بسمک القدوس قدسنی منی

(به نام تو که پاک و منزه هستی من را نیز پاک و منزه بدار)


  یا رب دل پاک و جان آگاهم ده              آه شب و گریه ی سحر گاهم ده

 در راه خود اول زخودم بی خود کن          بیخود چو شدم زخود بخود راهم ده   
 

 

فنجان چایی

این جهان فنجان

زندگی چون چایی 

عشق چون حبه قند

که اگر حل نشود در دل چایی 

زندگی تلخ شود

و اگر حل شود اندر دل چایی

زندگی شیرین است

و اگر لعل لعبت بر لب فنجان برسد

لب تو قند شود،

وان زمان است که فنجان در دست همه زندگی را می نوشی

باد آورده !

 

بــ ــآد آورده رآ بــ ــآد مي بـَـرَدقَبـُـ ـولــ !!!


44iy5qpp2g4utg7ktt8.jpg

آموزش ساده و جالب زبان چینی

سخت ترین زبان دنیا زبان چینی است که دارای ۲۰ هزار کاراکتر است و با یاد گرفتن ۴ هزار کلمه تازه می‌توانید یک روزنامه بخوانید! شائولان هاسوئه کتابی برای آموزش ساده‌ی این زبان طراحی کرده است که برخی از تصاویر آن را می بینید.

VN4k0cTr9H آموزش ساده و جالب زبان چینی

gGwP3XKgfv آموزش ساده و جالب زبان چینی

LifWvZjm1G آموزش ساده و جالب زبان چینی

LuRHHcWlct آموزش ساده و جالب زبان چینی

 

شکلک های محدثه

 

ادامه نوشته

با من بمان روزهای خوب من !!!

عکس از Emmanuel Coupe

برندگان مسابقه عکاسی سونی در سال 2014
در جوانی، هیچ چیز نمی‌تواند مانع از لذت بردن شود. حتی بارش باران در میانه‌های تابستان!
وقتی که بزرگتر می‌شویم، ممکن است نام‌ها را فراموش کنیم، اما هرگز لحظه‌ها را فراموش نخواهیم کرد.

دلش گرفته آخی !!

شده دلت بگیره سرت را جایی نباشه که بگذاری ؟!
شده کسی نباشه کنارت که باهاش درد دل کنی ؟!
خدایا همیشه یار دل های تنها باش و تنهاشون نگذار
 
دلش گرفته آخی !! (عکس)


مراحل بزرگ شدن دختر نماینده ایتالیا تو پارلمان اروپا، از سپتامبر 2010 تا امروز

http://s3.picofile.com/file/8101749942/1450210_690642664288963_416640177_n.jpg

سوال ؟؟؟؟؟

۱) نظرتون در رابطه با سن ازدواج چیه ؟یعنی چه سنی مناسب ازدواجه؟

۲) معیارهای مد نظرتون برای ازدواج چیه ؟

 

رابطه دختر و پسر

در ارتباط با رابطه و پيوند دو جنس مخالف به طور كلي سه ديدگاه مطرح است:
1. 
ديدگاه افراطي: در اين نگرش هر گونه ارتباطي با جنس مخالف آزاد و بدون مانع است. (رويكرد ليبراليستي)
به بيان ديگر هيچ گونه حد و مرزي براي اين پيوندها وجود ندارد و آزادي مطلق بر آن‏ها حاكم است.
فرويد و پيروان وي مدعي هستند. اخلاق جنسي کهن بر اساس محدوديت و ممنوعيت است و آنچه ناراحتي بر سر بشر آمده است از ممنوعيت‏ها و محروميت‏ها و ترس‏ها و وحشت‏هاي ناشي از اين ممنوعيت‏ها که در ضمير باطن بشر جايگزين گشته، آمده است. برتراند راسل نيز در اخلاق نويني که پيشنهاد مي‏کند، همين مطلب را اساس قرار مي‏دهد.
راسل در کتاب«جهاني که من مي‏شناسم» مي‏گويد: «اگر از انجام عملي [رفتار جنسي] زياني متوجه ديگران نشود، دليلي نداريم که ارتکاب آن را محکوم کنيم» (جهاني که من مي‏شناسم، ص 68)


2. 
ديدگاه تفريطي: بر پايه اين رويكرد، هر گونه ارتباط و پيوند با جنس مخالف مردود و مورد نكوهش مي‏باشد.
اين ديدگاه درست در مقابل ديدگاه افراطي است.
برترانت راسل، فيلسوف اجتماعي مشهور معاصر مي‏گويد: «عوامل و عقايد مخالف جنسيت در اعصار خيلي قديم وجود داشته و به خصوص در هر جا که مسيحيت و دين بودا پيروز شد عقيده مزبور نيز تفوّق يافت». وستر مارک مثال‏هاي زيادي از اين فکر عجيب مبني بر اين که «چيز ناپاک و تباهي در روابط جنسي وجود دارد» ذکر مي‏کند.
در آن نقاط دنيا نيز که دور از تأثير مذهب بودا و مسيح بوده است اديان و راهباني بوده‏اند که طرفداري از تجرد مي‏کرده‏اند، مانند اسنيت‏ها در ميان يهوديان ... و بدين طريق يک نهضت عمومي رياضت در دنياي قديم ايجاد شد.» (کتاب زناشويي و اخلاق، ص 26 و 25)
راسل در جاي ديگر مي‏گويد: پدران کليسا از ازدواج به زشت‏ترين صورت ياد کرده‏اند. هدف رياضت اين بوده که مردان را متقي سازد، بنابر اين ازدواج که عمل پستي شمده مي‏شد بايستي منعدم شود. «با تبر بکارت درخت زناشويي را فرو اندازيد» اين عقيده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است. (همان، ص
3۰


3. ديدگاه اعتدالي: بر اساس اين ديدگاه نه آزادي مطلق و رها پذيرفته شده است و نه محدوديت و منع هر گونه رابطه، بلكه ارتباط بين دو جنس مخالف در يك چهارچوب [Context] مشخص تعريف شده است.
ديدگاه اسلام ناظر به نگرش سوم (اعتدالي) است. 

برای خواندن مطالب بیشتر در این زمینه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید ....

 


ادامه نوشته


شكسپير گفت:
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم، انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..
زندگی کوتاه است...
خوشحال باش ..
و لبخند بزن ..
فقط برای خودت زندگی کن و قبل از اینکه صحبت کنی گوش کن...
قبل از اینکه بنویسی » فکر کن...
قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش... قبل از اینکه دعا کنی » ببخش...
قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن...
قبل از تنفر » عشق بورز...
زندگی این است ...
احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر...................

وعده‌ی لباس مرگبار

پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد. از او پرسید : آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت: چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت: من الان داخل قصر می‌روم و می‌گویم یکی از لباس‌های گرم مرا را برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده‌اش را فراموش کرد. صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش با خطی خوانا نوشته بود: ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می‌کنم اما وعده لباس گرم تو مرا از پای درآورد.

به حق چیز های ندیده


http://s3.picofile.com/file/7609806983/moos.gif

خوشبخت

وقتی به مدرسه رفتم از من سوال کردند که وقتی بزرگ شدم می خواهم چه کاره شوم؟
پاسخ دادم: خوشبخت
به من گفتند که سوال را متوجه نشده ام.
پاسخ دادم که شما معنای زندگی را خوب متوجه نشده اید.


عکس خنده دختر بچه kid laugh image


بگو میشنود

چشمهايت را ببند ،
در دلت با خدا سخن بگو ،
به همان زبان ساده ي خودت سخن بگو ؛

هرچه ميخواهي بگو ، او ميشنود . . .

شايد بخواهي تورا ببخشد ،
يا آرزويي داري ،
شايد دعايي براي يک عزيز و يا شکرش ،

بــگو ميشنود . . .

اين لحظه ي زيبا را براي خودت تکرار کن ؛
پــرواز دلـت را حـس خواهـي کـرد . . .

چشمهايت را ببند ، 
در دلت با خدا سخن بگو ،
به همان زبان ساده ي خودت سخن بگو ؛

هرچه ميخواهي بگو ، او ميشنود . . . 

شايد بخواهي تورا ببخشد ،
يا آرزويي داري ،
شايد دعايي براي يک عزيز و يا شکرش ،

بــگو ميشنود . . .

اين لحظه ي زيبا را براي خودت تکرار کن ؛
پــرواز دلـت را حـس خواهـي کـرد . . .

داستان عابد بنی اسرائیلی


گویند: در بنی اسرائیل عابدی بود ، شنید در آن نزدیکی درختی است که مردم آن را می پرستند! عابد در خشم شد و از بهر خدا و تعصّب در دین، تبر بر دوش نهاد و رفت که درخت را ببرد! ابلیس به صورت پیری بر او ظاهر شد و پرسید کجا می روی؟ گفت: برای بریدن فلان درخت، ابلیس گفت: برو به کار عبادتت مشغول باش، تو را چه کار به این کار؟ عابد سخت بر او آویخت و او را بر زمین زد و بر سینه او بنشست، ابلیس گفت: دست از من بدار تا تو را سخنی نیکو گویم، دست از وی بداشت، ابلیس گفت: ا
ین کار، کار پیغمبران است نه تو! عابد گفت: من از این کار باز نگردم و دوباره با ابلیس دست به یقه شد و او را به زمین زد. بار سوم ابلیس گفت: تو مردی درویش هستی این کار را به دیگران واگذار، من روزی دو دینار زیر بالین تو گذارم که هم هزینه خود کنی و هم به دیگر عابدان دهی، عابد پیش خود گفت: یک دینار آن صدقه دهم و دینار دیگر خود به کار برم و این کار بهتر از درخت برکندن است که مرا بدان نفرموده اند و من پیغمبر نیستم! دیگر روز دو دینار زیر بالین خود دید و برگرفت! تا روز سوم که هیچ دیناری بر بالین خود ندید، تبر برداشت و عازم بریدن درخت شد. ابلیس در راه رسید و به او گفت: ای مرد این کار، کار تو نیست و با هم در آویختند ، ابلیس او را بر زمین زد و بر سینه او نشست، عابد پرسید: چه شد که آن دو بار من تو را بر زمین زدم و این بار درماندم؟ گفت: آن دو بار بهر خدا درآویختی و این بار بهر دینار! اوّل برای خدا به اخلاص آمدی و از جهت دین خدا خشم گرفتی، خداوند تو را نیرومند ساخت، اکنون بهر طمع خویش آمدی و از بهر دنیا خشم گرفتی و پیرو هوای نفس خود شدی، لاجرم ناتوان شدی !
 

بارالها ...

بارالها..
بندگان صالحت را دوست می داریم،
و از همنشینی با آنان لذت می بریم،
چرا که مارا به تو نزدیک می کنند،
پس ای پروردگارم..
دوستانی روزیمان کن که در راه خوبی ها همراهمان باشند.

چرا درد ها شب به ما حمله ور می شوند؟


حس درد,چرا احساس درد شبها بیشتر است,درد‌شناسی


چرا درد شب‌ها به سراغمان می‌آید؟
اولین بار توسط دکارت، فیلسوف بزرگ این سؤال مطرح شد که حس درد برای اطلاع دادن به انسان‌هایی است که بدانند کجای بدنشان آسیب دیده است این ابزار برای توبیخ آنها نیست بلکه اعلام خطر است.فوق‌تخصص درد‌شناسی در مورد علت اینکه احساس درد در شب‌ها بیشتر می‌شود، گفت: در پشت این باور قدیمی مردم، حقیقتی علمی وجود دارد و علت آن به کارکرد سیستم عصبی بدن برمی‌گردد.

 

سیروس مؤمن‌زاده،در مورد این باور مردم که چرا شبها دردشان بیشتر می‌شود افزود: این باور به حقیقتی بر می‌گردد که مردم در طول تاریخ آن را تجربه کرده‌اند. انسان‌ها از قدیم مشاهده می‌کرده‌اند که در هنگام شب دردهایی مانند درد دندانشان بیشتر می‌شود.
وی ادامه داد: در پشت این باور قدیمی، یک حقیقت علمی وجود دارد در ابتدای کار زمانی که بشر با درد آشنا شد فکر می‌کرد، درد ابزاری در دست خدایان است تا انسان‌های گناهکار را توبیخ کند اما به مرور این باور تغییر کرد.
مدیر آموزش دوره فوق تخصصی درد در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تصریح کرد: اولین بار توسط دکارت، فیلسوف بزرگ این سؤال مطرح شد که حس درد برای اطلاع دادن به انسان‌هایی است که بدانند کجای بدنشان آسیب دیده است این ابزار برای توبیخ آنها نیست بلکه اعلام خطر است.
مؤمن‌زاده گفت: بنابراین درد به عنوان ابزاری برای حفظ سلامت مطرح شد اما اینکه چرا در شب درد مردم بیشتر می‌شود به این دلیل است که در طول روز توجهات و صداهای زیادی در اطراف ما وجود دارد و حس‌ لامسه، بینایی و تحریکات محیطی در روز بیشتر مطرح است.وی افزود: همچنین سیستم عصبی بدن اولویت‌بندی می‌کند و به حس‌های غیردرد کمتر اهمیت می‌دهد.
این فوق‌تخصص درد‌شناسی ادامه داد: قبل از اینکه حس درد به مغز برسد ابتدا حس لامسه، بینایی و حس تعادل به مغز ارسال می‌شود و در آخر حس درد منتقل می‌شود.
مؤمن‌زاده گفت: در طول روز به دلیل تحریکات حسی احساس درد کاهش می‌یابد اما در هنگام شب به دلیل کاهش تحریکات بدن، سیگنال‌های بدن خاموش می‌شود و حس درد بیشتر در مغز شنیده می‌شود در نتیجه احساس درد به وجود می‌آید.
وی گفت: این احساس درد در کودکان و بزرگسالان فرقی نمی‌کند و در طول شب به طور کلی شدید‌تر و قوی‌تر است.

 

ماندگار ترین و تاثیر گذار ترین عکسهای تاریخ

ماندگار ترین و تاثیر گذار ترین عکسهای تاریخ که پیش اومده بعضی از اونها رو تک و توک دیده باشید اما این 30 عکس در کل تاریخ ماندگارترین ها خواهد بود ...

با دیدن برخی از این عکسها واقعا اشک آدم در میاد ...


Protestors place flowers into the rifle barrels of armed officers

پاسخ بسیار جالب تظاهر کنندگان به ماموران و نیروهای امنیتی با قرار دادن گل در لوله تفنگنها

wikipedia.org


“Wait For Me Daddy,” by Claude P. Dettloff in New Westminster, Canada, October 1, 1940

پدر صبر کن ... !!! جمله کودک این سرباز آلمانی که در کانادا پس از برهم زدن صف توسط هیتلر اعدام شد

خاک بر سر دیکتاتور بی رحمش

vancouverhistory.ca


Christians protect Muslims during prayer in the midst of the 2011 uprisings in Cairo, Egypt

مسیحیان محافظ مسلمانان هنگام ادای نماز در شورش معروف قاهره و مصر سال 2011



برای دیدن عکسهای بیشتر رو ادامه مطلب کلیک کنید...

ادامه نوشته

خانه تکانی دلت مبارک!

دلت را بتکان، غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن.......
 
دلت را بتکان،اشتباهایت تالاپی می افتد زمین،بذار همان جا بماند ، فقط از لابه لای اشتباهایت یک تجربه را بیرون بکش...قاب کن و بزن به دیوار دلت......
 
دلت را محکم تر اگر بتکانی،تمام کینه هایت هم می ریزد....
 
و تمام آن غم های بزرگ...
 
و همه حسرت ها و آرزوهایت.....
 
محکم تر از قبل بتکان تا این بار همه آن عشقهای بچه گربه ای! هم بیفتد.....
 
حالا آرام تر، آرام تر بتکان تا خاطره هایت نیفتد......تلخ یا شیرین چه تفاوت می کند؟!
 
خاطره،خاطره ست باید باشد باید بماند....
 
کافی ست؟!!
 
نه هنوز دلت خاک دارد...یک تکان دیگر بس است..
 
تکاندی؟؟!!
 
دلت را ببین! چقدر تمیز شد. دلت سبک شد!
 
حالا این دل جای* او* ست ...دعوتش کن ، این دل مال* او* ست
 
... همه چیز ریخت از دلت همه چیز افتاد ...و حالا...
 
وحالا تو ماندی و یک دل و* خدا * و یک قاب تجربه،مشتی خاطره ...
 
خانه تکانی دلت مبارک....!!!

نقاش و پادشاه

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت.
پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند.
اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟

سرانجام یکی از نقاشان گفت که می‌تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر از پادشاه نقاشی کرد.
نقاشی او فوق‌العاده بود و همه را غافلگیر کرد.
او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانه‌گیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده !!!

چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان...

سلام ....من اومدم

سلام به همه

اول بزارید از ابراز توجه و محبت مخاطبان وبلاگم تشکر کنم .... شرمنده کردید ... حس حمایت خوبی بود که شما به من هدیه دادید ... یه وقتایی لازمه آدم بدونه اگه هست دیده هم میشه ... اگه حرفی هم میزنه شنیده میشه ... این حس یه حس قدرتمندیه ...این حس شبیه یه دست قویه که نمیزاره زمین بخوری و یا اگه خوردی بلندت میکنه و با لبخند میگه عب نداره چیزی نیست  ... اره این حس رو من دوست دارم  که شما به من هدیه کردید ... امیدوارم بتونم تا لحظه ایی که هستم خوب باشم که بهای داشتن این حس رو پرداخت کنم ...ممنونم...ممنونم...ممنونم ..... باز هم با من باشید 

میجنگم برای بهترینها

نویسنده: مریم


Click to view full size image


دوستان خداحافظ برای همیشه

سلام ....... سلام به همه ی شما دوستان محترم و خوب که احترام گذاشتید و به وبلاگم سرزدید، نظر دادید ، انتقاد کردید و تشویق . همه ی اینها برای من تجربه ایی اندوخته شده که بتونم در آینده از آن استفاده کنم.
وقتی وبلاگم رو راه انداختم اهداف قشنگی داشتم ، اما محدودیت ها دلسردم کرد و وبلاگم شد دفتر یادداشتی که مطالبی در آن قرار داده بشه که هم خودم بتونم از آن استفاده کنم و هم دوستان محترم ........ اما میخوام دیگه متوقفش کنم چون احساس میکنم وبلاگ موثری نبوده و وقت گذاشتن رو این وبلاگ اتلاف وقته نه چیز دیگه.
.
در آخر دوست دارم برای همه ی همراهان وبلاگم از خدای بزرگ درخواست دلی پاک و سرشار از یاد خدا ، روزگاری شاد و لحظاتی پر ثمر داشته باشم .
.
.
.
تکیه کلامی که همیشه برای شخص خودم استفاده میکنم دوست دارم به شما هم بگم "بجنگ برای بهترینها "
.
.
.

بدرود دوستان
 

دانلود آهنگ جدید سامی یوسف


زنجیر عشق

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود .اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.

اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم....
زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟"
و او به زن چنین گفت: " شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام.
و روزی یکنفر هم به من کمک کرد�همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"

چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست
بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.
وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود ،
درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.
در یادداشت چنین نوشته بود:" شما هیچ بدهی به من ندارید.

من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".

همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه...




" یک آزمایش تاریخی از ران جونز "

خوندن این مطلب واقعا من رو بشدت تحت تاثیر قرار داد ...

مطمئنا شما هم دیدگاههای متفاوتی خواهید داشت ...

 

این آزمایش را «ران جونز» که یک نویسنده و آموزگار اهل پالو آلتو است، انجام داده است، در واقع عمده شهرت این شخص به خاطر همین آزمایش است که در سال ۱۹۶۷ به انجام رسید.

در آن سال ران جونز، آموزگار تاریخ دبیرستان «کلابرلی» در پالو آلتوی کالیفرنیا بود، یکی از کلاس‌های او، کلاس تاریخ معاصر برای دانش‌آموزان کلاس دوم دبیرستان بود.

 

در آوریل سال ۱۹۶۷، در هنگام تدریس، یکی از دانش‌آموزان دختر سؤالی از جونز پرسید، که چگونه است که همه اقشار جامعه آلمان در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، ادعا می‌کنند که در زمان هیتلر چیزی در مورد جنایات نازی‌های نمی‌دانستند تنها کاری را که به آنها محول شده بود، انجام می‌دادند و در اعمال جنایت‌کارانه سهیم نبوده‌اند. بالاخره آن ماشین عظیم جنگی به خودی خود و بدون نیروی مردم، نمی‌توانست وجود داشته باشد.
 
آقای جونز  تصمیم گرفت که یک هفته در این مورد تفکر کند و با شیوه‌ای متفاوت و تأثیرگذار، پاسخگو باشد.
برای همین جونز در کلاس گفت که برای بهبود سطح کلاس و کارایی دانش‌آموزان قصد دارد که جنبشی به نام موج سوم به راه بیندازد.


 

ادامه نوشته

گـلواژه های مانـدگار از دیـدگاه بـزرگان


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

از اون حرفا ...

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org


لطفا رو ادامه مطلب کلیک کنید به شما قول میدم لذت میبرید  ....


ادامه نوشته

پدری دختر 20 ساله اش را جلوی چشم 300 نفر تیرباران کرد(عکس لحظه تیرباران )

پدر افغان برای اجرای حکمی که از سوی رهبران مذهبی تحت حمایت طالبان در روستایشان صادر شده بود، دختر خود را در ملاء عام و در مقابل 300 تن از ساکنان روستا تیرباران کرد.

 پدری دختر 20 ساله اش را جلوی چشم 300 نفر تیرباران کرد

پدر حلیمه با نظارت رهبران مذهبی روستای محل زندگی‌شان، دخترش را با گلوله‌هایی که به ناحیه سر، شکم و کمر او شلیک کرد، کشت تا وی را به جرم رابطه‌ نامشروعی که به او نسبت داده بودند، مجازات کرده باشد.

کشتن حلیمه که 18 یا 20 ساله و مادر دو فرزند بوده، نشان می‌دهد که افغانستان پس از گذشت 11 سال از سقوط رژیم طالبان هنوز برای حفاظت از زنان با دشواری‌ها و معضلات جدی مواجه است.

  پدری دختر 20 ساله اش را جلوی چشم 300 نفر تیرباران کرد

پلیس محلی ولایت «بادغیس» در شمال غربی افغانستان در‌این‌باره می‌گوید: حلیمه متهم شده بود که در غیاب شوهرش با پسرعموی خود فرار کرده و پدرش برای مجازات او از رهبران مورد حمایت طالبان راهنمایی خواسته بود.

چیزی که به وضوح در فیلم آن قابل مشاهده است، تیراندازی چندین باره ی آن از فاصله ی یک متری اوست. شدت هیجان تیرانداز آن قدر بالاست که از پشت به او دستور توقف تیراندازی را می دهند!

«شرف الدین شرف»، رییس پلیس ولایت بادغیس می‌گوید: مردم این روستا درباره فرار حلیمه شروع به متلک‌گویی به پدرش کرده بودند. در نهایت یکی از رهبران مذهبی طالبانی در این روستا به پدر حلیمه می‌گوید که دخترش باید در ملاء عام اعدام شود.

رییس پلیس ولایت بادغیس می‌افزاید: پدر حلیمه حکم را به دست خودش اجرا کرد و ما دو روز بعد به آنجا رفتیم اما او و تمامی خانواده‌اش گریخته بودند.

سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرد: این قتل که در روز 22 آوریل سال جاری میلادی (2013) در روستای «کوکچاهی» در ولایت بادغیس رخ داد، نشان می‌دهد که کنترل پلیس افغان در بسیاری از مناطق افغانستان تا چه حد اندک و محدود است.

همچنین «حوریه مصدق»، کارشناس عفو بین‌الملل در امور افغانستان می‌گوید: خشونت علیه زنان در افغانستان به صورت بومی همچنان ادامه دارد. زنان نه تنها با خشونت اعضای خانواده برای دلایل به اصطلاح ناموسی مواجه‌اند بلکه اغلب با بدرفتاری و اقدامات غیرعادلانه ناشی از اجرای احکام غیررسمی و سنتی نیز روبرو می‌شوند.

دختر مسلمان، کوچکترین پزشک دنیا

به دلیل هوش و ذکاوتی که داشت، شاهزاده "موزه" همسر مطلقه امیر قطر او را برای ادامه تحصیل به قطر دعوت کرد.


"اقبال الأسعد" دختر مسلمان فلسطینی تباری است که در حال حاضر کوچک ترین پزشک جهان در سال 2013 میلادی معرفی شده است.

او از پدری فلسطینی و مادری لبنانی متولد شده است و اکنون 20 سال سن دارد، فارغ التحصیل دانشکده پزشکی "وایل کورنیل" در کشور قطر شده است.

 
دختر مسلمان، کوچکترین پزشک دنیا + عکس
 
"اقبال الأسعد" دوران ابتدایی را در یک سال و دوران راهنمایی خود را نیز در یک سال در منطقه "البقاع" در لبنان گذراند و به دلیل هوش و ذکاوتی که داشت، شاهزاده "موزه" همسر مطلقه امیر قطر او را برای ادامه تحصیل به قطر دعوت کرد.

هزینه های کامل 7 سال تحصیلات دانشگاهی و اقامت وی در قطر بر عهده شاهزاده "موزه" بوده است همچنین همسر امیر قطر، شخصا در مراسم جشن فارغ التحصیلی این دختر مسلمان حضور یافت.

"اقبال الأسعد" اعلام کرده که برای دریافت تخصص، قصد دارد به ایالات متحده آمریکا سفر کند و در رشته جراحی کودکان ادامه تحصیل دهد تا از این طریق بتواند به کودکان مظلوم فلسطین کمک کند.