قرنطینه بازی ( شماره 3)
خیال کردیم خیابان از طینت قرنطینه خبر دارد.. خیال از جنس هواست و بنابراین ( در دستگاه پوزیتیویسم منطقی) ماسک ضد خیالات است ...نه لب ورم کرده ی سرخی میجنبد نه پروتزِ لُپ ها نمایی دارد نه تراش بینی نفس کش می طلبد ... خیابان گاهی با خودش حرف هم می زند( صدایی بین غرش و نالش) و بی تاب از درد آسفالت به زایمان در جوی آبی فکر می کند( زایمان در آب بی درد تر است گویا) که از غصه ی "گذر عمر" عابرانِ کلاسیک اش تا گم بودگی ِ "ماهی سیاه کوچولو"ی مدرنش به "میعاد" نهیلیستانه "در لجن" رسیده است ... حساب "کوچه" سواست که با زبان بی ادبیاتی منتشر می شود در حافظه ی هوا... #کیوان_اصلاح_پذیر
#فراسپید
شیراز است و مردم بی ماسک و روتوش اش ( تا بعد) خرداد نود و نه است و فرود فواره های مرگ- رنگ ویروس ( فعلا)
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۰۸ ساعت ۷:۳۸ ب.ظ توسط کیوان اصلاح پذیر ( ک -الف- اسفند )
|
جایگاه شعر ، در انتهای توانایی زبان و بر لبه پرتگاه حیرت ست . زبان ، ناچار ، پس از تولد هر شعر می میرد تا در پیچ و تابی بالاتر ، نو تر و رسا تر ساخته شود . هر شعر به ارتقاء درک زبان از هستی می انجامد .