«رسوايي2» امسال به توليد مي رسد





متن این پیام که از سوی مسعود ده نمکی(کارگردان)، سیدمحمود رضوی(تهیه کننده)، مرتضی متولی(مدیر تولید)، امیر اردستانی(جانشین تهیه)، فرشاد گل سفیدی(مدیر فیلمبرداری)، مرتضی اصلانزاده(صدا بردار)، مسعود ولدبیگی(طراح گریم)، نورالدین گودرزی (دستیار اول کارگردان)، فهیمه کمالی(مدیر برنامهریزی)، شهرام زمانی(انتخاب بازیگران)،امیر توسلی(آهنگساز)، زهرا تحقیقی(منشی صحنه)، بابک برزویه (عکاس)، الهه گودرزی (مدیرروابط عمومی)، محمداسماعیل کلبی آبادی(مدیر تدارکات)، عبدالرضا سعیدی(مدیر تدارکات نظامی)، محمدرضا هاشم زاده(جلوههای ویژه رایانهای)، میثم هاشم زاده(تدوین) و بازیگران سینما: اکبر عبدی،محمد رضا شریفی نیا،امین حیایی،حمید لولایی، رضا رویگری، دانیال عبادی، بهاره افشاری، علی صادقی، سید جواد هاشمی، مریم کاویانی، سیدمهرداد ضیایی، مهران رجبی، نیما شاهرخ شاهی،برزو ارجمند، امیر نوری، پوراندخت مهیمن، پندار اکبری ،کاوه خداشناس، سمانه پاکدل ، حدیثه تهرانی، حسین مهری، غلامحسین لطفی، بهنوش بختیاری ، لاله صبوری، مجید شهریاری، اصغرنقی زاده، اسماعیل سلطانیان، رضا توکلی ،روزبه معینی و امیر محمد زند بدین شرح است:
وقتی در آغوش زمین قرار گرفتی، هدفی جز پرواز نخواهی داشت، دیر یا زود همهمان پرواز خواهیم کرد، پروازی به ابدیت، به کرانههای حقیقت، چشمهای اشک بارمان را به سوی عزیزت میفرستیم... •درگذشت عزیزان از دست رفته چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور مینشیند ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چارهای جز تسلیم و رضا نیست این مصیبت را به خانواده محترم تان صمیمانه تسلیت عرض نموده و برای آنان صبر و اجر و برای آن عزیزان سفر کرده علو درجات طلب میکنیم...

پس از گذشت 8هفته از آغاز فیلمبرداری «معراجی ها» فردا اکبر عبدی برای نخستین بار جلوی دوربین می رود و دانیال عبادی و بهاره افشاری با پایان بازی های خود از مجموعه خداحافظی کردند.
بنابر این گزارش نسخه اولیه فیلم به دفتر جشنواره فیلم فجر تحویل داده شده است و با شروع سکانس های جنگی فیلمبرداری در شهرک سینمایی دفاع مقدس همچنان ادامه دارد.
با توجه به تدوین همزمان فیلم توسط سید میثم هاشم زاده مشکلی برا رسیدن فیلم به جشنواره وجود نخواهد داشت و تا 2 الی 3هفته دیگر فیلمبرداری به اتمام می رسد.
بنابر این گزارش «معراجی ها» یک طنز اجتماعی است و داستان چند جوان دانشجوست که بعد قصد رفتن به شمال برای تفریح سر از کاروان راهیان نور برای دیدار از مناطق جنگی در می آورند. قرار است تا یکی، دو هفته آینده تکلیف این پروژه مشخص شود. اگر «معراجی ها» سینمایی باشد پنجمین فیلم بلند مسعود ده نمکی بعد از سه گانه «اخراجی ها» و «رسوایی» خواهد بود.
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، مسعود دهنمکی صحنههای مربوط به تشییع شهدای گمنام را در پژوهشکده هواشناسی به تصویر کشید.
دهنمکی در حاشیه ضبط این تصاویر در گفتوگو با خبرنگاران گفت: تا به حال حدود ۲۰ درصد از تصویربرداری سریال به پایان رسیده و کار تا پایان آذرماه به پایان میرسد.
وی ادامه داد: امروز تصویربرداری بخشهای مربوط به تدفین شهدای گمنام تصویربرداری میشود و پس از آن گروه جدیدی از بازیگران جلوی دوربین میروند و در ادامه تصویربرداری در لوکیشنهای خیابانی انجام میشود.
دهنمکی تصریح کرد: به دنبال حضور «معراجیها» در جشنواره فیلم فجر نیستیم و تلاش میکنیم که آن را برای مردم اکران کنیم.چون سریال به مباحث امروز جامعه میپردازد و شبهاتی را مطرح میکند که باید درباره آنها روشنگری و فرهنگسازی شود.
به گزارش فارس، «معراجیها» به کارگردانی مسعود دهنمکی و تهیهکنندگی سیدمحمود رضوی ساخته میشود که ابتدا به صورت نسخه سینمایی اکران و سپس در قالب سریال از تلویزیون پخش میشود ضمن اینکه «معراجیها» محصول شبکهی یک است.
این پروژه بیش از 30 بازیگر دارد و در خلاصه داستان آن آمده است: قرار است تعدادی از شهدای گمنام تفحص شده در یکی از دانشگاهها دفن شوند اما گروهی از دانشجویان با تحریک استاد گنجی اقدام به آشوب و جنجال در دانشگاه میکنند. همین آغاز قصهای می شود که گروه دانشجویان مجبور به سفری ناخواسته میشوند...
بازیگران این مجموعه عبارتند از: محمدرضا شریفینیا، رضارویگری، حمید لولایی، مهران رجبی، غلامحسین لطفی، نیما شاهرخ شاهی، کامران تفتی، سیدجواد هاشمی، سیدمهرداد ضیایی، کاوه خداشناس، امیر نوری، پندار اکبری، محمود عزیزی، عباس محبوب، حسین مهری، مجید مشیری، مجید شهریاری، اصغر نقیزاده، یوسف قربانی، بشیر ادریسی، سهراب یاری، محسن جهانثانی، حسین کرمی، اسماعیل سلطانیان، روزبه معینی، علی منجزی، عرفان برزین، پوراندخت مهیمن، مریم کاویانی، سمانه پاکدل، حدیثه تهرانی، فریبا نادری، هما خاکباش، گیتی معینی و ساقی زینتی.
فیلمنامه سریال «معراجیها» توسط یک گروه نویسندگی به سرپرستی مسعود دهنمکی نوشته شده است، تصویربرداری «معراجیها» نیز برعهدهی فرشاد گل سفیدی و آهنگسازی آن بر عهده امیر توسلی است.

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، مراسم رونمایی از مجموعه فرهنگنامه اسارت و آزادگان که به کوشش مسعود دهنمکی تهیه شده بود صبح امروز با حضور وی، منصور واعظی دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی سراسری کشور، حجتالاسلام رسایی، حجتالاسلام رحیمیان، غلامحسین الهام، مسعود زریبافان و مهرداد بذرپاش در تالار وحدت برگزار شد.
مسعود دهنمکی گردآورنده فرهنگنامه اسارت و آزادگان این اثر را هدیهای به پیشکش افرادی دانست که دشمنان ما بهتر از ما آنها را میشناسند و در ادامه گفت: رئیس سازمان جاسوسی فرانسه که برای بازدید از خطوط نبرد به جبهههای عراق آمده بود وقتی با صدام به گفتوگو مینشیند صدام به او میگوید بیا به جبهه برویم اما او میگوید ما از جبههها خبر داریم باید به اردوگاه اسرا برویم؛ پس از آن این فرد در کتاب خود مینویسد من در اردوگاهها کسانی را دیدهام که در چشمان آنها مقاومت چنان موج میزد که برای ما تداعیگر جنگ جهانی چهارم بود و ...
وی افزود: ای کاش امروز مرحوم ابوترابی اینجا بود تا من میتوانستم چند لحظه سر را روی شانهاش بگذارم تا از بیوفاییها به این قشر قهرمان طی سالهای رفته بگویم. از اینکه حتی کار برای آزادهها هم مظلومیت است برای این اثر بارها دست یاری دراز کردم اما اگر حمایت معنوی شما رزمندهها و آزادهها نبود این مجموعه منتشر نمیشد.
دهنمکی ضمن تأکید بر اینکه این اثر با 150 نفر و دو میلیون ساعت کار تهیه شده است متذکر شد: این اثر با همکاری همکارانی حدود 2 میلیون ساعت کار تهیه شد که بزرگترین فرهنگنامه جنگ در طول این سالهاست. البته فرهنگ جبهه یا سایر آثار نیز چاپ شدند اما این گونه متمرکز تاکنون کاری انجام نشده است.
این فیلمساز در سینما با تأکید بر اینکه خود اسرا همت کردند تا این اثر تألیف شود از اولین فرد تا آخرین نفر تشکر کرد و ابراز داشت: از اولین فردی که به من افتخار و انگیزه داد میتوانم به نام مرحوم ابوترابی اشاره کنم پس از او آقای طایفه نوروز آزاده دیگر همکار ما بود و از دیگر افراد سردار حاج احمد روزبهانی که کردها او را با یک گونی شکر عوض کردند، یکی از بزرگترین افتخارات، شهید شهسواری است که صلابت و مقاومت در چشمان او موج میزند. از این رو عکس وی را روی جلد فرهنگنامه اسارت و آزادگان درج کردیم.
دهنمکی بیان داشت: این مجموعه کتاب هدیه به محضر شماست با همه عیبها و نقصهایش. من نویسنده و مؤلف نیستم دکترای پژوهش ندارم و فقط کارگرم اما وقتی 5 جلد اول مجموعه را برای نمونه منتشر کردم و محضر رهبر انقلاب تقدیم شد ایشان فرمودند برای من سؤال است پول از کجا میآورید گفتم کلاهبرداری ایشان فرمودند چگونه کلاهبرداری؟!؛ این روزها میلیاردها هزینه برای فیلم دو ساعته میشود اما کتابی که صد هزار صفحه دارد با ایراد مواجه میشود اما از مجموعه فعالیتها نیمی از حقالتحریر بر عهده نهاد کتابخانهها بود و باقی آن از هزینه شخصی خودم تأمین شد.
وی با انتقاد از اینکه برخیها عنوان میکنند سوژه نداریم گفت: در دیدار اخیر رهبر انقلاب با وزرا ایشان به وزیر ارشاد تأکید کردند که من میگویم درباره جنگ فیلم بسازید اما آقایان میگویند سوژه نیست! در همین جلسه رهبری به کتابها اشاره میفرمایند که این آثار منابعی برای رجوع پژوهشگران خواهد شد.
دهنمکی در پایان گفت: این کتابها هنوز چاپ نشده پژوهشگران خارجی را بر آن داشته تا به آن دست یابند و ترجمه کنند عزت این کتاب متعلق به آزادههاست.
در این مراسم لوح تقدیری از سوی منصور واعظی به مسعود دهنمکی اعطا شد و در ادامه بهمن کارگر رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در جملاتی کوتاه عنوان کرد: دهنمکی در هر عرصهای که وارد شده روحیه انقلابی و دفاع مقدسیاش آشکار بوده است فرهنگنامه واقعاً از کارهای برجستهای است که باید مورد تقدیر قرار گیرد.
کارگر افزود: دفاع مقدس ظرفیتی است که ما هنوز جا دارد از آن استفاده کنیم و اگر دفاع مقدس نبود انقلاب ما دوام و قوامش پایدار نمیشد.
رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای مقدس در پایان اضافه کرد: از من پرسیده شد در حوزه دفاع مقدس چه مقدار کار صورت گرفته که من گفتم 5 درصد بیشتر در حفظ ارزشهای آن کار نشده است اگر دنبال فرهنگی شاخص هستیم در دفاع مقدس باید دنبال آن بگردیم. این روزها رهبر انقلاب به سبک زندگی و اقتصاد مقاومتی اشاره میکند که در دفاع مقدس وجود دارد.
وی اینگونه سخن خاتمه داد که در جبهه یک ربع اسیر شدم و آن در کربلای یک بود که بلافاصله آزاد شدم.
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، مجموعه تلویزیونی «معراجیها» شب گذشته با حضور علی دارابی معاون سیما، بهمن کارگر رئیس بنیاد حفظ اثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، مهدی فرجی مدیر شبکه یک سیما، فهیمه کوه خضری مدیر روابط عمومی معاونت سیما و نمایندگان رسانههای جمعی در ساختمانی متعلق به آب و هوا شناسی کلید خورد.
بنا بر این گزارش، این محل برای تصویربرداری به یک دانشگاه تبدیل شده و شب گذشته اولین پلانها در دفتر یک تشکل دانشجویی با حضور رضا رویگری و امیر نوری ضبط شد. محمدرضا شریفینیا نیز از جمله افراد دیگری بود که در این مراسم حضور داشت.
همچنین در حاشیه مراسم کلید خوردن سریال، دهنمکی درباره سریال معراجیها در جمع خبرنگاران گفت: معراجیها را برای سینما ساخته بودم ولی تلویزیون از ما خواست که آن را در قالب سریال بسازیم. ما هم تصمیم گرفتیم که ابتدا نسخه سینمایی آن را بسازیم و بعد از حضور در جشنواره، سریال آن را هم به تلویزیون تحویل دهیم.
وی ادامه داد: ساختن فیلم سینمایی معراجیها میتواند کمکی باشد برای رونق سینما و البته ما در این فیلم با زبان طنز مباحث را تلطیف میکنیم.
دهنمکی تصریح کرد: الان به نسخه سینمایی معراجیها فکر میکنم و درباره زمان پخش آن تلویزیون تصمیم میگیرد. ما در این اثر سعی میکنیم حرفهای ناگفته را بزنیم و این موضوع اگر به زبان مردم باشد، بهتر است.
وی در پاسخ به خبرنگار فارس مبنی بر اینکه شما معمولا داستانهای مشابه با حضور بازیگران مشابه میسازید، فکر نمیکنید این موضوع منجر به ریزش مخاطب در آینده خواهد شد؟ اظهارداشت: همه آثاری که من ساختهام موفق بودهاند و افکار عمومی در این میان تعیین کننده است. اخراجیها درباره رزمندگان بودف اخراجیها 2 درباره آزادگان بود و اخراجیها 3 به مسائل سیاسی میپرداخت. رسوایی هم که عرفانی و اخلاقی بود. تجربه نشان داده است که اگر مضمون متفاوت باشد، حتما با بازیگران تکراری هم میتوان اثر خوب ساخت.
وی درباره سرمایهگذاری بخش خصوصی در تولید این اثر نیز توضیح داد: من درچهار فیلم قبلی خود نیز با بخش خصوصی کار کردهام و اگر فیلمم انتفاعی هم داشته، برای اهالی سینما بوده است. مالکیت فیلم معراجیها در اختیار تلویزیون است و اگر اکران شود، این بار بودجه به خود دولت برمیگردد و در حقیقت به نفع بیتالمال است. در حقیقت ساخت فیلمهای جنگی با شرایط موجود کشور کار بخش خصوصی نیست مگر اینکه امکانات و عدوات را در اختیار بگذارند و مضمون خوب بخواهند. در حال حاضر ساخت فیلم با هزینه خصوصی کار سختی است.
وی با بیان اینکه من با زبنا مردم حرف میزنم، تصریح کرد: شکل اصلی سینمای ما مضمون و محتواست و بعد قصه و ساختار است. داستان معراجیها هم ملموس و غیر تکراری است. خانمهایی نظیر مهیمن، پاکدل، تهرانی، نادری، کاویانی و سلطانی نیز از جمله بانوانی هستند که معراجیها ایفای نقش میکنند.
دهنمکی همچنین از حضور متفاوت سیدجواد هاشمی و محمدرضا شریفینیا در این سریال خبر داد و گفت: این دو به همراه یک بازیگر دیگر از اخراجیها در این سریال نقش متفاوتی را خواهند داشت. در حقیقت سوژه این سریال قبلا اتفاق افتاده است و از این موارد در اطراف ما بسیار است ولی ما از آنها غافل هستیم. در سریال معراجیها یکی از مسائل پرحاشیه جنجالی مورد نظر قرار گرفته است.
کارگردان سریال اخراجیها همچنین درباره نامگذاری این سریال توضیح داد: شباهتهایی میان اخراجیها و معراجیها وجود دارد ولی دلیل اینکه ما این اسم را انتخاب کردیم به این دلیل بوده که شهدای تفحص را پس از کشف به محلی به نام معراج منتقل میکنند و بر همین اساس اسم سریال انتخاب شده است.
وی ادامه داد: ماباید اقتضاءات را بشناسیم. عبور از خط قرمز یک بحث است و نزدیک شدن به آن یک چیز دیگر. معراجیها نشان میدهد که آدمهای جامعه ما حتی با وجود اختلافات یکسری اشتراکات دارند. «معراجیها» محصول تلویزیون است و اسپانسر ندارد، درباره فضای سیاسی این سریال توضیح داد: یک بخش از این سریال به مسائل سیاسی کنایه میزند. در واقع «معراجیها» سعی میکند نشان بدهد که آدمهای امروز ما با وجود سلایق مختلف، یکسری مشترکات دارند که جنگ، شهدا، جانبازان و ... جزو این اشتراکات هستند. همچنین ما در «معراجیها» سعی میکنیم شبهاتی ایجاد کنیم و سپس به آنها پاسخ دهیم.
به گزارش فارس، همچنین سردار بهمن کارگر رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در حاشیه کلید خوردن مجموعه تلویزیونی «معراجیها» ضمن تبریک هفته دفاع مقدس، در جمع خبرنگاران گفت: کلید خوردن و ساخت سریال معراجیها یک اتفاق مبارک است، آقای ده نمکی معمولا به کارهای ارزشی میپردازند و تا به حال هم موفق بودهاند.
وی ادامه داد: این سریال هم موفق است چون هم به گذشته جنگ میپردازد و هم به نسل فعلی و جوان که به سفرهای راهیان نور میروند و تناسب خوبی دارد. قرار است روز 3 خرداد که روز پیروزی است، پخش آن آغاز شود. ما هم در خدمت هستیم که هر کاری از دستمان برآمد، انجام بدهیم.
وی اظهارداشت: رویکردی که ما الان در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس داریم، بیشتر فرهنگی هنری است و سازمان سینمایی و هنرهای نمایشی که در 16 مرداد افتتاح شده؛ یکی از وظایفش هدایت و حمایت از چنین آثاری است و همین جا جا دارد که از تلویزیون تشکر کنیم که به این مقولهها میپردازند. اگر ما میخواهیم که انقلابمان تداوم داشته باشد، تداوم در همان تفکر بسیجی است و این کارها هم در جهت حفظ ارزشهای دفاع مقدس است.
وی درباره سرمایهگذار سریال معراجیها هم عنوان کرد که سرمایهگذار خود سیماست و قرار است که ما هم کمک کنیم.
رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس همچنین در پاسخ به خبرنگار فارس مبنی بر اینکه شما در تولید این سریال مشارکت دارید، این مشارکت سبب ارائه دستور عمل به سازندگان نشده است تا مطابق میل شما سریال را بسازند؟ تصریح کرد:این سریال حتما به تائید بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس میرسد. چون قرار بر همین است که هر فیلم و سریالی که تولید میشود منطبق بر همین ضوابط باشد و خود صداوسیمای جمهوری اسلامی آن قدر توجیه هستند که ما بعضی از موارد را باید از این دوستان یاد بگیریم.
وی ادامه داد: هماهنگی کافی بین بنیاد و مخصوصا حوزه سیما برقرار است و دوستان کاملا توجیه هستند. اگر هم مواردی بوده و تذکر داده شده، قطعا رعایت شده است. خود آقای دهنمکی هم چون از این آثار ساختهاند، کاملا توجیه هستند نه اینجا، در ناجا هم که بودیم، هر کمکی که میخواستند در خدمتشان بودیم ولی یک مقدار هم تحمل را باید بالا برد.
وی گفت: اینکه ما بخواهیم با نسل جوان صحبت کنیم باید تعامل وجود داشته باشد. گفتمان خیلی مهم است و باید مخاطب شناسی را اصلاح کنیم.

دیروز چهارشنبه معراجی های مسعود ده نمکی کلید خورد.
به گزارش خبرگزاری فارس، گروه اول بازیگران سریال «معراجیها» به کارگردانی مسعود دهنمکی و تهیهکنندگی سیدمحمود رضوی که برای شبکه اول سیما تولید میشود، قطعی شدند.
اسامی بازیگران این سریال عبارتند از: سیدمهرداد ضیایی، رضا رویگری، نیما شاهرخ شاهی، مهران رجبی، کامران تفتی، اصغر نقیزاده، محسن افشانی، پندار اکبری، فریبا نادری و ...
اسامی گروه دوم از طریق روابط عمومی به زودی اعلام خواهد شد.
«معراجیها» در آستانه هفته دفاع مقدس کلید میخورد.
در خلاصه داستان این سریال آمده است: قرار است تعدادی از شهدای گمنام تفحص شده در یکی از دانشگاهها دفن شوند. اما گروهی از دانشجویان با تحریک استاد گنجی اقدام به آشوب و جنجال در دانشگاه میکنند که آغاز قصهای میشود که گروه دانشجویان مجبور به سفری ناخواسته میشوند.
لیست عوامل سریال «معراجیها» عبارتند از: کارگردان: مسعود دهنمکی، تهیه کننده: سیدمحمود رضوی،مدیر تولید: مرتضی متولی، مدیر تصویربرداری: فرشاد گلسفیدی،صدابردار: مرتضی اصلانزاده، طراح صحنه و لباس: حمید شهیری،طراح گریم: مسعود ولدبیگی، دستیار اول کارگردان: نورالدین گودرزی،مدیر برنامهریزی: فهیمه کمالی، منشی صحنه: زهرا تحقیقی، عکاس: بابک برزویه، مدیر روابط عمومی: الهه گودرزی،تصویربردار پشت صحنه: زهره محمدی، مدیر تدارکات: محمداسماعیل کلبی آبادی، مدیر تدارکات نظامی: عبدالرضا سعیدی،جلوههای ویژه میدانی:محمدجواد شریفی، دستیار دوم کارگردان: افشین آقایی، دستیار برنامهریز: کامیاب متولی،دستیار عکاس: پریدخت اصباح، گروه تدارکات: مرتضی اسکندری، محمدرضا طاهری.

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، تشییع پیکر زنده یاد سید ابراهیم بحرالعلومی هنرمند و فعال سینما از مقابل تالار وحدت در حالی به سوی آرامگاه ابدی خود تشییع شد که تعداد معدودی از هنرمندان در این مراسم شرکت داشتند و همین امر باعث اعتراض مسعود دهنمکی شد. ده نمکی در این مراسم گفت: امروز جای بسیاری از اهالی خانه سینما خالی است هرچند که جای گله نیست زیرا مرگ برای همه است . ابراهیم بحرالعلومی یکی از افراد زحمتکش عالم سینما و مطبوعات بود و بیشتر از ادعای خیلی از افراد در سینما کار کرد .
شایسته: خصوصیات منحصر به فردی داشت
در ادامه این مراسم مصطفی شایسته کارگردان و تهیهکننده سینما درباره آشنایی خود با مرحوم بحرالعلومی گفت: آشنایی من با مرحوم بحرالعلومی به حدود 20 سال پیش باز میگردد . در فیلم سینمایی «بی پولی » با ایشان همکاری بیشتری داشتیم . ایشان خصوصیات منحصر به فردی داشت که در عالم سینما کمتر کسی را با این ویژگیها دیدم.
میرعلایی: منیتها را کنار بگذاریم
در این مراسم از مدیران سینمایی کشور تنها سید احمد میرعلایی حضور داشت و گفت: اگر من و بسیاری دیگر، مرگ را باور می کردیم منیتها را کنار می گذاشتیم. با مرحوم بحرالعلومی از سال 75 از نزدیک آشنا شدم و همکاری داشتم
وی به خصوصیات مرحوم بحرالعلومی اشاره کرد و گفت: مرحوم بحرالعلومی گشاده رو بود و صمیمیت خاصی داشت. ایشان با مظلومیت رفت و تلاش هایی که کرد کمتر دیده شد.
کمالی: همراهی با ایشان ساعاتی آکنده از شادی بود
در ادامه مراسم محمد کمالی یکی از نویسندگان مطبوعات به ویژگیهای فردی بحرالعلومی اشاره کرد و گفت: مرگ امری طبیعی است برای من و شما، 20 سالی آشنایی با بحرالعلومی داشتم ساعاتی که با ایشان بودم و به اندوه و حزن نگذشت و آکنده از شادی بود و در نبود ایشان باید چه کنم .
بحرالعلومی:پدر اصلیترین مشوق من بود
در انتهای مراسم شاهرخ بحرالعلومی فرزند مرحوم با اشاره به ویژگیهای خاص پدرش گفت من به عنوان شاگرد ایشان اینجا حضور دارم، نه به عنوان فرزندش، زیرا اصلی ترین مشوق من برای یافتن آرزوهایم ایشان بود و من را به سمت و سوی مورد علاقهام راهنمایی کرد و به عنوان شاگرد همیشه به ایشان مدیونم.
وی در ادامه گفت: پدر ویژگی های منحصر به فردی داشت و شبیه خودش بود و شبیه هیچ کس نبود. نزدیک دو سال بود که ایشان را ندیدم و سه ساعت پیش وارد ایران شدم.
زنده یاد سید ابراهیم بحرالعلومی اولین حضورش جدیاش جلوی دوربین با فیلم سینمایی «ضیافت» ساخته مسعود کیمیایی آغاز شد و در بیش از 40 فیلم سینمایی و 15 سریال تلویزیونی و همچنین چندین فیلم ویدیویی به نقش آفرینی پرداخت. سریال کلاه پهلوی با بازی او در نقش حاج حسین زرگر هم اینک در حال پخش است . بازی در سریال «معمای شاه» و فیلم سینمایی «آتیش بازی» آخرین نقشآفرینیهای سید ابراهیم بحرالعلومی محسوب میشود
در این مراسم کامران ملکی ، محمود گبرلو، مصطفی شایسته ، غلامرضا آزادی، صدرالدین حسین خانی ، مرجان اشرفی ، علی روئین تن، سید احمد میرعلایی، مسعود ده نمکی و اهالی مطبوعات حاضر شدند و پیکر ایشان به سمت آرامگاه ابدی در قطعه هنرمندان تشییع شد.

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، فیلم سینمایی «رسوایی» جدیدترین ساخته مسعود ده نمکی که مورد اقبال مخاطبان قرار گرفته است هنوز نتوانسته درسالن های سینما قم به نمایش درآید. این درحالی است که مسئولین سینمایی کشور اعلام کردند که فیلم مشکلی برای نمایش در شهرستان ها ندارد.
شنیده ها حاکی از آن است که فیلم برای گروهی از روحانیون شهر قم به نمایش درآمده است و احتمالا نمایش فیلم در این شهرستان پس از سپری شدن ایام سوگواری شهادت حضرت زهرا (س) خواهد بود و در هفته جاری تعداد سالن های نمایش فیلم در شهرستان ها افزایش خواهد یافت.
بنا براین گزارش، فروش فیلم سینمایی «رسوایی» به مرز سه میلیارد تومان نزدیک شد. فروش فیلم در شهرستان ها به مرز 1 میلیارد و 300صد میلیون تومان و در تهران به مرز یک میلیارد و 600 تومان رسیده که احتمالا تا روز شنبه با ادامه اقبال گسترده مخاطبین فروش فیلم از مرز سه میلیارد خواهد گذشت. اقبال تماشاگران درحالی است که «رسوایی» برخلاف سه گانه «اخراجی ها» کمتر از تبلیغات تلویزیونی و میدانی بهره مند شده است.
در جدیدترین ساخته «مسعود ده نمکی» اکبر عبدی، الناز شاکردوست، محمدرضا شریفی نیا، کامران تفتی و... به ایفای نقش می پردازند.

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «رسوایی» به کارگردانی مسعود دهنمکی پس از اکران این فیلم در برج میلاد با حضور دهنمکی، محمدرضا شریفینیا و جمع کثیری از اصحاب رسانه برگزار شد.
بنا بر این گزارش، دهنمکی در بخشی از این مراسم در سخنانی گفت: شاید برای دوستان سوال پیش بیاید که چرا در تیتراژ پایانی از آقای حاتمیکیا تشکر ویژه کردهایم. باید بگویم ایشان از معدود آدمهایی است که به جای اینکه مچ ما را بگیرد، دست ما را گرفت.
ایشان پس از دیدن اخراجیها 1 آن را نقد کرد و به من پیشنهاد داد که اخراجیها 2 را نسازم.
وی ادامه داد: اما بعد از آن شنیدم که حاتمیکیا در گفتوگویی عنوان داشته که دهنمکی هواپیمای 4 موتوره است که در حال حاضر با یک موتور (موتور غریزه) کار میکند. پس از این گفتوگو نشستیم و به ایشان گفتیم که چراغ سه موتور دیگر ما را شما روشن کن.
دهنمکی تصریح کرد: پس از آن پای تعلیم و تعلم حاتمیکیا درباره فیلمنامهنویسی نشستیم و در فیلم «رسوایی» سعی کردم اصول فیلمنامهنویسی را رعایت کنم و به نظرم این کار تنها اثری است که بر اساس اصول دقیق فیلمنامهنویسی نوشته شده است.
به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی رسوایی با حضور شهیدی فرد مجری ، مسعود ده نمکی کارگردان، کامران تفتی بازیگر ، محمدرضا شریفینیا بازیگر، در سالن سعدی برج میلاد برگزار شد.
در ابتدای این نشست شهیدی فرد با تقدیر و تشکر از خبرنگاران برای پوشش این برنامه گفت: فیلمی که 5 سال طول کشیده تولید شود به گفتوگو نیاز دارد و اینجا جمع شدیم که از گفتگوها چیزی یاد بگیریم.
شهیدی فرد ادامه داد: اگر حاشیهها از خط ظرفیت بیشتر باشد کاری به پیش نمیبریم .
مسعود ده نمکی کارگردان فیلم رسوایی درخصوص ایده و زمان تولید فیلم گفت: فیلمنامه را قبل از اخراجی ها نوشته بودم و پنج سالی وقت مرا گرفت امسال وارد پروسه تولید شد و از جمله کارهای سخت من بود .
این کار در کمتر از یکماه جمع شد و این همکاری گروه بود که توانستم تجربهای نو در سینما رقم بزنم،ده نمکی درخصوص دیالوگهای مستقیم در این فیلم گفت: سلیقهها متفاوت است و باید سعی کنیم قشرهای مختلف متوجه شوند،قصد پیچیده گویی در این فیلم را نداشتم .
ده نمکی در خصوص نقش روحانی این فیلم که اکبر عبدی آن را ایفا میکند گفت: اولیای خدا در اطراف ما زیاد هستند باید چشمها را بشوییم تا انها ببینیم .از سوی دیگر نباید مسئولیتهای اجتماعی و سیاسی ،روحانیت را از جامعه جدا کند.من در این فیلم سعی کردم روحانی ایده آل را به تصویر بکشم .

محمدرضا شریفی نیا در ادامه این نشست گفت: از همان وقت که اخراجیها را کار کردیم در جریان این فیلم قرار گرفتم ابتدا قرار بود نقش حاج یوسف را که اکبر عبدی بازی کرد من بازی کنم و چون من فیلم کلاه پهلوی را داشتم و فیلمبرداری فیلم آقای ده نمکی عقب افتاد این امر میسر نشد.
من شخصیت آقا شریف را دوست نداشتم ، در خصوص ایفای نقش روحانی در این فیلم تستهای زیادی گرفته شد از جمله تست گریم و تست بازیگری که قرعه به نام اکبر عبدی افتاد .
شریفی نیا در خصوص نقش خود در این فیلم گفت: من این شخصیت را ساده لوح میدانم ، با این شخصیت گیر مضمونی دارم و خیلی نمیتوانم آن را توضیح دهم.
کامران تفتی نیز در خصوص پیوستن به این فیلم گفت: قرار بود در نقشی که مجتبی امنی بازی کرد من بازی کنم .من وقتی قصه این فیلم را خواندم خیلی عاشقانه دوست داشتم که در این نقش بازی کنم.به آقای ده نمکی گفتم که اجازه بدهید در نقش آقای شریفینیا حاضر شوم اما ایشان گفتند که سن تو کم است. .
وی افزود: خوشحالم که در سینما رسانه ، فیلم را در کنار منتقدان دیدیم .
همچنین مجتبی امینی مدیرتولید و بازیگر فیلم رسوایی در مورد مراحل تولید این فیلم گفت: پروژه رسوایی 2 سال طول کشید و پیش تولید خیلی طولانی داشت چون آقای ده نمکی در مورد پیش تولید وسواس خاصی داشتند .
ده نمکی در رابطه با فیلم نامه گفت: بعضی از افراد میپرسند که چرا بعد از والسلام آخر فیلم نوشتم با تشکر از ابراهیم حاتمی کیا ، علتش این بود که حاتمی کیا جزء معدود آدمهایی بود که دست ما را گرفت و بعد از تماشای فیلم آن را به صورت علمی نقد کرد.
وی ادامه داد: به نظر من اگر فیلمی توانست مخاطب را پای فیلم بنشاند معلوم است که طرح این فیلم درست از آب در آمده است .
ده نمکی گفت: در سالن سینماها مردم روی زمین مینشینند و این فیلم را میبینند .پس من معتقدم که کار من خوب بوده و موفق از آب در آمده. البته این فیلم ادای دینی هم به مرحوم میرزا اسماعیل دولابی است که شاید دیگر فرصتی پیش نیاید به او ادای دین کنم.
ده نمکی ادامه داد: رسوایی تمام حرفهایی که بر روی منبر زده میشود را به تصویر کشیده است .حالا بعضی ها معتقدند که این عبور از خط قرمز است .
شریفی نیا در ادامه گفت: من معتقدم در جشنوارههای دولتی به شخص بازیگر جایزه نمیدهند بلکه به نقش جایزه میدهند ، این 31 سال این را نشان داده است که اگر به شخص بازیگر جایزه بدهند انگار به معاویه ، ولید و ... جایزه دادهاند .
مسعود دهنمکی در این نشست گفت: بعضی ها میگویند فیلم تراژدی است یا کمدی ؟ چرا شخصیت داستان به این زودی حل میشود؟ در یک صحنه میتوانست با شفای حامد فیلم تمام شود ولی رفتن آبروی حاج یوسف پروندهای جدید را باز میکند . در واقع داستان فیلم من اصلاً در باره عشق و عاشقی نیست و من معتقدم قصههای ما در سینما قابل پیشبینی شده است.رسوایی آینه جامعه است .
دهنمکی در خصوص گریم اکبر عبدی در این فیلم گفت: آقای عبداله اسکندری گریم خوبی برای اکبر عبدی زده بودند که وقتی خود اکبر عبدی عکس بعد از گریمش را دید تعجب کرد.
وی افزود: بازیگر در سینما به مسابه بلندگو است ، در یک هیئت عزاداری نمیتوان گفت که این میکروفن متعلق به مجلس عروسی بوده است.علت اصلی انتخاب اکبر عبدی محبوبیتی است که او در جامعه دارد .و البته عبدی نیز خیلی خوب این نقش را ایفا کرد. به ظوریکهخود طیف روحانیت اکبر عبدی را در این نقش قبول کردهاند .
کامران تفتی در ادامه این نشست گفت: خاصیت نقش من این است که واقعی است،خوشحالم که در این فیلم حضور داشتم .
در پایان این نشست دهنمکی گفت: سیاست جزء سینما است و کسانی که فیلم سیاسی میسازند را نباید تخطئه کنیم .من معتقدم کارگردانی که به فیلم اعتقاد ندارد و فیلم میسازد منافق است.

اگر چه هنوز سیویکمین جشنواره فیلم فجر به پایان نرسیده است و گمانهزنیها برای انتخاب بهترینهای این جشنواره هنوز شروع نشده است اما به گمانم ایفای نقش روحانی توسط اکبر عبدی در فیلم «رسوائی» دهنمکی دستکم در مورد انتخاب بهترین بازیگر مرد جشنواره سیویکم فیلم فجر، کار منتقدان و داوران را ساده کرده است.
اکبر عبدی بازیگر نقش «حاج یوسف» در این فیلم به قاعدهای خوش درخشیده که همه را تحت تأثیر قرار داد. بعد از بخش این فیلم در سینمای رسانه، اگر چه بعضیها به فیلم انتقاد داشتند اما از جمله نکاتی که مورد توافق اغلب مخاطبان بود درخشش اکبر عبدی در این فیلم بود.تماشاگران این فیلم از روحانی که رسوایی به مذاقش خوش نیامده بود اما میگفت :عبدی در این فیلم انگار 50 سال روحانی بوده تا جوانی که در پایان فیلم زار میزد و گریه میکرد همه بر بازی بی عیب و نقص عبدی در این فیلم صحه میگذاشتند.
با وجودی که «آشناییزدایی »دهنمکی در استفاده از یک کمدین کاملاً موفق،در نقش جدی ریسک بسیار بزرگی بوده است اما این ریسک با درایت دهنمکی و تبحر عبدی، در رسوایی جواب داده و نقش اکبر عبدی در این فیلم را به یکی از ماندگارترین نقشهای سالیان اخیر بدل کرده است.
شاید تا پیش از اکران فیلم خیلیها گمان میکردند جسارت دهنمکی در استفاده از عبدی، در این نقش جواب نمیدهد و نقش او هر چقدر هم که جدی باشد باز هم مخاطب به واسطه اینکه از اکبر عبدی انتظار شوخی و خنده و انبساط خاطر دارد از جدی بودن ماجرا فاصله میگیرد. مگر اینکه آنها موفق به انجام یک آشنائیزدایی، درست و اصولی شوند.
در رسوائی این اتفاق میافتد و آشنایی زدایی به بهترین صورت اجرا میشود. و این آشنائیزدایی یعنی ذهنیت آشنا و متعارف از چیزی در یاد مخاطب زدوده شده و همان چیز با شکل و شمایل تازه و ذهنیتی نامتعارف در یاد او گنجانده شود.
و دست آخر اینکه شاید به خاطر همین جسارت و چیرهدستی در چنین «آشناییزدائی» موفقی اگر از همین حالا اکبر عبدی را به عنوان بهترین بازیگر مرد سیویکمین جشنواره فیلم فجر بدانیم سخنی به گزاف نگفتهایم. چرا که این اتفاق به سادگی روی نمیدهد و شاید روی دادن آن به این شدت و حدت به این زودیها مجدداً تکرار نشود.
یعنی اگر چه از این دست آشناییزدائیها پیش از این نیز در سینمای ایران وجود داشته است اما در اغلب آنها شدت آشناییزدائی بسیار کمتر از مورد اخیر بوده است. برای مثال «رامبد جوان» کمدین اگر چه پلیس منفی «گناهکاران» میشود، اما ایفای نقش و اجراهای جدی در برنامهها و مسابقات تلویزیونی، این وجه او را پیش از این برای مخاطب تا حدی ملموس کرده است. اگر چه پرویز پرستویی جدی، در «لیلی با من است» بازیگری طنازی میشود اما حلاوت و شیرینی بازیهای او پیش از «لیلی ...» پذیرش نقش طنز او را سادهتر میکرد و از این دست مثالها ...
اما اینکه اکبر عبدی که حتی در مصاحبههایش وجه شوخی و طنازی او غالب بوده است، یکباره در نقش جدی و به خوبی ایفای نقش میکند را میشود از آن اتفاقات نادر سینمای ایران دانست.
کیوان امجدیان

شب گذشته برنامه «هفت» ویژه سی و یکمین جشنواره بین المللی فیم فجر از شبکه سوم سیما به روی آنتن رفت.
سئوال نظر سنجی پیامکی برنامه در خصوص رکورد شکن ترین کارگردان گیشه مطرح شد که طی آمار اعلامی این نظر سنجی مسعود ده نمکی با 51.7 درصد به عنوان رکورد شکن ترین کارگردان گیشه و اصغر فرهادی نیز با 34.7 درصد در رده دوم این جدول شناخته شد.
بنابر این گزارش، کارگردانان دیگری این نظر سنجی سعید سهیلی و ایرج طهماسب بودند که مسعود ده نمکی از سوی مخاطبین در صدر جدول رکورد شکن ترین کارگردان گیشه قرار گرفت.
اگر تا پیش از موفقیت اقتصادی حیرت آور سه گانه اخراجی ها حرف زدن درباره فیلمسازی مسعود ده نمکی، نوعی قضاوت یک سویه به حساب می آمد، اما پس از توفانی که اخراجیها درفضای سینمای ایران برپا کرد و براین فرضیه خط بطلان کشید که استقبال ازاین سه گانه سینمایی، اتفاقی و براساس مهندسی گیشه صورت گرفت، حالا دیگر با تماشای رسوایی آخرین ساخته این فیلمساز می توان، نشانه هایی از پیشرفت و تسلط بر تکنیک و ابزار سینما را توسط ده نمکی شاهد بود.
رسوایی هم مانند سه فیلم قبلی او نظرات موافق و مخالف زیادی را به همراه خواهد داشت؛ مطمئن باشید عده ای این فیلم را بالا خواهند برد و برخی نیزآن را به مسلخ نقدهای بعضا غیرمنصفانه روانه خواند کرد؛ اما آن چه که نمی توان درباره این فیلمساز نادیده گرفت، بداعت و نوآوری های او درمواجهه با سوژه ها و مضمونهایی است که شاید خیلی ازکارگردانان ما از کنارشان به سادگی می گذرند...!
رسوایی یک روایت اخلاقمدارانه از یک معضل اجتماعی است که متاسفانه در سال های اخیر روند افسار گسیخته ای هم یافته است.
این فیلم نه قصد دارد مانند دیگر آثار این گونه، به مخاطب خود درس اخلاق بدهد و نه قرارش برتایید یا رد یک سویه کاراکترهاست؛ ده نمکی با این فیلم بازهم به ما نشان داده که می تواند مخاطبان را به دنبال خود بکشاند، نه آن که دنباله روی مخاطب باشد و ببیند که او چه می خواهد و سلیقه اش چیست.
مسلما این فیلم هم مانند ساخته های قبلی ده نمکی، هنگام اکران عمومی اش تاثیری اساسی بر اقتصاد سینما خواهد گذاشت؛ قبول ندارید...؟ تا نوروز 92 صبر کنید...!
به گزارش خبرنگار فرهنگی فارس مسعود دهنمکی شبگذشته در سخنانی در جشنواره عمار با بیان اینکه این جشنواره یک جریان است و باید جریان بماند، گفت: آفات شکلگیری چنین حرکاتی تبدیل شدن از جریانسازی به محفل است.
وی افزود: اینکه عمار خارج از چرخه اصلی مسیری را طی کند و دیگران راه خود را بروند واتیکانیزه کردن جریان انقلابی است چرا که اتفاقاً آنها هم همین را میخواهند که حزباللهیها جشنواره اختصاصی خود را داشته و به آنها کاری نداشته باشند.
وی با بیان نقل قولی از مقام معظم رهبری که میفرماید حوزه فرهنگ و هنر خاکریز فتح نشده انقلاب است، تأکید کرد: آثار شما باید وارد مسیر اصلی شود اما به شرطها و شروطها. به شرط اینکه صنعت، هنر و رسانه باشد که اگر صنعت نباشد سفارشی است و به مرور از صحنه خارج میشود.
* ورود دغدغهمندان به عرصه فرهنگ از اول با بنبست مواجه بود
وی خطاب به فیلمسازان عمار افزود: منتظر فرش قرمز نباشید، منتظر صاحبان رسانه و باز شدن میدان توسط آنها نباشید و بدانید شکلگیری جدی فرهنگی انقلاب با ورود دغدغهمندان از اول با بنبست مواجه بوده است چون شما وارد حیات خلوت انحصارطلبانه آنان شدهاید چرا که تولید، توزیع، نقد و مدیریت در دست کسانی است که در خوشبیانهترین حالت آن دغدغه حزبالله را ندارند.
دهنمکی تأثیر تغییرات در مدیریت چه در وزارت ارشاد و چه در صداوسیما در آثار نمایشی را غیرممکن خواند و با تأکید بر نقش تربیت نیروی انسانی حزب اللهی گفت: نیروی انسانی در تولید هنری مثل کارگر نیست که همه را بیرون بریزیم و دیگری را بیاوریم. نیروی انسانی آنان باید صاحب دغدغه باشد.
وی افزود: برای همین عمده کارهای سفارشی با بهترین سرمایهها درنیامده است و سیستم در خدمت مدیر انقلابی قرار نگرفته است و آنها نیش خود را در اثری که با پول بیتالمال ساخته میشود، میزنند حتی اگر سرگرمکنندهترین و خنثیترین سریال باشد مثلاً میبینید سریال «بقال باشید» میسازند اما در آن رنگ سیاسی و لباسی سیاسی دیده میشود.
* عده ای با پول نظام کار یاد گرفته و حال جفتک میاندازد و بعد از همه جفتکاندازیها باز به آنها پول میدهند
دهنمکی با بیان اینکه جریان مقابل نیز در تکنیک بهتر نیست با بررسی چهرههای همراهی نکردن رسانهای آنان با جریان حزباللهی هنر تصریح کرد: اگر عقلی در مدیریت باشد در به کاری از جریان حزباللهی غفلت نمیکند چرا که لیستش کمتر است.
وی افزود: این در حالی است که برخی با پول نظام کار یاد گرفته و اینک جفتک میاندازد و بعد از همه جفتکاندازیها باز به آنها پول میدهند تا کار تولید کنند چون نیرو ندارند اما امروز استعدادهای موجود در جشنواره عمار عذر شرعی آنها را پایان داده است.
کارگردان مجموعه «اخراجیها» خطاب به فیلمسازان عمار گفت: البته منتظر فرش قرمز نباشید چرا که باید سختی کشید و به قول شهید آوینی جایی که کار است امکانات نیست و جایی که امکانات هست کار نیست.
وی افزود: شما مأموریت دارید که زمین را خالی نکنید اما ورود به این عرصه یک بحث است و ماندن در آن یک بحث دیگر.
* اگر هزینه یک سریال «الف ویژه» صرف تولید اندیشه میشد همه چیز درست میشد
دهنمکی با اشاره به ایجاد دانشگاههای از قبیل دانشگاه سوره و... برای تربیت نیرو گفت: البته همان متون قبلی را جلوی محصلان گذاشتند و کمکم افکار انقلابی آب رفت چون احساس کردند تا از افکارشان عدول نکنند آثارشان را نمیبینند چون دغدغهشان دیده شدن بود و بسیاری در ظاهر خود را چیز دیگری نشان دادند.
وی افزود: آنها مثل ما اول میخواستند سینما را اسلامی کنند اما خود سینمایی شدند و نهایتاً به مفاهیم بیخطر دینی میپردازند که مثلاً فلان فرد شفا گرفته اما اسلام انقلابی در این آثار نیست.
عضو هیئت امنای دانشگاه هنر تصریح کرد: این در صورتی است که اگر هزینه یک سریال «الف ویژه» را صرف تولید اندیشه میشد که به جای تکنیسین آدمهای با دغدغه از این دانشگاهها بیرون میآمد همه چیز درست میشد.
* نتوانستیم کتابی از نوشتههای آوینی یا مددپور را در دانشگاه هنر وارد کنیم
وی ادامه داد: البته ارادهای وجود ندارد که انقلاب فرهنگی واقعی رخ دهد و ما در هیئت امنای دانشگاه هنر هرچه تلاش کردیم که مسئولان امر حتی یک کتاب درسی از مددپور یا آوینی وارد دانشگاه کنند نشد چرا که هنوز عدهای اسلامی شدن دانشگاه را در تفکیک جنسیتی میدانند و بدانید اگر امروز شروع کنید 10 سال دیگر جواب میدهد.
دهنمکی در بخش دیگری از سخنانش با بیان خاطراتی از ابتدای دهه 70 گفت: بعد از جنگ رسانههای کیهان و رسالت و جمهوری اسلامی هیچ دغدغه فرهنگی نداشتند و یک تظاهرات 30 هزار نفری ما را پوشش نمیدادند لذا تصمیم گرفتیم که باید رسانه خود را ایجاد کنیم و باید چریکی میجنگیدیم.
وی افزود: همان زمان سعی کردیم رسانه به دست آوریم اما همان موقع برخی داشتن نشریه را سوسول بازی میدانستند.
دهنمکی با بیان اینکه باید آثاری بسازیم که محتوا و فرم داشته باشد اما منتظر تشویق نباشیم، تصریح کرد: امروز عمار خود از جریان خودی تشویق میکند.
عضو هیئت امنای دانشگاه هنر با بیان اینکه آثار عمار امروز فراتر از تکنیک مستندهای آن طرف است با اشاره به ساخت مستند فقر و فحشا افزود: مستند «کدام استقلال کدام پیروزی» سه میلیون دانلود شد و خیلیها درباره آن نقد نوشتند اما در خانه سینما فرم ثبتنام ما را قبول نمیکردند در حالی که خود آنها سه هزار مقاله درباره «فقر و فحشا» نوشته بودند.
* جشنواره عمار خاکریز فتح نشده هنر را فتح خواهد کرد
دهنمکی ادامه داد: آنها اجازه عضویت نمیدادند مبادا که ویروسی وارد شود؛ اما بله عمار وارد شد و غده سرطانی برای آنها شد و مجبور شدهاند آثار عمار را ببینند و خاکریز فتح نشده هنر به زودی فتح خواهد شد.
وی با بیان اینکه مسئولان جشنواره عمار نیروها را رها نکنند و آدمها را متصل بکنند، تأکید کرد: هر کس قرار نیست همه کارها را انجام دهد اضلاع جبهه فرهنگی را به هم وصل کنید یک نفر نمیتواند هم پژوهش، نوشتن و فیلمبرداری را انجام دهد. گروه داشته باشید و تقسیم کار کنید
وی با بیان اینکه خلأ داریم و ایده وجود دارد اما به سناریو نمیرسد، افزود:فشار به جریان اداری برای استفاده از شما را دنبال کنید اما بدانید تازه آنجا خطر شروع میشود.
دهنمکی با اشاره به دوران دفاع مقدس افزود: آن زمان یک سال بدنسازی میکردیم که 10 روزی عملیات کنیم و در آغاز عملیات 10 کیلومتر راه میرفتیم تا به پای کار برسیم که وقتی به پای کار میرسیدیم تازه میدان مین وجود داشت و امروز شما وارد میدان مین شدهاید.
اخراجیهای 4 کلید میخورد؟
نشانی از ده نمکی در سیاست نیست
شنبه, 25 آذر 1391 ساعت 07:42
آرمان:مطهره شفیعی - شماره تلفن همراهش از سالهای قبل شاید تنها یکبار تغییر کرده باشد اما چه فایده هر بار که تماس میگیرم تا زمانی را برای انجام یک گفتوگو تنظیم کند، یک جمله میگوید:
«من خارج از کشور هستم. انشالله برگشتم صحبت میکنیم» و سپس صدای بوقهای ممتد تلفن تنها پاسخی است از او که ـ نمیدانی باید سیاستمدار بخوانیاش یا کارگردان ـ نصیبت میشود. این روزها خبری از مسعود دهنمکی نیست، دوستانش میگویند که او را نه دیگر در مراسمهای مسجد ارک یا مهدیه تهران میبینند و نه در رسانههای هنری و سیاسی.
معجون انتقادات سیاسی و هنری
«توی کربلا داش مشدیها رفتند کمک امام حسین و شهید شدند، مقدسها استخاره کردند و استخارهشان بد اومد.» این را به نقل از آیتالله مجتهدی در تاریخ
5 آذرماه در وبلاگش گذاشته و دیگر هیچ.
در 22 آبان اما او نتوانسته روحیه هنری که نسبتی با خشونت ندارد را حفظ کند و در نوشتاری طولانی به مهرزاد دانش انتقادات تندی کرده است. ماجرا این بود که مهرزاد دانش انتقاداتی را به فیلم اخراجیها ساخته دهنمکی وارد و آن را با تماشاگران آمریکایی فیلم «انتقامجویان» مقایسه کرده است. خوی سیاسی دهنمکی بر خوی هنری او میچربد و هنوز هم نمیتواند از اعتراض به شکل و شمایل
دهه 70 دست بکشد چنانکه در پاسخ به یادداشت دانش که کاملا هنری بود، اینگونه پاسخ میدهد: «البته اينگونه نقدنويسی و فحاشي و قضاوت درباره مردم توسط امثال آقای دانش ریشه در رفتار سیاسی بزرگترهای حزبي آنها دارد آنجا که هر وقت مردم به نفع آنها رأی دهند واگر
20 میلیون نفر باشند حماسه است و اگر خلاف نظر آنها رأی دهند مردم سادهلوح که با ساندیس و سیبزمینی پای صندوق آورده شدهاند.»
از انتقاد به انصار تا ساکنان اردوگاه خودی
اگر چه او در دهه 70 از اعضای شناخته شده انصار حزب الله بود و هنوز عقاید و اندیشههای اصولگرایانه دارد اما به نظر میرسد تا حدودی از تندی آنها کاسته شده که ظاهرا تاثیر عرصه هنر بر اوست. مثلا وقتی از او پرسیدند: «زماني كه شما در مطبوعات بوديد به نوعي با روشنفكران درگير بوديد، با آنها چالش داشتيد و از زماني كه وارد عرصه سينما شديد با يك طيف هنري و تيپهاي سينمايي در تعامل هستيد، اين دو طيف چقدر به هم شبيه است و چه تفاوتهايي دارد؟» پاسخ میدهد: «كار نشريه، نقد ديگران است، اما وقتي وارد حوزه رسانه تصويري ميشويد هرچند نقد ميكنيد بيشتر از آن خود شما در معرض نقد قرار ميگيريد. من در نشريه همان زمان هم به مونولوگ اعتقادي نداشتم. گفتوگوهاي چالشي و طيفهايي كه ما مخالف صددرصد آنها بوديم ميآمدند و در نشريه ما مقاله مينوشتند، مصاحبه ميكردند؛ تازه آن موقع هنوز باب مناظرهها باز نشده بود البته در نشريه اصلاحطلبها بود، اما در نشريات اين طرفي نبود و آنها حاضر نبودند امكاناتشان را در اختيار بگذارند براي گفتوگو. فكر ميكنم بحثهاي مناظرهاي از سال 76 باب شد. آن موقع طيفي كه اصولگرا ناميده ميشد به ما و نشريه ما و اين كه با مخالفان و روشنفكران گفتوگو ميكنيم، بهشدت حمله ميكردند.» او در این پاسخ به اصولگرایان انتقاد میکند یعنی فعلی را مرتکب میشود که شاید قرمزترین خط قرمز برای او در سالهای گذشته بود اما اکنون درباره رقیب اصلاحطلب به آرامی سخن میگوید و واژه حمله را در مورد اصولگرایانی به کار میبرد که زمانی دفاع از آنها را وظیفه خود میدانست. انتقادات او تنها مختص به یک یا دو مورد هم نمیشود چنانکه چندی پیش گفته بود: «رسانههاي برخي از اصولگرايان فكر ميكنند با همين سايتها خيلي ميتوانند در افكار عمومي تأثيرگذار باشند، در حالي كه اينطور نيست. سايتهاي آنها مخاطبان خاص و محدودي دارد و خودشان سايتهاي همديگر را ميخوانند و بحث وتحليل ميكنند.» در حوزه هنری هم این تفاوت دیدگاهها به وضوح به چشم میآید. در خاطر همگان هست که دهنمکی و دوستانش در نشریات خود چگونه به بدحجابی در فیلمهای سینمایی ایراد میگرفتند مثلا در 8 اسفند 77 هفته نامه «جبهه» که دهنمکی از اعضای اصلی آن بود، در گزارشی با تیتر <آقای وزیر! به جشنواره ابتذال بروید> از وزیر وقت ارشاد خواست تا مانع نمایش برخی تئاترها و فیلمهای سینمایی شود اما امروز دیگر دهنمکی مخالفتی با حضور برخی از همان بازیگران در فیلمهایش ندارد. در سال 85 که برای مصاحبه با او به دفتر سینماییاش رفته بودیم، آنجا را اینچنین وصف کردیم: «مسعود دهنمکی هنوز به جز موبایل تن به تکنولوژی جدید نداده و کلمن آب سرد را به آبسردکنهای جدید ترجیح میدهد. بعد از 10 دقیقه از ورودمان به ساختمان، دهنمکی ما را به اتاقش دعوت کرد. دیگر باورمان شد اشتباه آمدهایم. اما دهنمکی گفت آنچه دیدید به حساب من نگذارید چون اینجا بازیگران در حال رفت و آمد هستند. به هر حال این انتقاد و سویه متفاوت دهنمکی نسبت به دهه 70 به سمتی میرود که باید او را اخراجی 4 نامید چرا که پیشبینی میشود زمانی که اصولگرایان از مباحث انتخاباتی فارغ شوند، به سراغ یاران پیشین خود که امروز به انتقاد از اردوگاه خودی میپردازند، بروند و آنها را به سرنوشت دیگر اصولگرایانی دچار کنند که امروز تنها کنج خانه، مأمن آنهاست.
خداحافظ سیاست
مزه هنر و فیلمسازی بیش از سیاست به مذاق مسعود خان دهنمکی خوش آمده است چنانکه منابع موثق خبر میدهند او قصد بازگشت به عرصه سیاست را ندارد و میخواهد کار سینمایی خودش را دنبال کند. در سال 89 بود که انصار حزبالله در بیانیهای اعلام کرد: «آقای دهنمکی در دوران دولت اصلاحات نقش فعالی داشت که به اطلاع میرسد ایشان از سال 75 از انصار حزبالله خارج شده و دیگر هیچگونه عضویت یا فعالیتی در انصار نداشته که بخواهند تجمعات انصار را سازماندهی کنند.» او که به گفته انصار حزبالله وظیفه سازماندهی تجمعات این گروه را که عمدتا علیه دولت اصلاحات بود را بر عهده داشت، در گفتوگویی با چرخش
180 درجهای در پاسخ به این سوال که «فكر ميكنيد اگر اصلاح طلبها يك دهنمكي داشتند وضعشان از نظر ارتباط با كف جامعه بهتر بود؟» پاسخ میدهد:
«آنها دارند و قدرنيروهاي خودشان را ميدانند.» این جمله دهنمکی شاید نمایانگر گلایههای او از اصولگرایان باشد و شاید هم دلیل خداحافظیاش با سیاست. اگر این فرض صحیح باشد باید نام دهنمکی را اخراجی 4 میگذاشتند که با نگاه نامهربان برخی یاران سابق خود دل از سیاست برید و در سینما منزل گزید. خداحافظ سیاستمدار کارگردان.

در پی انتشار برخیها مبنی بر حضور «مسعود دهنمکی» در کاروان اعزامی هنرمندان به حج در برخی رسانهها، خبرنگار فارس کسب اطلاع کرد کارگردان سهگانه «اخراجیها» به صورت شخصی و از طریق یکی از کاروانها عازم حریم امن الهی شده و اعزام وی در قالب کاروان هنرمندان صحت ندارد.
بر اساس این گزارش، دهنمکی که در حال حاضر مشغول مراحل پستولید فیلم جدیدش با عنوان «رسوایی» است و ساخت این فیلم در مرحله موسیقی به سر میبرد، پس از بازگشت از مکه و مدینه سریال «معراجیها» را میسازد.
با بازگشت دهنمکی به ایران این سریال وارد مرحله پیشتولید میشود.
به گزارش فارس، دهنمکی ساخت سهگانه پرفروش «اخراجیها»، سریال «دارا و ندار» و مستندهای «فقر و فحشا» و «کدام استقلال، کدام پیروزی» را در کارنامه هنری خود دارد.
فیلم سینمایی «رسوایی» جدیدترین ساخته او به حساب میآید که هنوز آماده نمایش نشده است و به احتمال زیاد اولین نمایش آن در جشنواره فیلم فجر خواهد بود.
در این فیلم که به خلاف اخراجیها موضوعی جدی و عرفانی دارد، الناز شاکردوست، اکبر عبدی، محمدرضا شریفینیا و امیر نوری ایفای نقش میکنند.
آقاي دهنمكي! بگذاريد اينجور شروع كنيم. آيا ميشود گفت مسعود دهنمكي از قبل ساختن ژانر فقير و غني يا طنز دفاع مقدس در سينماي ايران پولدار شده؟
ببينيد اگر منظورتان اخراجيهاست، كساني كه از كارهاي من اطلاع دارند و البته هم رسانهاي شده ميدانند در اخراجيهاي يك من اصلا جزو سرمايهگذارها نبودم، در اخراجيهاي دو هم فقط 20درصد از سهم براي من بوده است. يك بخش از كارهاي من چه در دوران نشريه «شلمچه» و «جبهه» هميشه خودگردان بوده و علاوه بر اين كه هزينههاي خودش را درميآورده از هزينههاي جانبي آن كارهاي فرهنگي گستردهاي هم انجام ميشده، چاپ سردفترها و محصولات فرهنگي و پوسترها و... درباره اخراجيهاي دو هم بايد بگويم آن قسمت از سرمايهاش كه متعلق به من بوده همه خرج كارهاي فرهنگي ديگري شد.
دقيقا خرج چه شده است؟
مثلا نگارش يك دائرهالمعارف مرجع كه چند سال است 40 نفر روي آن كار ميكنند و در ارتباط با آزادگان و فرهنگ اسارت است كه 40 جلد آن امسال چاپ ميشود و 40 جلد بقيه پنج سال ديگر.
يعني شما از عايدي اخراجيها، يك تيم درست كردهايد كه اين فرهنگنامه را منتشر كند؟
بله، اين كار همه در يك NGO انجام ميشود كه به هيچوجه دولتي هم نيست.
پس ميخواهيد بگوييد وضع شما در اين سالها بهخاطر ساختن فيلمهاي پرفروش و سريالهاي تلويزيوني بهتر نشده است؟
بهتر شدن يا نشدن را نميشود گفت. من از اول هم به سرمايه خودم متكي بودم، چه نشريه، چه فيلمهايي كه ميسازم. الان در فيلمهايي كه تهيهكنندهاش هستم يك ريال هم از بودجه دولتي استفاده نكردهام.
با اين تفاسير بالاخره ميشود اينطور قضاوت كرد كه آقاي دهنمكي وضع مالي بهتري نسبت به ده سال قبل پيدا كرده؟
بله، البته بخش عمدهاي از اين درآمد، هزينهكارهاي فرهنگي ميشود و شخصي نيست. ميشود گفت داراييهاي من تغييري نكرده است. همان وضعي را كه قبل داشتم الان هم دارم. من هنوز خانه ندارم. نه اين كه توان خريد نداشته باشم بلكه اولويت براي من كارهايم است. من هر چقدر هم در بياورم باز هم فيلم ميسازم.
هر نويسنده يا كارگرداني، قلقلكهاي ذهني دارد. ممكن است مسعود دهنمكي در خلوت خودش و درون اين قلقلكها به يك ژانر جديد و غيرمنتظره و نامربوط به دفاع مقدس يا فقير و غني فكر كند؟ چيزي كه هيچكس فكرش را نميكند كه دهنمكي بسازد.
من معتقدم روي سه موضوع بايد كارهاي اساسي انجام شود. يكي تاريخ انقلاب است كه من الان روي يك سهگانه سينمايي مرتبط با آن كار ميكنم و محققان آن يك كارگروه از استادان حوزه و دانشگاه هستند.
چه مقطع زماني تاريخ انقلاب را ميخواهيد كار كنيد؟
از سال 1320 تا 1358 يعني از دوره پهلوي دوم تا يك سال بعد از انقلاب.
يعني تاريخ انقلاب با يك نگاه ده نمكي وار؟
(خنده) بله! ميشود گفت!اين يك كار متفاوت خواهد بود؛ كاري كه زواياي پنهان و تاريكي از تاريخ انقلاب را روايت ميكندو البته يك نگاه عامه پسند خواهد داشت.
چه اصراري به گنجاندن به قول خودتان نگاه عامه پسند در تاريخ انقلاب داريد؟
مثالي بزنم. هميشه در ارتباط با جنگ، هروقت ميخواستند مستند يا فيلمي تهيه كنند، مشاهده ميشد يك ميكروفن را جلوي سرداران ميگذاشتند و آنها هم با تشريح اصطلاحات نظامي و تخصصي مثلا ميگفتند ما از فلان محور حركت كرديم و به فلان محور رسيديم. اما وقتي رفتيم داخل سنگر و از نيروي پياده قصه را روايت كرديم مورد استقبال قرار گرفت و مخاطب توانست با آن همذاتپنداري كند، مثل اخراجيها. من درباره انقلاب دنبال ادامه اين نگاه هستم.
عنوان اين سه گانه چه خواهد بود؟
به شرط اين كه تيترش نكنيد، ميگويم. اسم اين سهگانه اعداميهاست.
يعني بعد از اخراجيها، معراجيها و اعداميها!
بله. اين را هم بگويم اين روايت را يك سه گانه سينمايي و يك سريال 30 قسمتي در بر ميگيرد.
آقاي دهنمكي! كارگروه تحقيق چه كساني هستند؟ از چه نوع تيپ آدمهايي براي نگارش متن استفاده ميكنيد؟
بعد اعلام ميكنم، اما كساني هستند كه در زمينه تاريخ انقلاب كار كردهاند.
خب اسم ببريد. چه كساني مثلا؟
آقاي محمدرضا كاييني، حجتالاسلام قهرماني كه استاد دانشگاه هستند و خيليها هم كه به مرور اضافه خواهند شد.
يعني اين اعداميها چيزي شبيه اخراجيها خواهد شد؟
اخراجيها، چاشني طنز داشت و به نظر من در كار سينماي جنگ بكارت و تازگي خاص خودش را داشت. اعداميها روايت ديگري از تاريخ است و حتما با چالش مواجه خواهد شد و سر و صداها به پا خواهد كرد. به هر حال بعضي افراد اين نوع روايت را نميپسندند. من ميخواهم كليشههاي رايج درباره جنگ را به چالش بكشم، مثلا ما تا چيزهايي درباره جنگ شنيديم و باور كرديم هميشه گفتيم فلان شهيد در يك خانواده مذهبي به دنيا آمد، در يك خانواده مذهبي هم بزرگ شد و در يك مكان مذهبي يعني جبهه به شهادت رسيد، اما بعد كه ميآييم و مجيد سوزوكيها را نشان ميدهيم كه تازه از كف اتفاقات جنگ بوده با انتقاد روبهرو ميشويم. ما افرادي را داشتيم كه از مجيد سوزوكي بودن به سرداري رسيدند، ولي متاسفانه دچار خودسانسوري هستيم و اينها را نميگوييم.
شما ميخواهيد تاريخ انقلاب را هم با همين نگاه روايت كنيد؟ كنار گذاشتن خودسانسوريها و كليشهها؟
بله، در تاريخ انقلاب حتما به اين زوايا نگاه خواهم كرد.
خب برگرديم به ايدههاي پنهان و ناگفته ديگر مسعود دهنمكي. قلقلك بعدي؟
كار دوم يك كار جدي در زمينه جنگ است. شايد بتوان گفت جنگ را با شدت و غلظتي كه بوده بيان خواهم كرد.
يعني يك كار مستند؟
خير، يك كار سينمايي است و هدفش اين است كه سختي جنگ را نشان دهد كه مثلا با يك تيربار هزار عراقي كشته نميشود يا با يك اللهاكبر سربازان دشمن فرار نميكنند و ميخواهم نشان بدهم جنگ براي برادركشي و اين حرفهاي ضدجنگ و دفاع مقدسي كه تازگيها مد شده و به خورد جوانان ميدهند هم نبوده است. يك كار جدي براي نشان دادن مقياسهاي واقعي جنگ به مخاطب.
و كار بعدي؟
يك كار سينمايي در ارتباط با تاريخ اسلام.
كار حول محور كدام شخصيت خواهد بود؟
شخصيتي در صدر اسلام.
آقاي دهنمكي! در آثار شما از نشريه تا مستند و فيلم، همه چيز از جمله سياست، عرفان، طنز و... هست اما فلسفه نيست. نوعي معناگرايي، عمق، اين عمدي است؟ نميخواهيد يا نميتوانيد؟ آيا شما از حركت به سمت يك سينماي معناگرا گريزان هستيد؟
تا تعريف از فلسفه چه باشد؟ عرفان و فلسفه به نوعي به هم مربوط است. در «رسوايي» يك مفهوم عرفاني خاص است يا در «دارا و ندار» يك حالت مذهبي عرفاني وجود دارد.
منظور من يك نوع كار فلسفي است.
خير، كار فلسفي در تخصص من نيست.
يعني شما هيچوقت نميخواهيد ژانر سينماي معناگرا را تجربه كنيد؟ تغيير گروه مخاطب برايتان جذاب و مساله نيست؟
ببينيد گفتم تا تعريف از فلسفه و فيلم فلسفي و معناگرا چه باشد. كسي كه در فيلم اخراجيها عرفان بجويد، مطمئن باشد ميتواند آن را با يك نگاه تطبيقي از درون استخراج كند. چيزي كه به آن تحليل ميگوييم و با نقد خيلي فرق ميكند. مسلما كساني كه ميگويند در يك فيلم طنز چطور مفاهيم عرفاني وجود دارد، عرفان را نميشناسند.
بگذاريد اينطور بپرسم كه مسعود دهنمكي هيچوقت دلش نخواسته مثلا مثل عباس كيارستمي فيلم بسازد؟
من حرفي ميزنم كه مردم بفهمند.
آقاي دهنمكي! چه چيزي در سينماي ايران شما را آزار ميدهد؟
باند بازي، نگاه دگم آدمها و انحصارطلبياي كه دارند.
ديگر؟ همينها؟
اينها همه درد است!
در مورد اين دردها بيشتر توضيح ميدهيد؟
نه!
زماني كه شما در مطبوعات بوديد به نوعي با روشنفكران درگير بوديد، با آنها چالش داشتيد و از زماني كه وارد عرصه سينما شديد با يك طيف هنري و تيپهاي سينمايي در تعامل هستيد. اين دو طيف چقدر به هم شبيه است و چه تفاوتهايي دارد؟
كار نشريه، نقد ديگران است، اما وقتي وارد حوزه رسانه تصويري ميشويد هرچند نقد ميكنيد بيشتر از آن خود شما در معرض نقد قرار ميگيريد. من در نشريه همان زمان هم به مونولوگ اعتقادي نداشتم. گفتوگوهاي چالشي و طيفهايي كه ما مخالف صددرصد آنها بوديم ميآمدند و در نشريه ما مقاله مينوشتند، مصاحبه ميكردند؛ مثلا اكبر گنجي، تازه آن موقع هنوز باب مناظرهها باز نشده بود البته در نشريه اصلاحطلبها بود، اما در نشريات اين طرفي نبود و آنها حاضر نبودند امكاناتشان را در اختيار گذارند براي گفتوگو. فكر ميكنم بحثهاي مناظرهاي از سال 76 باب شد. آن موقع طيفي كه اصولگرا ناميده ميشد به ما و نشريه ما و اين كه با مخالفان و روشنفكران گفتوگو ميكنيم، بشدت حمله ميكردند.
آيا ميشود گفت آن تيپ روشنفكر و مطبوعاتي دهه70 آدمهاي دگرانديش و مخالفي بودند، اما طيف هنري و سينمايي اينطور نيست و شما براي كار كردن با آنها مشكلي نداريد؟
اگر منظور طيف بازيگران است آنها در خدمت انديشه كارگردان هستند. اصلا شغلشان اين است. ممكن است روزي يك فيلم بازي كنند و در فيلم ديگر نقطه مقابل نقش قبلي باشند. مهم اين است شما آنتوني كويين را در نقش حمزه باور كرديد، در حالي كه او اشهدش را هم نگفت يا ممكن است كسي نقش مالك را داشته باشد و در فيلم آدم برفي نقش اسي در به در را بازي كند. باور شخصيتها در نقشهايي كه بازي ميكنند يكي از اشتباهات طيفهاي مذهبي است كه اگر يك فرد نقشي را بازي كرد بايد در آن نقش زندگي كند، در حالي كه اينطور نيست مانند ميكروفني ميماند كه مغازهدار براي يك مراسم مذهبي اجاره ميدهد و زماني همان را به مراسم عروسي ميبرند. مهم اين است چه كسي پشت تريبون است و چه ميگويد. تفاوت اينجاست كه سينما بيجان نيست و در برابر حرفهايي كه از زبان شما بيرون ميآيد عكسالعمل نشان ميدهد، ولي روشنفكرها اينطور نبودند.
آقاي دهنمكي! با توجه به تجربيات شما، آيا ميشود گفت هنريها دوستداشتنيتر و قابلتحملتر از اهالي سياست هستند؟
همه آنها خير. برخي سينماييها هستند كه مانند سياستمداران سياستزده شدند و حتي دگمترند در صورتي كه ما با سياستمداران هنوز در تعامل هستيم. كساني كه در نشريه مورد انتقاد ما قرار ميگرفتند پاي فيلمهاي ما ميآيند، نقد مينويسند خوب يا بد، اما يكسري از سينماييها اينطور نيستند. ميشود گفت در سينما اين منطق حاكم است كه «هر كه با ما نيست بر ماست». آيا خاطرهاي از اين كه گفتيد هم داريد؟ افرادي كه به آنها استادان مسلم سينما در عالم روشنفكري ميگويند، در جلسات خصوصي كه با هم داريم نقطهنظرات عجيب و جالبي ارائه ميكنند، مثلا يكي از كارگردانهايي كه جزو همين جريان روشنفكري محسوب ميشود در ارتباط با اخراجيها عنوان كرد از فيلم اول همه ما بهتر بود. تعجب ميكنم چرا با اين فيلم اين طور برخورد ميكنند، ولي خب حاضر نيستند اين حرف را علني و رسانهاي بيان كنند. آقاي دهنمكي ميشود در سينماي ايران مقدس بود يا ماند؟ مقدسمآبي يا دينداري؟ مقدسمآبي به معناي مصطلح كلمه، دينداري سنتي مثلا نگاه نكردن به بازيگر نامحرم! به نظر من جامعه امروز ما دارد شبيه سينما ميشود. در دانشگاهها دختر و پسر همديگر را به اسم كوچك صدا ميكنند، چيزي كه از چند سال پيش در پشت صحنه سينما رواج دارد يا حتي روابط در بيشتر محافل خصوصي و عمومي. در شركتهاي خصوصي و حتي بعضا دولتي روابط برخي استادان با دانشجويان چيزي بهتر از سينما نيست، اما تفاوتش اين است كه سينماگران در چشم هستند، اخبار آنها زود پخش ميشود و براي همه جذابيت دارد. با همه اين تفاسير ميشود در سينماي ايران مذهبي سرسخت يا به تعبيري مقدس بود. ميشود اخلاقمدار بود. پايبند به باورها و اعتقادات بود و كار هم كرد. آيا شما اين طور هستيد؟ بايد از ديگران پرسيد، اما معتقدم خيليها كه در سينما در ظاهر به گونه اي هستند ، چون به خلوت ميروند آن كار ديگر ميكنند! يك سوال صريحتر! آيا شما از لحاظ فرهنگي در سينما فرق كرديد؟ نگاهتان به سينما و فرهنگ بعد از ورودتان به سينما توسعه پيدا كرد؟ ببينيد من متوجه منظور شما نميشوم، اما ميتوانم بگويم من در جنگ با امثال اخراجيها زندگي كردم. من مسئول دسته آنها بودم و زماني كه ميخواستند آنها را بيرون كنند من مجبور شدم بين مسئوليتم و دفاع از آنها يكي را انتخاب كنم. يعني ميشود گفت شخصيت سيدجواد هاشمي در اخراجيها خود شما بوديد؟ بله، اما چون نميخواستم خودروايي و خودتعريفي شود، آن را در فيلم نياوردم، در قصه واقعي، من به خاطر اخراجيها مسئوليتم را از دست دادم، اما اين در فيلم نيامد. من با آن گروه از بچهها براي عمليات رفتم، اما يك عده از افراد ميخواستند اينها را بيرون كنند، شب عمليات ترسيدند و فرار كردند، اما همين بچهها آمدند، جنگيدند و حتي شهيد شدند. در زمان نشريه هم يك عده از كساني كه در نشريه من كار ميكردند اخراجيهاي نشريات ديگر بودند. يعني شما به نوعي خودتان را متولي اخراجيها از هر طيف و تيپ ميدانيد؟ اخراجيهاي جنگ، انقلاب و مطبوعات. در سينما سعي كردم تلفيقي بين افرادي كه پرچمدار سينماي جنگ هستند و افراد جديد ايجاد كنم؛ مثلا براي اولين بار ميبينيد امين حيايي در كنار سيد جوادهاشمي و قاسم زارع كه پاي ثابت سينماي جنگ بودند، قرار گرفت. اين تلفيق و تركيب را اولينبار من انجام دادم و فكر ميكنم موفق هم بود. ما ميخواستيم اين مرز را بشكنيم و شكست. خيلي از آدمهايي كه با هم كار نميكردند الان با هم در تعامل هستند. به نظر من بين مردم هم اين اتفاق افتاد. و اين يعني يك نگاه ملي؟ بله. فيلم اين كار را كرد، كاري كه بايد دولت و نظام انجام ميداد همه عوامل و بازيگران با هم انجام دادند. شما در زير پوست آثارتان يك نگاه مليگرايانه داريد، مثل پخش سرود اي ايران در اخراجيها. ميشود گفت يكي از دغدغههاي آقاي دهنمكي بحث نسبت وطن و دين و تركيب اين دو مفهوم در پديده جنگ است. درست فهميدهام؟ بله، درست است. بحثهاي وطن دوستي يكي از پتانسيلهايي بوده كه ما در دوران دفاع مقدس نتوانستيم بخوبي از آن استفاده كنيم. به نظر من تبليغات ضعيف بوده، امام ميفرمودند مملكتي كه 20 ميليون جوان دارد بايد20 ميليون تفنگدار داشته باشد، اما ما در آن زمان شايد دو ميليون هم مشاركت مستقيم در جنگ نداشتيم. چرا ما نتوانستيم از اين پتانسيل در جنگ استفاده كنيم؟ آيا آنها علاقهاي به كشور نداشتند؟ زماني كه عراق سه ميليون نيرو بسيج ميكرد ما خودمان را ميكشتيم صد هزار نفر بيشتر نميتوانستيم بسيج كنيم. در جنگي كه با همه دنيا بود، در عراق سربازي دو سال بود و تازه ميشدند جيش شعبي يعني نيروي مردمي؛ اما اوج اعزامهاي ما دو يا سه ماه بود. امام ميفرمودند جنگ در رأس امور است، ولي ما آن را در رأس امور قرار نميداديم. براي اين كه وقتي ميخواستيم دو تا خاكريز بزنيم، لودر كم ميآورديم. در عمل، دشمن از ظرفيتها استفاده ميكرد، اما ما با كمبود مواجه بوديم. يك سري افراد كه بعضي نقدها را انجام ميدهند، جنگ را به مفهوم درست نميشناسند. مثلا در اردوگاه پنج افسران، اردوگاهي كه خود حاج آقا ابوترابي هم آنجا بوده، اسرا به عنوان اعتراض، سرود اي ايران را خوانده بودند. به واقع اين اتفاقها افتاده يا براي مثال كساني كه ميگويند اينها غيرواقعي و روياپردازي است كه يك هواپيماي مسافربري برود در اردوگاه اسرا، بايد بگويم اين اتفاق افتاده و كاملا واقعي بود، اما بعضيها باور نميكنند. آنها يكسري اسراي جاسوس را فرستاده بودند تا ساز و دهل بياورند و برقصند. ما تازه آمديم تلطيفش كرديم. سرود اي ايران خوانديم. اين دست اتفاقهاست كه داستان خاص ميسازد وگرنه اتفاقهاي عام كه قابل حدس است. بحث جالبي شد. اگر بخواهيم همين بحث را ادامه بدهيم، ميتوانيد چند نمونه از ناگفتههاي جنگ را با اين زاويه نگاه خودتان بيان كنيد؟ بله، البته نبايد لو داد، اما ما يك سري افراد داريم كه سابقه جبهه آنها به شش ماه نميرسد يا حتي از شهرك دفاع مقدس آنطرفتر نرفتهاند و فقط در فيلمهاي ما بازي كردهاند، اما متاسفانه انتقاد ميكنند كه جنگ اين طور بوده، آنطور نبوده و دفاع مقدس را زير سوال ميبرند. سردار همداني، فرمانده سابق لشكر 27 بعد از ديدن فيلم اخراجيها براي من تعريف كرد كه اول جنگ با كمبود نيرو مواجه شدند. دادستان ايلام به آنها اعلام ميكند تعدادي از افراد در زندانهاي غرب كشور محكوم به اعدام هستند. اگر مايليد آنها را براي جنگ ببريد. سردار همداني ميگويند ما زندانيها را برديم و با آنها گردان تشكيل داديم و خيليها هم شهيد شدند. خب اين از آن ناگفتههاي جذاب جنگ است. من آنقدر اين چند ساله تحت فشار بودم كه مجبور ميشوم داشتههاي خودمان را هم انكار كنم، بعضيها براي اين كه اخراجيها را زير سوال ببرند روي مين رفتن بچهها را هم انكار ميكنند. خب، ناگفته بعدي؟ مثلا ماجراي كودتاي نوژه، سرلشكر شهيد حسين لشكري كه طولانيترين مدت اسارت را داشته تعريف ميكرد وقتي جنگ در شهريور 1359 شروع شد خيلي از خلبانهايي كه در كودتاي نوژه در تيرماه 1359 محكوم بودند، داوطلبانه خواستند بروند جبهه. آمدند و جزو خلبانهاي جنگ شدند و رفتند در دل دشمن. خيلي از اينها حتي ضدانقلاب بودند، اما پاي وطن ايستادند يا در گردان سلمان چهارده پانزده نفر امثال مجيد سوزوكي بودند، مثلا آدمي كه تا الان در خيابان چاقوكشي ميكرده حالا متحول شده و آمده در جبهه با دشمن ميجنگد، چرا نبايد اينها را بگوييم؟ خيليها تحتتاثير امام(ره) تغيير كردند. وقتي شهيد آويني ميگويد من از راه رفته با شما حرف ميزنم و ميگويد سبيل نيچهاي داشته و... خود شهيد آويني يكي از همين سوژههاست. شهيد آويني، مجيد سوزوكي عرصه فرهنگ است. اگر ما همين نگاه را ميداشتيم با نسل جديد هم ميتوانستيم سمپاد همين قصه را داشته باشيم تا اين كه احساس كنند با آنها در تقابل هستيم. آقاي دهنمكي! فكر ميكنيد در سينما ماندگار باشيد؟ نميدانم! من كار خودم را كردم. اگر كساني 20 فيلم ميسازند كه يكي از آنها ماندگار يا جريانساز شود، اين اتفاق براي من در «فقر و فحشا» و در سينماي داستاني با اخراجيها افتاد. شما مديومهاي مختلف را تست كرديد از نشريه گرفته تا سينما. مديوم بعدي چه خواهد بود؟ فكر ميكنم كار بعدي، چاپ همان دائرهالمعارف باشد كه 20 سال از عمرم را صرفش كردم و از همه مديومهاي قبلي از لحاظ علمي و فرهنگي مهمتر است، اما خب مخاطب عام ندارد. و پس از آن چطور؟ فكر ميكنم سينما آخرين مديوم باشد و هنوز هم جا دارد و فكر نميكنم به حوزه سياست برگردم. موجي اخيرا از مستندهاي بچههاي حزباللهي آغاز شده كه يك جور هم شبيه كارهاي اوليه شماست. فكر ميكنيد چه آيندهاي داشته باشد؟ اين را ميتوانم بگويم كه خط را ما شكستيم. بالاخره نگاه غيررسمي ما بوديم. نشرياتي وجود داشتند كه منتسب به جاهايي بودند. داراي بودجههاي زياد و ما به اصطلاح پا برهنه بوديم و بدون امكانات. همه ميدانند شلمچه چه جريانسازي عظيمي در حوزه رسانه براي بچهها بود. شلمچه نشريهاي بود كه در خانه صفحهبندي ميشد. همسرم كار تايپش را انجام ميداد. افرادي كه در آن مينوشتند همينهايي هستند كه الان در سايتها مينويسند و نويسنده روزنامه هستند. آنها آنجا تربيت شدند. نشريه به آنها جرأت داد كه ميتوانند رسانه داشته باشند و رسانه براي خودش باشد و بعد از آن فكر ميكنم با فقر و فحشا مهمتر از آن اخراجيها خيليها جرأت پيدا كردند وارد اين حوزه شوند؛ ولي تنها ايرادش اين است كه دير شده و اين موج بايد ده سال پيش راه ميافتاد. فكر ميكنيد اگر اصلاح طلبها يك دهنمكي داشتند وضعشان از نظر ارتباط با كف جامعه بهتر بود؟ آنها دارند و قدر نيروهاي خودشان را ميدانند. دهنمكي اصلاحطلبان كيست؟ به هر حال آنها آدمهاي خاص خودشان را دارند. در جريانسازي اصلاحطلبها در نشريات در تاريخ مطبوعات ايران، جريان مطبوعات سال 76 خيلي موثر بود؛ روزنامههاي نشاط، آفتاب و صبح امروز، ولي ضعفشان اين است كه مخاطب عام ندارند. ما اين مساله را در تاريخ انقلاب هم داشتيم، مثلا روحانيت به خاطر پيوندي كه با مردم داشت ميتوانست جريان مردمي را بسيج كند، كاري كه جريان روشنفكري و مليگرايي نميتوانست. بهخاطر همين موضوع، در جاهايي روحانيت و مذهبيها را به جريان ملي تزريق ميكرد تا بتوانند با تودههاي مردمي ارتباط برقرار كنند مثل جريان نهضت آزادي و ملي ـ مذهبي، اما به دليل اين كه عمق نداشت و به آن اعتقاد نداشتند مؤثر واقع نشد. هنوز هم رسانههاي برخي از اصولگرايان ما هم فكر ميكنند با همين سايتها خيلي ميتوانند در افكار عمومي تأثيرگذار باشند، در حالي كه اين طور نيست. سايتهاي آنها مخاطبان خاص و محدودي دارد و خودشان سايتهاي همديگر را ميخوانند و بحث و تحليل ميكنند. من فكر ميكنم با زبان مردم براي مردم حرف زدن هنر امام خميني(ره) بود. زدن حرفهاي عميق با زبان مردم، كاري كه مولانا در مثنوي انجام ميدهد، اما حافظ در جاهايي نميتواند. ما بايد ياد بگيريم و من سعي كردم از اين الگو استفاده كنم. طبعا هر آدمي ميتواند سوژه براي ساختن يك فيلم باشد. من چند اسم را نام ميبرم شما بگوييد آيا قابليت دراماتيزه شدن يا مستند شدن دارند؟ من ديگر وارد مصداق نميشوم. شايد ده سال پيش ميآمديد چنين حرفهايي ميزدم، ولي الان نه. شما بچه داريد؟ بله يك دختر. اگر زماني دختر شما بخواهد وارد سينماي ايران شود، اين اجازه را به او ميدهيد؟ البته من در كار خودم از دخترم استفاده كردهام. در اخراجيها همان دختر بچهاي كه شيميايي شده بود و امين حيايي از داخل كمد بيرونش آورد، دختر خودم بود. بعد كه بزرگ شد و زماني كه خودش آمد و از نزديك سختيهاي كار را ديد ترجيح داد شغل ديگري در آينده داشته باشد. من اگر قرار باشد سفارش كنم كه در اين حوزه كار كند ترجيح ميدهم نويسندگي را انتخاب كند؛ زيرا نويسنده جريانساز و ماندگار است. اگر دخترتان بخواهد بازيگر شود چطور؟ زماني كه نظر من را بپرسد خودم به خودش خواهم گفت! يعني مخالف بازيگر شدن دخترتان هستيد؟ خير، به خاطر اين كه در فيلم خودم بازي كرده. اگر بخواهد در فيلم ديگران بازي كند، چه؟ اجازه بازي در فيلم ديگران را هم به او ميدهيد؟ بستگي به خودش دارد. من همه حرفهايم را ميزنم و تصميم آخر را به عهده خودش ميگذارم. به نظر من نويسندگي در سينما حتي از كارگرداني تاثيرگذارتر است. بهمن هدايتي / جامجم
شاکردوست متولد 1363 است و با بازی در فیلم «گل یخ» به کارگردانی کیومرث پوراحمد وارد دنیای سینما شد و تا به حال در فیلمهایی چون مجردها، بیوفا، دو خواهر، از ما بهترون، چراغ قرمز و ... ایفای نقش کرده است.
این بازیگر سینما یک سالی است که از سینما دوری گزیده است. دلایلی برای این دوری دارد که مهمترین آن استفاده ابزاری سینما از زن است.
حالا پس از یک سال تصمیم گرفته به سینما برگردد، آن هم با بازی در فیلم مسعود دهنمکی که تمایلی به خواندن فیلمنامه او هم نداشته است.
او در این گفتوگو حرفهای جالبی زده، از تغییر نگرشش نسبت به دهنمکی و اینکه فکر میکرده او انسان دگمی است تا اینکه حالا فکر میکند نقشی درونش متولد شده است.
الناز شاکردوست در نمایی از «رسوایی» |
* در ابتدا در مورد نقش خود و چگونگی ورودتان به این پروژه و اولین همکاری با آقای دهنمکی برای ما بگویید؟
نقش من در «رسوایی» نقش دختری است که با وجود همه فقرها، نداریها و حسرتهای زندگیاش، تن به گناه نمیدهد.
این دختر، دختری است که همه حامیهای زندگیاش را از دست داده، پدرش فوت کرده، مادری علیل دارد که حتی قدرت تکلم ندارد و یک برادر کوچک که مسئولیت زندگی و هزینه تحصیل آن برعهده این دختر است.
از لحاظ اجتماعی هم حمایت نمیشود و جامعه از چنین آدمهایی حمایتی نمیکند و این دختر میخواهد روی پای خودش بایستد.
برعکس حواشی که ایجاد شد و عکسهایی که میبینند که این دختر با روسری قرمز و کفش پاشنهبلند قرمز است، دختر قصه ما دختر بیاعتقاد و بیایمانی نیست. دختری است که از دل خانوادهای آمده است که ریشههای کاملاً مذهبی دارد. دختری ایرانی با یک خانواده کاملاً ایرانی و مسلمان. این دختر آنقدر با خدای خودش رفیق است که با آن قهر کرده است، فکر میکند که خدا صدایش را نمیشنود.
دخترهای جامعه ما، دخترهای جنوب تهران، وقتی از کنار ماشینهای چند صدمیلیونی گذر میکنند و نان شب ندارند، آن لحظه است که بغض کرده و فکر میکنند که خدا آنها را نمیبیند و صدای آنها را نمیشنود. اینها در فیلم آقای دهنمکی آمده و حرف اینها را به گوش همه و مسئولان رسانده است. شاید به همین دلیل است از الان که هنوز فیلم آماده نشده شروع به حاشیهسازی کردند.
با وجود فیلمهای کافیشاپی قطعا با «رسوایی» مشکل پیدا میکنند
اینقدر فیلمهای کافیشاپی ساخته شده، فیلمهای عشق و عاشقی که وقتی میآییم و یک معضل را بررسی میکنیم، آن وقت مسلم است که همه با یک چنین سوژهای مشکل پیدا میکنند، چون این حقیقت جامعه ماست.
این دختر با خدای خودش قهر کرده است و آمدن روحانی در زندگی وی مثل یک فرشتهای میماند که برای آشتی دادن وی با خدا وساطت و منجیگری میکند و این همان رسالت فیلم «رسوایی» است.
![]() |
به آدمهایی که نقاب نمیزنند، احترام میگذارم
* فکر میکنید این نقش و قصه چه میزان برای مخاطب قابل باور باشد؟
- 100 درصد تاثیرگذار است. شاید به خاطر همین است که آدمی مثل مسعود دهنمکی، آدمی با اعتقاد، آدمی که برخلاف خیلیها که ما همهمان با آنها کار کردیم، آنها که همه یک نقابی زدند به اسم دین و ایمان تا بتوانند کارشان را پیش ببرند و در واقع چیز دیگری هستند، این آدم فردی است که هر اعتقادی داشته یا نداشته ایستادگی کرده و هیچ وقت شعار نداده است. خودش بوده است و من به آدمهای اینچنینی که نقاب ندارند، احترام میگذارم. هر چه بودند خودشان بودند.
و چنین آدمی، مثل آقای دهنمکی، سر کردن روسری قرمز، پوشیدن کفشهای قرمز و تیپ امروزی به اصطلاح نادرست این شخصیت را به همین دلیل میپذیرد.
اینکه شما میپرسید باورپذیر است یا خیر، بله همینطور است. در راستای اینکه بیننده واقعاً بتواند با این شخصیت همذاتپنداری کند و آن دختر بگوید این هم که مثل من لباس میپوشد، این هم که مثل من آرایش میکند، این هم که یک دختر کاملاً قرتیه و اگر این دختر در انتهای قصه ایمان بیاورد، قبول میکند.
این دختر باور میکند که در یکی از دیالوگهای فیلم میگوید «ما انگار زیر پونز نقشه دنیاییم، انگار که خدا هیچ وقت نه ما رو میبینه نه صدای ما رو میشنوه»، بنابراین بیننده میتواند کاملاً همذاتپنداری کند و پا به پای شخصیت پیش برود. ما رسالتمان را انجام دادیم. قضیه، قضیه آشتی کردن جوانهای ما با خدایشان است و من فکر میکنم کاملاً باورپذیر است چرا که این شخصیت کاملاً امروزی است.
* با توجه به حضور آقای عبدی در نقش روحانی و موضوع فیلم، با وجود اینکه هنوز فیلم تمام نشده است، یک سری حواشی برای فیلم به وجود آمده است، در حالی که هنوز کسی فیلم را ندیده است. به نظر شما این حواشی از کجا سرچشمه میگیرد؟
- من فکر میکنم بعضیها تعریف درستی از واژه نقد ندارند. صرفاً تیزی قلمشان را به سمت سوژه میگیرند و به خود بدون داشتن هیچ آگاهی، اجازه قضاوت کردن میدهند، این گناه است! این درست نیست. ما باید از فیلم اینچینی حمایت کنیم. فیلمی که در شرایطی فوقالعاده سخت ساخته میشود. در شرایطی که مخاطب با سینما قهر کرده و یک آدمی میآید و با ساختن فیلمی مخاطبان را با سینما آشتی میدهد، ما باید از آن حمایت کنیم. من منتقد، من مخاطب، چرا باید حاشیهسازی کنم؟ چرا باید اجازه قضاوت کردن را به خودم دهم.
شاکردوست میگوید وقتی خبر عقد قراردادش با پروژه «رسوایی آمد، همه فکر میکردند شایعه است |
هیچکس باور نمیکرد با دهنمکی کار کنم
* این منتقدها، عمدتا منتقدهای سینمایی نیستند. یا نگاه سیاسیشان با آقای دهنمکی نمیخواند یا به نظرم بهخاطر اینکه شما آمدید و با شخصی مثل آقای دهنمکی همکاری کردید، عصبی شدند و شروع کردند به حاشیهسازی...
- من بعد از یک سال دوری از سینما با آقای دهنمکی همکاری کردم؛ به خاطر اینکه من دختری با یک سری ایدئولوژیها در زندگی هستم. وقتی خبر عقد قرارداد من با این پروژه آمد، من تئاتر شهر بودم، بچهها و همکلاسیهای دانشگاهیام هیچ کدام باور نمیکردند، فکر میکردند شایعه است. یعنی باور نمیکردند که من بیایم با آقای دهنمکی که پیش از این کاملاً مخالف عقاید من بود، همکاری کنم.
اول گفتم فیلمنامه دهنمکی را نمیخوانم
البته من پیش از این، این تفکر را داشتم. حتی وقتی من با ایشان همکاری کردم واقعاً در ذهنها نمیگنجید. اولین باری که یکی از دوستان بازیگرم، این فیلمنامه را به من پیشنهاد داد، گفتم من این فیلمنامه را نمیخوانم.
* بعد چه اتفاقی افتاد؟
در ابتدا نخواندم. شب موقع خواب، وسوسه شدم گفتم حالا بگذار به عنوان یک داستان بخوانم. چیزی را از دست نمیدهم. فیلمنامه را که خواندم واقعاً متحول شدم. دیدگاههای خودم اول همه زیر سؤال رفت. من به عنوان یک بازیگر همیشه آرزوی بازی در چنین نقشی را داشتم و با خودم گفتم مجوز چنین فیلمنامهای را شاید صرفاً شخصی مثل مسعود دهنمکی بتواند بگیرد.
تصور میکردم دهنمکی آدم دگمی است!
اولین جلسهای هم که با ایشان گذاشتم، مخالفتهای شخصیام را با گفتم. من تصور میکردم که خیلی آدم دگمی است! شاید هر آدمی به جز آقای دهنمکی بود، نمیپذیرفت و میگفت من میخواهم صرفاً یک فیلمی بسازم، تو نشد شخص دیگری. اما این آدم پای حضور من در این فیلم ایستاد، برایش مهم بود «الناز شاکردوست» به عنوان بازیگر نقش اولش بازی کند.
شاید هر کس دیگری بود صرفاً میخواست، فیلمی بسازد و فروشی کند، اما این آدم تحقیق کرده بود و برایش مهم بود. امروز که من دارم با شما مصاحبه میکنم فکر میکنم آقای دهنمکی واقعاً دلش آیینه خورشید است. این مرد، یک انسان به تمام معناست. آدمی است که سینما را میشناسد، نیامده که صرفاً یک فیلمی بسازد و دنبال شهرت و فروش این حرفها نیست. این آدم آمده است که شاید رسالتی که قبلاً در جنگ و جبهه به آن عمل کرده را تمام کند. میخواهد برای نسل ما بجنگد.
به عنوان یک دختر از این نسل، من اعتقاد دارم که جنگ هنوز تمام نشده است، جنگ هنوز در نسل من هم جریان دارد و این آدم، آمده با ساختن این فیلم یک رسالتی را تمام کند.
شاکردوست میگوید انتخاب اکبر عبدی برای نقش روحانی فیلم، کاملا زیرکانه و هوشمندانه بوده است |
بازی اکبر عبدی در نقش روحانی موجب میشود تماشاگر، روحانی را دوست داشته باشد
* در این فیلم، این مباحث را میبینیم؟
بله، کاملاً میبینیم. ما در این فیلم میبینیم روحانیهایی هستند که از نوراند، از شیشهاند. واقعاً آدمهایی هستند از طرف خود خدا هستند و دنبال منافع شخصیشان نیستند. واقعاً آدمهایی اینچنینی هنوز هستند. انتخاب اکبر عبدی برای روحانی فیلم، کاملاً زیرکانه و هوشمندانه بود، چرا که اکبر عبدی اسطوره بازیگری ایران است و آنقدر محبوب است که با بازی کردن در این نقش باعث میشود تماشاگر، روحانی فیلم را دوست داشته باشد؛ یعنی به شخصیت روحانی علاقهمند شود. شاید بسیاری از آقایان بودند که خیلی دوست داشتند در این فیلم نقش روحانی را بازی کنند نه نقشهای دیگر را. اگر این نقش را بازی میکردند، فیلم به هدف اصلیاش نزدیک نمیشد
با برنامه میخواهند سینما را تعطیل کنند
* در مورد یک سال دوری از سینما حرف زدید. دلیل این مسئله چه بود؟
بعضی وقتها کار نکردن به بازیگر کمک بیشتری میکند، تا اینکه در هر فیلمی کار کند. شرایط سینمای ما شرایط خوبی نیست. سینمای ایران، سینمای ورشکستهای است. انگار این برنامه برای آن در نظر گرفته شده و میخواهند که تعطیلش کنند. حتی خیلی از برنامههایی که به اسم سینما، الان از تلویزیون پخش میشود، نیامدهاند که به سینما کمک کنند؛ آمدهاند با بازگو کردن یک سری از مسائل، قداست سینما را از بین ببرد. من خیلی مخالفم. شاید دلیل گفتوگو نکردنم با این شبکه و این برنامه -که فوقالعاده هم پرطرفدار شده- همین باشد، امیدوارم این اتفاق نیفتد.
![]() |
«رسوایی» میتواند به پابرجا بودن سینما کمک کند
* این موضوع به مدیریت سینما برمیگردد یا سینماگران و یا یک جریان خاص؟
- من کوچکتر از آن هستم که بخواهم راجع به این قضیه اظهارنظر کنم، اما من به عنوان دختری که در این سینما متولد شده است. به عنوان کسی که از 18 سالگی با فیلم «گل یخ» آقای پوراحمد شکل اصلیام را در سینما پیدا کردم، فکر میکنم تمامی این جریانها از پیش تعیین شده است و یک برنامه بلندمدتی است که خیلی زود دارند به آن نزدیک میشوند و ساختن فیلمهای اینچنینی مثل «رسوایی» میتواند کمک کند به این سینما برای پابرجا بودن و ادامه داشتن.
* اخیراً آقای انتظامی در مصاحبهای گفتند با این فیلمنامههای ضعیف، خجالت میکشم بازی کنم و آقای پرستویی هم بعد از آن در مصاحبهای گفتند اگر آقای انتظامی خجالت میکشد بازی کند، من باید بمیرم. آیا سناریوهای ضعیف هم در دوری شما از سینما موثر بوده است؟
- این دلیل خیلی مهمی است. هر بازیگری با حضورش در یک فیلم، صرفاً نمیآید دیالوگ بگوید و برود بلکه با آن نقش زندگی میکند، به سینما و بازیگری نگاه متفاوتی دارد و کاملاً مهم است. بله، سناریوهای ما این قدر تکراری شده و به قول آقای عبدی همه دنبال فیلمنامهای هستند که جواب خود را در اکران پس داده باشد و نمیآیند کار جدیدی بیاورند.
انتظار ذهن مردم و مخاطب هم به همین نسبت کم شده است و شاید یکی از دلایل سینما نرفتن مردم هم همین باشد.
![]() |
نگاه به زن در سینما به عنوان زن دوم است
یک نکته دیگر که دوست داشتم به عنوان یک بازیگر زن بگویم، این است که فیلمنامهها به نسبت ضعیف بودنشان، فیلمنامههای مردانهای هستند. هیچ وقت برای زنها و با محوریت زنها فیلمنامهای نوشته نمیشود و نگاههای سطحی به وجود مقدس یک زن وجود دارد. صرفاً نگاه به زن، به عنوان زن دوم است. صرفاً داستان یک حاجی است که میخواهد زنی را به عنوان زن دوم، عقد موقت کند. این قدر نگاهها به این موجود چیپ و سطح پایین است که من تأسف میخورم. علت اصلی کار نکردن من این بود که منتظر بودم فیلمنامهای مثل «رسوایی»، زن را با ابعاد حقیقیاش نشان دهد. زن موجود مقدسی است، قداست دارد و باید حرمتش را نگه داشت. ما زنهای بزرگی در تاریخ داشتیم، مثل خانم فاطمه زهرا (س). زنهای بزرگی واقعاً وجود داشتند و باید ابعاد انسانی آنها در نظر گرفته شود.
علت اصلی دوری یکسالهام، استفاده ابزاری سینما از زن است
زن موجود کوچکی نیست که نویسندهها و کارگردانان صرفاً به عنوان یک ابزار در فیلمشان استفاده کنند. رنگ و لعابی به صورتش بزنند و به عنوان یک وسیله - مثل یک نگاه کاملاً مبتذلی که بعضی از آقایان به زن دارند - در فیلم هم همانطور استفاده کنند. من در این فیلمها بازی نکردم. علت اصلی کار نکردن من، همین بود. اینکه من اجازه نمیدهم از من به عنوان یک ابزار برای فیلم ساختن استفاده شود.
من به عنوان یک دختر، از طرف تمامی زنها و به نمایندگی از جانب آنها میخواهم در فیلمی حضور داشته باشم که به زن، به همه ابعاد یک زن احترام گذاشته شود. زن وسیله نیست.
عدهای من را در دسته چشمرنگیها قرار میدهند
* در فیلمهای قبلی که بازی کردید، چنین شرایطی وجود داشت؟
- من همیشه به این صحبتی که کردم اعتقاد داشتم و همیشه سعی کردم رعایت کنم. همه فیلمهای من را هم نگاه کنید هیچ وقت اجازه ندادم که غیر این باشد.
حال، متأسفانه و ناخودآگاه همیشه یکسری از کسانی که نقاب دوست را دارند من را در دسته چشمرنگیها قرار میدهند. آنها که دشمن هستند یا هرچیز دیگری، من را در دسته چشمرنگیها، قرار میدهند. حالا من خودم هم بیایم و به اینها کمک کنم؟ نه اینطوری نمیشود.
کارهایی کردم که ثابت کنم میخواهم بازیگر باشم و بازیگر بمانم
بنابراین من هیچ وقت در فیلمهایم این کار را نکردم. من به خاطر اینکه این اتفاق در مورد من نیافتد و نگویند این جزو چشمرنگیهاست در فیلم «مجردها» و « چراغ قرمز» نقشهای متفاوتی را کار کردم؛ لنز مشکی گذاشتم، دندان مصنوعی گذاشتم، ابروهایم را پایین کشیدم. همه جوره خودم را شکستم تا بگویم من یک بازیگرم، من برای زیبایی و چهره و استفاده ابزاری نمیآیم کار کنم. چندین بار خودم را شکستم تا برادری خودم را ثابت کنم و بگویم که میخواهم بازیگر باشم و بازیگر بمانم.
تا آخر عمر هم کار نکنم، نمیگذارم بهعنوان یک ابزار از من استفاده کنند
این یک سال که کار نکردم که هیچ، اگر تا آخر عمرم هم هیچکاری نکنم نمیگذارم به عنوان یک ابزار از من استفاده کنند. هیچوقت.
* در کار رسوایی چقدر با آقای دهنمکی در دیالوگها همفکری داشتید؟
وقتی خط فکری تو به عنوان یک بازیگر با کارگردانت یکی باشد، آن وقت بر سر دیالوگگویی که حالا یک واو جابهجا شود یا نشود، کمتر به مشکل برمیخوری. بداههگویی به آن صورت وجود نداشت، چون فیلمنامه آنقدر چارچوب اصلیاش محکم بود که احتیاجی به این کار نبود. اما اینچنین هم نبود که من صرفاً دیالوگ را بگویم. چون من شخصیتها و دختران اینچنینی را به خوبی میشناسم و این باعث شد آقای دهنمکی کاملاً اعتماد داشته باشد که من بتوانم این نقش را زندگی کنم نه صرفاً بازی.
* فیلمهای قبلی آقای دهنمکی را دیده بودید؟ اخراجیها؟
- فیلم جنگیه؟ من فیلم جنگی دوست ندارم.
هدف «رسوایی» فروش نیست
* با توجه به اینکه کارهای قبلی آقای دهنمکی در قالب طنز بوده و مخاطب زیادی داشته و «رسوایی» کاری جدی است، فکر میکنید با حضور شما و آقای عبدی و اسم آقای دهنمکی این فیلم بتواند مخاطب را به سینماها بکشاند؟
من از روز اول که برای این کار صحبت کردم میدانستم هدف فیلم «رسوایی» فروش بالا نیست. ما حرف و رسالتمان چیز دیگری است. این فیلم، فیلمی کاملاً عرفانی است. ما میخواهیم جوانها با دیدن این فیلم با خدای خود آشتی کنند. این فیلم آنقدر دلی ساخته شده است، اینقدر نیتش پاک بوده که ایمان دارم فروش بالایی خواهد داشت.
قیصری در هیبت یک زن
* این فیلمنامه روی خودتان هم تأثیر گذاشته است؟
شخصیت الناز شاکردوست به عنوان بازیگر در این فیلم، واقعاً یک نوع قیصری است که در هیبت یک زن، در دوره جدید به سینما وارد شده است و اینقدر این شخصیت، شخصیت بزرگی است که با وجود کوچک شدن و خرد شدنش توسط جامعه، با وجود تمام فقر و بدبختی برای این آدم، من احساس میکنم آدم بزرگی است. من فکر کنم که هرگز نقش افسانه در درون من نمیمیرد. من از این به بعد با افسانه زندگی میکنم، حتی بعد از تمام شدن این فیلم.
شاکردوست میگوید نقشی در درونش متولد شده و نیاز به زمان دارد تا نقش دیگری را قبول کند |
* از کارهای آینده و نقشهای آیندهتان بگویید؟
- اخلاق بدی که من دارم این است که در زمان بازی یک نقش، مخصوصاً نقشی که خیلی دوستش دارم، هیچ فیلمنامه دیگری نمیخوانم، چون دلم نمیخواهد در کارم تأثیر بگذارد. حتی فکرم منحرف شود. برای همین فیلمنامه جدیدی نخواندم اما فیلمنامههای جدیدی گرفتم و همه را گذاشتم برای بعد از پایان این فیلم، تا ببینم وضعیت آنها به چه صورتی است. ولی فعلاً احتیاج به استراحت دارم، احساس میکنم خستهام. نقشی در درون من متولد شده است و حالا حالاها احتیاج به زمان دارم تا من بتوانم نقش دیگری را بپذیرم.
گفتگو : حمید یادروج
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، لوکیشن فیلم سینمایی «رسوایی» در کوچه باغهای تجریش بود به همراه عکاس به سمت این کوچه باغها حرکت کردیم و از میان کوچه پسکوچههای سرسبز گذشتیم. بارش باران هم محیط لوکیشن را بیش از پیش زیباتر کرده بود.
![]() |
وقتی به آدرس مذکور رسیدیم «مسعود دهنمکی» کارگردان فیلم را دیدیم که با عجله در حال سوار شدن ماشینی بود تا به محل دیگری نزدیک به همان حوالی که لوکیشن بود، برود.
با دیدنمان ما را دعوت به نشستن در کمپشان کرد تا از لوکیشن بازگردد و بتواند با ما حرف بزند. یکی از بچههای سر صحنه ما و دو سه نفر از خبرنگاران رسانههای دیگر را به سمت ساختمان هدایت کرد.
به محض ورود در باغ خانه متوجه شدم این خانه، خانه قدیمی فیلمهای زیادی بوده که در حال حاضر از وضعیت خوبی برخوردار نیست.
![]() |
مهمترین سریالی که در این باغ ساخته شده است، مجموعه تلویزیونی «خانه پدری» به کارگردانی سیروس حسنپور و با بازی شقایق فراهانی، دانیال حکیمی و مرحوم مهدی فتحی بوده است.
باغ با باران جانی تازه گرفته بود و فضای خوبی داشت، هرکسی را که میدیدم از فضای عالی لوکیشن و این باغ و این خانه پدری حرف میزد.
![]() |
بعد از ورود به ساختمان اصلی «محمدرضا شریفینیا» را دیدم که در حال خوردن صبحانه بود، البته به نظرم برای خوردن صبحانه کمی دیر آمده بود. به او سلام کردیم و مزاحم صبحانه خوردنش نشدیم و وارد بالکن این خانه شدیم که در آنجا نیز «کامران تفتی» در حال نوشیدن چای در فضای زیبای باغ بود.
بعد از سلام و علیک با «کامران تفتی» او فقط از فضای زیبای باغ و هوای عالی آن روز صحبت میکرد و به ماگفت کار نوشتن را کنار بگذاریم و فقط از فضای عالی لوکیشن و این باغ بنویسیم البته ما هم به او گفتیم که خودمان نیز به شدت دوست داریم تا این کار را انجام دهیم اما در هر صورت باید گزارش این لوکیشن را نیز تا فردا تحویل خبرگزاریهایمان بدهیم، به همین دلیل بعد از صرف چای در فضای آزاد باغ برای مصاحبه سوی «محمدرضا شریفینیا» رفتیم تا با او درباره فیلم سینمایی «رسوایی» و همکاری با «مسعود دهنمکی» حرف بزنیم.
* «رسوایی» طنز نیست
«محمد رضا شریفینیا» بعد از یک گپ دوستانه و کوتاه با خبرنگاران درباره فیلم سینمایی «رسوایی»، اظهار داشت: بر خلاف سهگانه «اخراجیها» که تم طنز داشت، این فیلم یک کار جدی است که با یک موقعیت متفاوت با آن سه کار نوشته شده بود که به علت قصه نو و جدیدش به نظرم بسیار جذاب بود.
وی در ادامه افزود: این فیلم سه شخصیت اصلی دارد که یک درگیری بین دو مرد و یک زن است که نقش زن را «الناز شاکردوست» و روحانی را «اکبر عبدی» بازی میکند و نقش دیگر، نقش یک بازاری فرش فروش است که به دلیل سطحینگری این بازاری منجر به درگیری این دو نقش میشود.
شریفینیا درباره علت عدم بازی در نقش روحانی، توضیح داد: در صحبت اولیههای با آقای دهنمکی قرار بود نقش روجانی را من بازی کنم، منتها قرار بود این فیلم در تاریخ دیگری فیلمبرداری شود و زمانی که قرار بود این فیلم فیلمبرداری شود، من درگیر سریال «کلاه پهلوی» بودم و هنوز هم تمام نشده است. ما اول یک تستی برای نقش روحانی انجام دادیم که متوجه شویم مناسب است یا خیر.
* شریفینیا: برای بازی در نقش روحانی باید 10 کیلو لاغر میکردم
شریفینیا در ادامه افزود: این روحانی یک ویژگی دارد و آن هم این است که یک آدم عارف و وارسته است و جثه لاغرتری نسبت به من دارد و صورت تکیدهای لازم دارد. وقتی تست گریم انجام شد به لحاظ صورت مشکلی نبود اما اگر قرار بود من آن نقش را بازی کنم باید نزدیک به ده کیلو لاغر میکردم و با شرایط راکورد سریال «کلاه پهلوی» این امکان وجود نداشت.
شریفینیا درباره نقش خود در این فیلم گفت: نقش من فردی بازاری است، نزدیک به حاجی گرینف «اخراجیها» با 20 درصد اختلاف و خودم هم علاقمند نبودم که این نقش را بازی کنم زیرا بازی در نقشهایی به این شکل که بار منفی داستان را نیز به دوش میکشد، یواش یواش در ذهن مخاطب تاثیر بدی از بازیگران میگذارد. بازیگران باید هر چند بار به شکلهای گوناگونی شرایط خود را عوض کنند که در ذهن مخاطب در یک فرم بازی و در یک فرم نقش ماندگار نشوند اما به دلیل نزدیکی به نقشهای دیگری که بازی کرده بودم، شاید بازی در این نقش مقداری برای دیگران سختتر بود و شرایط بازی در آن برای من آسانتر، به همین دلیل این نقش را بازی کردیم.
شریفینیا در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه با توجه به بازی «اکبر عبدی» در نقش زن در فیلم عطاران و در حال حاضر بازی در نقش یک روحانی، ممکن است حوزه هنری این فیلم را نیز در سالنهای خود به نمایش نگذارد، گفت: یک سری مسائل در این کشور وجود دارد که ممکن است در عرض یک ماه و یا چند ماه تبدیل یه یک موج شود و بعد از آن این موج تبدیل به چیز دیگری شود و ما در حال حاضر مشغول بازی در این فیلم هستیم و نمیدانیم که دوستانی که درباره سینما نظراتی دارند تا زمان اکران این فیلم روی نظرات خود پایبند بمانند و یا خیر و ما فعلا کاری به اکران فیلم نداریم و بازی میکنیم.
![]() |
* نقش اصلی فیلم را «الناز شاکردوست» بازی میکند
شریفینیا درباره بازیگران این فیلم نیز توضیح داد: با توجه به اینکه این کار فقط سه کاراکتر اصلی دارد اگر خودم را کنار بگذارم، دو بازیگر دیگر فیلم بهترینهای سینما هستند و معتقدم نقش «الناز شاکردوست» نقش فوقالعادهای است؛ به علت اینکه اغلب سینمای ما سینمایی مردانه است و به ندرت پیش میآید که چنین نقشهایی نوشته شود. از هر 20 تا 30 فیلمی که ساخته میشود یک نمونه ممکن است حول موقعیت زن بگردد و موقعیت نقش مناسب برای زن باشد.
وی در ادامه افزود: شخصیت اصلی فیلم یک زن است و موقعیت اصلی بر اساس او نوشته شده است و نقش بسیار خاصی است و یکی از گزینههای خیلی خوب ما برای این نقش «الناز شاکردوست» بود که از پس نقش خیلی خوب برآمده است و تصور ما نیز همین بود که ایشان این نقش را به خوبی ارائه می دهد.
شریفینیا در پاسخ به سوال فارس مبنی بر اینکه کارهای «مسعود دهنمکی» چه ویژگیهایی دارد که شما قبول میکنید در آن حضور داشته باشید، توضیح داد: مهمترین ویژگی کار کردن با «مسعود دهنمکی» متن فیلمهای او است، به این معنی که اولین باری که من با داستان «اخراجیهای1» برخورد کردم، بر این تصور بودم که با داستان خیلی خوبی برخورد کردم و معتقد بودم این فیلم میتواند بخش زیادی از جامعه ما را به سمت سینما بکشاند، علیالخصوص که آن فیلم ناگفتههایی از جنگ را به تصویر میکشید و متن ما را برای کار جذب کرد. فیلم های اخراجیهای 2 و 3 داستانهای خوبی دارد و این فیلمها با چنین ساختارهایی در سینمای ما وجود ندارد و کاملا متمایز با فیلمهای دیگر هستند.
وی در انتها خاطر نشان کرد: فیلم سینمایی «رسوایی» نیز با چنین ساختاری در سینمای ایران وجود نداشته است و به نظرم یک راه جدید و یک رودخانه جدیدی را در سینمای ایران که مخاطب خوبی را نیز دارد، باز کرده است و معتقدم نوع فیلمهای مسعود دهنمکی جریان جدیدی در سینمای ایران است، البته با همین ساختاری که او کار میکند و با همین موقعیتی که در آن قرار میگیرد و با همان موقعیتی که فیلمها را میسازد.
به گزارش فارس، پس از پایان گفتو گو با «محمدرضا شریفینیا» با تمام دوستان خبرنگار به سراغ «کامران تفتی» رفتیم که در گوشهای از سالن گرم صحبت با دوستانش بود. زمانی که متوجه شد میخواهیم با او صحبت کنیم یک صندلی برداشت و به سمت خبرنگاران آمد و در کنار ما نشست تا سوالهایمان را از او بپرسیم.
![]() |
* کامران تفتی در نقش جعفر سریش
تفتی در پاسخ به سوال فارس مبنی بر علت پذیرفتن نقش در فیلم مسعود دهنمکی، اظهار داشت: زمانی که به دفتر آقای دهنمکی رفتم، او داستان را برای من توضیح داد و گفت بروم و داستان را کامل بخوانم. پس از خواندن متوجه شدم که خاصیت فیلم سینمایی «رسوایی» به دید من این است که این داستان ایرانیزه شده است.
وی در ادامه افزود: این سوژه، داستانی است که در 30 سال گذشته کسی ریسک بالای ساخت آن را نپذیرفته است، به همین دلیل بازی در این فیلم را پذیرفتم البته پیشنهاد آقای دهنمکی به من نقش دیگری بود اما در نهایت به نقش «جعفر سریش» رسیدیم که او فردی است که خواسته و هدفی دارد و چون به آن هدف نمیرسد تغییر ماهیت میدهد. من که بازیگرم برای بازی در این نقش و این تغییر ماهیت بسیار خوشحال هستم و دوستش دارم.
تفتی درباره «مسعود دهنمکی»، بیان داشت: آقای دهنمکی فردی است که کل فیلم را در ذهن خود ساخته است و میداند که دقیقا میخواهد چه چیزی را بسازد، روی دیالوگها حساسیت خاصی دارد و اصلا به این گونه نیست که من هر چه خواستم جلوی دوربین بگویم و بداههسرایی بکنم. چیزی که در فیلمنامه بود و به نظرم خیلی خوب بود این است که یک چارتی در فیلمنامه بود و تمام شخصیتها، تعریفشان مشخص شده بود. اندیشهای که آقای دهنمکی در این فیلم دارد با فیلمهای دیگرش بسیار متغیر است.
تفتی درباره نقش خود گفت: «جعفر سریش» آدمی است که جزو بچه لاتهای محله خودشان است و آدمی است که گاهی اوقات زورگیری میکند و بعضی اوقات خود و رفتارش را کنترل نمیکند و هنجارهای اجتماعی را خیلی رعایت نمیکند.
تفتی گفت: اگر بخواهم این نقش را بازی کنم با نوع نگاه خودم و با نوع تجربهای که از سینما دارم آن را بازی خواهم کرد زیرا مردم منطقهای که فیلم در آن میگذرد را میشناسم، به همین دلیل تمام تلاشم را کردهام که فیلم واقعی باشد و این نقش ادا در نیاورد.
تقتی در پاسخ به این سوال که آیا برای بازی در این کار ترس نداشتی؟ گفت: من خودم با صحت کامل عقل این نقش را برای بازی پذیرفتم و اگر کار من تخصصی باشد پس جناحبندی کردن در این کار اشتباه است و اندیشه فردی برای من مهمتر است از حاشیههای اطراف؛ زیرا من خودم تصمیمگیرنده هستم که در چه کاری بازی کنم و در چه کاری بازی نکنم.
![]() |
به گزارش فارس، پس از صحبت با «کامران تفتی» قرار شد خبرنگاران به دو دسته تقسیم شوند و با خانم گودرزی که مدیریت روابط عمومی این فیلم را بر عهده داشتند، به سمت لوکیشن اصلی فیلم حرکت کنیم که زمان حرکت خبرنگاران با زمان حرکت «اکبر عبدی» با گریم در نقش روحانی همزمان شد، به همین دلیل عکاسان خبرگزاریها مشغول به گرفتن عکس از «اکبر عبدی» با شمایل جدید شدند و عبدی نیز با دوستانش در حال عکس گرفتن بود که با صدای یکی از بچههای پشت صحنه که دیر شده است حرکت کنیم، به سمت محل اصلی حرکت کردیم.
خیابان یک طرفه با شیبب زیادی را طی کردیم تا به زیر بازارچه تجریش رسیدیم، لوکیشین زیبایی را دیدیم که در آن انواع چرخهای میوه در اطراف حیاط و مغازههای فرش فروشی دیده میشد و مردم نیز در حال گذر از کنار لوکیشن بودند. آنهایی که متوجه میشدند اینجا لوکیشن فیلمبرداری است، با تعجب نگاه میکردند و گاهی نیز گوشی همراه خود را در میآوردند و یک عکس از کار میگرفتند و آنهایی نیز که متوجه نمیشدند در حال گذر از لوکیشن یک فیلم هستند به آرامی از کنار میگذشتند.
«مسعود دهنمکی» مشغول آمادهسازی کارها و هماهنگی برای آغاز فیلمبرداری بود که با آغاز اذان ظهر کار تعطیل شد، به همین دلیل فضای خوبی برای گفتوگو با خبرنگاران بود که به سمت ما آمد و پس از سلام و علیک گرم، به سوالات ما درباره فیلم جدید خود پاسخ داد.
![]() |
* نوع حساسیتهایی که نشان داده میشود غیر طبیعی است
دهنمکی درباره فضای کار گفت: من معتقدم این فیلم بر خلاف حاشیههایی که دارد، داستان رئالی دارد که ممکن است برای بسیاری از آدمها اتفاق افتاده باشد و خیلی از علمای ما و عرفای ما در مسیر اصلاح جامعه بارها شده است که در این میزانسن قرار گرفته باشند و شاید این نوع حساسیتهایی که نشان داده میشود کمی غیر طبیعی است و بیشتر به مسائل دیگر برمیگردد تا به خود فیلم. امیدوارم کار این فیلم سینمایی که تا به حال خوب پیش رفته است در مراحل بعدی نیز به مشکلی برخورد نکند.
دهنمکی درباره داستان و قصه فیلم سینمایی «رسوایی» گفت: ما در قصههای ایرانی و دینی خودمان داستانهای خوبی داریم و چرا نباید این داستانها، دستمایه تولید فیلمهای سینمایی قرار بگیرد؟ البته باید در ساخت چنین فیلمهایی مراعات کرد و حساسیتها را نیز در نظر گرفت. ما سعی کردیم با مراعات این خطوط قرمز و حساس نکردن دیگران، این بار قصهای را که دیگران از آن به عنوان معناگرا یاد میکنند با مخاطبان نیز ارتباط برقرار کند.
* تم اصلی «رسوایی» عرفانی است
دهنمکی در پاسخ به این سوال که چطور شد که پس از سه کار طنز به سمت ساخت این کار جدی آمدید، توضیح داد: در تمام کارهای من و در سریالم، مضمون اجتماعی حتما وجود داشته است و در کارهای دیگرم نیز حتما آسیبهای اجتماعی را خواهید دید و در حال حاضر نیز در «رسوایی» ما مشکلاتی در جامعه داریم که میتواند نقد از درون باشد که میتواند درگیری نسل امروز را نیز با همین آسیبهای اجتماعی نشان دهد و اینها همان درونمایه قصه فیلم است اما تم اصلی داستان فیلم یک داستان عرفانی است.
![]() |
* «اکبر عبدی» محبوبترین بازیگر سینمای ایران است
دهنمکی در پاسخ به سوال فارس درباره علت انتخاب «اکبر عبدی» در نقش یک روحانی با توجه به بازی در نقش قبلی خود که در نقش یک زن بازی کرده است، گفت: من میخواستم محبوبترین بازیگر سینمای ایران را به عنوان نقش روحانی انتخاب کنم و طبق آمار و بررسیها «اکبر عبدی» محبوبترین بازیگر سینمای ایران است و قرار دادن محبوبترین بازیگر سینمای ایران در نقش یک روحانی که مخاطب میتواند با آن ارتباط برقرار کند مهمترین کار است و به همین دلیل «اکبر عبدی» باید خود را در اختیار فیلم قرار دهد که تا کنون که نیز این اتفاق افتاده است.
* قرار نیست رکورد خودم را بشکنم
دهنمکی درباره جذب مخاطبان گفت: قرار نیست که رکورد خودم را در جذب مخاطبان بشکنم و اگر قرار بود این کار را انجام دهم برای سه بار این کار را انجام دادهام و اگر بخواهم به این چیزها اهمیت دهم از درونمایه فیلم غافل میشوم و من سعی کردهام فیلمی با مضمون جدی بسازم که بتوانم با بخش عام جامعه نیز ارتباط برقرار کنم و نه اینکه یک نگاه گلخانهای نیز داشته باشم و برای جشنواره فیلم بسازم، البته افت مخاطب در حال حاضر برای سینمای ایران وجود دارد اما اولویت اول من داستان فیلم و پرداخت خوب آن است.
وی در خصوص حاشیههای مربوط به بازی اکبر عبدی در نقش روحانی، گفت: زود است که به این مسائل فکر کنم اما منتقدان و اهالی سینمای ما باید بدانند که بازیگران یک وسیله هستند که در اختیار اندیشههای نویسندگان و کارگردانان قرار گیرند و اگر این را بپذیرند بازیگران را در نقشهایشان باور نمیکنند و طرح این مساله اساسا به نظر من اشتباه است.
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، «محمد رضا شریفینیا» و «امیر دژاکام» به گروه بازیگران فیلم سینمایی «رسوایی» به کارگردانی مسعود دهنمکی پیوستند.
![]() |
بنابراین گزارش، «اکبر عبدی»، «اسماعیل خلج»، «امیر نوری»، «ابوالفضل همراه»، «عباس محبوب»، «مجید شهریاری»، «مختار سائقی»، «یوسف قربانی»،«اسدالله یکتا»، «کامران تفتی»، «مجید مشیری» و «ارسلان قاسمی» بازیگران مرد این فیلم هستند.
![]() |
«الناز شاکردوست» هم نقش اول زن فیلم «رسوایی» را بر عهده دارد، همچنین «مریم کاویانی»، «تینا آخوندتبار»، «آرزو افشار»، «محبوبه بیات» و «فریبا ترکاشوند» بازیگران زن فیلم سینمایی «رسوایی» را تشکیل میدهند.
![]() |
تاکنون حضور فرشاد گل سفیدی (مدیر فیلمبرداری)، مجید میرفخرایی (طراح صحنه و لباس)، امیر اسکندری (طراح گریم)، محمود خرسند (صدابردار)، نورالدین گودرزی (دستیار اول کارگردان)، فروزان جلالی (دستیار کارگردان و برنامهریز)، شیدا یوسفی (منشی صحنه)، بابک برزویه (عکاس)، مجتبی امینی (مدیرتولید) و الهه گودرزی (روابط عمومی) در فیلم قطعی شده است.
طبق برنامهریزی انجام شده، فیلم در تهران میگذرد و اکثر صحنههای آن در جنوب تهران فیلمبرداری میشود.
بنابراین گزارش، «مسعود دهنمکی» پیشتر سهگانه «اخراجیها» و مستندهای «فقر و فحشا» و «کدام استقلال، کدام پرسپولیس» را در کارنامه کارگردانی خود به ثبت رسانده است.
فیلم سینمایی «رسوایی» به کارگردانی مسعود دهنمکی، شنبه (سوم تیرماه) در یکی از محلات جنوبی تهران کلید میخورد.
بنابراین گزارش، در اولین روز فیلمبرداری، بازیگرانی چون الناز شاکر دوست، محبوبه بیات، تینا آخوندتبار و مهسا کامیابی ایفای نقش خواهند کرد.
![]() |
از جمع بازیگران اخراجیها دو چهره شاخص نیز در این فیلم با گریم و بازی متفاوت حضور خواهند داشت که در روزهای آینده نام آنها اعلام میشود.
عوامل فیلم عبارتند از:
تهیه کننده و کارگردان: مسعود دهنمکی، طراح صحنه و لباس:مجید میر فخرایی، طراح گریم: امیر اسکندری، مدیر فیلمبرداری: فرشاد گلسفیدی، صدابردار: محمود خرسند، مدیرتولید: مجتبی امینی، دستیار اول کارگردان: نورالدین گودرزی، مدیر برنامهریزی: فروزان جلالی، مدیر تدارکات: علیرضا همت، عکاس: بابک برزویه، منشی صحنه: شیدا یوسفی.
![]() |
بازیگران: الناز شاکردوست، کامران تفتی، مریم کاویانی، مجید مشیری، اسماعیل خلج، امیر نوری، محبوبه بیات، تینا آخوندتبار، ارسلان قاسمی، ابوالفضل همراه، آرزو افشا، مهسا کامیابی، مجید شهریاری، اسدالله یکتا: فرامرز روشنایی، فریبا ترکاشوند، یوسف قربانی، مختار سائقی، مجتبی امینی، کمال سیدمحسن.
به گزارش فارس، سه بازیگر اصلی دیگر این فیلم سینمایی در هفته جاری به گروه خواهند پیوست.

خبرگزاری فارس: فیلمبرداری فیلم سینمایی «رسوایی» به کارگردانی مسعود دهنمکی اواخر این هفته در تهران آغاز میشود.
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، «اسماعیل خلج»، «امیر نوری»، «ابوالفضل همراه»، «عباس محبوب»، «مجید شهریاری»، «مختار سائقی»، «یوسف قربانی»، «اسدالله یکتا» به جمع بازیگران مرد فیلم سینمایی «رسوایی» اضافه شدند. بیش از این حضور «کامران تفتی»، «مجید مشیری» و «ارسلان قاسمی» در این فیلم قطعی شده بود. «الناز شاکردوست» نقش اول زن فیلم «رسوایی» را بر عهده دارد و همچنین «مریم کاویانی»، «تینا آخوندتبار»، «آرزو افشار»، «محبوبه بیات» و «فریبا ترکاشوند» بازیگران زن فیلم سینمایی «رسوایی» را تشکیل میدهند. بنابراین گزارش، تا پایان این هفته با پیوستن 4 بازیگر دیگر مرد، انتخاب بازیگران این فیلم به اتمام میرسد و کار وارد مرحله تولید خواهد شد. علت طولانی شدن پیش تولید این فیلم، تست گریمهای متعدد روی شخصیت روحانی فیلم است که پس از گریم روی بازیگران متعدد صورت پذیرفته است تا به بازیگر ایدهآل برسند. فیلم «رسوایی» مضمونی عرفانی ـ اجتماعی دارد. تاکنون حضور فرشاد گل سفیدی (مدیر فیلمبرداری)، مجید میرفخرایی (طراح صحنه و لباس)، امیر اسکندری (طراح گریم)، محمود خرسند (صدابردار)، نورالدین گودرزی (دستیار اول کارگردان)، فروزان جلالی (دستیار کارگردان و برنامهریز)، شیدا یوسفی (منشی صحنه)، بابک برزویه (عکاس)، مجتبی امینی (مدیرتولید) ، الهه گودرزی (روابط عمومی) قطعی شده است. طبق برنامهریزی انجام شده، فیلم در تهران میگذرد و اکثر صحنه های آن در جنوب تهران فیلمبرداری میشود. بنابراین گزارش، فیلم سینمایی «رسوایی» برخلاف سه گانه «اخراجیهای» دهنمکی، روایتی اجتماعی دارد و اثری طنز به شمار نمیرود. بنابراین گزارش، «مسعود دهنمکی» پیشتر سهگانه «اخراجیها» و مستندهای «فقر و فحشا» و «کدام استقلال، کدام پرسپولیس» را در کارنامه کارگردانی خود به ثبت رسانده است.

فیلم سینمایی «رسوایی» به تهیهکنندگی و کارگردانی مسعود دهنمکی، بعد از الناز شاکردوست، شاهد حضور بازیگران جدید است.
کامران تفتی، نیما شاهرخشاهی، مجید مشیری و ارسلان قاسمی به عنوان بازیگران جدید رسوائی به گروه بازیگران این فیلم پیوستند و تا پایان هفته هفت مرد و سه زن دیگر به گروه بازیگران رسوائی خواهند پیوست.
فیلم «رسوایی» مضمونی عرفانی - اجتماعی دارد و موضوع آن الهام گرفته از زندگی یکی از عرفای معاصر است. همچنین فیلمنامه «رسوایی» با مشاوره علمای حوزه علمیه نگاشته شده است.
«رسوایی» به خلاف «اخراجیها» پرسوناژهای محدودی دارد و فضای آن جدی و متکی بر مضمون است.

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، «مسعود دهنمکی» کارگردان سینما در پی درگذشت «ایرج قادری» یادداشتی را منتشر کرد.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
اولین بار آقای ایرج قادری را در دفتر نشریه دیدم. قرار بود فیلمی بسازد و یکی از بازیگران ممنوعالکار پیش از انقلاب را برای بازی در فیلمش انتخاب کرده بود. گمان میکرد این بازیگر پتانسیل پر مخاطب کردن کارش را دارد. وقتی وارد دفتر شد او را نشناختم. خودش را معرفی کرد و گفت میخواهم با شما صحبت کنم. سفره درد و دلش باز شد و از مشکلات کاریاش گفت و اینکه اگر ما مطلبی انتقادی در مورد به کارگیری این بازیگر در فیلمش بنویسیم تمام سرمایه زندگیاش بر باد میرود. دلش شکست. بازی نمیکرد. اشکهایش که جاری شد بر محاسن سفیدش دلم فرو ریخت، با خودم گفتم میان رسالت مطبوعاتی و آرمان و احساسم و یا اخلاق مرام و معرفتی کدام را باید انتخاب کنم. اگر یک وزیر و وکیل بود دستم نمیلرزید چون بارها شده بود که سیاستمداران از در رفاقت و تطمیع و یا تهدید وارد شوند اما عقب ننشستم اما این بار حکایت دیگری بود، لحنش و ادبیاتش دست و دلم را لرزاند و گفتم خیالت راحت من این شماره نشریه صفحه سینمایی نخواهم داشت تا مجبور نشوم خبر سینمایی بنویسم و شما دلگیر شوید. خوشحال از پیشم رفت...
گذشت تا ده سال بعد که اخراجیها را ساختم و چرخ گردون ما را وارد سینما کرد. بعد از اولین اکران فیلم در جشنواره و استقبال و ازدحام عجیب و غریب مردم در مقابل سینماها و مداخله پلیس و حواشی پیش آمده اولین کارگردانی که با من تماس گرفت و ورودم را به سینما تبریک گفت آقای قادری بود. او گفت ای کاش اولین فیلمت اینقدر مورد استقبال واقع نمیشد چون کارت را خیلی سخت میکند. ما سینماییها آرزو داریم که در طول عمرمان برای یکی از فیلمهایمان این اتفاق بیافتد، فروش را نمیگویم جریانساز بودن فیلم را میگویم و برای تو این اتفاق در اولین فیلمت افتاد. من از جنس همین سینما هستم و دلیل هجمهها را خوب میفهمم اما من گمان میکنم ما اگر مخالفمان هم کار درستی انجام داد باید تحمل پذیرشش را داشته باشیم و من برای همین زنگ زدم که بگویم خوش آمدی.
بار سوم هم وقتی سریال «دارا و ندار» را میساختم به اتفاق یکی از تهیهکنندهها سر صحنه فیلم آمد...
خدا رحمتش کند
لینک برنامه شب گذشته هفت با حضور مسعود ده نمکی.
این برنامه در دوفایل تصویری برای دانلود توسط فارس نیوز گذاشته شده است.
بخش اول
http://www.farsnews.com/media.php?nn=13910209001335
بخش دوم

با پیوستن «مجید میرفخرایی» به گروه عوامل ساخت فیلم سینمایی «رسوایی»، مرحله انتخاب لوکیشنهای این فیلم در منطقه امامزاده صالح تهران آغاز شد.
«مجید میرفخرایی در «اخراجیها 1» نیز طراح صحنه بود.
نورالدین گودرزی هم به عنوان دستیار و مجتبی امینی هم به عنوان مدیر تولید به گروه پیوستند.
به گزارش فارس، «رسوایی» مضمونی عرفانی - اجتماعی دارد و موضوع آن الهام گرفته از زندگی یکی از عرفای معاصر است. همچنین فیلمنامه «رسوایی» با مشاوره علمای حوزه علمیه نگاشته شده است.
«رسوایی» بهخلاف «اخراجیها» پرسوناژهای محدودی دارد و فضای آن جدی و متکی بر مضمون است.