باهوش ترین ها

عباس وزهرا سپیده سمانهلیلی 

 

امیرحسین۱۷ رامین سامورا  باران

 

شلام شلام به  همه دوستای گل خودم من برگشتم

 

ولی بازم نمیتونم زیاد بهتون سربزنم ولی منو فراموش

 

نکنید زود زود میام پیشتون

 

 شیلام به همه ی موسک ژونیام 

 

  اومدم چندتا خفل بدم




 

میخوام برا تنوع تیریپ مخشی


شم
 
 

 اهم اهم به خدمتون بلسونم که:

 

1.عاجقه همه موکس جونیایی




هشتم که میان اینجا و نظرای



خومشل میذارنو...


                      


2.از بعضیا خیلی بدم میاد که




میان وب اینجانب و فحش



نثارمان میکنن البته فحش بچه صلواته

 






دیگه 100کیلومتریه وبمم نبینمتونا


(موکس جونیا من شلمندم



این حرفم یه مخاطب خاصه عبجی



داشت که میسوزه هی میاد



فحش نثار اینجانب میکنه)




3.کسای که از وب من خوشتون




نمیاد ...کیشته...راه باز جاده




دلاز






4.خواهشا از pm خصوصی و



ابراز علاقه ی مسخله ی



بیجا بپرهیزید که من اعصاب مصاب



ندالم...میزنم تو ملاجتونا از این به بعد
پیام خصوصی=عمومی...هه هه



5.اینژانب چن روزه شدیدا



خنگولیدم...برام دعا کنین

 





(خدایا به بنده شفا عنایت بفرما)






6.موخواستم یه شوال بفلسم:




به نظلتون من شطول مخملیم؟






الوف)خنگو سر به هوای لوس



بی)لوسو خلوچل



جوم)شیطون بیلا



د)منگولو شنگول



ه)همه ی موارد



ی)هوچکودام


و


سایر موارد...کدوم؟!




8.ایژانب کفش کردم که مغژ ندالم

 

 


      بیخلال میخوام بلقصم






9.مطلب خواسی نداشتم



اومدم خل بازی




10.هه دنبال شماره ی 7 نگردین



عجقم کشید 7 رو رد کنم



فکرتونو مخشول نکنید عجیجانم






خو دیه برم زیاد فک نزنم



میدونم که شمارا ملالی



نیست جز غم دوریه اینجانب







جیجل خواتونممم



دیه برم که بعدا با مطلبه



خوجل برگردم



  راشی من هرهفته توی وبم یه چیشتان

 

 

 

میذالم جوابشو به صورت خصوصی بلام

 

 

السال کنید کسایی که جواب دلست 

 

بدن

 

 

 

 امسشونو به عنوان باهوش ترین فرد

 

 

وبسایت میذالم اول وبلاگم پنجمین

 

 

چیستان  آن چیست که ازمیان آب میگذرد ولی

 

                       خیس نمیشود   

 

 

 

 

 

 

تآی تآی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیندرلا۲۰۱۳

 

 

سیندرلای بی پدرمادر با نامادریش صغراخانم و 2 تا

 

خواهر ناتنیاش زری و پری زندگی می کرد . صغرا خانم

 

خیلی ظالم بود و سیندرلای پخمه ی خاک برسر هم مثه

 

سگ واسش کار میکرد . خلاصه یه روز شاهزاده خر شد

 

و به مامانش گفت من زن میخوام . مامانش گفت باشه

 

پسرم جمعه, روز تولدت تمام دخترای شهر رو دعوت

 

میکنم خونمون، ازهر کدوم که خوشت اومد بگو برات

 

مخش کنم.بالاخره جمعه شد و روز مهونی ، سیندرلا و

 

زری و پری هم دعوت بودند . زری و پری هزار ماشاالله ،

 

هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ،چشم حسودا کور, شده

 

بودند مثل 2 تا بچه میمون ، اما سیندرلا شده بود یه

 

تیکه ماه .اما صغرا خانم حسود سیندرلا رو با خودش نبرد

 

، سیندرلا هم کنار شومینه نشست و یه قلیون چاقید و

 

اشک ریخت .یهو جو گرفت که بره مهمونی زنگ زد به

 

آژانس ، آژانس ماشین نداشت و اجباری با پیک موتوری

 

رفت خلاصه وقتی رسید اونجا دید وای چه خبره! جنیفر

 

لوپز اومده بود داشت می خوند زری و پری هم خز بازی

 

باباکرم می رقصیدند . خلاصه یهو شاهزاده چشمش به

 

سیندرلا افتاد و یه دل نه 99 دل عاشقش شد . سیندرلا

 

هم با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و رفت پیشش و با ناز

 

و ادا اطوار گفت : شاهژاده ی عجیجم تفلدت مبالک, منو

 

می گیری ؟شاهزاده هم خر شد و گفت : آره می گیرمت

 

عجق من (عشق)با مشت بزن چشم من..

 

بعد جنیفرلوپز گفت:" داماد چقدر انتره ، عروس ازون

 

بدتره " (به زبون اونا یعنی خوشگل)به افتخارشون هند

 

هند هند هند هندا شله ....

 

عیب نداره منم خوب میشم یه روز!!!

دیشب خواب دیدم دوست پسرم رفت زیر تریلی هیجده چرخ ،گوشت چرخ کرده شد ...
لرزون با داد از خواب پریدم!!!
نیم ساعت فقط میلرزیدم! گوشی رو ورداشتم بهش زنگ بزنم دیدم شارژم صفر شده! یعنی داشتم روانی میشدم، هی خودمو به در و دیوار میکوبیدم!
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعد یهو یادم اومد که من اصلا دوست پسر ندارم !!!..

برنامه روزانه ی پشرا:

 

   ۸صبح: تو رخت خواب…. . 



 

۹ صبح: یکم وول میخوره  یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده

 

 بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی

 

دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….

 



 

۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه

 

(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش

 

کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم

 

یکم دیگه بخوابه!)(اه اه حالم به هم خورد )

 

۱۱ صبح: از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه

 

که باز خوابه)

 

۱۲ صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال  ۱۹۹

 

تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -ن

 

ازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن

 

اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!

 

میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!

 

۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم  بابک جان

 

بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم

 

مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….بابک جاااااان

 

عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم 

 

پاشو دیگه پرتش میکنه

 

۲ ظهر:  ماماااااااااااااان …..ناهار(چه لوس...اییییییییییی

 

 )



 

۳ ظهر: مامااااان جورابام کو؟(پسرا همیشه شلختن )

 

۴عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟ 

 

۵ عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر

 

برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)

 

۶ عصر: به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه

 

کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر

 

انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس

 

میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای

 

نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک

 

پسر ۱۰ ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت

 

کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این

 

همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه

 

حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته

 

زشته..(داداش آخه اون که خونه اش ۲ساعت با ما

 

فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو

 

نمی فهمن نمی دونن برادر جون بیچاره کمک و امداد…)

 

۷ عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو

 

چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟

(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و

 

لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان

 

نیازمند به دستمال کاغذی بابک آقا هم که نقشه اش

 

گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)

 

با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده

 

با مانتوش پاک کنه …

 

۸ غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می

 

شود….!!!

 

۹ شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..

 

۱۰شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی

 

خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…

 

۲شب: مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای

 

پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا

 

یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با

 

لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز

 

بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های

 

مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!) 

 

 

 

 

مژده                                          مژده                                                

کم حجم ترین کتاب دنیا منتشر شدبه نام :مردها میفهمند (این کتاب فقط دارای جلد میباشد)

درهرصورت زن ها برترند

 

همه دخملا باهم بیاین میخوایم پشرا رو له کنیم

متلک بسیجیا به دخترا:
خوشگله نمازاتو خوندی؟
روزه هاتو بگیرم برات جیگر؟؟
وقت داری بریم مسجد؟؟
خواهرم اندامت بوی کربلا میده!!
شمارتو بده نماز صبح بیدارت کنم!!!
شهیدتم...

یکی پسرا مهربونند یکی خرس مهربون

یکی پسرا  قشنگ راه میرند یکی تنسی تاکسی۲

یکی موهای پسرا قشنگه یکی آنه شرلی

یکی خونه شما (پسرا ) قشنگه یکی خونه مادربزرگه

یکی پسرا سفیدند یکی سفید برفی

یکی گوشهای پسرا قشنگه یکی گوشهای زی زی گولو

یکی پسرا خوشگلند یکی پلنگ صورتی

یکی پسرا زبلند یکی ملوان زبل

یکی ما و پسرا ا با هم خوبیم یکی تام وجری

                       بدون شرحه خودت باید بفهی

 

 

به نام خدای مرغو تخم مرغ

 

موسک جونیا ژوبین امروز اومدم خاطله ی دیلوزو واستون بجم  من

 که خیلی خندیدم   امیدوارم شمام با خوندنش بخندین توجه! موسکای کپی

 

 بردارعزیز این یه خاطره ی شصخیه بابا کپی نچنید دیجه .

 

لفته بودیم خونه مامانجونم مشلا درش بخونم امتحان تالیخ داشتم  اول که

 

 لفتم لباشاموعوش کردم  بعدش هرچی وسیله نقشه کشی مربوط به رشتم

 

بودو در آولدمو به پنکه سقف آویزون چردم شلوع کرد به تاب خوردن

 

وای نمیدونین چه کیفی کردم آهنج گذاشتمو خط کش tوگونیاو شابلون همه

چی باریتم آهنگ آویزون به پنکه با هم میلقصیدن منم یه اوچولو

 

همراهیشون کلدم (چی شد نگرانم شدین دکتل میلم ولی قطع امید کردن

 

 

جفتن بدجوری خنگولیدم)خلاصه یکم بعد سپیدم اومد اونم امتحان منطق

 

داشت باز به خودم حداقل کتابمو آولده بودم بلای تسلای خاطر اون که

 

دیجه هیچی وقتی اومد هنوز رسیده ونرسیده شروع  چردیم به خوردن مخ

 

هم دیجه درمو رد همه چی حلف زدیم ویه عالمه برای روس تفلدم برنامه

 

ریسی چردیم یه اوچولو هم غیبت کردیم  چرا اینجوری نگا میکنید خوب 

باشه لاستشو میجم یکم بیشتر از یه ذره غیبت کردیم شایدم خییییییییییلی

خلاشه هرچیم بجین  خوردیم خرما لو [پرتقال|تخمه[شیرینی و....اگه

 

بخوام بنویسیم خیلی وقت میبره یه عالمه ام درمولد پشرا جوک جفتیمو

خندیدیم وااااااااای جاتون خالی خلاصه لفتیم تویکی  ازاتاقهاو

 

..................................................................................

...................................................................................  

....................................................................................... .................................................................................... 

.................................................................................. 

.....................................................................................

چی شد بابا چرا انگدر فکلاتون منحلفه وقتی لفتیم این نقطه ها رو گذاشتیم

 

نقطه بازی کنیم دیدیم حسش نیش من کتابمو بلداشتم بخونم دیدم بازم

 

حسش نیست دلاز کشیدم کنار بخاری وسپیدم کنالم لالا چرد یهو دلم

 

جرفت ولی دیدم واقعا ارزششو نداله غصه بخورم بازم گفتیم و خندیدیم

 

 سپید داشت حرف میزد که من خوابم بلده بود به گفته خود دکتل سپیده 

 

 بعد از این که فهمیده من لالا چردم اون ناناسیم خوابیده کنالم  من خیلی

 

سرماییم واسه همین هیچ وقت نمیسه کسی باهام لوی یه پتو لالا چونه ویخ

 

میزنه آخه من همه ی پتو رو واسه خودم بلمیدالم  خلاصه تاصبح  یخ زده

 

بود صبح که پاشدم دیدم سپیده  از زاویه های مختلف ازم اونگد عسک

 

گلفته بود که حافظه گوشیم پرشده بود بازم عسکالو دیدیمو خندیدیم

 

گرسنمون شد میخواستیم تصصمیم کبری بگیریم که چی بخولیم شپیده گفت

 

تخم ملغ خوش مزه بلده بپخه جفتم بپز اگه میدونسم قرار چه اتفاقایی بیفته

 

خودم میپخیدم حالا خداییش آشپسیم خوبه ها همه هم میگن.خوف زیاد از

 

خوسم تلیف نکنم من دلم آب پرتخال میخواس ولی مامانجونم آماده نداشت

 

یکی از پرتخالا روبراداشتم که خودم دس به کال بشم فشااااااااااااااااار

 

پشت فشااااااااااااااااااااااار بعد ازکلی زحمت  نفص لیوان پل شده بود تازه

 

این هیچی نفصه اون نفص ینی ثلث لیوان هسته بود باز اینم هیچی هسته

 

هارم که در آولدم اومدم بخولم دیدم اونقدل تلخه چه.....وااااااای نذارین

 

بجم حالا این ازمن سپیده  داشت دنبال ماهی تابه میگشت آخرم یه ماهی

 

تابه ی دربه داغون پیدا چردو گذاشت لوی گازکلی نشستیم تا داخ بشه

 

ولی هلچی دش میذاستیم به ظرف حتی یه اوچولو ام اخ نمیشدیم وداخ نبود

 

بعدازکلی بلسی های متفکلانه به این نتیجه لسیدیم که کبلیت نزدیم کبلیت

 

زدیموسپیدیه اوچولو رپ لیخت توی ظلف هرچی گفتم میسوزه اول باید

 

تخم مرغ بزنی گوش نکلدو.....وااای بوی گند حالمو بهم زد رپ ها

 

درحال سوختن بود که سپید تخم مرخو معلوم نبود چه جولی شچست توش

 

که چندتاپوسه ام توش بود(ااااااااااااااااااه)بعدش آورد بخولیم یه کم نگاش

 

چردم ولی دلم نیومد دلشو بشکنم و نشتیم بخولیم دیدم مزه نداله میدونید

 

چلا آخه نمک یادش لفته بود و........خلاصه اینا همه یه طرف تازه

 

نمیدونید با چه فلاکتی ظرفاشو شستم بعدش سپید رفت خونشونو نشستم

 

حالا نخونو کی بخون ساعت 10 بود تقریبا تا7 خوندمو بعد لفتم خونه

 

خودمون تا ساعت 5 صبح بازم خوندم فرداش که لفتم سر امتحان تاریخ

 

وااااااای نمیدونید چقدر سخت بود من که فک کنم 19.50 بگیرم اما چند تا

 

سولاشو براتون میزارم خودتون قضاوت کنید ما چه میکشیم

 

 

1)    124هزار پیامبر را بارسم شکل توضیح دهید(2نمره)

2)    دوطفلان مسلم چند نفر بودند  نام پدرشان چه بود؟(3نمره)

3)    اسب سفید رستم چه رنگی بود ونام صاحبش چه بود (3نمره)

4)    آقا محمدخان قاجار را فقط نام ببرید(5نمره)

5)    نادرشاه چیست وچرا؟(4نمره)

6)    احمدشاهه دوازده ساله چند سال داشت؟(3نمره)

 

 

 

 

 موسک جونیا اینبار اومدم تایه دل سیر به پشرا

 

بخندیم

  انواع مرد: اروپایی:یه زن داره یه دوست دختر(زنشو بیشتر از دوست دخترش دوست داره) امریکایی: یه زن داره یه دوست دختر(دوست دخترشو بیشتراز زنش دوست داره) ایرانی:یه زن داره سی تا دوست دختر(ننه اش رو از همه بیشتر دوست داره)

 

 .چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟ آخه زنها از مغزشون  استفاده میکنن

 

.حرفی نیست که زن ها کودن هستند،اما انها برای این اینطور افریده شده اند که بتوانند با مردها برابری کنند!!

قلب دخترامثل قبرستونه هرکی به اونجاپامیذاره دیگه نمیتونه برگرده اماقلب پسرامثل هتل ۵ستاره است معلوم نیست کی میادکی میره

::

. مردی روزی به همسرش گفت …. من بمیرم چگونه خواهی زیست؟ گفت: از چند و چون آن بگذر…. تو بمیری برای من کافیست

.اگه پسرا با جنبه بشن چی میشه؟؟؟ ۱- بوی ترشی کشور رو بر می داشت (لذا مشکلات زیادی برای شهرداری پیش می یومد) ۲- ازدواج برای دختران تبدیل به ارزو و رویای شبانه می شد ۳- شوهر مثل قند و پنیر کوپنی می شد و صف های طولانی برای گرفتن آن به وجود می امد پس به این نتیجه می رسیم که: پسر ها همین طور بی جنبه باقی بمونن هم برای دخترا بهتره هم برای تمدن

 .همسر یه تاجر به شوهرش میگه: هر وقت تو میری سفر من عصبی میشم.
شوهرش میگه : غصه نخور عزیزم ، من خیلی زودتر از آنی که تو فکر میکنی برمیگردم
.
زن میگه : خوب همین عصبیم میکنه دیگه

 .پسر:خیلی دوست دارم تو چی؟دختر:اگه دوستت نداشتم بهت زنگ نمیزدم که بگم از این ساعت به بعد بیرون نری اخه نمیخوام از دستت بدم الان ساعت جمع اوری ‍‍زباله هاست

 .فرق باطری با مرد چیست؟ باطری اقلا یک قطب مثبت داره ولی مرد هیچ چیز مثبتی نداره

 .زن خوب تو دنیا مثلا دایناسوره که نسلش منقرض شده ، ولی مرد خوب مثل سیمرغ ، که از اول هم افسانه بوده

 از یه دختر می‌پرسن: چرا شما به پسرا میگین BF؟ میگه: آخه مخفف کلمات: بدبخت فلک زده است!

 مواد لازم برای درست کردن مرد:مواد خود را حرام نکنید… مرد ها درست شدنی نیستند

 دقت کردید که همه چیزهای خوب خانم هستند: خورشید خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم! اما همه چیزهای بد آقا هستند: آقا دزده، آقا گاوه، آقا گرگه!!!

 

پشرای محترم گریه نکنید میدونم حق دالین آخه حقیقت خیلی تلخه

 

 

ایرانسل درآینده ای نزدیک

.

.

مشترک گرامی چیه؟ چیزی شده ؟ چرا ساکتی؟

 

عاشق شدی؟


آخه بدبخت!

 

با این وضع گرونی کی عاشق می شه؟ ها؟!

مشترک گرامی یه طرح دارم پائیزه.

 

یکی سیم کارت بخر یکی ببر

 

یکی میارم در خونتون یکی می دم به عموتون

 

یکی هم واسه عمتون

مشترک گرامی راستی با اون طرف به هم زدی؟

 

بی خیال همراه اولیا همه این جورین!

 

صبر کن یه ایرانسلیشو واست جور میکنم -

 

که همه تو کفش بمونن.

مشترک گرامی کاری باری؟؟؟

 

قربونت ایرانسل...

 



 

 

شولولاتا،،جیگملا،خوشملا....

 

 

باید برقصنhttp://www.animationgold.com/mike1.gif

 

 

آبجی بیا وسط اونجا نمیتونی خوب

 

 

قر بدی!!!http://www.pic4ever.com/images/dancegirl2.gif

 

 

 

بیا بازم آماده اومدن که برقصن

 

http://www.pic4ever.com/images/cancan.gif

 

 

 

خب دیگه بریم سراغ پشراااا!http://www.pic4ever.com/images/49lpmxx.gif

 

 

 

پشرا شماها هنو ژنده این؟!حیفhttp://www.pic4ever.com/images/sigh.gif

 

 

خب بذگریم از شوخیhttp://kay.smiley.free.fr/images/9436.gif

 

 

این بار میخوام آموزش زبان بذارم

 

 

http://www.pic4ever.com/images/926.gif

 

 

 

البته نه زبان فینگلیشو....آموزش

 

 

 

زبان دوران طفولیت خودمو میذارم

 

 


http://s4.rimg.info/caca5cb0582795d8141dec0b5c115877.gif

 

 

http://i2.glitter-graphics.org/pub/994/994472v9j970mrxj.gif

 

یخچال= یسقال

 

 

نوشابه= شوبابه

 

 

 

من بابارو دوست دارم=من از بابا

 

 

هیه(haya)

 

 

شکلات= شولولات

 

 

آلبوم= آبلوم

 

 

سحر= ییر( yayar)

 

 

نخود میخوام= پوخودیسن

 

 

بشقاب= قشتاب

 

 

لواشک=یواشک

 

 

دیگه دوسم نداری= سسی نم نم

 

 

 

نداری (sesi nam nam nadari)

 

 

نون= پپه

 

 

بابا منو دوس داره= بابا از من هیه

 

 

(haya)

 

 

 

http://i2.glitter-graphics.org/pub/994/994472v9j970mrxj.gif

این بار میخوام یه خاطره از دوران

 

 

 

طفولیتم بذارمhttp://www.iran-forum.ir/smile/images/7312.gif

 

 

 

تابسون84 بود.اون موقع که مشنگ

 

 

 

تشریف داشمhttp://www.millan.net/minimations/smileys/peppiokay.gif(مشنگ خودتیhttp://www.pic4ever.com/images/5.gif)

 

 

آره نن جون ما داشیم خونمونو

 

 

خراب میکردیم که خونه

 

 

خراب شیم...وای نه میخواسیم

 

 

یه تغییراتی بدیمhttp://www.pic4ever.com/images/val.gif

 

 

یه روز من از بابام پول خواسم که

 

 

برم شولولات بخرم با دوسام 4نفری

 

 

 

بخوریمشو بفرسیمش تو خندق

 

 

 

بلاhttp://www.millan.net/minimations/smileys/lollipopsmiley.gif

 

 

پدرجانمان مارا پیچوندن...نه خودم

 

 

پیچیدم! نه اشتب شدhttp://www.pic4ever.com/images/2mo5pow.gif

 

 

بابام گف چن دقیقه دیگه میده ولی

 

 

از اونجایی که بنده از قحطی اومده

 

 

بودمو کودکی بیش نبودم و مادرمان

 

 

در آشیانیمان تشریف نداااش

 

 

رفتم سراغ قلک محترممانhttp://www.pic4ever.com/images/25r30wi.gif

 

 

قلکم پلاستیکی بودو چاقو دلش

 

 

میخواس!!!ههhttp://www.pic4ever.com/images/karate.gif

 

 

 

رفتم یه چاقویی که باش گوسفند

 

 

سر میبرنو برداشمو آوردمhttp://www.pic4ever.com/images/tauruss.gif

 

 

 

افتادم به جون قلکم و داروندارمو

 

 

از تو شیمکش کشیدم بیرونhttp://www.pic4ever.com/images/money1.gif

 

 

چاقورو گذاشم کنار پام.وقتی

 

 

 

خواسم پاشم  چاقوی بی تربیت

 

 

 

پامو ندید رف تو پامhttp://www.pic4ever.com/images/hanghead.gif

 

 

 

بعد برا اینکه پدرجانمان نفهمه این

 

 

 

مامی بنده رو خفه کردو

 

 

چسب زخم زد رو زخم! نمیدید از

 

 

پام درحد بنز داره خون میره!!!http://www.forumup.nl/images/smiles/oregonian_gaah.gif

 

 

 

حالا بابام اومده منو برده بیمارستان

 

 

یارو میگه آوردین بستری کنین؟!

 

 

گفتم نه اومدم خون بدم!!!http://millan.net/minimations/smileys/weirdsmiley1.gif

 

 

(اینجاش شوخی بووود)http://www.pic4ever.com/images/loudlaff.gif

 

 

 

دکتره اومد بخیه بزنه اما بی شعور

 

 

انگار داش خیاطی میکرد

 

 

 

http://www.millan.net/minimations/smileys/lostthread.gif

 

 

 

خیلی نفهم بووود! دوس داشم این

 

 

4تا استخونو تو دهنش خورد کنمhttp://www.millan.net/minimations/smileys/brodkavelarg.gif

 

 

 

منم هی پامو میکوبیدم رو تخت که

 

 

 

پام  خورد به چشم دکترهhttp://www.pic4ever.com/images/tantrumsmiley.gif

 

 

یه حالی دادhttp://www.pic4ever.com/images/25r30wi.gif

 

 

دکتره گف اگه پام یکم بیشتر میبرید

 

 

 

باید با پام بای بای میکردمhttp://www.millan.net/minimations/smileys/wavesmile.gif

 

 

 

ولی از اونجایی که پای بنده پررو

 

 

 

تشریف داره و به بنده علاقه ی

 

 

 

شدیدی داره بام خدافظی نکردhttp://www.millan.net/minimations/smileys/yay.gif

 

 

 

از اون به بعد بنده دوره شولولاتارو

 

 

 

با خط چشم و... خیط کشیدمhttp://www.millan.net/minimations/smileys/flirtyeyess.gif

داستان کار کردن یه نفر


1.کلاس رقص میذاره ورشکست

 

میشه آخه واس هرکس که

 

میرقصید شاباش میدادhttp://kay.smiley.free.fr/images/5835.gif

 

2.میره تلوزیون میندازنش بیرون...

 

آخه وسط اذان پیام بازرگانی پخش

 

میکردhttp://kay.smiley.free.fr/images/7331.gif

 

3.رستوران میزنه ورشکست میشه

 

آخه ظهرا میبست میرفت واسه

 

ناهارhttp://kay.smiley.free.fr/images/6559.gifhttp://kay.smiley.free.fr/images/6812.gif

 

4.کتاب فروشی میزنه درشو میبندن

 

آخ رو درش نوشته بود جلد دوم

 

قرآن رسیدhttp://www.pic4ever.com/images/reading.gif

 

5.بانک میزنه...میندازنش

 

زندون...دیگه کار نمیکنه!!!

                       

 

 یه دختر تو حموم!!!



ساعت ۴ بعد از ظهر

 

۱ـ لباساشو رو درمیاره رنگ روشن ها رو تو یک سبد و تیره ها رو تو یکی دیگه میگذاره

 

۲ـ در حموم رو از تو قفل میکنه جلوی آیینه می ایسته شکمش رو که تمام مدت داده بود تو, میده بیرون و شروع میکنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

 

۳ـ در کمد رو باز میکنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت , مو بدن, کف پا و ... رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان

 

۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت کننده, پرپشت کننده, براق کننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده

 

۵ـ یکبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره

 

۶ـ نرم کننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره

 

۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه که تمام مواد شیمیایی از موهاش پاک شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میکنه

 

۸ـ خمیر ریش داداشی رو کش میره و شیش کیلو خالی میکنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی

 

۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه, حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میکنه. از اینکه در اثر کشش حوله چشم و ابروش کشیده شده, احساس خوشگلی می کنه و یه ماچ گنده واسه عکس خودش تو آیینه میفرسته

 

۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوک دماغش سبز شده

 

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میکنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت

 

۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میکنه

 

۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب کنه

 

۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میکنه

 

ساعت ۸ شبhttp://www.pic4ever.com/images/bollywood1.gif

 

 

 

                                                         

 

 

 

یه پسر تو حموم



ساعت ۴ بعد از ظهر

 

۱ـ همون طور که رو تخت نشسته , لباساشو میکنه. هر کدوم رو پرت میکنه یه گوشه اتاق

 

۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم

 

۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شکمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ, فیگور راست, نیم ساعت قربون صدقه خودش میره, (این قدوبالا رو ببین چه کرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میکنه

 

۴ـ زیر بغلش رو بو میکنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز, آبی, بنفش

 

۵ـ در کمد شامپو ها رو باز نمیکنه چون اصلا توش چیزی نداره

 

۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو کف مالی میکنه. یه عالمه مو می چسبه به صابون

 

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره

 

۸ـ نرم کننده مو؟؟؟ برو بابا

 

۹ـ زیر دوش میگوزه و به خاطر اکو شدن صداش تو حموم ,کر کر میخنده

 

۱۰ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده, آخه این دفعه بوش رسیده به دماغش

 

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گیری میکنه و میشاشه توش

 

۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یکهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و کف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشک میکنه

 

۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق

 

۱۴ـ حوله خیس رو پرت میکنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه

 

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر

 

خصوصیات آقا پسرا از ۱۴تا۲۸سالگی

 

 

سن 14 سالگی: تازه توی این سن، هر رو از بر تشخیص میدن . اول بدبختی


سن 15 سالگی:یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن ... از قیافه خودشون بدشون می یاد

سن 16 سالگی: توی این سن اصولا راهنمیرن، تکنو می زنن ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن ... با راکت تنیس هم گیتار می زنن
سن 17 سالگی: یه کمی مثلا آدم میشن ...فقط شعرهاشون و بلند بلند می خونن ...
سن 18 سالگی: هر کی رو می بینن تا پس فردا عاشقش میشن ... آخ آخ ...آهنگ های داریوش مثل چسب دو قلو بهشون می چسبه
سن 19 سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تیز میشن ... ابی گوش میدن
سن 20 سالگی :از همه شون رو دست می خورن ...ستار گوش میدن که نفهمن چی شده
سن 21 سالگی: زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن ... مثلا عاقل می شن
سن 22 سالگی: نه می فهمن که زندگی همش عشقه ... دنبال یه آدم حسابی می گردن
سن 23 سالگی: یکیرو پیدا میکنن اما مرموز میشن ... دیدشون عوض می شه
سن 24 سالگی: نه... اون با یه نفر دیگه هم دوسته ...اصلا لیاقت عشقمنو نداشت
سن 25 سالگی: عشق سیخی چند؟ ... طرف باید باباشپولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نیست
سن 26 سالگی: این یکی دیگه همونیه که همهء عمر می خواستم ... افتخار میدین غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگی: آخیش
سن 28 سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم