حركت

 

به نماز سید که نگاه می کردم،ملائک را می دیدم که در صفوف زیبای خویش او را به نظاره نشسته اند .روبه قبله ایستادم .اما دلم هنوز در پی تعلقات بود.گفتم:

"نمی دانم چرا من همیشه هنگام اقامه نماز حواسم پرت است."

به چشمانم خیره شد .

«مواظب باش! کسی که سر نماز حواسش جمع نباشد.در زنگی نیز حواسش اصلاًجمع نخواهد شد.»اینوگفت و رفت.اما من مدت ها در فکر ارتباط میان نماز و زندگی بودم.«نماز مهمترین چیز است .نماز را با توجه بخوان.»بار دیگر خواندم،اما نماز سید مرتضی چیز دیگری بود.

 

راویاکبر بخشی

مجموعه سیمای افلاکیان

 

مرحوم حاج اسماعیل دولابی :

دستگاه خداوند از دستگاه حضرت يوســف(ع)کمتر نيســت . يکي از هم زنداني هاي يوسف خوابي را جعل کرد و تعبيرش را از يوسف پرسيد. وقتي يوسف تعبير کرد آن زنداني گفت دروغ گفتم و خواب را از خودم ساخته بودم!

يوسف(ع) گفت : قضي الامر . يعني کار از کار گذشــــت و آن چه گفتم واقع خواهد شــد.

ما هم چند بار دروغکي به خــــدا گفتيم دوستـــــت داريم.بعد که ابتلائات و تبعات دوستي ظاهر شد گفتيم خدايــا دروغ گفتيم.

خداوند فرمود: قضي الامر. يعني کار از کار گذشـــــت و به جمع دوستـــان ما ملحق شدي.

 

سر عاشق شدنم لطف طبیبانه ی توست

ور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجا؟

پای منبر

خاکریز وحدت :

آدمی جمیع اضداد است ، سرشار از احساسات متضاد!

گاهی پر از شادمانی هستی و لبخند بر لب داری و گاهی سرشار از غم و اشک بر چشم!

در عین اینکه عاشق است و وابسته آرزوی رفتن می کند!

در لحظه ای که سرشار از احساس است آرزوی خونین ترین وصال را دارد!

و جمع این حالات برای آنکه نمی شناسندش سخت!

در عین مهربانی اخم بر چهره دارد  و در لحظه شادی اشک بر چشم!

و این کثرت در التیام به وحدت می رسند!

 زلف آشفتۀ او موجب جمعیت ماست                          چون چنین است پس آشفته ترش باید کرد.

کثرت در احوالات آدمی گاه سر بیرون میزند و اختلاف در اشخاص ایجاد میکند.

حال چه بهتر است وحدت احوال در اشخاص باشد.

دشمنان تلاش در ایجاد اختلاف در بین مذاهب به خصوص شیعه و سنی میکنند و ما باید دنبال این باشیم که این اختلافات و زمینه های آن را از بین ببریم.

درست است که در مواردی تضاد وجود دارد.اما قرار نیست تضاد ها نمایان شوند؛ بلکه وحدت زمینه ای ایجاد خواهد کرد تا دلها به سمت حقیقت محض پیش رود.

بنابر شعار امسال ، چرا فقط ذنبال این باشیم که باهم اختلاف نداشته باشیم؟چرا در همین سطح باقی بمانیم؟باید دلبری کنیم

شیعه مقدمه ساز،معنویت خود را به جنبه های فردی محدود نمیکند.

در واقع شیعه منتظر باید مهارت زندگی جمعی و کار گروهی داشته باشد. باید علی رغم اختلافات موجود، قدرت تعامل و هم افزایی داشته باشد.

حضرت ولی عصر(ع) در یکی از نامه‌های خود می‌فرماید: «اگر شیعیان ما -که خداوند آنها را در طاعت خودش موفق بدارد- از صمیم دل جمع شوند و بخواهند به عهدی که ما به گردن آنها داریم وفا کنند، مژدۀ ملاقات ما به تأخیر نخواهد افتاد؛ وَ لَوْ أَنَ‏ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا»(احتجاج/2/499)

باید به سایر مومنین عشق بورزیم، حتی اگر بین ما اختلافاتی باشد و حتی اگر ضربه شخصی خورده باشیم!

چند درصد از ما بچه‌مذهبی‌ها، تفاوت میان «با هم صبر کردن» و «تک‌تک صبور بودن» را می‌فهمیم و از لوازم آن مطلع هستیم؟ یک عنصر منتظر یعنی یک عنصر «تشکیلاتی»؛ البته منظور از تشکیلات صرفاً «حزب» نیست، بلکه منظور هر نوع تشکیلاتی است؛ یعنی هر نوع تجمع سازمان‌یافتۀ هدفمندی که دارد برای مأموریت‌های مشخصی فعالیت می‌کند.

چطور می‌شود که یکی از دانشجویان و طلبه‌ها «مهدی‌یاور» باشد اما در هیچ تشکل فرهنگی در کنار دیگران به فعالیت نپردازد؟! آیا او نمی‌تواند هیچ کسی را تحمل کند و نمی‌تواند با هیچ کسی ارتباط برقرار کند. بعضی‌ها اهل کار گروهی نیستند و می‌خواهند تنهایی جلو بروند. کار گروهی طبیعتاً لوازمی دارد، کوتاه‌آمدن‌ها و ایثارگری‌هایی لازم دارد.

در عرصه سیاسی هم بسیاری از اختلافات بی جا و مضر است.

اصلا چرا باید دانشگاهیان را به دو گروه اصلاح طلب و اصول گرا تقسیم بندی کرد؟

حضرت امام (ره) هم می فرماید که من این تقسیم بندی ها را قبول ندارم.

عصر، عصر همدلی و وحدت است.

ما به عنوان عناصر مهدوی و عناصر مقدمه ساز برای ظهور، باید با هرنوع تفرقه افکنی به شدت مقابله کنیم.

نباید هیچ اختلافی را به این سادگی ها قبول کنیم که مبنای درگیری و جدایی دل ها و جدایی از اصول قرار بگیرد.

 

 

همه ما

هر آدمی به اندازه خودش خاصه

خاص بودن هم تعاریف متفاوت داره...

شاید در نگاه اول یعنی اون چیزی که خوبه و خودم نیستم.

آدمی گاهی پزشکه و براش لحظات مهمند.

گاهی مهندسه و براش برنامه ها مهمند.

گاهی نقاشه و براش مکان مهمند.

آدمی گاهی مادره و براش ....

و تمامی این گاه ها خاص هستند...

گاهی به اسم های دخترانه و گاهی پسرانه

گاهی این طرف و گاهی اونطرف

با هر نوع تحصیلاتی

مثل درخت... مثل سیب.. مثل انار

تمام دانه های انار قرمزند،گاهی شیرین و گاهی ترش

مهم اینه که هرکس بفهمه اگر نباشه نظم یاقوت ها به هم میخوره

و این رو فقط یک معمار خوب میفهمه...

________________________________________

+ پ ن : این متن تلنگری به آدمایی مثل خودمه

یادم میره رهگذر ها هم میتونند خاص باشن...

من عقیده دارم اگر باور کنیم، دیگران هم باور میکنند

من عقیده دارم اگر برای خدا خاص باشیم ، خدا هم برای ما خاص میشه...

و اگر برای خدا گمنام باشیم... خدا شناخته میشه...

و این خداست که در چشم ها ظهور خواهد کرد.

السلام على فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها

 

يا مقلب القلوب والابصار...

قلبمان را از اين سيم خاردار هاى مادى رها كن...

حول حالنا الى احسن الحال

 

-----------------------------------------

رهگذرانه: اى كاش مرگ ما جز شهادت نباشد....

+رزق روز: به پهلوى شكسته فاطمه زهرا(س) قسمتان مى دهم، حجاب را حجاب را حجاب را، رعايت كنيد.

شهيد حميد رستمى

باز

 

چیزی که امروز جایش خالی تر از عمل است؛
 
افکار دوستانه است.
 
شاید اگر فکرش باشد عملش هم نزدیکتر شود.
 
 
 
اگر در دانشگاه دروس پزشکی خوانده بودم امروز "فکر" این مردم را "عمل" میکردم!
 
از جراحی حالم بد نمیشود
 
حتی وقتی خون فواره بزند...
 
ولی نه! شاید اگر مهندسی میخواندم  فرهنگ مردم را قاعده مند و ریاضی وار ترسیم میکردم تا خواه یا نا خواه
 
طوری فکر نکنند که خواهش کسی درد گیرد،
 
یا نه! اگر علوم انسانی میخواندم امروز بهتر درد را میدیدم و برایش کاری میکردم
 
شاید مشکل فکر مردم از درد باشد!
 
ولی نه
 
شاید اصلا همین درس خواندن هاست که چشمانمان را ضعیف کرده، حسمان را، و نیز افکارمان را...
 
کاش مثل سال های دور و کمرنگ؛ کسی صرفا درس را نمیخواند، بلکه با خواندن و دیدن درس میگرفت.
 
این انسان فانی امروز چه فکر میکند که اینطور از انسانیت بلکه آدمیت دور شده!
 
تا کوچکترین کار انسانی انجام میدهد -حتی شده درونش- فریاد میکشد که : وای! نگاه کنید چه انجام داده ام...
 
تشکر نمیکنید؟!...
 
کاش به اصل خویش برگردیم که آنگونه درس بگیریم و درس بدهیم و هرآنچه امکان دارد خدایی تر شویم.
 
من میدانم؛ خدایی در خویشتن ما خوابیده که روزی برخواهد خواست، و آن روز دور نیست.
 
 
 
 
 
 
 

انى كنت من الظالمين

جامعه سنتى، جامعه ايست برمبناى فلسفه هاى روحانى و باور هاى دينى

انچه ثابت شده است و تعينش موجب آرامش معيشت مى گردد.

 قبل تر از آن جامعه بدوى، جامعه اى بى ثبات و به دنبال سكون بود

و اكنون جامعه اى شايد مدرن كه قوانين سنتى را شكسته است و در تكاپوى يافتن سكونى به شيوه جديد هستند.

اين هم داستان شهر من است و  خودم

باور خود

بهترين وضعيت وقتى ايجاد ميشه كه قبول كنيم اين خودمون هستيم كه ميتونيم متفاوت باشيم.

--------------------

پ.ن: وبلاگ هم براى خودش دورانى داشت، شايد روزى خاطرات رو نوشتم...

بعضى افراد هيج وقت از ياد نميرن... شايد هم حالا حالا نميرن

چه اونهايى كه روزى بهترين وصيت نامه رو نوشتن

چه شيطون ترين شخصيت آروم حوالى

وچه بهشت زهرا

...

برخى هم فراموش كردنشون به پاكى خاطره كمك ميكنه ...

 

فقط همين نبود

انقلاب در درون دل بود كه انفجارش شد نور

انزواى حزب الله

انزواى حزب الله در نظام ما نيز نشانه خوبى نيست...

شكى نيست كه اكنون در نظام ما حزب الله رفته رفته به انزواى سياسى كشيده مى شود و كارها به دلباختگان تكنوكراسى واگذار مى گردد.

 

________________

+ منبع : كتاب توسعه و مبانى تمدن غرب- شهيد مرتضى آوينى

درست

تو زندگی هامون نباید حکم رو عقل و احساس ما بدن... بلکه مهم حقه

اون هم حقی که حقیقته نه اینکه چون به افکار ما شبیه حقیقته...

آخرش

...اصلا توى كتم نميره كه بخوان مارو توى قطعه مرده ها دفن كنن.

-------------------

+هم مسير شهيد احمدى روشن

آش پشت پا

پس از عبور موج ها، انعكاس نور تنهايى سكوت شب را لابه لاى تاريكى آب نگاه مى كند

امشب خواب زده شده ام...

كنار چند نخل سوخته، تخت سنگى مامنى خواهد شد تا آن سوى اروند مرا تماشا كند.

وقت كه تمام شود؛ وصيت نامه ميماند و تو

امشب ماهى قرمز حوض، منتظر است...

_________________________

+ بعضى وقتها با كسى طورى احساس نزديكى ميكنى كه گويى سالهاست با او هم نشينى

مصطفی

چند ماه به خاطر تعلیق غنی سازی ،سایت نطنز تعطیل بود.ولی مصطفی آنجا را رها نکرد.
یک روز آمد خانه،گفت"بخدا یه کاری کردن که ما ببوسیم کار رو بذاریم کنار"
گفتم"چطور بابا؟"
گفت "اومدن در سایت رو مهرو موم کردن این خدانشناس ها.کاری کردن که ما از بغل سایت هم نمیتونیم رد بشیم؛عکس برداری می کنن"

دولت جدید که آمد و تعلیق را برداشت،غوغایی بود توی وجودش،چسبید به کار.

عیدی که یک تاریخ سرتا پا ظلم و طغیان را قطع کرد.

http://www.pix2fun.net/wp-content/uploads/22-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87-1.jpg

معناي اين حضور انبوه و منسجمِ هر ساله اين است كه انقلاب اسلامي و نظام برخاسته از آن، متكي بر مردم و ايمان آنان است و علت اصلي ناتواني دشمنان در متزلزل كردن نظام اسلامي نيز همين موضوع است.

مقام معظم رهبری

اسب حیوان نجیبیست...کبوتر زیبا

پرونده ای جمع و جور شخصیت فلفلی درباره " ازدواج نصفه!"

  • جمله طلایی : ازدواج موقت ظلم به زنه!

    بعضی از فلفل ها، عینکی هستند.

    عینک آنها سبب میشود تا اگر نگوییم همه چیز را، اما می توان گفت خیلی موارد را سیاه میبینند!

    یعنی اگر فلفلی را در حال کشف ظلمی یافتید؛ یک نگاه به اون چهره آتشیش بندازید؛ عینک سیاه بزرگی را میبینید.

    مثلا وقتی مواجه با امر جذاب ازدواج اون هم از نوع موقتش بشند چه دفاع از مظلومی که نمیکنند ! انگار عضو ردیف اول سازمان ملل اند!!

    جالب اینجاست که این فلافل، ازدواج موقتِ یک سری سیب زمینی را شنیده اند که وقتی به عقد موقت بله گفتن، نه به شرایطش توجه داشتند و نه به عواملش!

    نه این سیب زمینی ها و نه فلفل های متوهم را نباید جدی گرفت! امیدواریم روزی حالشان بهتر شود.

     

  • فلفل ها شاید کمی عینک سیاه براقشان را پایین تر بیاورند اما...

    جمله طلایی: آقا... !! ازدواج موقت، توش شریک جنسی زیاده، اینجوری کلی بیماری های مختلف رواج پیدا میکنه.

    این جاست که باید به این فلفل های عزیز بگیم که: فلفل جان؛ ازدواج موقت با ازدواج دائم فرق میکند.

    شرط ضمن عقد میتواند خیلی از این مسائل را جلوگیری کند ...همین موقع است که با رنگ قرمزش میپرد وسط حرفت و تو مجبور میشوی برای آرام شدنت از تندیش کمی آب بخوری!

     

  • فلفل ها اساسا فرافکنی را خوب بلدند !

    جمله طلایی: اصلا چرا ازدواج موقت؟ برن ازدواج های دائم رو درست کنن!

    آره خب، ازدواج دائم هم باید تسهیل شود... اما این ها دوتا شرایط متفاوت دارند!

    فلفل: دِ نَ دِ! ازدواج موقت که...زشته!!

    آخه به این فلفل های عزیز چی بگیم!؟!

    فلفل جان! اصلا من یک صحبتی با شما دارم

    جوانی که قدرت اقتصادی جالبی ندارد، دیگر تحمل و تقوا هم نمی تواند داشته باشد، چکار باید بکند؟

    راه خوب و شرعی این است که ازدواج موقت کنند.

    اینطوری اگر این فلفل مذکر باشد نفقه نمیدهد و اگر هم فلفلش مونث باشد، در بیرون رفتن از خانه نیاز به اجازه همسر ندارد و کلی موضوعات جالب دیگر.

     

  • فلفل ها کارشناسان دینی جالبی هستند!

    جمله طلایی: ازدواج موقت کلاه شرعیه.

    این فلفل های به اصطلاح متخصص به این کشف رسیده اند که اگر دوتا جوان مثلا دانشجو یا حتی دارای شرایط خاص برای اینکه یک رابطه خداپسند و راحت در مدتی که باهم هستند محرم کنند را صاحبان کلاه هایی میدانند که برسر خود می گذارند تا خود یا خدا را دور بزنند.

    خب... حالا دقیقا کجای خود یا خدا را دور زده اند؟... خدا میداند!

     

  • تفاوت را احساس کنید!

    فلفل هایی که بچه فلفل از جنس پسر دارند عموما نرم تر با مقوله ازدواج موقت برخورد میکنند و حتی در مواقعی دفاع از این امر خطیر را بر خود واجب میکنند!

    اما...!

    اما همین که بچه فلفلشان دختر باشد، ظلم سنجیشان گل میکند و لوتی میشوند، لونگ می اندازند، سبیل کلفت میکنند و خلاصه طوری برخورد میکنند که ازدواج موقت چه ظلم بزرگیست !

     

  • هشدار: شخصیت های فلفلی عزیزی که ذکر خیرشان بود، اگر دنبال دلایل عاقلانه و روانشناسانه  و حتی دینی این نوع ازدواج بروند؛ از بسیاری اظهار نظر های این چنینی خود صرف نظر میکنند... اما واقعا .... فلفلی را دیده اید که زبانش سرخ نباشد ؟ اصلا ... داریم؟!!

    لازم به ذکر است آمار گفته حاکی از این امر است که هر 2 دقیقه در کشور یک ازدواج موقت ثبت میشود...

    نه! فکر نکن آمار ازدواج موقت بالارفته... نخیر! آمار ثبت ازدواج موقت در دفتر خانه ها زیاد تر شده است.

     

  • صرفا جهت اطلاع :  

    حجت الاسلام قرائتی : به چند خط شکن نیاز داریم.

    فلفل هایی که سرشان درد میکند برای نقد: این چه حرفیه؟!! حاجاقا از شما بعیده! ازدواج موقت هم به خط زدن میخواد؟

    باید جلوی خط سیرشان را بگیرن! نه اینکه...

    تذکر لازم به این فلافل عزیز همان کسب اطلاعات بیشتر است.

    اطلاعات بیشتر: پسران جوان دانشجو و یا کسانی که شرایط خاصی دارند و نمیتوانند تقوا پیشه کنند، برای جلوگیری از به گناه افتادن، با زنان بیوه ازدواج موقت کنند زیرا هم این زنان و هم این پسران حق ازدواج کردن و رفع نیاز های خود را دارند.

_______________________________________________

پ.ن: گاهی برخی باورهای غلط، راه حل هارا پاک کرده و فقط برحجم مشکلات می افزاید،

این پست صرفا تلنگری بر باورهای ماست...و البته که بهترین کار، برداشتن موانع موجود در راه ازدواج دائم است.

حقيقت

وقتی عقل عاشق شود

عشق عاقل می شود

آنگاه شهید می شوی...

شهيد دكتر مصطفى چمران

____________________________

+بى تو همه در حبس ابد محبوسند....منتظريم


طعم عزت

امسال هم دهه فجرش آمد

دیده بودم در تقویم ، تاریخ این چند روز مطابق با روزهای انقلاب است اما حداقل ظاهرا هرسال( به نظرم) شور دهه کمتر از قبل حس میشود.

یقین است که روزی جریانی به راه افتاد و کسانی انقلابی خلق کردند اما سربازان انقلاب فقط كسانى نيستند كه در هنگام بروز انقلاب حضور داشتند و مى توانستند سربازى كنند. جوانهاى مومن و نوانديش و آزاد فكر و پاك دامن امروز ما و نسلهاى بعد هم سربازان انقلابند . چون انقلاب يك حقيقت هميشه جاويد است . انقلاب پرچم عدالت و آزادى و استقلال و عزت است . انقلاب پرچم اسلام است .1

انقلاب این روزها حماسه است...

حماسه ای از جنس بصیرت.

هرچه زمان جلوتر میرود، عرصه مانند قیفی تنگ تر میشود تا بدانجا که فقط افراد محدودی

 از دهانه آن خلاصی میابند.کلید عبور از این در جز بصیرت چیزی نخواهد بود.

نباید فراموش کنیم استقلال را ارزان به دست نياورده ايم ، مي‌خواهيم آن را حفظ كنيم .2

  ...

+1 و 2: سخنان مقام معظم رهبری

او نمى ترسد!

مهربان و خندان و جوانمرد كه باشى، عاشقى

مى آيى، مى خندى، مى خندانى

عاشق كه باشى چهره ات ديدن دارد

به عقيده من كسى كه عاشق است درد را خوب مى فهمد

شرايط را خوب مى سنجد، سختى را متر مى كند و زيبايى ها را نگاه مى كند

خنده اش براى رفاه نيست

خنده براى آن چيزى دارد كه ديگران ندارند

عاشق نميترسد... 

نه! عاشق از جدايى ميترسد

------------------------------------------

+ يك عينك ته استكانى.... يك حياط ..... حوض آبى پر از ماهى قرمز.... گل هاى شمعدانى دور حوض....

ميهمان داريم

+ مقصد گذر: هرچى دارى و ندارى، براى هركارى كه قدم برداشتى و كف پات  زخمى شده، بدون كه هنوز جاده ادامه داره

اصولا جاده مكانيست كه پايانى نداره

فقط كافيه با زخمهاى پات جاده رو حس كنى و از منظره ها ، زيبايى ببينى


70

روایت است:هرگاه اولین روز ماه قمری شنبه باشد هر کس از شنبه ی اول ماه تا شنبه ی هفته ی بعد که جمعا8روز میشودروزی70مرتبه سوره ی حمد بخواند انشاالله حاجتش براورده میشود.
فردا شنبه ی اول ماه است.
این فرصت گاهی فقط1بار در سال پیش می اید.
_______________
+بعد از دعاى فرج و حاجت روا شدن همه؛ براى من حقير نيز دعا كنيد.

دقت كردى؟

پونصد هزار تومن ميذارى تو جيبت با ٥ هزار تومن برميگردى خونه.

مثل هشت سال دفاع مقدس شده...

گردان ميرفت ؛ نفر بر ميگشت!!!

قصد جان است طمع در لب جانان كردن

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت

من چرا ملك جهان را به جوى نفروشم؟

حافظ                                         

__________________________

رهگذرانه: با آن همه بازى عاشقانه اى كه با خدا كردى مگر جايى براى ما هم هست...

آنقدر حواس خدارا با دوست داشتنت برده اى كه براى لبخندش بايد نام تورا صدا كنيم

ح س ي ن ... ح س ي ن 

محو گفتن نامت بودم بوى ياس مرا گرفت...

كاش ياس براى ماهم مادرى كند؛

+ بوى فاطميه مى آيد

 و تو اى مادر خوبى ها، دستى بر دل ما بكش.

وقتشه

سازدهنى رو بذار روى لبتو...

فوت كن

یکی بود یکی نبود

یک چیزهایی گفتن نداره، فهمیدن داره

یه روز کنار یک دیواری بایستی و بوش کنی ، بوی نمشو مزه کنی ...

گاهی یک نم میتونه تورو یاد سبزینه هایی بندازه که گذشت زمان پنهانشون کرده بودند.

وجود انسان ها در زندگی همه ما رنگ و مزه ای متفاوت ایجاد میکنه

هرکس جای خودش رو داره و هر جایی هم ارزشمند

انقدر سرم گرم زندگی بود که یادم رفته بود بعضی ازین جاها خیلی وقته خالی شده

هرچند که اون طور که قبلا بوده نمیشه اما شاید بشه کاریش کرد.

فقط نباید یادم بره که جاهای پر امروزمو به جاهای خالی فردا تبدیل کنم.

__________________________________

رهگذرانه: زیر گنبد کبود چندتا گل نشسته بود.

یکی سفید و قشنگ

اون یکی خوش بو و رنگارنگ

امروز که باغچه رو دیدم... چندتاشون نبودن، شاید هم بوته شده بودن...

انگار خیلی وقت بود که بهشون سر نزده بودم

+با خار گلی زخمی شدن هم زیباست اگر میان باغچه باشی...

صداى خروس مياد

انگار كه صبح شده

...


_____________________

رهگذرانه: به پرندگانى كه صداى مرا ميشنوند بگو پرواز كنند...

شايد آن شادترين لحظه من در راه است.

سرزمین من...

اینجا کسی انتظارت را نمی کشد, آنگاه که چشمانت را می گشایی.هیچ چیز را نمی بینی.
می بندم.
سکوت. سکوت پراز تنهایی.
دورمی شوم از این شهر غریب.
در تاریکی ذهنم می کشم سرزمین روشنایی را.
چه آبیست رنگ دل انگیزش.
چشمانم را می چسبم، مبادا همه چیز در مه روزهای بی ستاره گم شود.
آسمانی می کشم به رنگ مهربانی، خورشیدش بی منت می تابد، کبوترهایی که تا قله ماه پرواز می کنند.
و حال ابرهایش، که به یک رنگىِ آسمان می مانند.
از دور به تمام این ها نگاه می کنم، ابرها باران می گیرند ، بارانش غم انگیز ترین روز های شهر را به یادم می آورد.
اشک هایم را پاک می کنم.


دل و ديدگانم را به دور ترين نقطه ى ذهنم مى برم.
زمينش را با ابرهاى آسمانى مى پوشانم ،سر سبزش نمى كنم چون آدم هاى روزگارم بى رحمانه سبزيه طبيعتم را باخاك يكسان كردند.گل ميگذارم برايش،گل هايى كه پژمردگى در كارشان نيست.شاخه هاى درختانش خم نمى شوند.برگ هايش را باد به تاراج نمى برد.
ريشه هايش محكم اما سرش را از ابرها بالا گرفته مى كشم.
آبشارى مى سازم از شاه توت كه خستگيه شهر را از تن بيرون كند.
كوه هايش را سنگى نمى كنم و دامنه هايش را با برف ملايم از سرما پر مى كنم، تاهركس پايش لغزيد و به زمين افتاد،شاديه دوباره اى اورا به پرواز درآورد.
آدمك هايش را چوبى نمى گذارم تا با هر شعله اى آتش بگيرند ،مى سازمشون از رنگ هايى كه چشم را نمى زنند.

آدمك هايى كه خسته نمى شوند وپيشه يشان همراهشان است.
دكترهايش دكترند.مهندس هايش مهندسند.روانشناس ندارند.پليس نمى خواهند.
آتش نشانى به كارشان نمى آيد.
مسجدى مى سازم جنسش نور .منبرش با ابر.جاكفشى نمى گذارم چون گل هاى خوش عطرى كه آن جارا معطر مى كنند زير لگد هاى بى رحم كفش ها جان مى دهند.
مدرسه اى مى سازم كه بچه ها پشت به پشت هم نشينند و معلم جدااز بچه ها مغرورانه روى صندلى نرمى كه دارد ، تكليف را بامشت به ميز نكوبد.

خواهش ها وتمنا ها را درشهر جا مى گذارم و دروغ و تهمت را با اهلش خاكستر مى كنم.
تنهايى را با نشانه هاى خدا پررنگ مى كنم تا تنها نباشد.
نردبانى مى گذارم از زمين به آسمان پر مهرش و هيچ وقت آن را از زير پاهاى پرنده ها بر نمى دارم.
دوباره باران گرفته،اين بار قطعش نمى كنم ،مى گذارم با خود آلودگى را بشويد.
چشمم را آرام باز مى كنم، همان جايى كه بودم هستم، خنده اى نيست كه روى لب ها بماند ، برنامه كودكى نيست كه تمام نشود، شهر بازى شبانه روزى ندارد...

باز چشمانم را میبندم...

تدبير...

اصرار عراقچى بر محرمانه بودن متن توافق ايران و ٥+١ كارگر نيفتاد.

آمريكا متن محرمانه را منتشر كرد:

تعطيلى نيمى از نطنز

تعطيلى ٧٠ درصد از فردو

تعطيلى ١٠٠ درصد اراك به همراه اكسيد نيمى از ذخيره ٢٠درصد

...

السلام یا رسول الله

عید وحدت مبارک

اينجا -مدينه- مرقد مطهر رسول اكرم است...

اى مدينه بر تو گوارا باد اين شرف كه پيكر پاك اشرف كائنات و محبوب ترين خلق در نزد خدارا در آغوش گرفته اى....  و اين درد 

را كه بايد گفت كه اسلام در مدينه النبى از همه جا غريب تر است.

شهيد آوينى(گفتار متن فيلم حج جانبازان)

اعترافی تامل برانگیز

جک استراو پس از بازگشت به انگلیس در گفتگو با رادیو بی بی سی اظهار داشت : هرگونه اشتباه از سوی غرب می تواند منجر به تضعیف موقعیت روحانی شود.

 هرگونه اشتباه در سخنان یا اقدامات مقامات غربی می تواند منجر به تضعیف موقعیت روحانی در ایران گردد. در واقع غرب اشتباهی که در دوران "خاتمی" انجام داد و منجر به روی کار آمدن فردی مانند "احمدی نژاد"‌در دولت ایران شد نباید تکرار کند .

هنوز تمام نشده

زمینیان را زنده مپندار،اینان همگی مردگان به حرکت در آمده اند.

آنهایی زنده اند که ریسمان ایاک نعبد را گرفته؛ چشم در انا الیه راجعون دارند.

http://kimiagari.net/uploads/god_1411.jpg

پ.ن: تکرار