خدایـا خیلی دلتنگم
خدایـــــــا
...
از تو معجـــــزه
میخواهم
معجـــــزه ای بزرگ در حد خـــــدا
بودنت
تو خـــود بهتر میدانــــی
معجـــــزه ای که اشک شوقــــم را جاری
کند
ناامیـــــــد نیستم
فقط دلتنگــــــــم
...!

خسته م
خدایا...
برای خاموشی این شب های انتظار
یک فوت کافیست...
خاموشم کن خستم...![]()
طاقــتـ
خواستم"
چشم هایش را از پشت بگیرم
"دیدم
طاقت اسم هایی را که میگویند
" ندارم...
معشوقه
غمگینم….
همانند دلقکی که روی صحنه چشمش به
عشقش
افتاد
که با معشوقش
به او می خندیدند…….
تنهـــــــــایی
آدمی را عوض می کند.از تو چیزی میسازد ڪه
هیچ وقت نبودی.گاه آنقدر با خـــــــــــود حرف میزنی ڪه وقتی
به او رسیدی لام تا ڪام
دهانت باز نمی شود!ساعت ها زیر دوش می نشینی
به ڪاشی های حمام خیره می شوی.
غذایت را سرد میخوری و ناهار را نصف شب و صبحانه را شام
لباسهــــایت دیگر به تو نمی آیند همه را قیچی می زنی
ساعت ها به یڪ آهنگ تڪراری گوش میدهی
و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمیشوی!
شب ها علامت های سوال ذهنت را میشماری.
و آخر هم تا صبح بیداری.تنهایی از تو آدمی میسازد ڪه
دیگر شبیه آدم نیست!!

del shekaste
دلم برات تنگه
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …
دلم برای کسی تنگ است ه با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…
دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…
دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…
دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…
دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…
دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…
دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…
دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…
دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…
دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است…
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است…
دلم برای کسی تنگ است
یادش بخیر

بُغـض مـے ڪُنَم اَز تـرسِ روزهـآیـے ڪـﮧ
سَهمِمـوטּ اَز هَـم فقَـط یـﮧ یـآבش بخیـــــر ِ سـآבه باشـﮧ
آدمای راست گــو
آدمای راست گو خیلی زود و خیلی راحت عاشق میشن ....
خیلی راحت احساسشون رو بروز میدن.....
خیلی راحت بهت میگن که دوستت دارن.....
خیلی دیر دل می کنن.....
اما وقتی زخمی بشن ، ساکت میشن ، چیزی نمیگن ،
خیلی راحت میرن و دیگه هیچوقت بر نمیگردن!!!!!

این زندگی منــهـ :(
یـــڪ بــــار بـــراے رسیــבטּ بـہ یـــڪ نفـــر
בیـــر مے ڪنــב
و پـــ๛ از آטּ ...
بـــراے رسیــבטּ بـہ ڪساטּ בیگـــر

من با تو
مـــــــن زخمــــــهای بــــے نظیری به تــ‗__‗ـــن دارم
اما تــــ‗__‗ـــــو مهـــربان تـــرینشان بودی ،
عمیــــ‗__‗ــق تـــرینشان ،
عـــزیــــ‗_‗ــــــز تــرینشان !
بعـد از تـــ‗__‗ـــــو آدم ها
تنها خـــ‗__‗ـــراش های کوچکــــے بودند بــر پوستـــم
که هیچ کـــــدامشان به پای تــــــــــو نـــ‗__‗ــــرسیــدند
به قلبــــ‗_
_‗ــــم نـــــرسیدند ...
![]()
مــادخترا
ـــآ دُخــــتَرآ
مـــَغــــرور نــــیســـتیــمـ
فــَقـَط یـــکَمــــ
پـــِرســتیــــژ کــآرآمــون بـــآلـــآست...

من

تورا نه عاشقانه نه عاقلانه ونه حتی عاجزانه که تورا عادلانه به اغوش میکشم عدل مگر نه ان است که هر چیز سرجای خودش باشد....
مــن

عشق برباد رفتــ
امــــا روحــت هم از نوشــــته هــایم خبــر نــدارد
ایــــرادی نــــدارد یــاد تــو
به نوشتــــه هــایم رنــگ می دهــد
شــایــد دیگــری بخــــواند و آرام گیــــرد ذهــــن پریشــــانش:(
کم
بعضی ها را هرچقدر هـم که بــــخواهی،
“تــــــــــــــــــمام” نـــــــــــــــــــــمی شوند …
هــــــــــمش به آغــــــــــوششان بــــــــــدهکار میمانی !
حضورشان”گــــــــــــــــرم” است ؛ سکوتشان خالی مــــــــــیکند دل ِآدم را …
آرامش ِ صـــــــــــــــــــــدایشان را کــــــــــــــــــــم می آوری !
هر دم هر لحظه “کـــــــــــــــــم” مـــــــی آوریشان …
و اینجا مــــــــــــــــــــن کــــــــــــــم دارمــــــــــت …





از دور دوستــــت داشتم. . .