي متروك شوم ... يا خط كنار يك نردبان خط دومي گفت : من هم مي توانم خط كنار گلدان چهارگوش گل سرخ شوم . يا خط كنار يك نيمكت خالي در يك پارك كوچك و خلوت ! چه شغل شاعرانه اي .... ! در همين لحظه معلم فرياد زد : « دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند و بچه ها تكرار كردند . »