کویر وکوه و دریاتو
نشوندن رو دلت داغ
سمرقند و بخاراتو
ببین دستای نامحرم
خزربانوتو بخشیده
خلیج فارس غم داره
کسی اسمش رو دزدیده
کجاس رستم چی شد آرش
که با گرز وکمون پاشن
دماوندو برن بالا
نگهبان وطن باشن
کسی باید که مرهم شه
به این زخم نمک خورده
اگر چه سخته درمونش
غروری که ترک خورده
میخوام آرش بشم امروز
کمونم رو بده دستم
واسه هر ذره از خاکت
یلی باشم مث رستم
تورو از من نمیزارم
بگیرن تا ابد ای جان
تو ای عشق اهورایی
همیشه جاودان ایران
گرگان
تاریخ را ورق بزنم نام تو پر است
بغضم به هر ورق زدن از غصه ات شکست
گرگان شکوه نام تو و دست اهرمن
ای سربلند وسوسه انگیز شهر من
تیغ عرب رسید که آشفته ات کند
قوم مغول دوباره به خون خفته ات کند
بی جرم ناگزیر کشیدی عذاب را
تاریخ دید خون تو در آسیاب را
گفت از هجوم و وحشت اگر چه حکیم طوس
دیدی چقدر بدتر از افراسیاب را
باغت هنوز زخمی از آن چکمه های سرخ
دارد به برگ برگ خودش اضطراب را
روزی به دست حادثه در هم شکسته ای
برجا گذاشت زلزله شهری خراب را
از هر طرف به تیغ کسی زخم خورده ای
ای شهر پر ستاره بسی زخم خورده ای
چشمت اگر چه دید فراوان شهید را
در سینه ات همیشه نشاندی امید را
دلخسته از سیاهی وتکرار می شوی
که سرزمین سبز وسپیدار می شوی
هرکس رسید مهر تو در دل گرفت و.ماند
هر کس که رفت قصه ی زیبایی تو خواند
شهر قشنگ من به خدا می سپارمت
گرگان سربلند تو را دوست دارمت