ثبات نوشتاری ندارم: شاید مهم ترین ضعفم باشه و معنیش نداشتن زبان نوشتاری واحده. مثل لحن نوشتار عامیانه یا کتابی، طنز یا جدی بودن، کوتاه یا بلند نوشتن، احساسی، شاعرانه، رئال نویسی، روایت گونه یا تخیلی. به نوعی دلیل موفقیت وبلاگ نویس های خوب اینه که یک روند مشخصی در نوشتن دارند که باعث می شه تمرکز و تلاششون روی همون باشه.
بفهم چی می گم: اعتراف کردن به این ضعف سخته. ناتوانی در بیان درست و انتقال کامل مفهومی که تو سرم می گذره. به تجربه از کامنتایی که گرفتم فهمیدم در رسوندن مقصودم مشکل دارم البته در نوشتن و این به "مبهم نویسی" و "سرو ته شو هم بیار "هم مربوطه و ممکنه بخشی از مشکل از گیرنده باشه نه از من.
مبهم نویسی: بارها بهم گفتن که مبهم و گنگ می نویسم و این دلیلش این نیست که می خوام مرموز جلوه کنم بیلکه بر می گرده به ویژگی های شخصیتم از جمله درون گرا بودن. ولی خب لزومی هم نمی بینم همیشه همه چیز رو واضح و روشن بنویسم.
سر و تهشو هم بیار: این ضعف بیشتر در مکالمه های من اتفاق می افته وقتی می خوام در مورد چیزی حرف بزنم موقع بیان ناخودآگاه سعی می کنم کلامم رو خیلی کوتاه کنم چون فکر می کنم مخاطب حوصله نداره و باید اصل حرفو بهش بزنم و زیاده گویی نکنم و این باعث میشه اصل حرفم درست منتقل نشه. به خصوص زمانی که لازمه در مورد موضوعی کامل و دقیق و با جزییات توضیح بدم. و تا حدی در نوشتن هم این موضوع صدق می کنه و جلوگیری از زیاده گویی مطلب رو بی معنی می کنه.
خلاقیت خلاقیت خلاقیت: ندارم ندارم ندارم... کلا آدم خلاقی نیستم و این در نوشتن هم تاثیر داره، به کار بردن کلمات و اصطلاحات خاص، نوشتن به شیوه و شکل خاص، ایده های خاص یا کلا هر چیز خاصی که چهارنفرو به وجد بیاره و تحسین برانگیز باشه.
آخرین کتابی که خوندی چی بود؟: خب چند وقته خیلی سمت کتاب خوندن نرفتم به جز مواردی که چندتا کتاب سمتم اومدن به اضافه ی مطالبی پراکنده تو نت مطالعه ای نداشتم خب پر واضحه که خوندن و مطالعه کردن و بیشتر خوندن عامل مهمیه برای تقویت در نوشتن که متاسفانه . . .
پیگیری در حد سه پیچی: با وجود علاقه ای که به نوشتن دارم اما چندان پیگیرش نیستم هر از گاه هوس نوشتن می کنم دوست دارم به شکل جدی بهش بپردازم اما به جز این وبلاگ هیچ تجربه ی دیگه ای در زمینه نوشتن ندارم. درکل پیگیر و جدی نیستم و توقعی بیشتر از این نمیشه داشت.
ترس نداره که دخترم جسور باش: خودسانسوری از ترس اینکه دیگران چی فکر می کنن؟! ترس از قضاوت ها و برداشت ها باعث میشه بعضی از موضوع ها نوشته نشه یا بعضی از نوشته ها ثبت نشه یا بعضی از ثبت شده ها پاک بشه. یا در نوشته های ثبت شده همه چیز گفته نشه.