روز شعر و ادب پارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار
را گرامي مي داريم .
روز شعر و ادب پارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار
را گرامي مي داريم .
آه من
آويختم
كفش هاي تاول زده ام را
از دروازه هاي شهر
اكنون هن هن قدم هايم
مانده است
بر جاده اي كه
مي پيچد بر صراط تو
**
بكاريد مرا تا بگويم چندين ثمر دارم
كنار شقايق ها
قد مي كشم به دنبال شمشاد ها
**
در من لانه كرد
بوي دود
بوي مه
فاصله ي من و تو
دو پرانتز يخ زده است
آه من جار بزن
امشب
روي تو
ماه را سفيد خواهد كرد
-----------------------------------------------------------------
«مرگ و تولد»
فردا متولد مي شوم
و مي ميرد
تير مي آيد به سرعت
قلبم را نشانه مي رود
و من به نشانه ي عذايش
فوت نمي كنم
جشن تولدم را
مي سوزم
ذره ذره آب مي شوم
شناسنامه ام
از چشم من مي بيند
مرگش را
يك نفر به من بگويد
آيا من قاتل بهارم ؟
-------------------------------------------------------------------
مي شود بار خدايا تو امانم بدهي
جاده ي سبزتري را تو نشانم بدهي
شده از سنگ دل و ديده نمي بارد كاش
سوزش ديده و دل فاش نهانم بدهي
آب بوده است هر آن چيز كه انباشته ام
مرحمت كرده بفرمايي و نانم بدهي
مرده اي گم شده در زورق نافرجامم
راه بگشا كه بيايم و تو جانم بدهي
كوله باري تهي از راه سپردن دارم
توشه ي قابلي اندر چمدانم بدهي
مات گرديدم از اين بي ثمري مثل درخت
باد زاينده فرستي و تكانم بدهي
----------------------------------------------------------
تا در غبار جاده غربت رها شدم؛
با غم ، شریک زندگیم ، آشنا شدم
یک(آن)،هبوط کرده ام ازچشمهای تو؛
یک عمربی تو،همدم شب گریه ها شدم
درخلوتی که جای کسی جزخودم نبود
آتش بیار معرکه ی ، اشکها شدم
آئینه دار معنی جانم، مرا شکست!
از قاب چشم خیس تو وقتی جدا شدم
حتی نسیم هم، به رویم تازیانه زد!
وقتی که بی تو ، لایق هر ناسزا شدم
طوفان شروع شد؛ و دلم تخته پاره ای!
من، با خدای عشق تو شد؛ناخدا شدم
اما چه شد؟چه برسرم آمد!؟که ناگهان؛
راندیم از بهشت و به غم مبتلا شدم؟
شاید هوای سیب لبت جرم بود و من
بد بخت آدمی که ، اسیر هوا شدم
-------------------------------------------------------
پنجره بوي سرگيجه ام را به كوچه مي دهد
خوابم را وجب مي كنند تا آسمان
در متن قصه هاي مادربزرگ به دنبال گمشده اي كه نمي يابم
لاي حاشيه ها مي مانم
از پس نگاهت برنمي ايم
در اين نيمه ات گم مي شوم
نيمه ي ديگرت را نمي دانم .
دست هاي زندگيم چون گنه كاران
در انزواي زانوانم به غمم مي رسند
صبوريم وسيع مي شود
ومن
چون شكاكان در محدوده ي چشمهايت مي مانم
دلخوشيم به همين ترديد
-------------------------------------------------------------------------
روي اثرهاي انگشتم ، يك سازه ي عظيم
ساخته بودم از عشقت ...
در چشمانم مي درخشيدي دائما
پرت كردم تو را روي حجم عشق
و ...
مثل بربرها خونم را ريختي
يادت باشد ...
زن ها مي بخشند ولي فراموش نمي كنند

آموزش شعر و داستان
كارگاههاي آموزشي شعر و داستان انجمن ادبي رامهرمز برگزار خواهد شد:
كارگاه شعر شنبه: 16- 17:30
كارگاه داستان شنبه: 17:30-19
علاقمندان براي نام نويسي به اداره ي ارشاد و فرهنگ اسلامي رامهرمز مراجعه كنند.
نافرنگ
چـه غـديگن تـيلت كـه درد بـارم كـردن
هـرچـه پـسمـندهي غـم بي سوارم كردن
تـش و كهسار دلم زيدي و كـوگـم پـرني
تـيلـه سـاواي دلم چنده يـه دالي چـرنـي
آخ! تـا كـي بكشم ليـكهي ديريت و پشت
قد بريدم و خـدا پشتهي ديري مونه كشت
نيمه جوني من جا بهسه و كاسـهي دردي
گـلـپي شـير، م جم كند يه چالهي سردي
لف گره زنديي و هـر چه نداشتم بوشـون
يه تـگـردي غـله و هر چه نكاشتم بوشون
ني چه كـردم كه سزام چپ و راسـم بكني
كـاش بـا تيــرل مـرزنـگ خـلاصـم بكني
ني چه كردم كه خـدا ايچنو زي ليشم كه
بـلگ خـردل تل اويدم و هم خـيشـم كه
نـي چه بـد كردم گلل ك تـو خارم كردي
داغ بـهـسي مـن لاشـم و كـفارم كـردي
ني چه بـد كردم گـلـل ك تو بردم كردي
چـي كـلوري مـن صـحرا تـو الردم كردي
ايسو بي كـس خـم تنام سهشتي چه كنم
ارس سي روزل واپس كه نهشتي چه كنم
ايسـو واسـم و بسوسم ك تو راسـم بكني؟
كاش وا بـرد دلـت دي و خـلاصـم بـكني
سيد ابوالقاسم ميرسالاري
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
جلسات هفتگي انجمن شعر و داستان رامهرمز از روز سه شنبه 16/1/1390 شروع خواهد شد . ساعات برگزاري جلسات به شرح زير است :
جلسه داستان 16.00 تا 17.30
جلسه شعر 17.30 تا 19.00
امیدواریم سال خوب و خوشی داشته باشید . ![]()
/////////////////////////////////////////////////////////////////////
![]()
/////////////////////////////////////////////////////////////////////
/////////////////////////////////////////////////////////////////////
فایل pdf ويژهنامه سومين همايش جلوههاي آفرينش را براي دوستان در لينك زير كه از رپيدشير است قرار داديم .
http://rapidshare.com/files/451233282/___________________________________.pdf
(اگر در دانلود آن مشكلي داشتيد با ما در ميان بگذاريد)
دوستان مي توانند با دانلود آن و با مقايسه اشعار آن علاوه بر آشنايي با كيفيت اشعار در يك جشنوارهي استاني، داوري همايش را داوري كنند .
اين فايل پيدياف در حين برگزاري همايش نيز در اختيار شاعران دعوت شده قرار گرفت . پيش از اين برگزيدهي اشعار همايش به صورت كتابچه در اختيار مهمانان قرار مي گرفت كه به دليل كمبود منابع مالي در تعداد نسخههاي معدودي تكثير مي شد . اميدواريم با ارائهي اين فايل در راستاي شفاف سازي هرچه بيشتر داوري و گزينش حركت كرده باشيم .
هيچكس بي دامن تر نيست ليكن پیش خلق
باز می پوشند و ما بر آفتاب افكندهايم
مهدي اخوان ثالث
اختتاميه ي سومين همايش استاني شعر جلوه هاي آفرينش سيزده اسفند ماه 1389 برگزار شد . همايشي كه بيش از 120 شاعر آثار خود را كه به بيش از 500 اثر مي رسيد را به دبيرخانه ارسال كردند . اختتاميه ساعت 9.00 صبح در تالار هنر ادارهي فرهنگ و ارشاد اسلامي رامهرمز با شعرخواني شاعراني از شهرهاي استان شروع شد . در اين مراسم حدود 90 شاعر اشعاري را كه براي همايش ارسال كرده بودند ، قرائت كردند . مراسم تا ساعت 6.00 بعد از ظهر و با اهداي لوح تقدير و جوايز پايان يافت . برگزيدگان اين همايش به تفكيك بخش و شاخه به شرح زير هستند .
برگزيدگان در بخش آزاد و در شاخهي كلاسيك :
حمداله احمدي – رامهرمز
زهرا شعباني – هنديجان
احمد حيدريمجد – رامهرمز
شايستگان تقدير در بخش آزاد و در شاخهي كلاسيك :
نوراله عباسپور - هنديجان
ناصر نديمي – آبادان
منتصر درويشي – آبادان
برگزيدگان در بخش آزاد و در شاخهي آزاد :
شهرام فروغيمهر – اميديه
سيده سليمه موسوي – رامهرمز
ليلا سپهري – بندرامام خميني
شايستگان تقدير در بخش آزاد و در شاخهي آزاد :
ليلا منجزي - اهواز
اصغر رضايي گماري – گتوند
فرزاد موسوي - رامهرمز
برگزيدگان در بخش آييني و در شاخهي كلاسيك :
احمد حيدريمجد – رامهرمز
ناصر نديمي – آبادان
شايستگان تقدير در بخش آييني و در شاخهي كلاسيك :
زهرا شعباني – هنديجان
علياكبر لطفي – شوش
برگزيدگان در بخش آييني و در شاخهي آزاد :
فاطمه جمعهشاد – آبادان
فتحعلي محمدعلي زاده – اهواز
فرزاد موسوي – رامهرمز