واقعا سرنوشت ماها چی میشه؟؟؟؟

سلام 

اومدم اندازه چند خط باهاتون بحرفم

چند وقت پیش با چندتا از دوستا قرار شد بعد یه مدت طولانی که همو ندیده بودیم بریم یه جایی و چند ساعتی رو کنار هم بگذرونیم 

چندتا دوست خیلی صمیمی که حدود 7.8 ماه بود که همو ندیده بودیم 

قرار شد ساعت 4عصر بریمو تا 8 شب کنار هم باشیم بعدشم نخود نخود هر که رود خانه ی خود 

دور و بر ساعت 4همه اومده بودن

1 ساعت اول همه چی عالی بود همه جیغ و داد و بوس و چه خبر و کلی حرفو.....

1ساعت که گذشت یواش یواش گوشیا از تو کیفا در اومد 

چند لحظه نگذشت که سکوت فضای بینمونو پر کرد 

هر از گاهی یه صدایی نازک میگفت لایـــــــــــــــــــــن 

یا یه صدای کلفت میگفت یو هو ا نیو چت مسیج 

اخه ادم چی بگه؟؟؟؟

4 تا دوست جون جونی که تا 1سال پیش وقتی همو میدیدن انقدر حرف میزدن و میپریدن تو حرف همدیگه که متوسل به روش سرخپوستی واسه حرف زدن شده بودن....

حالا سر یه ساعت حرفاشون تموم شده و کله ها رو کردن تو گوشیا؟؟؟؟

تازه تا یکی هم میخواست حرف بزنه یه دو جمله میگفتو یه پی ام جدید واسش میومد بعد اصن یادش میرفت چی داشته میگفته!!!

خلاصه کنم دوستان وضعیت یه جوری شد که تا ساعت 6 دیگه هیــــــــــــــــــــــــچ کاری با هم نداشتیمو بلند شدیم بند و بساطمونو جمع کردیم رفتیم خونه هامون

تاسف اوره اخه ما داریم چکار میکنیم؟؟؟؟

البته اینم بگم من خودمم از این قاعده مستثنی نبودمو منم همش سرم تو نیم باز بود

میدونمم که همه امون درگیر یکی از این برنامه های کوفتی شدیم 

یکی لاین یکی واتساپ یکی بی تالک یکی هم نیم باز و هزار کوفت و زهر مار دیگه....

اما یه سوال ازتون دارم...اخه ما ها ادمای دنیای واقعی رو ول کردیم و چسپیدم به دنیای مجازی؟؟؟؟

دنیایی که توی یه گوشی خلاصه شده؟؟؟ 

دنیایی که اگه باطری گوشیت تموم شه اون دنیا هم تموم شده....

واقعا ما میخواییم به چی برسیم؟؟؟؟

نه که بگم این برنامه ها بده ها نه 

اما انگار ما یادمون رفته هدف اصلی این برنامه ها چیه 

هدف اون نزدیک تر کردن ادما به هم دیگه است نه دور کردن اونا از هم ....

ما همه چیزو با این تکنولوژیا خراب کردیم 

عشق و عاشقیا رو ببینین 

هیچکدوم بیشتر از 1 ماه دووم نمیارن 

من نگران این نسلم

این نسلی که عادت کردن نهایت 2.3 ماه با یکی باشن و بعد برن سراغ بعدی چجوری میخوان چند سال دیگه تشکیل زندگی و خانواده بدن؟؟؟؟؟

بیایید یکم به کارامون به رفتارامون بیشتر دقت کنیم....

حتما نظراتونو بگین دوست دارم در این مورد با هم بحث کنیم

باز هم تتلو حماسه افرید...

این امیر تتلو تو این اهنگ اخرش همچین میگه:

"بذار تو حال خودم باشم....نه نمیخوام پاشم....."

که انگار تو وی چت یا فیسبوکه مامانش داره صداش میکنه میگه بیا سفره پهن کن.....

والا به قرعان

لذت

یکی از بهترین لذت های دورهی تحصیل اینه که پاک کنت رو بکشی رو فرشا بع وقتی میاریش بالا میبینی چقد سفید شده

خعلی حال میده

لینکا

این وب داره لینک تکونی میشه

لینکا خودشونو نشون بدنا

در ضمن دوستایی که میان تو این یکی وبم و من لینکشون میکنم

لطف کنن لینک این وبو حذف نکنن چون منم مجبورمیشم از این وب حذفشون کنم

با تچکر

خدافظی2

سلام

دوستای گلم

من اومدم دوباره

وب جدید راه اندازی شد همه ی کسایی که ادرس میخوان یه نظر عمومی واسه همین پست بذارن

منتظر نظرای گرمتونم

خدافظی

سلام دوستان

به دلیل یه سری مسائلی که افراد بی جنبه ایجاد کردن

من دیگه نمیتونم فعالیتمو تو این ادرس ادامه بدم

این وبلاگو به یه ادرس دیگه منتقل میکنم

و ادرسو فقط به کسایی میتونم بدم که خودشون وب دارن

هر کسی ادرس خواست تو کامنتا بهم بگه تا واسش بذارم

در ضمن این وب حذف نمیشه

و کامنتا پاسخ داده میشه فقط دیگه هیچ پستی نمیذارم

متشکرم از همتون که تو این مدت منو حمایت کردین

مریم

-

 

اردیجهنم

اردیبهشت چیه بگو اردیجهنم

بهشت کجا بودی وقتی هر زور باید 3-4تا امتحان بدیو تا ساعت 3 مدرسه باشی

والا به غرعان

تیمارستان روانی عالمه!پارت 2

من مریم 16ساله

دوم ریاضی

در تیمارستان روانی عالمه درس میخوانم:

بذار یه خاطره دیگه از مدرسه بگم

از شنبه شروع میکنم شنبه که رفتیم سر کلاسو ما بروبچ نانویی مدرسهچون ازمون داشتیم درس نخونده بودیم و قرار شد دبیرا هم ازمون نپرسن

خلاصه کلاس فیزیک که هیچی اما سر زنگ عربی انقدر خندیدیم که اشکمون در اومده بود

دبیر عربیمون اقای اسماعیلی برای نکته های درس شعر میگه اونم شعر نیمایی!!!

توجه تون رو به گزیده ای از شعر های اقا اسماعیلی جلب میکنم:

(ال)تنوین پرونه تنوین (ال)پرونه

مضاف هر دو پرونه!!!!!!!!!!!!!!!

ما هم که استاد اسکل کردن معلما

این اقا اسماعیلی ما کمی تا قسمتی مشنگ میزنه

مثلا موقع جزوه گفتن شونصد بار یه جمله رو تکرار میکنه بعدم میگه نقطه!ویرگول!برید خط بعد!

اومده بود سر کلاسو دوباره شعر گفت که بچه ها شروع کردن مسخره بازی یهو برگشت گفت:تازه من سر کلاس پسرا این شعرا رو براشون مداحی میکنم

بچه هام گیر دادن که اقا واسه ما هم بخونید

اونم گفت باشه به شرطی که ساکت باشین و سینه بزنین ما هم گفتیم باشه خلاصه این اقا اسماعیلی شروع کردن نوحه خوندن!!!!!!!!!!

ما رو میگی از خنده غش کرده بودیم

مریم بنده خدا انقدر خندید اشکاش در اومده بود

حالا امروز انقدر که بچه ها درس خونده بودن مخا همه عرور داده بود خل شده بودن

حیاط مدرسه امون خعلی بزرگه خعلی

یه قسمتی داره مث باغچه توش پر از درخته دور این قسمت رو شمشاد کاشتن یکی از تفریحات سالم ما اینه که همو پرت کنیم تو شمشادا!!!!!!!!

زنگ تفریح دیدم دوتا پا از توی این شمشادا در اومده و یه نفر داره فرار میکنه دیدم ا الهه سها رو انداخته توی شمشادا داره در میره

اقا منم دیدم نامردیه الهه داشت در میرفت سمت کلاس که منم شوتش کردم تو شمشادا!

خلاصه دیدم سها اومد هی میگه مریم برو

مریم بیا بریم

اخه من از شمشادا دور بودم

یهو شصتم خبر دار شد گفتم منو میخوای بندازی تو شمشادا نامرد

که یه لحظه برگشتم دیدم ده ها نفر توی شمشادا غوطه ور شدن!!!!!!!!!!!

نمیدونین که این سها ی عوضی همه رو انداخته بود تو شمشادا

یه شیلنگ خیلی بزرگ برا اب یاری این درخت مرختا زیر شمشادا بود که وقتی فایزه افتاد تو شمشادا موقع بلند شدن پاش گیر کرد و سه تا از پیچای شیلنگه باز شد

نمیدونین که نزدیک بود اب بببرتمون

حالا هر کاری میکردیم این پیچا جا نمی افتاد

سها هم ازاون موقعیت استفاده میکردو شیلنگو میچرخوند تو صورتمون خیسمون میکرد

خلاصه با هزار بدبختی این شیلنگ رو درست کردیمو فلنگو بستیم

دیگه خودتون تصور کنید من با چه موجوداتی همکلاسی ام

غم انگیز

اینکه مدام خودت را به دیگری یاد اوری کنی تا فراموش نشوی...

عجب غم انگیز است......!

ای خدا از دست این بابام

-

صبحانه چیست

صبحانه چیست؟

یک وعده ی غذایی که اصولا دهه هفتادی جماعت با ان رابطه ای ندارد

سطل اشغال

من نمیدونم چرا هدف گیری های من در هر جهت و سویی به هدف میخوره

 بجز جهت  سطل اشغال!!!!!!!!!!!!

چه حرفایی تو دل هامون

سلام

چند روزه دارم با خودم کلنجار میرم که این پست و بذار یا نه ولی الان به این نتیجه رسیدم که بذارم روز اول که این وبو زدم با خودم گفتم مطالبم بیشتر باید طنز باشه چون مردم ما به اندازه ی کافی غم دارن که دیگه من نخوام با موج منفی بدترش کنم ولی حالا میبینم که نمیشه نمیشه وقتی ازادی نباشه نمیشه نمیشه وقتی ازادی بیان ،ازادی عمل نداری. نمیشه که از خوبی و خوشی بگی وقتی خوب نیستی وقتی خوش نیستی

الان که میگم ازادی خیلییا فک میکنن که منم جزء همون دسته ام که ازادی رو فقط تو بی حجابی و مشروب خوری و این مزخرفا میبینم .....

نه .....ازادی این نیست.....

ازادی اینه که من هر دینی هر فکری هر نظری دارم به نظرتو(حتی اگه خلاف نظرم باشه)احترام بذارم

 

ازادی یعنی منه مسلمون به توی زرتشت احترام بذارم

ازادی یعنی این.......

یعنی چیزی که ما نداریم......

یعنی چیزی که تو کشور ما فقط اسم یه میدونه....همین و بس

ازادی که میگم نه این که فک کنی ازادی فقط دست دولته ها نه....

این ازادی رو من و تو میسازیم

من و توئی که اداعای دین داری میکنیم

من و توئی که دو ماه محرم و صفر رو عذاداری میکنیم من و توئی که از اسلام فقط حجاب(اونم مختص دخترا)ونماز و فهمیدیم ،که البته اونم درست نفهمیدیم...

اره درست خوندی من و تو. من و توئی که وقتی یه دختر و پسر رو توی یه کوچه خلوت با هم میبینیم هزارتا انگ بهشون میزنیم در صورتی که حضرت علی(همونی که ۵روز واسه اش عذاداری میکنی و هنوز نمیشناسیش)گفته وقتی دوتا نامحرم رو با هم میبینی اول هفتاد تا نسبت بهشون بده بعد بگو رابطه دارن.........

اره همین ما که هیچوقت غریزه های جنسی یه پسر رو در نظر نمیگیریم و فقط و فقط ازش میخواییم سالم زندگی کنه

هیچوقت از خودت پرسیدی اگه رابطه ی جنسی قبل ازدواج حرامه اینهمه صیغه توی دین واسه چیه؟

اهای با توئم با توئی که میگی نگهداری از سگ حرامه و از این مزخرفا تا حالا از خودت پرسیدی  چرا طرف به جای دوست سگ داره؟اره سگ داره سگ حرومه ولی سگ داره سگ داره چون با وفاتر از سگ پیدا نکرده

اهای با توئم با توئی که هر سال یه برنامه ی مکه و کربلا و مشهد تو مسافرت هات داری با توئم با توئی که محرم نذری میدی

با این نذری ها کیو گول میزنی؟

خدا رو؟امام حسین رو؟خودتو؟

اخه کیو؟کی هست که این خورشت قیمه ی تو دردی از درداش دوا کنه ؟

نذری بده بعد بگو چرا فلانی فاحشه شد چرا فلانی دزد شد چرا فلانی قاچاق فروش شد

اره ثواب داره میلیون میلیون نذری بده ولی وقتی کارگر شهرداری زنگ زد گفت اقا ماهیانه ما فراموش نشه ایفون رو بذلر و بگو برو بابا....

نذرت قبول

اهای با توئم تو که پشت ماشینت نوشتی یا زهرا

با تو که وقتی یه دختر بی حجاب تو خیابون میبینی انگار به قول خودت نجاسته باهاش طوری برخورد میکنی که که فک نکنم صهیونیست ها  با فلیسطینی ها برخورد کنن

اونوقت توقع اصلاح شدن هم ازش داری.........هه...

اهای با توئم مادری که ذوق دوست دخترای پسرت رو میکنی اما اگه دخترت دوست پسر داشته باشه گردنشو میزنی

تا حالا از خودت پرسیدی پسرا با کی دوست میشن؟

بازم بگم؟.......بازم بگم ازادی یعنی چی؟....بازم بگم یا فهمیدی؟؟

کاملا جدی

مریم

 

استعداد های من

من در حال متراژ فرش های خانه @-)

بابام درحال تماشای تلویزیون و یا خیمه زده روی اجیل ها:(tv)

من با صدایی فوق بلند همراه با احساس خوش صدایی(در این لحظات بنده در حال همزاد پنداری با ارمیا هستم)o|\~

;))

خونه ساکت

من

منم عاشق نازتو کشیدن صدای پاتو از کوچه شنیدن

بابام:

مریم%-( X-(

من:

باشه بابا

(حال میکنی چه قشنگ حرف همو میفهمیم)

\:D/

من با صدای ریز

برگی سویت ای جان کمتر زن شانه....

که یکباره اوج میگیرم و:

در حلقه ی مویت بس دل اسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییر است

بابام:

مریییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم

من باشه

واینگونه بود که استعداد های من ناشناخته باقی ماند...................

دقت کردین این روزا که مدرسه و دانشگاه تعطیله نت چقدر خلوته

کافیه دوباره مدرسه ها باز شه ببینین ملت چه هجومی میارن به نت

سوتی 92

اولین سوتی سال ۹۲ توسط من داده شده:

مهمون داشتیم

همگی نشسته بودیم پای تلویزیون کنترلم دست من بود

هی داشتم این کانال اون کانال میکردم

که یهو بابام گفت وایسا همین خوبه من هول کردم که بگم

نه خیلی بیخوده

یهو گفتم نه خیلی بیخمزه است!

دیگه تصور قیافه ی اهل منزل در اون لحظه با خودتون

ماهی های من

اغا من ۱۰ تا ماهی خریدم یکیش فوت شد

یکی دیگه از ماهی ها هم انگار جی افش بوده شوکه شده

الان تو کماست

هرچند دقیقه یکبار بهش شوک میدم

ولی حالش خرابه

اومدم جنازه ماهی مرده رو بردارم خودشو میزد به در و دیوار میگفت نه

خلاصه الان یه وضعیتیه تو اکواریوم

نگران ماهی دختره ام یعنی میتونه فراموشش کنه؟

دقت کردین؟

هر روز خیلی تیپ میزنی هیچکس رو  نمیبینی ولی کافیه یه روز تیپ گلابی بزنی هر چه اشنائه جلوت سبز میشه

ارزو ها

خدایا ازت ممنونم که ارزوی سال تحویل پارسالم شده خاطره ی امسالم

ایشالا که امسالم اینجوری شه


یا مقلب قلب من در دست توست

یا محول حال من سرمست توست

کن تو تدبیری که در لیل و نهار

حال و قلب من شود همچون بهار


بچه ها ارزوهای سال تحویل امسالتون رو تو کامنتای این پست بنویسین

تا همه برای هم دعا کنیم

واگر کسی هست که ارزوی پارسالش خاطره ی امسالشه بگه لطفا


با تچکر

مریم ادمین

زمین گرده

اینجا زمین است

ای توئی که منو دور زدی!

فردا که به خودم برسی حال و روزت دیدن داره

گذشته

هرگز به گذشته ها برنگرد

سیندرلا اگه برای برداشتن کفشش برمیگشت هیچ وقت پرنسس نمیشد

مامانم

من به این نتیجه رسیدم که اگه اتاقم رو به بالای پشت بوم هم انتقال بدم و فقط خودم باشم و کامپیوترم باز مامانم میاد تو

و یه چیزی لازم داره

ما نمیریم

اخی بمیرم فردا باید بری مدرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ما نمیریم تعطیلمون کردن

سوز به دلت

یهوووووووووووووووووهوهو

شاهین

یه شاهین نامی بود میومد اینجا چرت و پرت میگفت

سوالم اینه کجاست الان؟

رفته افق؟

پسته

شای باورتون نشه

شاید باورتون نشه ولی من امروز در حضور همه ی بچه های مدرسه

یدونه پسته خوردم

سها هم یدونه خورد

دعا

بنده ای به خدا گفت

اگر سرنوشت مرا نوشته ای پس چرا دعا کنم؟

خدا گفت

شاید نوشته باشم هر انچه دعا کند....

کار یا....؟

اغا ما میومدی کار کنیم ۹۰ درصد وقت صرف کارای متفرقه میشد

از قبیل:

رقصیدن

و

 

رقصیدن

و

رقصیدن

بازم

رقصیدن

به مامانم میگم مامی دستم درد گرفت بسکه شیشه پاک کردم مامی میگه از شیشه پاک کردن نیست از رقصیدنه

 

من زنده میشه کلا زمانی که میرقصم

روحم شاد میشه خوووووووووو

شرمنده

اهای همه ی اونایی که

التماس دعا داشتید هر کی اومد اتاق منو مرتب کرد بیاد اتاق شما رو هم مرتب کنه

باید بگم من خودم شخصا کمر همت رو بستم واتاقم رو مرتب کردم شما هم برید یه فکری به حال خودتون بکنید

تیمارستان روانی عالمه!

وای

واقعا چرا اسم مدرسه ی ما رو گذاشتن نمونه دولتی عالمه؟

باید میذاشتن تیمارستان روانی عالمه یا چاله میدون یا زورخونه

دیوانه ان این بچه های ما

امروز زنگ اول که امار بود بچه ها همه داشتن چرت میزدن

و زنگ دوم که با شاندل داشتیم من و سها تصمیم گرفتتیم که حرف نزنیم و نزدیم

و زهرا و فائزه دیر اومدن شاندل گیر داد که باید وایسید سر پا این بنده خدا ها رو نصف ساعت نگه داشت سر پا

ما هم هر چند دقیقه یه بار بر میگشتیم به اونا نگاه میکردیم و هر هر میخنیدیم

خلاصه زنگ تفریح دوم بود که من دیدم چون سر کلاس شاندل ساکت بودم و کرم نریختم الان کرمام داره ول ول میکنه گفتم چکار کنم چکار نکنم که یادم افتاد یه روز سها منو خیس کرده ولی من خیسش نکردم

دست پریسا رو کشیدم گفتم بیا بریم

فائزه داشت لقمه میخورد از دستش پلاستیکشو گرفتم

و رفتیم پر ابش کردم بعد سها داشت قدم میزد که گفتم سها سها برگشت یه پلاستیک اب خالی کردم روش و در رفتم چون میدونستم الانه که قورمه سبزی شم

دیدم خبری از سها نشد اومدم بیرون که دیدم سها داره دنبالم میگرده اومدم فلنگو ببندم که دیدم سها افتاد روم لامصب مثل خرس میمونه نمیتونستم تکون بخورم خلاصه سها افتاد رومو دیدم انسیه اومده داره پامو میگیره گفتم حتما میخوان سوزنی چیزی بزنن به پام دیدمانسیه بند کفشمو باز کرد  و سها مثل جت کفشمو برداشت در رفت حالا این وسط خانوم عظیمی داشت از من عکس میگرفت!!!

بعد من رفتم دنبال سها که کفشمو ازش بگیرم دیدم کفشمو پر از اب کرده گذاشته بالای دروازه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نمیدونین که کفش نبود که شده بود دریاچه ارومیه انقدر توش اب بود

روانی

خلاصه ترتیب انسیه رو دادم جامدادیشو پر از اب کردم

بعد رفتیم ورزشگاه که امتحان دراز نشست داشتیم من داشتم میشماردم به هر کی ۴ ۵ تا اضافه میکردم

بعد اومدیم دیدم وای انسیه جامدادیمو پر از اب کرده

بعد رفتم کیفمو دادم به خانوم محمودی

و اومدم تمام وسایلاشو ریختم کف کلاس که یادم رفت کاپشنمو بردارم اومدم دیدم عوضی با کفش روی کاپشنم مهر زده

دیگه منم گفتم بیشتر کشش بدیم دعوا میشه بیخیال شدم

ولی من یه پدری از این سها در بیارم که محمودی به حالش گریه کنه