من دلم راضی نیست


خواب را بو بکشم


دستهایم را در زیر بغل جمع کنم


و بگویم:"چه کنم؟"


من دلم میخواهد


دستهایم با عشق


رنگ احساس شقایق ها را...


رسم کنند...


پدرم یکسره میگفت:


پسر جان بنویس


مشق بکن...


و نمی دید که من...


خودنویسم را پر می کنم از جوهر آب...!


می نویسم هر شب


مشقهایم را بر ساقه بید


پدرم هیچ نمی دید که من


با گل سرخ تفاهم دارم!


و تمام سخن چلچله را می فهمم


و پر نازک پروانه


برایم زیباست


و پدر...


هیچ نمی دید که من


در فراسوی زمان


ضربان دل هر شب پره را


می شمرم

 


هــمـه ی
خـسـتـــ ــــــِـــگـی هــایـت را یـکـجـــا مـیـخـــــــَــــــــرمـ . .
.

تـو فـقـط قـــول بــده . . .  


کـــــــــــ ــه . . .  


صـــدای خـنـده هـــ ـایـت را بــه هـیـچـکــس . . .  


جـــُـــــــــــز مــ ـــــــَـ ـــــــــن نـفـروشــــــــــ ــــــــــــــ ــــــــــــ ــی . . .


 

يادته زير گنبد كبود تو بودي و كلي آدماي حسود؟
 
تقصير همون حسوداست كه حالا 
 
هستي ما 
 
شده يكي بود يكي نبود... 


כل استــ כیگر خستـہ میشوכ …

بے حوصلـہ میشــوכ …

از روزگار از آכمـــــــها از خــوכشـــــ

از ایטּ قابــها , از اثباتــ , از تـــــوضیــح

از ڪلماتــــے ڪـہ رابـــطـہ ها را بـہ گنכ میڪشـــכ 


 نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد...

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...

ولی بسیار مشتاقم که از خام گلویم سوتکی سازد...

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...

تاکه پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد...

و سراب خفتگان خفته را اشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...  


خدایا .....

از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذاز...
.
نگاهی....

یادی.....تصویری....

خاطره ای....

برای ان هنگام که فراموش خواهیم کرد که روزی چقدر عاشق بودیم ...
.
.
.
.
.
.
بیا ای پاکترین رویا

راز بودنت نماد پاکترین عشق است

جلوه حق را در تــو دیدم

پس ...

حمد و سپاسم باش

تا قلبم با عشقــت خدایی شود
.
.
.
.
چقدر خوشحال بود شیطان

وقتی سیب را چیدم

گمان میکرد فریب داده است مــرا

نمیدانست تــو پرسیده بودی :

مــرا بیشتر دوست داری یا ماندن در بهشت را ...!

و مــن عشق تــو را انتخاب کردم جانکم

بهشت ارزانی دیگران
 
 


 


 

 

جملۀ « نگران نباش ، درست‌اش می‌کنیم . » ، از مقدس‌ترین عباراتِ دنیاست .

فکر می‌کنم کسانی که روزی این جمله را از کسی می‌شنوند ، جزء آدم‌های خوش‌شانس دنیا به

حساب می‌آیند . « نگران نباش ، درست‌اش می‌کنیم . » 


 

هر چقدر هم که ضعیف باشی

♥♥گاهی اوقات♥♥

می توانی تکیه گاه باشی

 

 
 
کنارم که هستی
خیابان ها از ماهیت می افتند
رسیدنی در کار نیست
شانه به شانه مقصدم قدم میزنم 
 

برای خودت زندگی کـنـــــــــــــــــــ...

کسی که تو را دوست داشته باشد

با تو میماند ...

برای دوست داشتنت میجنگد ...

اما اگر دوستت نداشته باشد

به هر بهانه ای میرود ...!
  


  
ساده لباس بپوش، ساده راه برو ،اما

در برخورد با دیگران ساده نباش

زیرا سادگی‌ات را نشانه می‌گیرند برای درهم شکستن غرورت.

"مرحوم حسین پناهی"
  


به مُردادی ترین گرما قسم، بدجور دلتنگم

شبیه گچ شده از دوری ات، بانوی من رنگم !


تو تقصیری نداری، من زیادی عاشقت هستم

همین باعث شده با هر نگاهی زود می لنگم !


همان بهتر که از هذیان نوشتن دست بردارم

به مرگِ شاعرِ چشمت قسم... بدجور دلتنگم ! 


تنها تو که باشی کنار من دلم قرص است

اصلاً تمــام قرص ها جز تــــو ضـــــرر دارند

می خواهمت دیوانه جان! می خواهمت، ای کاش

نادوستانم از سر ِ تـــو دست بردارند...

***

شک ندارم مادرم فهمیده که می‌خواهمت

سجده‌های آخرش این روزها طولانی است... 


 زیر آسمان خدا

پای مهربانی های لایزالش

کنار سخاوت بی حدش

تنها و تنها

دلم برای تو می تپد

با آرامشت

آرامم

و با تشویش هایت

زمین زیر پایم می لرزد

دستانت را

قلبت را

مهرت را

به دستان پر محبت خدا می سپارم... 


 

وقتـــی از همــه دنیـــــا ناراحتمــــــــــ

 

 

فقط با فکـــــــر کردن به تــــو آرومـــــ مــــی شمــــــــ


 

امـــــــا وقتــــــــی تــو ناراحتمـــــــ مـــی کنـــــی 
همـــــــه ی دنیــا همـــ نمـــی تونـــه آروممــــــــــ کنــــه 
 

نمی دانـــــم باور می کنی یا نه

من از این زندگی

چیزهای زیادی نخواسته بودم. . .

تنها نگاهــت را

غمــت را

دلواپسی هایــت را می خواستم

چگونه می شود

کسی را دوســـت داشت

اما تــرک کرد

اصلا مگر می شود. . .؟!

باورکــــــن

من سطر به سطر این شعر را گریستــه ام

تا توانستم آن را بر کاغذ بیاورم

من از این زندگــی

چیزهای زیادی نخواستــه بودم

 

جز" تــــــــو " 


" شک نکن " دنیا همینه :


مرد بودن " دَرد " دارد ..... نامرد بودن " کـِـیـــف " !!

 

خوبی " تــاوان " دارد ..... بدی " احترام " !!

 

پاک باشی " تـَـنهایی " ....... خیانت کنی " با کلاســی "

اما


✔ دور باشـــی و تــپــــــنده

 

↙ بهتر است از این که

 

✔ نزدیـــک باشی و زننـــــــده
 

این مفــــــهوم را که در رگ هـــایت جاری کنی

 

✘ دیگر تنـــــــــها نخواهی بود✘ 


اگه کســــے هســـت که خیلــــے دوستــــش دارے...

اگه اطمینـــــان دارے اونــــم تــــو رو دوستـــــت داره...

عاشقانه در آغوشش بگیر و هیچ وقـــت ترکـــش نکن ،

حتــــے به خاطر حرف آدمهــــاے اطرافــــت ......

ایــــن جهان پر است از آدمهایے کــه

چشـــم دیـــدن عشــــق رو نــــدارن ...

عکس بوسه دختر و پسر

 

 

 

سخت است درک کردن دختری که ؛

 

غم هایش را خودش میداند و دلــــــــش ...

 

که همــــــــه تنها لبخندهایش را میبینند ...

 

که حـــــــــــــــــــــــــسرت میخورند به خاطر شاد  

 

بودنش ...

 

به خاطر خنـــــــــــــده هایش ...

 

و هیچکس جز همان دختر نمیداند که چقدر  

 

تنـــــــــــهاست ...

 

که چقدر میترسد!

 

از باخــــــــــــــــــــــــتن ...

 

از اعتــــــــــــــــــــــماد بی حاصلش ...

 

از یخ زدن "احســـــــــــــــاس"


 

 مــیــدونم !

کــــار داری !

ســَرَت شـــلوغه !

مــیــــدونم!

امــا اینکـــه موقع خـــواب

روی تخـــتت ... چند ثانیه ...

فقط لحــظه ای بــه ذهــنت خـــطور کنه

کـــه یکی جــایی ... کـــسی ... روی تخــتش ...موقع خــوابـــش ...

واس خاطر "تـــــــــو" اشـــک مــــی ریزه !

همیـــن هــم بــرا مـــن کــافیه  


 ب اندازه کافی رنگ موهام خاص هست

ن  دوس دارم موهامو رنگ کنم

ن خودمو تو آرایش خفه کنم

ن لب ب چیز حرومی میزنم

ن چشمم دنبال  پول و ماشین مدل بالای این و اونه

از آدمای دو رو متنفرم...

چون خانوادم با فرهنگن

نظر هر کسی برام مهم نیس...

اصلا برام اهمیتی نداره دیگرون پشت سرم چی میگن

چون کسایی ک برام مهمن منو میشناسن

بهم میگن آدم مغروریم ...شاید بخاطر اینه ک اهل هر کاری نیستم

برای من دختر بودن ینی همین

وگرنه جنس آشغال و ارزون تو بازار زیاد پیدا میشه ...

سرت را …

تکیه به دیوار نــده عشقه من …

به غیرت …

شانه هایم برمی خورد … 


ميداني رفيق

به تنهايي ات افتخار كن . . .

كه تنهايي هزار بار بهتر از گدايي محبت است . . .  


میدانی رفیق . . .

اینروزها ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﺗﺎ ﺟﻮﺍﺏ ﺳﻼﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﯽ؛


ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺖ ﺗﯿﺰ ﻣﯿﺸﻮﺩ ..


ﺍﯾﺮﺍﻥِ ﺍﻣﺮﻭﺯِ ﻣﻦ, ﮔﺮﺑﻪ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﮔﺮﮒ ﺍﺳت...



میدانی رفیق . . .

وقتی دختری را فریب دادی . .

قبل از اینکه به دوستات بگی چقد احمق بود. . .

زیر لب به خودت بگو من چقد آشغالم . .  


به سلامتی خودم که حرفای دلم رو به کسی نگفتم . . .

به سلامتی خودم که کوه درد بودم ولی دم نزدم . . .

به سلامتی تنهایی هام که اصلا دوستشون نداشتم . . .

به سلامتی آرزوهایی که نتونستم لمسشون کنم . . .

به سلامتی عشقی که طالعش به اسم من نبود ولی هنوز دوسش دارم . . .

به سلامتی شب هایی که توی تنهایی گریه کردم ولی نمیدونستم برای چی ؟

سلامتی من . . . سلامتی تویی که الان اینارو خوندی و یاد عشقت افتادی . . .

 به سلامتی تویی که الان دلت گرفت . . .به سلامتی تو رفیق

  

 امروز با تمام دنیا قهرم . . .

اما اگر تو صدایم کنی برمیگردم و با همان حماقت همیشگی میگویم جانم . . .

من اینم . . .

زود دل میبندم . . . دیر فراموش میکنم . . .زود میشکنم . . .دیر جوش می آورم . . .

ساده ام . . . میسوزم به بای سادگیم . ..

صبورم اما اگر بروم برای همیشه رفته ام . . . 


تنهایی تاوان تمام نه هایی ایست که نگفتم تا دل کسی نشکند

همه ی محبت هایی که زیادی هدر دادم تا دلی را بدست بیاورم

همه ی دوستت دارم های ابکی که جدی گرفتم

همه ی سادگی که در این دنیای هزار چهره خرج کردم

تنهایی تاوان همه ی خوشبینی هاییست که به دنیا و ادم های این روزها داشتم . . .


 

عکس

چند وقتیست هر چه می گردم

هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم

نگاهم اما گاهی حرف میزند

گاهی فریاد می کشد

و من همیشه به دنبال کسی میگردم

که بفهمد این نگاه خسته چه می خواهد بگوید … 


 

میدانی رفیق  . . .

زندگی ات را منوط به بودن و نبودن آدمها نکن . . .

روی پاهای خودت بایست تا تنهایی را بیهوده نیابی . . .

هیچ کس را بهترین زندگی ات خطاب نکن. . .

یادت باشد آدمها که بهترین خطاب شوند خیالاتی میشوند . . .هوا برشان میدارد . . تعغیرت میدهند . . .

آنوقت تو میمانی و یک دوگانگی شخصیت . . .

همیشه یادت باشد رفیق . . .

کسی بهترین زندگی تو میشود که خودش بخواهد. . . 


آنـــــقـَـدر پـُشــتـــِ سـَـرَت آب ریخــتــمــــ…
کــ ه تَـمـامـــِ کـوچـه سـَـبـز شـُـد !
پـــس چـِـرا نـیـامـدی ؟!


آغوشت را تـــــــنگ تر کن...

حســـــــــادت میکنم به هــــــــــوایی که میان من وتوست

آغوشت را تنگتر کن....

بـــی مرز میــــــــخواهمت ....

 

 


یادت باشد

من اینجا کنار همین رویاهای زودگذر

به انتظار آمدن تو

خط های سفید جاده را می شمارم 


    

همکلاسی غم های منـــ

چه زود گذشت ترم باهم بودن

شاگرد اول عشق تو شدی و من

باز هم مشروط چشمــــانت شدم 


لمس دستان تو
وسوسه شیطان نبود
به قداست چادرت قسم
حس قنوت نمـــاز هایم بود 


 

دل به دلداران سپردن کار هر دلدار نیست

من به تو جـان می سپارم ... دل که قابل دار نیست


 


عکس عاشقانه 

زمان می گذرد و زمانه پیر می شود
تنها یاد توست که هر ثانیه
در دلم جوانه می زند
تو تکرار می شوی و من
هر روز بشوق حضورت
دلتنگ می شوم
تیک تاک ثانیه ها
به وقت قرار عاشقیست
ساعتم را به وقت دلم کوک کرده ام
چون ثانیه ها را
تند تند می شمارد
 


عکس زیبا 

تصویر نوشته های زیبا 

یکــــــــــ بار که تنــــــــــها بمانی

یکــــــــــ بار که بشکنـــد دلتــــــــــ

غرورتــــــــــ

اعتمادتــــــــــ

همین یکــــــــــ بار کافیســـت

تا یکــــــــــ عمـــر

از پشتــــــــــ نگاهـــی ترک خورده به آدمهــا بنگری ...!

همین یكــــــــــ بار كافیســـت

تا دیگر هیــچ نگاهــــــــــی دلتــــــــــ را نلرزانـــد ...



 

در جامعه ای زندگى میکنم که :
بسیاری از مردمانش با یک " استخاره " هدف تعیین میکنند !
و
با یک " عطسه " از هدف خود دست میکشند
!!

 


 

همیشه, یک نفر هست که,

تنهایی "قهوه" می خورد

تنهایی "سیــگار " می کشد

تنهایی "حرف" می زند

تنهایی "اشک" می ریزد

و تنهایی "عاشق" می شود

چه در کافه های پاریس چه در اوج کوهی در الپ چه در ساحل شهری در شمال چه در

اتاقش پشت میز ..

 


 

بگـــذار هَرکَسی هَر چِه دوست دارَد بِگـــویَد
مُهِم ایـــن اَست کِ تُو دُردانِــــــــــــه مَنی
وَ اَزتَمامِ خوبی ها بَدی های این دُنیا

فَقَطُ و فَقَط تُورو میخواهَــــــم


حالم گرفته از این شهر که آدمهایش همچون هوایش ناپایدارند

گاه آنقدر پاک که باورت نمی شود !

گاه چنان آلوده که نفست می گیرد . . . 



تمام لحظه هام بی دلیل تر از همیشه

فقط میخوام بنویسم که روزگاری پیش دلَم کم نیارم

افتابی که نمیشی باز فصل هامو گم میکنم


     بگذار بگویند مغرورم...!!!!

من.....از صرف احساساتم

برای هرکسی وحشت دارم....!!!!


کارت پستال,جمله عکس

 

لیاقـﭞ می خواهد "شریـڪ" شدטּ

تو خوش باش به همیـטּ "با هم" بودטּ های امروز,


مـטּ خوشم به خلوﭞ تنهایـےِ ام !


تو بخند به امروز؛

مـטּ مـےِ خندم به فرداهایـﭞ...

http://upcity.ir/images2/49823666045457820330.jpg

 

تورا دختر خانوم می‌نامند
مضمونی که جذابیتش نفس‌گیر است…

دنیای دخترانه تو نه با شمع و عروسک معنا پیدا می‌کند
و نه با اشک و افسون.

اما تمام این‌ها را هم در برمی‌گیرد…


تو نه ضعیفی و نه ناتوان،
چرا که خداوند تو را بدون خشونت و زورِ بازو می‌پسندد.


اشک ریختن قدرت تو نیست، قدرت روح توست

          


یه چیزی هســت بـه اسم “بــغـل“…لامصـــب دوای هر دردیه ….

     


ســفیر آرزوهــایم است صــــدای قــدم هایت

اگر بیـــایی

به حرمــت شـــان دنیــا را وادار به ســـکوت مـــیکنم.



شعرها و عکس های عاشقانه بهارجون




میان عابران تنهاتر از من هیچ کس نیست / کسى اینجا به فکر این غریبه در قفس نیست

دلم امشب براى خنده هایت تنگ تنگست / فقط در دستهاى گرم تو مردن قشنگست . . .

به قد موهاي سرت توي دلم درد و غمه

هرچي بگم که زندگي با من چه ها کرده کمه

حقيقت تلخ منه ذره به ذره سوختن

رفتنه بي رسيدنه تموم زندگي من

اميد چي بهت بدم وقتي به هم نمی رسیم

چقد ازت مهلت بخوام، زياد، کم ، نمي رسيم

دنيا رو واسه تو ميخوام بي تو برام يه زندونه

خودمو مي کشم کنار فرصتي واست بمونه

يه روزه بي تو بودنم يه عمر منو پير ميکنه

اينجورنگاه نکن بهم ، دلمو زنجير ميکنه

گريه نکن تقدير ما تن به شکست دادنه

کاشکي بدوني قلب من داره چطور ميزنه

چه درديه تو سينه يه کوه رو هر نفسه

اشکاتو طاقت ندارم نه ديگه واسه من بسه

تو جايي که دل ندارن عشق از گناه بدتره

حتي خيالم دلمو تا شهر تو نمي بره


همین که در میان عطر نفس هایت دستانت مال من باشد کافیست . . .

با تو قطرات باران که سهل است،فوران آتش فشان هم دلچسب میشود !

 


زیـبـا تـریـن لـبـاسـی کـه مـیـتـونـه زن را بـپـوشونـه..
بـازوان مـردیـسـت کـه دوسـتـش داره..


مـــرב ڪـﮧ تــو بـاشـے

 

زטּ بــودלּ خــوبــ استـــ

 

از ميـــاלּ تمــــام مـذڪـر ـهاے בنيــــا

 

فقـــط ڪافيستـــ پـــاے تــو בر ميـــاלּ بـاشـــد

 

نميـבانــے بـــراے تــو خانـــوم بـــودלּ

 

چــﮧ ڪيـفــے בارב.....!!


زندگی کن چه خوب چه بد


زندگے ڪُـטּ بـﮧ شیوס خُوכَت ، بآ قوآنیـטּِ خُوכَت ..

مَرכُρ כِلشآטּ میخوآهَـכ موضوعے برآے گفتُ گو כآشتـﮧ بآشنـכ !

بَرآیشآטּ فرقے نمیڪنـכ  چگونـﮧ هَستے !

چـﮧ خوب .. چـﮧ بـכ ..موضوعِ صُحبتشآטּ خوآهے شُـכ ..

پَس زِنـכِگے ڪُـטּ  بـﮧ شیوه خُوכَت ..

چـﮧ خوب .. چـﮧ بـכ ..


الهی

الهی

 

الهی من ندانم مردمان بهر چه میجنگند که این با خود کنند

گربنالم تو بگو یی نعمتی را از کفم بیرون کنند

یاورم نام اورم دستم خدا دستم بگیر

دلشکستم ای خدا ان گوشه ی قلبم بگیر

هر کسی را نیک گفتم روز بعد خارم بکرد

هر کسی را دوست گفتم فوتکی بر شعله ی جانم بکرد

نازنینا دست هر کس را گرفتم فکر خوبی داشتم

با همان کس در ضمیرم روزگاری داشتم

توخودت دیدی چه کردند با دلم این مردمان

ای عزیزا سفره ی باز دلم را پاره کردند مردمان

تو بگو من از کدامین بندگانت می شوم

عاشقت هستم خدا من جان نثارت می شوم

هر کجا چشمم بگردید ونظر انداختم

مردمانی این چنین دانا و مهربان  یافتم

بهترینا تو خودت بهتر بدانی من چگونه زیستم

این همه خوبی مردم من که چیزی نیستم

                                                                   (شعر از  الهه )


اگر ای عشق پایان تو دور است

دلم غرق تمنای عبور است

برای قد کشیدن در هوایت

دلم مثل صنوبر ها صبور است


گاهی دلت میخواهد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن.........

میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری.......

اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل : چیزی شده؟

اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی

وبا لبخندی سرد میگی: نه . هیچی.........


Namayesh Eshas Ba ax%20%2811%29 سری دهم نمایش احساس با عکس


شیرین بهانه بود !

فرهاد تیشه میزد تا نشنود

صدای مردمانی را که در گوشش میخواندند

دوستت ندارد ...!

ساکار


من این روزاتو دوس دارم,همین روزا که میخندی
نگاهت میکنم وقتی چشاتو ناز میبندی
تو آغوش تو میخوابم,همه حسم شده عادت
یه دنیا هم نمیتونن بگن برگرد از این حالت

گنجشکانی که رد تو را دیروز درخت به درخت

و خیابان به خیابان دنبال کرده اند

خدا میداند چه دیده اند

که دیگر جیکشان درنمیآید!!


یاد دارم

یاد دارم در غروبی سرد سرد

میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد

داد میزد  کهنه قالی میخرم

دست دوم جنس عالی میخرم

کاسه و ظرف سفالی میخرم

گر نداری کوزه خالی میخرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت اهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست ؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت اقا سفره خالی میخرید؟

Deltangihayam www OverDoz IR دلتنگیهایم از دوری توست ...


سخنی نیست

                                   سخنی نیست...

چه بگویم؟ سخنی نیست.

می وزد از سر امید نسیمی،

لیک، تا زمزمه ای ساز کند

در همه خلوت صحرا

                              به ره اش

                                            نارونی نیست.

چه بگویم؟ سخنی نیست.

                        *                *               *

پشت درهای فروبسته

شب از دشنه و دشمن پر

به کج اندیشی

                     خاموش

                                نشسته ست.

بام ها

        زیر فشار شب

                              کج،

کوچه

        از آمد و رفت شب بدچشم سمج

                                                        خسته ست.

                       *                 *               *

چه بگویم؟ سخنی نیست.

در همه خلوت این شهر، آوا

جز ز موشی که دراند کفنی، نیست.

وندر این ظلمت جا

جز سیانوحه ی شومرده زنی، نیست.

ور نسیمی جنبد

به ره اش

                نجوا را

                           نارونی نیست.

چه بگویم؟

سخنی نیست...

                                                          « احمد شاملو»


قبل از اینکه به کسی که میدونی با احساس و ساده است بگی دوستت دارم .

قبل از اینکه بهش محبت کنی.

قبل از اینکه به خودت عادتش بدی.

قبل از اینکه تنش رو به بغل بکشی.

قبل از اینکه احساسش رو بیدار کنی.

قبل از اینکه تنهاییش رو پر کنی

قبل از اینکه عاشقش کنی.....

خوب فکراتو بکن

با دلت یکی باش . از حرفت مطمئن باش

یه  کم مرد  باش .

شاید با همین حرف تو نوری ته دلش روشن بشه که خاموش کردنش به بهای خاموش شدنش باشه......

                                                   

دلتنگ


گاه دلتنگ میشوم

دلتنگ تر از تمام دلتنگی ها

حسرت ها را میشمارم

وباختن ها ...........

نمیدانم من کدامین امید را نا امید کردم

وکدامین  خواهش را نشنیدم 

وبه کدام دلتنگی خندیدم  که چنین دلتنگم!

بهشت


کسی که بهشت را بر روی زمین نیافته است

ان را در اسمان نیز نخواهد یافت

خانه ی خدا نزدیک ماست .

و تنها اثاث ان عشق است.

ارزو


از خدا پرسیدم:

اگردر سر نوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای  پس ارزو کردن چه سود؟

ندایی در درونم گفت:

شاید در سر نوشتت نوشته باشد (هر چه ارزو کرد ......؟!)

گل سنگ

گل سنگ.....

و دریا به سمت پاهای من می امد.

  التماس  میکرد تا بشوید درد هایم را .

من به او گفتم کار تو نیست.

درد هایم را شست اما خودش خشکید. 

و حالا  سالهاست که از دریا فقط  شوره زاری  باقیمانده  از درد هایم روی صخره ها که از ان فقط گل  سنگی میروید رنگارنگ........

(دل نوشته های یک غریبه)

به افتخار سیامک سپهریان


شوق

یاد داری که ز من خنده کنان پرسیدی

چه ره اورد سفر دارم از این راه دراز ؟

چهره ام را بنگر تا به تو پاسخ گوید

اشک شوقی که فرو خفته به چشمان نیاز

چه ره اورد سفر دارم . ای مایه ی عمر؟

سینه ای سوخته در حسرت یک عشق محال

نگهی گمشده در پرده رویایی دور

پیکری ملتهب از خواهش سوزان وصال

چه ره اورد سفر دارم..... ای مایه ی عمر؟

دیدگانش همه از شوق درون پر اشوب

لب گرمی که بر ان خفته به امید و نیاز

بوسه ای داغ تر از بوسه خورشید جنوب

ای بسا درپی ان هدیه که زیبنده توست

در دل کوچه و بازار شدم سر گردان

عاقبت رفتم و گفتم که تو را هدیه کنم

پیکری را که در ان شعله کشد شوق نهان

چو در ایینه نگه کردم . دیدم افسوس

جلوه روی مرا هجر تو کاهش بخشید

دست بر دامن خورشید زدم تا بر من

عطش و روشنی و سوزش و تابش بخشید

حالیا......این منم این اتش جان سوز منم

ای امید دل دیوانه اندوه نواز

بازوان را بگشا تا که عیانت سازم

چه ره اورد سفر دارم از این راه دراز.

 

 

 

تا کی تمنایت کنم

(تا کی تمنایت کنم)

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم

اکنون که پیدا کرده ام بنشین تماشایت کنم

الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم

گل های باغ شعر را زیب سرا پایت کنم

بنشین که من با هر نظر با چشم دل با چشم سر

هر لحظه خود را مست تر از روی زیبایت کنم

بنشینم و بنشانمت ان سان که خواهم خوانمت

وین جان بر لب مانده را مهمان لب هایت کنم

بوسم تو را با هر نفس ای بخت دور از دسترس

ور بانگ بر داری که بس غمگین تماشایت کنم

تا کهکشان تا بی نشان بازو به بازویت دهم

با همزبانی هم دلی جان را هم اوایت کنم

ای عطر و نور تو امان  یک دم اگر یابم امان

در شعری از رنگین کمان بانوی رویایت کنم

بانوی رویا های من . خورشید دنیا های من

امید فرداهای من .  تا کی تمنایت کنم؟!