نکات کوهنوردی

عكس تزييني است
 
نکته۱- کوله پشتی٬ خانه کوچک کوهنورداست.
نکته ۲-  قدمهای خودرا نسبت به شيبها تنظيم کنيد.
نکته۳- کوهنوردی ورزش جمعی است از تک روی پرهيزکنيد.
نکته۴- تنها به کوه نرويد .
نکته۵- درکوه هيچگاه ندويد .
نکته ۶- نظم طبيعت را بهم نزنيد .
نکته ۷- گياهان را به آتش نکشيد.
نکته ۸- به حيوانات آسيب نرسانيد.
نکته ۹- آب چشمه ها را آلوده نکنيد .
نکته ۱۰- هيچگاه کناره چادر آتش درست نکنيد { جهت باد رادرنظر داشته باشيد } 
نکته ۱۱- هميشه مقداری آب و مقداری مواد قندی ونمکی همراه داشته باشيد .
نکته۱۲- انرژی خود را تقسيم کنيد { يعنی وقتی از کوه برمی گردید احساس خستگی وکوفتگی نکنيد. }
نکته۱۳- به ستون يک حرکت کنيد { در کوهپيمايی همه به ستون يک و پشت سرهم به فاصله يک متر }
نکته۱۴- در صعود هيچگاه از مسيرهای شنی و بی راهه ها وريزش سنگها استفاده نکنيد.
نکته ۱۵- درفرود ازشيبها ٬ ازشن اسکيها وتخته سنگهای کم شيب تا شيب ۶۰ درجه استفاده ميشود.
نکته ۱۶- در کوهنوردی اولين اشتباه آخرين اشتباه است { يعنی ديگر وجود نداريد که اشتباه بعدی رخ دهد }
                                                    (مواظب سلامت خودتان باشيد)
نکته ۱۷- هريک ساعت راهپيمايی پنج دقيقه استراحت  کنيد{ کمی نرمش - کمی تغذيه - کمی آب }
نکته ۱۸- هرگاه درصعود به نفس نفس افتاديد وحتی دهانتان خشك شده و دچار خستگی زودرس شده ايد: 

۱ - تند می رويد.
۲ - با دهان نفس می کشيد.
۳-کوله پشتی سنگين دارید ومنظم نيست.
۴- با کارهای اضافی يا بيهوده انرژي زيادی را ازدست داده ايد.
۵- فاصله پاهای شما زياد است.
۶- درشيبها مستقيم حرکت می کنيد.
۷- آنقدر لباس پوشيده ايد که بدن نمی تواند تنفس کند.

نکته ۱۹- خطرات کوه { طوفان - بوران - صاعقه - بهمن - نقاب برفی - چاله برفی - نداشتن امکانات - اطلاع نداشتن ازموقعيت کوه - سرد شدن زودرس بدن - کوه گرفتگی - ورعايت نکردن اصول ايمنی درکوه
نکته ۲۰- درهوای سرد استراحت نشستن خيلی کم داريم بيشترين استراحتها ايستاده و زمان ٬ يک الي دو دقيقه ايی است .
نکته ۲۱-  نزديک به قله ها هيچگاه شتاب نکنيد ٬ وهميشه جمعی به قله برسيد که بدانيد درجمع کوهنوردی بين افراد ٬ برتری وجود ندارد . 
نکته ۲۲- تشکيل گروه { درهر برنامه ؛ مسافرت ؛ گردش ؛ کوهنوردی } حتما يک نفر رابه عنوان سرپرست انتخاب وبه دستورات ونکته های او عمل کنيد.
نکته ۲۳- درصعودها { سرپرست گروه - مسئول فنی - مسئول تدارکات - مسئول تبليغات - مسئول بهداشت ودرمان } الزامی است.
نکته ۲۴- کارت بيمه ورزشی الزامی است.
نکته ۲۵- داشتن يک پلاستيک جهت جمع آوری آشغالهای خود تازمان برگشتن به شهر الزامی است (اگراين فرهنگ کوهنوردی همه جا رعايت شود مطمئن باشيد هيچگاه کنارچشمه ها - کنارآبشارها - کنار پناهگاه ها ومسيرها وقله ها ٬ زباله اي مشاهده نخواهيدکرد)

کوههای باقران بیرجند

تاریخ حرکت:۱۳/۳/۸۹

تاریخ برگشت:۱۵/۳/۸۹

وسیله: شخصی

افراد شرکت کننده:آقایان حاجی فر-سلمانیان-بامری-ملکی-عدل گستر-گلستانه

                            خانمها:صفایی-نامجو-موسوی-یوسفی-کیخا

درتاریخ ۱۳/۳/۸۹ ساعت۴عصر همه درمحلی که ازقبل تعیین شده بودجمع شدیم بعدازچیدن کوله ها ووسایل همه سوارماشینهاشده وحدود ساعت۵/۴ ازشهرخارج شدیم بدلیل ۲روز تعطیلی جاده تقریبا شلوغ بود.دربین راه چندبار توقف داشتیم .بالاخره ساعت۱۰به بیرجند رسیدیم .

به لطف آقای عدل گسترمکان استراحت ۲روزه ی گروه ازقبل مشخص شده بود باآدرسی که تلفنی ازایشون گرفتیم حدود ساعت۳۰/۱۰ رسیدیم اونجا بعداز کمی استراحت وصرف شام بامشورت هم برنامه ریزی فردا را انجام دادیم.

صبح باوجود خستگی زیادهمه ساعت۵ بیدار شدیم وکوله ها رو برداشتیم وبه سمت کوههای باقران راه افتادیم جای بسیار زیبایی بود برنامه تقریبا سبک بود بین راه یک خونه ی روستایی بود باکلی درخت میوه که بااجازه گرفتن ازصاحب باغ که پیرمرد مهربونی بود توت چیدیم (خداییش خیلی شیرین بود) بعداز خوردن توت وگرفتن عکس راه افتادیم مسیر قشنگ بود وقتی از اون بالابه پایین نگاه میکردیم کل شهر زیر پامون بود بعداز چند ساعت کوهپیمایی توی مسیر برگشت قرار گرفتیم که مسیرش یکم سخت بود بالاخره ساعت ۱۲ رسیدیم پایین سوار ماشینها شدیم .

برای خوردن صبحانه تو مسیر زیر سایه درختای گردو نشستیم وتوی اون هوای پاک ودلپذیرصبحانه رو نوش جان کردیم و برای استراحت راهی منزل شدیم.عصر رفتیم توی شهر یکم گشت وگذار، خیلی خوش گذشت وبعداز خوردن شام برگشتیم خونه.

صبح روز شنبه ۱۵/۳/۸۹ همه آماده رفتن شدیم وساعت ۹بطرف زاهدان راه افتادیم.

برنامه بسیار عالی بود وجای همه دوستانی که نبودن هم بسیار خالی 

اطلاعیه شماره 2 صعود قلم

سلام به همه وبلاگ نویسان کوهنورد و دیگر دوستان همیشه همراه

                                      

مهرچال با مجموع ۴۲ رای اکثر آرا رو به خودش اختصاص داد

از طرف خودم به عرفان تبریک عرض می کنم

تاریخ های پیشنهادی میزبان برنامه عرفان فکری وبلاگ (ورجین) صعود به قله مهرچال لواسان


1- جمعه و شنبه 18 و 19 تیر ماه(تعطیلی مبعث)

2- پنجشبه و جمعه 31تیر و 1 مرداد 

تاریخ اتمام رای گیری و نظر سنجی ۱تیرماه سال جاری خواهدبود یعنی ۶روز از تاریخ درج در وبلاگ ها

به امید اجرای صعودی موفق و شرکت همه دوستان وبلاگ نویس خواهشمندم نظرات خود را در وبلاگ  (کلماتی از یک کوهنورد  )به صورت عمومی درج کنید تا در نظر سنجی شرکت کرده باشید همه این نظر سنجی رو ببینند 

 

 

لطفا فقط و فقط دو تاریخ پیشنهادی میزبان

رای بدهید  

 

اطلاعیه شماره 1 صعود قلم

 

سلام به همه بچه های وبلاگ نویس کوهنورد

حدودا یک سال پیش در چنین ایامی همه و یا می شه گفت اکثر بچه های وبلاگ نویس پیگیر چهارمین صعود قلم بودند حال بعد از گذشت یک سال امسال هم استارت صعود قلم خورده است و بچه هایی که خواستار میزبانی برای صعود قلم بودند اکنون امسال هم خواستار صعود قلم به میزبانی شهر خود هستند .

دوستانی از جمله

سونیا (عشق کوهنوردی )و دوستان ویلاگ نویس شیرازیشان خواستار اجرای صعود قلم به شهر شیراز هستند برای صعود دنا (دو قله پیشنهادی قله قلم ۳۵۶۵ متری و بیژن۴۰۰۰متری)که تصمیمش با میزبان هست

امکاناتشون : سالن برای محل تجمع – خوابگاه  تربیت بدنی - وسیله ایاب و ذهاب (با هزینه خود شرکت کننده )– لوح یادبود

عرفان فکری (ورجین) خواستار اجرای صعود قلم به شهرتهران منطقه لواسان برای صعود مهر چال (۴۰۰۰ متری) 

امکانات : سالن برای محل تجمع – خوابگاه تربیت بدنی – لوح یادبود – یک وعده غذا – وسیله ایاب و ذهاب از تهران به منطقه لواسان

مرتضی صالحی (کلماتی از یک کوهنورد  )و دوست وبلاگ نویسم مهران خواجه زاده خواستار اجرای صعود قلم به شهر مشهد هستیم برای صعود بینالود و شیرباد

امکانات : سالن برای محل تجمع – منزل خودم – لوح یادبود – وسیله ایاب و ذهاب به منطقه فریزی

خوب نظر خودتون رو نسبت به اجرای برنامه اعلام کنید بیشترین آرا اجرای برنامه در همان منطقه و شهر خواهد بود

امسال اجرای پنجمین صعود قلم خواهد بود امیدوارم با حضور پر شور خود این برنامه رو به نحو احسنت اجرا کنیم . صحبت امسال برای صعود قلم مشخص شدن کارگروهی خواهد بود که هدف وبلاگ نویس ها از اجرای این برنامه ها مشخص بشه و فقط صعود نباشه  

تاریخ اتمام رای گیری و نظر سنجی 25 خردادماه سال جاری خواهد بود یعنی 15 روز از تاریخ درج در وبلاگ ها

به امید اجرای صعودی موفق و شرکت همه دوستان وبلاگ نویس خواهشمندم نظرات خود را در وبلاگ  (کلماتی از یک کوهنورد  )به صورت عمومی درج کنید تا در نظر سنجی شرکت کرده باشید همه این نظر سنجی رو ببینند 

 در انتها تاریخ برنامه رو میزبان مشخص می کنه می گوید در ماه مثلامرداد میتوانیم میزبان باشیم

رای تاریخ که چه روزی باشد در اطلاعیه های بعدی درج خواهد شد.

شهر سوخته

 

 

((کلنل بیت)) یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است

 شهر سوخته در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده است

این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده است

شهر سوخته اما پیشرفته

  

شهر سوخته دارای نظام مرتب و منظم آب‌رسانی و تخلیه‌ی فاضلاب بوده است
 
اولین جراحی بروی مغز در این شهر و بروی سر یک دختر بچه انجام گردیده است
بر مبنای یافته‌های باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد
 
براي نخستين بار در شهر سوخته يك چشم مصنوعي متعلق به 4800 سال پيش كشف شد. این چشم مصنوعی متعلق به زنی 25 تا 30 ساله بوده که در یکی از گور های شهر سوخته مدفون شده بوده است.
            
کشف اولین خط کش جهان با قدمت بیش از پنج هزار سال
 
 این خط کش به طول 10 سانتیمتر با دقت نیم میلیمتری و از جنس چوب آبنوس است. کشف خط کش در شهر سوخته زابل نشانگر این است که ساکنان این شهر باستانی دارای پیشرفت های زیادی در زمینه علم ریاضیات بوده اند
 
قدیمی ترین تخته نرد جهان
 
از گور باستانی موسوم به شماره 761 کهن ترین تخته نرد جهان به همراه 60 مهره ی آن در شهر سوخته پیدا شد. این تخته نرد بسیار قدیمی تر از تخته نردی است که در گورستان سلطنتی «اور» در بین النهرین پیدا شده بود.
 
             مخترع انیمشین در جهان ما بوده ایم نه چینی ها
 
نخستین انیمیشن جهان
 
باستان شناسان هنگام کاوش در گوری 5 هزار ساله جامی را پیدا کردند که نقش یک بز همراه با یک درخت روی آن دیده می شود. آن ها پس از بررسي اين شي دريافتند نقش موجود بر آن برخلاف ديگر آثار به دست آمده از محوطه‌هاي تاريخي شهر سوخته، تکراري هدفمند دارد، به گونه‌اي که حرکت بز به سوي درخت را نشان مي دهد. هنرمندی که جام سفالين را بوم نقاشي خود قرار داده، توانسته‌ است در 5 حرکت، بزي را طراحي كند كه به سمت درخت حركت و از برگ آن تغذيه مي کند.
                
حاصل انیمیشن و باز سازی آن بروی کامپیوتر
 
به گفته اين باستان‌شناس، بز از جمله حيواناتي است كه در رسيدن به ارتفاعات تبحر داشته و مي‌تواند با يك حركت جهشي به سمت بالا حركت كند. هنرمند نقاش شهر سوخته‌، با دقت و زبردستي موفق به تصوير كردن جهش اين بز شده است.
               
از دیگر اشیای مهم از میان هزاران شی یافت شده، می‌توان از سفال با امضای سفال‌گر بر روی آن، چکش، سوزن، شهرک‌های مسکونی و ساختمان‌های همه‌گانی هم‌چون آپارتمان، بذر خربزه، حبوبات، ماهی خشک کرده، برنج، زیره، کوره‌های سفالگری، کوره‌های ذوب فلزات، دکمه، تبر، بندکفش، قلاب، شانه سر، طناب، سبد، گل مو، قاب‌های چوبی، کفش، کمربند و ... نام برد.
 
 

قدیمی ترین تاس جهان 

 

صعود شبانه به قله تفتان

 

گروه کوهنوردی اوشیدا ساعت ۲۳ پنجشنبه ۲۳/۲/۸۹ از محل دره گل تفتان صعود خود را به قصد قله تفتان آغاز نمود ودر ساعت ۲بامداد به پناهگاه صبح تفتان رسید پس از ساعتی استراحت ساعت ۳ بامداد به سمت قله تفتان حرکت کرده و در ساعت ۶:۳۰ صبح بر فراز قله رسید و شادمان از تماشای طلوع آفتاب بدون استراحت به سمت دره گل تفتان باز گشته و ساعت ۹:۳۰ صبح  برنامه را به پایان رساندیم . آسمان شبهای تفتان ستاره بارونه.( جای همه دوستان خالی بود.)

  عکس تزييني است

اولین بانوی کوهنورد در باشگاه 14تایی ها

 

به گزارش پایگاه explorersweb به نقل از شبکه KBS TV، سرانجام بانوی کوه نورد کره ای، موفق به صعود قله آناپورنا شد. با صعود این قله ی8091 متری، خانم اوه یون سان اولین بانوی کوه نورد جهان لقب گرفت که موفق به فتح 14 قله ی بالای 8000 متر شده است.

برگرفته از:کوه نیوز

بر فراز هفتمين قله مرتفع دنيا

 

اعضاي افتخار آفرين تيم ملي كشورمان موفق شدند براي اولين بار پرچم مقدس كشور عزيزمان ايران را بر فراز قله ۸۱۶۷ متري "دائولاگيري" هفتمين قله مرتفع دنيا به اهتزاز درآورند.

شایان ذکر است: کوه نوردان تیم ملی، در این صعود یاد و خاطره ی کوه نورد فقید کشورمان زنده یاد «مهدی اعتماد فر» را نیز که در بهار سال گذشته و در دومین تلاش مستقل خود، در راه صعود به این قله جان به جان آفرین تسلیم کرد را گرامی داشتند.

ايرج معاني از اردبيل، سيد واسع سيد موسوي از كردستان، مجيد نعمت اللهي از لرستان، هادي صابري و سيد حسين صالحي از كرج ،محمد نادريان، سيدمحمود هاشمي و محمد نصيري از تهران، عظيم قيچي ساز به عنوان مسوول فني، عليرضا بهپور به عنوان پزشك، عباس رنجبري به عنوان مسوول تداركات، جلال چشمه قصاباني به عنوان سرپرست دوم و محمود شعاعي به عنوان سرپرست تيم؛ در قالب کاروان اعزامی کشورمان به صعود قله «دائولاگیری»، موفق به کسب این افتخار ارزشمند برای میهن عزیزمان شدند که به یکایک سرافرازان تیم ملی و همه ایرانیان عزیز تبریک و تهنیت عرض می نمائیم .

روز زمین پاک

 

 

"تقدیم به زمین که پاک بود"

زمین دست و دلباز بود. آنقدر دست و دلباز که خاک و آب و دشت و کوه و هر چه را که در دل داشت به انسانها بخشید. بیچاره فکر میکرد که آدمها دوستش دارند. چشم که باز کرد، دید بد جوری تنش درد میکند. دید چنگ انداخته‌اند توی سینه‌اش و هر چه را که دارد بیرون میکشند. دید روی تنش پر از زخم است و چاله‌چوله. دید زیر چاقوی جراحی آدمها دارد از پا درمی‌آید: از روی گونه‌اش خاک برمیداشتند پیوند می‌زدند به پیشانی‌اش، آب‌های نیلگونش را که با خون دل جمع کرده بود خشک میکردند، درختانش را بغل بغل میبریدند و میبردند. آینه گرفت پیش رویش دید دیگر خودش را هم نمی‌شناسد. همه‌جایش درد میکرد. به خود آمد گفت عصیان می‌کنم. گفت بس است. و آدم‌هایی که گمان می‌کردند زمین ارثی است که از پدرشان آدم به او رسیده، فهمیدند که این راهش نیست.

دسته‌ای از این آدمها  که دلشان برای زمین و مهمتر از همه برای خودشان سوخته بود تصمیم گرفتند روزی را به نام زمین بخوانند و در این روز به یاد همه ساکنان زمین بیندازند که این میزبان این همه بی‌مهری را برنمی‌تابد. و به این ترتیب بیست‌و دوم ماه آوریل(دوم اردیبهشت) به نام "روز زمین پاک" نامگذاری شد.

به همین مناسبت گروه کوهنوردی اوشیدا برای گرامی داشتن این روز برنامه کوهپیمایی و پاکسازی منطقه لوچو را با حضور مهربانانه ی اعضاء محترم اجرا میکند.

"هنوز در ابتدای راهیم"

"ناله‌های زمین را جدی بگیریم"

بدون شرح

تبریک سال نو

     

 

عمري با حسرت و اندوه زيستن نه براي خود فايده اي دارد و نه براي ديگران
بايد اوج گرفت تا بتوانيم آن چه را که آموخته ايم با ديگران نيز قسمت کنيم

لحظات از آن توست؛ آبي، سبز، سرخ، سياه، سفيد،... رنگهايي را که بايسته است بر آنها بزن
روزهايت رنگارنگ

سال نو مبارک

تبریک عروسی

 

افسانه عزیز ومحمد جان

پیوند الهی تان به زیبایی بهار و به بلندی آسمان و به جاودانگی زمان.

در یکی از بهترین روزهای سال خاطره زیبایی برای ما نقش زد مبارکتان باد یکی شدن پر پروازتان،

امیدواریم همیشه نقش زیبای عشق،محبت و مهربانی بر قلبتان نمایان باشد.

بی اشتهایی عصبی در بانوان ورزشکار

 

بی اشتهایی عصبی در بانوان ورزشکار-Anorexia nervosa

تعریف و پیش زمینه
بی اشتهایی عصبی یک اختلال و مشکل تغذیه ای است که در آن فرد بخاطر ترس از افزایش وزن و بهم خوردن تناسب اندام سعی می کند هرچه کمتر غذا بخورد. چنانچه فردی این مشکل را داشته باشد همواره خود را چاقتر از آنچه که واقعاً هست حس می کند و درحالی که حتی وزن کمی دارد فکر می کند وزنش زیاد است و لذا با محدود کردن تغذیه سعی در لاغر کردن هرچه بیشتر خود دارد. این شرایط هم یک بیماری فیزیکی است و هم یک بیماری و مشکل مربوط به روان. در این بیماری تغییرات هورمونی در نتیجه وزن کم و سطوح کم چربی بدن بوقوع می پیوندد. در بسیاری از زنان مبتلا توقف چرخه های ماهیانه رخ خواهد داد. این بیماری اغلب در دختران و زنان جوان رخ می دهد. همچنین این بیماری در ورزشکاران و بازیگران سینما که می خواهند در وزن کم باقی بمانند و تناسب اندام بهتری داشته باشند بیشتر رخ می دهد.
بی اشتهایی عصبی می تواند به یک بیماری شدید و با درمان سخت بدل شود و در موارد شدید امکان دارد مرگ در نتیجه روزه داری طولانی مدت یا حتی خودکشی رخ دهد.
 

                     
علل ایجاد این بیماری
علت ایجاد این بیماری معلوم نیست، بخشی از علت می تواند مربوط به مشکلات فرهنگی جوامع در این امر که هرچه فرد لاغرتر باشد زیباتر هم هست می باشد. شما چنانچه موارد زیر را داشته باشید بیشتر مستعد به ابتلا به این بیماری هستید :
- سابقه خانوادگی ابتلا به بی اشتهایی عصبی یا سایر اختلالات مربوط به تغذیه مثل پرخوری عصبی.
- وجود سابقه شخصی یا خانوادگی اختلالات خلقی ( مثل افسردگی ماژور یا اختلالات دو قطبی ) یا اختلالات اضطرابی یا اختلالات شخصیتی و وسواسی.

علائم و نشانه ها
- کاهش وزن اغلب شدید در زمینه محدودیتهای شدید غذائی
- خوردن سریع و حجیم غذا و بدنبال آن تخلیه آن با استفاده از مواد مسهل یا ادرار آور یا تحریک خود به استفراغ مواد غذائی خورده شده.
- ضعف و گیجی
- ناخنهای شکننده
- افزایش موهای بدن
- احساس سرمای دائمی
- پرخاشگری یا احساس افسردگی
- خواب آشفته
- در خانمها بی نظمی یا قطع سیکلهای ماهیانه
- روزه داری مستمر یا تغذیه خیلی کم
- پرداختن زیاده از حد به ورزش
- ترس از چاق شدن در حالیکه وزن نرمال یا کمتر از حد نرمال دارید
- تفکر دائمی به غذا و تغذیه

تشخیص بیماری
پزشک از شما درباره سابقه پزشکی شما خواهد پرسید، شما را معاینه خواهد کرد و در مورد یک سری مسائل از شما سوالهایی خواهد پرسید. مثل :
• آیا غذاهایی را همواره انتخاب می کنید که کالری کمی دارند ؟
• آیا اتفاق می افتد که در زمانی کوتاه حجم بالائی از غذا را مصرف کنید ؟
• آیا سعی در دفع غذای خورده شده با تحریک به استفراغ یا استفاده از مواد مسهل را دارید
• آیا برای غذا خوردن تشریفات بخصوصی دارید
• آیا به ورزش زیاد می پردازید
• آیا رابطه خود را با دوستان و همکاران کاهش داده اید
• آیا سعی در انکار اینکه گرسنه هستید دارید

درمان بیماری
درمان بی اشتهایی عصبی می تواند خیلی مشکل باشد، این بیماری به خودی خود و بدون درمان پزشکی بهبود نمی یابد. پزشک بهمراه متخصص تغذیه به شما کمک خواهند کرد تا یک رژیم غذایی نرمال و سالم را شروع کنید. همچنین به احتمال زیاد شما نیاز به مشاوره خصوصی با روانپزشک خواهید داشت، گاهی هم نیاز است تا در چند جلسه خانواده شما با پزشک متخصص روان جلسه داشته باشند. پزشک امکان دارد به شما داروهای مناسب برای کنترل خلق شما تجویز کند تا :
• به کاهش ترس شما از چاق شدن کمک کند.
• به کاهش افسردگی یا پرخاشگری در شما کمک کند.
• سبب کاهش تفکر به غذا و لاغر بودن گردد
• به شما کمک کند که دوباره وزن گیری مناسب داشته باشید.

مدت طول کشیدن بیماری
چنانچه مبتلا به این مشکل هستید پس از شروع درمان با توجه به اینکه با ید تغییر در جسم و روح خود را بپذیرید امکان دارد علائم و تفکرات شما سالها ادامه داشته باشد. حتی پس از رسیدن به وزن مناسب امکان دارد لازم باشد که داروهای مصرفی یا درمان خود را برای چندین ماه دیگر هم ادامه دهید. قرار گرفتن در معرض استرسهای شدید و طولانی می تواند منجر به بازگشت علائم در شما گردد لذا از آنها پرهیز کنید. بطور کلی هرچه سریعتر خدمات پزشکی دریافت کنید احتمال موفقیت در درمان شما افزایش خواهد یافت.

توصیه های درمانی به شما
لازم است در کنار دستورات پزشک و حمایت های خانواده از شما خودتان هم در امر درمان دخالت داشته باشید به این موارد توجه کنید :
• از رژیم غذایی سالم استفاده کنید.
• برنامه ورزشی خود را محدود کنید و کاهش دهید.
• به استراحت و خواب کافی اهمیت بدهید.
• سعی کنید به یک وزن متعادل برای قد و سن خود برسید.
• از ویتامین ها و مکمل های حاوی مواد معدنی استفاده کنید.
• از پزشک خود بخواهید که بصورت مکرر وزن، فشار خون، نبض و حرارت شما را در هر ویزیت کنترل کند.
• از استرس فرار کنید. راههای مقابله صحیح با استرس های روزمره زندگی را یاد بگیرید.
• بین تفریح و میزان پرداختن به کار یک تعادل مناسب برقرار کنید و هیچ کدام را بصورت افراطی انجام ندهید.
• یاد بگیرید احساسات خود را بروز دهید و آن را در درون خود نریزید.

راههای پیشگیری از ابتلا به این بیماری
پذیرش خود و بدن خود مهمترین اصل در پیشگیری از ابتلا به این بیماری است. در کنار این قضیه این موارد هم در این امر مفیدند :
• هرگز وعده های غذایی خود بخصوص صبحانه را حذف نکنید.
• از مواد مسهل زیاد استفاده نکنید.
• از مصرف زیاد کافئین مثل نوشابه پرهیز کنید.
• از ورزش افراطی پرهیز کنید.
• از الکل استفاده نکنید.
• از مصرف سیگار بپرهیزید.

منبع:sportmedicine.ir

زیبایی کوه

 

          

برنامه تفریحی سفر به کرمان - بندرعباس و قشم

«‌‌‌ برنامه تفریحی بندرعباس »

آمار اين برنامه:

تاريخ :22/11/88

ساعت حركت:30:0 دقيقه بامداد

بازگشت: 24/11/88

وسيله نقليه: وسيله شخصي دوستان

تعداد افراد: 10 نفر

دوستان همراه:

آقايان:محمد حاجي فر ، فرهاد سلمانيان ، هادي بامري  ، احسان عدل گستر ،رضا مقدم

خانمها: صفايي ،‌ كيخا ، يوسفي ، نخعي ، عرب شاهي

گزارش برنامه:

طبق برنامه ريزي هاي قبلي گروه در روزهاي 22الي 26بهمن ماه صعود زمستاني به لاله زار کرمان در نظر گرفته شده بود كه با هماهنگي هاي سرپرست و مسئول اجرايي برنامه در بامداد 22 /11/88 در ساعت 30 دقيقه بامداد از زاهدان حركت كرديم و ساعت 3:35 دقيقه بامداد به فهرج رسيديم يك توقف داشتيم جهت استراحت راننده هاي محترم و همچنين عزيزان همراه. چاي و شيريني صرف شد و دوباره راه افتاديم ساعت 4:30 دقيقه كوههاي كرمان را در پيش رو داشتيم هر چقدر به كرمان نزديك مي شديم هواسردتر می شد.

ساعت 6:30 دقيقه صبح 22/11/88 به كرمان قدم نهاديم تعدادي از دوستان ازماشين ها پياده شدیم و از آن هوا لذت برديم با وجود اينكه از سرما مي لرزيديم حاضر نبوديم به ماشين بر گرديم مهي كه در هوا معلق بود به شهر زيبايي خاصي داده بود در اطراف شهر در آن دور دست ها زيبايهاي شگفت انگيزتري به چشم مي خورد، كوهها،زيبايي هاي خلقت، سپيد پوشان زمستان، بلند قامتان استوار،انگار جاي جاي اين كوه ها با قلبمان گره دوسر طناب خورده است از هر مسيري عبور كني باز به جايي مي رسي كه منتظرش هستي انگار زندگيم را با كوهها سرشته اند حدوداً 30 دقيقه اي در هواي آزاد بوديم تا اينكه يكي از دوستان، آقای عدل گستر به نام آقاي مرتضي مظاهري به استقبالمان آمده و ما را به منزلشان دعوت نمودند، راهي منزل جناب مظاهري شديم، به منزل كه رسيديم بعد از كمي استراحت طبق معمول بانوان گروه مشغول مهيا نمودن صبحانه شدند و دوستان صبحانه اي مفصل صرف نمودند و بعد از صبحانه با حضور اعضاء گروه جلسه اي برگزار شد به اين نتيجه رسيديم كه با شرايط جوي نامناسب لاله زارو مریضی دو تن ازاعضا در اين شرايط صعود عاقلانه نمي باشد .هر كدام از بچه ها پيشنهادي ارائه مي كرد تا اينكه بعد از كلي صحبت قرار بر اين شد كه به اتفاق هم به برنامه ريزي گذشته مان كه انجام نگرفته بود يك سفر تفريحي ترتيب دهيم و به بندرعباس برويم.

زندگي حكمت اوست....

زندگي فرصت اوست....

چند برگي را تو ورق خواهي زد....

ما بقي قسمت اوست......

ما بقي قدرت اوست .....

 

سفر سياحتي به شهر كرمان 22/11/88

بعد از كمي استراحت در ساعت 10:30 دقيقه به اتفاق جناب مظاهري و همسرگرامي شان از مكانهاي ديدني كرمان ديدن كرديم اول به بازارچه قديمي كرمان رفتيم و در بازارچه يك سفره خانه سنتي قرار گرفته بود كه بچه ها چاي سفارش دادند و كمي عكس گرفتيم، در چايخانه هر اقليتي و اقليمي را به بهترين نحو به تصوير كشيده بودند و در رستوران  به جاي صندلي و ميزغذا خوري ازتخت و پشتي و سفره هاي سنتي زيبايي استفاده كرده بودند وتعدادي عروسك نمادين كه با تن پوش قوم هاي متعدد آراسته شده بودند ديوار كوب اين چايخانه بود كه زيبايي خاصي به آنجا داده بود  و بعد به حمام گنجعلي خان رفتيم و از آنجا ديدن كرديم و بعد به بازار مسگرها رفتيم واقعاً ‌زيبا بود.چون به وقت نهار نزديك بوديم جناب مظاهري و همسرشان را به نهار دعوت كرديم و رفتيم به رستوراني براي صرف نهار.

بعد از صرف نهار با برنامه چيده شده قبلي در ساعت 14:30 دقيقه بعدازظهر از كرمان به سمت مقصدمان بندرعباس راهي شديم.در مسير از بافت ، نگارو باغين گذشتيم و باورمان نمي شد كه ما با كوله پشتي هاي چيده شده براي صعود زمستاني به قله لاله زار كرمان راهي شهري جنوبي با آب و هواي كاملاً‌ متفاوت شویم . باورمان نمي شد كه با اين برنامه هايي كه چيده بوديم آب و هواي نامساعد كرمان به ما اجازه صعود ندهد البته اين هم از قلم نيفتند كه در راه كرمان كه بوديم با اطلاعاتي كه گروه از دوستان خود دريافت مي كردند با خبر شديم یک گروه در  لاله زار كمپ زده بود.

در ساعت 16:50 دقيقه بعداز ظهر به امام زاده سيد سلطان حميد رسيديم دوستان پياده شدند وبه زيارتگاه رفتند بعد از كمي توقف به راه افتاديم 17:30 دقيقه روستاي  كيسكان را رد كرديم .در مسير در ساعت 20:10 دقيقه به حاجي آباد رسيديم نامش به آبادي هاي كوچك شبيه بود ولي مانند شهري  بزرگ وسعت داشت از حاجي آباد گذشتيم و حدوداً‌ در ساعت 21 به ترافيك وحشتناكي رسيديم كه با وجود وسيله هاي ترانزيتي كه در مسير بودند با مشكل بزرگي مواجه شديم با ازدحام وسايل نقليه و بي صبري هموطناني كه شهر بندرعباس را براي اين چند روز تعطيلي براي مسافرت خود انتخاب كرده بودند و از صداي سرسام آور ماشينها گرفته تا دود اگزوز و صداي بوقهاي وحشتناك تا اوج بي صبري مسافرين و خستگي و ........

خلاصه در ساعت 3 بامداد روز بعد ما توانستيم از ترافيك بيرون بياييم و راهي بندرعباس شديم چون ما به بچه ها كه در ماشين دوم بودند از هيچ طريقي دسترسي نداشتيم مجبور شديم در منزل اجاره اي چند ساعته اي كه احسان پيدا كرده بود استراحت كنيم تا ....

23/11/88 ساعت 9:30 دقيقه با تماس تلفني بچه ها را پيدا كرديم و در منزل يكي از دوستان آقاي بامري به نام جناب وحيد نظيف كار مستقر شديم بعد از كمي استراحت و صرف صبحانه آماده شده و  به طرف ساحل هميشه فارس راهي شديم در قايقي كه بچه ها مهيا كرده بودند مستقر شديم و به سوي درگهان (قشم)حرکت کردیم  دريا زيبا بود آرامش خاصي داشت  دريا هر چه قدر هم خشمگين باشد با وسعتي كه دارد هميشه آرامش خاطر است البته اين هم از قلم نيفتد كه آقايان گروه تمام تلاش خود را مي كردند كه ناملايمات شب گذشته را جبران و به هر نحوي كه شده از خاطرمان محو كنند.

 از قايق كه پياده شديم در اسكله درگهان به بناي قديمي برخورديم كه همه ديواره هاي آن از چوب بود زيبا بود عكس گرفتيم و راهي در گهان شديم بعد از كمي پياده روي به بازار درگهان كه متشكل از بازارچه ها و مجتمع هاي تجاري با نماي زيبا بود رسيديم ساعتي را در مجتمع هاي تجاري درگهان گذرانديم و نهار خورديم وخرید کردیم  در ساعت 21:30 دقيقه بازگشتيم به قشم. هواي شب ها در كنار دريا رو به خنکی مي رفت مسير بين درگهان به قشم يك جاده زميني بود در وانت بار دو كابين جاي گرفتيم خانمها در جلوي ماشين و آقايان عقب ماشين، در مسير بچه ها شروع به آواز خواندن با صداي بلند كرده بودند حدوداً 20 دقيقه در راه بوديم به قشم كه رسيديم رفتيم ترمینال براي تهيه بليط اتوبوس دریایی براي بازگشت به بندرعباس.

خلاصه رسيديم به بندرعباس و سوار بر ماشينها و بعد هم شام خورديم شب برگشتيم منزل و استراحت كرديم و براي صبح فردا برنامه اي چيده شد و.....

زندگي دفتري از خاطره هاست، يك نفر در دل شب، يك نفر در در دل خاك،

يك نفر همدم خوشبختيهاست ، يك نفر همسفر سختيهايت، چشم تا باز كنيم عمرمان ميگذرد،

 ‌ما همه همسفريم، ما همه همسفريم.....

24/11/88 روز شنبه سومين روز سفر با دوستان عزيز كوهنورد، ياران هميشه همراه و هم دل، ياراني كه با بستن پيمان در كنار چشمه چغران بيرجند پيمان دوستيشان را مستحكمتر كردند و با هم دلي در هر شرايط زندگي در كنار همديگر حاضرند و از هيچ كمكي نسبت به يكديگر مضايقه نمي كنند اين دوستان با اثبات برادري و خواهري نسبت به يكديگر شانه به شانه و گام به گام در هر شرايط چه شادي و چه غم در كنار همديگرند و ثابت كردند كه هيچ چيز و هيچ كس نمي تواند خدشه اي به اين دوستيهايمان وارد سازد،

در روز شنبه به دعوت جناب نظيف كار كه در( بندر كشتيراني شهيد رجايي بندرعباس مشغول به كار بودند) راهي اسكله كشتيراني شديم  به درب ورودي كه رسيديم جناب نظيف كار منتظرمان بودند جلوي درب ورودي از اتاقك انتظامات براي وسيله هاي نقليه مان چراغ هاي گرداني كه روي سقف ماشين نصب مي شد جهت حفاظت نصب شد البته از قلم نيفتد كه رنگ چراغ گردان ماشينهاي ما با ماشين آقاي نظيف كار که سوار بر اتومبیل مارشال بودند متفاوت بود كه انگار اين رنگ ها براي خودشان نشانه چيزي بود.

از كشتيهاي باربري و اسكله زيباي آنجا ديدند كرديم كشتي كه در آنجا مستقر شده بود يك كشتي باربري از فیلیپین بود كه با هماهنگي هاي جناب نظيف كار مجوز ورود گرفتيم جهت مسائل امنيتي اسامي مان در دفتري به ثبت رسيد و وارد كشتي شديم بعد از گذراندن چند طبقه از طريق پلكان كشتي در طبقه فوقاني آن به اتاق فرمان يا همان اتاق كنترل رسيديم درون كشتي با سليقه خاصي آراسته شده بود در هر پاگرد پله ها بر روي ديوار تابلوهاي زيبا با تصاويري از طبيعت قرار گرفته بود درون كشتي آرامش خاصي حاكم بود . بعد از گرفتن چند عكس يادگاري با دوستان خارجي كشتي را ترك كرديم .در اسكله گشتي زديم، محوطه اسكله مملو از كانتینرهاي باري بود كه تعدادي از كاركنان با وسايل و ابزارهاي مخصوص در حال نقل و انتقال كانتينرهاي كالا بودند جابجايي كانتينرهاي عظيم الجثه با آن همه بار طوري جابجا مي شد كه انگار سبك تر از پر كاه بودند در محوطه اي كه ما قرار داشتيم به گفته جناب نظيف كار پر خطر ترين منطقه اسكله بود . كانتينرهايي كه با وسايل مخصوص جابجا مي شد.  در آخرگشت و گذار در اسكله  و در بيرون از اسكله از جناب نظيف كار تشكر و قدرداني كرديم و خداحافظي  برنامه بر اين قرار بود كه ظهر همان روز حركت كنيم طرف زاهدان چون صبح روز 25/11 تعدادي از بچه ها مرخصي نداشتند.بعد از صرف نهار به مجتمع تجاري در داخل شهر رفتيم كمي گشتيم و تا شب شد در كنار ساحل درياي هميشه فارس كمي نشستيم و در ساعت 24 به سمت زاهدان حرکت کردیم .

باشد كه به يادگار بماند در دفتر خاطرات گروه كوهنوردي اوشيدا .

01/12/1388

نخعی مسئول روابط عمومي گروه اوشيدا

چگونه هنگام کوهنوردی یک سرپناه پیدا کنیم؟

 

چه هنگامیکه تلاش می کنید تا از طوفان بگریزید و یا زمانیکه  پس از طی روزی  پر تلاش از راهپیمایی، شناسایی و یا پیمایش کوهستان فقط به دنبال محلی برای استراحت می گردید پیدا کردن یک سرپناه اولین اولویت شما خواهد بود.ابتکار داشته باشید و از آنچه که دارید و آنچه که مادر طبیعت در اختیار شما قرار می دهد استفاده کنید تا یک سرپناه امن را بیابید و یا درست کنید.  

1. محلی را انتخاب کنید که خود بطور طبیعی یک پناهگاه است. جایی را دور از باد و یا حتی المقدور پشت به باد پیدا کنید. به دنبال محلی بگردید که فضای کافی برای خوابیدن شما داشته باشد و شما را نیز در مقابل محیط طبیعی و حیوانات گرسنه نیز حفظ کند. محل را بخاطر وجود گیاهان سمی، مار، حشرات ، عقرب و مورچه های گزنده چک کنید. حتما نمی خواهید موقع بیدار شدن خود را احاطه شده با پیچک های سمی و یا ساس ببینید پس این دو مورد را هم بررسی کنید.

2.از مناطق خطر دور شوید. از مناطقی که احتمال جاری شدن سیل است ، بستر رودخانه های خشک ، مناطقی که احتمال ریزش سنگ وجود دارد، صخره ها ، دره های تنگ و عمیق و زمینهای پست اجتناب کنید. مناطق پست نه تنها محل پرورش لجن زار است بلکه شبها نسبت به مناطق مرتفع سردتر نیز می باشد. اگر تصادفا هنگامیکه خوابید طوفان رخ دهد بدون هیچ درنگی خود را در میان طغیان رودخانه خروشان خواهید یافت.

3.به دنبال درختی بگردید که قطر کافی داشته باشد تا شما را در مقابل باد محافظت کند و در اینصورت کمپ خود را به سمت باد برپا کنید. هر چه قدر شاخه های درخت بالای سر شما متراکم تر باشند شما در مقابل باران محافظت بیشتری خواهید داشت.

4.به دنبال یک غار بگردید. غار اغلب به عنوان بهترین گزینه است البته وقتیکه در اطراف به دنبالش بگردید اغلب پیدا نخواهد شد. به خاطر داشته باشید اگر یک پناه عالی بیابید قبلا توسط حیوانات قرق شده است. در  فاصله ای  منطقی از ورودی غار قرار گیرید که در صورت وجود ساکنین و یا فروریختگی سازه آن ،  راه فرار داشته باشید.

5. با هر وسیله ای که دارید یک سایه ایجاد کنید. ایجاد سایه به خصوص در آب و هوای گرم و خشک بسیار اهمیت دارد. در کناره ها از یک سنگ بزرگ استفاده کنید و یا با شن زیاد یک کومه درست کنید. پانچویتان را محکم به این کومه و یا سنگ، با یک وسیله سنگین تکیه دهید. این جانپناه محل امنی در مقابل طوفان نخواهد بود اما در زیر آن می توانید در مقابل تابش خورشید استراحت کنید. 

6.می توانید از قلوه سنگ ها و خاروخاشاک برای درست کردن یک کلبه استفاده کنید. زمان راهپیمایی یک کنده درخت ، سنگ بزرگ و یا یک درخت تنومند را پیدا کنید. می توانید سر یک شاخه بلند و یا دسته بلند یک چیز را به کنده درخت گیر دهید و یک مثلث سه گوش درست کنید . این مثلث پایه کلبه شماست. بطور ایده آل ارتفاع آن دسته بلند بایستی به اندازه قد شما باشد. شاخه های بلند را بالای این دسته  طوری قرار دهید که حالت چادر را به خود بگیرد. بررسی کنید محلی که برای خود تعبیه کرده اید به اندازه کافی برای شما جا داشته باشد. از یک طرف به آن طرف کلبه شاخه های کوچکتر و و علفهای هرز را قرار دهید. خار و خاشاکی مثل برگهای سوزنی کاج، گیاهان هرزه و برگها را در داخل شاخه های کوچکتر طوری قرار دهید که به اندازه یک اینچ ضخامت داشته باشد. در پایان برای اینکه این کلبه را در جای خود نگه دارید چند شاخه بالای آن قرار دهید . اکنون کلبه شما آماده است. 

7. برای اینکه یک جانپناه درست کنید همچنین می توانید زمین یا برف را نیز حفر کنید. هر چقدر زمین سفت تر باشد پناهگاه شما محکم تر خواهد بود. یک مستطیل را روی زمین یا برف به اندازه خودتان دنبال کنید. اگر گودال شما خیلی بزرگ باشد تاثیر گرمای بدن خود را از دست می دهید. به اندازه چهار پا زمین را حفر کنید. گودال را با شاخه های  درخت،یک تکه برزنت، یک تکه آهن قراضه و یا هر چه که در اطراف می بینید که بدرد این کار می خورد، بپوشانید. قبل از اینکه داخل شوید یک حفره در سقف برای تنفس ایجاد کنید.   

 توصیه ها

 زمان بستن کوله برای کوهنوردی، پانچو و یا یک تکه برزنت، طناب و یا روزنامه را فراموش نکنید. این تجهیزات، کوچک و بهم فشرده اند و پناهگاه شما را راحتتر می کنند. هنگام کوهنوردی و یا کوهپیمایی به محیط اطراف توجه کنید. اگر جای مطلوبی به عنوان پناهگاه یافتید حتما روی نقشه خود آن را علامتگذاری کنید و در قسمت عوارض زمین به جزییات آن بپردازید. این مساله به شما کمک می کند در صورت لزوم از آن استفاده کنید. اگرصاعقه دیدید و یا صدای رعد و برق شنیدید در اولین فرصت ممکن محلی برای پناه بیابید. از قانون 30/30 برای محاسبه فاصله صاعقه استفاده کنید. پس از اینکه نور صاعقه را دیدید شمارش را شروع کنید و تا شنیدن صدای ان به شمارش ادامه دهید. اگر تعداد شمارش کمتر از 30 بود بلافاصله جایی پناه بگیرید. پس از توقف چرخش تندر به مدت 30 دقیقه در محلی دور از طوفان قرار داشته باشید. طناب را به برزنت و یا روزنامه طوری وصل کنید که به  شکل تولید شده آسیب نزند و می توانید یک سنگ صاف و یا یک شی ء سنگین و صاف را روی برزنت  بگذارید. سنگ را در برزنت بپوشانید. طناب را دور و زیر شی پوشیده شده محکم ببندید. به این شکل ، سنگ به عنوان تکیه گاهی برای برزنت می شود.

 اخطار

 در زیر درخت ،  یا پای  دیواره های سنگی ویا  روی برآمدگی های لخت صخره ها  کمپ نزنید. اگر صاعقه به درخت یا صخره بزند و شما به آنها تکیه کنید ( خدای ناکرده ) برشته خواهید شد. همیشه یک شیء درخشان را نزدیک ورودی سرپناهتان بگذارید که باعث می شود  در صورت لزوم دیگران شما را زودتر پیدا کنند. 

منبع:وبلاگ مطالب آموزشی

کویر نوردی

 

نكات بسيار مهمي كه دانستن آنها هنگام كويروكويرنوردي يا بيابان وبيابان‌نوردي

بسيارلازم وضروري است

سلامتي:

بدون برنامه‌ريزي و تمهيدات مناسب به كوير نرويد

كوير معمولاً پاكيزه‌تر از شهر است، چون خورشيد با حرارت خود همه‌چيز را استرليزه مي‌كند

حتماً از عينك ضد‌آفتاب استفاده كنيد

اگر عينك ضد‌آفتاب نداشتيد براي چشمان خود، با پارچه يا كاغذ سايه‌بان درست كنيد

به چشمان خود سرمه بكشيد 

به لبها  و بيني خود روغن ضد ترك و خشكيدن بماليد

از مكيدن لبهاي خود خودداري كنيد

گردن خود را از  تابش آفتاب بپوشانيد

از كلاه لبه‌دار استفاده كنيد

پيراهن آستين‌دار و شلوار بلند بپوشيد

كرم ضد‌آفتاب بزنيد و در فواصل زماني معين اين عمل را تكرار كنيد

از لباس‌هایي با رنگ روشن استفاده كنيد

كفش بايد بادوام و متناسب پا باشد و بتواند محافظ پاي شما از گرما و راحت باشد

سيگار نكشيد، دود باعث تسريع در تبخير آب بدنتان مي‌شود

آب:

هر فرد حداقل هر روز 4 ليتر آب لازم دارد

براي آب خوردن منتظر تشنه‌شدن نشويد

در فواصل زماني معين آب بخوريد

آب را به هيچ ‌عنوان جيره‌بندي نكنيد، مخصوصاً در هواي بسيار گرم

بيشتر به راه‌هاي جلوگيري  و ممانعت از تبخير آب بدنتان بيانديشيد

به ياد داشته باشيد آب موجود در بدنتان زندگي شما را حفظ مي‌كند نه آب موجود در داخل قمقمه!

در موقع كمبود آب از بيني تنفس كرده و دهان خود را بسته نگه‌داريد

در زمان بي‌آبي قبل از انجام كوچكترين حركتي  و اقدامي به درست بودن آن فكر كنيد

لباس‌‌هاي خود را به هيچ‌عنوان در نياوريد، آنها محافظ شما در برابر سرعت تبخير آب بدنتان هستند

 در صورت امكان در طول روز در سايه بمانيد

سعي كنيد 30 سانتيمتر بالاتر از سطح زمين بنشينيد، درجه حرارت سطح زمين بسيار بيشتر است

الكل ننوشيد، الكل باعث تشديد تبخير آب بدنتان مي‌شود

اگر به مشكل كمبود آب برخورد نموديد دنبال نشانه‌هاي وجود آب باشيد

از تف كردن پرهيز كنيد

دنبال كردن رد‌پاها مي‌تواند شما را به آب  برساند، مخصوصاً اگر چند راه به يكي ختم شود

دسته‌هاي پرندگان بر روي مكان‌هاي داراي آب دور مي‌زنند

به صداي جيك‌جيك كردن پرندگان هنگام صبح و عصر گوش دهيد

بلدرچين‌ها معمولاً كنار آب جمع مي‌شوند

فاخته‌ و قمري هنگام صبح و عصر به سمت محل آب پرواز مي‌كنند

همچنين به دنبال نشانه‌هاي حيوانات بگرديد، چون آنها معمولاً تمايل به پيدا كردن غذا در كنار آب دارند

به دنبال گياهان و رستني‌هايي بگرديد كه معمولاً در كنار آب يافت مي‌شوند

گياهان پنبه‌اي، چنار، بيد، گزنه، سدر و ... در كنار آب يافت مي‌شوند

شما ممكن است براي رسيدن به آب مجبور به حفر گودال شويد

اگر آب پيدا كرديد قبل از مصرف تصفيه كنيد

مدفوع و لاشه حيوانات عمده‌ترين دلايل آلودگي آبها هستند

جوشاندن آب مطمئن‌ترين راه تصفيه آب است

در ارتفاعات پايين آب را 2 تا 5 دقيقه و در ارتفاعات بلند(3000 متر) حداقل 15 دقيقه بجوشانيد

هيچ كدام از مواد شيميايي نمي‌تواند تمام ميكروب‌ها يا انگل‌هاي موجود در آب رابكشد

قبل از تصفيه آب توسط مواد شيمايي از يك پارچه تميز بگذرانيد تا ذرات از آن جدا شوند

براي تصفيه آب توسط قرص يد به ازاء هر ليتر آب 2 عدد قرص استفاده نموده و 20 دقيقه منتظر بمانيد

براي تصفيه آب توسط قرص كلر به ازاء هر ليتر آب 5 عدد قرص استفاده نموده و 30 دقيقه منتظر بمانيد

براي تصفيه آب توسط مايع سفيد‌كننده خانگي به ازاء هر ليتر آب 2 قطره ريخته و 30 دقيقه منتظر بمانيد

(بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمائید)

ادامه نوشته

تولد

    

        

 

تبریک دست خالی مرا با سخاوت بی حدت بپذیر...

          

          ***فرهاد جان تولدت مبارک***     

           

                 

۱۳۸۸/۱۱/۲۰

نکاتی در خصوص خوابیدن در کوه

 

خوابیدن در کوه تقریبا اولین حرکت جدی یک طبیعت گرد است . خوابیدن در شیب علاوه بر بحث لیز خوردن کیسه خواب تو شیب چند نکته جالب دیگر هم دارد !!

اول اینکه اگر در امتداد عمود بر شیب بخوابید احتمالا صبح شما رو پای کوه پیدا می کنند ! در ضمن روی زیر انداز های فوم معمولا کیسه خوابها لیز می خورند و عمرا نتوانید یه شب رو به راحتی به صبح بر سونید ! یادتون باشه که شما مجبورید که همیشه سرتون را در بالاترین نقطه و پاها رو در پایین ترین نقطه بگذارید تا خون در مغز تجمع نکند

دوم اینکه همیشه در طی شب نسیمی از قله به سوی دامنه در حال وزیدن است  که اگر شما در مسیر این نسیم باشید خصوص در مناطقی که هوا سرد است احتمال اینکه شانه ها و سر شما دچار گرفتگی عضله بشود بسیار محتمل است !

پیشنهاد می کنم که یا در پناه یک تخته سنگ که به طور کامل در جای خود قرار دارد بخوابید تا اگر سنگ و کلوخی هم از زیر پای کسی در برود تو سر شما نخورد هم اینکه از شر سوز کوه در امان باشید . یا حداقل از کوله پشتی خودتان به عنوان یک مانع در برابر باد استفاده کنید و اون رو تبدیل کنید به باد شکن .

در ضمن اگر هنوز به خوابیدن در کیسه خواب عادت ندارید و شب دستهاتون رو از کیسه خواب بیرون می گذارید انداختن یک پتو به صورت روسری که بتونه شانه های شما را بپوشونه می تواند به دچار نشدن به گرفتگی عضلات شما کمک کند .

یه نکته هم یادتون باشه ! زیر انداز فوم که الان دیگه همه جا می شود پیدا کرد تو شیب برای شما دردسره مگر اینکه روکش آن رو با برزنت عوض کنید اینجوری لیز خوردن در طول شب که خودش یه کابوسه دست از سرتون بر می داره !

پیام تسلیت

 

   

(گروه كوهنوردي اوشيدا)

 درگذشت گروهي از ورزشكاران اسكي باز و كوهنورد كه بر اثر ريزش بهمن در محور شمشك-ديزين جان خود را از دست دادند را به جامعه ورزش كشور و خانواده هاي مصيبت ديده اين حادثه تسليت عرض مي نمايد.

گزارش نویسی در برنامه های کوهنوردی

بارها برايمان پيش آمده که برای کسب اطلاع در مورد يک مکان ( شهر، روستا، قله، کوير، جنگل، .....) اقدام به جمع آوری اطلاعات از دوستان، کتابها و يا  از فضاهای مجازی نموده ايم. اين اطلاعات از کجا آمده و ما به دنبال چه جوابهايی در آنها هستيم؟ چه کسی اين اطلاعات را جمع آوری نموده و طبق چه قالبی آنها را نوشته است؟ اين شخص برای چه منظوری و چه ميزان وقت صرف نوشتن کرده است؟ و اصلا" نام اين شخص و نوشته اش چه می تواند باشد؟

هدف ما جواب دادن به اين سوالات در کوتاهترين و مفيدترين شکل ممکن است، به نحوی که نه موردی از قلم بيفتد و نه اينکه آنقدر طولانی باشد که شما را از خواندن منصرف نمايد.

ادامه نوشته

پديده هاي شگفت انگيز طبيعت

 

گاهی دست قدرت پروردگار مناظر با شکوه و نابی را به ما نشان می دهد که با دیدن آن شگفت زده می شویم و به قدرت الهی پی می بریم.

چند مورد از این پدیده های طبیعی :

1ـ شفق های قطبی:

             

بی شک یکی از تماشایی ترین و با شکوه ترین پدیده های طبیعی جهان، شفق قطبی یا همان «نور قطب شمال" است. این پدیده حیرت انگیز از زمانی که اولین بار کشف شد، انسان ها را به حیرت و شگفتی وا داشته است. شفق های قطبی زمانی روی می دهند که خورشید ذرات بارداری را (یون) با سرعت300  الی 1200 کیلومتر در ثانیه راهی زمین می کند. این ذرات باردار با هم ابر پلاسما را تشکیل می دهند و مجموع ابرهای پلاسما را بادهای خورشیدی می نامند. هنگامی که بادهای خورشیدی با میدان مغناطیسی زمین برخورد می کنند، این میدان ذرات باردار را به سمت لایه یونیسفر، یکی از لایه های بالای اتمسفر سوق می دهد. در آنجا ذرات خورشیدی با گازهای موجود در یونیسفر ادغام شده و پدیده ی شفق قطبی را به وجود می آورند.

2ـ ابرهای ماماتوس

             

این نوع ابرها در سطح تحتانی مرکز دیگر ابرها تشکیل می شوند. ابرهایی هستند که همیشه با شرایط جوی ناپایدار و اغلب توفانی همراه می شوند. شکل ظاهری این ابرها حاصل کیسه هایی از هوای سرد اشباع شده است که به سرعت از سطح ابرهای توفانزا پایین افتاده و تصویری مانند برآمدگی های مواج در قسمت تحتانی ابر ایجاد می کند.

3ـ کشند قرمز

             

کشند قرمز یا «شکوفایی جلبکی» پدیده ی طبیعی است که در اثر یک نوع جلبک میکروسکوپی به وجود می آید. هنگامی که این موجودات زنده در تراکم بالا تولید شوند ، موجب پدیدار شدن توده های قرمز رنگی در سطح آب می شوند. این موجودات در برخی موارد سم کشنده ای را تولید می کند که موجب مرگ آبزیان و پرندگان می شود. این سم می تواند به انسان نیز آسیب برساند.


4ـ میخ های یخی

             


میخ های یخی در کوه های یخی در اندازه های مختلف یافت می شوند. هنگامی که خورشید به سطح برف می تابد، سوراخ های کوچکی را در آن ایجاد می کند. این سوراخ در اثر تابش بیشتر نور عمیقتر شده و میخ های یخی را به وجود می آورند.


5ـ سنگ های متحرک

             

سنگ های متحرک یکی از جاذبه های پارک ملی Death valley در بیابان نوادا آمریکا هستند که مدت ها مایه شگفتی دانشمندان بوده اند. نظریه های بسیاری برای توضیح حرکت این سنگ ها وجود دارد. بسیاری از دانشمندان معتقدند که سطح لغزنده و گلی این بیابان و وزش باد موجب حرکت خود به خودی سنگ ها می گردد. اما از نظر محاسبات فیزیکی این نظریه قابل قبول نیست چرا که برای حرکت این سنگ بادهایی با سرعت صدها کیلومتر در ساعت لازم است که در این بیابان چنین بادهایی نمی وزد.

 
6ـ سوپر سل (supercell)

             

سوپرسل نوعی توفان شدید است که معمولا قبل از وقوع گردباد پدیدار می شوند، این نوع توفان ها در سراسر جهان قابل وقوع هستند اما اغلب در منطقه ی Great plains آمریکا به وجود می آیند.


7ـ گرداب آتش

              

گرداب یا گردباد آتش پدیده ی بسیار نادری است که در آن آتش ـ بسته به دمای هوا و جریان باد ـ از سطح زمین ارتفاع می گیرد و یک گرداب آتش را پدید می آورد. گرداب های آتش می توانند به ارتفاع 200 فوت نیز برسند اما تنها چند دقیقه به طول می انجامند.

8ـ حلقه های یخی

             


حلقه های یخی نیز پدیده ی نادر هستند که به گفته ی دانشمندان تنها در کشورهای سرد رخ می دهند. این پدیده زمانی اتفاق می افتد که مرکز یک دریاچه یخ می زند و جریان ملایم آب، یخ را به شکل دایره در می آورد.


9ـ ابرهای مواج

             

این ابرها زمانی تشکیل می شوند که لایه ای از هوای مرطوب هنگام عبور از سطح زمین مرتب بالا و پایین می شود و در نتیجه باعث شکل گرفتن رشته ای از ابرهای عدسی شکل باریک. روی پوسته ی این امواج جوی می شود.

گزارش چابهار

 مقصد ما : چابهار در جنوب استان است ، منطقه ای که بر خلاف شمال استان ، تقریبا کوهستانی است و همچون نگینی در کنار دریای عمان و خلیج صخره ای چابهار می درخشد .

موقعیت جغرافیایی و وسعت شهرستان چابهار:

 با مساحتی حدود 17155 کیلومتر مربع در منتهی الیه جنوب شرقی ايران در کنار آبهای گرم دریا عمان واقيانوس هند قرار گرفته است. این شهرستان از جانب شمال به شهرستانهای ایرانشهر و نيكشهر و از جنوب به دریای عمان و از شرق به پاکستان و از غرب به استانهای کرمان و هرمزگان محدود می باشد. بندر چابهار-مرکزشهرستان- با وسعتی بالغ بر 11 کیلومترمربع در ارتفاع 7 متر از سطح دریا قرارگرفته است . فاصله بندر چابهار تا مرکزاستان 738 کیلومتر می باشد. این شهرستان دارای حدوداً 300 کیلومتر مرز آبی در دریای عمان می باشد.

چابهار در زمان های قديم " تيس" نام داشته كه در حال حاضر خرابه هاي آن در 5 كيلو متري چابهار امروزي به جاي مانده است .

 

 با یاد و نام خدای منان آغاز می کنیم برگی از دفتر، که به یادگار بماند در دفتر خاطره های

خانواده کوهنوری  اوشیدا

 

شرح گزارش برنامه:

طبق برنامه ریزی های صورت گرفته در تقویم 1388 در نیمه دوم سال گروه کوهنوردی اوشیدا با تلاش همنوردان در تاریخ 21/07/1388 صعود به قله کوههای مریخی شهرستان چابهار انجام دادند.بعد از ظهر روز دوشنبه با هماهنگی انجام شده و جلسه ای که برگزار گردید و همه اعضاء در آن جلسه حضور داشتند تعداد افراد مشخص شد و قرار برای روز سه شنبه ساعت 4 بعد از ظهر صورت گرفت با حضور11 نفر از افراد، گروه متشکل از :

آقایان: حاجی  فر ، ابراهیمی ، عدل گستر، سلمانیان، بامری ، اربابی .

خانمها: کیخا،نخعی، عظیمی، یوسفی ، موسوی ، میهمانان( خانمها : اربابی و عدل گستربه همراه  معراج کوچولو) .

در روز 21/07/1388 برنامه کمی تغییر کرد ودر ساعت 6 بعد از ظهر همه در دفتر گروه جمع شدیم و وسایل مان را چک کردیم و شام خوردیم (چون ساعت حرکت تغییر کرده بود) در  ساعت 8:30 دقیقه راهی ترمینال شدیم.در آنجا ماشین بود اما بدون راننده که گروه حدوداً 3 ساعت در ترمینال انتظار کشید....

 بعد از کلی تلاش بالاخره راهی شدیم 16 صندلی آخر اتوبوس اختصاص داده شده بود به گروه در بین راه یک ایست داشتیم .

در مکانی که از اتوبوس پیاده شدیم چند مغازه و یک نماز خانه و دو سرویس بهداشتی قرار داشت و روبرویمان آنطرف جاده سرتاسر کوههای زیبایی بود به شکل ها و اندازه های مختلف بعد از نیم ساعت حرکت کردیم در بین مسیر تا چشم کار می کرد کوه بود با انواع و اقسام شکل و اندازه و رنگ آنچنان زیبا و دل انگیز بود که همه خستگی و کوفتگی دیشب را فراموش کرده و محو تماشای آن تصاویر خلق شده بودیم.

بالاخره در ساعت 10 صبح روز 22/07/1388 رسیدیم چابهار.درخوابگاه تربیت بدنی مستقر شدیم، صبحانه خوردیم و بدون اینکه استراحتی داشته باشیم آماده حرکت به سوی مقصد تعیین شده کوههای مریخی، یک مینی بوس از طرف تربیت بدنی چابهار هماهنگ شده بود.

در این صعود آقای داوود بیات ازدوستان قدیمی و کوهنوردان با تجربه استان که به منطقه آشنا بودند همراهی مان می کردند.این کوههای بین چابهار و بندر گواتر قرار داشتند که بین 40 تا 50 کیلومتر مسیر را باید طی می کردیم.

در بین مسیر از دور دست کوههای مینیاتوری قامت بلند و زیبایی شان را به هر بیننده ای می نمایاندند هر چه نزدیک تر که می شدیم تصاویر جدید تر و غیر قابل وصفی را می دیدیم در اندازه ها و شکل های مختلف با رنگ های متفاوت که در هیچ کجای دنیا اینچنین خلقتی را نمی یابی. در این منطقه از شهر چابهار دو منظره شگفت انگیز به چشم می خورد از یک سو کوههای مینیاتوری به هم پیوسته و در آن سوی جاده دریای بیکران و نیلگون چابهار که با زیبایی هایشان به مسیر جلوه خاصی داده بودند.

کوهها متشکل از سنگهای سخت نبود بلکه همان گلهای سفت شده ای بود که با هر گامی تخریب می شد این هم از قلم نیفتد که گروه کوهنوردی اوشیدا اولین گروهی بود که به رسمیت کوههای مینیاتوری را فتح می کرد. و اولین گروهی بودیم که به عنوان کوهنورد قدم در این منطقه گزارده بودیم.

خیلی زیاد نتوانستیم بر روی کوهها بمانیم چون با هر قدم مان یکی از زیبایی های آن مکان را از بین می بردیم . بعد از ساعتی بررسی و تفحص برای فرود آماده شدیم چون پایین رفتن بچه ها با کوله هاشان مقدور نبود  آقای اربابی و سلمانیان به کمک هم کوله ها را به پایین رساندند، سختی این کوهها فقط بالا رفتن نبود بلکه پایین آمدن از این مسیر دشوارتر بود.بعد از فرود به طرف ساحل حرکت کردیم همه مان سرشار از اشتیاق رسیدن به دریا راهی ساحل شدیم چون بین دریا و کوههای مریخی فقط یک جاده بود همه محو زیبایی دریا در آن ساعت روز شده بودیم .

بعد از کمی آبتنی از آب بیرون آمدیم و به طرف دریا بزرگ حرکت کردیم در بین راه از جاده خارج شده و آقای داوودی ما را به سوی یک جای دیدنی دیگر دعوت نمودند در آن مکان درخت انجیر تنومند چند هزار ساله قرار داشت که به زبان محلی آن را مکر زن می نامیدند  سایه ای که در آن محیط گسترده بود از هر طرف چند متری خود را احاطه کرده بود بچه ها چند عکس گرفتند و برای صرف نهار دوباره راهی چابهار شدیم.

 خورشید رو به غروب  بود و هوا هم رو به سردی می رفت تا اینکه مسافت بین کوهها و دریا بزرگ را طی کرده به پارک ساحلی دریا بزرگ رسیدیم که توسط دوستمان آقای سالاری اداره میشود بعد ازصرف نهار به خوابگاه رفته و دوش گرفتیم و دوباره برای شام به  دریا بزرگ برگشتیم با رسیدن شب زیبایی های دریا دو چندان شده بود و ما همه روی سکویی جای گرفته و چای خوردیم و شعر خواندیم و هر کدام از بچه ها مشغول صحبت کردن بودند خلاصه بعد از صرف شام  برنامه فردا را با هم فکری هم هماهنگ کردیم و تعدادی از بچه ها که خسته بودند به خوابگاه برگشتند و تعدادي هم ماندیم تا والیبال بازی کنیم. ساعتی در ساحل مشغول بازی شدیم تا اینکه عقربه های ساعت 12:30 دقیقه شب را فریاد زد و ما هم تعطیل کردیم و به طرف خوابگاه به راه افتادیم.

در روز پنج شنبه 23/07/1388 در ساعت 4:30 دقیقه صبح برای برنامه ساحل نوردی راهی ساحل زیبا و دیدنی تیس شدیم بعد از پیاده شدن کمی نرمش کردیم .

 پس از طی کردن مسافتی با هر قدم مان با زیبایی های خاصی روبروی می شدیم در کنار ساحل با طلوع زیبای خورشید زیبایی های ساحل و دریا دوچندان شد و هر کدام مان محو تماشای زیبایی ها بودیم و همچنان مقصد در پیش رو و ما هم با هر قدم که بر می داشتیم  مقداری از انرژیه ذخیره شده مان را از دست می دادیم .تا اینکه مسافت خیلی زیادی را طی کردیم.بعد از طی کردن ساحل تیس تا ساحل پلاژ بانوان برنامه مان باید به پایان می رسید ولی بدلیل اینکه این قسمت از ساحل زیر آب رفته بود و ما اطلاع نداشتیم برای پیدا کردن نشانه ای به راه خودمان ادامه دادیم راه سخت تر و غیر قابل تحمل ترمی شد تا اینکه راه مان بن بست دریا شد یعنی فقط راه برگشت داشتیم ولی چون قصد برگشت مسیر طی شده را نداشتیم با قایقی که در حال ماهیگیری بود هماهنگ شد و در دو مرحله افراد گروه را به یک خشکی رسانید.

 و راه را پیش گرفته به قصد یک مقصد نا معلوم، در مسیر از 5 تالاب عبور کردیم در هر  قدم مان که در آب می گذاشتیم انواع جانداران دریایی را درکنارمان احساس می کردیم عروس های دریایی خیلی زیبا و جالب از کنار مان عبور می کردند هر چند دقیقه ای به تماشایشان می ایستادیم،هر از چند گاهی هر کدام مان از سختی مسیر شکوه ای می کردیم و با دلداری مصطفی و محمد و احسان راهمان را ادامه می دادیم تا اینکه دیگر همه عملاً بریده بودیم تصمیم بر این شد که مسئول فنی گروه (ابراهیمی) زودتر از افراد حرکت کند تا با آوردن ماشین بچه ها را زودتر به ساحل برساند.هوا گرم بود و همه از بی آبی هلاک شده بودیم تا اینکه مصطفی با یک وانت بار رسید و همه سوار شده و به جاده رسیدیم و در نهایت به مینی بوس خودمان و در آخر هم ساحل تیس، سرو صورتمان راشسته و مرتب شده صبحانه خوردیم. با بررسیهای صورت گرفته متوجه شدیم 55 کیلومتر مسافت را طی کرده ایم.

 بعد از استراحتی یک ساعته به طرف کنارک حرکت کردیم .ساعتی در کنارک ماندیم وبرای صرف نهار دوباره به سوی چابهار راهی شدیم و در آنجا در رستوران دریایی نهار خوردیم و بعد از صرف نهاربرگشتیم تصمیم بر این شد که به منطقه برویم اما تعدادی از بچه ها که خرید نداشتند مخالفت کردند و تعدادی هم هنوز تصمیم بر رفتن داشتند. بالاخره گروه به چند دسته تقسیم شدیم تعدادی به دریا بزرگ رفتیم و تعدادی هم به بازار.بچه ها بعد از خریدشان به دریا بزرگ آمدند و در آنجا شام خوردیم و کمی هم دور هم نشسته و سپس به خوابگاه برگشتیم هم اکنون دو روز است که در چابهار به سر می بریم برنامه های تنظیم شده همه به خوبی خوب انجام شده بود و همه از سفرمان خیلی  راضی بودیم در کل برنامه طوری چیده شده بود که حتی اگر سختی را هم تحمل می کردیم زیاد بر روحیه مان تأثیر چندانی نمی گذاشت و هر کدام از برنامه ها را که به پایان می رساندیم از سفرمان راضی تر می شدیم در صبح جمعه چون برنامه خاصی نداشتیم همه کمی دیرتر از خواب بلند شدیم . صبح هر کداممان مشغول کاری بودیم یکی پنیر آماده می کرد یکی چای را و آقای عدل گستر هم برای بچه ها تخم مرغ نیمرو می کرد و بینشان تقسیم می کرد پس از صرف صبحانه تصمیم  بر این شد كه به  سمت اسکله شهید کلانتری  چابهار برويم تا آقایان گروه به برنامه ماهیگیری خود بپردازند آقایان حاجی فر و بامری زودتر رفته بودند تا مکان مناسبی برای ماهیگیریشان انتخاب کنند و ماهم بعد از آنها وسایل چای و خوراکی هایی که داشتیم برداشتیم و به سمت اسکله ها رفته و بچه ها را پیدا کردیم .

بعد از کمی پیاده روی به اسکله رسیدیم و در جایی خانمها نشسته و در جایی هم آقایان مشغول به ماهیگیری شده بودند چون هوا گرم بود خانمها به طرف پارک دریا یی حرکت کردیم و آقایان هم ماندند به پارک که رسیدیم در زیر سایه دو درخت زیرانداز  پهن کرده و نشستیم آقای سلمانیان برایمان بستنی گرفت و در حین تعدادی از بچه ها که مانده بودند به ما ملحق شده و مشغول خوردن خوراکی ها شدیم هنوز چیزی نگذشته بود که دیدیم آقایان ماهیگیر برگشتند نه ماهی گرفته بودند و نه قلاب هایشان را همراه داشتند نزدیکتر که شدند دیدیم پای آقای بامری  در اثر بی احتیاتی مجروح شده  خلاصه ایشان را به درمانگاهی منتقل کردند و ما هم که آنجا مانده بودیم آماده شدیم تا برای صرف نهار به سوی یکی از رستورانهای چابهار برویم تا بعد بچه ها به ما ملحق شوند.تصمیم بر این شد که به رستوران ملوانان چابهار رفته تا آنجا را هم دیده باشیم و به آنجا که رسیدیم و بعد از هماهنگی های صورت گرفته از سوی نگهبانی آن قسمت به داخل راهی شدیم ولی در ماشین قبلی تصمیم عوض شده بود و از نیمه راه برگشتیم و راهی رستوران  دریا شدیم تصور کنید با این سر و وضع لباسمان که فقط مناسب دریا بود در آن رستوران که تعدای هم مهمان داشتند وارد شدیم هر کدام مان وسیله ای در دست، فلاکس های چای و زیر اندازهای گروه و اسلحه های شکاری بچه ها و کلی وسایل دیگر که با خود به دریا برده بودیم وارد آن رستوران شدیم خلاصه نهار را سفارش دادیم و بعد از کمی فاصله بقیه هم به ما ملحق شده و نهارمان را با سرعت به اتمام رساندیم چون در ساعت 4 بعد از ظهر بلیط برگشتمان به زاهدان بود تعدادی از بچه ها با تاکسی به خوابگاه برگشته و در خوابگاه همه وسایل مان را جمع کرده بودیم و آماده رفتن که آقای سلمانیان اطلاع دادند ساعت برگشت از ساعت 4 به ساعت 9:30 تغییر کرده و همه برای اینکه کمی بیشتر از این محیط استفاده کنیم خوشحال شدیم در خوابگاه تصمیم بر این شد که تعدادی به بازار بروند و تعدادی هم دریا بزرگ خانمها عدل گستر و معراج عزیز و اربابی و یوسفی وعظيمي و بنده به بازار رفته و بقیه به دریا بزرگ رفتند.

 ساعت 9:30 به ترمینال رفتیم در اتوبوس آقای عدل گستر شامی که برای بچه ها تهیه شده بود را یک به یک آماده کرد و شام خوردیم و خلاصه خوابیدیم و در صبح روز شنبه 25/07/1388 در ساعت 7:30 به زاهدان رسیدیم و در آنجا همه وسایلمان را جدا کرده و هر کدام تاکسی گرفتیم و به منازلمان برگشتیم.چه سفر خاطره انگیزی بود . . .

گزارش بيرجند

 

 جان و دل شاداب گردان در دل زیبای کوه      جلوه ی نور خدا را بین به سر تا پای کوه

در صدای پای آب و شاخه های آفتاب             رمز و راز زندگی ، در یاب در معنای کوه

 

با یاد و نام خداوند منان آغاز می کنم....

هدف: صعود  قله باقران بیرجند به مناسبت روز جهانی کوهستان

طبق برنامه ریزی های انجام گرفته توسط اعضاء گروه در تاریخ 18/09/88 صعود زمستانی کوههای باقران واقع در استان خراسان جنوبی شهر بیرجند اعضاء گروه آمادگی خود را اعلام داشته و راهی خراسان جنوبی شدیم.

همنوردان:

جناب آقایان : محمد حاجی فر – مصطفی ابراهیمی – فرهاد سلمانیان – هادی بامری – احسان عدل گستر .

سرکار خانم ها: کیخا – عبدالعظیمی – یوسفی – نخعی .

راهنما برنامه: جناب آقای محمد ریحانی وبه همراهی آقای حسن بهار شاهی .

گزارش صعود :

حرکت از زاهدان : چهارشنبه مورخ 18/ 09/88 در ساعت 17:18 دقیقه بعد از ظهر از طریق اتوبوس های ترمینال مسافربری راهی شدیم.به شهر بیرجند که رسیدیم در ساعت 1:15 دقیقه صبح در آن مسیر آقای عدل گستر به استقبالمان آمده و وسایلمان را از اتوبوس در ماشین شخصی ایشان انتقال داده و راهی مکانی که ایشان از پیش در بیرجند مهیا کرده بودند شدیم.

در ساعت 1:56 دقیقه به مکان مورد نظر رسیدیم و بعد از جابه جایی کوله هایمان در ساعت 3 صبح 19 /09/88 طی جلسه ای با حضور اعضاء برنامه زمانبندی شده را اعلام نموده و مکانهای مورد نظر را بررسی کردند و در آخر بعد از جلسه به مرتب کردن کوله ها و جمع و جور کردن وسایل مورد نیاز و مناسب آن صعود پرداخته  و پس از آن کمی استراحت کردیم و در ساعت 5:45 دقیقه زنگ بیدار باش به  صدا در آمده و ساعت6:30 دقیقه صبح گروه آماده صعود شده و تا دامنه کوه که یک مسافت نه چندان دوری بود با وسایل نقیله شخصی دوستان طی شده و در دامنه کوه با راهنمای برنامه آشنا شدیم.

منطقه از زیبایی خاصی برخوردار بود به هر سو که می نگریستی مناظر با چشم اندازهای زیبایی خود نمایی می کرد کوه ها با سنگ ها و رنگ های متفاوت وانواع و اقسام درختان میوه به چشم می خورد.

بعد از نرمش  گروه آماده صعود شده و پشت سرراهنما به راه افتادیم از میان روستایی که گذر می کردیم با مردمانی رو برو می شدیم یک حس خاصی داشتیم با مهربانی یک خدا قوت گفته و ما را بدرقه می کردند با وجود اینکه زیبایی خاصی از طبیعت درآنجا وجود داشت با باران رحمت الهی که در روز گذشته باریده بود، شاهد مناظر زیباتر و شگفت انگیز تری بودیم که خستگی در تنمان احساس نمی کردیم .ساعت 8:30 دقیقه صبح به ارتفاع 2100 متری قله رسیدیم این قله یکی از قله های باقران بود که به دیوار کوه ، تابلویی به عنوان نقشه کوبیده شده بود که موقعیت قله ، ارتفاع و راهنمای دو روستا، که در اطراف و دامنه آن قله قرار داشت به چشم می خورد سمت راست نقشه روستای دزک  و سمت چپ روستای جوزان را نشان می داد.

در موقعیتی که بودیم هر چه به سمت بالا و به قله نزدیک تر می شدیم کم کم هوا مه آلود تر می شد، مه تا حدی زیاد شده بود که تقریباً پشت سرمان را نمی دیدیم هوا آنقدر زیبا و دل انگیز بود که دیگر سختی راه را احساس نمی کردیم همچنان نظاره گر زیبایی های خلقت شده بودیم.

پس ازمدتی به کمپ رسیدیم چون گروه با آمادگی کامل راهی این برنامه شده بود نیاز به این نبود که در آن مکان (کمپ) به استراحت بپردازیم بعد از چند عکس یادگاری به راهمان ادامه دادیم کمپ کمی بالا تر از سطح زمین ساخته شده بود تا در فصل زمستان با وجود باران و برف در مسیر آب قرار نگیرد اتاقی حدوداً 24 متری که با سقف شیروانی پوشیده شده بود در اطرافش سنگ چینی جالبی به کار رفته بود. محیط کمپ از همه محیط هایی که تا آن ساعت مشاهده کرده بودیم جذاب تر بود چون چند قدم آنسوتر از کمپ دقیقاً روبروی آن درختان میوه به چشم می خورد که مطمئناً در فصل بهار و تابستان یکی از زیبا ترین مکانهاي آن منطقه خواهد بود با وجود اینکه درفصل سرما به سر می بردیم هنوز هم بر شاخ و برگ درختان میوه سنجد و عناب به چشم میخورد که با کمک دوستان از میوه درختان نیز استفاده نمودیم.

بعد از طی کردن مسافتی حدوداً 15 دقیقه آن طرف تر از کمپ در ساعت 9:15 دقیقه به چشمه چغران رسیدیم چشمه ای فوق العاده زیبا که از دل سنگ منشاء داشت در گذری زیبا جای گرفته بود چند عکس یادگاری گرفتیم و در حین اینکه تعدادی از بچه ها مشغول بودند به یاد این افتادیم که گروه با یکدیگر پیمان ببندیم تا در هر سختی و شادی در کنار هم و دوست هم باشیم روی باتوم یکی از بچه ها که  به کمک آن حرکت می کرد دستهایمان را روی هم قرار دادیم و با هم پیمان اوشیدایی بستیم .

در مسیر برگشت ساعت 10 صبح در مکانی برای خوردن صبحانه اتراق کردیم به آن مکان دزک می گفتند و آقایان مشغول جمع آوری هیزم شده تا چای آماده کنیم آقای ریحانی از روستائیان برایمان کتری مهیا کردند و آتشی راه انداختند از گروه با چای ریشه پونه پذیرایی نمودند صبحانه را که خوردیم از صحبت های جناب ریحانی که از گیاهان دارویی و فواید آنها برایمان صحبت می کردند بسيار استفاده كرديم. پس از جمع و جور کردن وسایلمان به راه افتادیم در مسیر وارد روستای دزک شدیم و کمی از فضا و محیط آنجا نیز لذت بردیم و با ساکنان آنجا که مردمی ساده و مهربان بودند چند عکس یادگاری گرفتیم و دوباره به راه افتادیم در ساعت 11:15 دقیقه به ماشین ها رسیدیم و راهی منزل شدیم .

به منزل که رسیدیم خانمها مشغول نظافت و جمع و جور کردن و بعد هم مشغول پخت و پز شدیم ساعت15:30 دقیقه غذا آماده شده و همه نهار خوردیم و کمی استراحت کردیم و بعد از آن برای رفتن به بیرون و خوردن شام آماده شدیم اول به فروشگاه لوازم کوهنوردی سری زدیم در آنجا فروشنده فروشگاه جناب لاری از ما دعوت نمودن که روز جمعه با دانشجویان بیرجند در صعودشان شرکت کنیم.(از نظر دوستان پیشنهاد خوبی بود ولی اگر با آن ها همراه می شدیم برنامه هایی که چیده بودیم کمی بهم می خورد ).

 خلاصه بچه ها  هر چه نیاز داشتند خرید کردند و برای خوردن شام به رستوران رفته و شام خوردیم و به منزل برگشتیم چون روز سختی گذرانده بودیم همه آماده خوابیدن شدیم و یک ساعت بعد خاموشی .

صعود روز دوم 20 /09/88  امروز مقصدمان باغ النگ ، روستای جوزان می باشد.

ساعت 6 صبح بیدار باش، 6:30 دقیقه از منزل به طرف دامنه کوه راه افتادیم باهمراهی همه دوستان بجز خانم یوسفی که کسالت داشتند همه راهی شدیم. ساعت 7 صبح به مکان مورد نظر رسیدیم کوله هایمان را برداشته و حرکت کردیم .

 باز هم از همان روستا گذشتیم چون این روستا تنها نقطه ای بود كه باید از آن گذشت و به سمت باقران رفت ولی این بار آقای ریحانی مسیر را تغییر داده و از مسیری با شیب تند گام بر داشتند با وجود اینکه در شب گذشته همه افراد گروه در رستورانی به شام دعوت شده بودند که غذای مناسبی نداشت تا حدودی همه بچه ها به مسمومیت غذایی مبتلا شده بودند خانم عبدالعظیمی و آقای ابراهیمی هم حال مساعدی نداشته ولی تا قله اول ما را همراهی نمودند به قله اول که رسیدیم این دو دوست از ما جدا شده و همان مسیر را برگشتند و ما دوباره به راه افتادیم در بین راه با گروه های زیادی روبروی می شدیم بعد از کمی آشنایی و صحبت های معمولی و خدا قوت به یکدیگر از کنار یکدیگر می گذشتیم .

در بین این گروهها، گروه آقای لاری و دانشجویان بیرجند هم در مسیری به ما رسیدند و بعد از آشنایی مسیری کوتاه را با یکدیگر هم گام شدیم. در آن محیط به هر سو نظر می کردیم جذابیت خاصی داشت از سنگ و صخره تا درختان با برگ های زیبا و رنگ های متنوع و منظره های زیبایی را تشکیل داده بودند از آن مسیر هر چه به جلو می رفتیم راه سخت تر می شد ولی زیبایی خاصی داشت انگار کوه ها و درختان با انسان به صحبت نشسته بودند دیواره های بلندی را دست به سنگ شدیم دیواره های سخت و واقعاً قشنگی را طی کردیم که چشم هر بیننده ای را به خود جذب می کرد به هر جایی که می رسیدیم از جای قبلی جذاب تر و دیدنی تر به نظر می رسید از آبشارهای زیادی عبور کردیم مسیر هایی که همیشه محل گذر آب بود ولی در این روزها به دلیل اوایل زمستان خشک بود آب ها سنگ های را چنان سیقل داده بودند که ما کوهنوردان نه جای گیره پا و نه گیره دست داشتیم ولی از آن مسیر ها به خوبی گذر کردیم.

برایمان جالب بود که در آن مکان سنگ ها با رنگ های متفاوت وجود داشت. در مسیری که از دیواره بلندی حدوداً 25 الی 30 متری  به سمت بالا آمده بودیم از آبشاری گذر کردیم که آقای بهار شاهی فرمودند دقیقاً پشت همان مکان گذرگاه عشاق می باشد ولی چون ما آن روز دو مسیر را در پیش رو داشتیم از آن جا نتوانستیم دیدن کنیم دوباره در مسیری قرار گرفتیم که کمپ در چند متری ما بود از کمپ که گذشتیم ساعت 9:35 در مکانی هیزم جمع کردیم و آتش به راه انداختیم و دور آتش صبحانه خوردیم و کمی استراحت کردیم و دوباره 10:15 به سمت روستای جوزان راه افتادیم از کنار روستا که می گذشتیم راهروهایی مسیر روستا را نشان می داد که از این سو تا آنسوی راهرو را به صورت سقف مانند شاخ و برگ خشک شده درختان پوشیده بودند از زیر تالارها که می گذشتیم با وجود اینکه همه ساقه ها خشکیده بودند هنوز اسکلت تالاری به خود داشتند در زمستان به این زیبایی و جذابی بود مطمئناً در فصل بهار و تابستان با شاخ و برگ تازه  به بهترین دیدنی های تبدیل می شود .

در مسیری که حرکت می کردیم آب راهه هایی در کنار پایمان بود که زیبایی آنجا را با خزه ها و برگ های رنگارنگ دو چندان می کرد آنقدر از مسیر و از زیبایی ها و کوه و مناظر اطراف عکس گرفتیم که شارژ دوربین و گوشی هایمان تمام شده بود، خلاصه برای پایین آمدن در مسیری قرار گرفته بودیم که برای همه مان یادآور تفتان بلند قامت خودمان شد .آن مسیر شباهت زيادي با کتل نرده تفتان داشت آنقدر مسیر زیبا بود و هوا چنان مرطوب که هر لحظه انگار منتظر باران شدیدی بودیم بچه ها همه شاد از اینکه دو روز مفید را پشت سر گذارده بودند با انرژی زیادی که در خودمان سراغ داشتیم و انرژی افزوده این دو روزی که طبیعت بیرجند و کوه های باقران به ما انتقال داده بود و هوای فوق العاده آن مکان در طول مدت  برای یک سالمان هوای زیبای باقران را در ریه هایمان ذخیره کردیم و همراه خود به زاهدان آوردیم .

تمام مسیر برگشت را یک شیب رو به پایین همان کتل نرده تفتان خودمان و یک شیب تند رو به بالا را دویدیم و آنچنان با هماهنگی هم و با احتیاط کامل مسیر را طی می کردیم که هر کسی که در مسیر بود مجذوب حرکت گروه شده و به تماشای ما ایستاده بودند.

خلاصه در ساعت 11:15 به پای کوه رسیدیم و سوار بر ماشین شده و به سمت پایین حرکت کردیم هوا چنان زیبا و قشنگ بود که دلمان نمی آمد از آنجا برگردیم تا ماشین های خودمان که رسیدیم کوهنوردان زیادی در راه بودند و مردمی که صرفاً آن محیط زیبا را برای گذراندن یک روز خوش با خانواده انتخاب کرده بودند و به آن منطقه آمده بودند و بساطی پهن کرده بودند و از زیبایی های آن مکان لذت می بردند. از راهنمای برنامه تشکر و قدردانی و در آخر خداحافظی و آرزوی همراهی و هم گامی در صعود های دیگر ....

می خواستیم سوار ماشین ها شده و حرکت کنیم و به منزل برگردیم که آنقدر هوا زیبا و محیط جذاب بود که پیشنهاد دادیم قسمتی از مسیر را پیاده برویم مکان خیلی شلوغ بود بعد از کمی پیاده روی به سدی رسیدیم که چون نگینی در بین کوه ها خودنمایی  می کرد به طرف سد رفته و از آن دیدن کردیم این سد در سالها پیش به دستور حشمت الملک بنا شده بود که خشت های  بکار رفته در سد از پودر سنگ و آهک بود که از استحکام زیادی در برابر آب برخوردار بود همه مردمی که در آنجا بودند به نحو احسن از آن آب و هوا و زیبایی ها استفاده می کردند همه مشغول گرفتن عکس یادگاری بودند ما همه از سد دیدن کردیم مسیرمان را تغییر دادیم و تا پشت سد را هم ببینیم و از کتیبه ای که شناسنامه سد را مشخص می کرد عکس گرفتیم در محیط پشت سد هم زیبایی های خاصی بود و مناظر دیدنی که افرادی هم آنجا را به دلیل سکوت و آرامش  خاصی که داشت انتخاب کرده بودند و  با خانواده شان مشغول استراحت بودند.

همان کوه را که در حال دور زدن بودیم و از تصاویر آن محمد (سرپرست) در حال عکس گرفتن بود به بچه ها رسیدیم بچه ها منتظر ما بودند وقتی رسیدیم چند عکس گرفتیم و به راه افتادیم حدوداً 12:30 منزل بودیم خانم عبدالعظیمی و آقای ابراهیمی در منزل منتظر ما بودند کمی خودمان را مرتب کردیم و نهار را آماده کردیم و نهار خوردیم و بعد هم استراحت کردیم چون قرار بود به طرف زاهدان حرکت کنیم خلاصه زمان رفتن رسید و در ساعت 17:30 دقیقه آقای عدل گستر آمدند وسایل را انتقال دادیم به ماشین ها و منزل را مرتب کردیم و به راه افتادیم ساعت حرکت از بیرجند 19 بعدازظهر، در بین راه فقط در مسجد ابوالفضل یک ایست داشتیم چای خوردیم و دوباره راه افتادیم ساعت 24 به زاهدان رسیدیم .

امید است در آینده ای نه چندان دور دوباره هم گام شویم .

 

ديدني هاي زاهدان


 
ديدني هايي از مركز استان سيستان و بلوچستان


نقشه زاهدان  بعنوان دهمين كلانشهر كشور ايران در تقسيمات جغرافيايي



 
بقاياي  يك كاروانسراي قديمي در اطراف زاهدان



بازار سرپوش مربوط به دوره پهلوي



دبستان طالقاني مربوط به دوره پهلوي




مسجد قديمي زاهدان  اوائل پهلوي



نماي بيروني اداره كل پست بلوچستان و سيستان  اوائل پهلوي



ساختمان اداري و تجاري قديمي  در نزديكي چهارراه چكنم زاهدان  مربوط به دوره پهلوي



ساختمان گمرگ بلوچستان  مربوط به اواخر قاجار اوئل پهلوي



شهرباني ميرجاوه دوره پهلوي


 

و دو بناي تاريخي ديگر در شهر زاهدان



کفش سنگنوردی

کفش سنگنوردی:

 

مواردی که در خرید کفش سنگنوردی باید مورد توجه قرار داد:

۱- کفش باید راحت باشد.
2- اندازه وشکل کفش تغییر نکند.
3- برای صعودهای اصطکاکی قابل انعطاف باشد.
4- در صعودهای عرضی و طولی باید لبه های سفت وسختی داشته باشد.
5- پنجه کفش که در برگیرنده انگشتان پا است سخت و محکم باشد.
6- کف کفش با دوام ولبه های کناری آن با کیفیت باشد
7- کفش ضمن آنکه قوزک پا را محافظت می کند باید بیشترین انعطاف را نیزبرای قوزک پا فراهم کند.
8- کفش باید سبک قوی و بادوام باشد.

               

انتخاب کفش مناسب سنگنوردی:

1-مناسبترین نوع، بسته به نوع برنامه های تمرینی میباشد.
2-کاملا چسبیده و جفت پا باشد.
3-در منطقه ای که تنوع گسترده ای از سنگها و دیواره های سنگی است باید کفشی انتخاب کرد که بتواند هم از نظر لبه های کفش وهم از نظر خاصیت اصطکاک بر سنگ جوابگو باشد.

عوارض کفش تنگ در سنگنوردی:

1- تاول
2- میخچه
3- پینه
4- فشار بیش از حد به پا
5- خستگی در تمرین وسنگنوردی

جنس رویه کفش سنگنوردی:

1- جیر(بعد از مدتی گشاد می شودخصوصا اگر بدون آستر باشد)
2- چرم
3- نایلون مخصوص
4- کتان
5- ترکیبی از مواد فوق
همگی مواد فوق می تواند آستر دار یا بدون آستر باشد
 

هشدارها:

1- کفش سنگنوردی اگر هنگام تمرین خیس شود پس از خشک شدن جمع شده وچروک می شود و هنگام سنگ نوردی پا را ناراحت میکند.
2- هنگام بستن کفش نباید آنرا خیلی محکم کشید زیرا خود این عمل سبب گشاد شدن سریع و صدمه به کفش میشود.

مراقبت از کفش سنگ نوردی:

1- هر چه بیشتر مراقبت نمایید کفش بیشتر عمر میکند.
2- در تعمیرات دور کفش باید کف کفش نیز عوض شود چون تناسب جنس دور و کف کفش از بین میرود(کفش تعمیر شده بیشتر در تمرینات استفاده میشود).
3- برای دستیابی به بهترین کارایی کفشِ، کف ودور کفش پیش از هر بار استفاده با مسواک ویا فرچه کاملا تمیز شودسپس با کمی آب شسته و خشک شود تا تمیز و عاری از گرد وخاک باشد.
4- در طی صعود یک مسیر طولانی عمل تمیز کردن کفش را میتوان باهمراه داشتن کمی آب و یک عدد مسواک و یک تکه پارچه چندین مرتبه تکرار کرد.
5- اگرکفش سنگنوردی (ویا کوهنوردی)با آب دریا خیس شود باید آنرا با آب شیرین کاملا شست تا هر نوع نمک و مواد دریایی که سبب پوسیدگی و خوردگی درزهای دوخته شده وسوراخ های بند کفش می شود از آن خارج شود.
6- همیشه کیسه ای مناسب برای حمل کفش سنگ نوردی تهیه شود.
7- اگر کفش فاقد سوراخ فلزی در محل عبور بند کفش است باید ازبند کفشهای پهن استفاده شود تا از پاره شدن محل بند کفش جلوگیری شود.
8- دربندکشی کفش دقت شود آنها به نوبت از پایین به بالا کشیده شوند طوری که کفش تمامی قسمتهای پا را احاطه کند.

خدا

             

      

سخنان آموزنده

 

دنیا آن قدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست، پس به جای اینکه جای کسی را بگیرید تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید.(چارلی چاپلین)  

غار شگفت‌انگيز (زينه گان)

غار شگفت‌انگیز زینه گان در 5 کیلومتری جنوب خاوری (شرقي) شهر صالح آباد و در فاصله 52 کیلومتری شهر ایلام قرار دارد.
این غار روباز که بیش از یک کیلومتر درازا دارد، دارای آب فراوان، دهلیزهای آب‌گیر، قندیل‌های متعدد و آبچک‌های طبیعی و بسیار جالب می‌باشد.
هوای داخل غار بسیار سرد و مطبوع است. در حالی که منطقه صالح‌آباد در تابستان بيش از 40 درجه گرما دارد، اختلاف هوای بیرون غار با درون آن تقریبا به 20 تا 30 درجه مي‌رسد! تفاوت قابل لمس هواى خنك اين غار با بيرون به حدى است كه اين غار به عنوان «غار بهشت» نام‌گذارى شده است.

سرخس‌ها، جلبک‌ها، گل‌ها و گیاهان خودروی داخل غار، رنگ سنگ‌ها، ‌پیچ و خم داخل غار، آب خنكى كه پاى گردشگران را نوازش مى‌دهد، لب‌های به هم دوخته قسمت‌هایی از سقف غار، همه و همه حکایت از شگفتی‌های اعجاب‌انگيز اين غار دارد.



غار زینه‌گان به دلیل فرسایش توسط یك رودخانه کوچك در سالیان متمادی به وجود آمده، كه به حالت دالاني شکافت مانند در داخل زمین است که به همين دليل به آن غار روباز زینه گان مي‌گويند.

این غار به عنوان یکی از جاذبه‌های مهم توریستی و گردشگري استان ایلام محسوب مي‌شود و روزانه بيش از يك هزار مسافر و گردشگر از اين غار طبيعى ديدن مى‌كنند. همين‌طور غار زينه‌ گان براي‌ ثبت‌ در فهرست‌ اثار ملي‌ کشور هم‌ معرفي‌ شده‌ است.

خوشبختانه ايلام داراي طبيعت‌گردهاي بومي فراواني است كه با آموزش استاندارد مي‌توان آنان را به راهنمايان مجرب تبديل كرد و با تهيه نقشه‌هاي طبيعت‌گردي و شناخت مكان‌هاي مستعد در اين زمينه و تبليغات و اطلاع‌رساني برنامه‌ريزي شده، اكوتوريسم را در استان ايلام راه‌اندازي نمود.


كوه خواجه  سيستان با معماري شگفت انگيز

"كوه خواجه" با معماري شگفت انگيز در دل كوير ايران در سيستان همچون نگين درخشاني خودنمايي مي‌كند.  



كوه خواجه تنها عارضه طبيعي دشت سيستان با ارتفاع تقريبي ‪ ۶۰۹‬متر از سطح دريا است كه در هنگام پرآبي جزيره كوچكي را در ميان درياچه هامون شكل مي‌دهد.

كوه خواجه بزرگترين معماري خشتي بر جاي مانده از دوره "پارتيان" در منطقه سيستان قرار دارد و يكي از مهمترين آثار دوره‌هاي اشكاني، ساساني- اسلامي است.

اين بنا تنها عارضه طبيعي مرتفع در منطقه مسطح سيستان به شمار مي‌رود و در آن كاخ، آتشكده، زيارتگاه خواجه مهدي و قبرستاني از دوران مختلف به يادگار مانده است.

اين گدازه بازاليتي ذوزنقه‌اي شكل كوهي است كه در حدود ‪ ۲۰‬كيلومتري جنوب غربي زابل و ميانه درياچه هامون قد برافراشته است.

مجموعه كوه خواجه براي نخستين بار در سال ‪ ۱۹۱۶‬توسط "اورل اشتين" باستان‌شناس معروف انگليسي شناسايي و كشف شد.

بدنبال آن پروفسور "هرتسفلد" آلماني طي سالهاي ‪ ۱۹۲۹ -۱۹۲۵‬ميلادي به جستجو در آثار كوه خواجه پرداخت و حاصل كاوشهاي اين باستانشناس در كتاب "سكستان، ايران شرق باستان و تاريخ باستانشناسي ايران" آمده است.

‪ ۴۰‬سال قبل هم "گوئليني" باستانشناس و معمار ايتاليايي كاوشهاي محدودي در آثار كوه خواجه انجام داد كه نتايج آن را در كتابي با عنوان "معماري ايران و آثار كوه خواجه" منتشر كرد.

از حيث اعتقادي و بر اساس اسطوره‌هاي زرتشتي درياچه هامون مقدس بوده و ظهور منجي (سوشيانت) از اين درياچه اتفاق مي‌افتد.

بنابر باورهاي آيين مزديسنا و اسطوره‌هاي پهلوي كه بر اساس تعاليم زرتشت تدوين شده است، در پايان هزاره دوازدهم، براي سومين بار از خاندان "بهروز پارسا"، دوشيزه‌اي به آب درياچه هامون داخل شده و آخرين رهاننده يا "سوشيانت" موسوم به "استوت ارته" از وي زاييده مي‌شود.

به همين لحاظ كوه‌خواجه نيز تقدس خاصي دارد، سوشيانت به شكلهاي مختلف تقريبا در تمام متون زرتشتي و اوستايي از جمله در گاتها، يسنا، سروده‌هاي زرتشت و يشتها مورد اشاره قرار گرفته و شكي نيست كه اشو زرتشت در كتاب اوستا به آن اشاره داشته است.

در سال ‪ ۱۳۷۰‬نيز ميراث فرهنگي به كار بررسي و نقشه‌برداري از آثار كوه خواجه پرداخت و پس از كاوشهاي مختلف در سالهاي متمادي در اين محل ‪ ۱۱‬اثر از دوران تاريخي مختلف كشف شد.

تزيينهاي معماري بكار رفته در برخي قلعه‌هاي اين بنا شباهت به شيوه يوناني دارد، سر ستون‌هايي به سبك دوريك با پيچهاي توماري، تزيينهاي ديگري مانند گل كوچك پرپر به صورت نيلوفري (لوتوس)، از هنر هخامنشي اقتباس شده است و بعضي از آنها به هنر بين‌النهرين نيز شباهت دارد.

كوه خواجه در ميان اديان سه گانه كهن شامل اسلام، مسحيت و زرتشت ( ايران باستان) از اهميت و قداست زيادي برخوردار بوده است.

اين كوه نام خود را از آرامگاه خواجه مهدي يكي از دوستداران خاندان علوي كه مزارش بر فراز اين كوه واقع شده، گرفته است. 
            
خواجه غلطان، كوه نور، كوه موعود و كوه باطني از ديگر عناويني است كه اين كوه به آنها ناميده شده است.

اين بنا براي مسيحيان نيز مقدس است زيرا كه آورده‌اند، در زمان تولد حضرت مسيح در بيت‌الله سه مغ(روحاني) برفراز اين كوه ايستاده و نظاره‌گر نوري كه از اين پيامبر خدا در هنگام تولد ساطع مي‌شد، بودند و آن سه به مسيح ايمان آوردند.

مقبره خواجه مهدي و قبرستاني كه از دوره اسلامي، اتاق پير گندم دريان و اتاق بي‌باد در كوه خواجه باقي مانده اين بنا را براي مسلمانان نيز مقدس كرده بطوري كه در اعياد مذهبي، ملي و ايام تعطيل زايران براي زيارت به اين مكان مي‌آيند.

از مهمترين آثار بر جاي مانده از دوران تاريخي در كوه خواجه "كهن دژ"، "كك كوهزاد" و قلعه"كافران" كه برخاسته از تمدن عظيم ساساني و اشكاني است را مي‌توان نام برد.

آتشدان، اتاق طواف، رواقهايي با نقاشيهاي ديواري زيبا و محلي كه گالري نام گرفت به خاطر وجود تعداد زيادي از نقاشيهاي ديواري از پرتره پادشاهان ، بزرگان و داستانهاي مذهبي با كادر و قابي در اطراف كه در تمام نقاط اتاق خودنمايي مي‌كند و حتي تا سقف نيز كشيده شده از جمله آثار مهم كشف شده در كوه خواجه سيستان است.

نقاشي ديواري سه مغ يا سه پادشاه، نقش خداي "اوروس" خداي پيروزي سوار بر اسب، نقش شاه و ملكه و تصاويري از بزرگان پارتي و برج و باروهاي قلعه نيز از نقوش اصلي اين بناي به جاي مانده از تمدن عظيم ايراني است.
                            
دو نقش برجسته گلي با تصوير سه سوار بر اسب در حال حركت در پشت هم و ديگري تصوير شيري كه يورش برده بسوي فردي كه سوار بر اسب است كه بوسيله ميخهاي چوبي به ديوار نصب شده از ديگر آثار بدست آمده از كوه خواجه است.

در كاوشهاي انجام شده در كوه‌خواجه و قلعه‌هاي موجود در آن، ديوارهايي با ارتفاع ‪ ۴۰‬متر كه با خشت ساخته شده و بيش از يكهزار سال قدمت دارد نيز كشف شده‌اند.

روزگاران نه چندان دور درياچه هامون پر آب بود و كوه خواجه به مانند جزيره‌اي سربرآورده از ميان آبهاي اين درياچه از دور خودنمايي مي‌كرد.

آن زمان كوه خواجه و قلعه اشكاني آرام گرفته بر پشته آن خوشبخت بودند.

خوشبخت از آن رو كه انسان كمتر مي‌توانست به آن دسترسي داشته باشد و همه از دور به زيارت اين كوه مقدس مي‌پرداختند.

اما به مرور زمان با استمرار خشكسالي و خشكي درياچه هامون و نيز قهر طبيعت اين بناي مهم در آستانه تخريب قرار گرفته است.

با اين وجود سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي سيستان و بلوچستان اين بناي عظيم را به همراه دو اثر منحصر بفرد ديگر سيستان به نامهاي شهر سوخته (‪ ۳۲۰۰‬سال قبل از ميلاد) و دهانه غلامان ( شهر هخامنشي) براي ثبت در فهرست آثار جهاني به سازمان علمي، فرهنگي، تربيتي و آموزشي ملل متحد (يونسكو) پيشنهاد داده است.

منطقه سيستان با جمعيت ‪ ۵۰۰‬هزار نفر و دو شهرستان زابل و زهك در شمال استان سيستان و بلوچستان قرار دارد.