هوایی

💌💌سرِ جنگ دارم هر سال با پاييز!
با پاييزى كه هواى ِ دلبرانه‌اش بد جور هوايى‌ام میكند...
هواىِ تو مى افتد به دلم ...
دم و بازدم ام حتى اين روز ها فرق ميكند!
نفس هاى عميقى  ميكشم و با " آه "،
حجم ريه هايى كه از نبودنت پر است را خالى ميكنم!
خدا كند،
يارى اگر داريد،
اگر هست!
قسمت ِ تان باشد ؛
همين پاييز
خدا كند" امّا...💌💌

 

میزان خود شو

☯ ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این
بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش

ده بالا دست

مردم بالادست، چه صفایی دارند!
بی‌گمان پای چپرهاشان
جا پای خداست.
بی‌گمان در ده بالادست،
چینه‌ها کوتاه است
مردمش می‌دانند،
که شقایق چه گلی است...

 

تا به کی باید رفت
از دیاری به دیار دیگر
نتوانم، نتوانم جستن
هر زمان عشقی و یاری دیگر
کاش ما آن دو پرستو بودیم
که همه عمر سفر می کردیم
از بهاری
به بهاری دیگر!

به امید فرداها

گاه باید رویید
در کنارِ چشمه
در شکافِ یک سنگ !
به امید فرداها . . .

دنیا

🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼

دنیا آنقدر جذابیت های رنگارنگ دارد ،
که تا آخر عمر هم بدوی …
چیزهای جدیدی هست
که هنوز میتوانی حسرتشان را بخوری !
پس یک جاهایی در زندگی
ترمز دستیت را بکش …
بایست و زندگی کن

من و تو

رُستنی ها کم نیست، من و تو کم بودیم

خشک و پژمرده و تا رویِ زمین خم بودیم

گفتنی ها کم نیست، من و تو کم گفتیم

مثلِ هذیانِ دمِ مرگ، از آغاز چنین در هم و بر هم گفتیم

دیدنی ها کم نیست، من و تو کم دیدیم

بی سبب از پاییز، جایِ میلادِ اقاقی ها را پرسیدیم

چیدنی ها کم نیست، من و تو کم چیدیم

وقتِ گل دادنِ عشق، رویِ دار قالی

بی سبب حتی پرتابِ گلِ سرخی را ترسیدیم

خواندنی ها کم نیست، من و تو کم خواندیم

من و تو ساده ترین شعرِ سرودن را در معبر باد، با دهانی بسته واماندیم

من و تو کم بودیم

من و تو اما در میدان ها، اینک اندازه ی ما می روییم

ما به اندازه ی ما، می بینیم

ما به اندازه ی ما، می چینیم

ما به اندازه ی ما، می روییم

ما به اندازه ی ما، می گوییم

من و تو... کم نه که باید شبِ بی رحم و گلِ مریم و بیداریِ شبنم باشیم

من و تو... خم نه و در هم نه و کم هم نه که می باید... با هم باشیم

من و تو حق داریم، در شبِ این جنبش، نبضِ آدم باشیم

من و تو حق داریم، که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم

من و تو حق داریم، که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم

گفتنی ها کم نیست...

بی معرفت

مدام دلت را می شڪنند ..

سڪوت می ڪنی ..

هیچ نمی گویی ..

حتی اخم هم نمی ڪنی ..

دلت را بر میداری و آرام می روی ..

بعدها صدایت می ڪنند بی معرفت ................  دوستان ادرس اینستاگرامم  shekastesokoot2004 

دل

 

به غیر دل، که عزیز و نگاهداشتنی ست


جهان و هرچه در آن است واگذاشتنی ست

 

 

 

زن های عاشق

 

زنی که گلوبندی از بهار نارنج به گردن دارد

و ریحان و نعنا در باغچه می کارد

برای قمری ها دانه می پاشد و

با باران حرف میزند..دوستت دارم را برای هرکسی نمی خواند

ناخن هایش را با حنا رنگ می کند و

گیسوان بافته اش را با روبان های رنگی می بندد

نه از خزان گله دارد

نه از داغ تابستان

زمستان هایش را به بهار می بافد و

بهارهایش را به زندگی

او زنی ست که تار و پودش عاشق است

او دستهایش پر از یاس های سفید عشق است

وبی ادعا شاگرد مکتب عشق است وخواهد ماند ..اخر

هنوز زن های عاشق

به کتاب ها کوچ نکرده اند...