من، خود هویت خویشم؛ اصل من؛ ریشه ام؛ هویتم، سلام
چشمانش
۱۳۹۷/۰۴/۲۳ ساعت 21:28 | نوشته ‌شده به دست ماهان عمید | ( )
توی شرایطی ام که حتی شنیدن یه آهنگ جدید هم برام ریسک محسوب میشه، ممکنه تمرکزم رو به هم بریزه یا مثلا دیدن اون چشم ها.

Hala
۱۳۹۷/۰۳/۲۴ ساعت 16:19 | نوشته ‌شده به دست ماهان عمید | ( )

"And as the night turns into day will the sun illuminate your way, Or will your nightmares come home to stay", Herr Herr Herr

اون روز که بارون اومد
۱۳۹۷/۰۳/۱۳ ساعت 23:31 | نوشته ‌شده به دست ماهان عمید | ( )

-          خیلی مونده برسیم؟

-          نمی دونم

-          یعنی چی؟ اصلا معلومه داریم کجا میریم.

-          [روی کیلومتر شمار را نشان می دهد] فعلا باید بریم پمپ بنزین.

-          یعنی همین طوری راه افتادیم؟

-          آره! [با لبخندی شیطانی] خیلی باحالم نه؟

GO!
۱۳۹۷/۰۳/۰۷ ساعت 20:7 | نوشته ‌شده به دست ماهان عمید | ( )

some things happen back to back; like a light shows the way in darkness.
I think some of these lights blink in my way, now. So, if close your eyes, then you are a big idiot. 
"open your eyes, say no to fears and doubts. go ahead and face with destiny", I say to myself from now until reach this goal.

حالا دیگه
۱۳۹۷/۰۳/۰۷ ساعت 20:4 | نوشته ‌شده به دست ماهان عمید | ( )
آنان از تنهایی خود شکوه دارند
اما منِ بدون تو، از نبودن بخشی از وجودش می‌نالد

ننگ بین‌المللی
۱۳۹۷/۰۳/۰۵ ساعت 21:16 | نوشته ‌شده به دست ماهان عمید | ( )
چندوقت دیگه یه هندی مقیم کانادا با خودش می‌گه این ایرانیا چرا اینقدر سربه‌هوا و مشوش‌اند. ببین کی گفتم.

هیچی
۱۳۹۷/۰۳/۰۵ ساعت 0:34 | نوشته ‌شده به دست ماهان عمید | ( )
چه خواهد عاشق حیران به جز دیدار دلداران؟

فداشدن
۱۳۹۷/۰۳/۰۱ ساعت 23:40 | نوشته ‌شده به دست ماهان عمید | ( )

دربانی تصمیم می‌گیرد عینکش را تمیز کند. از قضا زنی زیبا به در نزدیک می‌شود. دربان با دستش عینک را تمیز کرده و با چشمش زن را می‌پاید تا در یک زمان‌بندی درست بتواند او را از نزدیک دید بزند. دربان هُل شده، عینک از دستش می‌افتد؛ زن تصمیم‌ش عوض شده از راه دیگری می‌رود.

به همراه نشانی
۱۳۹۷/۰۳/۰۱ ساعت 19:31 | نوشته ‌شده به دست ماهان عمید | ( )
ولی خدا رو شکر ما امروز سهم‌مون رو از دنیا گرفتیم. نشان به آن نشان که پارک نهج‌البلاغه.

توییتی بود تکراری که پاک کردم
۱۳۹۷/۰۲/۳۰ ساعت 17:1 | نوشته ‌شده به دست ماهان عمید | ( )
اگه فامیلی‌م «مِی‌دوست» بود اسم بچه‌م رو می‌ذاشتم «آرش» و به همه می‌سپردم ارشمیدوس صداش کنند.

 
دیگر موارد