کاش میشد همچو آواز خوش یک دوره گرد زندگی را بار دیگر دوره کرد...
هوا گرفته بود و باران می بارید.کودک آهسته گفت: خدایا گریه نکن درست میشه
سلام به همه دوستای خوبم
الان که دارم با فکر اینکه برای آخرین بار مینویسم از ب بسم الله اشک تو چشمام جمع شد
حس اینکه شاید دیگه یه روزی نباشم و این متن رو بخونید و یه عده ای دلگیر از کم شدن یه
دوست وعده ای بی تفاوت میگذرند خیلی حس بدیه...امیدوارم این حس رو هیچ کسی تجربه
نکن اگه قرار باشه نباشم با یه سری دوستام حرف دارم:
بارش «عشق خودم خانومی من»:
عشق آمد و شد چو خونم آندر رگ و پوست
طی کرد مرا ز خویش و پر کرد ز دوست
اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامیست ز من بر من و باقی همه اوست...
نمیدانم دوست داشتن چیست!
اما گاهی احساس میکنم که به حضور و وجود تو.سخت محتاجم...
خانومم الان که دارم برات مینویسم اشک تو چشمام جمع شده.پای رفتن ندارم دلم رضا به رفتن
نیست نرفته دل تنگتم.بدون علیرضا عاشقته همیشه و همیشه و همیشه.حلال کن اگه یه زمانایی
ناراحتت کردم.
امین:
دوستان تیکه های جورچین اند.اگه یکیش کم شه هیچی جاشو نمیگیره و اون جورچین هیچوقت
کامل نمیشه...تو یکی از همون تیکه هایی هستی که هیچوقت گمش نمیکنم.
داداش گلم.داداش مهربونم.تو بهترین دوست منی شریک شادی و غم های من .حلال کن
داداشی هیچ وقت خوبی هاتو فراموش نمیکنم.
هلیا:
لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد.مثل خوردن یه فنجان چای داغ زیر برفه.درسته
هوا رو گرم نمیکنه ولی آدمو دلگرم میکنه...
ابجی گلم تو بهترین ابجی دنیایی.خیلی دلم برات تنگ میشه.امیدوارم همیشه خوش بخت و
خوشحال باشی.بهترین ها رو برات آرزو میکنم.تازه میفهمم چقدر زود دیر میشه
قاصدک:
مهربانیت آنقدر زیباست که سنجاقکی بدون ترس روی کف دستت آب خواهد خورد...
رفیق شفیق قدیمی من بهترین هارو برات آرزو میکنم چون لایق بهترین هایی.
مهتاب:
قشنگترین عشق.نگاه خداوند به بندگان است.تو را به همان نگاه می سپارم
مهربون همیشگی برام همیشه دعا کن نکنه اگه نبودم دیگه فراموشم کنی!
دختر مشرقی بی معرفت گذاشتی رفتی دلتنگتم
سحر: دوست و یار قدیمی من نمیگم عشق چون لایق ندونستی و نبودم خیلی در حقت بدی کردم
حلالم کن.