ترس

دیروز

        به پدرم گفتم:

دیوار دور خانه را ببر بالا

پیداست ، از کوچه افکارم

 

میترسم

شلغم میوه بهشته

رمان علی محمد افغانی بیشتر یک داستان بلند است تا رمان،زبان ، سادگی و دلنشینی داستان از همان ابتدا شما را وادار میکند که یک نفس داستان را ادامه دهید.سادگی و دلنشینی از نوع مدیر مدرسه آل احمد و همسایه های احمد محمود.در اواسط داستان چند صفحه ای ممکن است شما را اذیت ، و تکرار و نبض کند داستان شما را خسته کند اما قبل از آنکه نفس تان به شماره بیافتد دوباره ضرباهنگ داستان تند میشود و شیرین و میرود تا آخر داستان، آنجایی که دلتان نمی خواهد داستان تمام شود و دنبال بقیه اش میگردید. بدون شک این داستان ارزش خواندن را دارد.

این کتاب در کتابفروشی بزرگمهر موجود است.

شلغم میوه بهشته!

                                                  

          

                                                  علی محمد افغانی

دموکراسی یا دموقراضه

رمان دموکراسی یا دمو قراضه کتابی دویست صفحه ای از سید مهدی شجاعی است.کتاب را شاید بتوان یه جورایی الهام گرفته از قلعه حیوانات جورج اورل با نگاهی به شرایط واتفاقات سیاسی جامعه معاصر ایران دانست.کتاب نسبتا خوبی است هر چند دارای ایرادهای داستانی و محتوایی نیز هست ولی مطمئنا ارزش یک بار خواندن را دارد.گوشه ای از کتاب:پادشاه خود را نماینده تام الاختیار خدا و واسطه میان خدا و مردم جا میزند.این سیاست چند مزیت دارد:

1:پادشاه به طور مستقیم با خدا در نمی افتد و خودش را ضایع نمی کند.

2:به قدرت مادی و زمینی خود،رنگ معنوی و آسمانی میدهد.

3:نیاز معنوی مردم را مدیریت میکند.

4:برای مردمی که عقلشان در چشمشان است، به تدریج خدای حقیقی را کمرنگ و نماینده ملموس و محسوس او یعنی خودش را تا حد جایگزین،پر رنگ میکند. و.....

این کتاب در کتابفروشی بزرگمهر موجود است.

بیشعوری

 

شاید تمام فصلهای این کتاب شما را جذب نکند یا اینکه بعضی فصول با فرهنگ ما جور در نیاید.اما به نظر من همه باید حداقل یکبار این کتاب را بخوانند و عنوان این کتاب در هر حال و هر زمان مد نظر شان باشد.به نظر من بیشعوری بیماری مزمنی است که گریبان همه ما را گرفته.حال باید بنشینم و کلاهمان را قاضی کنیم و ببینیم که چقدر در گذشته بیشعور بوده ایم و یا در حال حاضر بیشعوری میکنیم.تا شاید بشود برای آینده فکری کرد.

*کتاب بیشعوری نوشته خاویر کرمنت و ترجمه محمود فرجامی در کتابفروشی بزرگمهر موجود است.

*در این جا میخواهم از فرصت استفاده کنم و از تمام دوستان،آشنایان،فامیل،و خانواده درخواست کنم من را به خاطر بعضا بیشعوری هایی که گذشته در رفتار یا....ام بوده عفو کرده و از این پس با دیدن هر نوع بیشعوری ای از جانب بنده رک و راست بگویند:خیلی بیشعوری.تشکر بنده مختص کسانی که این موضوع را به من گوشزد کنند.

دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد.

این رمان کوتاه را دیشب تمام کردم. به نظر من رمان خوبی است و قلم جسورانه ای دارد.نمیخواهم داستان را تعریف کنم .پیشنهاد میکنم دوستان خودشان داستان را بخوانند.ارزش حداقل یکبار خواندن را دارد. گوشه ای از کتاب:شب بود،شب داغی هم بود.تن های جوان و شادابمان روی تخت به هم گره خورده بود.پنجره اتاق خواب را بسته بودیم تا صدای نفس نفس پیوسته و ناله های خوش هماغوشی بیرون نرود.بعد، تا ملکتاج پنجره را باز کرد،اتاق پر شد از بوی محبوبه های شب، که بی صبرانه  پشت شیشه منتظر بودند تا اجازه ورود پیدا کنند.در نور ماه دیدن بدن برهنه اش،کمر باریکش،برجستگی های سینه و باسن و موهای ریخته بر شانه اش،به قدری دلنشین بود که یادش در ذهن دکتر نون جاودانه شد.روز بعد وقتی آقای مصدق دکتر نون را به دفترش خواند، گفت:«از چشمای گود رفته ات معلومه که دیشب کم خوابیدی.»لبخند زدم و نگفتم شبها قبل از هماغوشی خواب به چشمم نمی آید.به ملکتاج گفتم:«می دونی خوابیدن بدون عشق بازی حرومه!»

ملکتاج گفت:«آره به خدا. خیلی هم حرومه. تا وقتی پیر نشدیم، باید از جونیمون حداکثر استفاده را بکنیم.»

.......خیره به جایی تاریک،کنج دیوار راهرو،خودم را دیدم که گفتم:«حیف که آقای مصدق همه جا حاضره.ما خیلی زودتر از وقتی که فکر میکردیم از جنب و جوش شبانه افتادیم.اون شبای پیش از کودتا دیگه هرگز تکرار نمیشه.چه شبایی بود.!هوای خنک شب و بوی گل یاس و عطر تنت توی اتاق با هم قاطی میشدن.نسیم تن داغ و عرق کرده مون را نوازش میکرد.اون لحظه ها کی بر میگردن؟»      .شهرام رحیمیان.

خنده......

گوناگون

۱۰ نکته در باره فواید خندیدن، به بهانه روز جهانی خنده

از قدیم گفته‌اند "خنده بر هر درد بی‌درمان دواست". نخستین یکشنبه ماه مه روز جهانی خنده نام‌گذاری شده است. ده نکته در باره فواید خندیدن که شاید تا به حال نمی‌دانستید:

خنده تنها شادی با خود به همراه نمی‌آورد، بلکه سلامتی هم جزوی از ارمغان‌های آن است. نخستین یکشنبه ماه مه روز جهانی خنده نام دارد. این روز به ابتکار دکتر مادان کاتاریا، بنیانگذار حرکت "یوگای خنده" چنین نام گرفته است.

این نوع از یوگا که هر روزه نیز به طرفدارانش در سراسر جهان اضافه می‌شود، مبتنی بر یک اصل ساده اما شاید در عین حال دشوار استوار است: قهقهه زدن بدون دلیل، حتی اگر قهقهه مصنوعی باشد.

نوزادان از سن دو تا شش ماهگی با بالا بردن گوشه‌های دهان یا درآوردن صدا، شروع به نشان دادن خوشحالی خود به هنگام دیدن چهره‌ای آشنا می‌کنند.

کودکان پس از طی دوران نوزادی نیز همچنان الگویی برای شادی و صمیمیت هستند. آنها در طی روز تا ۴۰۰ مرتبه می‌خندند، در حالی که بزرگسالان به طور میانگین ۱۵ تا ۲۰ بار در روز می‌خندند.

نه تنها انسان‌ها که حیوانات نیز قادر به خندیدن هستند. اگرچه ارسطو، فیلسوف سرشناس یونانی، معتقد بود که خنده عامل تمایز میان انسان و حیوان است، اما دانشمندان بعدها دریافتند، حتی حیوانات نیز می‌توانند شادی‌شان را با قهقهه و خنده بیان کنند. هر چند خنده آنها صدای دیگری دارد: برای مثال شامپانزه‌ها به هنگام خنده نفس‌نفس می‌زنند یا موش‌ها صدای جیغ‌ ریتمیکی از خود در‌می‌آورند.

بیشتر بخوانید: روز جهانی خنده، جشنی برای خوش‌خنده‌های دنیا

مدتهاست که دانشمندان از فواید فراوان خندیدن برای بدن و روح انسان می‌گویند؛ البته نه خنده‌ای که تنها چند ثانیه به طول انجامد. برای بهره بردن از فواید خنده باید مدت طولانی، به گفته برخی ۱۵ تا ۲۰ دقیقه، خندید.

ده نکته در مورد این فواید که شاید از آن‌ها اطلاع نداشتید:

• به هنگام خندیدن ۱۷ ماهیچه در صورت و ۸۰ ماهیچه در دیگر نقاط بدن به حرکت درمی‌آیند.

• خندیدن فرایند سوزاندن کالری در بدن را تقویت کرده و به آن شدت می‌بخشد.

• در هنگام خندیدن انسان به طور خودکار عمیق‌تر نفس می‌کشد و به این ترتیب میزان اکسیژن بیشتری وارد خون می‌شود.

• به هنگام خنده گردش خون در قلب و سراسر اندام‌ها شدت بیشتری می‌گیرد، برای همین نیز برخی توصیه می‌کنند، صبح‌ها پس از برخواستن از خواب تا جایی که می‌توانید با قدرت بخندید.

• خنده دشمن استرس و نگرانی است. ترشح هورمون‌های استرس‌زا نظیر آدرنالین و کورتیزون به هنگام خنده شدید کاهش می‌یابد.

• خنده موجب بهبود روند درمان اندام‌های آسیب‌دیده در بدن می‌شود. به هنگام خنده شدید مقداری هورمون موسوم به هورمون‌های شادی‌آور ترشح می‌شوند که برای نمونه به روند بهبود بیماری‌هایی نظیر افسردگی یا جنون کمک می‌کنند.

• طبق تحقیقات متعدد انجام شده، یک خنده شدید و طولانی حتی می‌تواند موجب کاهش درد و تقویت سیستم ایمنی بدن شود. چنانچه فرد افسرده یا غمگین باشد، بدن وی درد را به میزان بیشتری احساس می‌کند.

• خنده باعث آرامش می‌شود. زمانی که به خنده شدید می‌افتیم، غالبا احساس شادمانی بیشتری می‌کنیم و به ذهن‌مان استراحت می‌دهیم.

• پس از به اصطلاح فروخوابیدن "هیجان" خنده، بدن همچنان آرامش دارد. شریان‌ها گشاد می‌شوند، فشار خون همچنان کاهش می‌یابد و وضعیت آرامش غالب می‌شود.

• به هنگام اضطراب یا خشم، یک خنده کوتاه می‌تواند تأثیری معجزه‌آور داشته باشد، چراکه خنده موجب می‌شود افکار به سمت دیگری رانده شده و کل بدن به ناگاه سست شود.

 

من هم میمیرم.....

من هم می میرم
اما نه مثل غلامعلی
که از درخت به زیر افتاد
پس گاوان از گرسنگی ماغ کشیدند
و با غیظ شاخه های خشک را جویدند
چه کسی برای گاو ها علوفه می ریزد؟
من هم می میرم
اما نه مثل گلبانو
که سر زایمان مرد
پس صغرا مادر برادر کوچکش شد
و مدرسه نرفت
چه کسی جاجیم می بافد؟
من هم می میرم
اما نه مثل حیدر
که از کوه پرت شد
پس گرگ ها جشن گرفتند
و خدیجه بقچه های گلدوزی شده را
در ته صندوق ها پنهان کرد
چه کسی اسبهای وحشی را رام می کند؟
من هم می میرم
اما نه مثل فاطمه
از سرما خوردگی
پس مادرش کتری پر سیاوشان را
در رود خانه شست
چه کسی گندم ها را به خرمنجا می اورد؟
من هم می میرم
اما نه مثل غلامحسین
از مار گزیدگی
پس پدرش به دره ها ورود خانه های بی پل
نگاه کرد وگریست
چه کسی اغل گوسفندان را پاک می کند؟
من هم می میرم
اما در خیابانی شلوغ
در برابر بی تفاوتی چشم های تماشا
زیر چرخ های بی رحم ماشین
ماشین یک پزشک عصبانی
وقتی از بیمارستان دولتی بر می گردد
پس دو روز بعد
در ستون تسلیت روزنامه
زیر یک عکس 6 در 4 خواهند نوشت:
ای ان که رفته ای....
چه کسی سطل های زباله را پر می کند؟           

                                                      .سلمان هراتی.

منم.....در..خت...!! فقط هزینه اش را ندارم و نمی دونم آیا لیاقتش را هم دارم یا نه!؟

گوناگون

آلمانی‌هایی که پس از مرگ درخت می‌شوند

زندگی پس از مرگ در قامت یک درخت یا در پای یک درخت؛ گرایشی نه چندان تازه در آلمان برای خاکسپاری خاکستر جسد. تاکنون ۵۴ هزار آلمانی پس از مرگ‌شان درخت شده‌اند؛ کسانی که می‌دانستند پس از مرگ‌شان «سبز خواهند شد».

آسمان آبی، هوای پاک جنگل، صدای پرندگانی که از این شاخه به آن شاخه می‌پرند و فضایی سرسبز که در آن نشانی از دیوار نیست، هرچه هست درخت است و سبز است و گیاه. این‌ها توصیفی چکیده است از حال و هوای جنگل‌های زیبای بی‌شمار آلمان که بسیاری از شهروندان این کشور را هر هفته برای گشت و گذار به سوی خود جذب می‌کنند و بسیاری را برای خوابی ابدی.

"چگونگی رفتار با جسد انسان درگذشته" یا "چگونگی خاکسپاری" جسد، پرسشی است که انسان را از دیرباز تا کنون به خود مشغول کرده‌است. پژوهشگران و باستان‌شناسان و تاریخ‌نگاران روش‌های متعددی از دفن پیکر پس از مرگ کشف کرده‌اند؛ از سوزاندن، به دریا سپردن، در برج‌های خاموشی خوراک جانوران شدن گرفته تا مومیائی کردن و تلاش برای جاودانه کردن جسد تا به خاک سپردن آن در کفن یا تابوت.

خاکستری که در جعبه‌ای قابل تجریه‌ تبدیل به یک درخت می‌شود

اما در اروپا برخی به این روش‌ها قانع نیستند و طرفدار طرحی نو (البته نه چندان نو) شده‌اند که خاکسپاری ارگانیک نام گرفته است؛ گرایشی تازه‌. گرایشی که در آن جسد انسان پس از مرگ سوزانده می‌شود و خاکستر جمع‌آوری شده در جعبه‌ای کوچک، بستری می‌شود برای رویش دانه‌های یک گیاه. موسس "اورنابیوس"، شرکت تولیدکننده جعبه‌هایی است که با گذشت زمان تبدیل به درخت می‌شوند؛ صندوق‌هایی قابل تجزیه و برگشت‌پذیر به طبیعت. در این جعبه‌ها خاکستر جسد انسان را قرار می‌دهند و روی خاکستر دانه‌های گیاهی که قرار است از خاکستر بروید، می‌پاشند. به این ترتیب در کمتر از یک سال از بقایای یک انسان، از مرگ، زندگی‌تازه‌، جوانه می‌زند.

شرکت "اورنابیوس" تا کنون نزدیک به ۲۰ هزار از این صندوق‌های ارگانیک را فروخته است.

اما برای کسانی که نمی‌خواهند مستقیما به درخت تیدیل شوند هم جایگزین دیگری وجود دارد؛ خاکسپاری در پای یک درخت. در آلمان بیش از ۳۰۰ جنگل وجود دارد که در آن‌ها اجازه‌ی خاکسپاری در دل طبیعت داده شده‌است.

به گزارش "فرید والد" بزرگترین و قدیمی‌ترین موسسه خاکسپاری در دل طبیعت در آلمان، ۵۴ هزار شهروند آلمانی تا کنون در جنگل‌های به رسمیت شناخته شده برای این نوع خاکسپاری، در پای درختان آرمیده‌اند. ۱۳۵ هزار تن هم نام خود را برای ماوا گرفتن در پای یک درخت پس از مرگ ثبت کرده‌اند. در این جنگل‌ها نشانی از صلیب نسیت؛ تابلوهای کوچکی که نام درگذشته بر روی آن‌ها نوشته شده، بر تنه‌ی درخت خودنمایی می‌کنند. هر کس می‌خواهد ناشناس بماند، جنگل برای او بهترین ماواست؛ درخت او بی‌نام می‌ماند.

چرخه‌ی زندگی به جای ضدیت مرگ و زندگی با یکدیگر

هانا رامبل، انسان‌شناس بریتانیایی، سال‌ها درباره کسانی تحقیق کرده که خواست‌شان بازگشت به طبیعت اپس از مرگ است. به عقیده او عشق و علاقه انسان‌ها به طبیعت و تمایل آن‌ها به این‌که پس از مرگ چیزی را با طبیعت قسمت کند و از این‌طریق باقی بماند، انگیزه‌ی بیشتر استقبال‌کنندگان از این روش خاکسپاری است.

بیشتر کسانی که تن به خاکسپاری ارگانیک می‌دهند، می‌خواهند پس از مرگ درخت "افرا" شوند

هانا رامبل می‌گوید: « خاکستر ما با همان وضعیت طبیعی خود در تابوتی قابل تجزیه و برگشت‌پذیر به طبیعت قرار می‌گیرد و منبعی می‌شود برای یک زندگی جدید؛ تصوری که به انسان آرامش می‌دهد». به اعتقاد این پژوهشگر، انسانی که این روش را برمی‌گزیند دیگر به مرگ و زندگی به عنوان دو پدیده‌ای که شروع یکی در گرو پایان یافتن دیگری است و به ضدیت این دو با یکدیگر نمی‌نگرد، بلکه به جای این دوپدیده به چرخه‌ی زندگی می‌اندیشد.

هرچند که پدیده‌ی خاکسپاری در دل طبیعت به استناد پژوهش‌های باستان‌شناسان و تاریخ‌شناسان، پدیده‌ای نو نیست، اما اجرای آن با شکل کنونی قدمتی ۲۰ ساله دارد. بیست سال پیش نخستین جنگل‌گورستان در سویس آغاز به کار کرد. به اعتقاد یکی از مسوولان این‌گونه جنگل‌ها در آلمان، انسان‌هایی که تصمیم می‌گیرند این‌گونه به خاک سپرده شوند، الزاما آتئیست (خداناباور) نیستند.

هزینه «درخت شدن»

کسانی که قصد دارند پس از مرگ پای یکی از درختان "فریدوالد" (جنگل – گورستان) به خاک سپرده شوند، نخست درختی را برمی‌گزینند. هزینه خاکسپاری زیر یک درخت از ۷۷۰ یورو آغاز می‌شود. تازه درخت را نمی‌توان تنهایی صاحب شد؛ پای یک درخت ممکن است خانه ابدی چندین تن شود مگر آن‌که خانواده‌ای دورتادور درخت را بخرد که هزینه آن از ۳۳۵۰ یورو آغاز می‌شود. این هزینه‌ها بسته به جای درخت، نوع درخت و منظره‌ی پیرامون درخت متفاوت است. اما اگر کسی نخواهد که خاکسترش در درون جعبه مخصوص بستری شود برای رویش یک درخت جدید، هزینه دفن‌ مستقیم خاکستر جسد او پای یک درخت از۱۵۰ یورو شروع می‌شود.

در آلمان به طور قانونی به خاک سپردن جسد انسان و بقایای او اجباری است؛ در آلمان نمی‌توان خاکستر بستگان را برای مثال در جعبه‌ای در باغ خانه دفن کرد. در کشوری مانند بریتانیا اما این اجبار وجود ندارد؛ خاکستر مرده را می‌توان در باغچه‌ی خانه هم کاشت. در آلمان شاید مهمترین مسئله برای کسی که می‌خواهد خاکسترش بستر یک درخت شود یا پای یک درخت چال شود، پاسخ به این پرسش است که «چه درختی؟». در آلمان درخت «افرا» بیشترین طرفدار را دارد.

طبیعت چه کارایی که نمیکنه!!!

 

یخ‌های زمردگون دریاچه‌ی بایکال

 یخ و برف های هنرمند

حباب‌های یخی

 یخ و برف های هنرمند

 یخ و برف های هنرمند

 یخ و برف های هنرمند

برف ورقه‌ای

 یخ و برف های هنرمند

فانوس دریایی منجمد شده در خط ساحلی دریاچه‌ی میشیگان

 یخ و برف های هنرمند

 یخ و برف های هنرمند

دریاچه‌های یخ زده

 یخ و برف های هنرمند

گل‌های یخی

 یخ و برف های هنرمند

تار عنکبوت برفی

 یخ و برف های هنرمند

شاهکار هنری طبیعت بعد از بارش باران و کاهش دمای هوا در چین

 یخ و برف های هنرمند

 یخ و برف های هنرمند

لمس حصار توسط انگشتان سرد یخ

 یخ و برف های هنرمند

آبگیر سرمازده

 یخ و برف های هنرمند

شکوفه‌های یخی روی سطح اقیانوس منجمد شمالی

 یخ و برف های هنرمند

قندیل‌های یخی روی شاخ و برگ درختان

 یخ و برف های هنرمند

 یخ و برف های هنرمند

خرگوش یا گل‌های یخی؟!

 یخ و برف های هنرمند

 یخ و برف های هنرمند

کاج یخی

 یخ و برف های هنرمند

درختان در جنگلی در جمهوری چک

 یخ و برف های هنرمند

آدم کوچولوهای یخی

 یخ و برف های هنرمند

غنچه‌های یخ بسته

 یخ و برف های هنرمند