روز پدر

روز پدر مبارک...

واسه باباتون چه مارک جورابی خریدین؟

وطنی

اخرین پیام ماهواره امید:شمه سواد دله برینم من گوم بویمه
::
::
تعارف مازندرانی ها برای نگه داشتن مهمان:
جان من شلوار ره در بیار
::
::
“مردم کیجائون شی بکردنه بوردنه ته هی بخس”
جمله مادران مازنی هنگام بیدار کردن دخترانشان


::
::
حضرت عباسی نتومبه
به ارواح مه پیر نتومبه
خدا سر شاهده نتومبه
مه لینگ باخوته
(اصرار یک مازندرانی در عروسی برای نرقصیدن)
::
::
مبل سر نیشتى: پیته لمه ره یادنکن
سرمایه داربیى: فقیرى ره یادنکن
زبون خارجى یادبیتى: مازرونی ره یادنکن
چهارنفر رییس بیى: گت و کچیکى ره یادنکن
ته وضع خاره ،ارباب بیى: شه رعیتى ره یادنکن
ته کت وشلوارنوبیه: احوالپرسى ره یاد نکن
وقتى که راحت مجنى: لینگ تلى ره یادنکن
آلو طلایى خرنى: ترش حلى ره یاد نکن…
::
::
شی خواخر چیست؟
موجودیست فضول، عصبی، حسود و شغل اصلی این موجود دلالی است
متخصص به هم زدن رابطه برار و برارزن
و بعد از موفقیت میگه “وه مگه چیشی بتمه ”
::
::
گوجه خرش چیست ؟
نوعی پیتزای محلی که خاصیت خاویار دارد و هفته ای ۲بار در سبد خانواده ها قرار میگیرد و فرزندان با جمله ” پاره بییمه جان مار” از مادر خود تشکر میکنند !
::
::
“درکه دواش تره کاشن بیاره”
جمله ای که دختران مازنی پس از جواب رد به خاستگار خوب از مادرشان میشنوند
::
::
مازندرانی میره دکتر,دکتر میگه بفرمایید مشکلتون چیه ؟
میگه : اتا مدته که دچار بی تفاوتی بییمه!
دکتر: میشه بیشتر توضیح بدید.
مازندرانی : مثلا الان ته دری مه جا حرف زندی من تره بوق حساب نکمبه!
::
::
واکنش مردهای مازنی در برابر رنگ شدن موی خانمشان:
ته اون خی کله ره تخت سر بشورن
سر دله ره بری بوردی
::
::
آخرین امید مازندرانی ها برای سیر شدن:
رندی دنیه؟
::
::
نماز می خونی؟ میگه عادت ندارمه.
روزه گیرنی؟ میگه طاقت ندارمه.
افطار و سحر خرنی؟ میگه اره انده دیگه کافر نیمه !
::
::
اتا مردی بورده جنگل بدیه دار لاپه دتا گته چش دیاره
باته ته ببری ؟ باته نا!
باته پلنگی ؟ باته نا!
باته شالی ؟ باته نا !
باته چشی هسی؟ باته کامبیزمه کامبیز !
باته ته چش چنده گته ؟!
باته کندس بخردمه مره گی دماسه !
::
::
مادر:
وچه ته قِربون ۵ دقیقه شومبه تا مش رقیه سره
نیم ساعت به نیم ساعت لوبیا پته ره هم بزن… خااااا
::
::
“خی کته برو اینجه بوینم ته کنه کته هسی”
اوج صمیمیت و محبت مازندرانی ها هنگام برخورد با کودکان فامیل جهت شناسایی آنان !
::
::
رفق تسه چی جور بیتاب بییمه
خسه بلبل دل کباب بییمه
مثل کویر تسه لاب لاب بییمه
تسه مثل رنگ شراب بییمه
::
::
عربیم خوب نیست ولی (انت فی قلبی)
انگلیسی زیاد بلد نیستم ولی (i love you)
فارسیم لهجه داره ولی (دوستت دارم)
ولی مازندرانیم قیامته (گج لوچتم )
::
::
دوران نامزدی: مه جان در بوره من ته جا مریض بووم!
سال اول ازدواج:عزیز دکتر بوریم !
سال دوم:چنده ته مریض بونی !‍
چند سال بعد:سقد نوونی ته دست جا راحت بووم…!
::
::
لاکسری سما چیست ؟
صحنه ی دیدنی بعد از گرفتن یارانه ها در منزل مازندرانی ها
::
::
میتسوبیشی چیست؟
دختریست اهل ژاپن به نام “میتسو” که شوهر ندارد
::
::
مازندرانیه ساعت میخره رفیقش ازش میپرسه:
ساعت چنده؟
میگه :
اسا انده بپرس تا وره خراب بکنی !
::
::
چش چرون چیست:
فردی است که در عروسیها هی داد میزند:
زنانسه پلا بیارین !
::
::
انواع خوشامدگویی زنان به شوهرانشان:
زن تهرانی: سلام عشق من
زن آذری: خوش گلدی
زن کرد: خوش آتی آقا
زن مازندرانی: یا حضرت عباس ای بیمو
::
::
معلم : ۱۰ تا سیب داریم ، من ۹ تاشونو میخورم
حالا چندتا سیب میمونه ؟
بچه مازندرانی : چی موندنه؟ همون اتا ره هم شه بخر !
بدبخت سه نخرده گدا سگ !
::
::
اتل متل گزنه
مه دل تسه لرزنه
اتل متل ترش آش
مواظب خودش باش
::
::
کاش کلاجی بودم روی پرتقال دار خانه شما شه بی خد قار قار میکردم تو برام چو کفتل میکردی من فرار میکردم میرفتم بالای کمل کوفا
بعدش تو با رزین مرا میزدی جر میکفیدم و در کشه تو میمردم
::
::
در بینج کیسه عشقت نیم دونه ای بیش نیستم
بی وفا مرا شل نپج
::
::
هیچ گوهی نوونی چیست؟ نوید آینده ای مبهم از سوی والدین مازنی به فرزندان
::
::
واکنش زن نسبت یه چهره ی عصبانی شوهرش :
زن تهرانی : این قیافتو خیلی دوست دارم عزیزم
مازندرانی : هه! چچیه ؟ ته پیره بکوشتمه ! سگ موندنه ! مه شانسه !
::
::
اتا لاقلی عشق تقدیم به ته
عشق مال ته
فقط لاقلی ره بشور بیار مردمشنه
::
::
تره لاب زمه چیست؟ضربه شدید روحی که یک مازندرانی قبل از دعوا به حریف وارد میکند
::
::
شکسپیر میگه : یا به اندازه ی آرزوهایت تلاش کن یا به اندازه تلاشت آرزو کن.
ترجمه مازندرانی :
نتوندی * بخری *خواری نکن !
::
::
جمله ناب مازنی:
رزین محبتت میچکای دلم را پتکا کرد
::
::
ریکا دوبیر چیست؟ دستور تهاجمی یک مازندرانی برای گرفتن نذرى
::
::
شه شناسنامه شه کارت ملی ره بیاربانک ته اسم دس چرخ دکته
::
::
محتویات یخچال:
اتا مشما تربچه . اتا سرخ سطل ترش ماست . قرص تاریخ بگذشت . ترش پتخال .دیشو بمونس آبگوشت . گدببای دندون مصنوعی . شربت معده سر بکشی . یخچال در کش بروسلی عکس . تازه قفل هم کننه !
::
::
در زندگی مثل “خی ” باش تا مشکلات را مثل “لم‌” کنار بزنی و در مسیر ترقی “فس ” کنی و بری
::
::
نیسان سایپا با ۲ تن پِرتقال مِره بزو نکوشته ولی
تِه معرفت مره بکوشته
::
::
توریست:
hello،can you help me
مازندرانیه میگه من که نفهمسمه ته چچی بتی ولی محض احتیاط شه خی ته ببا هسته
::
::
روستاییه میره بهشت میبینه خیلی سرسبزه میگه:
مه گردن بشکنه چه گسون ره نیاردمه !
::
::
لقمان حکیم را گفتند ادب از که آموختی؟
گفت:
بیچاره هاکردنی مره، غلط هاکردمه، ولاکنین
::
::
اینجا مازندران عرق سوز بیمی و ای درمی نشا کمبی…i love u pmc

از قدیم گفتن : دهن مردمو نمیشه بست!
.
اما خب صاف که میشه کرد؟!
گِلم میشه گرفت البته!!
تازه ميشه جفت پا رفت تو سی و دوتا دندونشون!!!

پ  اينم نقض حرف  قديميا والا ب غرعان گور باباهه حرف مردم قابل توجه بعضيا. . .

ایام امتحان در ایران

ایام امتحانات, فصل امتحانات, امتحانات دانشجویان

حوادث

دختر دانشجوی بدبخت سوار ماشین مسافر کش شده بردنش تو بیابون چند نفری بهش تجاوز
کردن، حالا خبرنگار داره با مامور نیرو انتظامی مصاحبه می کنه، میگه به نظر شما
چیکار کنیم که دیگه شاهد اینجور حوادث نباشیم؟ مامور میگه دانشجوهای دختر سعی کنن
مسیر رفت و آمدشون رو طوری انتخاب کنن که با بیابون فاصله داشته باشه!! :|

مصاحبه جنجالی با یک دو جنسه !  از دست ندین!!

نامش علیرضاست و فامیلی مستعارش امینی. نمیدانم مشهدی است یا زاهدانی. فقط میدانم که بین دوستان نزدیکش به دو جنسه معروف است. با او در یک کافیشاپ در مشهد قرار میگذارم. چون مطالبم را در روزنامه میخواند، اعتماد میکند و میگوید که حتما میآید. قول میدهم از او عکس نگیرم. وقت انتشار مصاحبه همزمان شد با سفرش به کربلا. خودش الان آنجاست و من این مصاحبه را منتشر میکنم :

+چند سال داری؟

متولد ۶۸ هستم.
+تحصیلاتت چقدر است؟
فوق دیپلم کامپیوترم را دارم میگیرم.
+در دوران تحصیل مشکلی نداشته ای؟
نه.
+کسی اذیتت نمیکرد؟
آن موقع کسی نمیدانست وضعیتم چطور است.
+یعنی از همه پنهان کرده بودی؟
بله!
+خانوادهات هم نمیدانستند؟
نه! هنوز هم نمیدانند.
+چرا؟
فکر نمیکنم واکنش جالبی نشان بدهند.
+الان به چه شغلی مشغول هستی؟
در یک شرکت هواپیمایی کار میکردم و یک سایت خدمات هاستینگ دارم.
+در آنجا مشکلی ندشتی؟
نه! تا به کسی نگویی، برایت مشکلی پیش نمیآید. عده کمی از اطرافیان از این ماجرا اطلاع دارند.
+درآمدت از آن راه خوب است؟
بد نیست. تقریبا هر سال میتوانم ماشینم راعوض کنم و یکی بهترش را بخرم.
+تا به حال دستگیر نشدی؟
نه!
+مشتریهای خاص داری یا هر کسی را می پذیری؟
نمیتوانم خودم را تابلو کنم. فقط با چند نفر هستم. اینجوری با امنیت خاطر بیشتری زندگی میکنم.
+گروهی کار میکنی یا انفرادی؟
خودم هستم و خودم. گفتم که هر چه بی سر و صدا کار کنی، برای خودت بهتر است.
+از کی به این کار مشغول هستی؟
حدود ۴ سال پیش.
+چرا زودتر وارد این راه نشدی؟
خب آن زمان به پول نیازی نداشتم. اما بعد از مدتی احسا کردم باید زندگیام را تکان بدهم.
+از نظر روحی، مشکلی پیدا نکردی؟ یعنی عذاب وجدان نداشتی؟
به آن فکر نمیکنم. گاهی چیزهایی در ذهنم میآید، اما سعی میکنم خودم را مشغول کاری کنم تا سرم گرم شود. ترجیح میدهمفکر نکنم.
+مشتریهایت بیشتر چه کسانی هستند؟
مختلف هستند. بیشتر سنشان بالاست. پیرزن هم بینشان هست.
+عجیبترینشان کدام است؟
چند نفر از آنها هنرپیشه هستند.
+واقعا؟
یکی از آنها حتی الان در یک سریال هم بازی میکند.
+عجیب است! نگران نیستند که تو زمانی آنها را لو بدهی؟
ما با هم دوست هستیم. به این چیزها فکر نمیکنیم.
+همه پولهایی که در میآوری را خرج میکنی یا حساب پسانداز هم داری؟
در هیچ بانکی حساب ندارم.
+چرا؟
برای امنیت خودم. نمیخواهم اگر فردا اتفاقی افتاد، بپرسند این همه پول را از کجا آوردهای.
+فکر این نیستی که شغلت را عوض کنی؟
نه! درآمدم خوب است. به زودی آزرا میخرم، میتوانم برای خودم زندگی کنم، بدون این که منت کسی را بکشم.
+الان چه ماشینی داری؟
یک ۲۰۶ قرمز ماتیکی دارم.
+ازدواج نمیکنی؟
کی به من زن میده؟
+یعنی شوهر میخواهی؟
نه! اما ازدواج توی این شرایط اجتماعی، زیاد عاقلانه نیست.
+یعنی چی؟
یعنی الان خانوادهها با هم وصلت میکنند تا آدمها. خانوادهها باید همدیگر را بپسندند، نه دختر و پسر. البته خانوادهها مهم هستند، اما نه تا این حد!
+تا به حال کسی درباره ازدواج با تو صحبت کرده؟
بله، ولی بهش فکر نکردم. چون نمیخواهم ازدواج کنم. به کارم لطمه میزند.
+تا کی میخواهی ادامه بدهی؟
تا هروقت که دستگیر شوم.
+چرا دستگیر شوی؟
خب کار من جرم است. زندان و اعدام دارد.
+چه کسی این را به تو گفته؟
هه میدانند. یکی از دوستانم را به همین جرم گرفتند و اعدام شد.
+چه زمانی این اتفاق رخ داد؟
۲ سال قبل.
+اقدامی نکردید؟
چه اقدامی باید میکردیم؟ قانون میگفت که باید اعدام شود.
+کجای قانون چنین چیزی را نوشته؟
یا از مرحله پرت هستی، یا داری من را دست میاندازی…
+چرا یک دوجنسه را باید اعدام کنند؟
او دوجنسه نبود.
+پس چرا اعدام شد؟
چون حمل ۱۲ کیلوگرم شیشه، جرم سبکی نیست.
+به خاطر حمل موادمخدر اعدام شد؟
آره! چیزی که دیر یا زود سراغ من هم میآید.
+مواد مصرف میکنی؟
خودم نه! اما خب وقتی برای مشتریها میبرم، گاهی مقدار زیادی همراهم است.
+یعنی مواد هم به مشتریها میرسانی؟
خب کارم همین است.
+ولی به من گفتند دوجنسه هستی. پس توی کار مواد هم هستی؟
کار اصلی من مواد است.
+یعنی دوجنسه نیستی؟
چرا! هستم.
+پس با مواد چه کار داری؟
خب من فقط دو جور جنس میفروشم. تریاک و شیشه. برای همین به من میگویند «دو جنسه». برای این که تخصصی فقط روی همین دو قلم جنس کار میکنم. مثل بقیه نیستم که هر کوفت و زهرماری را بفروشم. مثلا ماده مخدری که در سالهای اخیر به بازار مصرف ایران راه پیدا کرده، بر خلاف کراک خارجی از مشتقات هروئین است و قاچاقچیان این اسم را برایش گذاشتهاند. چیز مزخرفی است و من نمیفروشم…
+ مصاحبه گر :
چرا رفتی؟ اوهوی…! حداقل بگو مصاحبه ام کجا چاپ میشه… آهای یارو…. عوضی نفهم! وقتم را الکی گرفت

یلدا مبارک

اگه ٢١ دسامبر دنيا نابود نشد  اسم "نوستر اداموس" رو به "ناصر بيناموس" تغییر میدیم :|

سناتورای موافق دسا بالا..

صد دانه یاقوت همرنگ خونت با نظم و ترتیب یکجا تو کونت هر دانه ای هس خوشرنگ و خونی یلدات مبارک ای بچه کونی..

تبریک یلدا بود مثلا

این زندگیه؟

زندگے یعنی بازے ...
سه ،בפּ ، یڪ … سوت داور...


بازے شروع شـב!!!


בפּیدے ، בست פּ پا زدے ، غرق شـבے ،


בل شکستے ، عاشق شـבے


بے رحم شـבے ، مهرباטּ شـבی… بچــﮧ بوבے ،



بزرگـ شـבے ، پیر شـבے


سـפּت בاور


بازے تمام شـב... زنـבگے را باختی ...


اشڪاتـפּ پاڪ ڪن


همسفر گاهـے بایـב بازے رو باختـ

اما اینو یاבت باشـــﮧ باز میشــﮧ زنـבگے رو ساختـ ..... زندگے یعنی بازے ...
سه ،בפּ ، یڪ … سوت داور...


بازے شروع شـב!!!


בפּیدے ، בست פּ پا زدے ، غرق شـבے ،


בل شکستے ، عاشق شـבے


بے رحم شـבے ، مهرباטּ شـבی… بچــﮧ بوבے ،



بزرگـ شـבے ، پیر شـבے


سـפּت בاور


بازے تمام شـב... زنـבگے را باختی ...


اشڪاتـפּ پاڪ ڪن


همسفر گاهـے بایـב بازے رو باختـ

اما اینو یاבت باشـــﮧ باز میشــﮧ زنـבگے رو ساختـ .....
+دلم واسه قدیما تنگ میشه میام اینجا یادش بخیر... هی جوونی!

دردمو به کی بگم...؟

میگن اون دنیا خانومایی رو که این دنیا با ساپورت کلی دلبری میکردن و خون به دلِ ملت میکردن 

رو یه راس میفرستن جهنم تا ابد باس اونجا با شلوار کردی بگردن :))

طبق قراردادی بین فیس بوک  عزیز و سازمان تامین اجتماعی به اونایی که حدقل سه وعده در روز میان فیس بوک عزیز بیمه بیکاری تعلق میگیره :|