♥عشـــ ـــــق دو طرفــــ ــــــه♥

دوست داشتن زیباست

Telegram  : naeim74

 

Instagram : naeim.tajik1

تـاریـ خ چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸سـاعـ ت 15:31 نـویسنده محمد| |

سلام

از این به بعد کمتر میام اینجا خوشحال ميشم تو لاین به پستام سر بزنین

ID Line: ba.maram89

 

ID telegram :Naeim74 

تـاریـ خ دوشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۴سـاعـ ت 1:0 نـویسنده محمد| |

من از این تنهایی

از این که دیر می آیی

از این که روزی به من بگویی

تو به من نمی آیی

می ترسم....

چرا نمی دانی تو

چگونه بی تو زمان میگذرد

بارها این را از خودم می پرسم

من می ترسم...می ترسم...

 

 

 

 

 

✿ܓ✿.::●❤سال نو مبارک ❤●::.✿ܓ✿

 

تـاریـ خ پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۲سـاعـ ت 16:13 نـویسنده محمد| |

عشـــق تو

شـــوخی زیبــایی بود که خدا با مــن کرد…!

زیبــا بود

امــا

شــوخی بود….!!

تـاریـ خ یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۱سـاعـ ت 12:50 نـویسنده محمد| |

این روزهایم به تظاهر میگذرد......

تظاهر به بی تفاوتی.......

تظاهر به بی خیالی......

به شادی....

به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیس.............

اما.......

چه سخت میکاهد از جانم این نمایش.......

تـاریـ خ جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۱سـاعـ ت 1:38 نـویسنده محمد| |

    بی آنکـه بـخـواهَمْ... دلـتـَنـگـت میـ شَـوَم...

 

 

             دلـتـنـگِ بـودنَـتْ........

 

 

             حـَتـی هـَمـان بــودنِ کمْ رنـگـت...

 

 

             خـیـلیــ وقْـت بـود کـه دلـَم میـ خـواست بـگویـم

 

 

                      دوسـتـَتْ دارَم........

 

 

              تــــو که غَـریـبـه نیــستـیــ

 

 

              دیــگر نـمیـ توانم خودم را به آن راهی که

 

 

              نمیـ دانـم کـجـاسـت بــــزنـــم...

 

 

              دلــم هـمـان راهیــ را میـ خـواهـد

 

 

              که تــــــــو در امــتـدادش ایـستــاده بـــاشی.

 

 

              هــمـانْ تـمـامِ راه هـایی کـه میـ گـویـنـد به

 

 

              عــِـــــشـــــــقْ

 

 

                   خــتـــم میـ شــود

تـاریـ خ سه شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۱سـاعـ ت 15:30 نـویسنده محمد| |

و آن زمان که عاشق میشوی

                                    و میدانی که عشقی هست

                                                                   و باور داری کسی تو را دوست دارد

                    و آن زمان که کسی در فرا سوی خیال تو نیست

                                                   وتو تنهای تنها در جاده های برهوت زندگی قدم میزنی

                                                                    تنها عشقت و شوق دیدار دوباره اوست که به تو

 

                                                    آرامش خیال میدهد....



تـاریـ خ چهارشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۱سـاعـ ت 12:33 نـویسنده محمد| |

وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم.

وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش  نشستم.

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم .

وقتی او تمام کرد

من شروع کردم.

وقتی او تمام شد

من آغاز شدم.

و چه سخت است تنها متولد شدن


 

تـاریـ خ پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰سـاعـ ت 16:13 نـویسنده محمد| |

گـل یا پــوچ؟

دستتــــــ را باز نکن، حســم را تباه مکــن

بگذار فقط تصــــــور کنم ..

که در دستانتــــ

برایـــم کمی عشق پنهـــان است ..

تـاریـ خ یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰سـاعـ ت 23:28 نـویسنده محمد| |

آدم ها خيلي نميتونن از هم دور بشن ٬ بالاخره يه چيزي جا ميمونه که مجبورن برگردن
و برش دارن ٬ سعي نکن از من دور بشي ... دلت اينجاست . . .

ولنتاين مبارک

Happy valentine day

تـاریـ خ سه شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۰سـاعـ ت 14:21 نـویسنده محمد| |

شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه….؟؟؟

خیلی سخته آدم کسی رو نداشته باشه…

دلش لک بزنه که با یکی درد دل کنه ولی هیچکی نباشه…

نتونه به هیچکی اعتماد کنه…

هر چی سبک سنگین کنه تا دردش رو به یکی بگه نتونه,

آخرش برسه به یه بن بست …

تک و تنها با یه دلی که هی مجبورش می کنه اونو خالی کنه …

اما راهی رو نمی بینه سرش روکه بالا می کنه آسمون رو می بینه

به اون هم نمی تونه بگه…

خیری از آسمون هم ندیده

مگه چند بار اشک های شبونش رو پاک کرده…؟!

بهش محل هم نداده

تا رفته گریه کنه زود تر از اون بساط گریه اش رو پهن کرده تا کم نیاره …

خیلی سخته ادم خودش رو به تنهایی خوش کنه اما دلی داشته باشه که مدام از تنهایی بناله…

خیلی سخته ادم ندونه کدوم طرفیه؟!

خیلی سخته ادم احساس کنه خدا اونو از بنده هاش جدا کرده …

خیلی سخته ندونی وقتی داری با خدا درددل می کنی داره به حرفات گوش می ده یا …

پرده ی گناهات اونقدر ضخیم شده که صدات به خدا نمی رسه…. ؟!

تـاریـ خ جمعه ۷ بهمن ۱۳۹۰سـاعـ ت 17:9 نـویسنده محمد| |

چقدر خوبه آدم یکی رو دوست داشته باشه نه به خاطر این که کس دیگه ای رو نداره ، مسلماً تو زندگی ما آدم های زیادی هستن که ما دوسشون داریم وکافی اتفاقی برامون بیفته همه ناراحت میشن و نه به خاطر اینکه تنهایم ، بلکه به خاطر اینکه اون کس ارزش دوست داشتن رو داره اون هم خيلي زیاد و چقدر زیباست که بفهمی کسی تو رو دوست داره چقدر زیباست انتظار برای دیدن کسی که دوسش داری کسی که ساعتهای رو به خاطر اون زیر بارون قدم می زنی . چقدر زیباست همین دوست داشتن ها وقتی گره چشمانت با نگاه اون پیوند میخوره و لبخندت میون لبخنده  اون گم میشه. چقدر زیباست وقتی صدای کسی رو که دوست داری بشنوی و اون بفهمه که چقدر دلت برای صداش تنگ شده. گاهی اوقات آدم نمی تونه دوست داشتنش رو بیان کنه وهمین سکوت گویای همه حرفهاست. دوست داشتن مثل دریاست که انتها نداره. چه قدر زیباست آدم کسی رو تا این حد دوست داشته باشه و چقدر زیباست گفتن این کلمه " دوستت دارم"

تـاریـ خ سه شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۰سـاعـ ت 18:36 نـویسنده محمد| |


 

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…


دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …


دلم برای کسی تنگ است كه با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…


دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …


دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…


دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…


دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …


دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …


دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…


دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…


دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…


دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…


دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…


دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…


دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…


دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…


دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…


دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…


دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…


دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است…


دلم برای کسی تنگ است  که دل تنگ دل تنگی هایم است…


تـاریـ خ جمعه ۲۳ دی ۱۳۹۰سـاعـ ت 13:42 نـویسنده محمد| |

عشق نمی پرسه تو کی هستی؟ عشق فقط میگه: تو ماله منی .
عشق نمی پرسه اهل کجایی؟ فقط میگه: توی قلب من زندگی می کنی .
عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟ فقط میگه:
باعث می شی قلب من به ضربان بیفته .
عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟
فقط میگه: همیشه با منی .
عشق نمی پرسه دوستم داری؟
فقط میگه: دوستت دارم
تـاریـ خ جمعه ۲۳ دی ۱۳۹۰سـاعـ ت 13:33 نـویسنده محمد| |

ای حبیب من

در شبهای سرد غم

تنها امــــــــــــــــــــــــــــیدم تویــــــــــی...

نگذار بار دیگر قصه های تلخ و غمزده ی جدایی برایم تکرار شوند...

 

من در این عالم جز به دریای لطف بیکران و اقیانوس کرم تو قایقم را به دریایی نمیاندازم ...

 

 

ای تنــــــــــــــها کــــــــس بی کــــــــــــســـــــــــــان

                                                  تنــــــــــــــــــها کســـــــــــــم را مــــــــــگیـــــــــر....

تـاریـ خ دوشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۰سـاعـ ت 15:18 نـویسنده محمد| |

وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی



به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی


رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی



وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه


فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه



قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی


خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی

تـاریـ خ جمعه ۱۶ دی ۱۳۹۰سـاعـ ت 14:20 نـویسنده محمد| |

کریسمس

                            مبارک

تـاریـ خ جمعه ۹ دی ۱۳۹۰سـاعـ ت 14:11 نـویسنده محمد| |

به نام آنکه دوست را آفريد، عشق را،
رنگ را... و به نام آنکه کلمه را آفريد.
توي اين شهر غريب، گاهي که دلم به اندازه تمام غروبها مي گيرد
وقتي بين اين همه آدم جور واجور خودمو تنها مي بينم
چشمامو فراموش ميکنم...
به قلبم مي نگرم و همه چيز را به عهده او مي گذارم
فقط اوست که از اين حقيقت پنهاه در قلبم آگاهي دارد
تـاریـ خ دوشنبه ۵ دی ۱۳۹۰سـاعـ ت 11:3 نـویسنده محمد| |

سکوت تلخ مرا گریه های ریز ریز باران تلافی می کند

التماسی سرد وجودم را آتش می افکند

به حرمت فاصله ها آواز قلبم را به قاصدک ها می سپارم

چشمانم را می بندم، شاید خیال تو مهمانم شود

عجب!

خیالت به سراب ذهنم قدم نمی گذارد

شاید روزی برای همیشه تو را به فاصله ها بخشیدم

و همچون تو اشک باران را نادیده گرفتم

همچون تو صدای قلب ها را نشنیدم

تنها به جرم محبت؟؟!!

تـاریـ خ پنجشنبه ۱ دی ۱۳۹۰سـاعـ ت 18:31 نـویسنده محمد| |

چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داده زل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي حس كني كه هنوز دوستش داري چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديوار تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خيال ساعتها باهاش حرف بزني اما وقت ديدنش هيچ چيز جز سلام نتوني بگي چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه ها تو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوز دوستش داري

تـاریـ خ سه شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۰سـاعـ ت 21:4 نـویسنده محمد| |

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا....

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد..

تـاریـ خ پنجشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۰سـاعـ ت 20:6 نـویسنده محمد| |

لحظه  ايي عاشقانه نگاهم مي كني

دستانت به ارامي  دور كمرم حلقه مي شود و بعد من در اغوش گرمت،محكم جاي

مي گيرم.....

و من از شوق شنيدن تپش پر اشتياق قلبت، نفس هايم را هم به احترامش نگه مي

دارم.....

بي ان كه لحظه اي ترديد كنم شايد قصد داري چهره محبوبت كه در پشت سر من

قامت راست كرده را...

 

از ديده ام پنهان كني!

تـاریـ خ جمعه ۴ آذر ۱۳۹۰سـاعـ ت 19:11 نـویسنده محمد| |

تـاریـ خ جمعه ۴ آذر ۱۳۹۰سـاعـ ت 19:0 نـویسنده محمد| |

هميشه با بدست آوردن اون كسي كه دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست كه ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميكنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي كردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مكن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي كشيم

تـاریـ خ سه شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۰سـاعـ ت 21:3 نـویسنده محمد| |

می نویسم باران ! می نویسم سرما ! می نویسم غم و اندوه و نفس ! می نویسم احساس ، تا بدانی دل من بی تو گلم میمیرد و بدان دل سرد است و کمی بارانی ، غم سراسر دل من پر کرده ، کاش اینجا بودی .

تـاریـ خ یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰سـاعـ ت 18:42 نـویسنده محمد| |

De$ign: KhanOomi