خب بچه ها اينم از جلد جديد :D:x

از مـــــريــــــَم جـــــونــــمُـــم واسه جلد كمال تشكرو دارم:x

خيلي اذيتش كردم كصافدو 

هرچند وظيفشه

بهله‌ :))

خب بريم سراغ شخصيتا

اين بايينيا كه نينا (كتايون سبهرمنش)

اون بالائيام...:D

وسطي ساشا كه تو قسمتاي بعدي گنده ميشه (شارميتا)

اين بغليام آترس (عليش يكي از بچه هاي كلوب)

مريم همه سعيشو كرد كه چشاشو سبز كنه :))شخصا شاهد حرص خوردناش بودم

ولي خب چون همه چيش همون فرد مورد نظر (آترس) همينو گذاشتم

ازش تشكرم ميكنم كه اجازه داد عكساشو وردارم :x

قسمت بعديشم بعد امتحانا

ادامه نوشته

✖رمان دختر بد 8 ✖

✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’


پست هشتم رمان دختر بد


✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿

ادامه نوشته

:x

بكآرت اِحسآسَم خَـــــــط خُورده اـســــــت


قَلبَم حآمِلِه حِسيست اَز جِنــس ـتــــــــــــو


ـتـــــــــــوئـــي اَز جِنـــــس كُـــــــــــــــــــــوه


ـتــــــــــوئـــي اَز جِنـــــس مَـــــــــــــــــــــــرد


ـتـــــــــــوئـــي اَز جِنــــس آتــــــــــــــــــــش


وَ ـتـــــــــــوئـــي اَز جِنــــس عِشــــــــــــــــق


*آﮯ ـدآ بَلـ ـآ*


✖رمان دختر بد 7 ✖

✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’


پست هفتم رمان دختر بد


✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’

اینش یه نمه +18

بی جنبه هاش نخونن :دی

ادامه نوشته

پائیز تیره...

پاییز که میشود زرد میشوم این روز های سیاه را

من به خودم قول داده بودم که هرگز کنار پنجره...

به جاده نگاه نکنم

خیره نشوم به ردپای زنی که هیچ وقت برنگشت...

مادرم کنار پنجره نشسته است

و سیاه میشود این روز های زرد را

من به مادرم قول داده بودم

از همان جاده ای که پنجره پیداست...

اگر راه خانه را گم نکنم

به خانه برگردم...


از دوست عزیز : هادی احمدی

✖رمان دختر بد 6 ✖

✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’


پست ششم رمان دختر بد


✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’

عرض به خدمتتون که اسم پسره از رادمان به آترس تغیر کرد

آترس به معنی: دلیر و بی ترسه

قشنگه نههه؟

میدونم

بابای

ادامه نوشته

اطلاعیه!!!!

سلام خدمت بکس وبم

خوبین؟مام خوبیم!

خواستم خدمتتون بگم که از اینجا به بعد رمانم یه قسمتائیش از زبون پسرس که اسمش رادمانه

قرار بود این قسمتاشو همکار محترمم آقای هادی احمدی بذارن که خب فعلا تشریفشونو بردن مسافرت کاری و حسابی سرشون شلوغه(یه چی میگم یه چی میشنویاااااا میگم حسابی ینی اساسی حسابی سرشون شلوغه هه!)

که خب امکانش نیست تو این رمان همکاریم کنن اما ایشون قول رمان بعدیو دادن که قراره اسمش باشه 

کوه یخ

ازشون کمال تشکر رو دارم

و همینطور شماهائی که دنبال میکنین

تَنهآیی

هـنـوز هَـمْــ ـ حـوالــ ـے خـوابـــ هـاــے

شبـانـﮧاَґَ پـرسـﮧ میـزنـے

لـَعنـتے !!

دیـر وقـتــــ اَست آراґ بـگـــــ ــیـر

بُـگــ ــذار یـٍکـــــ اِمـشب را آسودٍه بـפֿـوابـمْــ ـ




بــچـﮧ کِـﮧ بـودمــ بستـنـے اَґ را گـاز مــیزدند

قـیامت بـﮧ پـا مـیکـردَґ

چـﮧ بیهــوده بزرگــ شدمــ روحـم را گــاز مــیزنـنـد 

و مــیخندمـــ!!!




بـــــــــــــرو!!!!

ترســــ از هیچ چیز نــــــــــבآرمــــوقتیـــــ یقینـ בآرم بیشتر از منـــ
کســـے בوستتـ نخـــــــوآهـــــــב בآشتـ...
بیشتر از منــــ 
کســـے طآقتـ کمـــ محلی هآیتـ رآ نـــــــבآرב..
بــــــــــــرو!!!!
ترس برآے چهـ؟؟
وقتے مے בآنمــ

یکــ روز متنفـــــــــــر میشی ـاز کسانیـ کهـ

بهـ خآطرشــــآن مـــَــن رآ از בستـــــ בآבے....


✖رمان دختر بد 5 ✖

✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’


پست پنجم رمان دختر بد


✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’

ادامه نوشته

✖عرذ خاحی✖

سلام عرض شد

بچه ها من بخاطر یه هفته مفت خوردن خوابیدن الان باید هزار جور کلاس فوق کوفتی برم که از درسام عقب موندم

شرمنده یه مدت نمیشه رمان گذاشت و آپ کرد

✖رمان دختر بد 4 ✖

✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’


پست چهارم رمان دختر بد


✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’

ادامه نوشته

✖رمان دختر بد 3 ✖

✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’


پست سوم رمان دختر بد


✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’

ادامه نوشته

✖درد نـ ـوشـ ـتـ ـ✖

هــيس !

ميخـواهَـґ بــِشنَوґ عـآشــِقانه هايـَش را

كـه درگوشـَش زمـزمـه ميكـُند

و بـه ياد بياوَرґ روزے  را كه

هـمين هآ را در گـوشَـґ زمزمه ميكـَرد !

حَل شُده اَم، 

مِثل یِک مُعما ...

راست می گُفتی کِه 

خیلی سادِه اَم...

هـیـچ بـــ اوَر نِـمـیـکـَـردَم اَگـَـر بـِـگـــویـَـم بـُـرو ، مـی رَوی وَ مَــ ـرا

بـــا داشــتـَـنـــِـ ایـن هَـمـه خـــاطِــره 

تـَنـهــ ا مـیــگـُ ـذاری .

گـُـفـتـی : زَمـــان هَـمـه چـیـز را دَرمـ ـان مـیـکـُنـَـد ،

خَــنــده ام مـیـگــیـرَد ، ایــن هَـمـه آشـ ــوبــ بــه راه اَنـ ـداخـتــه وَ رَفـتـه ای 

کــه کـ ـاری دَســتــِـ زَمــان داده بـــاشـی ؟

بـُـرو !

روزِگـ ـاری مـی آیــَـد کــه بـَـرگـَـردی ، 

آن مــوقـع زَمـ ـان را بـَـرایـَتـــ مَـعنــا خـواهَـم کـَــ ـرد ...!

✖رمان دختر بد 2 ✖

✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’


پست دوّم رمان دختر بد


✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’✿★•’

ادامه نوشته

✖ترول باحال✖



ترول های جدید www.trollparsi.ir