عکسی متفاوت از آرامگاه کوروش بزرگ

عکسی متفاوت از آرامگاه کوروش بزرگ

عکسی زیبا از آرامگاه کوروش بزرگ

روز بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی 5 اسفند

۵ اسفند روز بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی

5 اسفند روز بزرگداشت خواجه نصيرالدين طوسي

خواجه نصیرالدین محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی از اهالی جهرود از توابع قم بوده است که در تاریخ ۱۵ جمادی الاول سال ۵۹۷ هجری قمری ولادت یافته است. او به تحصیل دانش، علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید.

ادامه در ادامه ی مطلب

خواجه نصیرالدین طوسی ستاره درخشانی بود که در افق تاریک مغول درخشید و در هر شهری پا گذارد آنجا را به نور حکمت و دانش و اخلاق روشن ساخته و در آن دوره تاریک و در آن عصری که شمشیر تاتار و مغول خاندانهای کوچک و یا بزرگ را از هم پاشیده و جهانی از حملات مغولها به وحشت فرو رفته و همه در گوشه و کنار منزوی و یا فراری می شدند و بازار کسادی دانش و جوانمردی و مروت می بود و فساد حکمفرما. وجود و بروز چنین دانشمندی مایه اعجاب و اعجاز است.

 

خواجه نصیرالدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر نام نهاده اند. بهرحال خواجه نصیرالدین دوره تحصیل ابتدایی را قسمتی نزد دائی خود بابا افضل ایوبی کاشانی و فخرالدین داماد که او شاگرد صدرالدین سرخسی و او شاگرد افضل الدین جیلانی و او شاگرد ابوالعباس ریوگیری و او شاگرد بهمن یار از شاگردان شیخ الرئیس ابوعلی سینا تحصیل کرده است.

بقول مولف آثار الشیعه خواجه نصیرالدین طوسی با سیدعلی بن طاوس حسینی و شیخ میثم بن علی بحرانی در مدرسه ابوالسعاده اصفهان متفقاً درس خوانده و بنا به عقیده دسته ای از مورخین ابن میثم در فقه استاد و در حکمت شاگرد خواجه نصیرالدین طوسی بوده است.

شهید ثانی در رساله چهل حدیث خود می نویسد محققاً خواجه نصیر در علوم منقول شاگرد پدرش بود که او از شاگردان فضل اله راوندی بود و او از شاگردان ثقه الاسلام سید مرتضی علم الهدی می باشد.

 

یکی از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی علامه حلی می باشد و علامه حلی در موقع اجازه دادن به یکی از شاگردانش بنام ابن زهره دربارة استادش در همان اجازه نامه چنین می نویسد:

خواجه نصیرالدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت او اشرف کسانی است که ما آنها را درک کرده ایم، خدا نورانی کند ضریح او را. قرائت کردم در خدمت او الهیات، شفای ابن سینا و تذکره ای در هیئت را که از تالیفات خود آن بزرگوار است. پس او را اجل محتوم دریافت و خدای روح او را مقدس کند.

در آن روزگاری که آوازه دانش خواجه نصیرالدین به اطراف و اکناف رسیده بود، رئیس ناصرالدین محتشم که از دانشوران اسماعیلیه بود بدیدار خواجه مایل شد و او را به قائنات دعوت کرد و مقدم او را بسیار گرامی داشت و خواجه مدتها در آنجا بود و کتاب تهذیب الاخلاق ابن مسکویه را به فارسی ترجمه و شرح داد و بنام اخلاق ناصری تالیف کرد.

 

خواجه نصیرالدین طوسی در خدمت هلاکوخان ایلخان مغول

 خواجه نصیرالدین طوسی در تمام امور کشوری و لشگری مغول برای نیل به مقاصد عالیة خود دخالت داشته و تا اندازه ای که توانست از پیش آمدها و سختی های ناگوار که متوجه جامعه مسلمین می شد جلوگیری می کرد، گاهی با سخنان علمی و زمانی با گفتگوهای مختلف و هنگامی با اندرزهای سیاسی مقاصد مهم اساسی خود را با دست هلاکوخان انجام می داد پیشرفتهای علمی و نوازش فضلاء و علما با دست خواجه صورت می گرفت و روی این نظریات روزبروز در دربار هلاکو محبوبتر شده و مورد توجه خاص ایلخان می گردید.

خواجه نصیرالدین همیشه اصول مقاصد دینی را نصب العین خود قرار داده و تمام حرکات سیاسی و علمی که شایسته یک مرد دینی آشنا به مصالح اجتماعی و سیاسی اسلامی  است بکار می بست.

یکی از اقدامات مهم خواجه نصیرالدین طوسی تشویق هلاکوخان به فتح بغداد و برانداختن دودمان عباسی و کشتن خلیفه به دست ایلخان مغول بود.

 

 

تاسیس رصدخانه به تشویق هلاکو بوسیلة استاد طوس

 محقق طوسی به اتفاق کلیه مورخین آن عصر بر عقل هلاکو چیره شده و تا می توانست از قدرت و تسلط او بنفع کشور خود استفاده می کرد و به جهان علم و ادب و ترویج مذهب شیعه اثنی عشری خدمت کرد و به نیروی اراده و تدبیر خود توانست عقاید و آراء خود را بنام دلالت های فلکی عملی ساخته و از اوهام و خرافاتی که مانند حسام الدین منجم ها بنام نجوم می گفتند جلوگیری کند و در اثر نوازشهای محقق طوسی دانشمندان توانستند با فراغت بال مشغول تالیف و تصنیف و اشتغالات علمی شده و هر کدام در محیط تاریکی که بر اثر فساد اخلاق و کشتارها و خونریزیهای پراکنده ، آشفته شده بودند، مشعل فروزانی گردیده و در تشریح فضائل بکوشند و تا اندازه ای از فساد اخلاق و بیدادگری جلوگیری نمایند.

 

رفتن محقق طوسی به حله جهت زیارت شیخ نجم الدین ابوالقاسم حلی مولف کتاب شرایع الاسلام تاثیر عمیقی در محافل علمی اسلامی نمود و یک درس عبرتی بود که تاکنون داستان آن بر سر زبانها است. از جمله اقدامات دیگر خواجه نصیرالدین طوسی که تاریخ هیچوقت آن را فراموش نخواهد کرد تاسیس رصدخانه مراغه می باشد که از یادگارهای علمی و فلکی خواجه طوس می باشد که بدست او با همراهی عده ای از فضلا و دانشمندان بنا شده این رصدخانه از مشهورترین رصدخانه های اسلامی است که در شرق نزدیک خاورمیانه ذکر شده و آوازه آن تمام جهان آن روز را فرا گرفته و تاکنون با این همه تطورات و تغییراتی که در جهان پدید آمده باز نام آن رصدخانه هنوز با اسم بانی آن بر سر زبانهاست.

 بدستور محقق بزرگ طوسی فخرالدین ابوالسعادات احمد بن عثمان مراغی معمار معروف آن عصر ساختمان وسیع و با شکوه رصدخانه را با نقشه استاد شروع نموده و محلی که برای رصدخانه انتخاب شده بود تلی است که در شمال غربی شهر مراغه واقع شده بود و اینک بنام رصد مراغه معروف است.

 

برای کمک به رصدخانه علاوه بر کمکهای مالی دولت اوقاف سراسر کشور نیز در اختیار خواجه گذارده شده بود که از عشر آن جهت امر رصدخانه و خرید وسائل و اسباب و آلات و کتب استفاده می نمود. و در نزدیکی رصدخانهکتابخانةبزرگی و بسیار عالی ساخته شده بود که در حدود چهارصد هزار جلد کتاب نفیس جهت استفادة دانشمندان و فضلا قرار داده بود که از بغداد و شام و بیروت و الجزیره بدست آورده بودند.

و در جوار رصدخانه یک سرای عالی از برای خواجه و جماعت منجمین ساخته بودند و مدرسه علمیه ای جهت استفاده طلاب دانشجویان ساخته شده بود و این کارها مدت ۱۳ سال بطول انجامید، تا اینکه ایلخان هلاکوی مغولی در سال ۶۶۳ درگذشت. لیکن خواجه تا آخرین دقایق عمر خود مواظبت و اهتمام بسیار نمود که آن رصدخانه و کتابخانه از بین نرود و خللی در کار آنجا رخ ندهد.

 

بنای رصد خانه مراغه از افراط و تفریط منجمین آندوره جلوگیری کرده و از اوهام و خرافاتی که بنام دلالت های فلکی انتشار پیدا کرده بود و مغولان آن را دامن می زدند جلوگیری کرد. یکی از دانشمندان مشهور امریکا بنام فاندیک در یکی از تعلیقات خود می نویسد: دانشمندان نجومی اروپا برای هر یک از کوههای کره ماه نامهائی از فضلای جهان را که خدمات شایسته ای به جهان علم کرده اند نام گذاری نموده اند از جمله یکی از کوههای کره ماه بنام خواجه نصیرالدین طوسی نامگذاری شده است.

           

به هرحال عظمت روحی محقق طوسی نشاط مخصوصی در قلب فضلای رنج دیده و آواره از وطن آن زمان ایجاد کرده و سبب شده بود که تمام مشقات و صدمات خانمانسوز را در اطاق نسیان گذارده و با شوق وافری در حمایت استاد بدرس و بحث در دانشگاهی که او در مراغه و بغداد ایجاد کرده بود اشتغال ورزیده و معضلات هر علمی را مطرح و با تبادل افکار وسعه اطلاعات استاد کل حل نمایند.

 

بعضی از کتب مشهور خواجه نصیرالدین طوسی

       ۱-شرح اشارت ابن سینا

       ۲-    تجرید الاعتقاد

       ۳-التذکره فی علم الهیئت بنام تذکره نصیریه

       ۴-    تحریر المجسطی در هیئت و نجوم

       ۵-    اخلاق ناصری

       ۶-    اوصاف الاشراف در عرفان

       ۷-    الادب ابوخیر للولد الضغیر با اشعار عربی و فارسی ازخود خواجه

       ۸-    جواهر الفرائض ـ اصول علم فرائض و مواریث

       ۹-    اساس الاقتباس در فن منطق

       ۱۰-    بیست باب در اصطرلاب در علوم غریبه

       ۱۱-    زیج ایلخانی

      ۱۲-    مثلثات کروی

و همچنین رسالات و کتب متعددی در منطق و هیئت از خواجه باقیمانده است تالیفات خواجه به سال ۱۶۵۲ میلادی به زبان لاتین در لندن به طبع رسیده است و همچنین در مصر و هندوستان و ایران قسمتی چاپ شده است که بعداً با همکاری خواجه دست اندرکار امر رصد شده بودند از قبیل: علامه قطب الدین شیرازی ـ شمس الدین شیروانی ـ حسام الدین شامی ـ دامغانی ـ کمال الدین الابکی ـ علی بن محمود ـ نجم الدین اصطرلابی ـ صدرالدین علی بن خواجه نصیر طوسی که متولی رصدخانه نیز بوده و فومنجی چینی و محی الدین مغربی و فریدالدین ابوالحسن بن حیدر بن علی طوسی از جمله دانشمندان معروف عصر خود در حکمت و عرفان و اشراق بوده و در علم ریاضی و نجوم و رصد کواکب از سرآمدان عصر خود بوده اند.

 

داوری تاریخ درباره خواجه نصرالدین طوسی

 گروهی خواجه را بر هم زننده وحدت دولت عربی و اسلامی می پندارند و می گویند بدست او وحدت عربی در آن زمان پاشیده شد. خوبست در تاریخ بی غرضانه داوری کرد تا معلوم شود نامه های خلیفه عباسی معاصر سلطان خوارزمشاه به چنگیزخان مغول و تشویق او در حمله به ایران برای از بین بردن دولت عظیم الشان اسلامی ایران که مقدمه هجوم چنگیزیان به بغداد گردید، و در حقیقت خواجه در این باب گناهی نداشت و اگر لیاقت خواجه پس از آن همه وقایع و خونریزی به داد مسلمانان نرسیده بود، جهان اسلامی امروز چه وضعیتی داشت؟

در حدود چهل سال کم و زیاد ایران در دست چنگیزیان غیرمسلمان قتل عام می شد و در تمام این مدت دربار خلفای عباسی در دو طرف دجله در بغداد به عیش و نوش مشغول و خوشحال بودند که یک حکومت مقتدر و نافع با آن که مسلمان بود،‌ لکن کعبه مصنوعی دربار عباسی را بنام دین و ایمان سجده نمی کرد منقرض می شد. در صورتی که اساس و بنیاد خلفای عباسی و انقراض بنی امیه با دست ایرانیان مسلمان انجام گرفت و عاقبت بدست آنان نیز واژگون شد.

 

وفات خواجه نصیرالدین طوسی

در سال ۶۷۲ هجری قمری خواجه نصیر با جمعی از شاگردان خود به بغداد رفت که بقایای کتابهای تاراج رفته را جمع آوری و به مراغه ارسال دارد اما اجل مهلتش نداد و در تاریخ ۱۸ ذی الحجه سال ۶۷۲ هجری قمری در بغداد دار فانی را وداع گفت و جسدش را به کاظمین انتقال داده و در جوار امامین همامین مدفون گردید.


منبع : دانیال آنلاین

جشن سپندارمذگان

روز سپندارمذگان یکی از جشن‌های ایرانی است که  ایرانیان آن را در

 بیست و نهم بهمن ماه برگزار می کنند.

 ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده‌ است که ایرانیان باستان این روز را

 روز بزرگداشت زن و زمین می‌دانسته اند.

فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده

 است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه

بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هر یك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند.

 بعنوان مثال روز اول "روز اورمزد"، روز دوم، روز بهمن معنی "سلامت،

اندیشه" كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی

"بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم

 شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است

و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است.

یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با

فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به

 یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان

 می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان

 نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی

میشده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد،

جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین

 روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت.

همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در

 ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین

عنوان می گرفتند.

 


آیین‌های سپندارمذگان


سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در

 كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز مردان به همسران خود هدیه

می‌دادند. مردان زنان خانواده را بر تخت شاهی می‌نشاندند و از آنها

 اطاعت می‌کردند و به آنان هدیه می‌دادند. این یک یادآوری برای مردان

 بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا

مدت‌ها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار می‌شد همواره این آزرم و

 احترام به زن برای مردان گوشزد می‌گردید.

ملت ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی

پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند

 و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده

فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی

ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم

شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت

 ما آمریكاییها هستند كه به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا

 را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می كنند. مردمانی كه چنین

دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند كه ملت های دیگر شیوه های

 زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریكاییها بشدت قوم پرستند

و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند كه عادات، رسوم

 و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در

 بررسی عملكرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی

كه این روزها مردم كشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار

 زبان مسلط می باشند، آمریكاییها تقریبا تنها به یك زبان حرف

 می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های

 خاص فرهنگ خود هستند. "اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل"

 و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست. با

مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینكه ریشه

در خاك، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم،

 جایی ست كه دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش كرده اند!

گامهایی این چنین، ما را در پاسداشت هویت ایران
۸۰۰۰ هزار ساله

استوارتر خواهد نمود كه آئین هایی كه با رسوم ما ایرانیان تطابق دارد

 را در اولویت قرار دهیم تا اینكه ولنتاین، كه ریشه در فرهنگ غربی دارد.

 بیایید نخستین گام را برداریم و با خود آشتی كنیم تا شاید بتوانیم فرهنگ

 و زبان امروزمان را آنطور كه شایسته است و درخور ایرانی بودنمان

 است بكار بندیم، آنگاه دوباره حرفی برای گفتن خواهیم داشت، چون

بیگمان و همواره سزاوار جایگاهی والا هستیم*

درپايان خواستم به ايران دوستان وكسانيكه به اين سرزمين اهورايي

 عشق مي ورزندبگويم كه سعي وتوان خودرادراين بگذاريد وتمام

 جشنها وسنتهاي زيباوپرشكوه گذشتگانمان راحفظ نموده وبه نسلهاي

جوانتر يادآوري كنيم *جشن روزعشاق ومهرورزي پيشاپيش برتمام

 عاشقان اين مرزوبو شادباد*

 

www.cyruss3.blogfa.com(سپندارمزدگان)هزاره های فراموش شده

شاد زی و شادی گستر باشید.

 

جاويد ايران*پاينده بادايراني*زنده بادنام ويادكورش بزرگ

 وداريوش بزرگ وتمام بانوان ومرداني كه ازجان ومال

خودگذشتند كه اين سرزمين را  آباد وحفظ كنند

منبع : وبلاگ هزاره های فراموش شده

پارمیس

پارمیس

پارمیس,کوروش بزرگ ماجرای جالب از کوروش بزرگ لشگر ایران داستان پارمیس داستان تاریخی پارمیس

 

لشکر ایران آماده جنگ شده و سواران پا بر رکاب اسب ، کورش بزرگ پادشاه ایران

از نزدیکان خداحافظی کرده و قصد راهبری سپاه ایران را داشت یکی از نزدیکان

 خبر آورد همسر سربازی چهار فرزند بدنیا آورده…

 ادامه در ادامه ی مطلب

  ، فروانروای ایران خندید و گفت این خبر خوش پیش از حرکت سپاه ایران بسیار

 روحیه بخش و خوش یوم بود لشکر ایران آماده جنگ شده و سواران پا بر رکاب

 اسب ، کورش بزرگ پادشاه ایران  دستور داد پدر کودکان لباس رزم از تن بدر آورده به

خانه اش برود پدر اشک ریزان خواهان همراهی فرمانروای ایران بود .

فرمانروا با خنده به او گفت نگهداری و پرورش آن چهار کودک از جنگ هم سخت تر

 است . می گویند وقتی سپاه پیروز ایران از جنگ باز گشت کورش تنها سوغاتی را که

 با خود به همراه آورده بود چهار لباس زیبا برای فرزندان آن سرباز بود .

 این داستان نشان می دهد کورش پادشاه ایران ، دلی سرشار از مهر در سینه داشت.

ارد بزرگ فیلسوف کشورمان می گوید : فرمانروای مردمدار ، مهر خویش را از کسی

 دریغ نمی کند .

می گویند سالها بعد آن چهار کودک سربازان رشیدی شدند ، آنها نخستین سربازان

 سپاه ایران بودند که از دیوارهای آتن گذشته و وارد پایتخت یونان شدند . نکته جالب

 آن است که یکی از آن چهار کودک دختر بود و نامش پارمیس که از نام دختر ارشد

 کورش بزرگ اقتباس شده بود .

 منبع : سرزمین ایران

شعر ایران


ایران کوروش است و آزادگی و صلح و دوستی . ایران داریوش است و سازندگی...

ایران فرهاد است و عشق...ايران فردوسي است و حماسه.

ايران حافظ است و عشق. ايران مولوي است و معرفت.

ايران عطار است و عدالت. ايران خيام است وصداقت. ايران فرغاني است و حقيقت.

ايران فرخي است و آزادي . ايران بابک است و قيام. ايران افشين است و عصيان.

ايران مازيار است و طغيان. ايران مزدک است و جسارت. ايران کاوه است و شورش.

ايران آرش است و رهايي. ايران دار است و سربداران. اينان ستون هاي ايرانند.

ايران من! نگاه کن! بلند شو! گريه نکن. تو دردها و رنجها را بارها و بارها ديده اي.

تو آمدن و رفتن بيگانگان را بارها و بارها حس کرده اي. تو با سوز و زخم,

با ظلم و ستم, با خون و فريب. با بحران و جنگ، بيگانه نيستي!

چشمهايت را نبند. در خود نشکن. بخند و بمان. چون! عشق هرگز نمي ميرد.

باور کن! عشق مردني نيست. عشق رفتني نيست.

زادروز فردوسی

زادروز فردوسی

زادروز فردوسي ,فردوسی بزرگ فردوسی زادروز فردوسی بزرگ 1 بهمن سالروز فردوسی 1 بهمن تولد فردوسی 1 بهمن

از کتاب: زادروز فردوسی، تهران، ۱۳۸۴، نوشته همین نگارنده

در سراسر ورارودان (ماوراءالنهر/ خراسان بزرگ) یا سرزمین‌های آسیای میانه، یعنی در جمهوری‌های فعلی تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان؛ و نیز در بخش‌هایی از افغانستان (آریانای باستان) و در میان همه اقوام، چه تاجیک و چه ازبک یا ترکمن، آیینی کهن و سنتی دیرینه وجود دارد که با نام‌های گوناگونی و از جمله با نام «پیغمبر آشی» شناخته می‌شود.

ادامه در ادامه ی مطلب

در این آیین که از دیرباز در این نواحی رواج دارد؛  هنگامی که مرد یا زنی به سن شصت‌ و سه سالگی می‌رسد، می‌گویند “فلانی به سال پیغمبرش رسید.” به این مناسبت، نزدیکان آن شخص در بزرگداشت او جشن تولدی با مراسمی خاص بر پای می‌دارند. این مراسم ممکن است در نواحی گوناگون، اندک تفاوت‌هایی با یکدیگر داشته باشند.

در نواحی شهرسبز، کِـشکرود و نَسَف در جنوب بخارا، هنگامی که شخصی به شصت و سومین سالروز تولد خود می‌رسد، نزدیکانش برای او جامه‌ای نو و آراسته، به ویژه همراه با پیراهن سپیدِ بلند و تنبان سپید فراهم می‌سازند و با تشریفاتی بر او می‌پوشانند. پس از آن دستاری سپید بر سر و شانه‌اش می‌بندند و اگر زن باشد، چارقد سپیدی بر سرش می‌کنند. آنگاه از پنبه برای مردان ریش و سبیل انبوه و بزرگی درست کرده و بر چهره او می‌نشانند. حتی اگر او دارای ریش و سبیل هم باشد، باز هم می‌بایست به این شکل آذین شود.

بانیان مراسم همچنین گوسفند یا گوساله‌ای را ذبح می‌کنند و به اندازه مهمانان احتمالی، خوراکی آماده می‌سازند که معمولاً آش (منظور پلو) یا شوربا (آبگوشت) است. نامِ «پیغمبر آشی» نیز از همین جا گرفته شده است. فراهم کردن و پختن انواع شیرینی‌ها و تنقلات نیز از لازمه‌های این جشن بشمار می‌رود.

در جشن تولدِ «پیغمبر آشی»، خویشاوندان، دوستان و آشنایان به خانه آن مرد یا زنِ شصت و سه ساله در آمده و در نشیمنی کوتاه او را “مبارک- مبارک” می‌گویند. همچنین هر کس به فراخور حال خود، هدیه‌ای نیز تقدیم می‌کند که معمولاً پارچه یا شیرینی است. در این مراسم ساز نمی‌نوازند و آوازی نمی‌خوانند.

حال با توجه به این آیین کهن مردمی که اتفاقاً در سرزمین‌هایی برگزار می‌شود که فردوسی نیز از زادگان و باشندگان آن بوده و به احتمال در زمان او نیز برگزار می‌شده است؛ به سراغ سروده‌هایی از فردوسی می‌رویم که در آنجا شاعر به شرح‌حالی مختصر از خود پرداخته است.

در شاهنامه بیت‌هایی وجود دارد که در آنها فردوسی به ثبت سن خود پرداخته است.  اما در هیچکدام از آن بیت‌ها به صراحت به روز زایش خود اشاره نکرده است و نیز به جز در یک نمونه، در هیچکدامِ دیگر بیت‌ها، از تاریخ یا «ماه‌روز» خاصی نام نبرده است.

فـردوسـی تنها در یک جا و بطور همزمان، هم به تاریخ (مـاه‌روز) و هم به سن خود اشاره و از آن یاد کرده است. آنگاه که در پایان پادشاهی شاپور ذوالاکـتاف و پس از به پایان بردن داسـتان او، در سـه بیـت چنین می‌آورد:

چو آدیـنه هُـرمَـزدِ بـهمـن بُوَد        بر این کاخِ فرّخ نِشیمن بُوَد
مـی لعـل پیش آور ای هـاشمی        ز خُمّی که هرگز نگیرد کمی
چو شست‌وسه سالم شد و گوش کـر         ز گیتـی چـرا جـویـم آییـن و فَر؟

در اینجا فردوسی به صراحت هم به شصت و سه سالگی خود اشاره می‌کند، هم به تاریخ آن یعنی آدینه هرمزد بهمن (یکم بهمن‌ماه) و هم به مراسم آن یعنی نشیمنی همراه با مـی.

این روایت بلافاصله خواننده را به یاد مراسم جشن تولدی می‌اندازد که همچنان با نام «پیغمبر آشی» در سرزمین‌های خاوری ایران روایی دارد و در بالا به آن پرداخته شد. دور نیست که این گزارش در واقع اشاره به جشن زادروز شصت و سه سالگی او بوده باشد که خانواده و نزدیکانش در بزرگداشت او فراهم ساخته بوده‌اند. می‌دانیم که روز یکم بهمن‌ماه در گاهشماری‌های ایـرانی برابـر با هیچ جـشن و منـاسبت دیگـری نیست.
با توجه به نکات بالا، می‌توان احتمال زیادی داد که روز «هرمزد بهمن» زادروز فردوسی بوده است. اما چنانچه بخواهیم این فرضیه را به اثبات برسانیم، می‌بایست نکته‌های دیگری را نیز در نظر گرفته و برای پرسش‌هایی دیگر، پاسخی یافت. پرسش‌هایی که هنوز نمی‌توان به برخی از آنها پاسخ داد.

یکی از آن پرسش‌ها این است که بیت‌های بالا در نسخه‌های دیگر شاهنامه، با چه تغییراتی ثبت شده‌اند. برخی از این تفاوت‌ها در این نتیجه‌گیری اهمیتی ندارند. برای نمونه، آوردن «آذینه» به جای «آدینه» و «پیش آر» به جای «پیش آور». اما یکی از تفاوت‌ها می‌تواند اهمیت بیشتری داشته باشد و آن اینکه در بعضی نسخ (همانند نسخه موزه بریتانیا) به جای «کاخ فرخ»، «کار فرخ» آمده است. چنانچه این عبارت در اصل به این گونه بوده باشد، می‌تواند معنای بیت نخست را دگرگون سازد. هر چند که بسیاری از شاهنامه‌پژوهان، در نسخه‌های تصحیح شده شاهنامه، از «کاخ فرخ» پشتیبانی کرده و گونه دیگر آنرا محرف می‌دانند؛ اما برای سخنی با قاطعیت بیشتر در این باره، می‌بایست تا به دست آمدن نسخه‌ای اعتماد‌پذیرتر از شاهنامه، بردباری نمود.

و پرسش دیگر اینکه، برای تطبیق و تثبیت روز تولد فردوسی در نظام تقویم اعتدالی خورشیدی هجری می‌باید چگونه عمل کرد؟ برای اینکار دو راه در پیش است. یا اینکه، تاریخ «هرمزد بهمن/ اول بهمن» در گاهشماری مفروض فردوسی را با گاهشماری اعتدالی در همان زمان تطبیق دهیم (یعنی در سال زایش فردوسی، این روز با چه روزی در گاهشماری اعتدالی برابر بوده است)؛ و یا اینکه عیناً آن تاریخ را با حفظ شماره روز و ماه به تقویم اعتدالی انتقال دهیم.

در حالت نخست، ابتدا می‌باید دانست که منظور فردوسی از «هرمزد بهمن» بر مبنای کدام نظام گاهشماری بوده است. می‌دانیم که فردوسی در شاهنامه (مانند دیگر مورخان معاصر خود همچو مؤلف «تاریخ قم»)، روزها و ماه‌ها را بر مبنای گاهشماری خورشیدی و شماره سال‌ها را بر مبنای گاهشماری هجری قمری ثبت کرده است. با این وجود، عموماً عقیده بر این بوده که او برای روز و ماه، از گاهشماری یزدگردی استفاده ‌می‌کرده است. اما این نکته را نمی‌توان با قاطعیت پذیرفت. چرا که احتمال استفاده او از گاهشماری خراجی، معتضدی، فارسیه و یا گاهشماری‌های خورشیدی دیگر نیز وجود دارد. انگیزه چنین اعتقادی در این بوده است که تصور می‌شده استفاده از نام روزها (مانند هرمزد، بهمن و غیره) خاص گاهشماری یزدگردی می‌بوده، در حالیکه استفاده از چنین نام‌هایی بجای شماره روز، در دیگر گاهشماری‌های ایرانی نیز متداول بوده است.

از سوی دیگر چنانچه ثابت شود اشاره‌های فردوسی بر مبنای گاهشماری یزدگردی بوده است؛ باز هم امکان این تطبیق به دست نمی‌آید. چرا که گاهشماری یزدگردی پس از دوره ساسانی، فاقد نظام کبیسه‌گیری یک‌ماه در هر یکصد و بیست سال بوده و در نتیجه سالی سیار بوده است. همچنین نمی‌توان با محاسبه کاهش یک‌روز در هر چهار سال، به موضع حقیقی روزی خاص در تقویم یزدگردی پی برد. چرا که از سالِ آخرین کبیسه‌گیری آن نیز هیچ آگاهی کاملی در دست نیست. برای این پرسش‌ها نیز می‌بایست تا به دست آمدن مدارک معتبرِ تازه‌، بردباری کرد.

چنانچه گاهشماری استفاده شده فردوسی، پَـرسی یا گردان بوده باشد؛ برای دانستن انطباق «هرمزد بهمن» در آن گاهشماری، با روز معادل آن در سال حقیقی یا اعتدالی همان زمان، می‌بایست از سال دقیق زایش فردوسی نیز آگاهی داشته باشیم که متأسفانه این نکته نیز با قاطعیت تاکنون دانسته نشده است.

اما در حالت دوم، برای تطبیق و تثبیت زادروز فردوسی در نظام تقویم اعتدالی، می‌توان عیناً آن تاریخ را با حفظ شماره روز و ماه به تقویم اعتدالی خورشیدی هجری (و نیز برابر میلادی آن) انتقال داد و این شیوه همانگونه که در ادامه شرح داده می‌شود، در ایران ناشناخته نبوده است.

می‌دانیم که همواره جشن‌ها و مناسبت‌های ایرانی در روز و ماهِ خاص و تثبیت شده خود برگزار می‌شده و تغییرات تقویم‌ها، شماره روز و ماه را جابجا نمی‌کرده است. بطور مثال جشن نوروز در نخستین روز فروردین (هرمزد فروردین) قرار داشته و چنانچه در برخی تقویم‌ها، روز یکم فروردین به دلیل نبودِ کبیسه یا نبود دقتِ کافی در کبیسه‌گیری، از محل حقیقی و طبیعی خود جابجا می‌شده است؛ برای تطبیق نوروز با نقطه اعتدال بهاری، تغییری در شماره روز و ماه آن نمی‌داده‌اند. امروزه نیز همچنان نوروز‌های گوناگونی در تقویم‌های محلی ایران رواج دارد که در سرتاسر سال حقیقی و اعتدالی پراکنده هستند، اما در همه آنها نوروز برابر با یکم فروردین است، با آنکه در نقطه اعتدال بهاری نیستند.

به این ترتیب و در حالیکه با منابع فعلی امکان تطبیق زادروز فردوسی با گاهشماری اعتدالی در همان زمانِ زایش، وجود ندارد؛ می‌توان به شیوه‌ای که در بالا گفته آمد و همواره در ایران روایی داشته است، از روز «یکم بهمن ماه» به عنوان زادروز فردوسی نام ببریم.

شعر برای ایران

وطن یعنی نژاد پاک کوروش
سپردن سر به راه خاک کوروش
وطن یعنی که منشور رهایی
وطن یعنی نماد اریایی
وطن یعنی درفش کاویانی
وطن یعنی ردای آسمانی
وطن یعنی سران ملک جاوید
ستون جاودان تخت جمشید
وطن یعنی ز آب و اتش و باد
هنوزم در امان مانده پاسارگاد
وطن یعنی وفور فروهر ها
شکوه پر فروغش از اهورا
وطن یعنی که تاج و تخت دارا
سریر نادر و ملک اهور



سخنان جاودانه

سخنان جاودانه

کریسمس و سال نو میلادی 2013

اس ام اس تبریک کریسمس 2013,کریسمس 2013 کریسمس تبریک اس ام اس های کریسمس 2013 اس کریسمس 2013 اس کریسمس اس کربسمس 2013 اس ام اس کریسمس 2013 اس ام اس های کریسمس 2103

کریسمس و سال نو میلادی 2013 را به تمامی مسیحیان ایران زمین و مردمان جهان تبریک می گویم

سپاسگزارم مدیریت وبلاگ سرزمین کوروش بزرگ

کوروش بزرگ

http://www.up.daniyalonline.com/images/4qs34b95egnbcirrnjop.jpg

به نام خدای خالق کوروش بزرگـــــــــ..ــــ

ما نوادگان کوروش بزرگ هستیم
آنکه میگفت من هستم کوروش هخامنشی
آنکه نامش به نام نجات دهنده بشریت آمده است
آنکه لوح حقوق بشر را نوشت
آنکه یهودیان را پس از فتح بابل،
از اسارت بابلیان در آورد
و آنان را در سرزمین های خود اسکان داد
ما از نوادگان مهد فرهنگ و تمدن جهان،
امپراطوری پارس هستیم
ما از نوادگان کوروش هخامنشی هستیم
آنکه آرامگاهش در پاسارگاد است
ای کوروش جانم را فدای سرزمین پاکت میکنم ..


منشور کوروش بزرگ برای اولین بار به آمریکا می رود

منشور کوروش بزرگ برای اولین بار به آمریکا می رود

منشور کوروش بزرگ برای اولین بار به آمریکا می رود ,منشور کوروش بزرگ به آمریکا می رود منشور کوروش بزرگ سایت کوروش بزرگ

«منشور کوروش بزرگ» برای اولین‌بار در آمریکا در معرض نمایش عموم قرار می‌گیرد.

«منشور کوروش بزرگ» به عنوان یکی از گنجینه‌های ارزشمند موزه‌ی بریتانیا در آینده نزدیک برای نخستین‌بار در آمریکا به نمایش درمی‌آید.

به گزارش بی‌بی‌سی، این اثر تاریخی منحصر به فرد قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال دارد و تاریخدانان از آن به عنوان نخستین اعلامیه حقوق بشر نام می‌برند.

ادامه در ادامه ی مطلب

موزه بریتانیا دو سال قبل منشور کوروش بزرگ را به موزه ملی ایران امانت داده بود. منشور حقوق بشر کوروش بزرگ که با نام استوانه‌ی کوروش بزرگ نیز شناخته می‌شود، از جنس سفال است و در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شده است.

دور تا دور این استوانه‌ی سفالین که ۲۳ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر عرض دارد، در حدود ۴۰ خط به زبان میخی بابلی، فرمان‌های کوروش بزرگ حک شده است. منشور کوروش بزرگ به‌عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود و در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی منتشر کرد. بدلی از این منشور نیز در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود.

( ایسنا )

منبع : ایران ویج

ایرانی بمان



بخوانید و به اشتراک بگذارید تا جهانیان بدانند ایرانیان که هستند ...

در تصاویرحکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست

هیچکس سوار بر اسب نیست

هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید

در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد.

این ادب اصیلمان است:

نجابت

قدرت

احترام

مهربانی

خوشرویی

هم وطن ایرانی من ، ایرانی اصیل بمان...

عدالت و قانون در زمان هخامنشیان

عدالت و قانون در زمان هخامنشیان

در زمان هخامنشیان به داوری و احقاق حق اهمیت داده میشد، چنانچه به نقل از هرودت مورخ نامی آورده شده است:

«بیش از هر چیز دادگستری مورد توجه ایرانیان بوده است . چنانچه مردی بسیار بزرگ و باهوش که دیوکیس نام داشت میان قوم ماد قد برافراشت.مادها او را در دهکده خود به عنوان قاضی برگزیدند. ساکنان دهکده های دیگر نیز به سوی او شتافتند و دعاوی خود را به داوری او واگذار نمودند.روزی رسید که مردم به هیچکس جز او برای مرافعات خود رو نمیآوردند. سرانجام در یک انجمن همگانی به پادشاهی انتخاب شد.»
و او کسی نبود جز کورش بنیادگذار سلسله هخامنشی.

در عهد هخامنشی قضاوت و داوری زیر نظر شاه انجام می گرفت. مغان و پیشوایان مذهبی مجری قانون و مسئول صدور احکام بودند. مغانها نزد ایرانیان از فرزانگان بشمار می رفتند بطوریکه حتی کسی پیش از آموختن تعالیم مغان به پادشاهی نمی رسید. تمام قدرت و اختیارات منجمله امر قضاوت زیر نفوذ شاه بود شاه امر قضاوت و انتخاب قضاوت را به یکی از دانشمندان سالخورده واگذار می کرد. محاکم به دو دسته عالی و محلی تقسیم می شدند محاکم عالی از ۷ نفر قاضی تشکیل می شد.
قوانین توسط کاهنان وضع می گردید محاکمات از روند خاصی پیروی می کرد که یکی از روندها پیشنهاد سازش از طریق داوری بوده با افزایش حجم امور قضایی گروه خاصی بنام سخنگویان قانون (وکیل امروزی) پیدا شدند که مردم را در کارهای قضایی راهنمایی و ارشاد می کردند روندهای دیگر محاکمات یکی سوگند دادن و اجرای احکام الهی بود.

در محاکمات ، سوگند دادن ، و واگذاشتن متهم به حکم الهی نیز مرسوم بود ، و آن چنان بود که متهم را به کار سختی چون انداختن خویش در رودخانه یا نظیر آن وا می داشتند تا در صورتی که بی گناه باشد از خطر برهد و گرنه جان خود را از دست بدهد….رشوه دادن و گرفتن را از جنایتهای بزرگ می شمردند و مجازات دهنده و گیرنده رشوه ، هردو ، اعدام می شدند.کمبوجیه فرمان داد تا پوست قاضی فاسدی را زنده زنده کندند و برجای نشستن قاضی در محکمه گستردند.آنگاه فرزند همان قاضی را بر مسند قضا نشانید تا پیوسته داستان پدر را به خاطر داشته باشد و از راه راست منحرف نشود.

شاهنشاهان هخانشی مایل بودند بیشتر دعاوی مردم به طریق داوری خاتمه پیدا کند. چنانکه کوروش مقرر داشت بود که اگر کسی محاکمه با دیگری داشته یا نزاعی میان دو نفر روی دهند طرفین با توافق داورانی معین کنند تا به دعوای آنان رسیدگی و پایان دهد.


تنظیم قانون در دولت هخامنشی
در مورد جمع آوری قانون در زمان هخامنشی گفته شده است که:
«در زمان سلطنت داریوش، وی دستور داد که یک قانون مدنی کامل از روی قوانین کشورهای تابعه و قوانین ایران تهیه و مورد عمل قرار دهند که بعدها همان قانون پایه گذار قانونگذاران روم و سایر کشورهای جهان گردید.»
چنانچه افلاطون، قانون ایرانی بعنوان نمونه ای عقل و درایت توصیف شده است.

دادگاه های مختلف در این دوره
عدالت در زمان هخامنشیان توسط دادگاههایی که به ریاست سران طبقات جامعه تشکیل میشد اجراء میگردید، ایشان در آراء و احکام قضایی خود به سنن کهن و قوانینی که «داتا» نامیده میشد استناد میکردند.
دادگاههای رسمی دیگری وجود داشت که داوران آنها به «داته برا» مرسوم بودند و مستقیماً از طرف پادشاه منصوب میشدند و شغل آنان نیز مورثی بود.

استبداد ایرانی یا نظمی اجتماعی ؟

موروثی بودن قضات ، نشان از آن دارد که استبداد ایرانی ، به مفهومی که نزد غربی ها معروف است ،‌ نبوده است . چنانچه وراثت در میان قضات موجب می شده است که نظمی اجتماعی در میان مسۆولین اصلی قضاوت در کشور وجود داشته باشد که خارج از حیطه اختیار شاه بوده است و شاه مجبور به پیروی از آن می بود.
به همین جهت امکان آن نبود که شاه هرکس را که می پسندد و دوست دارد ، نصب کند و از طرف دیگر مجبور بود که کارها و تصمیماتش را با این قضات هماهنگ نماید و از مخالفت با آنها بطور علنی دست بردارد.
راجع به اهمیت عدالت و اجرای آن در عهده هخامنشی منقول است که کورش از زبان استاد خود گفته است:
«عدالت آن است که به مقتضای قانون و حق باشد و هرچه را از راه حق منصرف شود ستم و بی عدالتی است و قاضی عادل آن است که فتوایش به اعتبار قانون و مطابق حق باشد.»

انواع جرائم و مجازاتها در زمان هخامنشیان
در بررسی متون تاریخی چنین به نظر می رسد که پادشاهان از اختیارات بی حد و حصری برخوردار بودند آنان در تعیین نوع مجازات و میزان آن هیچ محدودیتی نداشتند شاه مافوق قانون بود و محدود به صلاحیت خاصی نبوده است عملکرد شاه ناشی از قدرت قانونی بود که تصور می کردند او از جانب خداوند قانون وضع می کند و خود وی نیز اجراء می کند.

در زیر نمونه ای چند از مجازاتهای آن دورانها ذکر خواهد شد:
حق تعیین نوع مجازات و دادن این حق به دیگری: شاه هخامنشی می توانست حق انتخاب مجازات را به هر کسی که می خواست اعطاء کند بدیهی است که در این صورت شاه خود را صاحب مطلق مجازات می دانست در این صورت شخصی که اختیار تعیین مجازات به وی داده می شد هر نوع مجازات شدید یا خفیف را می توانست اعمال نماید و این مجازات مشروع تلقی می شد.

حق تغییر مجازاتها: چون شاه انتخاب نوع و میزان مجازات را حق خود می دانست لذا چنانچه توسط قضاوت وی یا داورانش مجازاتی تعیین می شد که محکوم علیه یا بستگان وی از شخص شاه درخواست تغییر یا تبدیل به نوع دیگر را می کرد شاه اگر مصلحت می دانست این اختیار را داشت که به هر نحو بخواهد عمل نماید.

حق عفو: پادشاه حق داشت هر مجرمی را که می خواست مورد عفو قرار دهد مجازاتها در ایران باستان اصولاً شدید بوده است و تابع ضابطه یا قاعده ی خاصی نبوده است، هر کس در منصب قضا قرار می گرفته (شاه، قضات شاهی، هر کس دیگر مأذون از شاه) و مأمور رسیدگی به دعاوی مردم بود بر اساس میل و اراده شخصی خود تصمیم می گرفت در این دوره از اصول قانون بودن جرم و مجازات که امروزه متداول و از اصول مسلم حقوق در تمام گروههای حقوقی است خبری نبوده است در این دوره دادگستری خصوصی بطور مطلق اجراء می شده است. در دوران هخامنشی بین کیفر و جرم واقع شده هیچ شباهت و تناسبی نبوده است. قضات اختیارات نامحدود داشتند که مجازات کاملاً شدید یا کاملاً خفیف باشد، مجازات می توانست کاملاً خفت آور باشد.

این مطلب را نباید فراموش نمود که شاه خود را حامی مردم می دانست و به شدت بر امور نظارت می کرده است. شاه در حکومت هخامنشیان خود را نماینده اهورامزدا می دانست. داریوش در بند پنجم کتیبه بیستون می گوید : «با اراده اهورامزدا من شاهم» یا در کتیبه دیگری می گوید: « اهورامزدا حامی توانای من است و آنچه را که او به من امر می کند به دست من انجام و اجرا می شود.»

آئین دادرسی و روش محاکمه
در زمان هخامنشیان برای آنکه کار محاکمات به درازا نکشد برای هر نوع دعوی مدت زمان معینی مقرر شده بود که می بایست در ظرف آن مدت حکم صادر شود.
همچنین به طرفین دعوی پیشنهاد سازش از طریق داوری میکردند تا دعوایی که میان انها اتفاق افتاده است توسط داور و به طرفین مسالمت آمیز حل و فصل شود.
فرآوری : طاهره رشیدی

صد افسوس

صد افسوس

که روز کوروش بزرگ گذشت و ما هنوز کوروش بزرگ را اونجوری که باید می شناختیم نشناختیم

روز کوروش گذشت هنوزم روز کوروش بزرگ در تقویم ایران ثبت نشده است

روز کوروش بزرگ گذشت در حالی که هیچ بزرگداشتی برای این بزرگوار برگزار نشده

من به عنوان یک ایرانی آریایی از نژاد پارس به داشتن همچین شخصیتی افتخار می کنم

روزت مبارک پدر ایران زمین کوروش 

درود بر کوروش بزرگ

روز کوروش بزرگ

روز کوروش بزرگ,کوروش بزرگ کوروش روز کوروش روز جهانی کوروش بزرگ فرخنده باد روز جهانی کوروش بزرگ اس ام اس روز کوروش بزرگ اس ام اس روز کوروش

پسر بهشت در اوستا – سیروس در تورات- سایروس در انجیل -ذوالقرنین در قران – نخستین شاه جهان – اولین دادگستر گیتی-روز بزرگداشت کوروش بزرگ پدر ایران زمین فرخنده باد

من به نوع خودم این روز بزرگ به تمام آریاییها تبریک می گویم

۷ آبان روز کوروش بزرگ

 

۷ آبان روز بزرگداشت کوروش بزرگ گرامی باد

آبان روز بزرگداشت کوروش بزرگ گرامی باد

7 آبان روز بزرگداشت کوروش بزرگ گرامی باد,کوروش بزرگ والپیپر روز کوروش بزرگ سایت کوروش بزرگ روز کوروش بزرگ 7 آبان 7 آبان روز کوروش بزرگ 7 آبان

هفتم آبان روز کورش بزرگ

در چنین روزی، کورش بزرگ پس از گشودن دروازه‌ی شهر بابل، اندر آن

شهر بزرگ و با شکوه و بسیار کهن شد.

مردم بابل گمان می کردند که اکنون با چپاول و کشتار و دست درازی به جان و

دارایی و زنانشان روبرو خواهند شد و سپس فرمانروایی 

زورگو و ستمگر بر آنان شهریاری  خواهد کرد ولی  کورش بزرگ و سربازانش

نه تنها چنین نکردند بلکه کورش فرمان آزادی و برابری داد.

اس ام اس سخنان کوروش بزرگ

اس ام اس سخنان کوروش بزرگ

اس ام اس سخنان کوروش بزرگ,کوروش بزرگ سایت کوروش بزرگ سایت اس ام اس اس ام اس های روز کوروش بزرگ اس ام اس سخنان کوروش بزرگ اس ام اس روز کوروش بزرگ اس ام اس روز کوروش اس ام اس روز بزرگداشت کوروش بزرگ اس ام اس

  1. دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.
  2. خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم راتوانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن.
  3. اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.

ادامه در ادامه ی مطلب

 

  1. آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولتاست .
  2. وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکرمی کنند، نه رفتار و عملکرد شما.
  3. سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد.
  4. اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را میگیرید که همیشه می گرفتید .
  5. افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوتانجام می دهند.
  6. پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری باچند نفر.
  7. کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم .
  8. کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .
  9. انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .
  10. همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل درباشد.
  11. تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .
  12. دشوارترین قدم، همان قدم اول است .
  13. عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .
  14. آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .
  15. وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آننخواسته اید .
  16. من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد
  17. من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.کوروش بزرگ

7 آبان روز کوروش جهانی کوروش بزرگ

7 آبان روز کوروش جهانی کوروش بزرگ

7 آبان روز جهانی بزرگداشت کوروش بزرگ,کوروش بزرگ سایت کوروش بزرگ سایت کوروش روز کوروش بزرگ روز جهانی کوروش بزرگ روز جهانی کوروش روز بزرگداشت کوروش بزرگ 7 آبان 29 اکتبر روز جهانی کوروش بزرگ

هفتم آبان روز كورش بزرگ

در چنين روزی، كورش بزرگ پس از گشودن دروازه‌ی شهر بابل، اندر آن

شهر بزرگ و با شكوه و بسيار كهن شد.

مردم بابل گمان می كردند كه اكنون با چپاول و كشتار و دست درازی به جان و

دارايی و زنانشان روبرو خواهند شد و سپس فرمانروايی 

زورگو و ستمگر بر آنان شهرياری  خواهد كرد ولی  كورش بزرگ و سربازانش

نه تنها چنين نكردند بلكه کورش فرمان آزادی و برابری داد.

روز کوروش بزرگ در هر جای ایران زمین و کره خاکی زمین گرامی می داریم

ما فرزندان کوروش بزرگ هستیم



7 آبان روز کوروش بزرگ

7 آبان روز کوروش بزرگ

http://sarzaminiran.com/wp-content/uploads/2012/10/7aban.jpg

عجایب زادگاه زرتشت

عجایب زادگاه زرتشت
 
عجایب زادگاه زرتشت
 همه چیز برای انتخاب این مقصد هیجان‌انگیز بود. از چهارمین اثر ثبت شده در یونسکو گرفته تا افسانه‌ها و داستان‌های عجیبی که می‌توانست وسوسه رفتن و از نزدیک دیدن را برای هر کسی دو چندان کند.

ادامه در ادامه مطلب

 مقصد یا حالا دیگر بهتر است بگوییم مسیر پرجاذبه‌ای که تجربه آن تنها یک سفر نبود، بلکه ترکیبی از کوهپیمایی، پیاده‌روی و طبیعتگردی، بازدید تاریخی، غارنوردی و ده‌ها تجربه جدیدی بود که جذابیت منطقه را دوچندان می‌کرد. 
 
پس از پشت سر گذاشتن مسیر یک ساعته جاده دندی به محوطه تاریخی تخت‌سلیمان رسیدیم. جایی که گذشته از تمام تعریف‌ها و اسطوره‌هایی که از آن به گوش می‌رسد و گذشته از این که چهارمین اثر ثبت‌شده کشور در یونسکو است باید به تماشای آن رفت تا از نزدیک قدم به شاهراه چاکرا‌های زمین‌گذاشت. 
 
به گفته کارشناسان و انرژی درمانان ، بزرگترین چاکرای زمین که انرژی از آن ساطع می‌شود، درست در محل دریاچه حیرت‌آور تخت‌سلیمان واقع شده است. 
 
برخی هم معتقدند شهر تاریخی شیز (زادگاه زرتشت) همین تخت‌سلیمان کنونی است که بعدها به دلایل مختلف مانند فوران کوه‌های آتشفشانی اطراف مدفون شده است. 
 
مجموعه تخت‌سلیمان شامل دریاچه‌ای همیشه خروشان که حاصل یک چشمه آتشفشانی است، برج و باروی سنگی، چهار طاقی آتشکده آذرگشسب (آتشکده پادشاهان و جنگاوران)، نیایشگاه آناهیتا، کاخ‌های دوران ساسانی و ساختمان‌های مربوط به سلاطین ایلخانی می‌شود. 
 
درباره دریاچه عجیب و شگفت‌انگیز تخت‌سلیمان روایت‌ها و گمانه‌زنی‌های مختلفی وجود دارد و ازجمله معروف‌ترین آنها این است که این دریاچه با عمق ۱۱۲متر و قدمت دو میلیون سال محل مقدسی برای ریختن گنج‌ها و ثروت پادشاهان مختلف به عنوان نذر درون آن بوده است. 
 
به اعتقاد برخی از کارشناسان هم نذر معروف کوروش پادشاه هخامنشی به عنوان نذر پیروزی درون این دریاچه سالها است با خیال آسوده از در امان بودن آرمیده است. تقریباً می‌توان گفت دسترسی، شنا، غواصی و حتی به کارگیری تجهیزات برای رسیدن به کف دریاچه غیرممکن است. 
 
به دلایل مختلفی مانند عمق بی‌نهایت، املاح زیاد و فشار حاصل از حفره آتشفشانی و شاید هم به اعتقاد محلی‌ها به علت طلسم این دریاچه، امکان دسترسی به داخل آن وجود ندارد و همین نکته گمانه‌زنی‌ها در مورد گنج بی‌نهایت کف دریاچه را قویتر می‌کند. اما گذشته از تمام روایت‌ها و قدمت تاریخی تخت سلیمان، فضای عجیبی که در اطراف دریاچه و محوطه وجود دارد حس و حال عجیبی به گردشگران و هر کس که برای تماشای این محوطه بکر آمده باشد منتقل می‌کند.
 
حتی فکرش هم خیال شیرین و دل‌انگیزی است. قدم زدن در جایی که می‌گویند زادگاه زرتشت است، دومیلیون سال قدمت دارد، دریاچه‌ای دارد با عمق ۱۱۲متر که با وجود دو خروجی آب، هیچ‌گاه آبش خشک یا حتی کم هم نمی‌شود، یکی از بزرگترین نیایشگاه‌ها و آتشکده‌های دوران ساسانی است و از همه مهم‌تر محل تلاقی انرژی‌های نیک‌زمین است. تخت سلیمان مجموعه‌ای عظیم، فوق‌العاده و متنوع است که هیچ تماشاگری از نظاره آن پشیمان نخواهد شد. 
 
 
اما با وجود تمام این جاذبه‌ها سالهاست به دلیل محرومیتی که حاصل بی‌غمی و نگرانی برخی‌ها در منطقه است در سکوت همیشگی خود چشم به راه دیده شدن به انتظار نشسته است. انتظاری طولانی که حتی گذر زمان هم مرهمی بر آن نمی‌شود. شاید قبل از آنکه نگاه کسی به شگفتی‌های منطقه جلب شود از سکوت و خلوتی عجیب چنین منطقه پرجاذبه متعجب شود. 
 
اینجا به طرز عجیبی خلوت است آنقدر که لازم است چند بار تابلوی ثبت در یونسکو را بخوانی و به اطلاعات قبلی‌ات پافشاری کنی تا مطمئن شوی اشتباه نیامده‌ای و تازه وقتی مطمئن می‌شوی بیشتر تعجب می‌کنی که چرا زادگاه زرتشت، سرزمین اسطوره‌ها و تاریخ و شگفتی‌های بی‌پایان حتی به اندازه یک پارک کوچک هم مورد توجه قرار نگرفته است؟ به گفته مردم محلی از زمان‌های دور تا به امروز برخی افراد به دلیل ترس از به خطر افتادن منافع‌شان اجازه رونق امکانات توریستی در منطقه را نداده‌اند و کاش هتل، رستوران، اقامتگاه، جاده مناسب و… امکاناتی بود تا بهانه‌ای می‌شد برای رد این ادعا! نمی‌دانم چه شد که چوب منفعت‌طلبی بار دیگر به جان پیکر بی‌رمق کهن تاریخ این مرز و بوم افتاده است و هیچ‌کس یادش نیست تخت‌سلیمان که در محاصره معادن باارزش اطراف است، هیچ از معدن طلایی که در چند کیلومتری آن قرار دارد کم ندارد و کاش به همان اندازه کسی نگران معادن طلای تاریخ هم بود.

منبع : سرزمین ایران

جشن پیروزی کاوه و فریدون

۲۱ مهر جشن پیروزی کاوه و فریدون

21 مهر جشن پیروزی کاوه و فریدون

فریدون یکی از شخصیت‌های اساطیری ایران است. او پادشاه پیشدادی بود که بر پایه شاهنامه فردوسی پسر آبتین و از تبار جمشید بود و با یاری کاوه آهنگر بر ضحاک ستمگر چیره شد و او را در کوه دماوند زندانی کرد. سپس خود پادشاه جهان گشت.

ادامه در ادامه ی مطلب

فریدون در پایان خسروانی جهان را میان سه پسرش سلم، تور و ایرج بخشید. او ایران را به ایرج داد ولی سلم و تور نیرنگ کردند و ایرج را به کشتند. فریدون پس از آگاهی از این رخداد ایران را به منوچهر، نوه ایرج داد.

شرح حال

فریدون در اوستا قهرمانی است که شخصیتی نیمه‌خدایی دارد و لقب او اژدهاکُش است. او پسر آبتین (اثفیان) است، نفر دومی است که هوم را برابر آیین می‌فشارد و این موهبت بدو می‌رسد که پسری چون فریدون داشته باشد.

در شاهنامه، فریدون از نژاد جمشید است و پدرش از قربانیان ضحاک. مادرش فرانک او را به دور از چشم ضحاک به یاری گاو ناموری به نام برمایه («بَرمایه» یا «پُرمایه») در بیشه‌ای پرورش می‌دهد. تا هنگامی که کاوه با مردمان به نزد فریدون می‌روند و وی را به رزم با ضحاک می‌کشانند. او چرم‌پارهٔ کاوه را با پرنیان و زر و گوهر می‌آراید و آن را درفش کاویانی نام می‌نهد و به کین‌خواهی بر می‌خیزد. برادران فریدون به فرمان او پیشه‌وران را وا می‌دارند که گرزی برای او فراهم آورند که بالای سر آن گاوی باشد. چون گرز گاوسر آماده می‌شود، فریدون به سوی کاخ ضحاک می‌رود. فرستاده ی ایزدی راز گشودن جادوهای ضحاک را به فریدون می‌اموزد. در فرجام فریدون به کاخ وارد می‌شود و از شبستان صحاک که خوبرویان در آنجا گرفتار هستند شهرنواز و آرنواز، دختران جمشید را رهایی می بخشد. در فرجام هنگامی با ضحاک روبرو می‌شود، گرز گاوسر را بر سر او می‌کوبد و چون پیک ایزدی او را از کشتن ضحاک باز می‌دارد، با بندی که از چرم شیر فراهم می‌کند دست و پای ضحاک را می‌بندد و در غاری در دماوند او را زندانی می‌کند. سپس فریدون بر تخت می‌نشیند و خسروانی می‌کند. برخی جشن مهرگان را یادبودی از به تخت نشستن فریدون می‌دانند. همسران و پسران فریدون : فریدون شهنواز و ارنواز را به همسری برمی گزیند و سه پسر حاصل این ازدواج هاست . سلم و تور از یک مادر و ایرج از مادری دیگر .

در بین جشنهای مردم منطقه بندپی بابل و منطقه سوادکوه جشنی وجود دارد به نام ۲۶عیدماه(به فتح ع و سکون ی) برابر ۲۸ تیرماه خورشیدی که جشن پیروزی فریدون بر ضحاک می‌باشد بدین گونه که نیروهای فریدون در ییلاق دمیلرز گرد هم آمده و در ییلاق نهراسب (نی راست) درفش کاویانی برافراشته گردیده و سپاهیان اسکان می‌یابند تا با لشگریان ضحاک که در کوه(روستای کنونی)فیل بند هستند، مقابله کنند، پس از پیروزی فریدون بر ضحاک با برافروختن مشعل نوید پیروزی از البرز کوه به منطقه جلگه‌ای اعلام مگردد که این آیین(برافروختن مشعل یا فانوس)تا سالهای نه چندان دور نیز انجام می شود. از آیین های این جشن نیز می‌توان به انجام مسابقات کشتی در آن روز، که نماد نبرد تن به تن فریدون و ضحاک می‌باشد، اشاره کرد.

فریدون پس از چیرگی بر ضحاک برای واپسین بار با دیوان روبه‌رو می‌شود، یا به‌ دیگر سخن با غول‌ها به مبارزه بر می‌خیزد و پس از این مبارزه، همه چیز به اندازه‌های انسانی سوق داده می‌شود.

شخصیت

فریدون در ادبیات ایرانی با گونه ایجادوگری و پزشکی نیز پیوستگی دارد و مورد پذیرش مردم بوده هرچند که در متن‌های پهلوی جزء گناهکاران به شمار رفته و حتی آمده‌است که او نخست بی‌مرگ آفریده شده بود، ولی به دلیل دست یازیدن به گناه میرا شد.پیروزی فریدون بر ضحاک او را به جایگاه پیروزمندترین مردمان (بعد از زرتشت) می‌رساند و مایه به دست آوردن بخشی ازفرهٔ جمشید را که گریخته؛ میشود.

در باره او در شاهنامه آمده‌است:

فریدون فرخ فرشته نبود
ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
بداد و دهش یافت آن نیکوئی
تو داد و دهش کن فریدون توئی

صورت‌های کهن‌تر یا گوناگون نام

صورت اوستایی فریدون، «ثریتونه» (θraētaona) و صورت پهلوی آن frēdōn است . در زبان پارسی صورت‌های آفریدون، فَریدون و اَفریدون نیز آمده‌است.

عکسی از پارسه

عکسی از پارسه

عکسی از پارسه

پارسه (تخت جمشید) شکوه ایران زمین است

منبع : سرزمین ایران

در نظرسنجی وبلاگ سرزمین کوروش بزرگ شرکت کنید

در نظرسنجی وبلاگ سرزمین کوروش بزرگ شرکت کنید

این نظر سنجی در سمت چپ وبلاگ قرار دارد

پایین آمار وبلاگ


شخصیت های مورد علاقه خود را تیک بالای عکس را بزنید و در آخر دکمه Vote را بزنید

مدیریت وبلاگ سرزمین کوروش بزرگ

شعر هرگز نخواب کوروش

شعر هرگز نخواب کوروش

شعر هرگز نخواب کوروش

هرگز نخواب کوروش

دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد

بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

ادامه در ادامه ی مطلب

کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست
حتی دل دماوند، آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد

روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است
اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد

سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی
بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد

منبع : سرزمین ایران

جشن مهرگان

جشن مهرگان

مهرگان یا جشن مهر یکی از بزرگترین جشن‌های ایران است که در مهر روز از برج مهر برگزار می‌شود. «مهرگان» پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانیان باستان بوده‌است. این جشن در جوامع ایرانی خارج از ایران نیز به گستردگی برگزار می‌شود.

این جشن از روز شانزدهم مهر آغاز می‌شود و شش روز به طول می‌انجامد و در روز ۲۱ مهر به پایان می‌رسد. نخستین روز جشن رامهرگان عامه و اخرین روز جشن مهرگان خاصه نامیده می‌شود. در زمان ساسانیان بر این باور بودند که اهوره‌مزدا یاقوت را در روز نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده‌است و از دیر باز ایرانیان بر این باور بودند که در این روز کاوه آهنگر علیه ضحاک به پاخواست و فریدون بر اژی دهاک(ضحاک) غلبه کرد. مردم ایران از هزاره دوم پیش از میلاد آن را جشن می‌گیرند.مهرگان نیز همانند نوروز با مراسم خاص و آداب و رسوم ویژه برگزار می‌شود. مهر یا میترا در زبان فارسی به معنای «فروغ، روشنایی، دوستی، پیوستگی، پیوند و محبت» است و ضد دروغ، دروغ گویی، پیمان شکنی و نامهربانی کردن است.فلسفه جشن مهرگان سپاسگزاری از خداوند به خاطر نعمت‌هایی است که به انسان ارزانی داشته و تحکیم دوستی و محبت میان انسانهاست.

منبع : سرزمین ایران

گهشمار ایران باستان

گهشمار ایران باستان

ایرانیان از دیرباز، سال را به 12 ماه سی روزه، بخش کرده بودند. این سی روز، هریک نام ویژه ای ذارند، نام هایی که بی گمان معنای آنها نشان از بنمایه و دورنمایه شان دارد. این سی روز با نام پروردگار یکتا(اورمزد)، آغاز می شود و به «فروغ بی پایان» (انارم)، پایان می یابد. روزهای دی بآذر، دی بمهر، دی بدین و اورمزد، 4 روز تعطیل در هر ماه هستند.

 

نام پارسی سی روز ماه       نام اوستایی سی روز ماه       معنی سی روز ماه                               

هرمزد                              اهورامزدا                سرور دانا، دانای بزرگ هستی بخش            

بهمن                                وهومنه                  اندیشه نیک

اردیبهشت                          اشا و هیشتا             بهترین راستی و پاکی

شهریور                            خشترا وییریه           شهریاری نیرومند، کشوری آرزو شده

سپندارمز                           سپنتا آرمئیتی           فروتنی، بردباری سپند - مهرپاک

خرداد                               هئوروتات               رسایی، کمال، تندرستی

امرداد                               امرتات                  بی مرگی، جاودانگی

دی بآذر                             دزوه                    دادار، آفریدگار

آذر                                   اتر-آثرآت              آذر، آتش، فروغ

آبان                                  آپام                     آب

خور- خورشید                     هورخشئیت             خورشید

ماه                                  ماونگه                  ماه

تیر                                  تیشتریه                 ستاره تشتر، ستاره باران

گوش                               گئوش                   گیتی، جهان، زندگی، هستی

دی بمهر                           دزوه دثوش            دادار، آفریدگار

مهر                                 میثر                    مهر و دوستی، پیمان

سروش                             سرئوش                فرمانبرداری

رشن                                رشنو                   دادگستری

فروردین                            فره وشی              فروهر، نیروی پیشرفت

ورهرام، بهرام                     ورثرغن               پیروزی

رام                                  رامن                   رامش، شادی

باد                                   واته                    باد، هوا

دی بدین                            دزوه دثوش            دادار، آفریدگار

دین                                 دئنا                      دین، وجدان، بینش درونی

ارد                                  اشی ونگوهی          توانگری، خواسته، دارایی

اشتاد                                ارشتاد                  راستی، درستی

آسمان                              آسمن                    آسمان

زامیاد، زمی                       زام                       زمین

مهراسپند، مانتره سپند           منتره سپنت            کلام سپند، گفتار  پاک و نیک

انارام                               انغره رئوچه            روشنی بیپایان، فروغ جاودان


معروف ترین آتشکده های ایران زمین

این آتشکده توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخت شده است. طول و عرض آن 14 متر در 14 متر می باشد. این بنا پس از یورش تازیان ( اعراب ) ویران شد ولی سپس توسط مردم بازسازی گشته است و امروز تقریبا سالم می باشد. نیاسر در 35 کیلومتری شمال غربی شهر کاشان قرار دارد و در منطقه ای کوهستانی در ارتفاعات کرکس می باشد. چشمه ای باستانی به نام چشمه اسکندر نیز در آنجا قرار دارد. در نیاسر غاری که متعلق به دوره پارتیان بوده است نیز وجود دارد. به احتمال زیاد این غار معبد میترایی بوده است که امروزه از مکانهای دیدنی این شهر می باشد یك استثنای مهم در مورد حالت ویرانی این چهار طاقهای كوچك آتشکده بسیار قدیمی ساسانی در نیسار، احتمالا از سده دوم است كه عاقلانه حفظ شده است. اندازه های متناسب اجزای ان افسون كننده است ولی خیلی مهمتر از آن نشانه های یك راه حل قدیمی برای انتقال از اطاق چهار گوش به گنبد گرد است. از بیرون از سه عنصر مشخص تشكیل شده:....

یك پی بزرگ چهار گوش با چهار پایه و طاقنمای ورودی متقارن، یك چارگوش متحدالمركز كوچكتر بر بالای این پی و گنبدی بر روی این چارگوش واسطه در داخل، در هر گوشه چارگوش كوچكتر یك طاق مخروطی كوچك، یعنی گوشواره، گنبد را به پایه ها متصل می كند. در واقع این گوشواره ها داخل چهارگوش كوچك را در قاعده به یك هشت گوش (البته با اضلاع نامساوی) و در راس به یك شلجمی تبدیل می كنند. اقسام سنگچینی از لاشه سنگهای بزرگ ناتراش تا قطعه سنگهای تراشیده چهار گوش بالایی طاقنمای درها بر حالت صمیمیت و سادگی بنا می افزاید.


آتشکده قصرشیرین
بقایای آتشکده ساسانی دیگری در قصرشیرین از اواخر آن دوره و آتشکده های دیگری از قرون جلوتر، از قبیل آتشکده های تنگ چاك چاك، كوه خواجه (پارتی)، كازرون، فیروز آباد، همگی شواهدی است بر پایداری و توسعه این شكل معماری. در همه اینها، گچبری تزئینی اصلی و اشكال قالبی بیشتر از میان رفته و اندود ضخیمی كه زمانی دیوارهای سنگی ناهموار را می پوشاند فرو ریخته و دیوارهای لخت نمودار شده كه هرچند بد ریخت و دلتنگ كننده است اغلب از لحاظ سادگی و قدرت شكل و حجم برشكوه بنا می افزاید.

چهار تاقی بازه هور( رباط سفید )
یكی از كهن ترین نمونه های آتشکده گنبد داری است كه احتمالا متعلق به زمان پارتیان است زمینه بنای سنگی موسوم به بازه هور به فاصله هفتاد كیلومتری از جنوب شهر مشهد در ضلع شرقی روستایی به نام رباط سفید در ابتدای تنگه‌ای بازه هور واقع است. از نظر لغوی بازه در فارسی دری به قسمتی از دیواره كوه گفته می‌شود كه خورشید از میانه باز آن بطرز باشكوه و زیبایی طلوع نماید و شاید نام بازه هور از همینجا باشد. به لحاظ ویژگیهای معماری این بنا نمایگر بخشی از اجزا و عناصر ساسانی است كه آندره گدار آن را قرن سوم میلادی نسبت داده است. همچنین عده‌ای براین باورند بنای سنگی بازه هور آتشکده‌ای از دوره ساسانی است. بطور كلی معماری این بنا چهار طاقی است كه از چهار طرف باز بوده و عناصری گنبدی بر فراز آن قرار گرفته است فضای ورودی نیز دارای سه درگاهی بلند و عریض است كه احتمالاً در حكم تالار ورودی به فضاهای معماری طرفین شمار می‌آید. اما ورودی اصلی بنا از ضلع غربی ایجاد شده كه درگاهی ‌های همسان در اطراف، حاكی از الحاقات پیرامون آن است. در سطح فوقانی پلان مربع بنا چوبهایی بركنج آن نصب گردیده كه احتمالا گامهای اولیه برای ایجاد گوشوار جهت ایجاد گنبد در بناها بوده است. این بنا در واقع هسته مركزی یك مجموعه معماری است به فاصله نزدیكی از این بنا. ویرانه‌هایی در قلعه تاریخی به نام دختر و پسر برفراز بلندی مشاهده می‌شود. دو پژوهشگر معروف ( هرتسفلد در کتاب ابنیه و آثار تاریخی ایران و آندره گدار در کتاب آثار ایران ) این بنا را از نزدیک دیده اند و آن را از آثار دوره ساسانی میدانند. بنای بازه هور دارای یک گنبد و سه ورودی و در گذشته از سمت مشرق به بنای دیگری اتصال داشته و در دو سوی شمالی و جنوبی آن نیز الحاقیاتی مانند راهرو و ایوان وجود داشته است. در مجموع این بنا را میتوان هسته مرکزی یک مجموعه معماری کهن دانست. این بنای قدیمی و ارزشمند به فاصله حدود 80 کیلومتری مشهد و در سمت شرق روستای رباط سفید واقع شده است.

آتشکده آذرگشنسب یا آذرجشنس
یکی از مشهورترین و بزرگ ترین آتشکده های فلات ایران که در آذربایجان غربی در 49 کیلومتری شمال شرق شهر تکاب کنونی قرار دارد امروزه به آن تخت سلیمان می گویند. در دوره شاهنشاهی اشکانیان مهم ترین پادشاه آذربایجان آریوبرزن و پسرش ارت وزد بوده است. بیشتر پادشاهان ایران پس از نشستن بر اریکه شاهنشاهی به نیاشگاه آذرگسشب آذربایجان می رفتند و به درگاه خداوند نیایش و سپاس و درود می فرستاده اند و سپس هدایایی تقدیم می کردند. آتشکده شیر نیز همان آذرگشسب است که خرابه های آن نزدیک تخت سلیمان است. ساخت این بنا به بیش از 3000 سال باز میگردد و در کتاب هفتم دینکرد در بند 39 سازنده آن را کیخسرو پسر سیاوخش شناخته شده است که فر ایزدی به او رسیده بود. آذرگشسب در کنار دریاچه چیچست قرار دارد و در گذشته کاخهای بسیار باشکوه و سترگ در اطراف آن بنا بوده است. این دریاچه به صورت خودجوش هر ثانیه 44 لیتر آب از خود بیرون می دهد. آتشکده ساسانی وسیع ترین تاسیسات ساسانی است كه تاكنون شناسایی و از زیر خاک بیرون آورده شده است. یك آتشکده دارای تعداد زیادی اتاق است. در مركز بنای آتشکده معمولا یك اتاق مربع به شكل یك چهار طاقی با محراب آتش ساخته می شود. دومین اتاق مهم «یزشن گاه» است كه در آن آتش را وقتی برای نیایش در معرض دید نیست، شعله ور حفظ می كردند.

آتشکده بیشابور
چسبیده به قصر بزرگ بیشابور، بقایای آتشکده ای از همان زمان دیده می شود كه هر چند نقشه چهار گوش آن دارای سنت ایرانی است، از فنون ساختمانی روم بهره برداری كرده است. عناصر تزئینی آن از قبیل سرهای گاو نر پشت در پشت به روشنی از شوش یا تخت جمشید اقتباس شده است. در بیشاپور تنها بناهای دولتی در بخش شمالی شهر از زیرخاك بیرون آورده شده اند. این بناها را كاخی با معبد مجاور آن تلقی كرده اند اما به احتمال زیاد همه مجموعه یك آتشکده بزرگ با یك حیاط ورودی مستطیل شكل در ضلع جنوب شرقی بوده است. این حیاط به ایوانی كه هوز حفاری نشده منتهی می شود و در پشت آن تالار بزرگ چلیپایی شكل قرار داشته كه زمانی بر بخش مركزی آن بزرگترین گنبد ساسانی (به قطر 22 متر) زده شده بوده است. این بنا احتمالا مكانی مقدس بوده است.

آتشکده اردشیركوره
طرح و نقشه اردشیر كوره با شكل کاملا مدور و دو كیلومتر قطری كه دارد به قسمتهای بیست گانه ای متشكل از خیابان های متحدالمركز تقسیم می گردد و بارها مورد شرح و بسط قرار گرفته است. با توجه به اینكه هیچگونه كاوش باستان شناسی در این محل صورت نگرفته، فقط تیر بال ( tribal و بلوكهای عظیم سنگی، تخت نشین ( takht-i nishin كه احتمالا یك آتشگاه بوده، به عنوان آثار مربوط به دوران ساسانیان شناخته شده است. خانه های مسكونی دوره ساسانی و سایر بناها و ابنیه دیگر به وسیله آثار سكونتی دوره های بعدی پوشیده شده و از جمله چندین امامزاده در قسمتهای شاخص تر مجموعه بناهای دوره ساسانی بنا گردیده و كاملا شاخص مجموعه شده است.

محوطه مقدس
در شمال غربی تل تخت دو سكو به بلندی بیش از 2 متر و فاصله 8 متر و یك مصطبه به چشم می خورد كه در مجموع محوطه مقدس را تشكیل می دهند. سكوی شمالی مكعبی ساده و سكوی جنوبی مكعبی با 8 پله است. امستد معتقد بود كه این دو سكو مذبح های دوگانه اهورامزدا و آناهیتا بوده اند. ترومپلمان بر این عقیده بود كه این سكوها زمانی با تزئینات دندان موشی آراسته شده بودند و احتمالا سكوی جنوبی برای پیشكش موادی چون هومه به آناهیتا و سكوی شمالی برای پیشكش گوشت به میترا به كار می رفته است. استروناخ معتقد است كه كوروش بزرگ نیزهمچون شاهان متاخر هخامنشی به نحوی كه در نقش برجسته گوردخمه های آنان به چشم می خورد از سكوی جنوبی بالا می رفت تا آتشی را كه در آتشدانی بر روی سكوی جنوبی روشن بود نیایش كند. وی برای اثبات ادعای خود به قطعات سه آتشدان كه در حوالی پاسارگاد به دست آمده اند اشاره می كند. در حدود 120 متری غرب این دو سكو مصطبه ای قرار دارد كه بر روی صخره طبیعی ساخته شده است. این مصطبه در اصل از پنج سكوی خشتی تشكیل شده بود كه بر روی یكدیگر ساخته شده اند و ابعاد آنها از75*50 متر تا 20*15 متر متغیر است. احتمالا این مصطبه از سكوهای پیش گفته جدیدتر است اما نمی دانیم كه آیا ان زیربنای یك نیایشگاه یا سازه دیگری بوده است.

استروناخ درباره كاربری این مصطبه می گوید:
ممكن است این مصطبه در دوره هخامنشی یا پس از آن برای كسانی ساخته شده است كه اجازه داشتند از دور شاهد مراسمی باشند كه بر روی دو سكوی سنگی برگزار می شد و یا احتمالا این مصطبه پشته بلندی برای اجرای مراسم قربانی بوده است. حتی این احتمال وجود دارد كه این مصطبه در دوره اردشیر دوم یا پس از آن كه در عقاید مذهبی هخامنشیان تغییراتی رخ داد ساخته شده باشد.

آتشکده ری
ری اقامتگاه شاهان اشكانی در فصل بهار بوده است. آثار بیشماری از این دوران در پهنه شهر ری دیده می شود. در كاوشهای انجام شده نیایشگاهی ساخته شده از خشت خام بر بلندای تپه چشمه علی از دل خاك در آمد كه بر اساس سكه های مسین بدست آمده این معبد متعلق به سده اول قبل از میلاد تا اول میلادی بوده است. در ری زمان اشكانیان نیایشگاه هایی برای خدایان سه گانه، اهورامزدا، مهر و ناهید برپا بوده زیرا كه در این دوران این سه ایزد مورد توجه بوده اند. شاید یكی از نیایشگاه های الهه آناهیتا را با توجه به شرایط آن و وجود سفره آب و نام مونث بر این نیایشگاه بتوان بقعه بی بی شهربانو دانست.

گلابی یا اقلان قیز
در پائین قلعه گور، كنار بركه چشمه ویرانه یك چهارطاق كه گلابی یا اقلان قیز نامیده می شود، قرار گرفته است. سقف گنبدی شكل آجری آن با توجه به تصاویر قدیمی هنوز در سده گذشته سالم بوده است. تصور می رود كه بنای مربع شكل با الحاقاتش یك آتشکده ساسانی بوده باشد. در پای كوهی كه قلعه روی آن است در محوطه یك گورستان اسلامی، ویرانه بناهای گنبد دار كوچكتر ولی مشابهی قرار دارد كه به مقبره های دوره اسلامی مربوط می شوند.
آتشکده طوسان (بهشهر)
در بهشهر از دوره ساسانی همچنین بقایای آتشکده ای در ناحیه كوسان (طوسان) در 4 كیلومتری غرب بهشهر قابل رویت است. ابن اسفندیار از این محل نام می برد و طبق گفته او مورد بازدید فیروزشاه و احتمالا فیروز ساسانی قرار گرفته است. ظهیرالدین از آن به صورت كوسان یاد می كند و می گوید:
پسر قباد آتشکده ای در آنجا بساخت. همچنین طبق نوشته ابن اسفندیار، در این محل پادگان نظامی توسط اعراب ایجاد گردید. به هرحال كشف آثار باستانی و همچنین مجموعه ای از سكه های عهد ساسانی در این محل همگی حاكی از اهمیت محل در عهد ساسانی است.

آتشکده کاریان
نام دیگر آن آتشکده آذرفرنبغ یا آذر خورداد است که در معنی می شود آتش فره ایزدی. مکان آن در شهر فیروزآباد یا اردشیر خره یا اردشیر خوره در صد و بیست کیلومتری جنوب شیراز است و کاخ بزرگ آن که توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخته شده بود هم اکنون فرو ریخته است. اردشیر به همین جهت نام شهر را ارتخشر خوره ( ارت خشتر ) نامید. در معنی کل می شود شهر شکوه و جلال اردشیر. خوره به معنی فر و شکوه و جلال است. شهر گور یا فیروز آباد نیز بعدها نام گرفت. این مکان از زیارتگاههای بزرگ مردمان فلات ایران بوده است. فخرالدین اسعد گرگانی در داستان ویس و رامین که به دوره شاهنشاهی اشکانیان مربوط است نوشته است:

به خاصه زین دل بدبخت رامین .......... که آتشگاه خرداد است و برزین

آتشکده آذر برزین مهر
آتشکده آذربرزین مهر یکی از سه آتشکده مقدس ایران است.( آذرگشسب ، آذر برزین ، کاریان ) که در شهر نیشابور یا ابرشهر خراسان قرار دارد. در پهلوی به نام آتور بورگین میتر خوانده می شود به معنی آتش مهر بالنده است. تاریخ ساخت آن بسیار کهن است به طوریکه به زمان اشو زرتشت باز میگردد و در بند 8 از فصل 17 بندهش آمده است: آذربرزین مهر تا زمان گشتاسب در گردش بوده و پناه جهان تا اینکه اشو زرتشت اسپنتمان دین آورد و گشتاسب شاه دینش را پذیرفت آنگاه گشتاسب آتش مقدس را در کوه ریومند در آذر برزین مهر قرار داد

آتشکده بردسوره
به گفته مسعودی در کتاب نامدار مروج الذهب این آتشکده توسط فریدون شاه بنا شد که آتش آن را از طوس خراسان آورده بود و در بخارای ایران قرار داد.
 
آتشکده آذرشب
آتشکده ای است که گشتاسب شاه در بلخ بنا کرد و به گفته مورخین گنجهای خود را در آن قرار داد. بلخ در تاریخ جزوی از خراسان بزرگ بوده است که متاسفانه در دوره ننگین قاجار به روسها فروخته شد.

آتشکده آذرنوش
آتشکده ای است در بلخ که این نیز همچون آذرشب در خراسان بزرگ ایران بوده است. بلخ نیز همچون مرو شهری از شهرهای ایران بوده است که در دوره ننگین قاجارهای وطن فروش در قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان به روس داده شد.

فردوسی بزرگ آن را نوش آذر نامیده است و می فرماید:

شهنشاه لهراسب در شهر بلخ .......... بکشتند و شد روز ما تار و تلخ
و از آنجا به نوش آذر اندر شدند .......... رد و هیربد را همه سر زدند

آتشکده باکو
آتشکده ای بزرگ بوده است در ایران شمالی ( باکو ) که در نزدیکی چاه نفت قرار داشته است. محل آن در روستای سوراخانی در 15 کیلومتری باکو می باشد. تاریخ ساخت آن به سال 400 پیش از میلاد توسط ایرانیان می باشد. بدلیل مواد نفتی موجود این منطقه این آتشکده همیشه در نزد ایرانیان روشن و برافروخته بوده است. باکو از باگوان زبان پهلوی ایران گرفته شده است و شهری ایرانی است که در دوره ننگین قاجار به روس فروخته شد. این مکان مقدس پس از یورش تازیان ( اعراب ) ویران شد ولی سالها بعد از آن دوباره مرمت و بازسازی شد ولی آتش آن خاموش بود تا سال 1975 که آتش آن دوباره روشن گشت و به مکانی توریستی تبدیل شد.

آتشکده سیروان
این آتشکده پیش از به پادشاهی رسیدن انوشیروان دادگر محل بت ها بود و پس از وی بت ها ویران شدند و آتش مقدس را در آنجا قرار دادند. محل آن سیروان و ری بوده است. به گفته مسعودی تاریخ نگار نامدار این آتشکده در پیش از ظهور زرتشت ساخته شده است.

آتشکده اردشیر
در استخر استان فارس می باشد که نام دیگرش آتشکده آناهیتا یا ناهید می باشد. چون اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانی از خانواده موبدان بزرگ بوده است به همین دلیل این آتشکده را به شادمانی برقراری سلسله جدیدش در ایران ساخت. در تاریخ بلعمی و طبری آمده است که چون یزدگرد سوم نوه خسروپرویز بوده است پس بزرگان ایران او را به مقام پادشاهی رسانند و در آتشکده اردشیر استخر تاج شاهنشاهی را بر سر وی گذاشتند و سپس او را به پایتخت ایران در بغداد تیسپون فرستادند.

آتشکده آناهیتا یا معبد آناهیتا
آناهید یکی از چهار عنصر مقدس آب و آتش و هوا و خاک است. در معنی می توان گفت که پاک و باعفت و باتقوی است که ارمنیان درست آن را تلفظ میکنند. این زیارتگاه پس از آذرگشسب از بزرگ ترین مکانهای باستانی و مقدس ایران بوده است که از دوره شاهنشاهی اشکانی ( پارتیان ) باقی مانده است. در شهر کنگاور در مسیر کرمانشاهان قرار دارد. ستون ها و پلکان این معبد هنوز پس از بیش از 2000 سال باقی و مستحکم است. این مکان در شهر کردنشین ایران بوده است و در نزد کردان آریایی دارای احترام خاصی می باشد. کردستان ایران و منطقه اورامان آن یکی از مشهورترین مناطق اصیل ایران است که هنوز بسیاری زرتشتی دارد و به زبان پهلوی سخن می گویند. ریشه زبان کردی امروزی نیز پهلوی باستانی ایران است. پیر شهریار یا پیر شالیار از افراد مشهور هورامان کردستان است که وی موبدی زرتشتی بود و چند کتاب از وی برجای مانده است. ابن فقیه در کتاب مشهور البلدان نوشته است: هیچ ستونی شگفت انگیز تر از ستونهای معبد آناهیتا کنگاور نیست

کتبیه کوروش بزرگ در پاسارگاد

کتبیه کوروش بزرگ در پاسارگاد

کتیبه کوروش بزرگ در پاسارگاد

منبع : سرزمین ایران

عکس زیبا از آرامگاه پدر ایران زمین کوروش بزرگ

عکس زیبا از آرامگاه پدر ایران زمین کوروش بزرگ

http://www.sarzaminiran.com/wp-content/uploads/2012/09/cyrusthegreat-2.jpg

این عکس را در سایز بزرگتر ببینید کلیک کنید

منبع : سرزمین ایران

۱۳ شهریور روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی

شهریورابوریحان بیرونی