بهار مبارک


دشت غوغا بود ، غوغا بود ، غوغا در غدیر
موج مى زد سیل مردم مثل دریا در غدیر
در شکوه کاروان آن روز با آهنگ زنگ
بى گمان بارى رقم مى خورد فردا در غدیر
اى فراموشان باطل سر به پایین افکنید
چون پیغمبر دست حق را برد بالا در غدیر
حیف اما کاروان منزل به منزل مى گذشت
کاروان مى رفت و حق مى ماند تنها در غدیر !!
چشم های گریان کودکان محروم ،امروز چشم به راه دستهای نوازشگری است که همواره به بهانه ای «مهربانی» را بین خود و همنوع خود تقسیم می کنند .شانزدهم مهرماه روزبرگزاری جشن عاطفه هاست .یک روز نمادین که طی آن اقشار مختلف جامعه برای دستگیری از همنوع خود هر آنچه از دستشان بر می آید . انجام دهند از کمک های هزار تومانی گرفته تا میلیونی ،فقط با نیت کمک به محرومان و دیگر هیچ . متاسفانه شکاف طبقاتی که در جامعه روز به روز در حال زیاد شدن است باعث شده که قشر آسیب پذیر و محروم جامعه بیش از پیش با تنگناها و مشکلات اقتصادی و مالی مواجه شوند . به طوری که در تامین نیازهای اولیه زندگی نیز با مشکل مواجه هستند . از همین رو ،دولت و جامعه وظیفه دارند به نوعی با مشکلات این اقشار همدردی کنند . از همین رو جشن عاطفه ها،جشن نیکو کاری ، سفره های افطاری و... تنها بهانه ای است برای نزدیک شدن دلها به یکدیگر و اگر اندکی واقع بین باشیم متوجه خواهیم شد که تامین نیاز های 365 روز سال ،تنها با یک روز جشن میسر نخواهد بود.
درواقع اگر چنین برنامه های نمادین برگزار می شود تنها فرصتی است برای حضور پربار و محبت آمیزمردم تا این حقیقت بر قشر آسیب پذیر و محروم جامعه آشکار شود که هیچ گاه تنها نیستند

- برای او کتابهایی در مورد مدرسه بخرید. -در برخی از موارد نه گفتن را یاد بگیرید
علل استرس در دانش آموزان دبستانی:
لف): ترس از مدرسه رفتن است: که گاه به صورت وحشت و اضطراب شدید هنگام خروج از منزل ظاهر میشود. بی میلی اطفال در مورد مدرسه رفتن، غالباً عادی است ولی اضطراب شدید و دائمی طفل از این موضوع، علامت رفتار غیر عادی مهمی بوده، نشانه آن است که یا جنبه ای از محیط دبستان و رفتار معلمان ایجاد کننده این کیفیت است، یا اینکه محیط خانه چسبندگی شدید برای کودک دارد. تحقیقات نشان می دهند که ترس از مدرسه رفتن در دخترها شدت بیشتری دارد. علت اصلی مدرسه هراسی، اضطراب ناشی از جدایی والدین است. مادران این گونه اطفال نیز وابستگی های غیر عادی ظاهر می سازند و این ترس را تشدید می کنند. این مادران می کوشند فرزندان خودشان را از حوادث ناراحت کننده محافظت کنند و احتمالاً محیط مدرسه را به صورت کانونی که شاید برای طفل آن ها حادثه آفرین باشد تلقی می کنند. اغلب مشاهده می شود که پافشاری و اصرار پدر و مادر باعث پدید آمدن علائم عدم تعادل روانی واختلالات جسمانی می شود. اختلالات جسمانی به صورت دل درد، استفراغ، سردرد، سرگیجه و ضعف ظاهر می شود. دانستن این نکته نیز حایز اهمیت است که غالباً علایم مذکور در روزهای تعطیل از بین می رود. هم چنین اگر پدر ومادر یا پزشک توصیه کنند که کودک چند روزی در منزل بماند، بلافاصله علائم بیماری از بین می رود، ولی در روز قبل از رفتن به مدرسه یا همان روز علایم جسمانی مجددا ظاهر می شوند کودکان مبتلا به ترس غالباً علاوه بر واکنش ترس، علایم دیگری نیز از خود ظاهر می سازند. شایـع ترین این علایم عبارتاند از: اختلال در خواب، اختـلال گوارشی، عصبانیت، جویدن ناخـن، شب ادراری و لـکنت زبان، ترس در کـودکـان، غالباً با علایم روان تنی مانند: استفراغ، دل درد، سردرد، سر گیجه، خشکی دهان، تپش قلب و اسهال همراه است. مدرسه هراسی در بچههای مدرسه رو، در هر سنی که باشند دیده میشود، اما در ۱۱ و ۱۲ سالگی به اوج خود می رسد. اغـلب آن چـه مدرسـه هراسی به نظر می آید، در واقع ترس از ترک منزل است.
«اول هر کاری به نام ایزد دانا…» و این، شیرین ترین دانه علم است که معلم در ابتدایی ترین لحظه مهر، در جان شاگردان جوانش می نهد.
فرزندان ارزشمند ترین گوهرهای والدین هستند؛ آنها امید های فردای پدر و مادر هستند و تربیت فرزندان مهمترین وظیفه ای است که والدین باید انجام دهند و این کار ساده ای نیست. فرزندان مهمترین دارایی والدین هستند و اگر از آنها به درستی نگه داری و مراقبت نشود، ممکن است تبدیل به یک بدهی شوند؛ موضوع به همین سادگی است. بنابراین سعی کنید آنها را درست تربیت کنید و هرگز فراموش نکنید که پدر و مادر هر دو در تربیت فرزندان نقش دارند. فرزندان از والدین خود سرمشق می گیرند؛ سعی کنید سرمشق خوبی برای آنها باشید چرا که فرزندان شما همیشه با چشم ها و گوش های باز متوجه شما هستند و صداقت، وفاداری، محبت، گفتار، رفتار پسندیده و ادب و نزاکت را با سرمشق گرفتن از شما می آموزند. سعی کنید برای فرزندان خود الگوی مناسب باشید.
هر کاری در ابتدا سخت و با مشکلاتی همراه است چه می خواهد تجارت و صنعت باشد و چه می خواهد کسب دانش و یا آغاز زندگی جدید و مهاجرت و حتی استقلال خواهی و استقلال طلبی باشد. و برای کودکی که می خواهد برای اولین مرتبه گامی رسمی به بیرون از خانه بگذارد و خود را به محیط جدید مدرسه برساند و ساعت ها در آنجا به سر برد یقینا سخت و تحمل آن سنگین است. والدین باید به فرزند خود آزادی عمل بدهند به این نکته توجه داشته باشند که فرزند آنها به یک کتاب می ماند؛ اگر به شما خیلی نزدیک یا خیلی دور باشد، نمی توانید او را بخوانید. بسیاری از والدین بیش از اندازه به فرزندان خود می چسبند و بعد به شرایطی می رسند که کار از کار گذشته است؛ فرزندان خود را با نخ به خود گره نزنید؛ بگذارید از شما فاصله بگیرند و کارهای مختلفی را انجام دهند؛ بگذارید درباره کارهایی که می خواهند در زندگیشان انجام دهند، تصمیم بگیرند، اما توجه داشته باشید که نگذارید این فاصله بسیار زیاد شود.
اولین شرط عادی بودن این لحظه برای دانش آموز کلاس اولی نوع تربیت خانوادگی است تربیتی که در دوران آغاز مرحله جدید زندگی به کمک نوآموز و خواسته های او می آید. کودک سال اولی در روزهای آغاز سال تحصیلی خصوصا اولین روز مدرسه سئوال های فراوانی در دل دارد که دوست دارد پاسخی قانع کننده برای هر یک از سئوالات خود داشته باشد سئوالاتی از قبیل اینکه اصلا چرا باید خانه را ترک کند چرا باید از والدین جدا شود بیرون منزل اگر با مشکل مواجه شود آن را با چه کسی در میان بگذارد آیا معلم و همکلاسی ها او را خواهند پذیرفت و او را دوست خواهند داشت آیا رفتار مدیر مدرسه همانند پدرش دوستانه و صمیمی خواهد بود آیا می تواند معلم خود را جای مادرش بگذارد یا اینکه معلم او می خواهد جای مادرش باشد و…انبوه سئوالات فراوانی که همانند نبض کودک در ذهنش ضربه می زند و اگر نتواند برای هر یک از سئوالات پاسخ روشن و شفاف دریافت کند ترس شدید به و غیر منطقی سراسر وجودش را خواهد گرفت . به فرزندان خود بیاموزید که یک برنده با ادب باشد و یک بازنده سربلند. به آنها بیاموزید که مسئله مهم بردن نیست؛ شرکت کردن در مسابقات هم به همان اندازه مهم است. به آنها بیاموزید که شکست محدود و موقتی را بپذیرند اما هرگز امید بی انتها را از دست ندهند.