خبرنگار اصلاح طلبی که فرصت نیافت درسالن ارشادمشکلات اساسی را به سمع استاندار محبوب برساند

 66157786906939919582.jpg                           94138343352492816907.jpg   

IMG_9690

پس از پایان جلسه همانگونه که استاندار محترم قول دادند درماشین وی که معاون استاندار وفرماندار شهرستان حضور داشتند روی صندلی کنار فرماندار نشستم ودرابتدا صحبت از مدیریت ضعیف شهرستان نمودم که وقتی درشهرستانی با پتانسیل بالا ودارا بودن نیروهای بومی حتی دراستان وسایر شهرستانها نیروهای دلسوز مجرب واصلاح طلب وجود دارند چرا باید از استان همجوار کسی برما مسلط باشد دراین بین جناب آقای فرماندار برآشفته شدند استاندار عنوان نمودند که یک فرد غیر بومی هم می تواند کارآمد باشد در ادامه سخنان دکنر سالاری عنوان نمودنم بله می تواند ولی آقای حبیبی منش می تواند دراستان خود مثمر ثمر تر باشند که فرماندار با ناراحتی فرمودند به شما ربطی ندارد بنده هم درجواب ایشان گفتم شهرمال ماست وبه من وامثال من خیلی ربط دارد وشما لطف کنید خدمات خود را درسی سخت ادامه دهید فرماندار عنوان کردند بگذارید استاندار تصمیم بگیرد در جواب ایشان گفتم استاندار بومی است واستاندار ماست واهل مشورت وبرای اتخاذ برخی تصمیمات حتما با نیروهای ارزشمند شهرستان مشورت خواهند کرد که استاندار این موضوع را تایید نمودند سپس عملکرد منابع طبیعی وعدم رعایت حریم 60 متری دریا  درقلعه حیدر ،عدم بکارگیری نیروهای بومی در نیروگاه گازی وفقط درحد نگهبان وناکارآمد بودن اکثریت مدیران 8 ساله اصول گرا بخصوص مدیریت بالای شهرستان وزیر دستان وهمچنین مدیریت بسیار ضعیف فرهنگ وارشاد اسلامی برخی از دغدغه های یک شهروند بدون مارک که مسئولین برگزار کننده اجازه ندادند بنده را درلیست سخنرانان وبرنامه قرارگیردم چون مدیریت وبرخی سخنرانان از گروه راست بودند  دردولت تدبیر وامید جایی برای افراد وچند چهره شاخص راست شناخته شده در سطح کشورکه حضور چشم گیری در این مراسم داشتندوجود ندارد دولت دکتر روحانی به افراد فرهیخته ،شایسته ،خوش فکر ،مردمی وصادق نیاز دارد.همانگونه که حضار شاهد و معترض بودند صدای بالا نشینان جناح راست شهرستان که  سالها در انتخاب مدیران دخل تصرف داشتد در مراسم دیدار دکتر سالاری با مردم گناوه گوش فرهیختان گناوه ای را آزار میداد.ما نیروهای  اصلاح طلب که اهل سهم خواهی نبوده و نیستیم و تنها دغدغه ما سر نوشت فرزندان این خطه و آینده  شهرستانی که پتانسیل بالا ی سیاسی  در استان  دارا می باشند ،از دکتر سالاری می خواهیم راه را یکبار دیگر برای چنین افرادی هموارنمایند و در مدیریت شهرستان تغییرات اساسی و بدور از هر گونه مصلحت اندیشی که در دولت تدبیر و امید وجود ندارد  ایجاد نماید واز نیروهای خوش فکر و کار آمد که می توانند بازوان توانایی برای استاندار محترم باشند بهره کافی را ببرند تا همانند گذشته حسرت نخورده و دولت تدبیر و امید را یارای خوبی باشند .

افتتاح واحدهای مسکونی پزشکان در دیلم؛

ارسال به دوستان
افتتاح واحدهای مسکونی پزشکان در دیلم؛
حیدری: امکانات زمینه ماندگاری پزشکان متخصص را فراهم می‌کند

رئیس دانشگاه علوم پزشکی بوشهر گفت: تامین امکانات و تسهیلات لازم، زمینه را برای جذب و ماندگاری بیشتر پزشکان متخصص در استان فراهم می‌کند.

خبرگزاری فارس: حیدری: امکانات زمینه ماندگاری پزشکان متخصص را فراهم می‌کند

به گزارش خبرگزاری فارس از دیلم، غلامرضا حیدری صبح امروز در آیین افتتاح منازل مسکونی پزشکان بیمارستان دیلم که با حضور استاندار برگزار شد، اظهار داشت: این پروژه از محل اعتبارات دو درصد نفت تامین شده و هزینه‌ای بالغ بر 300 میلیون تومان نیز در برداشته است.

وی بیان کرد: این پروژه در زمینی به مساحت 571 متر مربع و در 6 واحد و دو طبقه برای استفاده پزشکان متخصص و عمومی بیمارستان دیلم افتتاح شده است.

رئیس دانشگاه علوم پزشکی بوشهر تصریح کرد: این پروژه در دو مرحله در سال‌های 88 و 90 شروع به کار کرد و در سال 91 عملیات اجرایی آن به پایان رسید و اکنون نیز آماده بهره‌برداری است.

حیدری خاطرنشان کرد: اجرای چنین پروژه‌هایی در جذب و ماندگاری پزشکان متخصص در این شهرستان نقش دارد و می‌تواند موجب افزایش ماندگاری پزشکان متخصص شود.

رئیس دانشگاه علوم پزشکی بوشهر در ادامه پس از بازدید استاندار و هیئت همراه از بخش‌های مختلف بیمارستان دیلم به دلیل کمبود آمبولانس، دستور اختصاص یک دستگاه آمبولانس را به بیمارستان دیلم صادر کرد.

استاندار بوشهر امروز در سفری یک روزه به منظور افتتاح چند پروژه عمرانی و دیدار با مسئولان دیلم، عازم این شهرستان شده است.

فردا مراسم تودیع و معارفه : کلید دانشگاه فرهنگیان بوشهر در دست این دو نفر

این مقام اگاه اضافه کرد: مراسم تودیع و معارفه روز شنبه ( فردا ) در دانشگاه علامه طباطبایی بوشهر برگزار می شود

یک منبع آگاه در گفتگو با سوک از تغییر و تحولات در دانشگاه فرهنگیان استان بوشهر خبر داد .

وی که خواست نامش فاش نشود به این پایگاه خبری تحلیلی گفت :مسئولیت دانشگاه فرهنگیان برادران و خواهران استان بوشهر به ترتیب به دکتر علی اکبر مولایی و دکتر مریم کیانی سپرده می شود .
این مقام اگاه اضافه کرد: مراسم تودیع و معارفه روز شنبه ( فردا ) در دانشگاه علامه طباطبایی بوشهر برگزار می شود.

دکتر مولایی و دکتر کیانی به ترتیب دارای دانشنامه دکترای زبان انگلیسی و شیمی هستند.

پیش از این غلامعلی زارعی و شهلا شاکردرگاه در این دانشگاه مسئولیت داشته اند.

چه جوری زندگی کردیم؟

بهشت از دست آدم رفت ارآن روزی که گندم خورد

ببین چی میشه اون کس که یه جوازحق مردم خورد 

 کسائی که تو این دنیاحساب مارو پیچیدن

یه روزی هرکسی باشن حساباشونوپس میدن

بادت ازسروحشت واسه عاشق عبادت نیست

پرستش راه تسکینه پرستیدن تجارت نیست

 آزادگی مردن ته دلدادگی میشه 

یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه 

نار سفره ی خالی یه دنیا آرزو چیدن

بفهمن آدمی یک عمر بهت گندم نشون میدن

نذار بازی کنن بازم برامون باهمین نقشه

خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه

کسایی که به هر راهی دارن روزیتو میگیرن

 گمونم یادشون رفته همه یک روز میمیرن

جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم

همه یک روز میفهمن چه جوری زندگی کردیم

حضور محمد دادفر در مراسم گرامیداشت ایرج شمسی زاده

فوتبال دوستانه پیشکسوتان آزادی گناوه وپیشکسوتان دهداری مشهد

33061881016149449858.jpg     82769050772749008013.jpg   09090313587063061620.jpg



امروز جمعه 92/11/4استادیوم شهید سراجی پیشکسوتان آزادی گناوه میزبان پیشکسوتان دهداری مشهد بود بازی راس ساعت 9و 15دقیقه شروع و با تک گل دقیقه 15علی ایزدی نتیجه 1-0 را به سود خود رقم زدندتیم پیشکسوتان مشهد با آمادگی بیشتر و تمرینات مستمر در مقابل تیمی که جسته و گریخنه تمریناتی در حد تفریح داشتند قرار گرفتند پیشکسوتان آزادی موقعیتی فراوانی داشتند که به گل ننشست در نیمه دوم نیم مشهد با تعویض بجای مربی خود کنترل بازی را در دست گرفت و بازیکنان آزادی تا پایان بازی توانستند از تک گل خود حراست نمایند . از جمله نکات برجستهاین بازی حضور شهردار محترم شهرمان جناب مهندس عربزاده به همراه آقای پهلوانزاده رئیس شورای شهر در بین بازیکنان دو تیم بود که روحیه مضاعفی به بازیکنان بخشید از دیگر نکات استقبال بسیار ضعیف ورزشدوستان از بازی بود .


دکتر حیدری اعلام کرد: ساخت بیمارستان فوق تخصصی 200 تختخوابی بوشهر


دکتر حیدری اعلام کرد: ساخت بیمارستان فوق تخصصی 200 تختخوابی بوشهر

غلامرضا حیدری در نشست با استاندار بوشهر اظهار داشت: تلاش‌های بسیار زیادی در سال‌های اخیر در راستای بهبود و توسعه زیرساخت‌های بهداشت و درمانی در استان بوشهر صورت گرفته است و شاهد افتتاح طرح‌های بسیار خوبی در استان هستیم. وی با اشاره به استقرار بخش فوق تخصص گوارش اطفال در بیمارستان بوشهر، تاکید کرد: راه اندازی یکی از مجهزترین بخش‌های گوارش کشور در بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر از اقدامات بسیار مهم در توسعه بهداشت و درمان استان بوشهر است.

دکتر حیدری اعلام کرد: ساخت بیمارستان فوق تخصصی 200 تختخوابی بوشهر

رئیس دانشگاه علوم پزشکی بوشهر از تخریب بیمارستان فاطمه زهرا(س) و ساخت بیمارستان فوق تخصصی 200 تخت خوابی در آن محل خبر داد.

رئیس دانشگاه علوم پزشکی بوشهر از ساخت بیمارستان فوق تخصصی 200 تخت خوابی بوشهر خبر داد.

 غلامرضا حیدری در نشست با استاندار بوشهر اظهار داشت: تلاش‌های بسیار زیادی در سال‌های اخیر در راستای بهبود و توسعه زیرساخت‌های بهداشت و درمانی در استان بوشهر صورت گرفته است و شاهد افتتاح طرح‌های بسیار خوبی در استان هستیم.

وی به فعالیت‌های علوم پزشکی بوشهر در بخش آموزشی اشاره کرد و بیان داشت: مجوز تاسیس دانشکده داروسازی بوشهر نیز صادر شده است و دانشجویان این دانشکده از مهرماه سال اینده تحصیلات خود را در این دانشکده آغاز می‌کنند.

http://multimedia.mehrnews.com/Original/1392/08/04/IMG11210584.jpg

رئیس دانشگاه علوم پزشکی بوشهر ادامه داد: دانشگاه بین‌المللی علوم پزشکی بوشهر نیز فعالیت خود را از مهرماه آینده آغاز می‌کند و 30 دانشجو در دو رشته مامایی و دندان‌پزشکی در این دانشکده مشغول به تحصیل می‌شوند.

وی به تحصیل یک هزار و 736 دانشجو در دانشگاه علوم پزشکی بوشهر اشاره کرد و افزود: تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌های بسیاری برای افزایش تعداد متخصصان و فوق‌تخصص‌های استان صورت گرفته است و در حال حاضر نیز شاهد افزایش این نیروها هستیم.

راه‌اندازی تمامی رشته‌های فوق تخصصی پزشکی در استان بوشهر

براساس گزارش مهر؛ حیدری به راه‌اندازی تمامی رشته‌های فوق تخصصی پزشکی در استان بوشهر اشاره کرد و گفت: در حال حاضر پنج فوق‌تخصص گوارش در استان بوشهر فعالیت دارند.

وی با اشاره به استقرار بخش فوق تخصص گوارش اطفال در بیمارستان بوشهر، تاکید کرد: راه اندازی یکی از مجهزترین بخش‌های گوارش کشور در بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر از اقدامات بسیار مهم در توسعه بهداشت و درمان استان بوشهر است.

رئیس دانشگاه علوم پزشکی بوشهر از برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته برای تخریب بیمارستان فاطمه زهرا(س) و ساخت بیمارستان فوق تخصصی 200 تخت خوابی در آن محل خبر داد و گفت: طراحی و مقدمات احداث این بیمارستان در حال حاضر به پایان رسیده و برای آغاز عملیات اجرایی به اداره کل راه و شهرسازی استان بوشهر تحویل شده است.

وی با اشاره به پرداخت چهار میلیارد ریال یارانه به داروهای بیماران صعب‌العلاج در 9 ماه امسال اشاره کرد و افزود: داروهای مورد نیاز بیماران در بخش‌های مختلف به ویژه بیماران صعب‌العلاج در استان بوشهر وجود دارد و برخی از بیماران دیگر استان‌ها نیز داروی خود را از استان بوشهر تامین می‌کنند.

تالارمیلاد عظمت  بزرگ مرد شاعر استانمان استاد ایرج شمسی زاده را به تصویر کشید

-.شمسی-زاده.jpg2.jpg



-ایرج-شمسی-زاده15.jpg7.jpg

-ایرج.شمسی-زاده.jpg4.jpg


-ایرج-شمسی-زاده..jpg


تالارمیلاد عظمت  بزرگ مرد شاعر استانمان استاد ایرج شمسی زاده را به تصویر کشید

جمعه شب 27/10/92 با حضور شاعران بومی سرا(سرکار خانم معصومه خدادی شاعره گرانقدر استان ،شاعر بزرگوار سید طالب موسوی  از استان فارس و فرج الله کمالی،اصغر شمسی پور ،ابراهیم خدری و شاعران طنز پرداز بومی سرای استان  امان الله ابراهیمی، جهانگیر محمودی ،جواد نگهبان ، رضا دهقانی،محمد غلامی بهزادی و عسکری ) مراسم گرامی داشت وتجلیل از استاد ایرج شمسی زاده برگزار گردید در این جلسه که با مدیریت استاد مولایی برگزار شد،شاعران به ترتیب اشعاری در وصف استاد شمسی زاده سرودندکه با تشویق غیره قابل توصیف حاضرینی که به دلیل استقبال بیش از حدمردم خوبمان ،برخی ایستاده مراسم را نظاره میکردند مواجه شدو استاد شمسی زاده را در خورلیاقت و شایستگی که دارد به حاضرین معرفی گردید در این میان جا دارد ازسروده ی زیبای سرکار خانم  خدادادی خطاب به خانم اشتون با عنوان اشتونام برد همچنین شعرطنز جناب آقای ابراهیمی شورخاصی به محفل بخشید .در این مراسم مردم فهیم گناوه دوستداران شعر و ادب وعشاق سبک شعر بومی سرایی استاد شمسی زاده و همچنین عزیزانی از استانهای فارس و خوزستان ودیگر شهرهای استان بوشهر شرکت داشتند .در این جمع با شکوه یکی از چهره های شاخص و آزادی خواه استان جناب آقای محمد دادفر حضور داشت .همچنین حضور دو جوان هنرمند گناوه ای ا

آقایان سلمان پور و اکبر یوسف زاده شور خاصی به این یادمان بخشید . در پایان استاد شمسی زاده با قراعت شعری از ملک الشعرای بهار بنام وطن گرمای جمع دوستداران علم و ادب را دو صد چندان نمود و ایشان با تشکر وسپاس بیکران از شاعران و شرکت کنندگان که این جمع صمیمی را تشکیل داده ند ابراز شعف و شادمانی نمودند. نکته برجسته این گردهمایی تماس تلفنی سرکار خانم منیرو روانی پور از نویسندگان و محققین بوشهری ساکن امریکا وسخن گفتن با حضار وتبریک به استاد ایرج شمسی زاده بود .  

چه کسانی با شریعتی مخالفند؟


17709525664207495114.jpg

پیامک ها مضحک و بی محتوا  با محوریت دکتر شریعتی 
در جمعی صمیمی نشسته اید.برای پر کردن اوقات فراغت پیامک های ذخیره شده در تلفن های همراهیتان را برای هم می خوانید.دقایقی می گذرد متوجه نکته جالبی می شوید.بخش زیادی از این پیامک ها حول نام «شریعتی» می چرخد.همه می دانیم که منظورشادروان دکتر علی شریعتی است ولی خودمان را به آن کوچه چپ معروف می زنیم و همچنان با لبخند منتظر خواندن پیامکی طنز در باره اقارب و خویشان شریعتی هستیم.این تصویر به طور قطع برای همه آشناست.ظهور و گسترش اینگونه پیامک ها با محوریت هر شخصیت صاحب نامی نوعی تابو شکنی فرهنگی محسوب می شود.پیامک های تخریبی علیه برخی شخصیت های علمی و فرهنگی کشور باعث ناراحتی دلسوزان به ارزش های مذهبی و ملی است.این پدیده دلالت بر وجود جریانی خزنده برای تخریب چهره ها دارد.این پیامک ها به قدری افزایش یافته که به مکالمات عمومی افراد در کوچه و بازار هم سرایت کرده و نقل محافل شده است، گسترش این پیامک ها می تواند در آینده به فروپاشی شخصیت های دیگر علمی و فرهنگی ایران منجر شود. در یک جامعه سنتی، تابوشکنی فرهنگی می تواند به تزلزل فرهنگ و حتی به فروپاشی فرهنگ آن جامعه منجر شده و بی هویتی را رواج دهد.
ادامه نوشته




اداره ثبت احوال گناوه فاقد تابلو وحتی نشانه ای برای شناسایی است.

وقتی به این اداره مراجعه می کنید در سردر این اداره دوربین مدار بسته

ودر کنار درب سمت راست وچپ ان تابلو کوچکی که در ان به  نصب اگهی

درب اداره ثبت احوال تذکر داده شده است اما در این ادره خبری از تابلو

اداره نیست. با توجه به موقعیت مکانی اداره ثبت احوال بندر گناوه  انتظار

می رود که این ادره همت گمارده وبه نصب تابلو اقدام نماید  زیرا تابلو هر اداره شناسنامه ان اداره است پس چرا متولی صدور شناسنامه باید فاقد

شناسنامه باشد؟

برگرفته از آرمان شهر

سخنان تکان دهنده ابتکار در جلسه غیر علنی

36536434053798820179.jpg








به هر حال اوضاع محیط زیست در کشور حال خوبی ندارد، هفته گذشته ابتکار در مجلس شورای اسلامی حاضر شد و در جلسه غیر علنی مجلس جملات تکان دهنده ای را به زبان آورد و پشت پرده اوضاع بد محیط زیست را به اطلاع نمایندگان رساند.

وضعیت محیط زیست در کشور، یکی از معضلاتی است که در چند سال اخیر، بسیار از آن سخن به میان ‌آمده ‌‌و کمتر برای بهبود وضعیت کار انجام شده است. هم‌اکنون وضعیت منابع طبیعی و محیط زیست در کشور، روزگار خوبی نمی‌گذراند و همین، باعث نگرانی مسئولان و دوستداران طبیعت شده است.

به گزارش جنوب نیوز، امروز در کشور بیش از هر زمان دیگری، شاهد خشک شدن تالاب‌ها و دریاچه‌ها‌ هستیم؛ قطع درختان، جنگل‌سوزی‌های اخیر، شکار حیوانات نادر، افزایش و زایش کویر، همه و همه حکایت از حال بد محیط زیست کشور دارد، ولی آیا این امر ‌مهار شدنی نیست؟ متولی این کار کدام نهاد است؟

شكنندگي طبيعت و محیط زیست کشور وضعیت نگران كننده‌اي را به وجود آورده است ایران در ساختارها و قوانين وضعيت بدي ندارد ولي محيط زيست و منابع طبيعي با چالش‌های بسیار جدی مواجه است. سفره‌های زیرزمینی آب در کشور به دلیل خشکسالی‌های پی در پی طی سال‌ها افت مستمری داشته، آلودگی سفره ها، آلودگی روان آب ها، آلودگی منابع آب کشور مسئله‌ای جدی است؛ علاوه بر این بحث آلودگی سواحل و خاک نیز بسیار مهم است. 

ادامه نوشته

سود اختصاصی، زیان عمومی؛ فاجعه زیست‌محیطی در روستاهای ساحلی گناوه


خلیج فارس- محمدرضا حسینی - گناوه: به راستی عملکرد فرمانداری، اداره منابع طبیعی و شرکت آب منطقه ای که باید مراقب حریم دریا باشد، در این ماجرا چه بوده است؟ آیا این دستگاهها از فاجعه زیست محیطی در روستاهای ساحلی گناوه به واسطه ویلاسازی های بی ضابطه بی خبر هستند؟

  • محمدرضا حسینی - گناوه
سفر به طبیعت و طبیعت‌گردی مقوله‌ای است که از دیرباز در میان ایرانیان رایج بوده است و نمادهایی نظیر ۱۳ فروردین و ایام بهار و تعطیلات نوروز موید اهمیتی است که ایرانیان برای طبیعت قائل هستند.

از طرفی تا چند دهه قبل وقتی پا از مرز شهر گناوه فراتر می‌گذاشتیم می‌توانستیم غرق در رویاها، دل به طبیعت بکر و ساحل زیبای روستاهای مال قاید و قلعه حیدر و چاهک بسپاریم و تا کیلومترها جز سرسبزی و سرزندگی هیچ مانعی افکارمان را به هم نریزد، اما این روزها در هر روستا و منطقه طبیعی در گوشه و کنار ساحل این شهرستان، بجای درختان و باغ های سرسبز، گل‌ها و طبیعت نابی که در گذشته بوده، ویلایی سبز شده یا ساختمانی از زمین سربرآورده است که نشان‌دهنده حضور قشر خاصی در منطقه است.
ادامه نوشته

چرا باید خودسرانه سالن ورزشی شهرداری تخریب شود ؟

64979497075668778614.jpg

این ساخت 1373 توسط و با حمایت اداره کار برازجان - بوشهر در زمان آقای زرنگار ساخته شد آنهم برای جامعه کارگری شهرداری گناوه که شهردار وقت آقای ناصر بستانی از ساخت آن ممانعت بعمل آورد . در این خصوص اداره محترم کار برازجان شهردار را شکایت و حکم زندان و بازداشت وی را گرفت که با همکاری و کدخدامنشی مصالحع صورت گرفت و دستور ساخت و ساز آن صادر شد و شهرداری آن را با همان مبلغی که داده شده بود شروع و در زمان شهرداری مرحوم سید باقر حسینی به پایان رسید . متاسفانه یا خوشبختانه شهرداری از درآمد آن استفاده می نمود و کارگران هیچ استفاده ای از آن ننمودند تا اینکه آقای رضا محمدی شهردار اسبق بدون هماهنگی با جامعه کارگری و بدون هماهنگی با شورای اسلامی کار شهرداری که نماینده کارگران می باشد و بدون کارشناسی اقدام به تخریب آن نمود کگه شاید اگر هنوز ایشان در سمت شهردار بودند چه بسا اسکلت فلزی هم در معرض فروش قرار می گرفت . پس از این کار وی قول ساخت مجدد آن را داد و با اعتراض شدید جامعه کارگری روبرو شد می طلبد که شهردار جدید مهندس عرب زاده در باذ سازی آن تدابیر لازم را بیندیشند .

مصاحبه با ریاست دانشگاه آزاد گناوه



P1010891.JPG


 جناب آقای قلایی زاده ضمن سلام و خسته نباشید خواهشمند است با وجود کمی و کاستی هایی که وجود دارد از جمله نیزار های موجود در محیط دانشگاه مشکلاتی از قبیل تربیت بدنی کلاس عملي شناي دانشجویان که می بایست به شهرستان دشستان مراحعه نميايند که مشکل تربیت بدنی شهرستان می باشد همچنین وضعیت نه چندان مطلوب مکان سرویس های بهداشتی ولی خدمات صورت گرفته شایسته تقدیر می باشد لذا بفرمایید از زمان تصدی شما چه تغییراتی صورت گرفته و برای رفع نواقصات چه برنامه هایی دارید.


 22606808691250595235.jpg

ادامه نوشته

شعر محلی از مختار دشتی


p1010758.jpg


بیو طبیب در دلُم صحرا چو بارون بیو جُفنِی گَپو میراث دِیم پر نون تَبدونِ بیو

صحرا کسی سر نیکِشه مِن حونَه تِی خُمون خَشِه بارون دو دَهسی ایزنه او پُر نودونه بیو

برق ایزنه مِن آسمون بالی سَرِ حونی خُمون جَلدی وَری بیو بوین شو نور بارون بیو
چند روز دَ ایایِ بهار بِی یَک بریم خُمون شکار کوگ و تِهی اگِه نبو گنجیک فراوون بیو
سیل اومده قبلی ولات جون خوت جون ککات قایق منش دور ایزنه می رود کارون بیو
بلبل ایگِه بهار اییای گل شدنبو قطار ییا مِن باغَل حیرون وِلات بلبل غزل خونِ بیو
فریاد ای فریاد رس امشو فریادُم برس صبر دِلُم سر اومده پُر خین و حیرونِ بیو
یارب مونه یاری بده نوری وَجِی تاری بده غم و غُصَهلِ ری دلم مثل تلکدون بیو
یو مثل شعر ایرجِ نُونُم که راسه یا کجِ وقتی دیدیش پُرسَش بُکُن خُش بهتر ایدونه بیو 

ایگِن نَرَه تِی ایرِجو بِی او نَوابُو روبرو مُو نیتَرُم تِی او نَرُم حرفِش گُلِستونِ بیو
وقتی ایرُم تی ایرجو باش ایکُنُم مُو گفتگو شعرِ شِرین ایرجو مِی قَندِ قندونِ بیو
دلُم ایخه میمونت کُنُم جونِ خُمَه کُربونِت کنم بیو بِریم حُونِی خُمُون چاسَم فِسنجونِ بیو
کُلیتَل مِن غَلَه زار جُفت ایگِرِن وقت بهار حکم خداوندَ بِوین کارش چه موزونه بیو
ای پرپروک یارمه بِوین ری زُلفِ پُر چینش بشین من گوشی سی او بُگو ایطور نیمونه بیو
گنجیک نِشَهسِ ری شودَرَل جشن ایگرن کبوترل قلا حونِی کَموتَرَل دونم که میمونه بیو
مو عاشق و عاشق ترم غصه جونیم ایخرم حال و هوای عاشقی کاری گل افشون بیو
گُلَل دِرومَن سر و سر ری کُهَل و پشت کمر صحرا وابیده مثل زر مروارید غلتون بیو
هوای محلی گرم آویده خَحسِ سَرُم نرم وابیده خرما پزون اومه رسید اَفتو جِرِنگونِ بیو
وَر بیو تا بِوینُمِت مثل گلی بِچینُمِت اُمشو که مِیمون خُمی حونه چراغونِ بیو
بیو بریم حونِی خدا خُم و خُت بی سر و صدا دونُم خدا رحمش اییا رحمش فراوون بیو
ای دل هرزه گرد مو همیشه مِن نبرد مو خینُم مِنِش موج ایزنه مِی رود جیحونه بیو

مو خو همیشه وروه یا ولک یا و دوه سی خاطر نون بچیَل مِن شهر کاشون بیو
دیگ دیدُمِش نشناختُمش قَدِش آویدم انداختُمش بَسکی که لاغر آویده مِی نِی قلیون بیو
نَه اهلِ خرج بیحده قناعتش وَ حد رده چاس و شومش نون و پنیر من بُنِه نِیلون بیو
دوس خوبش آهنگر شِعرَلِ او مِی شکرِ دونم که عاشق آویده مونند مجنون بیو
چند روز مو نیبینُمِش مثل گُلی نیچینُمِش ایگن رَهتِ مسافرت نزدیک تِهرونِ بیو
همیشه گیره تق تقه دندونه بالِیشم لقه ابزار کار روز او چکش و سندون بیو
یدوسِ دَش ایرجوه فهمیده و دانشجو دردل او دوا ایکُنِه گویی که لقمون بیو
یه دوس شم حاج علی کارش نوابو یکلی مرد دل و سخاوت مانند قارون بیو
یه پُیش علدُ یه پُیش شله همیشه فکر زنگلِ قربون او مرامش همیشه خندونه بیو
پُر غُصّه وابیده دلم وَ کارلِ بی حاصلُم مُخلص و کارَلِ نهاش مَهلی پشیمون بیو

هر گهی دل هوس ساقی و آن جام افتاد

عقل بی چاره ی من نیز به آرام افتاد
*****
آنکه با لعل لبت باده ی مستانه نخورد
پرده ی ملک وجودش چه به ابهام افتاد
*****
دل دیوانه ی من وصل ترا می پنداشت
من ندانم که چرا در طمعِ خام افتاد
*****
بلبل دل هوس باغ وجودت طلبید
لیکنش باز در این کار چه ناکام افتاد
*****
دلم از پرده برون گشته به امید وصال
چشم نگشوده بدیدم که در آن دام افتاد
*****
هر کسی پیروی از جام و خرابات نکرد
صبح امید وجودش به گه شام افتاد
*****
مخلص از جام وجودت که براتش ندهند

بی سبب نیست که در جامعه بد نام افتاد

دل دیوانه

دوش در مجلس ما قصه ی دیدار تو بود         تا سحر صحبت ما بر سر رفتار تو بود

دل دیوانه من وصل تو را می پنداشت           آنچه میدید همه شمع شب تار تو بود

ناله نیمه شبش تا به ثریا بگذشت               همچو طوطی به سر گفته و گفتار تو بود

خم ابروی تو را دید و گرفتار تو شد             دل دیوانه من عاشق رخسار تو بود

چشم بیمار تو را دید و خریدار تو شد           درد و رنجش همه از چهره بیمار تو بود 

مخلصا دیده ببندا و تو نظر باز مشو            که نظر بازی تو مشکل هر کار تو بود



دوش از دیده ی من خون جگر می آمد بارشی بود که در وقت سحر می آمد
جلوه ی نور وجودت چو تجلی بنمود یادم از پرتو خورشید و قمر می آمد
رنگ بستان رخت جلوه نمود در نظرم بلبل دل به هوای گل تر می امد
نه من خسته بگفتم سخن حسن ترا گویشی بود که از اهل نظر می آمد
خنده ی روی لبت جلوه ی مستانه نمود قاصدی بود که با بار گُهر می آمد
چو نسیمی ز سر کوی تو آمد به مشام جان مخلص به تنش بار دگر می آمد

"چشم گُهر بار"

در فکر تو خوابم نبرد تا سحر امشب دانم نرود روی توام از نظر امشب
پروانه ی شمع توام و بی خبر از خویش پروا نکنم از سرو از بال و پر امشب 
از سوختنم نیست ترا باک چه سازم ای شع فروزان چه شوی شعله ور امشب
افتاده زیر پایم تو مرا هم نظری کن تا پیک نبرده ست زمرگم خبر امشب
گر رخ بنمایی و به یک جلوه درآیی شرمنده شود پیش تو دانم قمر امشب
شایسته نباشد که زنی تیر به جانم از دیده ببین خون سیاه جگر امشب
بر خیز و بیا از سر الطاف و کرامت یک بوسه بده از لب همچون شکر امشب
یاران همه رفتند به خلوتگه رندان ماییم که ماندیم در این رهگذر امشب
دیدم که سرشکی به سر گونه ات افتاد از چشم گُهر بار بدیدم گُهر امشب
از مخلص زارت خبری نیست چرا نیست دیدم که نبودش و نبودش اثر امشب





                                                                                       مختار دشتی(مخلص) 5/5/92





شعر محلی از مختار دشتی


p1010758.jpg

به نام خدا

دِلُم ایخِه بِرُم وِلات تِی قومَلُم سر بِزنُم دم سِرِِی رفیقلُم یکی یکی در بزنُم
پَسینگی مِن وِلاتَل نِهی غروب چقد خَشِ بال ندارُم سی اونجو مثل بُجیک پر بزنُم
سال خوبی وابیدِه امسال علف فراوونه دلُم ایگِه برُم وِلات کاپون شودر بزنُم
مُو ایخُم مثل اول مِن کیچَه یَل بازی کُنم بشینُم تِی بَچیَل گَپَلِ بهتر بزنم
جمع وابیم بِی رفیقل بریم تا سر حضرت علی دور گنبد بگردُم بوسه وَ مَحجَر بزنُم
تِیم خَشِه صبحگِی نماز وقتی که اَفتو نزده دسه بُنِ گوشُم بِنُم صِدیه دلبر بزنُم
مُو سی چه مِن وِلاتِ خُم در اومدم سی یا که دلُم ایگه تا خُمَ خنجر بزنُم
کله غول مثل اول مِن غَلَهَ یَل گل اکنه دوست دارَم بِرُم ولات تاجشه ری سَر بزنُم
اسب بور چالومَ ...... تا باش سوار بازی شل سالَل اولی پنج ششتا کولر بزنُم
دل مو خین وابیده تو محمدو دسمه نگه تا من سر کامَهقُلی پنج ششتا ششپر بزنُم
ولی مو مثل اول قدرت و حالی ندارم که خُمه سی سکینو من عوو آذر بزنُم 
شعر از مختار دشتی (مخلص)


                                            شعر از مختار دشتی (مخلص)

کربلا می مرد اگر زینب نبود



ای زینب! ای زبان علی در کام! ای رسالت حسین بر دوش! ای که از کربلا می آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قدّاره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ می رسانی . ای زینب! با ما سخن بگو .

و شما دو تن، ای خواهر! ای برادر!

ای شما که به انسان بودن معنی دادید و به آزادی جان! و به ایمان و امید، ایمان و امید! و با مرگ شکوهمند خویش به حیات، زندگی بخشیدید .

آری  ای دو تن!

از آن روز دردناک که خیال نیز از تصورش می هراسد و دل از دردش پاره می شود، چشم های این ملت از اشک خشک نشده است .

توده ما قرن هاست که در غم شما و در عشق به شما می گرید. مگر نه عشق تنها با اشک سخن می گوید.

یک ملت در طول یک تاریخ در اندوه شما ضجه می کند. به جرم این عشق تازیانه ها خورده و قتل عام ها دیده و شکنجه ها کشیده و هرگز برای یک لحظه نام شما دو تن از لبش و یاد شما از خاطرش و آتش بی تاب عشق شما از قلبش نرفته است. هر تازیانه ای که از دژخیمی خورده است، داغ مهر شما را بر پشت و پهلویش نقش کرده است.

ای زینب! ای زینب! ای زبان علی در کام!با ملت خویش حرف بزن.

ای زن! ای که مردانگی در رکاب تو جوانمردی آموخت! زنان ملت ما، اینان که نام تو آتش عشق و درد بر جانشان می افکند، به تو محتاج اند. بیش از همه وقت.

ای زینب! ای زبان علی در کام! ای رسالت حسین بر دوش! ای که از کربلا می آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قدّاره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ می رسانی . ای زینب! با ما سخن بگو .

جهل از یک سو به اسارت و ذلتشان نشانده است و غرب از سوی دیگر به اسارت پنهان و ذلت تازه شان می کشاند . و از خویش و از تو بیگانه شان می سازد . آنان را بر استحمار کهنه و نو , بر بندگی سنتهای پوسیده و دعوت های اپن , بر ملعبه سازان تعصب قدیم و تفنن جدید , به نیروی فریادهایی که بر سر یک شهر؛ شهر قساوت و وحشت می کوبیدی و پایه های یک قصر؛قصر جنایت و قدرت را می لرزاندی برآشوب!

تا در خویش برآشوبند و تاروپود این پرده های عنکبوت فریب را بدرند و تا در  برابر این طوفان بر باد دهنده ای که به وزیدن آغاز کرده است، ایستادن را بیاموزند. و این ماشین هولناکی را که از او یک بازیچه جدید می سازد , باز برای استحمار جدید، برای اغفال جدید، برای پر کردن ایام فراغت و برای بلعیدن حریصانه آنچه که سرمایه داری به بازار می آورد و برای لذت بخشیدن به هوس های کثیف بورژوازی، برای شور آفریدن به تالارها و خلوت های بی شور و بی روح اشرافیت جدید و برای سرگرمی زندگی پوچ و بی هدف و سرد جامعه ی رفاه , در هم بشکنند!

و خود را از حرم های اصالت قدیم و بازارهای بی حرمت جدید به امامت تو ای زینب! نجات بخشند!

ای زینب! ای زبان علی در کام! ای رسالت حسین بر دوش!

ای که از کربلا می آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قدّاره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ می رسانی . ای زینب! با ما سخن بگو .

مگو که بر شما چه گذشت ؟ مگو که در آن صحرای سرخ چه دیدی ؟ مگو که جنایت در آنجا تا به کجا رسید ؟ مگو که خداوند آنروز عزیزترین و پرشکوه ترین ارزش ها و عظمت هایی را که آفریده است یکجا در ساحل فرات و بر روی ریگزارهای تفتیده بیابان طف چگونه به نمایش آورد و بر فرشتگانش عرضه کرد تا بدانند که چرا می بایست بر آدم سجده کنند .

تو خود شهیدی هستی که از خون خویش کلمه ساختی، همچون برادرت که با قطره قطره خون خویش سخن می گوید.

آری زینب! مگو که در آنجا بر شما چه رفت؟ مگو که دشمنانتان چه کردند؟ و دوستانتان چه کردند ؟

آری ای پیامبر انقلاب حسین! ما می دانیم. ما همه را شنیده ایم .

تو پیام کربلا را، پیام شهیدان را، به درستی گذارده ای .

تو خود شهیدی هستی که از خون خویش کلمه ساختی، همچون برادرت که با قطره قطره خون خویش سخن می گوید.

اما بگو ای خواهر! بگو که ما چه کنیم ؟

لحظه ای بنگر که ما چه می کشیم ؟ دمی به ما گوش کن تا مصایب خویش را با تو بازگوییم .

با تو ای خواهر مهربان!

این تو هستی که باید بر ما بگریی. ای رسول امین برادر! که از کربلا می آیی و در طول تاریخ بر همه نسل ها می گذری و پیام شهیدان را می رسانی.

ای که از باغ های سرخ شهادت می آیی و بوی گلهای نوشکفته آن دیار را هنوز به دامن داری! ای دختر علی! ای خواهر! ای که قافله سالار کاروان اسیرانی! ما را نیز در پی این قافله با خود ببر.

تقدیم به کسانیکه مهندس بیروتی را نقد غیر منصفانه کردند

images.jpgll.jpg

تقدیم به آنانی که مهندس بیروتی را نقد مغرضانه کردند. خدایا دشمنانش را به راه راست هدایت فرما آنان که باید دستش را می فشردند سیلی زدند آنان که باید همگامش میشدند سد راهش شدند .آنها که باید در مقابل سمپاشی های زمین خواران سود جو بایستند قبل از آنها به وی حمله ور شدند خدایا ارشادشان فرما .این بخش بسیار کوچکی از خدمات ارزنده بیروتی که در مدت یک سال به بار نشست بعد بگویید بیروتی شهرداری را بدهکار کرد و کاری انجام نداده است :


























شریعتی و عاشورای حسینی

 images.jpgj.jpg

 معلم شهید، دکتر علی شریعتی*: شب عاشورا بود ، عاشورای سال 49؛ گفتم بروم به مجلس روضه ای ، از همین روضه ها که همه جا هست و صدایش از هر کوچه و خانه امشب بلند است. دیدم، ایمان وتعصب من به عظمت حسین و کار حسین بیش از آن است که بتوانم آن همه تحقیر ها را بشنوم و تحمل کنم. منصرف شدم.

اما شب عاشورا بود شهر یکپارچه روضه بود وخانه یکپارچه سکوت و درد، چه می توانستم کرد؟ از خودم توانستم منصرف شوم، از روضه توانستم منصرف شوم ،اما چگونه می توانمستم خود را از عاشورا منصرف کنم؟

نامه ام را که به دوستم نوشته بودم - دوستی که هرگاه روزگار عاجزم میکرد و رنج به نالیدنم وا می داشت، به پناه او می رفتم - برگرفتم ، گفتم در این تنهایی درد و این شب سوگ ، بنشینم و با خود سوگواری کنم، مگر نمی شود تنها عزاداری کرد؟ نشستم و روضه ای برای دل خویش نوشتم ، آنچه را در نامه ی او برای خود نوشته بودم و تصور غربت و رنج خودم بود، تصحیح کردم تا تصویر غربت و رنج حسین گرد.

... پیش چشمم را پرده ای از خون پوشیده است.

در میان هیاهوی مکرر و خاطره انگیز  

  ” دود داغ و سوزنده ای از اعماق درونم بر سرم بالا می آید و چشمانم را می سوزاند، شرم و شکنجه سخت آزارم می دهد، که: «هستم»، که «زندگی می کنم».... “

 دجله و فرات، این دو خصم خویشاوندی که هفت هزار سال، گام به گام با تاریخ همسفرند، غریو و غوغای تازه ای برپا است:

صحرای سوزانی را می نگرم، با آسمانی به رنگ شرم، و خورشیدی کبود و گدازان، و هوایی آتش ریز، و دریای رملی که افق در افق گسترده است، و جویباری کف آلود از خون تازه ای که می جوشد و گام به گام، همسفر فرات زلال است.

می ترسم در سیمای بزرگ و نیرومند او بنگرم، او که قربانی این همه زشتی و جهلاست.به پاهایش می نگرم که همچنان استوار و صبور ایستاده و این تن صدها ضربه را بپاداشته است


ادامه نوشته


download (6).jpg

آن‌ زمان‌ كه‌ قدم‌ در كوره‌ راه‌ تاریخ‌ می‌نهیم‌، در این‌ سیرگاه‌ شاهد قلّه‌ای‌ به‌ بلندای ‌تداوم‌ زمانیم‌، برفراز این‌ قله‌های‌ رفیع‌ مهر درخشان‌ بوسه‌ زده‌ و از تلالؤ نور آن‌ تاریخ‌ تابناك‌ گشته‌.

...و نینوا دشتی‌ است‌ به‌ بلندای‌ این‌ قله‌ها؛

حماسه‌ سرایان‌ در این‌ مقاله‌ چنین‌ نغمه‌ سرداده‌اند:

آن‌ زمین‌ كربلا بود و آن‌ زمان‌ عاشورا... آفتاب‌ بر مركب‌ زمین‌ زرین‌ نور سوار و تازیانه‌ به‌ دست‌ گرما بر پشت‌ زمین‌ می‌نواخت‌، گردة‌ نینوا از ضربت‌ شلاق‌ آفتاب‌ تاول‌ زده‌بود...

و فرات‌ چون‌ كف‌ از دهان‌ دشت‌ بیرون‌ جهیده‌ و بر اندام‌ آن‌ جریان‌ یافته‌... دررگ‌های‌ این‌ دشت‌ خون‌ سرخ‌ جوشانی‌ جریان‌ داشت‌ كه‌ از خروش‌ آن‌، شیعه‌ حیات‌ ابدی‌می‌یافت‌، از شاهرگ‌ نینوا خون‌ حسین‌ می‌تراوید و در شبكه‌های‌ آن‌ خون‌ هابیلیان‌ سلاله ‌رسول‌ اكرم‌(ص) جوشش‌ داشت‌.

و زینب‌ این‌ خون‌ را پیام‌ آور بود...

كربلا بود و حماسه‌ای‌ به‌ استواری‌ كوهساران‌، عاشورا بود و پیامی‌ به‌ لطافت‌ نسیم‌.

كربلا با خود حماسه‌ خون‌ و شهادت‌ داشت‌ كربلا با خود حماسه‌ استقامت‌ داشت‌.

و عاشورا این‌ استقامت‌ را به‌ لطافت‌ عشق‌ آمیخته‌ بود و آن‌ هم‌ چه‌ عشقی‌؟ عشقی‌كه‌ از عمق‌ جان‌ 72 انسان‌ عاشق‌ به‌ سوی‌ حق‌ زبانه‌ می‌كشید... و شهادت‌ را بر آنان‌ گوارامی‌ساخت‌ و اكنون‌ مائیم‌ و كربلا و شمائید و عاشورا.

زینب‌ وار فریاد مظلومیت‌ سردهید و ظالم‌ را رسواكنید كه‌ اگر حسین‌ نمی‌توان‌ بود... باید زینب‌ وار پیام‌ آور شد... و خون‌ سرخ‌ حسین‌(ع) را در تداوم‌ عاشورا، پیام‌ آور بود...

نظر ارزشمند شهروندی دلسوز در رابطه با موضع گیری مغرضانه مدیریت سایت باران سبز

در سایت یاران سبز همه نظراتی که تا حالا داده شده دلیل بر بی اطلاعی افراد است چرا شما تا حالا بعنوان یک وبلاگ نویس جواب آن سایت را نمی دهید زیرا یه مبلغی را شورای شهر بعنوان بدهی شهرداری اعلام نموده اولا که مشخص نیست مربوط به چه سال هایی است و دوما بعد از بیروتی نیز شهردار دیگری بوده بنام محمدی معمولا بدهی ها باید مربوط به آخرین شهردار باشد همه شما ها و اعضای شورای محترم خاطرشون هست که بعد از بیروتی و در زمان سرپرستی محمدی مبلغ بدهی شهرداری رقم دیگری را نشان میداد ولی یکباره این مبلغ بدهی تقریبا دو برابر اعلام شد و کسی سراغ شهردار وقت یعنی محمدی را نمی گیرد و همه کاسه و کوزه ها را بر سر بیروتی خراب می کنند در حالی که شما واقعا بی اطلاع هستید زیرا بدهی های حقوقی مربوط به سنوات گذشته است یعنی دوره شهرداری سیدجواد موسوی تا کنون خدا را خوش نمیاد و بدور از انصاف است که عملکرد شهرداران قبل و بعد از بیروتی را نادیده بگیریم جناب خضری عزیز مدیر محترم سایت یاران سبز شما چگونه اثبات کرده اید که این بدهی که شورای شهر اعلام کرده مربوط به بیروتی است مگر بعد از او شهردار نبوده معلوم است که عده ای قصد تخریب بیروتی را دارند همان عده مریض الحالی که از همین حالا در فکر نماینده مجلس شدن را در سر دارند وگرنه چرا در این بین بدهی شهرداری را به بیروتی ربط داده اند به مدیر محترم وبلاگ توصیه می شود که به مسایل ورزشی بپردازد و در سیاست خیلی وارد نشوید که قطعا کم می آورید با تشکر

نظر ارزشمند همشهری خوب گناوه ایم در مورد بدهی های شهرداری

با سلام خدمت دوست عزیز و بزرگوارم جناب آقای دشتی زاده:
مطلبی است که کمی ذهنم را مشغول کرده و چون این طور مشخص می شود که بیان کنندگان ان قصد تشویش اذهان عمومی را دارند به همین علت صلاح دانستم مطلب را شکافته و به نقد بگذارم.
در خصوص اطلاعیه ای که چند روز قبل شورای محترم مبنب بر بدهی 49 میلیترئ تومانی شهرداری است که صرفا جهت تخریب چهره بیرونی و امثال شماها که همراهش بوده اید مطرح شده و به نوعی به عنوان بهانه ای برای عدم کار و تلاش شورا در جهت رفاه مردم واجرایی نکردن وعده های انتخاباتی علم گردیده است. حال بررسی این موضوع و شکافتن آن خالی از لطف نیست:1) در خصوص بدهی 20 میلیارد شهرداری در باب عمران استانی این مضحک نیست که شورای محترم طلب شهرداری از دولت را به عنوان بدهی اعلام کرده و بجای دست مریضاد به امثال بیروتی که دولت را به جای شهرداری بدهکار کرده بتازیم!!!! این واقعا بدهی است یا طلب اگر وضعیت مالی و بحران اقتصادی در 2 سال گذشته بر دولت و دنیا حکمفرما نبود حالا این رقم هم نبود.
2)در خصوص بدهی حقوقی که 18 میلیارد اعلام شده خنده دار نیست که بدهی املاک و حقوقی که از بدو تولد شهرداری تا کنون را همه به پای بیروتی بنویسیم!!!! عده ای زمین خوار و فرصت طلب که داعیه کل زمین گناوه را دارند با پرونده سازی در طول چندین سال و علل خصوص در دوره سید جواد قد علم کرده و شاکی شهرداری شده که به لطف آشنایان خود در این شورا شاید به حق کذایی خود رسیدند!!!! 
3)بدهی داخلی شهرداری که در حدود 12 میلیارد اعلام شده مال وضعیت بد درآمد شهرداری و نابسامانی اوضاع اقتصادی است که با فعالیت های سنگین خدمات شهری و فضای سبز و مبلمان شهری و حقوق پرسنل و نگهداری ماشین آلات و.... کمی درآمد دور از ذهن نیست هرچند درستی مطالب بر کسی معلوم نیست.
اعضای محترم شورای شهر در این شرایط بد که باید با تدبیر و امید حرکت کنیم کسی از شماها فعالیت خاص نمی خواهد که برای عدم توانایی بخواهید دوره ای طلایی را زیر سوال ببرید . مردم ما روشن بین و واقع نگر هستند پس به افکار مردم احترام بگذارید . با تشکر
برای تکمیل تقسیم بندی بسیار مطلوب بدهی های شهرداری باید عرض کنم وقتی انتخاب قبیله ای و طایفه ای باشدازاین انتخاب انتظاری بیش از این نمی رود که بدهی شهرداری را یک کاسه بیان کنند اینان تفاوتی میان بدهی های عمرانی استانی شهرداری با بدهی های حقوقی و بدهی های داخلی شهرداری قایل نیستند و اینگونه اذهان عمومی را تشویش مینمایند . در ثانی برای اینکه نا کار آمدی خود را مسطور نمایند و بگویند اگر کاری نکردیم دلیلش چیزی جز یدهی بالای شهرداری نبوده. ولی چشم بصیرت می خواهد تا بداند بدهی 12 میلیاردی داخلی شهرداری با درایت مهندس بیروتی چگونه هزینه شده مردم فهیم ما خوب میدانند و زحمات بیروتی را پاس میدارند بیروتی ریگی به کفش ندارد که با سمپاشی برخی افراد سود جو که نتوانستند در زمان تصدی بیروتی به اهدافشان برسند امروز از زبان برخی افراد سودجو و معلوم الحال شورا بیان  مینمایند. مردم ما فهیمند و خدمات ارزنده بیروتی بر هیچکس پوشیده نیست همین حالا هم که بیروتی در سمت شهردار نیستند امثال من در کنارشان هستیم واین شایعات را خنثی خواهیم کرد . اضافه میکنم همانگونه که با مهندس بیروتی پیمان بستیم که در خدمت به همشهریان در کنارش باشیم اعلام حمایت همه جانبه خود را از مهندس عرب زاده اعلام کرده ایم و بدون هیچ گونه چشمداشتی گام بگامش حرکت خواهیم کرد . در پایان با سپاس بیکران از دوست ارجمندم آقا محسن که همیشه در این راه همگاممان بوده از این به بعد نیاز بیشتری به همفکری ایشان داریم محسن جان خداوند زیباترینهایش را ارزانیتان بدارد .

م - ح :یکی از خطاهای بزرگ شورای چهارم همین اعلام مبلغ بدهی شهرداری بوده که بدون تفکر اقدام به انتشار آن نمود لذا شورا با این کار نسنجیده شان و منزلت خودش را پایین آورد چون ما خوب میدانیم که برخی از اعضای این شورا در زمان تبلیغات انتخاباتی خود افتخارشون این بود که از نام و حمایت های بیروتی برخوردار هستند عملکرد یکساله مهندس بیروتی بعنوان شهردار گناوه برگ زرینی در تاریخ این بندر کهن خواهد بود مردم آگاه هستند که وقتی عده ای افراد سود جو و فرصت طلب نتوانستند از محبوبیت و جایگاه بیروتی استفاده شخصی ببرند کمر به تخریب ایشون بستند غافل از اینکه بیروتی هنوز هم محبوبیت خاصی در بین مردم گناوه دارد



  • Mehdi Farzadi شورا کار بدی نکرد که بدهی شهرداری رو اعلام کرد ولی زیر سوال بردن مهندس بیروتی،کسی که واقعا برای گناوه سنگ تموم گذاشت واقعا بی انصافیه،ما مردم خیلی بد بدرقه ای هستیم،خدمات ایشون به گناوه. غیر 


    Alvand Dahati Zade جناب آقای دشتی زاده چه اشکالی دارد که شورا بدهی های شهرداری را اعلام کند . مگر نه اعضای شورا نماینده مردم هستند و باید به مردم به طور شفاف پاسخگو باشند . چرا با یک اطلاع رسانی ساده اینگونه واکنش نشان می دهید . اگر شورا دروغ گفته باشد آنهایی که منکر این بدهی هستند می توانند به طور مستند پاسخ دهند و اگر درست گفته باشد این حق مردم است که از وضعیت بدهی شهر و شهرداری اشان مطلع شوند . من نمی خواهم کسی را زیر سئوال ببرم ولی یکی از وظایف شورا این است که بر کارهای شهرداری نظارت داشته باشد و بداند که هزینه ها در کجا و چه راهی مصرف شده است

    Mehdi Farzadi شورا کار بدی نکرد که بدهی شهرداری رو اعلام کرد ولی زیر سوال بردن مهندس بیروتی،کسی که واقعا برای گناوه سنگ تموم گذاشت واقعا بی انصافیه،ما مردم خیلی بد بدرقه ای هستیم،خدمات ایشون به گناوه. غیر قابل انکار هستش

    Mohammad Dashtizadeh الوند جان بنده واکنشم به این دلیل بوده که شورا نتوانسته ریز بدهی های شهرداری را برای روشن شدن اذهان عمومی بیان کند بلکه بدهی ها ی شهرداری را یکجا و با هم قاطی کرده اصل بدهی شهرداری با وجوک مدارک مستند همان مطلبی است که دوستمان محسن نوشته لطفا دوباره مطالعه فرمایید تا بدانید برای تخریب بیروتی بوده وفرا فکنی کرده اند ما همه موافق اعلام بدهی شهرذاری هستیم ولی نه به قیمت نادیده گرفتن خدمات ارزنده بیروتی بنده کسی بودم که از جز جز خدمات انجانم شده بیروتی آگاهی کامل دارم در هر مکانی که لازم دانستید و در هر جمعی حاضر میشوم و با مدرک ثابت میکنم که کار شورا تخریب بیروتی بوده.و اما جناب آقای فرزادی عزیز در جریان اصل ماجرا نیستید و گر نه میدانستید هدف زیر سوال بردن بیروتی بوده شما میدانید در مقابل کل بدهی 49 میلیاردی شهرداری که مربوط به زمان بیروتی و 4 شهردار قبل بوده مهندس بیروتی در سه ماهه اول کارش با پیگری و تلاش شبانه روزی توانسته طلب شهرداری گناوه را از وزارت نفت بابت آلاینده ها به مبلغ 98 میلیارد برساند دو برابر کل بدهی شهرداری چرا شورا حرفی از این موضوع به میان نمی آورد ؟ میدانید این مبلغ طلب شهرداری گناوه هم اکنون توسط آستانداری بلوکه شده و می خواهند این پول را در بین سایر شهر ها قسمت کنند تا بخشی از آن هم به جیب برخی آقایان برود اگر شورا راست می گوید ای قضیه را پیگیری کند و حق مردم گناوهخ را برگرداند درد دلها زیاد است و اینجا مجال مطرح کردن نیست در یک فضای حقیقی میتوانم پرده از خیلی مسایل بردارم شما که دلسو.ذید این فضا را ایجاد کنید بقیه با من .


    Mehdi Farzadi آقای دشتی زاده عزیز،متشکر از راهنمایی بجاتون،در مورد شورای شهر قبلا و توی پست های مربوط به اوضاع شورا من نظراتم رو عرض کردم،کما اینکه خیلی از دوستان من رو به خیلی از صفات و لقب ها مفتخر کردن،من هم در مورد تخریب بیروتی با شما کاملا موافقم و عرض کردم خدمات بیروتی به گناوه غیر قابل انکار و واضح و مبرهن هست،در مورد اعلام بدهی هم عرض کردم صرف اعلام بدهی کار بدی نیست ولی باید روشن و با اعلام جزییات باشه،آقای دشتی زاده عزیز بارها گفتم و صد بار دگر میگویم:این شورا شاید بغیر از یک یا دو نفر تنها به فکر خودشون و اطرافیانشان هستن،مثل شورای قبل


    Mohammad Dashtizadeh مهدی جان این شورا ضعیف ترین و نا کار آمدترین شوراست ده در آینده هم نخواهید دید مکن در ابتا ریز بهی شهرداری را نوشتم تنها بدهی شخصی شهرداری همان 12 میلیارد است که 5 میلیارد مربوط به زمان شهرداری مهندس نوری و سید جواد میباشد از این 7 میلیارد زمان مهندس بیروتی ببینید چه خدمات ارزنده ای صورت گرفته و حتی طی یک سال حقوق و اضافه کاری پرسنل شهرداری به روز بوده در زمان کدامین شهردار اینگونه عمل شده ؟ بیروتی مستحق نیست این را خدمتتان عرض کنم شورای 9 نفره کنار برود اگر بیروتی نیامد بیش اپیش خدمت کند حرف نمیزنم آمادگی آن را دارد با پتانسیل بسیار بالا
    جمعه 10 آبان1392 ساعت: 22:15توسط:محسن
    با سلام خدمت دوستان عزیز:
    برای شفاف تر شدن ذهن دوستان باید عرض کنم کسی با اصل عنوان کردن مسائل و بدهی شهرداری کاری ندارد و همگی ممنون و جان فشان شفاف سازی هستیم اما ذکر طلب به جای بدهی این خودش مضحک هست یه قول دوست خوبم جناب دشتی زاده به جای اینکه تلاش کنند 20میلیارد طلب را از دولت وصول کنند آن را در قالب بدهی و سد معبر عنوان کرده و ذهنیت را به سمت ناتوانی از فعالیت می برند. یا طلب آلایندگی که جنای دشتی زاده ذکر کرده اند باهاش میشه گناوه را خراب و از نو ساخت!!! راست می گویند می خواهند شفاف سازی کنند مقدار طلب شهرداری از اداره جات ارگان ها و ... را هم عنوان کنند مطمئنا این مبالغ کم نیستند بهر حال یاد شعر مرحوم اعتصامی افتادم:
    "گفت باید حد زند هشیار مردم مست را//گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست.
    درست نیست با تحت فشارگذاشتن و بردن ذهنیت به سمتی عده ای دل سوز و زحمت کش را صرفا جهت منافع خود و اطرافیانمون تخریب کنیم. باز هم می گویم مردم ما درک و شعور بالایی دارند و خود به همه چیز آگاهند.



    جمعه 10 آبان1392 ساعت: 21:15توسط:م - ح
    شورای شهر با اعلام این مبلغ بدهی شهرداری بصورت کلی و مبهم اگر هدفش صرفا شفاف سازی است که اشکال ندارد اما من احساس میکنم که شورا برای اینکه در آینده حاشیه امنی برای ناکارآمدی احتمالی وظایف محوله دست به این کار زده است مضافا اینکه در میزان بدهی شهرداری اگر چنانچه کار کارشناسی بر اساس دفاتر مالی و ذیحسابی شهرداری و مستند سازی نکرده باشند در آینده معلوم خواهد شد که نیت شورای محترم خدمت به مردم نبوده صداقت در گفتارشان نیست
    شنبه 11 آبان1392 ساعت: 13:22توسط:مطلع
    بذار من هم مطلبی اضافه کنم از 18 میلیارد بدهی اعلام شده حدود 10 میلیارد آن هنوز در دادگاه در حال جریان است و حکم قطعی صادر نشده و چه بسا به سمت شهرداری حکم زده شود جالب است شورا جلو جلو شهرداری را متهم به پرداخت غرامت کرده! اینجاست که بعضی فامیل ها در شورا به ذهن خطور می کنه که نکنه اینا با آن زمین خواران و زمین داران دست در یک کاسه دارند و جلو جلو دارند پیاز داغ می کنند!!

    شنبه 11 آبان1392 ساعت: 20:20توسط:محسن
    با سلام:
    همان طور که قبلا گفتم مردم ما آگاه به مسائل و با درک و شعور هستند. مطلع عزیز دست روی مطلبی گذاشت که برای من جالب بود و با کمی بررسی مشخص شد بیش از 14 میلیارد از پرونده های حقوقی شهرداری هنوز در راهروهای دادگاه به این سمت و آن سمت می رود و هنوز مشخص نیست تکلیف چیست و چه بسا خیلی از آنها با رای دادگاه به نفع شهرداری ختم شده که با اعتراض مالکین و سند سازی در حال بررسی مجدداست و این پروسه چندین سال است که ادامه دارد.
    دوستان عزیز خودتان قضاوت کنید چرا به دلیل عدم توانایی و کارایی می بایست همچین دروغ بزرگی را به خورد مردم فهیم داد و چرا شورا با رسانه ای کردن و مصاحبات گوناگون قصد در تخریب نخبگان نماید.
    شورای محترم یک چیز را در لابه لای انتشار این دروغ بزرگ فراموش کرد و آن بزرگی و عشق و علاقه مردم ما به بیروتی بود شخصی که امروز به آن تهمت تبلیغاتی بودن می زنند صرفا جهت آگاهی مردم و احترام به همین مردم تلاش کرد و اگر بر سر هر پروژه ای بنر زد دلیلش بر آگاهی مردم بود و نه خودنمایی!!
    دوستان عزیز همچون مطلع بزرگوار باز منتظر نقطه نظرات ریز شما که مسائل به این بزرگی را روشن می کنند هستیم. با تشکر
    •  


روز جهانی کورش خجسته


download (12) - copy - copy.jpg

امروز7 آبان ماه است.این روز برای ما ایرانیان روز بسیار بزرگی است.روزی که ما-مردمان قوم آریا- باید بدان افتخار کنیم.اما متأسفانه هیچ کس به اهمیت این روز آگاه نیست و کسی نمیداند که چرا 7 آبان باید مهم باشد

آیا میدانید 7 آبان روز جهانی کوروش کبیر است؟....و این روز فقط در تقویم کشور ایران وجود ندارد؟

آیا میدانید که حذف بخش هخامنش کتاب تاریخ تصویب شد و فرزندان ما دیگر نامی از کوروش و داریوش نخواهند شنید؟

کوروش!...ما چگونه فرزندانی هستیم که حتی نام چون تو بزرگی را از صفحه تاریخ محو کرده ایم؟

هرگز نخواب کوروش

دارا جهان ندارد،سارا زبان ندارد

رستم در این هیاهو،گرز گران ندارد

روز وداع خورشید،زاینده رود خشکید

زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا نام دگر نهادند

گویی که آرش ما تیر و کمان ندارد

 

آنچه در زیر می خوانید سخنانیست که به صورت مشتی از خروار از میان گفته های بزرگان و مشاهیر دنیا در مورد مردی که بی شک از تاثیر گذارترین ، بر جسته ترین و ستایش شده ترین افراد در طول تاریخ تمدن بشریت بوده و هست. مردی که تورات او را «مسیح » و یونانیان او را «سرور» و « قانونگذار»می نامند و دوست و دشمن به بزرگ منشی و آزادگی او شهادت داده اند:

ادامه نوشته

عید غدیر مبارک


...علي (ع) مرد شمشير و سخن و سياست است. احساسي به رقت يك عارف دارد، و انديشه‌اي به استحكام يك حكيم. در تقوا و عدل چندان شديد است كه او را در جمع ياران - حتا در چشم برادرش عقيل - تحمل‌ناپذير ساخته است. آشنايي دقيقه و شاملش با قرآن، قولي است كه جملگي برآنند. شرايط زندگي خصوصي‌اش، زندگي اجتماعي و سياسي‌اش و پيوندش با پيغمبر (ص) ، و به‌ويژه سرشت روح و عميقي كه در زير احكام و عقايد و شعاير يك دين نهفته است و غالبا از چشم‌هاي ظاهربين پنهان مي‌ماند، از نزديك آشنا كرده و احساسش و بينشش با آن عجين شده است. وي يك وجدان اسلامي دارد، و اين جز اعتقاد به اسلام است.

در طول 23 سالي كه محمد (ص) نهضت خود را در صحنه روح و جامعه آغاز كرده، علي (ع) همواره درخشيده، همواره در آغوش خطرها زيسته است و يك بار نلغزيده است. يك‌بار كمترين ضعفي از خود نشان نداده است.

آنچه در علي (ع) سخت ارجمند است، روح چندبعدي اوست. روحي كه در همه ابعاد گوناگون و حتا ناهمانند قهرمان است. قهرمان انديشيدن و جنگيدن و عشق ورزيدن، مرد محراب و مردم. مرد تنهايي و سياست، دشمن خطرناك همه پستي‌هايي كه انسانيت همواره از آن رنج مي‌برد و مجسمه همه آرزوهايي كه انسانيت همواره در دل مي‌پرورد.

... علي (ع)، چه كسي مي‌تواند سيماي او را نقاشي كند؟! روح شگفتي با چند بعد، مردي كه در همه چهره‌هايشان به عظمت خدايان اساطير است. انساني كه در همه استعدادهاي متفاوت و متناقض روح و زندگي قهرمان است. قهرمان شمشير و سخن، خردمندي و عشق، جانبازي و صبر، ايمان و منطق، حقيقت و سياست، هوشياري و تقوي، خشونت و مهر، انتقام و گذشت، غرور و تواضع، انزوا و اجتماع، سادگي و عظمت. انساني كه هست از آن گونه كه بايد باشد، و نيست. در معركه‌هاي خونين نبرد، شمشير پرآوازه‌اش صفوف دشمن را مي‌شكافد و به بازي ‌مي‌گيرد. سياه خصم همچون كشتزار گندم هاي رسيده در دم تيغ دو دمش بر روي هم مي‌خوابد و در دل شب‌هاي ساكت مدينه همچون يك روح تنها و دردمند كه از خفقان زيستن بي‌طاقت شده است و از بودن به ستوه آمده، بستر آرامش را رها مي‌كند و در پناه شب - كه با علي سخت آشنا و مانوس و محرم است - از سايه روشن‌هاي آشناي نخلستان‌هاي ساكت حومه شهر، خاموش مي‌گذرد و سر در حلقوم چاه مي‌برد، و غريبانه مي‌نالد. زنداني بزرگ خاك، عظمتي كه در زيستن نمي‌گنجد. روح آزادي كه سقف سنگين و كوتاه آسمان برسينه‌اش افتاده است و دم زدن را بر او دشوار كرده است.

او كه از شمشيرش مرگ مي‌بارد و از زبانش شعر، هم زيبايي دانش را مي‌شناسد و هم زيبايي خداوند. هم پروازه‌هاي انديشيدن را و هم تپش‌هاي دوست داشتن را. خون‌ريز خشمگين صحنه پيكار، سوخته خاموش خلوت محراب. او: ويرژيل” دانته“ است، و رستم ”فردوسي“ است و شمس مولاي روم و...

چه مي‌گويم!! مگر با كلمات مي‌توان از علي (ع) سخن گفت؟! بايد به سكوت گوش فراداد، تا از او چه‌ها مي‌گويد؟! چه او با علي (ع) آشناتر است...! علي (ع) خود محمد (ص) ديگري است، و شگفت‌تر آن كه: در سيماي علي (ع)، محمد (ص) را نمايان‌تر مي‌توان ديد».

(دکتر شریعتی)

عید قربان خجسته


87a81f5eac1048ca8f40acdd387b0f52_m.jpg

واکنون تو ابراهیمی ، اسماعیل تو کیست ؟

معبد تشنه خون است.

همیشه پرستش با خون،با قربانی،همراه بوده است.اسماعیل!این ذبیح مقدست!ابراهیم را ببین. فرزند دلبندش را در عشق قربانی می کند. کارد را بر حلقوم پاره جگرش می نهد. فرزندی را که به عمری،با رنج ها و امید ها پرورده است،به دست خود زبح می کند!

عشق همواره تشنه «اخلاص» است.نیمه روشنفکران بی درد و دل،خرده می گیرند که قربانی چرا؟ معبد به قربانی چه نیازی دارد؟خدا چرا خون را دوست بدارد؟

شگفتا!شگفتا!چرا نمی فهمند؟این او نیست که خون می طلبد،قربانی می خواهد؛این عاشق است که به آن سخت نیازمند است. می خواهد به او،نه،به خودش،به دلش،ایمان اش،نشان دهد که::

«من اسماعیل ام را نیز قربانی تو می کنم»!نشان دهد که من در دوست داشتن،در ایمان،مطلق ام!«مطلق»!

آن چه را در همه آفرینش نیست،آنچه را طبیعت از داشتن اش محروم است، از ساختن اش عاجز است،من دارم؛من می آفرینم.

ای عشق!من تشنه ی«این هواهای عفن،و این آب های ناگوار» نیستم.ای ایمان!من ایمان ام را ،به زندگی کردن نیز نخواهم آلود. اخلاص! . اخلاص!

یعنی فقط تو!یکتایی!یک تویی!

چگونه این را نشان دهد؟باید نشان دهد. نه به او،که «او» می داند.نه به خود،که خود می یابد.نه،اصلا به چنین تجلی یی،به چنین نمایشی،محتاج است،سخت!چه رنج لذت بخشی است! چه مستی یی دارد ایثار!هرچه دردناک تر،شیرین تر!

آری قربانی!عشق تشنه می شود،خون بایدش داد؛سرد می شود،آتش اش باید زد،گرسنه می شود،قربانی بایدش کرد. عشق با قربانی،باخون،نیرو می گیرد،زلال می شود،رشد می کند، پاک و بی لک می شود....

 

و اکنون عید قربان است!...



arabzadeh.jpg

پس از کش و قوس های فراوان بالاخره عصر امروز یکشنبه 21/7/92از سوی استاندار بوشهر حکم جناب آقای مهندس محمد رضا عرب زاده بعنوان شهردار گناوه امضا و به ایشان ابلاغ گردید واز فردا شاهد حضور وی در سمت شهردار خواهیم بود . جناب آقای مهندس محمد رضا عربزاده از فرزندان این خطه که تمام مشکلات را به دلیل بومی بودن با پوست و استخوان لمس کرده و با توجه به مشکلات عدیده در شهرداری و شهر گناوه که زادگاهش می باشد برخود واجب دانسته که پا به عرصه گذاشته و از تمامی پتانسیل و انرژی خود جهت خدمت به مردم شهر استفاده بهینه نماید. شایان ذکر است جناب مهندس عربزاده کارشناس عمران ، فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه آزاد وسابقه درخشان در پروژه های عمرانی در جهاد سازندگی استان بوشهر و همچنین پروژه های عمرانی در سطح استان هایی نظیر کرمان ، اصفهان ، تهران و... در بخش های خصوصی و ساختمان سازی در کشورهای خارجی از جمله کانادا، لیاقت این پست و پست های بالاتری در آینده نه چندان دور را دارد. ما جمعی از فرهنگیان و فعالین سیاسی ،اجتماعی شهر حمایت همه جانبه خود را از مهندس عربزاده اعلام و در حد توان خود می کوشیم تا بازویی توانمند برای نیل به اهدافش که تغییر وضعیت موجود شهر است ، باشیم.

مرگ تلخ دانش آموز دختر دبیرستانی در گناوه


دختر دبيرستاني در شهر گناوه كه بر اثر شكسته شدن و برخورد شيشه كلاس درس به كما رفته بود، صبح امروز جان خود را از دست داد

به گزارش سوک ، ماجرا هفته گذشته و زماني آغاز شد كه يكي از دوستان وي در دبيرستان عترت گناوه با انگشت روي شيشه پنجره كلاس زد تا او را متوجه خود كند، اما ناگهان شيشه شكسته و بر روي اين دختر دبيرستاني فرو ريخت

به دنبال برخورد شيشه به اين دانش آموز اول دبيرستاني و خونريزي از ناحيه سينه، وي به مركز درماني منتقل شد تا اينكه پس از اقدامات اوليه و دو روز بستري در خانه، به مدرسه بازگشت.

اما بازگشت وي به مدرسه خوش يمن نبود و متاسفانه بر اثر خونريزي مجدد، از هوش رفت و براي بستري به بيمارستان بوشهر منتقل شد.

اين گزارش مي افزايد: اين دانش آموز گناوه اي طي چند روز حضور در بيمارستان به كما رفته بود تا اينكه متاسفانه پيش از ظهر امروز (شنبه) جان خود را از دست داد.

همزمان دانش آموزي كه خود را مقصر شكسته شدن شيشه كلاس و خونريزي دوستش مي داند، از زمان بستري شدن وي دچار فشار روحي شده و اين نگراني وجود دارد كه اطلاع از مرگ دوستش، مشكلات وي را بيشتر كند.

اين حادثه تلخ، ضرورت توجه به ايمني مدارس براي حفظ جان دانش آموزان را دو چندان مي كند.

اين دومين حادثه براي دانش آموزان هم استاني از ابتداي سال تحصيلي جديد مي باشد.

دو هفته پيش نيز دانش آموز كلاس چهارم دبستان در شهر آبدان هنگام خروج از مدرسه و سوار شدن به ميني بوس، در ميان ازدحام دوستانش و بي دقتي راننده، توسط وسيله نقليه زير گرفته شد كه پس از انتقال به بيمارستان، جان باخت.

اتفاق تلخي كه دليل تخريب مدرسه قديمي آبدان و عدم بازسازي آن اعلام شد كه موجب گرديده دانش آموزان دو مدرسه با هم ادغام شده و مسئولان نتوانند نظارت موثري بر خروج ايمن دانش آموزان از مدرسه داشته باشند. 

يك روز بعد و به دنبال نگراني والدين، مسئولان آموزش و پرورش تصميم به تفكيك اين دو مدرسه و تحصيل برخي دانش آموزان در دبيرستان آبدان شدند تا از مشكلات ناشي از ازدحام آنها جلوگيري شود./3

بر گرفته از وبلاگ آرمان شهر گناوه

روز جهانی کودک در ساحل زیبای گناوه



p1010604.jpg


p1010601.jpg


جمعه 19 مهر ماه 1392 با همکاری شهرداری گناوه روز جهانی کودک برگزار شد جمعیت عظیمی از شهروندان به همراه کودکان خود در این مراسم باشکوه شرکت کردند. در پایان به تنی چند از کودکان که بادکنکشان اوج بیشتری گرفته بود از طرف سرپرست شهرداری جوایزی اعطا شد . واما چیزی که بیشترجلب نظر  می کرد تسخیر آسمان لاجوردی گناوه توسط بابادکهای چینی بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

فقر


1361085861452.jpg




خدایا كفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟
!
مرا بی ‌آنكه خود خواهم اسیر زندگی ‌كردی
.
خداوندا
!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تكه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را كفر می‌گویی
نمی‌گویی؟
!

خداوندا
!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر كاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سكه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را كفر می‌گویی
نمی‌گویی؟
!

خداوندا
!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت
.
خداوندا تو مسئولی
.
خداوندا تو می‌دانی‌ كه انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌كشد آنكس كه انسان است و از احساس سرشار است
.

 

فقر فرهنگی که امروزه بیداد می کند

69469_625.jpg


اسلام بر خلاف مذاهب دیگری که توجیه کننده ی فقر را مناسبات زندگی اجتماعی میدانند، بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر میگوید: “وقتی فقر وارد خانه ای میشود، دین از درب دیگر خارج میشود” و یا پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: “من لا معاش له لا معاد له” کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.

 

میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میکشد …

فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست …فقر ،حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میکند…

 فقر ، چیزی را “نداشتن” است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست …

فقر ، ذهن ها را مبتلا میکند …

فقر ، اعجوبه ایست که بشکه های نفت در عربستان را تا ته سر میکشد …

فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند …

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد میکند …

فقر ، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود …

فقر ، همه جا سر میکشد …