روزگار...
اینبــار کــدام سازت را کوک کــرده ایی

بـرای عـاشقـی ، نـباید یـک شخصِ مـتفاوت را دوست داشت …
بـلـکه بـایـد
یـک شـخـصِ عـادی را مـتـفاوت دوست داشـت …

♥میدونے؟؟♥
♥رژ رنـــــگـے زدن خیلی قشنگه...♥
♥اماقشنگه واسه وقتے که عشقت بخواد لباتـــــ رو ببوســـــه♥
♥پیرهن کوتاه عــروسـکے پوشیدن خیلے قشنگه♥
♥اماوقتے عشقت ازبیرون میاد وخستست وبادیدنت تواون لباس♥
♥خستگے یادش میره...♥
♥موهاے بلند قشنگه...♥
♥وقتےقراره عشقت نازشون کنه وببوسه...♥
♥قشنگه که خودتولوس کنی ودلبرے کردنوبلد باشے...♥
♥فقط یادت باشه براے عشقت کسے که بهش تعلق دارے♥
♥نه همه ے پسراے دورت♥
♥ســـــلامتے هــــمه دخترایــــے کہ هـــمه وجــودشـون مــــالـــــه یــک نفـــره♥

هــــــــیــــــس
اگـــــــه مـــــــال مـــنــی
اجـــــازتـــم دســـت مــنـــه
هـــمــه چـــیــزتــم مــال مـــنــه
پــس چــروک پـــیــشـونـیـتــم مــال مـنـــه
تــنها جــایـی کـه بـهـت اجازه میـدم نـاراحـت شــی
زیـــر تــابــوت مــنــه
پــس فــقــط بــرام بـخــنــد!!!!
هیچ مدرسه ای بالاتر از تجربه نیست !
افسوس ،
شهریه ای گران دارد ...
.
.
.
.
.
.
عمر....!


آسمان را ديدی؟
آسمان هم ديشب مثل چشمان گل خاطرهام قرمز بود.
آسمان سرخ ولی بیاحساس.
آسمان! درد مرا میفهمی؟
آسمان! اشک مرا میبينی؟
آسمان دل من غرق دررنگ غم است.
آسمان دل من رنگ يک خاطرهاست.
آسمان دل من ، رنگ اشک دل تنهای من است.
آسمان! درد مرا میفهمی؟
کاش باز هم امشب اين دل خاکی من از زمين پر بکشد.
و مرا تا پرواز و مرا تا تنها و مرا تا اوج خيال تک و تنها ببرد
آسمان را ديدی؟
آسمان زيبا بود.
آسمان درد مرا میفهميد. آسمان اشک مرا هم میديد
آسمان سرخ از درد و غم است
آسمان ! درد تورا میفهمم
آسمان ! اشک ترا میبينم...
که روز تولدم رو کسی یادش نبود...
ولی اینم میگذره...
بیخیال...
"تولدم مبارک باشه"

ﺗـــﻮﻟﺪﻡ ﻣﺒــﺎﺭﮎ ﻧﻴـــﺴﺖ...
ﺩﻟـــﻢ ﮔﺮﻓــــﺘﻪ ﻏﻤﮕــــﻴﻨﻢ...
ﻫـــﻮﺍﯼ ﺧﻮﻧــــﻪ ﺩﻟﮕﻴــــﺮﻩ...
ﺗـــﻮﺭﻭ ﺍﻳـــﻨﺠا ﻧﻤﻴــــﺒﻴﻨﻢ...
ﺗـــﻮﻟﺪﻡ ﻣﺒــــﺎﺭﮎ ﻧﻴــــﺴﺖ...
ﺷﮑـــــﺴﺗﻪ ﻗﻠـــﺐ ﺩﺍﻏــــﻮﻧﻢ...
ﺗــــو ﻧﻴــــﺴﺘﯽ و ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﻳــــﺖ....
ﺧﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﻣُــــــــــــﺮﺩﻩ ﻣﻴــــﺪﻭﻧﻢ....

"مهسا جونم"...
اینم کیک شکلاتی...فقط مال خودته...نوش جونت...
چقدر فــرق داشـــتیم مــن و تو !!
همه را کنار زدم تا به تــــــو برسم ..
مرا کنار زدی تا به همـــــــه برسی !!
به تو که فکر می کنم
بی اختیار
به حماقت خود لبخند می زنم
سیاه لشکری بودم
در عشق تو
و فکر می کردم بازیگر نقش اولم ...

خاطرش از همه چيزت بگذري...از غرورت...از خوشيات...حتی از زندگيت...حاضری برای
اينكه او راحت باشه...شاد باشه...خسته نشه...ناراحت نشه...غصه نخوره...هر كاری
بكني....خودت عذاب بكشی ولی گريه شو نبيني...حاضری هر كاری كنی تا فقط يه لحظه بهت
نگاه كنه و با اون چشمايی كه ازش شيطنت و مهربونی ميباره صدات كنه...وای كه چه روزايی
گذشت كه به خاطرش غصه خوردي...گريه كردي...از نامهربونيهاش...بی وفايی هاش...غرور
بيجاش...دلت شكست ولی به روی خودت نياوردي...هر چقدر او نامهربونی كرد تو مهربونی
كردي....هر قدر ناز كرد نازشو كشيدي...به خودت می گفتی وقتی از محبت و صداقتم مطمئن
بشه همه چيز خوب ميشه...چه روزايی كه به اميد ديدنش گذروندي...و چه شبايی كه از غصه
ی دوريش تا خود صبح بی صدا اشك ريختي...ولی راستش هر آدمی يه ظرفيتی داره...وقتی از
حدش بگذره ديگه محبت كردنم بی معنی ميشه....گاهی وقتا انقدر به يكی خوبی می كنی كه
ديگه فكر می كنه اين مهربونيا وظيفته...اونوقته كه يه چيزی ته دلت می شكنه...انقدر جواب
مهربونياتو با نامهربونی ميده...انقدر در جواب لبخندت اخم می كنه ...و انقدر احساس و فكر و
قلبتو به بازی می گيره كه كم كم حس تو عوض ميشه...دوباره غرورت واست مهم
ميشه....ديگه
حاضر نيستی به خاطرش غرورتو خرد كني....ديگه از ديدن اشكاش كلافه نميشي....ديگه با
نگاه كردن به چشاش دلت هری نمی ريزه پايين...ديگه نازشو نمی كشي....آره....ديگه ديدنش
واست رويا نيست...ديگه از تماس دستاش و حس حرارت بدنش احساس خوبی نداري....ديگه
از دوريش غصه نمی خوري...حالا می فهمی كه چقدر از لحظه ها و روزاتو به خاطرش حروم
كردي...و حسرت ميخوري....چون ديگه دوسش نداري....آخرش هم جدائی ...... آخه
چرا ..........چطورفراموش کنم.........حالا دیدی و شنیدی وفا را؟؟
ازش ﺑــﭙــﺮﺳــﻪ ﮐــﺠـﺎﻳــﯽ؟؟؟ﮐــﺠــﺎ ﻣﻴــﺮﯼ؟؟؟ﮐــﯽ ﻣﻴـــﺎﯼ؟؟؟
ﺯﻭﺩ ﺑـــﺮﻭ ﺧــﻮﻧــﻪ ! ﺭﺳــﻴـﺪﯼ ﺯﻧـﮕــــ ﺑـــﺰﻥ !!
ﻫـــﻮﺍ ﺳـــﺮﺩﻩ ﻟــﺒـﺎﺱ ﮔـــﺮﻡ ﺑـﭙـــﻮﺵ ..
.ﺗـــﺎ ﺩﻳـــﺮ ﻭﻗﺘــــ ﺑـــﻴـﺪﺍﺭ ﻧــﻤـــﻮﻥ ...
ﺣــﺘـﯽ ﺑــﺎﻫـﺎﺗــــ ﻗــﻬــﺮ ﮐـﻨـﻪ ﺑـﺎﻫــﺎﺵ ﻗـﻬــﺮ ﮐﻨﯽ ...
ﻧـــﺎﺯﺕ ﺭﻭﺑــﮑـﺸـــﻪ !ﻧـﺼـﻔـﻪ ﺷــﺒـﯽ ﺑـﻬـﺘـــ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱﺑـــﺪﻩ ...
ﺑــﺪﻭﻧــﯽ ﺗـﻮ ﺑـﻲ ﺧــﻮﺍﺑﻴــﺎﺷـــﻢ ﺑـﻪﻳـﺎﺩﺗـﻪ ...
ﺑـــﺎﻳـﺪ ﻳـــﮑــﯽ ﺑـــﺎﺷــﻪ ﻧـــﮕـﺮﺍﻧـﺘــــ ﺑـــﺎﺷـــﻪ ... !
ﺑـــﺎﻳــﺪ ﻳـــﮑــﯽ ﺑـــﺎﺷــﻪ ﺑـﻬـﺘــــ ﺑــﮕـــﻪ ﻣــﻮﺍﻇـﺒــــ ﺧـــﻮﺩﺕ ﺑــﺎﺵ ... !
ﺁﺩﻡ ﻫـــﯽ ﻣـــﻴﺨــﻮﺍﺩ ﺑــﻪ ﺭﻭﯼﺧـــﻮﺩﺵe ﻧـــﻴــﺎﺭﻩ،
ﻫــﯽ ﺑـﮕـــﻪ ﻫــﻤﻴــﻨـﺠـــﻮﺭﯼﺧــﻴ ـﻠــﻴـــﻢ ﺧـــﻮﺑــﻪ
ﻭﻟــﯽ ﻳـــﻪ ﻭﻗــﺘـﺎﻳـﯽ ﺩﻳـــﮕــﻪﻧــﻤﻴـــﺸـﻪ ﺩﻳــﮕـهــ ﻧــﻤﻴــﺘـﻮﻧـــﻪ !
ﺑـﻌـﻀﯽ ﻭﻗـﺘﺎ ﺁﺩﻡ ﺣـﺲ ﻣﻴـﮑﻨﻪﻣـﻴﺨــﻮﺍﺩ ﻳﻪ ﺣـــﺮﻓـﺎﻳـﯽ ﺭﻭﺑـﺸـﻨـﻮﻩﻳــــﻪ ﺣـــﺴـﺎﻳــﯽ ﺭﻭ ﺗـــﺠـﺮﺑــﻪ ﮐــﻨـــﻪ !
بـــﻌـﻀـــﯽ ﻭﻗــﺘــﺎ ﺁﺩﻡ ﺩﻟـﺶﻣـــﻴﺨـــﻮﺍد ﻭﺍﺳـﻪ ﻳـﮑـی مهـــــم باشـه
همیــــن
امروز معلممون یه چیزی گفت...
گفت: حضرت علی گفتن کسی که دو روزش مثله هم باشه از ما نیست...
دوستام همه یه جواب داشتن...
گفتن: خانم ما همه روزامون مثله همه چون صبح مدرسه ایم...
عصرا فقط درس میخونیم...
شب ها تلویزیون میبینیم...
اون موقع من فهمیدم با دوستام فرق دارم...
روزام مثل هم نیست...
آره...
من هر روز یه درد تازه...
یه مشکل جدید...
یه دلتنگی دویاره...
و یه گریه از یه موضوع دارم...
روزای من تکراری نیست..
من هر روز درد جدید دارم...
پس من مورد قبول مولا هستم....
من سلطان دردای مختلف هستم...
دلم خیلی گرفته...
از همه چیز...زندگی...آدم هاش...تنوعاتش...
از هرچیزی که به دنیا مربوط بشه بیزارم...
دلم میخواد "خدا" یه روز از آسمون بیاد زمین اشکامو پاک کنه و بگه:
«اینجا آدم ها اذیتت میکنن؟؟ بیا بریم...»
اون وقته که به همه نشون میدم خوشبختی واقعی توی چیه...؟؟
این روزا دارم زیادی بزرگ میشم...
این روزا دارم زیادی میفهمم...
این روزا دارم زیادی درد میکشم...
این روزا دارم زیادی تحمل میکنم...
امــــــــــــــــــــــا:
همه این روزا که تموم شد میرم میزنم سر شونه "خدا" و میگم:
«حال کردی جنبه رو...؟؟»
آره...من انتقامم رو از زندگی سختم میگیرم...
اگه سلطان دردم در عوض سلطان جبرانم...
<<<این منم...سلطان جبران دردها>>>
حق نداری اخم کنی ، همیشه باید بخندی !
اجازه ناراحت شدن نداری !
باید خیلی مواظب خودت باشی فهمیدی ؟
حق مریض شدن نداری !
باشه؟
چون من دوستت دارم!
♠♡پرنسسم دلم برات تنگ شده♡♠
شِیـطاטּ نیـستَم ...
فِرشـته هـَم نیـستم ...
خُدا هَم نیستم ...
فـَقط دُختَـرم!
ازنـوعِسـاده اش ...
حـَـوا گونہ فـِکـر میـکُنم ...
فَقـط بـہ خاطـِرِ یـک ســیب
تـا کـُجا بایَـد تـاواטּ داد (؟؟؟)
مـَ ـטּ هميــْنَمــ
نــ ــﮧ ..چشـ ـمـآטּ آبے دآرَمــ
نـ ــﮧ.. كفـ ـش پـ ـآشنـﮧ بُـلـ ـند...
روے چَـ ـمـטּ هـآ غَــلــﭞ ميزنَــمـ
نـ ـگرآטּ پـ ـآكـ شُـ ـدטּ رژ لبـ ـمــ نيـ ـسـتمــ ...
خـ ـآلِـصـ ـآنـﮧ هَـمينـَمـْ...!
مَـ ـرآ اَگـ ـر اينـ ـگونـ ـﮧ ميخوآهـے؟!!
" بــسـْمـِ الـلـ ــﮧ "
پرنس من امیدوارم منو ببخشی...
دیروز اذیتت کردم...
میبخشی؟؟
گر تو را از ابلهی کردم رها،برمن ببخش/بر سر پیمان نه بر مهر و وفا،بر من ببخش...
راه ورسم عاشقی را نا بلد چون کودکان/اشتباه و ناروا کردم خطا،بر من ببخش...
می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی
پرنسس مثل غروب امروز


وقتی کسی رو دوست داری،این یه چیزه
وقتی کسی تو رو دوست داره ، این یه چیز دیگه
اما وقتی کسی رو دوست داری که تو رو دوست داره
این یعنی همه چی
❤پرنسس❤

کاش در کنارم بودی...کاش میتوانستم تو را در آغوش
بگیرم...
باورم نمیشود از من این همه دور هستی و فاصله بین ما
بیداد
میکند...کاش میتوانستم دستانت را بگیرم و با تو به اوج
خوشبختی بروم...کاش میتوانستم بوسه ای بر دستان مهربانت
بزنم...ای کاش...ای کاش...ای کاش...
دلم بدجور هوای تورا کرده عزیزم...دلم بدجور در حسرت
دیدار توست محبوبم...
دراین دنیا تنهای تنهایم...بی کس...بی نفس...میروم با
همان پاهای خسته...در جاده ای که به آن سوی غروب خورشید
ختم شده است...
برای یه عزیز که خودش خوب میدونه

. ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻧﻠﺴﻮﻥ ﻣﺎﻧﺪﻻ ﺁﻣﺪﻩ: ﻓﺮﻕ ﻣﻦ ﻭ ﺯﻧﺪﺍﻧﺒﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ؟ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮐﻮﭼﮏ ﺳﻠﻮﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺍﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻭ ﻏﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ، ﻭ ﻣﻦ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﻭ ﺍﻣﯿﺪ ﺭﺍ … ﺩﯾﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻨﮕﺮﯾﺪ:))))
بی تو همیشه دلم تنگ است....
دنیا برایم سوت و کور است....
بی تو شبم بی مهتاب است....
ستاره تاریک آسمان دلم خاموش است....
بی تو زندگی بی مفهوم است...
عشق و عاشقی در دلم خیلی دور است....
بی تو هوای دلم همیشه ابری است....
آسمان چشمانم مدام بارانی است....
بی تو زندگی برایم عذاب است....
گل های باغ دلم همه خشک و بی جان است...
بی تو غروب هایم جهنم واقعی است....
سحرگاه طلوع خورشید دلم خیالی است....
بی تو عشق از خانه دلم فراری است....
طاقچه خانه دلم همیشه خالی است....
عشقم خیلی دوستت دارم...


ایــن روزهــا اسم هــرکسیــو میــذارن:
"مخــاطب خــــــاص"
"مخــاطب" که همــه هستـــن؛
ولــــــی......
هیچکــــس "خـــــــاص" نیســت.
خــــــاص اونیــــه کــــه......
وقتـی قبــول میکنـــی باهـاش باشــی بجـای؛
"بالاخــره مخشــــو زدم"
بگـــه؛
"بالاخــره بدستــش آوردم....."
خـــــاص اونیــه کــه......
"اشــــــک" غـم رو از صورتــت بـرداره.....
"اشـــــک" شـادی رو بیـاره تـوی چشمـــات....
اونیـــه کـــه....
نـذاره هیــچ وقــت "دلـــت" ؛ بگیـــــره...



شب بود و آسمان گریه می کرد...
سرش را بر سینه ام نهاده بود... به من گفت:
قشنگ ترین قصه را برایم بگو..
.نگاه هم را بر چشمان زیبایش دوختم و بعد گفتم:
چشمانت را ببند محبوب من...
چشمانش را بست و من آهسته روی لب هایش خم شدم و
قصه بوسه را برایش گفتم...آنگاه باران تمام شده بود و آسمان
بر سرمن مروارید پاشید. . .

چشم چشم دو ابر نگاه من به هر سو
چرا تو نیستی پیشم نگاه خیس تو کو؟
گوش گوش دوتا گوش یه دست باز یه آغوش
بیا بگیر قلبمو یادم تو را فراموش
چوب چوب یه گردن جایی نری تو بی من
دق میکنم میمیرم اگر دور بشی از من
دست دست دوتا پا یاد تو مونده اینجا
یادت میاد که گفتی بی تو نمیرم هیچ جا؟
منم منم یه عاشق همون مجنون سابق...

مهم نیست دیگراלּ چه مے گویند
همیــלּ ڪه مـלּ میگویم : تــُـــ

اینو قبول دارے؟؟
وقتی از عشقت جدا میشی.. ✘↬. رََوُُ¦نْْی
اولش داغی... ✘↬
میگی بیخیال دنیا رو عشقه.. ✘↬
ی چن ساعت ک میگذره...✘↬
هی تند تند گوشیتو چک میکنی..✘↬
عصبی میشی..✘↬
میری اس ام اسایی ک داده بود رو همشونو چندبار از اول میخونی..✘↬
میری تو گالری و به عکساش نگاه میکنی..✘↬
یدفعه گوشیتو میذاری کنار و خیره میشی ب رو ب روت..✘↬
فکر میکنی..✘↬
ب همه چی..✘↬
الآن کجاس ؟ ✘↬
چی کار میکنه؟✘↬
اونم دلش برا من تنگ شده؟✘↬
اونم داره کم کم ،کم میاره؟✘↬
چی شد اون دوست دارم گفتنا..؟✘↬
اون عشقم گفتنا..✘↬
اون قول و قرارا...؟ ✘↬
حالا میری تو خاطراتت دنبال نشونی بگردی ک ببینی واقعا عاشقت بوده یا نه... ✘↬
وارد خاطرات ک میشی دیگه کنترل اشکات دست خودت نیست... ✘↬
این کارا میشه کار هر روزت... ✘↬
دیگه شبا بهم شب بخیر نمیگه..... ✘↬
دیگه صبحا به عشقش از خواب بیدار نمیشی. ✘↬
دیگه امیدی ب هیچ چیزی نداری... ✘↬
دیگه ... ✘↬
♥♪عــــــــــــــــــــاشــــــــــق♪ ♥ رََََََََََََََََََََََو¦نی___
نمیشی ...
و "تــــــــــو"
دیگه یه مرده ی متحرک محسوب ✘↬ میشی!تنهآآآآ...

نازنینم سال هاست راه را برای آمدنت پر از عطر یاس کرده ام ...
می دانستم می آیی و من چشم به راه آمدنت بودم...
با فرشی از مخمل گل ها و قلبی سرشار از شوق...
آمدی و چه حوش بود آمدنت...
و چه بی رنگ شد انتظار در نگاه زیبای تو...
و من...
سرشار از بهانه ی با تو بودن شدم...
کاش می شد بهانه ها را پاسخی شایسته داد...
کاش نگاه دل فریب تو ماندگار و همیشگی بود...
و من ...
سال ها از تپش قبلم برای تو پر توان می شدم...
با این همه قدر دان تک تک لحظه های با تو بودنم...
حتی اگر شایستگی ماندن در کنارت را نداشته باشم...
به خود می بالم که با تو بودن را هر چند اندک تجربه می کنم...
و سال ها خاطرم از حضور روشن تو پر نور خواهد بود...
و همچنان جاده از عطر حضور تو تا بی انتها معطر...
بی انتها ترین عشق من دوستت دارم...

آقا تمام روز با رفقاشه... به دخترا گیر میده ... با پسرا میخنده... دانشگاه میره... دوردور میره ... ساعت یازده شب با کتک برمیگرده خونه ... بعد تازه تورختخواب یادش میاد "تنهاست!"
این یعنی واسه ما تعریف نشده تنهایی یعنی چی...
خانم با یکی دوس میشه ... سریع میشه عشقم... عکسش میشه بک گراند گوشیش... دوروز بعد یکی بهتر از اون پیداش میشه ... قانون پایستگی عشق صورت میگیره عشقش از این شخص منتقل میشه به اون یکی!
این یعنی واسه ما تعریف نشده عشق یعنی چی...
آقا پیشنهاد دوستی میده ... برمیگردی بهش میگی من بی اف دارم ... کسی رو دوس دارم ...تو روت وامیسته میگه خب واسه منم یه جا واکن !
این یعنی واسه ما تعریف نشده وفا، غیرت، وجدان یعنی چی...
میدونی ... یا من اهل این سیاره نیستم ... یا به قول بعضیا ذهنم بسته س... یا فرهنگ لغت من تحریف شده س ... یا...
نمیدونم... واقعا نمیدونم ...!

همــــــه عـاشـــــــقا ....
چــــــشم تـــــــو چشم هــــــم مـیخـــــندن
مـــــــَن واســــــه دیـــــــدن عــِشــقــــــم
چــــــشمـــــــامــــو مــــــیبـــــندمــــــ...

✦✦خیلــــــــــــے سختــــــــــــہ ڪــــــــــــہ حتــــــــــــے نتونــــــــــــے بــــــــــــہ نزدیکــــــــــــترین رفیــــــــــــقت توضیــــــــــــح بــــــــــــدے✦✦
彡ڪــــــــــہ چـــــــــہ
مــــــــــــــــــــــــرگتہ

★به سلامتیه کسی که کارت عروسی عشقش رو براش اوردن..★
★روز عروسی تیپ زد★
.★رفت آرایشگاه.عطر زد..★
★خوش تیپ خوش تیپ کرد..★
★لباسی رو پوشید که عشقش دوست داشت..★
★رفت عروسی..★
★براش رقصید..★
★برای داماد شاباش داد...★
★داشت میومد بیرون..★
★یکی صداش زد:داداش جا داری سه نفرو رو سوار کنی؟★
★جانم!؟★
★اخه میخوام تا خونه عروس داماد رو همراهی کنیم جا نیست...★
★اره جا دارم سوار شین..★
★افتاد پشت ماشین عروس..★
★هی بوق هی بوق هی بوق..★
★آدمه دیگه نمیتونه جلو اشکاش رو بگیره...★
★زنی که کنارش نشسته بود گفت جوون چته؟★
★پسره گفت خانم شما کیه عروس میشین؟؟★
★زنه گفت از امشب مادر شوهرش..★
★گفت خانم امشب پشتم شکست..★
★عشقم رفت..★
★عروس رویاهام رفت...★
★اومد پیش پسر شما..★
★زنه فقط سکوت کرد★
★.پسره گفت خانم تورو جان عزیزتون مواظب عشقم باشید...★
♡نفهمید کسی قدرت بالای عشق را♡
♡که تا عاشق نشوی نفهمی این حس را♡
.
.
♥️آهااااای فلاااااااانیاااااا مواظب عشقاتون باااااشید♥️

باید خیانت ڪنے............!!.......... تا دیوونه ات باشن...!!
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
باید دروغ بگے................!!.......تا همیشہِ تو فڪرت باشن...!!
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
باید هے رنگ عوض ڪنے......!!..............تا دوسِت داشته باشن...!!
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
اگه ساده اے.......!!..........اگه باوفایے...!! اگه یک رنگے.......!!.........همیشہِ تنهایی