دست خودم نیست...!
کلا نمیدونم چی باید بگم...
این روزا با حالم اصلا حال نمیکنم!!!
یه اردیبهشت دیگه هم اومد و رفت!!!
کلا زورم به هیچ چیزی نرسیده... دیواری کوتاه تر از این وب پیدا نکردم...
۹۲۰ روزه پیش اولبن پست این وبا گذاشتم و فک نمیکردم این مدت این اتفاقا براش بیفته... حالا هم امروز نوبت آخرین پستشه!!! :(((
دیگه اینجا خیلی شلوغ شده... وقتم ندارم فعلا... حوصلشم دیگه ندارم... بسه دیگه این مدت تو این وب بودم...
خیلی سخته دل کندن از این وب... خیلی خیلی خاطره دارم ازش!!!!!
دوستایی که نیدونم چی باید بگم دربارشون...!
اما دیگه بسه...
حرفی نمیتونم بزنم...
ارتباطما با نت قطع نمیکنم...
فعلا که اینجا کاری ندارم... میدونم سخته خیلی برام دل کندن از وب و اینا.... شایــــــــــــــــــــــــــد اگه ببینم نمیتونم... یه روز برگردم اما یه جای دیگه... اون روز اونایی که تو این وب با هم بودیما خبر میکنم... ایکس:
همین دیگه...
نمیخواستم نظرات این پست فعال باشه... ولی حالا گذاشتمش... تاییدی هم نیست!!!!!!
...
یه درخواست دارم... کلا نظرتونا بگین... مقسی...
+ در ضمن اگه کاری حرفی چیزی جایی داشتید... این میل هست:
...
+ کاش خدا منو ببینه...
ببینه چه گیج و خستم...
دستمو محکم بگیــــره...
بگه که نترس من هستم...
...
![]()








تیک تیک ساعت فریاد مرگ ثانیه هاست، اما دوستی ها هیچوقت نمی میرند