سلام

سلام وعرض ادب....

 

لازمه به عرض ان دسته از دوستان که         کامنت میزارن برسانم که به دلایل مشکلات سیستمم قادر به جواب که نه ارسال کامنت نیستم حتی ایمیل هم نمیتونم بدم شرمنده شما شدم...از همینجا ازتون   تشکرمیکنم                                                                      

مجنون...

همه ی بیدهای دنیا را به نام مجنون کرده اند

 

هیچ کس آشفتگی مرا بعد از رفتن تو ندید        

 

آنوقت شاید نام آشفته ترین بیدها،

 

دیگر مجنون نبود

 

 

دوری...

دلم تنگ است


مثل لباس سال های دبستانم


مثل سال های ماموریت های طولانی پدر


که نمی فهمیدم


وقتی می گویند کسی دور است


یعنی چقدر دور است.

 

سلام

سلام  دوستان....جالبه برام  مثلا وبمو حذف کرده بودم  تا مدتی نیومدم به این هوا که دیگه...تا اینکه یکی از دوستان  خبر دادن وبت سرجاشه ....انگار بلاگفا ارادت خاصی به بعضیا داره نزاشت که برم  با اجازه خودش منو برگردونده  ....باشه منم  دیدم اینجوری اومدم تادر خدمت شما دوستان باشم انگار قسمت نبود اااا.....

 

خدایاتا باشن دوستانی اینچنینی...بلاگفا دمت گرم

هرچه باشی نازنین ایام خوارت میکند

هرچه باشی شیردل دنیا شکارت میکند

هرچه باشی با لب خندان میان ناکسان

عاقبت دست طبیعت اشکبارت میکند... 

  

وبدان....

 

وبدان، زندگی تنیدن تار عمل بر ارزو های زمان است

 

پس به دور پیله ات با سعی و کوشش تار زن 

 

 

 

 

 

 

قصه های شب چه زیبا بود

 

ولی افسوس صبح روشنایی از او فرصت گرفت... 

 

 

 

 

 

 

مهر تابان چون بیامد،شب کتاب قصه اش را بر گرفت و پر کشید. 

 

 

 

 

 

من ولی این جمله را در خاطرم تکرار می کردم....  

 

 

 

زندگی تنیدن تار عمل بر ارزو های زمان است  

 

 

زندگی تنیدن تار عمل بر ارزو های زمان است.... 

  

 

 

قسمتی (از دلنوشته های جواد عزیزم)

امشب شب روياي تو بود و تو نبودی 

در دل همه آواي تو بود و تو نبودی 

دل زير لب آهسته تمناي تو ميکرد 

در حسرت ديدار تو بود و تو نبودی 

شقایق..

 

به شقایق ها قسم 

به سکوت سرد دلتنگی ابر 

به رفاقت ها قسم 

سخت می شد دل برید از یاد ها 

 

(از زنده یاد جواد عزیزم)

صدای آب می آید

مگر در نهر تنهایی چه می شویند ؟

لباس لحظه ها پاک است

چه می خواهیم

بخار فصل , گرد واژه های ماست

دهان, گلخانه فکر است

سفرهایی تو را در کوچه هاشان خواب می بینند

ترا در قریه های دور مرغانی بهم تبریک می گویند 

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته 

شعر می گویم به یادت در قفس غمگین و خسته 

من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی 

ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی