خوش آمدید به شــــــــــهرخنـــــــــــده

زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی


چه توفیقی ازین بهتر که خلقی رابخندانی

رستوران

از رستوران غذا ‏سفارش دادیم، موقع تحویل غذا برق رفت پیک رستوران تو آسانسور گیر کرد،

درو که براش باز کردیم گفت: شرمنده فشارم افتاد یکی از نوشابه هارو خوردم

ماشین لباسشویی

یه ماشین لباسشویى داشتیم انقد تکون میخورد که



بنده ى خدا همزمان هم لباس میشست هم تو خونه قدم میزد

سلام به همگی

سلام به همگی

نمیدونم اخرین پستی که گذاشتم کی بوده ولی خیلییییییییییی ازش گذشته

یادش بخیر دهه 90 که فعالیت داشتم خیلی خوش گذشت با همه جور ادمی صحبت میکردیم و دوست مجازی پیدا کرده بودیم ولی رفته رفته همه چی تغییر کرد والان دیگه فکر کنم پیر شدیم

شما بگید اوضاعتون چطوره ؟

چکارمیکنید؟

حالتون چطوره

دوستای گلم حالتون چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لعنت به کرونا

لعنت به کرونا که جان تک تک عزیزانمون را داره میگیره 

متاسفانه هرروز امار داره بالاتر میره و دیگه نمیشه کاری کرد مگراینکه مسائل بهداشتی رو جدی و

جدی تر بگیریم .

دوستان خوبم شماهایی که دلاتون پاکه و به خدا نزدیک ترین برای همه دعا کنید که انشاله این ویروس

از کشور خارج بشه و بیشتر از این داغ نبینیم .

 

سلام دوباره

سلام به همه دوستای خوبم میخام ببینم بعد ازچند سال برگشتن هنوزم کسی میاد به وبلاگ سربزنه یانه 

روزای خوبی بود که گذشت امیدوارم بقیشم به خوبی بگذره خب بگید ببینم چیکار میکنید کجا هستید کی متاهل شده کی هنوز مثل خودم مجره

لعنت به این جایزه

 

هرچی داشتم فروختم…


شیش ماهه دارم آبمیه ی تکدانه میخرم تا لکسوس برنده شم…


تازه فهمیدم لکسوس جایزه ی سان استاره….

رابطه لعنتی

 

این همه درس خوندیم…این همممممممههههههه….

 

اخرش نفهمیدیم رابطه فیثاغورث با کی بود؟

 

دختره چه شکلی بود؟

 

خوشگل بود؟

 

ازدواج کردن؟نکردن؟رابطه نامشروع بوده؟

پیام تبلیغاتی

 

من هر وقت پیام تبلیغاتی واسم میاد ، نخونده حذفش میکنم

 


این اواخر اپراتور بهم پیام داده : بذار حرفمو بزنم اگه غیرمنطقی بود بعد پاکش کن!

دو نفر سخت میشن

 

دو نفرو خیلی سخــــــــت میشه پیدا کرد...


اولی کسی که بتونه درکت کنه...


دومی کسی که بدونه کجای کمرت میخاره....


لامصب دومیه اصن نایابه....


هر صد سال یه بار متولد میشه....

30مین صبر کن میام

 
یه شب با دوستام رفته بودم بیرون
 

بابام زنگ زد گفت : کجایی نصف شبی؟

 

گفتم : 30 مین صبر کن الان میام

.

.

.

.

هیچی دیگه ..

 

سه ماهه گیر داده سیمین کیه اونشب باش حرف میزدی