تا جهان از من چه می خواهد !
بعد از این شعرهام رو توی این وبلاگ میذارم: http://digaraan.blogfa.com
در آغوش این همه درد
و آدم های برفی مشکوک
که از شکستن بال هایم حرف می زنند
ایستاده ام
وطنم پاره پاره از منقارهاییست
که خبر از تنهاییش می دهند
*
دلم کلاهی حصیری می خواهد
که آفتاب را تقسیم کنم.
سیده گلناز فندرسکی آیتی
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۴ ساعت 12:10 توسط سیده گلناز فندرسکی آیتی
|
وقتی نبودم صورتم را دیده بودی