خاطره

آهای غریبه سلام

بعد از سال ها سلام

خیلی ساده سلام

امروز ولنتاین هست

۱۳۹۶

یادش بخیر چه خاطرات خوبی داشتم اینجا 

اون موقعی که نه خبری از شاخ های اینیستا بود و نه بلاک کردنهای تلگرامو واتساپ وووو

 

من هنوز همونم

تنها

 

بهترین هارو براتون آرزو دارم 

 

علیرضا 

 

Plus713@

آیدی تلگرام من

 

 

ضمنا لطفا نخندید یادم نیست چجور عکس میذاشتم زیر پستام 😄

 

 

دست ودلم از حرف خالیست
هرچه هست تویی
و تو

حرف نداری...


-----------------------------

تقدیم به تو که در همین نزدیکای دلم چادر زدی...

ایستگاه یلدا

یلدا پساپیش مبارک باشه دوستان


http://www.persiancards.com/static/cards/18/114.swf



http://uc.niksalehi.com/images/k67toqtkv12wypfclns.jpg


ایستگاه 92

Tired
I hate
...I do not know what to do
God
Give it back or forward or rewind the movie of my life
Where the mother's breast, whole constitutes



فرعی 63Z75 ( سوزن بان )

قطاره نوشته هایم

به سوی ایستگاه دل تو روانه می شود

سوزن بان نگاهت

جهت ریل را به آسمان عوض می کند

خدایا

چه غریبانه سوختم

آن لحظه آخر ...


http://www.econews.ir/fa/Files/NewsImages/2011/econews-reyle-ghatar_Fixd.jpg


فرعی 63Z74 (اتمام)

تجربه کردم دیدم

از يه جايی به بعد آدم ديگه دوست نداره همه چی درست بشه !

دوست داره همه چی تموم بشه . . .





فرعی 63Z73 (بالش)

این روز ها همه ی وجودم بالشیست ،

که در نبودت ، بازیگری را در  صحنه ی آغوشم تمرین می کند ...



ایستگاه 91

سلام

ساعات پایانی سال 91 داره میگذره...

امسال هم به نفس نفس افتاد

این روز ها شده حس و حال من

مثه دونده ای که هرچی میدود به خط پایان نمی رسد ...

خستم

کم آوردم

کفش هام پامو میزنن

امسال هم خواستم یه همسفر پیدا کنم

اماااااا

اما بازم تنهایی باید سال جدیدو آغاز کنم

دیگه یواش یواش دارم میبرم

خدا

کجایی؟؟؟؟؟؟

کمکم کن...

یه مونس...

همین

زیاده نکنه در خواستم

؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه همسفر؟؟؟؟؟؟؟؟



بغض




با آرزوی سالی سرشار از موفقیت سلامت و پیروزی برای هم وطنان عزیزمان


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ...


مسافر




http://www.askquran.ir/gallery/images/12222/1_spring_blossoms.jpg


فرعی 63O73 (دلار)

این روزها همه افکار، دلارو پرایدو سکه را نشانه گرفته اند...

 

من چه بگویم که همه ی دلتنگیم نبود توست؟؟؟

من چه بگویم...


http://www.bia2malezi.com/img/news4/9c9dd80087edaa107d0be46b6ae5b471.jpg


http://upload.tehran98.com/images/37d9ooudw52cxxue3oyw.jpg

فرعی 63O72 (تن)

بالا بروی .. پایین بیایی ... بی فایده است ؛
من تو را همین جا
میان بازوانم ، در آغوشم می خواهم ... با یک بوسه...
;

در سرزمین ـ تنِ ـ من خبری از دموکراسی نیست ...


فرعی 63O71 (پیاده )

می دونی

از شبٍ من ، ستاره  رفته

رفته و غم ،

جاش پا گذاشته...

می دونی

این روزا بدجور اسیرم

درد و نفرت

بدجور زده 

منو زمینم ...

مدونی

تنهایی داره

منو میگیره...

روزای خوبو پر امید

شده یه بهونه...

برای خنده های زورکی

برای شادی های دروغکی...


می دونی

این روزا منم پیاده ...

کجا داره از ما

خبر ، سواره ...

کجا داره از ما خبر سواره ...

:(




ایستگاه  ازدواج...

مرد نصفه شب در حالی که مست بوده میاد خونه و دستش می خوره به کوزه ی سفالی گرون قیمتی که زنش خیلی دوستش داشته، میوفته زمین و میشکنه مرد هم همونجا خوابش می بره...

زن اون رو می کشه کنار و همه چیو تمیز می کنه...
صبح که مرد از خواب بیدار میشه انتظار داشت که زنش جر و بحث و شروع کنه و این کارو تا شب ادامه بده ...
مرد در حالی که دعا می کرد که این اتفاق نیوفته میره اشپزخونه تا یه چیزی بخوره ...
که متوجه یه نامه روی در یخچال می شه که زنش براش نوشته...

زن : عشق من صبحانه ی مورد علاقت روی میز آمادست ...
من صبح زود باید بیدار می شدم تا برم برای ناهار مورد علاقت خرید کنم...
زود بر می گردم پیشت عشق من
دوست دارم خیلی زیاد....

مرد که خیلی تعجب کرده بود
میره پیشه پسرش و ازش می پرسه که دیشب چه اتفاقی افتاده بود؟

پسرش می گه : دیشب وقتی مامان تو رو برد تو تخت خواب که بخوابی و شروع کرد به اینکه لباس و کفشت رو در بیاره تو در حالی که خیلی مست بودی بهش گفتی ...

هی خانوووم ، تنهااااام بزار ، بهم دست نزن...
من ازدواج کردم...




ادامه نوشته

روزمره گی

خدااااااااااا

خیلی دلم گرفته

کمکم کن...

خسته شدم دیگه

صبرم تموم شده ...

خدااااااااااا



فرعی 63O70 (بهمن)

آهنگ صدایت

همچون بهمنی غریب

بر دهکده قلبم سرازیر شد...


ایستگاه یــلـــــــدا ...

بی من یلدایت مبارک . . .


ادامه نوشته

فرعی 63O69 (عشق)

I`m single
not because
I don`t pray
but I`m single
because
I don`t play with LOVE ...

فرعی 63O68 (سرانجام)

رسیده ام به حس برگی که می داند باد از هر طرف بیاید،

سرانجامش افتادن است...!

                                                            .

                                                          .

                                                   .

                                                                .

                                                         .

                                                             .

                                                  .




فرعی 63O67 (مهتاب)

تو یه مهتاب ، تو شب تار

یه ترانه ، توی آواز

تو یه سنگر ، توی جنگی

جنگ بین ،منو من ها

تو یه نوری ، توی ظلمت

ظلمت تار قفسها

تو یه ماه آسمونی

توی شبهای غریبم

می درخشیو می مونی

تا بگم برات میمیرم...






فرعی 63O66 (نگاه)

دستانت گرم بود ولی...

 نگاهت سرد تر از همیشه !




فرعی 63O65 (مُکمــــــل )

همه نیمه ی گمشده و مکمل شونو پیدا کردن
ما هنوز متمم مون رو هم ندیدیم!
به 30 درجه هم راضی شدیم دیگه!
نبود ؟؟ یه 10 درجه...!؟


فرعی 63O64 (گــــــــــــــرگ)

اهل سرزمین دردم           خودمو میگم ، نه دردم

دردِ من زِ بودنش بود        از غم ، نبودنش بود

تو محله های غربت          توی کوچه های مهنت

من بودم با آسمونش          با دوتا جسمو ، یه روحش

چشمای سیاه گونش           دستای سردو کبودش

خاکریز مقدمم بود            توی جنگ بی فروغش

با همون دستای سردش      زد تو گوش من ، که مُردم

از برای او شمردم            تک تک خاطرهامو

که تو بودی اندرونش

سادگی های گذشته            دیگه مُردن از درونم

من میخوام یه گـــــــــــــــــــــــــرگ باشم

بدرم دردِ زمونه

که تو باشیو نفسهات

یه خیال پوچ تو دستات

یه خیال پوچ تو دستات...

که تو باشیو نفسهات...


فرعی 63O64 (جدایی)

لحظه تلخ جدایی

زردی برگهای پاییز را رقم زد

و این پایان نبودنت نیست

افتادن آنها از روی درختان امید

له شدنشان بر روی پاهای سرد خاطرات

آخرین نفس های زندگی را یاد آور می شود...



فرعی 63O63 (غصـــــه)

ماه من غصه بخور زندگیمون همش غمه

دنیامون یه تابوته ادمکاش شدن خفه

ماه من غصه بخور  مثل  ماها فراونه

خیلی کم پیدا، میشه ادم بودن چه اسونه؟؟!!!

ماه من غصه بخور گریه دیگه فراوونه

ترو تازه موندن غصه هامون ، چه اسونه

ماه من غصه بخور زندگی با غم ، هم میشه

اونی که شادی نداشته باشه ادم نمیشه!!!

ماه من غصه بخور خیلیا با همن تو روز

شبا تنها توی خواب ابرهارو میبوسن به زور

ماه من غصه بخور زندگی زشتیش زیاده

خدا رو چی دیده شاید فردا باشیم ، پیاده

توی جاده های خاکیو پر از پیچ زمون

ماه من غصه بخور ،ماه من غصه بخور


http://www.iranvij.ir/wp-content/uploads/69653596IMG_2408e.jpg

فرعی 63O62 (پیاله)

پر کن پیاله را
که دگر غم سزای ماست
اکنون که قرن ها میگذرد از مرگ من
دیگر نیا که خاک
بر روی گلبرگهای عاطفه
هم بستر نهان من است
این روزگار ماست
مرگ کبوتران دلم
در ساحل نبودتنت...
این است سزای من

سبدی از بوسه های تنهایی ...




ایستگاه مــــــادر

چه غریبانه بارید
اشکهایت بر دریای دلت
هنگام غم هایم...

دوستت دارم مادرم...
دوستت دارم...



فرعی 63O61 (کویــــــر)

تبرِ نبودنت

ریشه ی زندگیمو دزدید

حالا من اینجا نشستم

تک و تنها

توی غربت

زیر اسمون اینجا


کویر!!!

نامی غریب...

اما ...



فرعی 63O60 (پنجره)

پنجره بسته

و کوچه خالی از عطر تو

کافی بود

تا یادم بماند

گم شده ام ...


http://hulubei.net/tudor/photography/photos/O/l/Old-Window-750x500.jpg

فرعی 63O59 (سلام )

سلام میکنم به تو
به تو که صادقانه ای
برای قلبه خسته ام
یکی دوتا بهونه ای

سلام میکنم به تو...

سال 91

سلام خدا جونم

یه سال دیگم تموم شدو یه گام به خاک (قبر) نزدیکتر شدم...

{بغض}

خودت که مشکلمو میدونی

بد جوری گیر کردم...

کمکم کن

{اشک}

راضیم به رضای تو...

منتظرم...

سال نو همگی مبارک


Plum blossoms at the Zuishin'in Temple, Kyoto Japan

My pic

123

ادامه نوشته