کوچه
خستگی
آزادی و رسیدن به دنیایی که انسان بدنبالش هست بزرگترین آرزوی ماست. آرزویی که شاید به گور ببریم و کسی حالی از مکا نپرسه که بدونه چکار میکردیم و چطور زندگی میکردیم. اینا رو به حساب درد و دل میذارم چون تو دنیای مجازی بهترین سنگ صبور این سیستم های مدرن هستندو بس. هر چند که تو این دنیا هم اونقدر جاسوس هست که هر لحظه زیرتو خالی مکنن و با سر میکوبنت به زمین....
22/2/93
علف نامه
....
انقدر زمان نداشتن هایم به درازا کشید
که ساعت جوانیم از دور افتاد ...
قسمتی از هرز نامه جوانی
همسایگان دشمن
شعر رسالتی فرا مداحی دارد و کسی به خوردش نمی رود که نمی رود یعنی نمی خواهد که بفهمد شعر وظیفه ای پسا مدیحه سرایی های کلاسیک و مضامین فسیل شده دانشگاهی دارد،یا به قول برشت رسالت هنر به معنای کلی و شعر به معنای اخص آن بازنمایی امر واقع است. تازه کتابی را (که شاید دیر شروع به خواندن آن کردم) بانام همسایگان درد را به اتمام رساندم تالیف محمد قراگوزلو .
دلم درد میکند انگار سالهاست درد پریود بودن شعر فارسی را من با خویش حمل میکنم و درمانی ندارم برای مرحم شدن بر این همه زخم و الام بی پایان. شعر های لمپنی که از برای تامین زر و سیمی در میان اهل قدرت برای میحه گفتن و تمجید کردنشان. چی بگویم که نه خوصله ای مانده و نه نای نوشتن مطالبی که تسکینم دهد.
هنر نمیخرد ایام غیر اینم نیست کجا روم به تجارت بدین کساد متاع
ولتر....
نومیدی مرده
فردا چراغ تارزن ما روشن نومیدی میره هذیون نبافین عابدین نومیدی میره
ابر سیاه کج کلک فردا که رد شد از ده ما بازم میگم در غیب بارون نومیدی میره
شیراز/دروازه قرآن
اردیبهشت ۹۱
چگونه کرم ها لیسم میزنند
دلم شکسته،
مثه سنگ توالت خونه های قدیمی.
هی.................