دردشخصی


www.farhang-iran.blogfa.com
سلام
خوبید؟خوشید؟چاقید؟
از دوستانی که وارد وبم می شوند ی خواهش دارم
اول این که ادامه مطلب را ببینند
دوم این اینکه بگین این پسر خوشمله یان.؟
(لطفا فقط در این اپ جواب سوالما بدهید )
باتشکر
بابای
![]() آروم آروم به نبودنت عادت میکنم چون هیچوقت داشتنت رو تجربه نکردم
دیگه به داشتن چشمهای پر از حسرتم عادت کردم
سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهایی
انقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم
دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتم
دیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرفتم
تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفتم
یاد گرفتم چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی یاد گرفتم نفس بکشم
بی تو...و بیاد تو
یاد گرفتم چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن و |
به رفتن که فکر می کنی
اتفاقی می افتد که منصرف می شوی...
میخواهی بمانی،
رفتاری می بینی که انگار باید بـــروی!
این بلاتکلیفی خودش کلــــی جهنـــــــــــــــم است..

حـــق دارند ...
این چشمــــها ؛
اگــــر
هنــــوز هم
خــــــیره میــــشوند به دوردستــــها !!
این چشمــــها
پشت سر مسافرشان ...
آب ریختــــه اند
نخست بار بود که اینگونه سخت عاشق
و اینگونه سخت تپنده بود
نخست بار بود که ژرفای احساسش
در میان موج مواج مژگانش هویدا می بود ....
و نخست بار بود که بانوی رویایش را برگزیده بود ....
افسوس
افسوس بر تمام عشقی که وجود مردانه اش را سرشار کرده بود
افسوس بر آن عشق
افسوس بر آن قلب بی آلایش
هیهات که لطافت احساسش میان دستان بی روح سرنوشت به قعر نیستی رفت
هیهات که جز به جز وجودش مرگ احساس را می باید تجربه کردن ....
هیهات ....!!