زیر آب زنی


حل کار مجموعه ای از آدم های خوب، بد و زشت است. آدم های خوب که تکلیفشان مشخص است. همکارانی هستند که همیشه و همه جا می توانید به آنها اعتماد کنید. آدم های بد، افرادی هستند که باعث آزار و ناراحتی دیگران می شوند اما خودشان هم نمی دانند چه اشتباهی می کنند. اما آدم های زشت آنهایی هستند که از روی عمد کارشکنی می کنند و می خواهند شر به پا کنند.


زیر آب زنی

از نشانه های کارشکنی و زیرآب زنی در محل کار این است که هرگز به آن ارتقا شغلی که لیاقت آن را دارید، نرسید. یا مدیر همیشه با شما رفتار سرد و بی تفاوتی داشته باشد. یا همکاران دیگر به طور ناگهانی از شما دوری کنند یا شما را در گروه خود راه ندهند. یا ناگهان متوجه رفتار مهربان فردی باشید که همیشه از شما دوری می کرده و رفتار تهاجمی داشته است.

پدیده زیرآب زنی به معنای ارائه گزارش یا عدم ارائه گزارش در خصوص یک موضوع به صورت راست یا دروغ به مدیر، رئیس یا فردی است که در زندگی برای ما اهمیت دارد. این پدیده اجتماعی مذموم که بیشتر در ادارات مرسوم است در سایر ارگان های اجتماعی هم مرسوم بوده و بر روابط افراد اثر گذار است.

زیر آب زنی در هر قسم به معنی بدگویی از فردی در مقابل دیگران است که در نتیجه آن فرد مذکور موقعیت اجتماعی کاری و یا محبوبیتش را از دست بدهد.

بخش اعظمی از عادت زیرآب زنی در افراد به گذشته، روشهای تربیتی و نوع زندگی خانوادگی افراد بستگی دارد.بخش دیگری از این پدیده اجتماعی به سازمان ها و افرادی که گزارش هایی از این دست را می پذیرند هم بستگی دارد. 

 

انواع زیر آب زنی:

۱٫ ارائه گزارش نادرست در خصوص یک فرد: این بدان معنی است که عملی که از سوی فردی سر نزده است به وی نسبت داده شود و تلاش شود با استفاده از شواهد و مدارک ساختگی کاری را به فردی نسبت داده یا از او سلب کنند.

 

۲٫ ارائه گزارش صحیح در خصوص یک فرد: در این شیوه یک عمل نادرست فرد برجسته شده و با بزرگ نمایی به رئیس گزارش می شود تا به این ترتیب موقعیت کاری وی تضعیف شود و یا آنکه جایگاه اجتماعی او تخریب گردد.

 

۳٫ ترکیب اطلاعات صحیح و نادرست در خصوص یک فرد: زیرآب زن حرفه ای معمولا از این شیوه برای دستیابی به اهداف خود بهره می برد بدان معنا که کارها و رفتارهای کسی که قصد تخریب او را دارد به شیوه دلخواه خودش تفسیر کرده و نظرات شخصی خودش را به دیگران القا می نماید.

اگر همه تلاش های شمابی ثمر بود و نتوانستید از عهده کارشکنی ها و زیرآب‌زنی های همکار خود خلاص شوید، همه چیز را با مدیر یا سرپرست بخش در میان بگذارید

چرا همکار شما سنگ جلوی پایتان می اندازد؟

یکی از دلایل آن این است که بیشتر ادارات و شرکت ها پاداش را فردی و به طور مجزا به کارمندان خود هدیه می کنند. همیشه فردی که بهترین نتیجه را کسب کرده باشد مستحق پاداش است و افرادی که به او در این مسیر کمک کرده اند هیچ پاداش و کمکی دریافت نمی کنند. این باعث ایجاد حالت رقابتی میان کارمندان می شود.

همین حالت باعث می شود تا به محض پیشرفت شما، همکاران از ترس اینکه مورد عنایت مدیر قرار بگیرید و از روی حسادت، جلوی پایتان سنگ اندازی کنند. آنها از توان و استعداد شما می ترسند و سعی می کنند به هر طریقی شده شما را بد و کارهایتان را غلط نشان دهند.

 

اگر احساس می کنید همکارتان بدخواه شما است و کارشکنی می کند، کارهای زیر را انجام دهید:

هرگز بنا را بر بدبینی نگذارید: همه باید همیشه هوشیار و گوش به زنگ باشیم اما این اعتقاد به این مفهوم نیست از همان روز اول به اطرافیان خود بدبین باشیم. اگر همکارتان شما را تحویل نمی گیرد دو حالت دارد: یا بدخواه شما است یا واقعا سرش شلوغ است، حوصله ندارد یا آن روز خسته است.

شک در دل همه انسان ها وجود دارد. اما اگر قرار باشد همیشه به همه بدبین باشیم نمی توانیم با آرامش زندگی کنیم و محل کار هم به جهنم تبدیل می شود. اگر تصور می کنید کسی در حقتان کارشکنی می کند و سعی در بد جلوه دادن شما دارد، اول از این امر مطمئن شوید و سپس اقدامات لازم را انجام دهید.

 

اعتماد به همکاران: سعی کنید با همکاری که به او اعتماد دارید، صحبت کنید. بدون اینکه به کسی تهمت بزنید در مورد احساس خود و مسایلی که می بینید و می شنوید به آنها بگویید و نظرشان را بپرسید. شاید شما کاملا در اشتباه باشید و آنها به شما کمک کنند. البته باید همکار قابل اعتمادتان هم انسان بی غرض و درستی باشد. 

زیر آب زنی

گزارش کار روزانه بنویسید: هر کاری که انجام می دهید را بنویسید و در اختیار مدیر قرار دهید. به این ترتیب همه چیز کاملا مشخص و واضح است و هیچ کس نمی تواند به شما برچسب کم کاری بزند.

 

خطای خود رابپذیرید: در صورتی که کار نادرستی انجام داده اید و فرد زیر آب زن با استفاده از اشتباه خود شما موقعیتتان را متزلزل نموده است بهترین راهکار این است که اشتباه و خطای خود را بپذیرید . همچنین یاد آور شوید که هیچ فردی خالی از عیب و اشکال نیست.

گوش به زنگ باشید: اگر رویدادهای مهمی در اطراف شما رخ داد، مثلا قرار بود ارتقا شغلی بگیرید اما نگرفته اید و وظایف و کارهای همکارتان عوض شده است باید کمی شک کنید.کارشکنی و خراب کردن دیگران اصولا با برنامه ریزی کامل و دقیق انجام می شود. بدگویی و غیبت یکی از سلاح های فرد کارشکن است. متاسفانه، غیبت به گونه ای است که موضوع غیبت خودش آخرین فردی است که حرف های دروغین به گوشش می رسند و به همین دلیل هیچ اقدامی برای آن نمی توان انجام داد. اما بهترین پیشگیری برای غیبت این است که همیشه و همه جا گوش به زنگ و هوشیار باشید.

 

روبرو شدن با همکار کارشکن:  در صورتی که زیر آب زن غیر حرفه ای از نخستین روش برای تخریب شما بهره برده باشد و عمل غیر واقعی را به شما نسبت داده باشد تنها کافی است که پس از اطلاع از زیر آب زنی فرد مذکور حقیقت را آشکار کنید. در این موارد توصیه اکید بر آن است که پس از افشای عمل فرد مذکور هیچ گونه برخوردی با او انجام ندهید این امر علاوه بر اینکه او را شرمنده خواهد کرد بر بزرگی و اعتبار شما هم خواهد افزود.

 

با چنین فردی رفتاری محتاطانه داشته باشید

بعدها می توانید طی یک صحبت دوستانه از او بخواهید پیش از گلایه از شما اشکالاتتان را به خودتان بگوید تا شما آنها را اصلاح نمایید.

زیرآب کسی که زیرآب شما را زده را نزنید: اگر شک کردید کسی در حال زیرآب زنی شما است، شما با فرهنگ تر و با منطق تر از او باشید. در عوض کار او، زیرآب او را نزنید. همیشه سعی کنید به او کمک کنید و پیشنهادهای سازنده برای شغلش داشته باشید. این باعث می شود تا محل کار شادتر و کم تنش تر باشد. مهم نیست او چه کار می کند. شما بزرگ باشید و منش داشته باشید.

گفتن به مدیر یا سرپرست: اگر همه تلاش های شمابی ثمر بود و نتوانستید از عهده کارشکنی ها و زیرآب‌زنی های همکار خود خلاص شوید، همه چیز را با مدیر یا سرپرست بخش در میان بگذارید. 

برای خود حق انتخاب قائل شوید: اگر متوجه شدید اوضاع بسیار بد است، بهتر است از آن محیط مسموم رها شوید. انسان های باهوش همیشه در حال آپ‌دیت رزومه کاری و ارتقا موقعیت شغلی خود هستند.

 

سخن آخر:

مغزهای بزرگ درخصوص ایده ها بحث می کنند، مغزهای متوسط در مورد حوادث صحبت می کنند، مغزهای کوچک در باره مردم گفتگو می کنند. همگی بر این باوریم که دنیا راه عبور است نه سرای ماندن ، پس اوقات گرانبهای مان را به خوشه چینی زیبا ترین و بهترین اعمال صرف کنیم نه زشت ترین و بیهوده ترین آنها.

 

آیا بهتر نیست بجای زیر آب زنی و حسادت با یکدیگر رقابتی سالم داشته باشیم؟

 

پول‌شویی

پول‌شویی یعنی مشروع جلوه‎دادن پول‌هایی که از راه‎های غیرقانونی و نامشروع به‎دست می‌آیند با استفاده از روش‌هایی که باعث پنهان شدن منشاء غیر قانونی آن پول‌ها می‌شوند.

پول‌شویی فعالیتی غیرقانونی است که در طی انجام آن، عواید و درآمدهای ناشی از اعمال خلاف قانون، مشروعیت می‌یابد. به عبارت دیگر پول‎های کثیف ناشی از اعمال خلاف به پول‎های به‎ظاهر تمیز تبدیل می‎شوند و در بدنه اقتصاد جایگزین می‌شود.

طبق ماده ۲ قانون مبارزه با پولشویی (ایران) [۱]، جرم پولشویی عبارت است از:

    تحصیل، تملک، نگهداری یا استفاده از عواید حاصل از فعالیت‌های غیرقانونی با علم به این که به طور مستقیم یا غیر مستقیم در نتیجهٔ ارتکاب جرم به دست آمده باشد؛
    تبدیل، مبادله، یا انتقال عوایدی به منظور پنهان کردن منشاء غیرقانونی آن با علم به این که به طور مستقیم یا غیر مستقیم ناشی از ارتکاب جرم بوده یا کمک به مرتکب به نحوی که وی مشمول آثار و تبعات قانونی ارتکاب آن جرم نگردد؛
    اخفاء یا پنهان یا کتمان کردن ماهیّت واقعی، منشاء، منبع، محل، نقل و انتقال، جابه‌جایی، یا مالکیّت عوایدی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم در نتیجهٔ جرم تحصیل شده باشد.

این عمل، یک روش معمول و منطقی برای به‎دست آوردن سود از فعالیت‎های غیرقانونی برای مجرمان است. خلافکاران از طیف وسیع اعمال غیراخلاقی و غیرقانونی مانند استفاده از رانت شرکت‎های دولتی در ایران و حذف منبع پول و هم‎چنین قاچاق مواد مخدر، تقلبات، ثروت‎های قابل مصادره، گروگان‌گیری، قمار و همچنین اهدای پول به سازمان‎های تروریستی و حتی تقلبات مالی در اینترنت یا دیگر ابزار اطلاع‎رسانی سودهای کلانی را به‎دست می‌آورند.

روش‌های پول‎شویی

شیوه‌های پول‎شویی پیچیده و متنوع است. این شیوه‌ها به عواملی چون نوع خلاف انجام‎شده، نوع نظام اقتصادی و قوانین و مقررات کشوری بستگی دارد که در آن جا خلاف صورت گرفته است و نوع مقررات کشوری که درآن جا پول تطهیر می‌شود. از معمول‎ترین و مهم‌ترین روش‎های پول‎شویی این است که پول‎شویان اقدام به تاسیس شرکت‌های مختلف برای نقل‎وانتقال پول‎های کثیف و هم‎چنین اقدام به هزینه کردن این گونه پول‎ها در امور اقتصادی متنوع هم‎چون انجام کارهای عمرانی یا سرمایه‎گذاری در انواع مختلف بازارهای مالی (بانک، بورس، ...) و خدمات مهندسی گوناگون می‌کنند. راحت‎ترین روش برای کاهش جلب توجه مجریان قانون به عملیات پول‎شویی این است که مقادیر هنگفت پول نقد به مقادیر کوچکی تبدیل می‎شود. این مبالغ یا به طور مستقیم در بانک سپرده‎گذاری می‎شود یا با آن ابزارهای مالی چون چک، سفته، سهام، اوراق مشارکت، و غیره خریده می‎شود و آن‎ها را در مکان‎های دیگر سرمایه گذاری می‌کنند.

از شیوه‌های دیگر تطهیر پول می‌توان به سرمایه‎گذاری موقت در بنگاه‎های تولیدی - تجاری قانونی، سرمایه‎گذاری در بازار سهام و اوراق قرضه، ایجاد سازمان‎های خیریه قلابی، سرمایه‎گذاری در بازار طلا و الماس و دیگر فلزات گران‎بها یا جواهرآلات، شرکت در مزایده‎های آثار هنری و اجناس عتیقه و انتقال پول به کشورهای دارای مقررات بانکی آزاد - مثل سوئیس - اشاره کرد. به صورتی که پول کثیف زمانی که در فعالیت‎های قانونی وارد و سرمایه‎گذاری می‎شود، در طول گردش و دست‎به‎دست شدن با پول‎های تمیز آمیخته می‌شود، تا جایی که شناسایی آن ناممکن می‌شود. متاسفانه، تاکنون روش قابل‎قبولی برای اندازه‎گیری حجم پول‎شویی ارایه نشده‌است.

تاثیر پول‌شویی بر اقتصاد

پول‎شویی به عنوان یک جرم مالی تاثیر منفی چشم‎گیری بر رشد و توسعه اقتصادی کشورها به جای می‌گذارد. در قطعنامه‎ای که در ژوئن ۱۹۹۸ در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد، برآورد شد سالانه دست‎کم ۲ میلیارد دلار پول تطهیر می‌شود. از جمله اثرات منفی پول‎شویی می‌توان موارد زیر را نام برد:

    تخریب بازارهای مالی
    فرار سرمایه به صورت غیرقانونی از کشور
    کاهش تقاضای پول و کاهش معینی در نرخ سالانه تولید ناخالص ملی
    ورشکستگی بخش خصوصی
    کاهش بهره‌وری در بخش واقعی اقتصاد
    افزایش ریسک خصوصی سازی
    تخریب بخش خارجی اقتصاد
    بی‌ثباتی در روند نرخ‌های ارز و بهره
    توزیع نابرابر درآمد


چرا لبه های سکه ها شیار دارند؟


همه ی ما شیارها و برجستگیهای روی حاشیه ی سکه ها را دیده ایم اما شاید مثل من تا کنون فکر نکرده بودید کارکرد آنها چیست و چرا هنگام ضرب سکه هاچنین شیارهایی را ایجاد می کنند؟این شیارها برای زیبایی تعبیه نشده اند بلکه یک دلیل مهم تاریخی پشت قضیه نهفته است.

در قدیم سکه ها از طلا و نقره ضرب می شدند و ارزش آنها برابر مقدار طلا و نقره ی به کار گرفته شده در آنها بوده.به همین دلیل برخی افراد سودجو مقداری از حاشیه ی سکه ها را می تراشیدند و از طلا و نقره ی آن استفاده می کردند بدون اینکه در ظاهر سکه تغییر چشمگیری ایجاد شود! بدین ترتیب به مرور زمان از ارزش سکه ها کاسته می شد.بنابرین حاکمان تصمیم گرفتند شیارهایی روی لبه ی سکه ها ایجاد کنند تا در صورت تراشیده شدن به سادگی قابل تشخیص باشند.

امروزه دیگر سکه ها از طلا و نقره ضرب نمی شوند اما چوت مردم به ظاهر سکه هاعادت کرده بودند دیگر تغییری در آنها بوجود نیامد.

منبع: وبلاگ لوکادیما

بازار سلف



بازار مبادلات آینده، همان بازار سلف است. یعنی بازاری که قراردادهای خرید و فروش اوراق بهادار یا کالا، با قیمت های تثبیت شده برای تاریخی در آینده منعقد می شوند. باید توجه داشت که این بازار لزوماً دارای مکان خاصی نیست و معاملات آن را می توان از طریق وسائل ارتباطی از قبیل تلفن و تلکس، حتی در سطح بین المللی، انجام داد. بازار سلف ارز نمونه ای از این بازار است.

در ایران نیز این قبیل معاملات در حوزه محصولات کشاورزی، به ویژه روی انواع میوه و مرکبات، مرسوم است. مثلاً متداول است که باغداران سردرختی های خود را پیش از رسیدن میوه ها به یک دلال یا واسطه پیش فروش می کنند و وجه ارزیابی شده آن را نقداً دریافت می دارند. در مواردی که باغدار یا کشاورز به دلیل کمبود یا فقدان امکانات مالی قادر به نگهداری محصول نارس خود نباشد و لذا به سلف فروشی تن دردهد، ضرر بسیار می برد و در برابر معمولاً سلف خر نفع فراوانی به چنگ می آورد.

بازار سلف ارز
بازار سلف ارز به بازاری گفته می شود که در آن پول رایج کشورها با قیمت های تثبیت شده در تاریخ معینی در آینده معامله می شوند. این معاملات می توانند نقدی یا وعده دار باشند ( بازار نقدی ). در خرید و فروش نقدی، معاملات بی درنگ انجام می گیرند و در همین بازار است که در اثر دخالت دولت ها سطح کنترل شده نرخ ارز نمود می یابد.

در بازار سلف ارز، پول های رایج کشورها برای تاریخی معین در آینده، مثلاً برای مدت سه یا شش ماه معامله می شوند. تفاوت میان نرخ نقدی ارز با نرخ وعده دار یا سلف آن براساس نرخ بهره و ریسک مبادله، که همان امکان تقویت یا تضعیف پول در آینده است، تعیین می شود. بنابراین از مقایسه میزان صرف یا تنزیل ارز با قیمت نقدی آن می توان به حد انتظارات بازار درباره مقادیر تضعیف یا تقویت ارز در آینده پی برد.

این بازار در ایران نیز سابقه داشته است. طبق گزارش سالانه بانک مرکزی ایران، در پی لغو تبدیل پذیری دلار و طلا که در سال 1971 میلادی توسط دولت امریکا اعلام شد، و در پی برقراری نظام جدید ارزی که رابطه ریال با حق برداشت مخصوص را جایگزین رابطه ریال با دلار می ساخت، بانک مرکزی ایران در اسفند سال 1353 « به منظور حفظ منابع صادرکنندگان اقدام به ایجاد بازار سلف ارزی برای دلار نمود تا صادرکنندگان از این طریق بتوانند ارز حاصل از صادرات را که در آینده به دست خواهند آورد در این بازار معامله کنند و منافع خود را در مقابل نوسانات نرخ دلار محفوظ دارند».
 
بازار ارز
بازار ارز به بازاری گفته می شود که معاملات آن برای تاثیرگذاری بر انتقال پول یک کشور به کشور دیگر انجام می گیرد.
این بازار محل مشخصی ندارد و بازاری است بین المللی که معاملات آن از طریق وسایل ارتباطی راه دور مثل تلفن و تلکس صورت می پذیرد.
در اصل، نیاز به تسویه حساب با طرف های تجاری خارجی بود که برات خارجی را به عنوان عامل کارسازی حساب ها رواج داد و موجب شد تا همه بانک ها و دیگر موسسات مالی بین المللی آن را بپذیرند. در ابتدا معاملات روی برات ها از طریق تنزیل آنها انجام می شد و چنین بود که بازار ارز پدید آمد و میزان این برات عامل تشخیص فعالیت های بین المللی شد. در دوران کنونی این بازار گسترش فراوان یافته است و تحت تسلط سازمان های مالی قرار دارد که از راه خرید و فروش ارز منافع حاصل از تفاوت میان نرخ ارز و نرخ بهره در مراکز مالی مختلف را به خود اختصاص می دهند.
در ایران در پی ازدیاد سریع درآمد ارزی ناشی از افزایش قیمت نفت در سال 1973، بانک مرکزی ایران در دی ماه سال 1353 اقدام به تاسیس یک بازار ارز غیربازرگانی کرد تا از این راه محدودیت های ارزی موجود بر سر راه ایجاد یک بازار بین المللی پول و سرمایه در کشور را از میان بردارد.

در ابتدا منبع تغذیه کننده این بازار ارزهای حاصل از صدور کالاهای غیر نفتی بود، لیکن چون این منبع جوابگوی تقاضا برای ارز نبود، لذا بانک مرکزی سیاست فروش ارز به بانک ها برای مصارف غیر بازرگانی را در پیش گرفت. با توجه به تلاطم و بی ثباتی اقتصادی و سیاسی در اواخر برنامه عمرانی پنجم ( 57-1352)، بازار مزبور عملاً به صورت مجرای اصلی خروج ارز از ایران درآمد، به طوری که در خلال عمر حدوداً پنج ساله بازار، بخش اعظم هفت میلیارد دلار فروخته شده به آن از کشور خارج شد. این مجرای اصلی فرار سرمایه سرانجام در آبان سال 1357 بسته شد.
 
منبع: دانشنامه رشد

10 دلیل ورشکستگی کسب و کارهای کوچک


شاهد ورشكستگي و پايان تجارت يك شركت بودن، بسيار سخت است. 10 دليل اصلي ورشكستگي در كسب و كارهاي كوچك به شرح زير است :
 
1ـ فقدان سرمايه كافي  پول مي تواند علت اصلي تمام ورشكستگي ها در تجارت باشد. صاحبان كسب و كارهاي كوچك بايد تخمين بزنند كه به چه مقدار پول نياز دارند تا بتوانند كار خود را راه اندازي كنند. آن را خوب اداره كرده و سپس در سطح خوبي نگه دارند و به عنوان يك شركت بازرگاني موفق خود را مطرح كنند.
 
نورمن اسكاربورو استاد تجارت در كالج Presbyterian  در كاروليناي جنوبي مي گويد:
"زماني كه سرمايه كافي نداريد و با فقدان سرمايه روبرو مي شويد، اين موضوع مي تواند خود شروع يك حركت مارپيچي نزولي باشد كه شما نمي توانيد از آن جلوگيري كنيد."

2ـ به جريان انداختن ضعيف نقدينگي
هنگامي كه نقدينگي نتواند هزينه ها و ديگر مخارج را جبران كند، حتي مشاغلي كه مراحل نخستين رشد خود را طي كرده اند، نيز سقوط مي كنند.
مراقب نرخ سوخته (rate burn) باشيد. اين اصطلاح را شركتهاي دات كام ابداع كرده اند براي آگاهي از اينكه چه مقدار از نقدينگي به هدر رفته يا به اصطلاح سوخت شده است، اسكاربورو مي گويد : "نقدينگي تنها چيزي است كه واقعا ارزش دارد."

3ـ برنامه ريزي نامناسب و ناكافي
عدم برنامه ريزي صحيح در واقع، علت مشكلاتي از قبيل فقدان سرمايه كافي و جريان انداختن ضعيف نقدينگي است.
بايد يك برنامه كاري منسجم را با در نظر گرفتن تمام امور مالي، بازاريابي، رشد و ديگر موارد خاص در نظر بگيريد. مي تواند بسيار زمان بر باشد، زيرا يك برنامه ريزي صحيح و مناسب هفته ها يا ماهها تلاش نياز دارد. عقايد و نظرات شما زماني كارساز خواهد بود كه با برنامه ريزي صحيح جلو برويد. در غير اين صورت در آخر كار، سرمايه شما به هدر خواهد رفت.

4ـ در نظر نگرفتن رقابت
نظرات منحصر بفرد را بندرت مي توان يافت. بسيار مهم است كه بتوانيد بهره برداري لازم را از كار خود بنماييد.
اسكاربورو مي گويد : "بسياري از صاحبان تجارت، كسب و كار خود را مشابه و همانند ديگران انجام مي دهند. اطمينان حاصل كنيد كه در كار شما چيزي منحصر بفرد و متفاوت از ديگر رقبا وجود دارد."

5ـ بازاريابي ضعيف
آيا مشتريان شما از فعاليتها و كيفيت كالاي شما رضايت لازم را دارند ؟ ضروري است كه استراتژي بازاريابي خود را توسعه دهيد تا دريابيد كه چه كساني و به چه علتي مشتريان شما هستند. اطمينان حاصل كنيد كه استراتژي بازاريابي شما، مشتريان بيشتري را به سوي شما جذب مي كند و به اين ترتيب، شما را از ديگر رقبا متمايز خواهد كرد.

6ـ نداشتن انعطاف پذيري لازم
صاحبان كسب و كارهاي كوچك مي دانند كه يك رقيب بزرگتر با ميزان نقدينگي بالاتر و تعداد كارمندان بيشتر، مي تواند رقيبي بسيار جدي براي آنها باشد. هرگز فراموش نكنيد كه انعطاف پذير باشيد. كالا، روند فعاليت و بازاريابي خود را به گونه اي تطبيق دهيد كه بتوانيد با رقباي بزرگ رقابت كنيد.

7ـ ناديده گرفتن قدم بعدي
اجازه ندهيد روند حركت كاري شما كند و آهسته شود مطمئن شويد كه شما و كارمندانتان بر روي حمايت و دادن خدمات به مشتري، تأكيد لازم را مي كنيد.

8 ـ سعي در انجام دادن تمام امور بطور كامل و بي عيب و نقص
اكثر بازرگانان از ذكاوت لازم براي كار و تجارت برخوردارند. اما اداره كردن يك كسب و كار كوچك، پيچيدگيهاي خاص خود را دارد. سعي نكنيد كه همه كارها را خودتان انجام دهيد و بخواهيد كه تمام كارها كامل و بدون نقص انجام شود. اگر مي خواهيد دانش و آگاهي خود را در مورد كارتان افزايش دهيد، كتابهاي تخصصي در اين زمينه را بخوانيد و حتما با يك كتابدار خوب مشورت كنيد.
هنگام پيش آمدن مشكلات حقوقي، به جاي تكيه بر دانش شخصي خود، سعي كنيد از يك وكيل مجرب كمك بگيريد. توصيه مي شود يك وكيل وارد به امور تجارت و بازرگاني براي امور حقوقي شركت خود داشته باشيد.

9ـ رئيس در حد عالي، كارمندان در حد معمولي
نمونه هايي از ورشكستگي برخي از شركتها حاكي از اين است كه چگونه يك كسب و كار موفق و منسجم كه صاحب آن بسيار آگاه و علاقه مند به شغل خود است و معلومات وي در زمينه كاري اش در سطح عالي است، با داشتن كاركناني بي تجربه و بي انگيزه مي تواند سقوط كند و دچار ورشكستگي شود. اطمينان حاصل كنيد كه حتما كاركنان شما هم از دانش و مهارتهاي لازم برخوردار هستند.

10ـ رشد كنترل نشده
يك تجارت كوچك كه خيلي ساده و سريع رشد مي كند، مي تواند موجبات ورشكستگي خود را فراهم آورد.
اگر توليد كالاي شما همگام با تقاضاي لازم در بازار نباشد، رشدي كه شما به عنوان صاحب تجارت توقع داريد و از آن خشنود هستيد، مي تواند موجوديت تجارت و سرمايه شما را تهديد كند. سعي كنيد به رشد مورد نظر و پيش بيني شده در برنامه هاي خود برسيد. اطمينان حاصل كنيد كه هرگز كنترل رشد تجارت و كسب و كارتان از دستتان خارج نشود.
 
منبع:مجله پیام فردا

بازاریابی در یک محیط اقتصادی بی رونق


اینکه اعتقاد داشته باشید اقتصاد درحال رکود است یانه ، بیشتر به این بستگی دارد که تحت تاثیر سخنان چه کسی باشید و یا اینکه اوضاع موجود ا قتصادی تا چه اندازه مستقیما" برکسب و کارتان اثر گذاشته باشد.اگر اوضاع راکد اقتصادی شما را به پعنوان صاحب یک کسب و کار نگران می کند، بهتر است یک برنامه بازاریابی و فروش تهاجمی را تدارک ببینید.

اگر همیشه کالا و خدمات شما متناسب با نیاز مشتریان و درجهت مرتفع نمودن آن باشد، مطمئنا" درشرایط رکود اقتصادی درمقایسه با دیگران ازگردش بالنسبه بهتری برخوردار خواهد بود،زیرا فروش آنچه که به کالا یا خدمات لوکس شهرت دارد در چنین شرایطی به حداقل می رسد.
درچنین شرایطی، اگر کالا یا خدمات شما به عنوان یک ضرورت شناخته نشود، آنگاه بایستی تلاش نمائید تا آنجا که می توانید این ضرورت و اهمیت را برای مشتریان و مخاطبین خود توجیه و تفهیم نمائید. در این حالت بایستی یک مسئله را حل کنید، باید مرتفع نمودن نیاز مشتری با قیمتی بسیار رقابتی را سر لوحه کار خود قرار داده و سعی نمائید صرفا برپرداخت هزینه های اثر بخش به عنوان راه کاری برای صرفه جوئی متمرکز شوید.

همچنین بایستی با راه اندازی یک برنامه بازاریابی از نظرات مشتری و نحوه رفتار وی با خبر بوده تا بتوانید به اقدامی مناسب دست بزنید. جاروجنجال و هیاهوی تبلیغاتی و تکرارویژگیهای محصول یا خدمات تان جز هزینه های اضافی حاصلی برایتان نخواهد داشت.باید خود و سازمان تان را تامین کننده چیزی کنید که مشتریان نیازمند آن هستند.این بدان معنی است که باید با هر وسیله ممکن از پرسشنامه،صندوق پیشنهادات و انتقادات،ارسال نامه یا پست الکترونیک،مصاحبه حضوری وتلفنی ویا .....  در یک ارتباط مستمر از نظرات مشتریان و آنچه بدنبال آن هستند با خبر باشید تا بتوانید بموقع  عکس العمل متناسب داشته باشید.

درشرایط رکود اقتصادی، برنامه بازاریابی خود را برمعرفی کالا و حتی اطلاع رسانی و تبلیغات در مورد ویژگیهای آن به مشتریان متمرکز ننمائید.درعوض به فکر دو ویژگی فوق یعنی رفع نیاز مشتری و قیمت رقابتی باشید.از همه مهمتر اینکه به هر حال لازم است  که ارتباط خود را همانطور که در بالا بدان اشاره شد با مشتریان موجود حفظ کنید، زیرا پس از این رکود،همین  دسته از مشتریان هستند که دوباره مخاطبین پروپا قرص شما خواهند بود.

علاوه بر اینها میتوانید درچنین موقعیت هائی به فعالیتهای صنفی بخصوص فعالیتهائی که نیازمند صرف هزینه نمی باشد و مرتفع نمودن مسائلی که در حوزه منافع مشترک گروهی برایتان حادث شده بود بپردازید. زیرا اینگونه اقدامات که خود از تکنیکهای بازاریابی بوده، اگرچه به غلط ولی در شرایط اوج و شلوغی کار، معمولا امکان پذیر نیست.
در شرایط بد اقتصادی ، مردم عموما به دنبال بهانه ای برای شادی می گردند.از خلاقیت های خود استفاده نمائید و عرضه کالا و خدمات خود را با شادی عجین نموده، لبخند را بر لب مشتریان خود بنشانید. فراموش نکنید که شما نه تنها می خواهید نیاز مردم را برآورده کنید، بلکه آنان برای خرید از شما  بایستی دلایل محکمی داشته باشند.

بيماري هلندي چيست؟

کشور هلند که تا قرن نوزدهم يکي از بزرگترين استعمار گران جهان محسوب مي شد کشور مشهوري است . چه به لحاظ پروش زيباترين گل هاي جهان ، چه به لحاظ نژاد پروارگاوهايش ، چه به لحاظ مشهورترين دادگاه بين المللي که در شهر لاهه اين کشور  قرار دارد ، چه به لحاظ سبک بازي فوتبالش و.....

در اقتصاد کلان هم عارضه اي وجود دارد که به نام بيماري هلندي مشهور است.  اين نامگذاري  به دليل انجام شده است که اولين بار اين عارضه براي کشور هلند رخ داد. به اعتقاد بسياري از اقتصاددان ها، اقتصاد ايران هم در حال حاضر در آستانه ابتلا به اين عارضه قرار دارد(البته برخي معتقدند که تقريبا کار از کار گذشته)

اما اين عارضه چيست ؟ اگر به زبان خيلي ساده بخواهيم بيان کنيم اين عارضه زماني رخ مي دهد که درآمد يک کشور بر اثر عوامل فصلي  به صورت ناگهاني افزايش ميابد و متوليان اقتصاد کلان (دولت ) هم با تصور دائمي بودن اين درآمد آن را در جامعه تزريق مي کنند. تا اينجاي کار  اتفاق خاصي نيافتاده است . درآمد کشور زياد شده و پول هم به جامعه منتقل شده است.

در اقتصاد اصلي وجود دارد که براي درک آن احتياجي نيست اقتصاد خوانده باشيد و آن هم اين است که که با افزايش درآمد ،تقاضا هم افزايش پيدا مي کند . اگر اين افزايش تقاضا به صورت ناگهاني انجام شود، عرضه جوابگوي آن نخواهد بود و تعادل عرضه و تقاضا بر هم مي خورد ، در نتيجه قيمت ها افزايش ميابد (اين اصل به قدري بديهي به نظر مي رسد که اگر يک دانشجوي اقتصاد بگويد در دانشگاه چنين چيزي را خوانده است احتمالا مسخره اش مي کنند که اين همه زحمت کشيدي رفتي دانشگاه همچين چيزي بخواني ؟ ولي اگر همين اصل ظاهرا بديهي درست درک مي شد کشور هاي جنوب شرقي آسيا در دهه 90 ميلادي با آن بحران اقتصادي وحشتناک روبرو نمي شدند و امثال ماهاتير محمد مالزيايي براي توجيه حماقتشان مجبور نبودند آدرس عوضي بدهند و  بي جهت کشورهاي غربي و سرمايه داران آمريکايي را مقصر آن بحران معرفي کنند..... بگذريم..) .

تا اينجا هم عارضه خاصي حادث نشده است (حتي اين اتفاق مي تواند در طولاني مدت براي اقتصاد کشور مفيد هم باشد) در يک روند طبيعي قيمت ها تا سقفي بالا مي روند و با يک تاخير زماني توليد افزايش پيدا مي کند و در نهايت پس از مدتي  عرضه و تقاضا به تعادل قبل بر مي گردند. اما مشکل از زماني رخ مي دهد که دولت به عنوان متولي اقتصاد کلان وارد کارزار مي شود و سعي مي کند به طور مصنوعي و از طريقي غير از افزايش توليد  قيمت ها را پايين نگه دارد. براي درک بهتر، شرايط حال حاضر کشور خودمان را در نظر بگريد .

دولت مهرورز که با وعده افزايش رفاه بر سرکار آمده بود و اتفاقا در زماني که درآمدهاي نفتي هم افزايش چشمگيري داشت و دولت قبلي ذخاير ارزي خوبي را باقي گذاشته بود زمام امور کشور را در دست گرفت و با نوشتن بودجه اي رويايي در همان سال اول عليرغم بالا بودن درآمد هاي نفتي دچار کسر بودجه شد و به بهانه هاي مختلف از ذخاير ارزي خرج کرد و با قوانين جالبي همچون افزايش حداقل حقوق باعث گران شدن عوامل توليد و در نتيجه گران شدن کالا هاي مصرفي شد و براي مبارزه با اين افزايش قيمت ها ( که مقصر اصلي آن خود دولت است) متوصل به بگير و ببند و در مورد کالا هايي همچون لبنيات  و واردات ساير کالا ها شد و به اين وسيله به طور مصنوعي بدون اينکه توليد افزايش يافته باشد تقاضاي افزايش يافته را پاسخ داد و به خيال خود تورم را مهار کرده است.

يک ناظر بيروني احتمالا اشکالي به اين کار دولت محترم نمي بيند به هر حال از فشار قيمت بر مصرف کنندگان کاسته شده است. اشکال اين قضيه چيست؟ چرا به اين کار بيماري هلندي مي گويند؟

بيماري هلندي دقيقا از همينجا شروع مي شود. هنگامي که دولت متوصل به واردات کالاهاي مصرفي ارزان مي شود تا قيمت ها را مهار کند در حالي که صنايع داخلي مجبورند با عوامل توليد گران کالاي گران را توليد و به قيمت ارزان بفروشند . نکته اينجاست که اين سياست نمي تواند جلوي تورم را بگيرد. بلکه آن را به بخش هاي ديگر اقتصادي منتقل مي کند .به عنوان مثال مي توان با واردات کالاهايي نظير  سيب ، پرتقال ، سيب زميني ، پياز ، تيرآهن و.... قيمت اين کالا ها را پايين نگه داشت ولي برخي کالا ها مانند زمين و مسکن قابل وارد کردن نيستند و افزايش قيمت اين کالا ها نمي شود با واردات مهار کرد . در نتيجه قيمت اين قبيل کالا ها به رشد خود ادامه مي دهند . از طرفي سرمايه گذاري جديد در آن بخش هاي  صنعتي که با واردات قيمت شان مهار شده انجام نمي شود و سرمايه ها به سمت کالاهايي مثل  زمين و مسکن هدايت مي شود. در نتيجه اين امر تقاضاي کاذبي براي اين کالا ايجاد شده و قيمت آن ها با سرعت بيشتر و به صورت غير طبيعي و باور نکردني رشد مي کند (به عنوان مثال طبق اعلام بانک مرکزي در نيمه نخست امسال قيمت  مسکن در تهران 30 در صد افزايش داشته است ولي  به اعتقاد بنگاه دار ها اين رشد بيشتر از 60 درصد بوده است)

عوارض اين مشکل به همينجا ختم نمي شود . به محض اينکه فصل افزايش درآمد خاتمه پيدا کند و دولت پولي نداشته باشد که با آن واردات ارزان را انجام دهد افزايش قيمت در بخش هايي که تا آن زمان به صورت مصنوعي قيمت پاييني داشتند با سرعتي فزاينده رخ خواهد داد. از آنجا که صنايع داخلي هم در اثر همان سياست هاي گذشته فلج شده اند قادر به پاسخگويي به تقاضا هاي جديد نمي باشند و .......... ادامه اش را خودتان مي توانيد تصور کنيد

البته هلند اين شانس را داشت که در زماني به اين مشکل گرفتار شد که سايه نحس کمونيست شرق اروپا را فراگرفته بود و کشورهاي غربي براي اينکه مبادا هلند هم در دامن کمونيست ها بيافتد کمک ها ي بي دريغي به اين کشور کردند  با اين وجود چند سالي طول کشيد تا اقتصاد اين کشور بتواند کمر راست کند. درباره کشوري مثل ايران و با شرايط کنوني جهان معلوم نيست اين عارضه چه بلايي را بر کشور تحميل خواهد کرد.....  

بازاریابی تهاجمی

در خاتمه قرن بیستم متخصصان دانش بازاریابی به یافته ای مهم دست یافتند که عبارت بود از این که بازاریابی موفق، حاصل فعالیت معمول و روزمره کارکنان واحدهای بازاریابی و بازاریاب های آن ها نیست بلکه پدیده ای است که آمیخته ای از طرز فکرها، اقدام ها، رقابت و فرآیند طرح ریزی بازار است.

 

در سال 2000 دکتر Hugh Davidson استاد بازاریابی دانشگاه گران فیلد انگلستان و مشاور شرکت هایی نظیر فولکس واگن، خطوط هواپیمایی بریتانیا و شل، نظریه ای بدیع در مورد بازاریابی عرضه کرد که به «بازاریابی تهاجمی» معروف شد.

در نگرش بازاریابی تهاجمی، واحد بازاریابی مسوول اجرای تمام نوآوری های عمده سازمانی است. دلیل این امر این است که بازاریابی، در حقیقت رویکردی سودجویانه به کسب و کار است، سودی که بقای بنگاه اقتصادی را تضمین می کند و همین امر واحد بازاریابی را راهبر تمام فعالیت های تولیدی می سازد.

برای بهره گیری از نگرش بازاریابی تهاجمی، از یک سو باید فرآیندهای دست و پاگیر دیوان سالارانه را کنار گذارد و از سوی دیگر، این نکته را که تنها با هوشمندی و توانایی اقتصادی می توان یک بازاریابی خوب داشت، به فراموشی سپرد زیرا امروزه بازاریابی موفق، ایجاد فرصتی است که حاصل به کارگیری مناسب نگرش ها، سازماندهی و فنون بازاریابی است. به همین دلیل رویکرد بازاریابی تهاجمی فرمول ساده ای را ارایه می کند که عبارت است از اجرای طرح های راهبردی بازاریابی با راهبردهای برنده به وسیله کارکنانی سرسخت، تلاشگر و پرنشاط.

ما قصد داریم تا در این مقاله، رویکرد بازاریابی تهاجمی را به عنوان یک رویکرد موثر در گسترش بازارهای داخلی و بین المللی به بنگاه های اقتصادی کشور معرفی کنیم.

● رویکرد بازاریابی تهاجمی

یافتن تعریف شفاف و مورد توافق برای بازاریابی مشکل است. برخی آن را یک فن برای مدیریت قیمت ها می دانند. بعضی تصوری کاملا مالی از آن داشته و برخی آن را آمیزه ای از فنون می دانند.

عده ای آن را یک واحد در یک بنگاه و برخی دیگر، آن را همان عمل فروش می دانند. مشاوران شرکت آکسفورد مدیریت موثر منافع مشتری را معادل مناسبی برای تعریف بازاریابی پیشنهاد کرده اند. واژه «مشتری» در این تعریف هم مشتریان بیرونی شرکت را شامل می شود که خریدار محصولات و خدمات بنگاه هستند و هم مشتریان داخلی بنگاه یعنی کارکنان سازمانی را که به نحوی مشتری همکاران خود هستند، دربرمی گیرد. واژه نفع مشتری به ترکیب مناسبی از کیفیت و قیمت اشاره دارد. واژه مدیریت نیز بر فرآیند کسب یا تولید نفع مشتری در کالا و خدمت دلالت دارد. اگرچه در تعریف پیشنهادی مشاوران آکسفورد به سودآوری فرآیند بازاریابی اشاره ای نشده است، اما وجود واژه مدیریت اثربخش به نحوی اهمیت تولید نفع مشتری را به طور کارآمد و سودآور می رساند. به هر شکل به نظر می رسد که دشواری یافتن تعریفی مناسب برای بازاریابی، به دلیل سردرگمی میان تعریف بازاریابی و فعالیت بازاریاب ها است. در اکثر شرکت های بازاریابی فقط نقش اجرایی بازاریابی ها تصور شده و کارکنان بخش های دیگر شرکت به دلیل عدم تماس مستقیم با مشتریان بیرونی، نقشی در بازاریابی برای خود قایل نمی شوند. بازاریابی تهاجمی سعی دارد این احساس را به گونه ای تغییر دهد که همه کارکنان شرکت خود را بازاریاب بدانند. در رویکرد بازاریابی تهاجمی بازاریابی مستلزم فعالیت یکایک کارکنان بنگاه اقتصادی برای تامین کارآمد منافع مشتری در محصولات و خدمات و کسب سود بالاتر از متوسط در صنعت است در تعریف یاد شده یکایک کارکنان بنگاه اقتصادی بازاریاب محسوب می شوند و کارکنان واحد بازاریابی وظیفه دارند همواره این موضوع را به همکاران خود در دیگر واحدهای بنگاه یادآوری کنند و خود نیز بر نقش بازاریابی بالقوه خویش تاکید ورزند.

بر مبنای رویکرد بازاریابی تهاجمی کارکنان یک بنگاه اقتصادی تنها دو هدف را دنبال می کنند: اول؛ افزایش منافع مشتری که در محصولات و خدمات نهفته است و دوم؛ کسب سودهای بالاتر از متوسط در صنعت.

در این فرآیند بازاریاب های تهاجمی، زمینه ساز تولید ناب هستند. ایده آل در نزد آنان تولید محصولاتی با کیفیت بالا و قیمت پایین است و این دو عنصر، بنیاد اصلی حق مشتری محسوب می شوند.

در حقیقت زمانی بنگاه اقتصادی بهترین منفعت را از مشتری ببرد که مشتریان دریابند در آن جا ترکیبی از کیفیت، قیمت و خدمات به آنان عرضه می شود که بر قیمت، کیفیت و خدمات رقبای بنگاه بسیار می چربد.

بی تردید کسب و حفظ وضعیتی که شرکت بتواند در آن از بهترین منافع بهره مند شود بسیار دشوار است. منافع مشتری پدیده ای واقعی است که بر معیارهای عینی مشتری استوار است. حفظ این منافع به بهبود مستمر عملکرد بنگاه اقتصادی نیاز دارد، زیرا حتی بهترین نوآوری ها در محصولات و خدمات در نهایت از سوی رقبا گرته برداری می شود و رقبایی با عملکرد بهتر میدان دار بازار خواهند شد. از سوی دیگر، افزایش تجربه مشتری در زمینه های مختلف باعث تعالی انتظارات او می شود و از این رو اگر بنگاه اقتصادی نتواند در محصولات و خدمات خود به صورت مستمر بهبود ایجاد کند، مشتری به سمت رقیب تمایل پیدا خواهد کرد.

نباید فراموش کرد که رابطه تنگاتنگی میان برآورده ساختن انتظارهای متعالی مشتریان و سطوح سودآوری بنگاه اقتصادی وجود دارد، به عبارت دیگر، استمرار وفاداری مشتری به کالا یا خدمات، پاداشی است که او به خاطر حفظ منافع خود به بنگاه می دهد و خیلی ساده می توان تصور کرد شرکت هایی که میزان وفاداری مشتریان به آن ها بالا است، بیشترین منافع مالی را نیز کسب می کنند.

توجه به این نکته بسیار حایز اهمیت است که مشتری شرکت، چه درونی باشد و چه بیرونی، تنها بر مبنای یک اصل، محصولات و خدمات شرکت را مورد ارزیابی و قضاوت قرار می دهد: آیا کالا و خدمات بنگاه اقتصادی منافع او را به نحو کارآمد تامین می کند یا خیر؟

جمله تامین کارآمد منافع مشتری معنای عمیقی در بازاریابی تهاجمی دارد: اول این که، این اصل به آن معنی است که بنگاه اقتصادی باید نقاط قوت خود را به بهترین وجه با فرصت های مناسب در بازار هماهنگ کند. دوم، بنگاه باید با هزینه پایین به عملیات بپردازد، با این هدف که هر یک ریال کاهش هزینه در نهایت منافع مشتری را به نحو عالی تضمین می کند. در واقع، بنگاه های اقتصادی باید خود را وکیل مشتریان در هزینه ها بدانند. مهمترین مزیت رقابتی شرکت های ژاپنی مانند تویوتا، کانن، و المپوس توانایی آنان در ایجاد و حفظ همین منافع برای مشتریان شان است.

در تعریف بازاریابی تهاجمی عبارت برای کسب منافع و سود بالاتر از متوسط در صنعت به این معنی است که بنگاه های اقتصادی باید بتوانند در معیارهایی همچون سود ناشی از فروش (ROS)، بازگشت سود ناشی از سرمایه گذاری (ROCE) و ارزش افزوده اقتصادی (EVA)، بهتر از نرم افزارهای معمول صنایع کشور عمل کنند. دستیابی به منافع و سود بالاتر از متوسط پاداش شرکت هایی است که منافع عالی مشتریان را حفظ می کنند. بازاریابی تهاجمی اصولا بر مهندسی رشد درازمدت سود تاکید دارد. اگر شرکتی به طور مستمر برای تولید محصولات و خدمات جدید منطبق بر نیازهای مشتری سرمایه گذاری کند و از رهگذر آزمون دقیق، بدیل های خطرپذیری را کنترل کند و قیمت ها را معتدل نگه دارد، آنگاه می تواند امیدوار باشد که بتواند به طور مستمر منافع مشتری را بهبود بخشد و به رشد کوتاه مدت و درازمدت دست یابد.

● پنج عنصر اساسی در بازاریابی تهاجمی

بازاریابی تهاجمی در یک بنگاه اقتصادی بر اساس اصول پنچ گانه P.O.I.S.E شکل می گیرد. این اصول در زیر مورد اشاره قرار گرفته است.

▪ سودآوری (Profitable)

اصل سودآوری در بازاریابی تهاجمی به این مطلب اشاره دارد که هدف بازاریابی تنها بالابردن سهم شرکت از بازار یا حفظ منافع مشتری نیست، بلکه افزایش سودآوری نیز است.

در حقیقت این اصل به دنبال ایجاد یک رابطه برد- برد میان مشتری و شرکت است. ایجاد تعادل میان سود مشتری و سود شرکت از مهارت های اساسی یک بازاریاب تهاجمی است.

▪ تهاجمی بودن (Offensive)

اصل تهاجمی بودن بر این تاکید دارد که بنگاه اقتصادی باید بتواند در برابر تغییرات مشتری و بازار به سرعت واکنش نشان دهد و هرگز منتظر اقدام های رقبا باقی نماند.

رقابت طلبی و پذیرش خظرپذیری منطقی و حساب شده و رهبری بازار در هر شرایط ممکن از مهمترین ریوس مورد تاکید در این اصل است.

▪ یکپارچگی (Intergrated)

تولید محصول و خدماتی با کیفیت بالا و هزینه اندک مستلزم هماهنگی و انسجام در مهم عملیات، فرآیندها و کارکنان بنگاه است. تنها در این صورت است که شرکت می تواند در زمان مناسب کالا و خدماتی را به مشتریان خود ارایه دهد که نسبت به سایر رقبا کیفی تر، ارزان تر و برای مشتری خواستنی تر است.

▪ راهبردی بودن (Strategic)

دیدگاه راهبردی در طراحی برنامه های بازاریابی و توسعه یکی دیگر از اصول اساسی در بازاریابی تهاجمی است. داشتن نگاه دوربرد، تجزیه و تحلیل اکتشافی محیط و توانایی پیش بینی تغییرات محیطی در مقیاسی وسیع منجر به تدوین راهبردهایی می شود که حاصل اجرای آن ها موفقیت در رهبری بازار است.

▪ اجرای اثربخش (Effectively Executed):

مدیریت موثر، بهبود مستمر و هدایت طرح های راهبردی، پیاده سازی راهبردهای برنده و برنامه های عملیاتی شرکت از اصول مهم دیگری است که دسترسی به اهداف تعیین شده شرکت را ممکن می سازد.

بنگاه های اقتصادی کشور ما چگونه می توانند به یک بازاریاب تهاجمی تبدیل شوند؟

تردیدی نیست که در قرن جدیدی که زمان حال در آن گذشته تلقی و عامل تغییر از جمله عناصر ماهیتی زندگی اقتصادی محسوب می شود، بازاریابی تهاجمی بهترین رویکرد عملی به بازاریابی است. اما اجرای بازاریابی تهاجمی گوهری است که به آسانی به دست بنگاه های اقتصادی کشور ما نمی آید. برخی از این دلایل را می توان به شرح زیر بیان کرد:

● فقدان چشم انداز شفاف و راهبردهای برنده

بیشتر شرکت ها در کشور ما فاقد چشم انداز و راهبردی منحصر به فرد هستند. اکثر شرکت های ما به نحو روزمره و معیشتی به عمل می پردازند، بدون این که چشم انداز شفافی در مورد آینده یا فرض هایی برای تفوق بر رقیبان داشته باشند. برای مثال، اکثر شرکت ها هزینه ها را کاهش می دهند، از قبول خطرپذیری و سرمایه گذاری های عمده اجتناب می کنند و به دقت چشم در چشم رقبا می دوزند تا بتوانند فقط در موضع خود باقی بماند و از هستی ساقط نشوند. در ظاهر شرکت ها سودآور و موفق به نظر می آیند، اما با کوچک ترین تغییر عمده در بازار سقوط می کنند.

● سال مالی و برنامه ای کوتاه مدت

در چنین فضایی منافع عالی مشتریان از یاد خواهد رفت و سرمایه گذاری که در کمتر از یک سال به سودآوری نرسد، توسط این نوع شرکت ها با سوءظن و دشمنی مواجه و نفی می شود.

● غفلت از اهمیت مناسبات و روابط با مشتریان

متاسفانه اکثر شرکت های ایرانی از اهمیت مناسبات شان با مشتریان خود غافل هستند و همین امر موجب می شود تا اطلاعات درست و دقیقی از مشتری و بازار خود نداشته باشند. این مساله موجب می شود که مدیریت شرکت در تبدیل روابط خود با مشتری به فعالیتی سودآور ناتوان باشند.

● قرار نگرفتن واحدهای بازاریابی در جایگاه واقعی خود

متاسفانه تمایل شدید بنگاه های اقتصادی کشور ما به کسب سود فوری و کاذب موجب شده است تا واحدهای بازاریابی در جایگاه واقعی خود حضور نیابند. این شرکت ها به واحدهای بازاریابی خود نقش هماهنگ کننده می دهند و به همین دلیل روزانه خروارها برگ کاغذ در آن واحدها سیاه می شود اما نتیجه ای دربر ندارد. فشار کار روزمره آن ها نیز آنقدر زیاد است که فرصتی برای نوآوری باقی نمی ماند.

شرکت هایی که خواهان رقابت و رهبری بازار هستند باید بدانند که واحد بازاریابی قلب همه فعالیت های آنهاست.

دلیل این مدعا آن است که: اول، واحد بازاریابی تنها واحدی است که دید شفافی از نیازهای مشتریان بیرونی و درونی سازمان دارد و توانایی درک و هماهنگی میان این دو برای موفقیت کسب و کار بسیار مهم است.

دوم، این که طراحی راهبردهای برنده برای شرکت با تعریف بازار و نیازهای مشتریان آغاز می شود، سپس آن راهبردها نیازهایی را هدف قرار می دهند که شرکت می تواند عالی تر از رقبا به مشتریان ارایه دهد. کارکنان واحد بازاریابی وظیفه دارند که برنامه راهبردی را سامان دهند و راهبری کنند، زیرا با نیازهای بازار آشنا هستند و می توانند گرایش های آینده را پیش بینی و از همه مهمتر از شرکت های رقیب نیز معلومات عینی و واقعی در دست دارند و این بازاریاب ها هستند که می دانند چه بازارهایی در آینده بیشترین جذابیت را دارند یا سقوط خواهند کرد.

سوم، این که در اکثر برنامه های عمده توسعه، بهبود و نوآوری مستلزم هماهنگی گسترده میان واحدی است و واحد بازاریابی این قابلیت را دارد که با استفاده از فرآیندهای طراحی کسب و کار، به طور فعال فعالیت های بین واحدی را در شرکت ها هماهنگ کنند.

بنابراین، واحدهای بازاریابی بنگاه های اقتصادی کشور، برای موفقیت در بازارهای جهانی بر اساس این روش، لازم است در پنج جبهه دست به تحرک و نوآوری بزنند:

▪ ساختار

واحدهای بازاریابی اغلب، وقت زیادی را صرف افزایش اثربخشی تبلیغات می کنند اما از این نکته غافل می مانند که چگونه می توان از واحدهای دیگر شرکت به منظور بازاریابی بهتر بهره گرفت، صرف هزینه و زمان شرکت برای طراحی و اجرای تاکتیک هایی که منجر به تغییرات کوتاه مدتی در فروش شرکت می شوند در صورتی که مقطعی و کوتاه مدت باشد خوب است اما بررسی ها نشان می دهد که در شرکت های ما 80 تا 90 درصد از وقت و هزینه های بازاریابی را صرف چنین تاکتیک هایی می کنند. نتیجه چنین اقدامی، شکست شرکت در دسترسی به اهداف تعیین شده خود است.

به طور اساسی بازاریابی هر بنگاه اقتصادی به دلیل داشتن دیدگاه دوبعدی (منافع شرکت و منافع مشتری) بهترین محمل برای تدوین و رهبری راهبردهای بازار شرکت است. متاسفانه در اکثر شرکت ها واحدهای مالی در تدوین و هدایت راهبردها نقش اساسی دارند که به دلیل یک بعدی بودن قضاوت هایشان نمی توانند به خوبی از عهده این ماموریت برآیند.

برای رهایی از این وضعیت لازم است که واحدهای بازاریابی به دو تغییر عمده دست بزنند: نخست این که، ساختار کنش ها و فرآیندهای خود را به گونه ای تعریف کنند که وقت کافی برای تفکر درباره راهبردها و تدوین راهبردهای برنده داشته باشند. دوم این که، ارتباطات گسترده ای را با سایر واحدهای بنگاه شکل بدهند تا بتوانند نقش سازنده ای را در تصمیم سازی و جلب مشارکت سایر واحدهای شرکت در اجرای راهبردها داشته باشند.

▪ اجرای بازاریابی

بر مبنای روابط و مناسبات با مشتری

این نوع بازاریابی مستلزم درک نیازهای یکایک مشتریان و ارضای آن در نهایت درجه خرسندی است. اگر طیف محصولات و میزان قیمت بنگاه با محصولات و قیمت رقیبان یکی باشد، بازاریابی رابطه ای می تواند یکی از اصول اصلی تفاوت تلقی شود. بقالی های سنتی یکی از بهترین نمونه ها از بازاریابی رابطه ای در کشور ما هستند. امروزه بسیاری از خطوط هوایی حتی از پیش مطلع هستند که مشتری چه نوع سیگاری را دوست دارد، نوشابه مورد علاقه او چیست یا به چه نوع رژیم غذایی احتیاج دارد.

شرکت Procter&Gamble نوعی بانک اطلاعاتی را سامان داده است که در آن اطلاعات گوناگونی در مورد 44 میلیون زن خانه دار آمریکایی و 7 میلیون زن انگلیسی انباشته است. اما متاسفانه ما در کشور خود هرگز از پدیده بازاریابی بر مبنای رابطه بهره نگرفته ایم. در نگرش بازاریابی تهاجمی همه کارکنان بازاریاب محسوب می شوند، همه با مشتریان تماس دارند و گفت و گو می کنند و این همان کاری است که ژاپنی ها سال هاست که مشغول آن هستند. ژاپنی ها بازاریابی را وظیفه همه کارکنان می دانند. در ژاپن رسم است که مهندسان، طراحان و مدیران ارشد نیز در تلاش های فروش و پژوهش بازاریابی و خدمات مشتریان مشارکت کنند.

توسعه قابلیت ها

واحدهای بازاریابی برای بهره گیری از دیدگاه تهاجمی باید مهارت هایی را در خود پرورش دهند، برخی از این قابلیت ها در زیر آمده است:

باید به قدر کافی درباره ضرورت های عملیات، زنجیره های عرضه و تامین کنندگان مواد، و مدیریت کانال های توزیع معلومات داشته باشند.

باید بتوانند فناوری های اصلی مورد نیاز کسب و کار را بشناسند و درک کنند. اطلاعات خوبی در مورد مسایل مالی داشته باشند. باید در طراحی و مدیریت پروژه مهارت زیادی داشته باشند. تحلیل گر درجه یک کسب و کار باشند و بتوانند از داده ها به طور خلاق برای تدوین طرح های اقدام و عمل بهره گیری کنند. توانایی زیادی در مدیریت و برانگیختن افراد داشته باشند، چه افرادی که در درون سازمان هستند و چه افرادی که بیرون از آن فعالیت می کنند و در نهایت مجری رویکرد بازاریابی تهاجمی محسوب می شوند. باید در شناسایی فرصت ها، پژوهش بازار، طراحی و ارزیابی راهبردی تبلیغات، بازاریابی مستقیم و خدمات مشتریان خبره باشند.

مدیریت فرآیند بازاریابی

متاسفانه در اکثر شرکت ها، این اقدام به خوبی به اجرا گذاشته نشده است، دلیل این امر آن است که از یک سو مدیریت فرآیند بازاریابی اغلب توسط کارکنان واحدهای تولید، فروش و تا حدودی مالی به انجام می رسد و این امر باعث می شود تا کارکنان واحد بازاریابی همواره غرق فعالیت های کوچک روزمره باشند و نظمی در کار آن ها مشاهده نشود، از سوی دیگر، خلاقیت، نوآوری و پویایی کارکنان بازاریابی، کار نظارت و مدیریت آن ها را دشوار می کند اما امروزه همان گونه که در اکثر شرکت ها در سطح تراز جهانی می بینیم بازاریابی، فرآیندی علمی، پاسخگو و از همه مهمتر فرآیند پذیرتر شده است.

توجه به اولویت ها

تغییرات ایجاد شده در ساختارهای بازاریابی، توجه به قابلیت های محوری و ایجاد مدیریت های فرآیندگرا باعث می شوند که فرصت انجام کار اثربخش برای بازاریاب ها فراهم شود و این شرایط اولویت های جدیدی را در پی می آورد. این اولویت ها عبارتند از: تدوین راهبردی کسب و کار، توسعه قابلیت های کارکنان، گسترش رویکرد بازاریابی تهاجمی در سراسر شرکت، تقویت نقش رهبرانه واحد بازاریابی و بالاخره بازاریابی بر مبنای مناسبات با مشتریان یا به عبارت دیگر، تشویق تمام کارکنان برای گفتگوی موثر با مشتریان شرکت.

منابع:

1.james wallac & Erikson, Hard Drive, John Wiley & Sons,1992

2.Frederick F. reichheld,The Loyalty Effect, Harvard Business school press, 1996

3.J. Johansson, Reentless-The Japaness Way of Marketing, Butterworth, 1996

4.Garth Haberg, All Consumers are not Created equal, John Willey, 199

5.Hugh Davidson, Even More offencive marketing, 1999

مشاور مرکز ملی بهره وری ایران

(منبع: هفته نامه برنامه، سال پنجم، شماره 212، شنبه 8 اردیبهشت 1386).

کارگزار روابط عمومی

آداب مصاحبه شغلی

بعد از ارسال رزومه تان، برای مصاحبه دعوت شده اید. این اولین قدم به سمت شغل مورد نظرتان است. رزومه شما هویتتان را اعلام می کند، اما رفتار های شما، چه خوب چه بد،میتواند تاکیدی بر آنها باشد. حال نوبت آن است که مهارت هایتان را نشان دهید

 

● آداب

آداب چیزی بیش از مجموعه ای از رفتار های مناسب و خوب نیست. در واقع زبانی است که توسط آن احترام و توجه خود را بدیگران بیان میکنیم. در این مقاله، "دیگران" منظور مصاحبه کننده ها هستند، که در حالت معمول نه کمتر و نه بیشتر از افراد دیگر در زندگی شما تاثیر دارند، تا زمانی که نوبت مصاحبه خود شما نیز برسد و آنوقت نظر آنها از همه کس مهمتر خواهد شد.

بنابراین، روز مصاحبه شما روزی نیست که بخواهید نا مرتب باشید و با بی احترامی و بی توجهی رفتار کنید. این اتیکت ها را رعایت کنید و موفق خواهید شد.

● سر وقت بیاید

مثل تمام افراد دیگر که سر کار هستند، مصاحبه گر شما نیز مشغول طی کردن ساعاتی از وقت خود سر کار است. نشان دهید که زمان آنها نیز برای شما ارزشمند است. از این گذشته، مگر آنها نیز به شما احترام نگذاشته اند که وقتشان را در اختیارتان قرار داده اند و به شما فرصتی داده اند که خودتان را نشان دهید؟

اگر دیر برسید، دیگران تصور خواهند کرد که فردی خودخواه، بی نظم و گستاخ هستید. پس زمانتان را تنظیم کرده و سعی کنید به موقع برسید و اگر نه تاخیرتان باعث دردسر خواهد شد.

● لباس مناسب بپوشید

لباس شما برای رفتن به یک مصاحبه شغلی می بایست با محیط آن کار هماهنگ باشد. اما برای حفظ احترام باید یک درجه بالاتر از محیط معمولی آنجا لباس بپوشید. دلیلش این است که اگر لباس نا مناسب بپوشید، چه بالاتر چه پایین تر از حالت نرمال، اختلال ایجاد می شود. زمانی که توجه باید روی شما و مهارتهایتان متمرکز شود، لباسهایتان نباید اختلالی ایجاد کرده و حواس را پرت کند.

این مثال را در نظر بگیرید: اگر همه افراد در آن محیط کار جین و تی شرت می پوشند، شما یک پیراهن آستین بلند رسمی بپوشید. و اگر آنها پیراهن های رسمی تن می کنند، شما کت و شلوار پوشیده و حتی کراوات هم بزنید

● به طریقه دست دادن خود دقت کنید

دست دادن عملی متقابل است که برای برقراری ارتباط انجام می شود. در یک مصاحبه، این عمل متقابل بین دو فرد غریبه صورت می گیرد، که می تواند یکی از اصول اولیه اتیکت مصاحبه به حساب آید. اگر محکم دست طرفتان را یک یا دو بار بفشارید و بعد رها کنید، نشانه ی خوشرویی و ملایمت شماست که می تواند به سرعت احساسی از امنیت بین دو فرد ایجاد کند.

از طرف دیگر، اگر شل و ول و بی روح دست بدهید، ممکن است باعث ناراحتی طرفتان شود. و حتی قبل از اینکه آنها فرصت آشنایی با شما را داشته باشند، احساس بدی به آنها منتقل خواهید کرد. آسوده خاطر کردن اطرافیانتان هدفی مهم در هر آداب معاشرت است. در این مورد فکر کنید. آیا واقعاً می خواهید در مصاحبه گرتان ایجاد ناراحتی کنید؟

● تصویری مثبت از خود ارایه دهید

در حین مصاحبه، زمان های بسیاری شما نیاز به استفاده از آداب و اتیکت ها خواهید داشت. و اگر آنها را درست و بجا استفاده کنید، تصویری خوب و مطمین در ذهن مصاحبه گرتان ایجاد خواهید کرد. محکم و با قوت صحبت کنید. نباید بگذارید مصاحبه گر از شما بخواهد حرفتان را تکرار کنید یا شک کند که حرفتان را درست شنیده است یا خیر.

به چشمان مصاحبه گرتان نگاه کنید. این ژستی اطمینان بخش است که اکثراً افراد به آن پاسخ مثبت می دهند.

برای صحبت کردن از حرکات بدن به اندازه مناسب استفاده کنید. حرکات خوب ممکن است علاقه شما را برای آنحا بودن نشان دهد، در حالیکه سست و بی حال بودن نشانه ی بی احترامی و بی تفاوتی است.

مصاحبه کننده تان را با اسم صدا کنید، اما به تعادل. این نشان می دهد که شما دقت کرده و به حرفهایش گوش می دهید. همچنین ارتباطی ایجاد می کند که مصاحبه شما را هر چه بیشتر به سمت موفقیت سوق می دهد

● دو بار از آنها تشکر کنید

در آخر مصاحبه، زمانی که می خواهید از مصاحبه گرتان تشکر کنید، در نظر داشته باشید که هم به خاطر زمانی که برایتان گذاشته اند و هم برای فرصتی که به شما داده اند تشکر کنید. مثل سر وقت رسیدن، تشکر کردن از آنها به این صورت نیز نشان می دهد که فرد فهمیده ای هستید و برای وقت دیگران ارزش قایل هستید.

هیچگاه تا آخر آن روز که برایشان یک یادداشت تشکر بفرستید، مصاحبه را تمام شده نپندارید. سعی کنید متن کوتاهی داشته باشد. از ایمیل نیز می توانید در این جهت استفاده کنید. و چون مربوط به مسایل کاری است، بهتراست که به دست خط خودتان هم نوشته نشده باشد

● سه تا نباید

▪ بدون آمادگی قبلی در آن روز حاضر نشوید

هر چه بیشتر در مورد شرکت و شغلی که برای آن تقاضا داده اید تحقیق کنید، نشانه احترام بیشتر است. خیلی ساده است. فراموش نکنید که مصاحبه گر شما برای این شرکت کار می کند و این قسمت بزرگی از زندگی آن فرد را تشکیل می دهد. بنابراین نمایش فروتنانه اما مناسب تصویری از حس تعهد شما به این مصاحبه، باعث می شود که بهتر جلوه کنید

▪ از صاحب کارهای قبلیتان بدگویی نکنید

اگر نمی توانید در مورد کسی حرف های خوب بزنید، بهتر است اصلاً هیچ حرفی نزنید. خیلی دور از ادب و احترام است که از صاحب کارها و شرکت های قبلیتان بد بگویید و با کارهایشان مخالفت کنید. این باعث ناراحتی و رنجش دیگران می شود. از این گذشته، این مصاحبه در مورد شما و این شرکت است نه شرکت ها و افراد دیگر. پس لزومی ندارد که تصویری از صاحب کارهای سابقتان برای مصاحبه گرتان ارایه دهید. چون این مسیله ارتباطی به آنها ندارد

▪ در مورد هیچ مسیله ای دروغ نگویید

به یاد داشته باشید که به خاطر هیچ مسیله ای، هر چند کوچک، دروغ نگفته و به حرف هایتان شاخ و برگ ندهید. زیرا انسانهای محترم هیچگاه دروغ نمی گویند چون نیازی به آن ندارند

● حرف آخر

ممکن است رفتار های خوب هیچگاه به چشم نیایند، ولی نتایج آنها همیشه دیده می شوند.

چیزی که نباید جا بیندازیم نقص در این آداب و اتیکت هاست. در این زمینه، شما می خواهید که مصاحبه کننده تان فکر کند که شما فردی مهربان، باهوش و جالب هستید. نه اینکه فردی مطیع و فرمانبردار باشید و موقع دست دادن مسخره جلوه کنید و یا از اینکه کثیف ترین شلوار جینتان را در روز مصاحبه تن کرده اید تعجب کند

----سیمرغ

چالش های نوسازی هویت بصری یا Re-Branding در بانک آینده

تقریبا یک سالی می شود که بانک مرکزی تئوری اصلاحات ساختاری در پیکره نظام بانکی را با ایجاد سیاست کوچک سازی بسیار جدی گرفته است و از همین منظر شاهد ابلاغ دستور بسته شدن و یا ادغام تعدادی از شعب بانک های فعال و یا اساسا ادغام بانک ها یا موسسات مالی و اعتباری در یکدیگر هستیم.

گذشته از چرایی و چگونگی اینچنین سیاست هایی که قاعدتا باید مستدل به دلایلی باشد لازم است تا این مساله را از یک منظر بسیار مهم مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهیم که در ادامه بحث خواهد شد. اما قبل از هر چیز باید به نمود بارز و عینی این اتفاق در جریان ادغام بانک تات, با موسسات مالی و اعتباری صالحین و آتی اشاره کرد. گذشته از محاسن و کارکردهای بسیار خوب ادغام به دلیل مقابله با کاهش ارزش سرمایه بانک ها در شرایط افت ارزش پول ملی و افزایش توان رقابتی و رشد نسبت کفایت سرمایه و مدیریت بهینه هزینه ها و به اشتراک گذاری منابع, باید گفت که مقوله ادغام علی رغم ظاهر ساده و سهل الوصول در ابعاد مختلف چالش برانگیز و بسیار حساس است.

بانک تات که تاسیس آن به 8/8/1388 باز می گردد توانست ظرف مدت کوتاهی از تاسیس قریب به 80 شعبه خود را در نقاط بسیار خوب شهرهای بزرگ کشور افتتاح کند و در اندک زمانی سهم بازار خوبی نیز نسبت به بانک های هم سن و سال خود به دست آورد اما شرایط به گونه ای رقم خورد که طبق دستور بانک مرکزی مجبور به پذیرش ادغام دو موسسه مالی و اعتباری شد و این مساله سرآغاز تحولات و چالش هایی بسیار برای این بانک بود که شاید یکی از مهمترین این چالش ها بحث چگونگی مواجهه با مقوله نوسازی هویت بصری بود. ما این مساله را از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار می دهیم:

1-  هویت بصری و رویکردهای درون سازمانی: برند صرفا بیان کننده وجهه و چهره بیرونی یک بانک نیست بلکه به عنوان یک شاخصه فرهنگی جایگاه و نقش بسیار مهمی بر تک تک ساختارهای درونی سازمان از جمله منابع انسانی دارد که بر پایه باورها و هنجارهای سازمانی شکل می گیرد. بی شک این هویت بصری که تعریف کننده بینش مدیران و کارکنان یک بانک از چیستی و چرایی یک سازمان اقتصادی است در مواجهه با مقوله ادغام دچار یک اختلال هر چند کوتاه مدت می شود. چنانکه محرز بود بانک تات اساسا به دلیل ماهیت بانکی که از ابتدای تاسیس داشت با دو موسسه دیگر تفاوت های بسیار جدی در ساختار فرهنگ و بینش کسب و کار دارد و حالا لازم بود تا این سه نهاد مالی علی رغم تمامی تفاوت هایی که ساختار درونی آنها را شکل داده است در یک چتر واحد به نام بانک آینده گرد هم جمع شوند و طبیعی است که کنار هم قرار دادن این بینش ها به خصوص در حوزه بانک تات و موسسه صالحین که دارای شبکه شعب مویرگی و ساختاری غیر بانکی در ایران بود امری سخت جلوه کند. لذا شاید اولین و اساسی ترین تغییر در بانک آینده دست یافتن به یک تعریف جدید از استرانژی کسب و کار و نوسازی ساختار سازمانی است تا این بازنگری در راهبردها و ساختارها بتواند در شکل دهی به یک فرهنگ جدید سازمانی که الفبای برند بانک آینده در سال های پیش روست کمک کند.

2-  هویت بصری و رویکردهای برون سازمانی: مهمترین اثری که مقوله ادغام از منظر برون سازمانی بر هویت بصری یک برند فعال می گذارد ایجاد یک توقف ذهنی در اذهان مشتریان آن برند است که توام با این توقف صدها پرسش و شایعه برای یافتن دلایل این اتفاق شکل می گیرد و این وظیفه مدیران بانک تات را به ویژه در روزهای نخست انتشار خبر بسیار دشوارتر کرد. اینچنین شرایطی را می توان با مقایسه شغل مکانیک موتور خودرو و پزشک جراح قلب تمثیل کرد که مکانیک کارش را در زمان خاموشی خودرو هم می تواند انجام دهد اما پزشک جراح قلب مجبور است کار خود را در حالی که موتور بدن انسان یعنی قلب روشن است انجام دهد. نوسازی هویت بصری برند تات در قالب ساختاری به نام بانک آینده دقیقا به مثابه جراحی قلب باز بود چرا که مدیران این بانک نمی توانستند یک بانک فعال را برای مدتی تعطیل کنند و پس از ادغام دوباره با نام و ظاهری جدید شروع به کار کنند آنها مجبور بودند شرایط را به گونه ای فراهم کنند که تمامی فرایندها فعالانه انجام شوند تا مشتریان احساس خلایی نداشته باشند هر چند که شاید برخی از مشتریان به دلیل حساسیت هایی که دارند در روزهای اولیه ادغام موجودی خود را کم یا خارج کنند. اما آنچه که مشهود است بانک آینده توانست با استراتژی جدید خود یعنی ارایه سود ترجیحی و رقابتی بسیاری از مشتریان را دوباره به سوی خود جذب کند.

3-  هویت بصری و رویکردهای دنیای مجازی: یکی از مقوله های مهم در دنیای امروز برای ترویج برند, بهره مندی از وب سایت های فعال و پویا برای اطلاع رسانی در دنیای مجازی است که قطعا این مساله از دید مدیران بانک آینده پنهان نمانده است و به نظر می رسد هنوز در این بخش فعالیت های زیادی برای انجام دادن باقی مانده است.

4-  هویت بصری و المان های ترویج برند: قطعا تغییر نام تات به آینده روی کاغذ فرایندی ساده و ممکن است اما فراموش نکنیم در برندسازی با اذهان و افکار مردم سرو کار داریم و تغییر ذهنیت عمومی به ویژه زمانی که برند قبلی به خوبی در اذهان نشسته است با دشواری ها و طبیعتا هزینه های بسیاری همراه خواهد بود که البته در این زمینه تلاش های فراوانی در دوره انتقالی از سوی تات و صالحین صورت گرفت که قطعا با انجام متمرکز فرآیند برندسازی و بهره گیری از المان های مطالعه شده ای مانند لوگو جدید, شعار جدید و لحن برند می توان مشتریان قدیمی و مخاطبان آتی را با این تحولات آشنا کرد ولی به نظر می رسد واحدهای تحقیقات و بازاریابی این بانک باید با تحقیقات میدانی بیشتر میزان رسوب ذهنی مردم را نسبت به برند تات سنجش کنند و برای حذف و هدایت آن به سوی بانک آینده اقدامات جدی تری را آغاز کنند. همچنین لازم است تا بر اساس راهبردها و ساختارهای بازتعریف شده سند هویت بصری بانک آینده تدوین شود تا مدیریت هویت بصری برند آینده در هر سه نهاد به صورت منسجم و واحد و بر اساس استانداردی مدون صورت گیرد.

5-  هویت بصری و یکسان سازی زیرساخت های بانکی: یکی از مقوله هایی که بر نوسازی هویت بصری بانک آینده تاثیر دارد نهایی شدن فرآیند یکپارچه سازی خدمات بانکداری در شعب هر سه نهاد به ویژه از طریق درگاه های الکترونیکی است که می تواند مانع از ایجاد تفکیک ذهنی در اذهان مشتریان نسبت به دریافت یا عدم دریافت خدمات از شعبی شود که نام بانک آینده را دارند ولی به دلیل عدم یکپارچه شدن سامانه های مختلف بانکی قادر به ارایه خدمات مورد نظر مشتریان قبلی بانک تات یا موسسه صالحین نیستند.

به هر روی, باید اذعان داشت که اجرای تمامی این شاخص ها نیازمند ساعت ها برنامه ریزی و هماهنگی برای دستیابی به درک نگرشی و اقدام موثر برای حرکت در راستای یک راهبرد جدید است که بی شک حضور مدیر موفق و با تجربه ای مانند رسول اف در کسوت مدیرعامل و رییس کمیته ادغام در به ثمر رسیدن این اقدامات تا اکنون موثر بوده است و قطعا در آینده نزدیک این بانک حرف های زیادی برای گفتن خواهد داشت اما نکته مهم اینجاست که بانک مرکزی می توانست در فرآیند ادغام این سه نهاد مالی تمامی این شاخص ها و اثرات و هزینه های آنها را در نظر بگیرد و با دادن زمان بیشتر و طی یک پروسه انتقالی نظیر آنچه که در دنیا و در بسیاری از ادغام های خودخواسته و بعضا ناخواسته صورت می گرد زمینه ساز یک تجربه کم هزینه تر و کم چالش تر برای بانک آینده باشد.

  
نویسنده : فرنود حسنی

اقتصاد مقاومتی؛ اقتصاد دفاعی یا ترمیمی؟

دكتر عادل پیغامی، استاد اقتصاد و عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام دیدگاه‌های مختلف نسبت به «اقتصاد مقاومتی» و نیز الزامات تحقق آن را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است. بخش نخست این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

امروزه جمهوری اسلامی در حوزه‌های اقتصادی خود با مسائل یا مفاهیمی مواجه است كه به هیچ عنوان تاكنون چه در عرصه‌ی نظر و در كتاب‌های درسی و چه در عرصه‌ی عمل و تجارب بشری مشابه و مابه‌ازای واقعی نداشته است. بنابراین خود انقلاب اسلامی مكلّف به نوآوری و ابتكار و نظریه‌پردازی و الگوسازی در این عرصه‌های جدید اقتصادی است. هر كشوری كه عَلم استكبارستیزی را برپا كند نیازمند چنین الگوهایی است. یكی از این مفاهیم، «اقتصاد مقاومتی» است.

اگر تمام دانش انباشته و كتاب‌های مرسوم اقتصادی دنیا را مطالعه كنید، نظریه یا تجربه‌ای مدون و مكتوب درباره‌ی اقتصاد مقاومتی نخواهید یافت. در تمام متون و كتاب‌های اقتصاد، هیچ پیشینه‌ای نظری یا عملی از تحریم بانك مركزی نخواهید دید و از آن‌جا كه این امر تاكنون سابقه نداشته، چگونگی واكنش به آن هم امری بدیع است. حتی اگر مطالعاتی هم در این باره صورت گرفته باشد، در طبقه‌بندی‌های محرمانه و امنیتی قرار گرفته و امكان دسترسی به آن برای كارشناسان معمولی وجود ندارد. نتیجه اینكه اقتصاددان انقلاب اسلامی نمی‌تواند از نظریه‌های متداول برای حل مشكل و مسأله‌ی خود بهره بگیرد. لذاست كه جنبش نرم‌افزاری و الگوی اسلامی- ایرانی اداره‌ی جامعه، شكل بدیعی به خود می‌گیرد كه الهام‌بخش جمیع ملت‌های آزاده خواهد بود.

چهار تعریف از اقتصاد مقاومتی

مطلبی كه در این نوشته درآمدی بر آن خواهم داشت، مسأله‌ی اقتصاد مقاومتی است. ابتدا لازم است كه یك تبیین و تعریف علمی از اقتصاد مقاومتی ارائه دهیم. اقتصاد مقاومتی را می‌توان چهارگونه تعریف نمود و چهار الگو از آن یا تركیبی از همه‌ی آنها را در كشور به عنوان پروژه‌هایی ملی پیگیری كرد.

اقتصاد موازی
تعریف اول از اقتصاد مقاومتی به مثابه‌ی «اقتصاد موازی» است؛ یعنی همان‌طور كه انقلاب اسلامی با توجه به نیاز خود به نهادهایی با روحیه و عملكرد انقلابی، اقدام به تأسیس نهادهایی مانند كمیته‌ی امداد، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران و بنیاد مسكن نمود، امروز نیز بایستی برای تأمین اهداف انقلاب، این پروژه را ادامه داده و تكمیل كند؛ چرا كه انقلاب اسلامی به اقتصاد مقاومتی و به نهادسازی‌های مقاومتی در اقتصاد نیاز دارد كه چه بسا ماهیتاً از عهده‌ی نهادهای رسمی اقتصادی برنمی‌آید. پس باید نهادهایی موازی برای این كارویژه ایجاد كند؛ یعنی ما در كشورمان به «اقتصاد پریم» نیاز داریم.
این امر البته به معنای نفی نهادهای مرسوم نیست. كما اینكه اكنون ما همزمان از هر دو نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نهاد ارتش جمهوری اسلامی برای دفاع از انقلاب بهره‌مندیم. البته این الگو در مدل‌های حكمرانی مرسوم در دنیا و اتفاقاً در كشورهایی كه از تجربه و توان حكمرانی بیشتری برخوردار باشند وجود دارد و این كشورها از نظام‌های چندلایه‌ی سیاستگزاری و اداره‌ی امور عمومی برخوردارند. به عنوان مثال می‌توانیم از حضور همزمان نهادهای دولتی، سازمان‌های مردم‌نهاد، خیریه و بنگاه‌های خصوصی در عرصه‌ی بهداشت و سلامت یا حتی در عرصه‌ی دفاعی و امنیتی كشورهای توسعه‌یافته‌ی غربی نام ببریم. البته مهم‌ترین مشكل این الگو این است كه حسب نیازهای خاص انقلاب اسلامی و در عرصه‌ی اجرا با سؤالات نوینی روبه‌‌رو خواهد بود، زیرا مثلاً هیچ تصوری از «بانك مركزی موازی» در یك كشور و سامان‌بخشی به عرصه‌ی پولی- مالی كشور در دو لایه‌ی دولتی و عمومی وجود ندارد. ‌اما باز هم منطقاً نمی‌توان این الگو را در زمره‌ی مدل‌های اداره‌نشدنی و غیرمعقول به حساب آورد.

اقتصاد ترمیمی
تعریف دوم از اقتصاد مقاومتی عبارت از اقتصادی است كه در پی «مقاوم‌سازی»، «آسیب‌زدایی»، «خلل‌گیری» و «ترمیم» ساختارها و نهادهای فرسوده و ناكارآمد موجود اقتصادی است. یعنی اگر در رویكرد قبلی می‌گفتیم كه فلان نهاد نمی‌تواند انتظارات ما را برآورده كند، در رویكرد جدید به دنبال آن هستیم كه با بازتعریف سیاست‌های نهادهای موجود، كاری كنیم كه انتظارات ما را برآورند. مثلاً در این تعریف، ما از بانك مركزی یا وزارت بازرگانی می‌خواهیم كه كانون‌های ضعف و بحران را در نظام اقتصادی كشور شناسایی كنند و خود را بر اساس شرایط جدید اقتصادی، تحریم‌ها یا نیازهای انقلاب اسلامی بازتعریف نمایند و در نتیجه عملكردی جهادی ارائه دهند. در مقام تمثیل می‌توان گفت این كار شبیه همان كاری است كه «پتروس فداكار» با فروبردن انگشت خود در تَرَك دیواره‌ی سد انجام داد؛ یعنی باید ترك‌های ساختاری دیوار نهادهای اقتصادی را ترمیم كنیم. این مسأله یعنی ترمیم و مقاوم‌سازی ساختارهای اجرایی و اداری كشور حسب نیازهای مختلف و مقتضیات زمان و مكان هم امری دور از ذهن نیست. كشورهای توسعه‌یافته نیز در برهه‌هایی از تاریخ اقتصادی خود، مجبور به مقاوم‌سازی ساختارهای اقتصادی شدند. مثلاً غرب پس از دو شوك نفتی ۱۹۷۹ و ۱۹۸۳ میلادی، اقدام به جایگزینی سوخت‌های فسیلی با سایر سوخت‌های نوین كرد؛ به‌طوری كه امروزه با قیمت‌های بالای یك‌صد دلار نیز دچار شوك نفتی نمی‌شود. با این توضیحات ما امروز فقط نیازمند عزمی ملی برای اجرای این پروژه‌ی ملی و ارزشی هستیم.

اقتصاد دفاعی
تعریف سوم از اقتصاد مقاومتی، متوجه «هجمه‌شناسی»،‌ «آفندشناسی» و «پدافندشناسی» ما در برابر آن هجمه است. یعنی ما باید ابتدا بررسی كنیم كه مخالفان ما حمله به اقتصاد ایران و اخلال در آن را چگونه و با چه ابزارهایی صورت می‌دهند. بنابراین وقتی به اقتصاد مقاومتی دست یافته‌ایم كه ابزارها و شیوه‌های هجمه‌ی دشمن را پیشاپیش شناخته باشیم و بر اساس آنها استراتژی مقاومت خود را علیه آنان تدوین و اجرا كنیم. بدیهی است تا آفند دشمن شناخته نشود، مقاومت متناسب با آن نیز طراحی و اجرا نخواهد شد.

اقتصاد الگو
چهارمین تعریف نیز این است كه اساساً اقتصاد مقاومتی یك رویكرد كوتاه‌مدت سلبی و اقدامی صرفاً پدافندی نیست؛ بر خلاف سه تعریف قبلی كه اقتصاد مقاومتی را یا پدافندی یا كوتاه‌مدت می‌دانستند، این رویكرد چشم‌اندازی كلان به اقتصاد جمهوری اسلامی ایران دارد و یك اقدام بلندمدت را شامل می‌شود. این تعریف هم كه به نظر می‌رسد دور از دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب نیست، رویكردی ایجابی و دوراندیشانه دارد. در این رویكرد، ما در پی «اقتصاد ایده‌آلی» هستیم كه هم اسلامی باشد و هم ما را به جایگاه اقتصاد اول منطقه برساند؛ اقتصادی كه برای جهان اسلام الهام‌بخش و كارآمد بوده و زمینه‌ساز تشكیل «تمدن بزرگ اسلامی» باشد. بدین معنا اساساً در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت،‌ یكی از مؤلفه‌های مهم الگو می‌باید متضمن مقاومت و تحقق آن باشد. در این مقوله است كه اقتصاد مقاومتی مشتمل بر اقتصاد كارآفرینی و ریسك‌پذیری و نوآوری می‌شود.

البته همه‌ی این چهار تعریف از اقتصاد مقاومتی به نوعی با هم رابطه‌ی «عموم و خصوص مِن‌وجه» دارند،‌ منتها برخی كوتاه‌مدت و برخی بلندمدت هستند و البته تركیبی از استراتژی‌های مطلوب را نیز برایمان به تصویر می‌كشند.

هر کس بد ما به خلق گوید ما چهره دل نمی خراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم

ارزشمندترين دارايي سازمان

ارزشمندترين دارايي هاي يك سازمان در قرن بيستم ابزار توليد آن بود و در قرن حاضر كاركنان فرهيخته و بهره وري آنها، چنين جايگاهي خواهند داشت.

نعل بند

بخاطر ميخي نعلي افتاد

بخاطر نعلي ، اسبي افتاد

بخاطر اسبي ، سواري افتاد

بخاطر سواري ، جنگي شكست خورد

بخاطر شكستي ، مملكتي نابود شد

و همه اينها بخاطر كسي بود كه ميخ را خوب نكوبيده بود....

راه رفتن سگ روي آب

 

 

كليدواژه‌ها : نقاط قوت ؛ نقاط ضعف ؛ منفي بافي ؛ مثبت انديشي ؛ نگاه مثبت

متن حكايت

شكارچي پرنده سگ جديدي خريده بود، سگي كه ويژگي منحصر به فردي داشت. اين سگ ميتوانست روي آب راه برود. شكارچي وقتي اين را ديد نمي توانست باور كند و خيلي مشتاق بود كه اين را به دوستانش بگويد. براي همين يكي از دوستانش را به شكار مرغابي در بركه اي آن اطراف دعوت كرد.

او و دوستش شكار را شروع كردند و چند مرغابي شكار كردند. بعد به سگش دستور داد كه مرغابي هاي شكار شده را جمع كند. در تمام مدت چند ساعت شكار، سگ روي آب مي دويد و مرغابي ها را جمع مي كرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره اين سگ شگفت انگيز نظري بدهد يا اظهار تعجب كند، اما دوستش چيزي نگفت.

در راه برگشت، او از دوستش پرسيد آيا متوجه چيز عجيبي در مورد سگش شده است؟

دوستش پاسخ داد: «آره، در واقع، متوجه چيز غيرمعمولي شدم. سگ تو نمي تواند شنا كند.»

 


شرح حكايت

بعضي از افراد هميشه به ابعاد و نكات منفي توجه دارند. روي وجوه منفي تيم هاي كاري متمركز نشويد. با توجه به جنبه هاي مثبت و نقاط قوت، در كاركنان و تيم هاي كاري ايجاد انگيزه كنيد.

اسمارتيزهاي قهوه‌اي در كسب و كار شما چيست؟‎

 

كليدواژه‌ها : مديريت كيفيت ؛ كنترل كيفيت ؛ استانداردسازي

متن حكايت

در سال‌هاي دهه 1980، يك گروه موسيقي كه تعدادي زيادي نمايش در سال اجرا مي‌كرد، قراردادي با مفاد متعدد تنظيم كرده بود و براي عقد قرارداد با سالن‌هاي نمايش از آن استفاده مي‌كرد. در اين قرارداد تمام جزئيات تكنيكي برق، تجهيزات صحنه نمايش و غيره قيد شده بود و سالن‌دار موظف بود طبق قرارداد همه آنها را به صورت خواسته شده به گروه موسيقي ارائه دهد. در بين مفاد قرارداد، يك ماده گنجانده شده بود و در آن خواسته شده بود يك كاسه اسمارتيز در اتاق پشت صحنه ارائه شود كه در آن اسمارتيز قهوه‌اي وجود نداشته باشد. در آن زمان اين قرارداد با اين تفصيل و اين ماده غيرمعمول باعث خنده و مسخره در بين جامعه موسيقي شده بود.

رهبر اين گروه موسيقي در زندگي‌نامه خود در اين مورد هم صحبت كرده است. او مي‌گويد: در چند اجرا، مشكلات فني خطرات جدي براي همكارانم به وجود آورده بود و نزديك بود كل برنامه نمايش خراب شود. تصميم گرفتيم اين ماده را به قرارداد اضافه كنيم. من نمي‌توانستم در هر اجرا چند ساعت وقت بگذارم و مثلاً ميزان آمپر برق موردنياز را در هر پريز برق چك كنم. بنابراين وقتي مي‌خواستيم كارمان را در يك سالن شروع كنيم به اتاق پشت صحنه مي‌رفتم و ظرف اسمارتيز را چك مي‌كردم. اگر ظرف وجود نداشت يا در آن اسمارتيز قهوه‌اي بود، احتمال بروز خطاي فني مي‌دادم و از سالن‌دار مي‌خواستم كليه تجهيزات را دوباره مطابق با قرارداد چك كند. به عبارت ديگر، به اين روش متوجه مي‌شدم كه سالن‌دار همه مفاد قرارداد را به دقت نخوانده است.

موفقیت در مثلث برمودا

 

گزیده: وقتى سطح پیچیدگى هاى سازمان از توان مدیریت آن بالاتر مى رود باید بگونه اى به مدیریت کمک کرد تا بتواند این پیچیدگى را مهار کند. براى مثال مى توان تعداد مدیران میانى را افزایش داد تا آنها سازمان را پایش کنند.

 

دانلود

 

سیستم های اطلاعات مدیریت : فصل اول ، دوم و سوم

سیستم های اطلاعات مدیریت فصل اول : مقدمه فصل دوم : نگرش سیستمی و تعریف MIS فصل سوم : الف) روند تاریخی توسعه سیستم‌های اطلاعات ،  ب) انواع سیستم‌های اطلاعات   برای دانلود بر روی تصویر کلیک نمایید . تعداد اسلاید :۶۶      ،     حجم فایل :۱مگابایت      ،       قالب : پاورپینت ۲۰۰۷

لغات تخصصی آزمون معامله گری بورس کالا

این مجموعه شامل ۱۱۴ لغت به زبان لاتین به همراه معنی و مفهوم کلمات می باشد که در آزمون معامله گری بورس کالا  مورد پرسش قرار می گیرد.

لغات تخصصی آزمون معامله گری بورس کالا    برای دانلود بر روی تصویر کلیک نمایید . تعداد اسلاید  :۴۷         ،          حجم فایل :۱مگابایت         ،          قالب : پاورپینت ۲۰۰۷

تئوری آشوب

تئوری آشوب : آشوب نوعی نظم در بی نظمی است . بی نظم از آن رو  که  نتایج آن بی نظمی منظم غیر قابل پیش بینی است ومنظم بدان جهت که از نوعی قطعیت برخوردارست. 

    برای دانلود بر روی تصویر کلیک نمایید . تعداد اسلاید  :۴۲         ،          حجم فایل :۲مگابایت         ،          قالب : پاورپینت ۲۰۰۷

پویایی منابع انسانی

 

برای دانلود بر روی تصویر کلیک نمایید .

تعداد اسلاید  :۱۱۰         ،          حجم فایل :۳.۵مگابایت         ،          قالب : پاورپینت ۲۰۰۷

مکاتب استراتژی

 

  برای دانلود بر روی تصویر کلیک نمایید . تعداد اسلاید  :۱۶۴       ،       حجم فایل :۸.۵ مگابایت       ،        قالب : پاورپینت ۲۰۰۷

نهاد و نهادگرایی

 نهاد (Intitution) : نهاد یک سازمان اجتماعی است . سازمانی که خارق العاده است و از اول بوده و از بین رفتنی نیست . مثل خانواده ، مذهب ، اجتماع ،دولت ، اقتصاد (بازار) ، آموزش و پرورش .    تئوری های مدیریت پیشرفته نهاد و نهادگرایی         برای دانلود بر روی تصویر کلیک نمایید .   تعداد اسلاید  :۵۱      ،       حجم فایل :۱مگابایت       ،        قالب : پاورپینت ۲۰۰۷

سیستم های اطلاعات مدیریت

سیستم های اطلاعات مدیریت فصل اول : مقدمه فصل دوم : نگرش سیستمی و تعریف MIS فصل سوم : الف) روند تاریخی توسعه سیستم‌های اطلاعات ،  ب) انواع سیستم‌های اطلاعات

برای دانلود بر روی تصویر کلیک نمایید تعداد اسلاید :۶۶      ،     حجم فایل :۱مگابایت      ،       قالب : پاورپینت ۲۰۰۷               برای دانلود بر روی تصویر کلیک نمایید . تعداد اسلاید :۶۱         ،          حجم فایل :۱مگابایت          ،           قالب : پاورپینت

روش تحقیق

 

برای دانلود بر روی تصویر کلیک نمایید .

:: حجم فایل : ۳.۵ مگابایت ::

معجزه ی هزاره ی سوم

حتمآ فیلمای تخیلی مثل هوش مصنوعی اسپیلبرگ یا امثال اونو دیدید که در آینده سیستمهایی ساخته میشه که قادره مغز شما رو بخونه, امروز با یه سایتی برخورد کردم که واقعآ لقب کرک و پر ریزون شایسته ی این سایت بسیار هوشمند هست. شما یک کاراکتر و شخصیت (ترجیحآ خارجی) حتی ایرانی اعم از هنرمند ورزشکار سیاستمدار یا هر چیز دیگه ای رو در مغزتون انتخاب میکنید و این سیستم بسیار هوشمد با پرسیدن 10 الی بیست سئوال بسته به سختی مورد انتخاب شده و دقت شما در پاسخ به سئوالات در کمال شگفتی عکس طرفو تحویلتون میده, مطمئن باشید از عملکرد این سایت شگفت زده خواهید شد. هر چه در پاسخ به سئوالات دقیقتر عمل کنید زودتر نتیجه خواهید گرفت. پاسخها 5 گزینه ای است.. بلی - خیر -نمیدانم -احتمالآ و احتمالآ خیر.. اگر بار اول به جواب نرسیدید ادامه را بزنید تا سیستم بتواند با پرسیدن چند سئوال دیگر مورد را حدس بزند.... بنده به شخصه مواردی که به عقل جنم نمیرسید رو انتخاب کردم و در کمال شگفتی این سایت تشخیص داده.....!

 

پاورپوینت سیستم های خرید و انبارداری




  برای دانلود کلیک نمایید

پاورپوینت سازمانهای یاد گیرنده



  برای دانلود  کلیک نمایید .

دیکشنری منابع انسانی

 

 

دانلود

قرارداد فروش

عنوان قرارداد

قرارداد فروش

مشخصات طرفین قرارداد

این قرارداد بین شركت {نام شركت یا سازمان} به نمایندگی آقای/خانم {نام و نام خانوادگی نماینده شركت}، فرزند {نام پدر نماینده خریدار} و نشانی پستی {محل شركت} كه در این قرارداد به خریدار نامیده می شود از یك طرف و {نام سازمان/مؤسسه/شركت/كارگاه} به آدرس {نشانی پستی سازمان/مؤسسه/شركت/كارگاه} و شماره تلفن{شماره تلفن تماس سازمان/مؤسسه/شركت/كارگاه} به نمایندگی آقا/خانم {نام و نام خانوادگی نماینده} (سمت {سمت نماینده}) كه در این قرارداد به اختصار فروشنده نامیده می شود از سوی دیگر مطابق مفاد زیر منعقد می گردد.

موضوع قرارداد

موضوع قرارداد عبارت است از: فروش {شرح موارد فروش}

محل اجرای قرارداد

محل تحویل {انبار شركت/ ....} می باشد.

مدت قرارداد

مدت زمان تحویل تحویـــــل {شرح موارد فروش} {تعداد روز كاری} روز كاری می باشد.

مبلغ قرارداد و نحوه تخصیص

مبلغ قرارداد {مبلغ به عدد} ریال ({مبلغ به حروف} ریال ) میباشد.

نحوه پرداخت

پیش پرداخت: مبلغ {مبلغ پیش پرداخت} ریال معادل {مبلغ به حروف} ریال از خریدار بابت {میزان درصد / میزان فروش} موضوع قرارداد دریافت می گردد. مابقی مبلغ قرارداد در زمان تحویل {شرح موارد} تسویه می گردد.

تعهدات مجری / پیمانکار

2-1- فروشنده موظف است قطعات و تجهیزات موضوع قرارداد را در محل كارخانه شركت پس از مونتاژ نهائی و تائید، تحویل نماید.

2-2- فروشنده تعهد مینماید كه اقلام موضوع قرارداد را به تعداد كافی و بطور صحیح و بر اساس مشخصات فنی سفارش شده بنحوی كه قابل استفاده باشد تهیه نماید.

2-3- فروشنده متعهد میگردد كه كلیه اقلام را به نحوی بسته بندی نماید كه مورد تایید خریدار و مشاوره بوده و آسیبی به آنها وارد نگردد.

2-4- فروشنده موظف است كه اقلام موضوع قرارداد را به تفكیك علامت گذاری نموده و با نظارت نماینده خریدار و مشاور تحویل خریدار نماید. بنحویكه عملیات نصب در كوتاهترین مدت و بر اساس معیارهای استاندارد و حرفه ای قابل انجام باشد و آسیبی در روند كار وارد نسازد.

2-5- فروشنده متعهد گردید موضوع مورد قرارداد را بر اساس مدت قرارداد موضوع ماده 6 تحویل نماید.

2-6- فروشنده پیش بینی تغییر حجم سفارش موضوع مورد قرارداد را به مقدار بیست و پنج درصد(25%) (كاهش یا افزایش) را تعهد می نماید.

تعهدات کارفرما

3-1- خریدار متعهد گردید كه پس از تحویل {شرح موارد فروش} تمامی مطالبات فروشنده را پرداخت نماید .

3-2- خریدار هرنوع تغییر احتمالی در نقشه ها و محل نصب را كتبا با ذكر جزییات به فروشنده ابلاغ خواهد كرد ، تغییرات مذكور موجب افزایش مدت قرارداد خواهد شد.

تبصره 1: كلیه تجهیزات و امكانات لازم در كل محدوده اعم از لوله كشی، كابل كشی، وسایل ابزار دقیق و غیره به عهده خریدار می باشد.

تبصره 2: نصب و راه اندازی تجهیزات موضوع قرارداد به عهده خریدار بوده و در صورت نیاز با پرداخت هزینه نصب از سوی خریدار توسط پیمانكار فروشنده انجام میگیرد .لیكن كارشناس فروشنده به هنگام تحویل دستگاهها نظرات كارشناسی دستورهای خود را برای نصب به نصاب خریدار اعلام خواهد نمود.

نظارت

كلیه مسئولیت تائید نقشه ها و كنترل و نظارت بر ساخت قطعات و تجهیزات تحت قرارداد و نظارت بر صورت وضعیتها بعهده نماینده خریدارو یا شركت مهندسین مشاور ....................(به نیابت خریدار) می باشد. معهذا ، كلیه مراتب، مكاتبات و هماهنگیها صرفاَ از طریق خریدار صورت می پذیرد و در صورت تماس مستقیم با مشاور جهت حل مسائل صرفاَ فنی رونوشت آن همزمان به خریدار تحویل گردد.

مالکیت

آدرس های قید شده در متن قرارداد به عنوان محل اقامت دائمی دو طرف قرارداد تلقی میگردد و طرفین موظفند به محض تغییر محل مورد را كتباَ به دیگری اطلاع دهند.

فسخ قرارداد

موارد زیر منجر به فسخ قرارداد میگردد:

الف) توافق طرفین مبنی بر فسخ قرارداد

ب‌) عدم رعایت مفاد قرارداد توسط فروشنده كه باعث زیان و یا خسارت گردد.

ج‌) هر گونه تاخیر در اجرای قرارداد بیش از مدت ذكر شده قرارداد كه غیر مجاز تلقی گردد می تواند باعث فسخ قرارداد توسط خریدار گردد.

تأخیر در انجام قرارداد

در صورت عدم تحویل یا عدم انجام به موقع موضوع ماده 1 قرارداد به ازای هر هفته تاخیر معادل {...} درصد مبلغ كالای تحویل نشده و تا سقف {...} درصد مبلغ قرارداد به عنوان خسارت تاخیر در انجام تعهد محاسبه و به عهده فروشنده تعلق خواهد گرفت .

تبصره : در صورت تاخیر بیش از 60 روز فروشنده بجز موارد غیر مترقبه در تحویل دستگاه موضوع قرارداد خریدار مختار به فسخ یكطرفه قرارداد میباشد بدیهی است در صورت فسخ قرارداد فروشنده ملزم به استرداد وجوه دریافتی به خریدار خواهد بود.

سایر مفاد قرارداد

حل اختلاف

كلیه اختلافاتی كه ممكن است در زمینه تعبیر، تفسیر و نحوه اجرای این قرارداد بین فروشنده و خریدار بروز كند از طریق مذاكرات و یا مكاتبات دوستانه مرتفع نگردد، طبق مقررات و قوانین جمهوری اسلامی ایران حل و فصل خواهد شد.

طرفین تعهد مینمایند كه تا تعیین تكلیف و حل و فصل مواد یا موارد اختلاف كلیه تعهدات و وظایف خود را با حسن نیت انجام دهند.

ماده آخر

این قرارداد شامل {...} ماده و {...} تبصره بوده كه در 2 نسخه تنظیم شده كه هر دو حكم واحد دارند.