به نام خدای مرغو تخم مرغ
موسک جونیا ژوبین امروز اومدم خاطله ی دیلوزو واستون بجم من

که خیلی خندیدم امیدوارم شمام با خوندنش بخندین توجه! موسکای کپی

بردارعزیز این یه خاطره ی شصخیه بابا کپی نچنید دیجه .
لفته بودیم خونه مامانجونم مشلا درش بخونم امتحان تالیخ داشتم اول که
لفتم لباشاموعوش کردم بعدش هرچی وسیله نقشه کشی مربوط به رشتم
بودو در آولدمو به پنکه سقف آویزون چردم شلوع کرد به تاب خوردن 
وای نمیدونین چه کیفی کردم آهنج گذاشتمو خط کش tوگونیاو شابلون همه

چی باریتم آهنگ آویزون به پنکه با هم میلقصیدن منم یه اوچولو

همراهیشون کلدم (چی شد نگرانم شدین دکتل میلم ولی قطع امید کردن


جفتن بدجوری خنگولیدم)خلاصه یکم بعد سپیدم اومد اونم امتحان منطق
داشت باز به خودم حداقل کتابمو آولده بودم بلای تسلای خاطر اون که
دیجه هیچی وقتی اومد هنوز رسیده ونرسیده شروع چردیم به خوردن مخ
هم دیجه درمو رد همه چی حلف زدیم ویه عالمه برای روس تفلدم برنامه
ریسی چردیم یه اوچولو هم غیبت کردیم چرا اینجوری نگا میکنید خوب



باشه لاستشو میجم یکم بیشتر از یه ذره غیبت کردیم شایدم خییییییییییلی



خلاشه هرچیم بجین خوردیم خرما لو [پرتقال|تخمه[شیرینی و....اگه
بخوام بنویسیم خیلی وقت میبره یه عالمه ام درمولد پشرا جوک جفتیمو



خندیدیم وااااااااای جاتون خالی خلاصه لفتیم تویکی ازاتاقهاو
..................................................................................
...................................................................................
....................................................................................... ....................................................................................
..................................................................................
.....................................................................................
چی شد بابا چرا انگدر فکلاتون منحلفه وقتی لفتیم این نقطه ها رو گذاشتیم
نقطه بازی کنیم دیدیم حسش نیش من کتابمو بلداشتم بخونم دیدم بازم
حسش نیست دلاز کشیدم کنار بخاری وسپیدم کنالم لالا چرد یهو دلم
جرفت ولی دیدم واقعا ارزششو نداله غصه بخورم بازم گفتیم و خندیدیم
سپید داشت حرف میزد که من خوابم بلده بود به گفته خود دکتل سپیده
بعد از این که فهمیده من لالا چردم اون ناناسیم خوابیده کنالم من خیلی
سرماییم واسه همین هیچ وقت نمیسه کسی باهام لوی یه پتو لالا چونه ویخ
میزنه آخه من همه ی پتو رو واسه خودم بلمیدالم خلاصه تاصبح یخ زده
بود صبح که پاشدم دیدم سپیده از زاویه های مختلف ازم اونگد عسک
گلفته بود که حافظه گوشیم پرشده بود بازم عسکالو دیدیمو خندیدیم
گرسنمون شد میخواستیم تصصمیم کبری بگیریم که چی بخولیم شپیده گفت
تخم ملغ خوش مزه بلده بپخه جفتم بپز اگه میدونسم قرار چه اتفاقایی بیفته
خودم میپخیدم حالا خداییش آشپسیم خوبه ها همه هم میگن.خوف زیاد از
خوسم تلیف نکنم من دلم آب پرتخال میخواس ولی مامانجونم آماده نداشت
یکی از پرتخالا روبراداشتم که خودم دس به کال بشم فشااااااااااااااااار
پشت فشااااااااااااااااااااااار بعد ازکلی زحمت نفص لیوان پل شده بود تازه
این هیچی نفصه اون نفص ینی ثلث لیوان هسته بود باز اینم هیچی هسته
هارم که در آولدم اومدم بخولم دیدم اونقدل تلخه چه.....وااااااای نذارین
بجم حالا این ازمن سپیده داشت دنبال ماهی تابه میگشت آخرم یه ماهی
تابه ی دربه داغون پیدا چردو گذاشت لوی گازکلی نشستیم تا داخ بشه
ولی هلچی دش میذاستیم به ظرف حتی یه اوچولو ام اخ نمیشدیم وداخ نبود
بعدازکلی بلسی های متفکلانه به این نتیجه لسیدیم که کبلیت نزدیم کبلیت
زدیموسپیدیه اوچولو رپ لیخت توی ظلف هرچی گفتم میسوزه اول باید
تخم مرغ بزنی گوش نکلدو.....وااای بوی گند حالمو بهم زد
رپ ها
درحال سوختن بود که سپید تخم مرخو معلوم نبود چه جولی شچست توش
که چندتاپوسه ام توش بود(ااااااااااااااااااه)
بعدش آورد بخولیم یه کم نگاش
چردم ولی دلم نیومد دلشو بشکنم و نشتیم بخولیم دیدم مزه نداله میدونید
چلا آخه نمک یادش لفته بود و........خلاصه اینا همه یه طرف تازه
نمیدونید با چه فلاکتی ظرفاشو شستم بعدش سپید رفت خونشونو نشستم
حالا نخونو کی بخون ساعت 10 بود تقریبا تا7 خوندمو بعد لفتم خونه
خودمون تا ساعت 5 صبح بازم خوندم فرداش که لفتم سر امتحان تاریخ
وااااااای نمیدونید چقدر سخت بود من که فک کنم 19.50 بگیرم اما چند تا
سولاشو براتون میزارم خودتون قضاوت کنید ما چه میکشیم
1) 124هزار پیامبر را بارسم شکل توضیح دهید(2نمره)
2) دوطفلان مسلم چند نفر بودند نام پدرشان چه بود؟(3نمره)
3) اسب سفید رستم چه رنگی بود ونام صاحبش چه بود (3نمره)
4) آقا محمدخان قاجار را فقط نام ببرید(5نمره)
5) نادرشاه چیست وچرا؟(4نمره)
6) احمدشاهه دوازده ساله چند سال داشت؟(3نمره)