سنگ تمام

آدم ها براي هم سنگ تمام مي گذارند!!!
اما نه وقتي که در ميانشان هستي، نه...
آن جا که در ميان خاک خوابيدي!
«سنگ تمام» را مي گذارند و مي روند ...!
...

قصه اصحاب کهف یک شوخیست...!!
اینجا هر کس یک روز بخوابد همه اورا از یاد می برند...!!!!
روز مبادا...
دلم تنگ شده ها را...
عاشقتم ها را...
باید آدمش پیدا شود!؟
باید همان لحظه ازخودت مطمئن باشی
و بدانی که فردا از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده
کلی دلم تنگ شده و عاشقتم
که خرج کسی نکرده ای روی هم تلنبار شده اند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی...!
صندوقت سنگین شده و نمی توانی با خودت بکشی...
شروع می کنی به خرج کردنشان...!
توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
توی رقص اگر پا به پایت آمد اگر هوایت را داشت
اگر با تو ترانه را باصدای بلند خواند....
اما........
ازطرف عزیز ترینم
...
راستی تو مسابقه وبلاگ برتر شرکت کردم لطف کنید رای بدید ممنون میشم
بای
وقتی تنهاییم...
وقتی تنهاییم دنبال یک دوست می گردیم!
پیداش که کردیم دنبال عیب هاش میگردیم!
وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش می گردیم!
و باز هم تنهاییم...!!!
چگونه؟
چگونه می توان به تاولهای پا گفت:
تمام مسیر طی شده اشتباه بوده است!!؟؟؟؟؟
نابینا...
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد!
اما هروقت تنم به جماعت بینا خورد گفتند: مگر کوری!!؟؟
حماقت حوا...
گفت حالت را نمی پرسم میدانم خوبی!
عکس هایت همه با لبخندند!
ونمیدانست عکاس که میگوید سیب
من یاد حماقت حوا می افتم و پوزخند میزنم!!!
تنهایی...
یه وقتایی آدم اونقدر تنهاست که آرزو داره یکی صداش کنه...
حتی اشتباهی...!!!
خاطره...
جلوی بعضی از خاطره ها باید نوشت:
آهسته به یاد آورده شود خطر ریزش اشک...!!!
لبخند...
لبخند بزن
.
.
.
.
عکاس مدام این جمله را تکرار می کند!
اصلا برایش مهم نیست که در وجودت حتی یک بهانه برای لبخند نیست!!!
بغض حوا

حوا که بغض کندحتی اگر خدا سیب هم بیاورد
چیزی به جز آغوش آدم آرامش نمی کند...!!
آدم و حوا...
در آغوش خدا گریستم تا نوازشم کند...!
پرسید:
فرزندم پس آدمت کو!!؟؟؟؟
اشکهایم را پاک کردم و گفتم:
در آغوش حوای دیگریست...!!!
قانون...!

دوستی یک اتفاق است و جدایی یک قانون...!
پس
دل نبند...!!!
خواهشا اگه مطلبی رو کپی میکنین منبعش یادتون نره
نظراتونم بزارین هم زیر خودش جواب میدم هم میام وبتون
راستی با تبادل لینکم موافقم خبرم کنییییییییییییییییییییییییییید
بای
ماهی...

ماهی شده بود باورش،تور و اگه بندازن سرش
میشه عروس ماهیا شاه ماهی میشه همسرش
ماهیه باورش نبود تورواگه بنذازن سرش
نگاه گرم ماهی گیر میشه نگاه آخرش
رفت تا تورو سرش کنه نگاه میکرد پشت سرش
میخواست کسی باهاش نیاد،تنها باشه تور روسرش
همین که رفت عروس بشه،دید انگاری گیر کرد سرش
دست و پا زد تورو کشید،تا که بیرون بیاد سرش
انگار هنوز نترسیده ،خودشو زده به اون درش
داره میمیره ولی اون هنوز نمیشه باورش
تا که یه مقداری گذشت نفس رسیده آخرش
تازه اون وقت بود که ماهی رسید به حرف مادرش
که توی این دنیای بد فک بکنه به هر کارش
عروس شدن خیلی خوبه به شرطی که نده سرش...
از طرف غزال جوووووووونممممم
گـرگ را از سـگ نمــی توان تشخیص داد !
هنگامـی گـرگ را میشناسیــم کـه دریـده شده ایــم .. .
*************************
تقصیر ما نیست که روی حرفهایمان نمی مانیم...!؟
ما در زمینی زندگی میکنیم که هر روز خودش را دور میزند...!!!؟
گفت:
گوسفندانم را که پشم چینی کردم بیشترشان گرگ بودند...!!
*************************
زندگی "باغی" است که با عشق"باقی"است...!
مشغول دل باش نه دل مشغول....!
بیشتر "غصه" های ما از"قصه" های خیالی ماست...!
پس بدان...
که اگر فرهاد باشی همه چیز شیرین است...!
بازی روزگار
بازي روزگار را مي فهمم !!!
من تو را دوست دارم ... تو ديگري را ...
و ديگري مرا ... و همه ي ما تنهاييم...

چراتنهاشدم...
یا چون تنها بود،سنگ شد!!!
من که نه سنگ بودم نه کوه ،پس چرا تنها شدم!!!

دلم میگیرد...
دلــــــم می گیرد ...
وقتـــی می نویســـــم فقط برای تـــــــو
ولـــــی...
همــــــه می خـــــــوانند
الا تــــــو...

دلم گرفته...
نه اینـکه کسی کاری کرده باشد نه ...
من آنقدر آدم گریز شده ام که کسی کارش به اطراف من هم نمی رسد..
دلم گرفتـه است که آنچه هستم را نمی فهمند ...
و آنچه هستند را میپذیرم ...
و دنیـا هم به رویش نمی آورد این تنـاقض را ...
![]()
سیگار...
وای که چه زیبا کام میدهد
این نوعروس هر شب تنهایی هایم...لباس سپیدش را تا صبح برایم میسوزاند
و من تا صبح بر لبانش بوسه میزنم ..!
چه لذتی میبریم از این هم خوابگی...
او از جان مایه میگذارد و من از عمر...
هردو میسوزیم به پای هم ...

حال من خوب است...
دیــگر گــوسفنــد نمــی درنــد
بــه نــی چوپــان دل مــی سپـارنـد و گـریــه مــی کنـند...


