Come Back Soon ;)
ماشین با من، جاده با من..
صدای بلند پخش و سرعت بالا توی جاده با من..
پایین دادن شیشهی سمت تو و پیچیدن باد لای موهای تو با من!
جنگل خیس و بارون خورده با من..
جمع کردن هیزم با من ، درست کردن آتیش با من..
املت دونفره با من.. دیوونه بازی با من..
خاموش کردن پخش و واست خوندن با من..
دریا با من ؛ غروب با من..
ماهی سیخ کشیدن ، واست لقمه گرفتن با من..
گرم کردنت با من! بوسیدنت با من..
توی بغل گرفتنت کنار آتیش رو به دریا با من..
خوابوندنت با من..
تا صبح آتیش روشن نگه داشتن با من..
صبح واسه دیدن طلوع خورشید بیدار کردنت با من..
یه دنیا خاطره و حس خوب برات ساختن با من..
همدم سکوتِ تنهاییِ من ،
تیک تیک ساعتمـــِ .. :(
(آرزو باز میکشد فریاد ، در کنار تو میگذشت ای کاش ..)
این حقم نیست!
دیدم طاقت اسمهایی که میگی رو ندارم ..
دنیامـــو زیبا کرد ..
فهمید دیوونـهامــ ،
موهاشـــو کوتاه کرد!
شانس این که آدم شن ، یکدرمیلیونه ..
تو رو خــدا صـِدام نکـن ؛
خوابــِتو داشتـم میدیدم ..
بـــِ سَلامتــےِ ڪَســـے ڪـہ جایِ خالیـــ ـش ،
هیــــــــــچ وَقت پُـــر نِمیشــہ!!
اینه که الان ساعت 4 صبحه و من نتم! :))
1. ریاضی 2
2. انقلاب
3. مدیریت تولید
4. دینامیک
5. مقاومت مصالح
6. مترولوژی
7. معادلات
8. آز سیستم
9. آز شیمی
خدایا رحم کن .. :((
اسپانیا جام رو بالا سر ببره! :x
پارسال این موقع ، میگفت 88 خیلی نحس بود ، راست میگفت ، داغون شدیم! جفتمون ..
میگفت دوس داره 89 خوب باشه. دوس داشت هرچی بد آورده سال بعد جبران شه ، خو منم دوس داشتم!
خودمم میدونستم خیلی سال مهمیه . خوب دیگه .. سال 18 سالگی آدم مگه میشه مهم نباشه!؟ شاید اگه پارسال یکی ازم میپرسید مهم ترین اتفاق سال دیگه چیه میگفتم کنکور!!! ولی خوب همیشه اونجور که فکر میکنی نمیشه! امسال انقـــــــــدر اتفاقای جالب واسم افتاد که کنکور یکیش بود! فقط یکیش!
واااااااای که چه سالی بود .. چقدر اتفاق ریز و درشت واسم افتاد! چه حالی داد..
نمیدونم!! کلی اتفاقای دیگه که میدونم میفته و منتظرشم ، شب و روز منتظرشم!
فقط..
تو که راهشو جور میکنی ، دستمو تا تهش بگیر ، حول حالی الی احسن الحال!
ساعت ۰۰:۰۰
واسه شروع تایم خوبیه!!
دو غریبه، دو تا قلب در به در
دو تا دلواپس این چشمای تر
دو تا اسم، دو خاطره، دو نقطه چین..
دو تا دور افتاده ی تنها نشین!!
سیاوش گوش میدی!؟
کنکور ، انتخاب رشته ، نتیجه نهایی و احتمالا دانشگاه ..
تولد و هجده سالگی و گواهینامه..
کار!!
فقط خودت میفهمی!! نه به اون شوریه شور، نه به این بی نمکی!!!
فحش گذاشتن واسه هرکی در مورد کنکور حرف بزنه!!ولی خوب ما که حرف نمیزنیم درسته؟! ما میخونیم! [فقط جهت احتیاط وقتی داری میخونی زیر لب زمزمه نکن، چون اینم یه نوع حرف زدن میشه] ..
خیلی راحت بگم ر+ی+د+م! [
]
دلم خیلی سوخت، خیلی سوخت، خیلی سوخت واسه اون سوالایی که کار کرده بودم ولی نتونستم جواب بدم!! واسه سوالایی که روشون حساب باز کرده بودم..
ولی بیشتر از اون دلم سوخت واسه دو ماه بعد از عید که خوب درس خوندم!
بیشتر از این دلم سوخت واسه اون ۹ ماه قبل و این یه ماه آخر که درس نخوندم..
ولی بیشتر از همه اینا [تو که از خودمونی] ،
دلم سوخت واسه ایــــــــن همه سال که رفتم مدرسه! [
]
حالا دل سوختن به کنار، بعضی وقتا مردم یه چیزایی میگن که جاهای بدتر آدم میسوزه! [
]
مثلا داییم چند وقت پیش تو ماشین گفت..
+ دایی جون [تیکه کلامشه]، الان چه کارا میکنی؟!+ دایی درس میخونم!+ دایی جون مدرکت چیه؟!+ فعلا دیپلم!یه دفه زد رو ترمز گفت دیپلــــــــم؟!! [یه لحنی بین تمسخر و تهوع و ترحم]+ آ.. آ.. آ.. آره!+ یعنی الان داییت دیپلم داره،
تویی هم که از اون موقع که ما یادمونه سرت تو کتاب بود دیپلم داری؟! [
]
تنها چیزی که اون لحظه میتونست آرومم کنه این بود که خفش کنم! [
]
خیلی دلم تنگ شده بود واسه دوستای وبلاگیم! نزدیک یک ساله آپ نکردم! یه بار اومدم واسه اونایی که خودشون میدونن نظر گذاشتم ولی جوابی نگرفتم! ما فرض میکنم شوهر کردید [یا زن گرفتید]،[یا حتی بچه دار شدید] و طرف نزاشته دیگه با من هم دهن شید، ولی این رسمش نبود!
یادم نرفته شبایی که تا ۵ صبح نمیزاشتید بخوابم ، هی میگفتید تو رو خدا بیا کنفرانس بزاریم بدون تو نمیشه و عروسیت حتما دعوتمون کن و وقتی بچه دار شدی اسمشو هم اسم ما بزار و وقتی ۲۵ سالت شد عکستو بده نیگا کنم و بیا خواهر منو بگیر و اینا .. [هر کدومشو یکیتون گفتید دقیقا یادمه]! بابا زندگی میکردیم ما توی بلاگفا..
ولی یه چیه این وبلاگ واسم خیلی خوبه، واسه منی که عادت به نوشتن خاطره و دفتر خاطرات ندارم اینجا تنها جاییه که میتونم بعدا به گذشته سر بزنم! منتها اگه حذف نشه .. [
]
طبق معمول سلام نکردم .. یادمه یه دفه سر سلام نکردن من توی فامیل دعوا راه افتاد!! [
]
یه چیز دیگه که از سلام یادمه و هروقت یادش میفتم خندم میگیره اینه که..
یه دفعه کامران نجف زاده یه پست تو وبلاگش گذاشته بود که فقط یه جمله بود!
+ نوشته بود شنیدم تهران برف میاد مثه اسب!!
+ بعد یکی واسش نظر گذاشته بود چیه خودتم نه سلامی نه علیکی ، مثه اسب! [
]
عنوان هم هیچ ربطی نداشت به مطلب خودم میدونم، واسه جلب مشتری بود..
خوش گذشت.. ![]()
زهر خر: این عکسه همیشه اولین پارازیتیه که میشه اومد! آخههههه آدم گریه کنه بعد عکسش اینجوری بیفته!؟ ای بترکی عوضی..
انقدر جدیدن بیشور شده همش جیغ و داد و اینا..خودخواهم شده! ![]()
![]()
----------------------------------------------------------
تیریپ تحصیلات: دیپلم گرفتم! خیلی هم خوب .. ![]()
شیرینیش خیلی پردردسر بود،یکی از فامیلهامون سه روز افتاد بیمارستان همه میگن به خاطر اون بستنیه دیپلم محمدرضا بود!نه درس خوندمون خیر داشت نه دیپلممون.. میبینی!؟ ![]()
معدلم شد ۱۸.۸۶ ! هر کاری کردم برسه ۱۹ نشد،حسابان و عربی خرابش کرد!
فرح میگه راحت شدی! کجایی بابا هنوز کنکوره مونده.. بدبختم!![]()
----------------------------------------------------------
اوه کینگ کنگ (مدیرمون) گفت امسال پیش دانشگاهی ساعت ۱ تعطیل میشه.. انقد خر کیف شدیم،یعنی امسال بعد از ۶ سال مثه بقیه بچه های مردم تعطیل میشیم،این دو ساعت بعد از ظهر یه عمری بود.. ![]()
----------------------------------------------------------
شهرداری اراک: یه کار خیلی باهال کرده جلوی همه دبیرستان دخترونه ها یه تابلو زده نوشته..
Bus StoP!!! => ایستگاه بوس! ![]()
دمش هات! ![]()
----------------------------------------------------------
یادش بخیر،چه دورانی داشتیم تو بلاگفا سیتی!چند ضلعی محدب فرح، محمدرضا، صاصا، یوسف، رویا، غزل، پرنیان، چی شد پس!؟![]()
بلاگفا از دست ما رفت واسه کامنتینگش کد گذاشت!! ![]()
----------------------------------------------------------
تیریپ مرور : روز آخر مدرسه یادش بخیر،۲۲۰ تا عکس انداختیم همشون تیریپ خسته ، خیلی هم خوب .. دیگه اون روزا برنمیگرده ..![]()
![]()
----------------------------------------------------------
پیام کوتاه: آخ بزار اینو بگم دور هم بخندیم ، تا حالا به مظلومیت زن جومونگ فکر کردی!؟ گوشت به این خوبی بهش میگن سویا.. (الان مرضیه میگه تکراری بود!)![]()
![]()
----------------------------------------------------------
تیریپ خرزو: جا همتون خالی ، کاش اراک بودید ، ماکت برره رو وسط شهر ساختن ، یاده لیلون میفتم هر وقت میبینمش..![]()
![]()
----------------------------------------------------------
عشق+۲: تازه میفهمم امین تارخ تو این فیلمه چی میکشه .. خیلی سخته!
![]()
----------------------------------------------------------
مصدومیت: چند وقت پیش رفتیم شهر بازی (به شخصه بعده عمری)،آقا رفتیم اولیشن سوار شیم ، دیدی که درش چقدر سنگینه!؟ این رفیقمون عبدالله ، بش میگیم پدرام (برعکس) اول رفت تو بعد نگفت منم آدمم منم میخوام بیام تو (
) .. هیچی دیگه دره رو پشت سرش ول کرد ، اونم از قسمتی که میره تو چفت کوبیده شد فرق سرم،هیچی نشدا..
اومدم خونه تازه فهمیدم یه چیزایی شده ( تو مایه های املت و اینا )!! ![]()
----------------------------------------------------------
پایه هاش: من و زورو قراره وبلاگ هامون رو پاک کنیم، یعنی یه طرحه ،کلی هم روش کار شده تضمینی و اینا هم هست ، هر کی پایست اعلام کنه... قراره بلاگفا غافلگیر شه! ![]()
![]()
----------------------------------------------------------
جان؟!
خوش گذشت.. ![]()
یهو گفتم آپ کنم..آخرین آپ 88 بود ، پس تولدم پیش پیش مبارک ( فقط یک سال تا گواهینامه؟ مااااادر جان ) ![]()
آرشیو: وبلاگ قبلی بیشتر اینجا به نسبت کمتر؛ دو تا پست از وبلاگ قبلی گذاشتم برید خاطره کامنتدونی زنده کنیم دور هم،بچه بودیم کارایی میکردیما!
بابابزرگم میگفت سعی کن هیچ وقت بزرگ نشی ولی من شدم! ![]()
کلیک کن جیگر..
2) میای بازی کنیم!؟ (ToOP)
امضا:محمدرضا .. مرداد 88 !!
بچه ها سلام!
واسه یه مدت طولانی آپ نمیکنم ، اصلا دیگه با بلاگفا حال نمیکنم!
اما هر چند وقت یه بار سر میزنم فقط به هوای دوستایی که اینجا دارم! ![]()
بهترین دوستای بلاگفاییم: ![]()
آبجی غزل اینا! ![]()
فرح! ![]()
رویای بی معرفت! ![]()
هیلین! ![]()
علی! ![]()
یه زمانی پرنیان! ![]()
سه تا بچه خلاف! ![]()
صاصا! ![]()
مرضیه! ![]()
بابای!! ![]()