سلام و صلوات بر محمد و آل محمد...(پست ثابت)










سلام آقام
سلام سرورم
سلام سالارم
سلام سردارم
سلام امیرم
سلام مهدی فاطمه
سلام ای دیده ی نور آل طه
دلم تنگ است
در این غربت که نامش زندگیست
زندگی
یه کلمه 5حرفی
دلیل زنده ماندنم کیست؟
ای تو صاحب جانم
تو خودانی
مهدی
بهترین دلیل زندنگانیست
پس
از تو خواهانم
حتی اگه شده گوشه
چشمی میان
خواب
و
بیداری
رخ گسارش را بده
نشانم
چرا که
دل تنگ روی گل
ارباب است...


یا سلام خدمت شما
همه دوستان مهربونم از همتون ممنونم
که با نظرات عالی تون منم راضی کردین که وبلاگمونو
حذف نکنم 
امیدوارم بهتر از قبل باشم...

سلام خدمت شما دوستان گلم
بنظرتون من این وب رو حذف کنم بهتر نیس؟؟؟
لطفا نظراتتونو بهم بگین ممنون!
منتظرتونم..
خدایا خسته ام ... از این زندگی ... از این دنیای به ظاهر زیبا ...
از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا ...
خسته ام ... از دوری ...از درد انتظار از این بیماری نا علاج خسته ام
از این همه دروغ و نیرنگ خسته ام ...
آری پروردگارم از این دنیا خسته ام از آدم هایش
از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام ...
پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت در میان دل مردم نیست چرا قطره ای از
عشق در چشمان بنده هایت نیست همش دروغ پیدا است همش نیرنگ پیدا است ...
دیگر دست محبتی در میان مردم نیست
دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست سفره ی دل مردم همش دروغ
است ... به ظاهر پاک و صادقانه است ... ای خدایم ای معبودم خسته ام ... کو
زندگی پاک و مقدسانه ... کو دست عشق و محبت ... کو سفره ی وفا و
صداقت ...همه رفته اند و نیرنگ مانده است من خسته ام ...از این همه
بی وفایی ...از این همه درد انتظار ...از این همه حسرت ... از این همه اشک ... از این
همه ناله و فغان ... خسته ام ... آری ... خسته ام ... از دست خودم خسته ام از
دست این زندگی که برایم سیاه بختی آورده است خسته ام ...
از دست همه خسته ام...
از دست روزگار بی معرفت از دست مردم بی معرفت ... ای خدایم دیگر از
زندگی سیرم ... از خودم سیرم ... از دنیا سیرم... ای خدایم گوش کن صدایم ...
من خسته ام...
خدایا کمکم کن خیلی وقته تنهام


تولد تولد تولدم مبارک ای وای یادم رفت...ببخشید اول نوشته پایینیم بعد اولی


سلام دوستان عزیزم خوبین؟؟؟
منم خوبم مرسی ،
تولدمه 
دلم خواست بیام واینجا خوشیمو باهاتون درمیون بذارم آخه همش
نمیشه که از غم وغصم بگم درسته؟؟؟
الهی قربونتون که هستین و بهم خوشحالی میدین




و از اینجام باید تشکر کنم از اون دوستای عزیزجونم که پیشاپیش
بهم تبریک گفتن همتونو دوست دارم

بابا چه خبره به خودت بیا بسه دیگه اینارو به خودم میگفتم نشستم بعدظهر بهش فکر کردم دیدم نه هیچ جور نمیتونم ازش بگذرم اما آخه بعد گفتم اما آخه نداره که بکم فک کن ببین ارزششو داره؟
فکر کردم دیدم:
اگه بذارمش کنار درسته میتونم اونجور که دلم میخواد بپوشم و برم بیرون با دوستام بدون شنیدن حرفاشون که بهم کنایه بزنن.
اما اگه ام ازش بگذرم خب جواب خدارو چی بدم اونهمه قول و قسم چی میشه دیدم نه دومین بهترینه و تصمیم گرفتم همون چادرمو بکنم سرم.
درسته عید نزدیکه و بازار پر میشه از مانتو و شالهای شیک و قشنگ اما بعد فک کردم دیدم نه نمیشه من نمیتونم اسباب گناه بشم همون چادرمو که منو دوست داشتنی کرده پیش خدا من که همیشه قرب خداس پس بهتره به گفته های خدام عمل کنم
دو روز خوشی این دنیارونمیتونم بخرم تا اونیکی دنیامو بفروشم ببخشید دوتان بله من چادری کلاغ سیاه امل زن70ساله هستم من عاشق راه و رسممادرم فاطمه ام..
و ها اینم بگم ما الگوی امروز مادر فردا و خدا بخواد مادربزرگ های نسل آینده ایم چطور میخوای خاطراتتونو برا بچه هاتونو نوه هاتون تعریف کنین


وااااااااااااای به روزی که بخوایین خاطرات عمل دماغ و پروتزلباو تاتوی ابروهاتونو بگین حیف نباید آخرو عاقبت شیعه ها گفتن کلمه ی حیف و متاسفم باشم چون خدامون موقع آفریدن به خودش احسنت گفت

اما من متاسفم ای دختر ایرانی که باتو یک نفس را میکشم حالم بهم میخوره از اینکه دختری باشم تا مردی بانگاه به من شهوت رانی کند
متنفرم زمانی از دختر بودنم که حتی بعضی مرادمون بلانصبت شماها حرمت چادر مادرشون فاطمه رام نگه نمیدارن متاسف