بايد نخ و سوزني تدارك ببينيم!


غروب يكي از روزهاي رمضان بود و شبكه يك، حاج علي آقاي بهجت( فرزند مرحوم آيت الله بهجت(ره) را آوورده بودن برنامه شون.
پسر از امورات روزانه ي پدر مي گفت ... يك بخشي كه به نظرم جالب اومد و تكليف دونستم كه براي حكمتي ها هم اون را به اشتراك بذارم، منقولات زير است:
حاج شيخ علي آقا مي گفتند: من در خانه - خصوصا در ايام جواني و نوجواني - خيلي اهل شوخي و مزاح بودم، گاهي اوقات پدر از فرط شوخي ها و زياده گويي هاي من، چشمش را به من مي دوخت و دست خودشان را روي لب و دهانشان مي گذاشتند و فشار مي دادند(به اين نحو كه مي خواستند به من بفهمانند كه قدري كم حرف تر باش!)....گاهي اوقات هم مي شد كه پدر در مواجهه با موقعيت هاي مختلف مي گفتند: بايد نخ و سوزني تدارك ببينيم!(براي دهان خود تا به عبارتي حرفي گزافه نزنيم).
حديث شريفي از وجود نازنين پيامبر اكرم (صل الله عليه و اله و سلم ) هست كه مي فرمايند:البلاءُ موكَّلٌ بالمنطق: بلاء موكول است و موكَّل است به حرف زدن.
كليد واژه ها: نوع حرف زدن من و شما، كه به كي چي مي گيم، كجا مي گيم، چطور مي گيم، عاقبت به خيري.
خدا عاقبت همه را ختم به خير كنه.

توصیه ی جناب حاج اقا دولابی برای سبک زندگی

۱. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.
۲.زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.
۳.اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

۴. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.
۵.موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.
۶.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.

۷.تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.

۸.هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.
۹. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.
۱۰.با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.
۱۱.خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.


۱۲. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.


۱۳.ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله


۱۴.دل های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."
۱۵.هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند.

بچه مذهبي ها لولو خُرخُره شدن؟(درد دل)-شماره 2

یا لطيف
نميدونم دوستان، رمان قيدار آقاي اميرخاني را خوندن يا نه. در اين رمان يك شخصيت مذهبي و روحاني كه با نام سيد هم از اون در رمان ياد ميشه وجود داره كه عوام و خواصِ جامعه به اون عشق ميورزن. از مسجدي و ملا گرفته تا لات و شوفر و چاقو كش و عرق خور! و جالب هم هست كه همه ي اين وقايع و دلداگي ها به اين سيد در دوران پهلوي در حال اتفاق افتادن هست و به عبارتي دهه ي 40 را در ايران روايت گري ميكنه. 
دوستان محترم حكمتي! شايد بگيد اين مثال بنده از رمان و ساخته ذهن باشه ولي بنده در حال حاضر، شخصيت روحاني با اين خصلت ها را در شهر خودمون سراغ دارم( اگه دوستان هم شهري بشناسن منظورم حاج سيد جوادآقاي حيدري هست كه در يزد بسيار مشهور هستن و خواص و عوام ايشونا ميشناسن) نميخام بگم آدم نبايد جاذبه و دافعه داشته باشه -كما اينكه مولايمان علي عليه السلام صاحب اين جاذبه و دافعه بوده است - ولي جان كلامم اينجاست كه هرچه كرده ايم خود كرده ايم و خود كرده را تدبير نيست! 
ماها( جسارت به دوستان محترمم نباشد، خودم را عرض ميكنم) چقدر تا به حال خواسته ايم براي جامعه مان نرده بام باشيم؟ چقدر تا به حال به فكر مدارا با خلق بوده ايم؟چقدر تا به حال شده مثل جناب مالك اشتر نخعي، سبزي پوسيده را به جان بخريم و بعد برويم براي آن آدم در مسجد دعا كنيم. خدا وكيلي چقدر شده؟
او را كه براي ما اسوه ي حسنه معرفي كرده اند-درود خدا بر او باد- در مسير مسجد،روزي مي بيند در خاكستر و خس و خاشاك مرد يهودي تاخير افتاده! جوياي احوال او مي شود، ميگويند مريض شده... به عيادتش مي رود... و اينگونه اسلام را ارائه مي كند. 
بخدا اين 2 مورد كه همه هم ماشاالله اهل فضل و دانش اند و بارها شنيده اند، رمان و خرافه و حرف آرماني نيست، براي الگو برداري من و شما نقل شده. جان كلام اينكه ما بايد بيشتر اهل مدارا باشيم. بعضي سخت گرفتن هايمان بر خلق سخت آمده، بخدا بايد لطيف تر باشيم!

للحق

بچه مذهبي ها لولو خُرخُره شدن؟(درد دل)

يا شاهد
جامعه ام پر شده است از چيزهايي كه غافلم مي سازد، از آنچه برايش خلق شده ام.چرا؟

1.خيلي وقت ها در اين دنيا خيلي ها برايم الگو مي شوند، چيزهايي را از انها ميبينم كه نور است ... جلوه است و... ولي وقتي بين مردم مي آيم ، مي بينم عينا عكس و خلاف نگاه مرا به همان فرد دارند.چرا؟گاهي وقت ها مي بينم كه عينا حزب اللهي بودن و خدا جو بودن يا حداقل چهره اي مذهبي داشتن براي مردم، چندش آور است. 

2.خيلي وقتا ديدم فردي با چهره ي مذهبي ميون جمع بچه هاي محلش(كه از همه طيفي هستن) بعضا بعنوان فردي ساده لو و دست و پا چلفتي شناخته ميشه... بچه هاي ديگه باهاش راحت نيستن ... و از اين دست مسائل...
3.خود من... شده بارها برام پيش اومده دوستام و دور و بريام به جا گذاشتن محاسن اعتراض ميكنن... يا مثلا باهاشون يه جايي، دشتي ، چمني سبزه اي ، چيزي رفته باشي و بخاي نماز اول بخوني ... ميبيني كه اصن لحن كلامشون باهات عوض ميشه يا مثلا حاج آقا صدات ميكنن... كاش محدود به همينا بود... خيلي چيزاي ديگه هم انتظار آدما ميكشه ... شايد خودتون بهتر بدونيد...
4.اوايل خرداد ماه امسال بود... در پياده رويي در تهران با چند تا از دوستان در حال راه رفتن بوديم .زماني بود كه تنور انتخابات داغ بود. عكس آقاي جليلي كنار پياده رو روي ديوار نصب شده بود ... يه آقايي از كنار ما رد شد، علي الظاهر با فرهنگ و ظاهر الصلاح هم به نظر مي رسيد،با اينكه ما ها هم كنارش در حال راه رفتن بوديم، دستش را گذاش روي ديوار و همزمان با قدم برداشتنش، كل عكسا را از وسط جر داد و خيلي عادي به راهش ادامه داد.
5.يادمه ترم 2 بودم(فروردين90)... با بچه ها دور استاد جمع بوديم... يكي از بچه ها خيلي عادي ، يه سوال سياسي از استاد مي پرسه!! (بچه ها بعدا به من گفتن) استاد بجاي جواب ... خيلي زيركانه از پشت، به من اشاره ميكنه و با دست يه جورايي ميگه كه جلو اين نميشه چيزي گفت!  خدا وكيلي همون استاد رودر روي خودم آچنان با من رفتار ميكرد كه نگو و نپرس! باهام صميمي بود... به طوري كه منا بجاي اسم فاميلم، با اسم "آقاي يزدي" صدا ميزد... ولي در پشت سر...
دلم گرفته .... ماها بد شديم؟.... مردم بد شدن و شيطون به بازيشون گرفته؟  نميدونم...
دوستان محترم حتما نظر بگذاريد و دقت كنيد :1.منظورم از همه مردم، مطلق همه نيست، بلكه منظورم يه قاطبه ي قابل توجهي از اوناست.2.اسم آوردن از رجال سياسي براي مثال است و اشاره به يك فرد خاص در نوشته م، هدف و انگيزه سياسي اي را دنبال نميكنه.
للحق

لا اله الا الله

در درگه ما دوستی یک دله کن

هر چیز که غیرماست آنرا یله کن

یک صبح به اخلاص بیا بر در ما

گر کـار تو بر نیامد آنگه گلــه کــن

                    ابوالسعید ابالخیر   

نور چشم رسول

به مناسبت ایام ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها

احادیث گرانبهایی از ایشان نقل میکنیم - امیدوارم مورد استفاده دنیا و آخرت شما باشد!

دنیایی ها:

1-مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء (علیها السلام)پنهان گشت، وقتى رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت: اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم، دیگر آن که مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى کند.

2-همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش، چون بهشت زیر پاى مادران است; و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود..

3.روزه دارى که زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را کنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.

4.خطاب به همسرش امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام) کرد و اظهار نمود: من از خداى خود شرم دارم که از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آنرا نداشته باشى.

5.فرمود: خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاکى جامعه از زشتى ها و جنایت ها; و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد; و دزدى نکردن، موجب پاکى جامعه و پاکدامنى افراد مى گردد.

احادیث آخرتی:

1.ضمن وصیّتى به امام علىّ (علیه السلام) اظهار نمود: پس از آن که مرا دفن کردى، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا کن، چون که میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.

2.هنگامى که در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم، خطاکاران امّت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، را شفاعت مى نمایم.

 3.اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم که مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد ـ و فریاد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) ـ

رنگ تقوا بهترین رنگ

ويژگي¬هاي لباس از جهت رنگ، اندازه، جنس و شکل چگونه بايد باشد؟
درباره ويژگي‏هاي لباس از جهت رنگ، جنس، اندازه و شکل و همچنين احکام و آداب بهره مندي از لباس، مطالبي مطرح است که به برخي اشاره مي‏کنيم.

ادامه نوشته

لقد جاء کم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنّتــم حریص علیکـــم بالمومنین رئوفــــ رحیـم توبه ۱۲۸

۱۰۰ خصلت از رسول گرامی اسلام حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صل الله علیه و آله و سلم

۱-هنگام راه رفتن با آرامی و وقار راه می رفت.

۲- در راه رفتن قدم ها را بر زمین نمی کشید.

۳- نگاهش پیوسته به زیر افتاده و بر زمین دوخته بود.

۴- هرکه را می دید مبادرت به سلام می کرد و کسی در سلام بر او سبقت نگرفت.

۵- وقتی با کسی دست می داد دست خود را زودتر از دست او بیرون نمی کشید.

۶- با مردم چنان معاشرت می کرد که هرکس گمان می کرد عزیزترین فرد نزد آن حضرت است.

۷- هرگاه به کسی می نگریست به روش ارباب دولت با گوشه ی چشم نظر نمی کرد.

۸- هرگز به روی مردم چشم نمی دوخت و خیره نگاه نمی کرد.

۹- چون اشاره می کرد با دست اشاره می کرد نه با چشم و ابرو.

۱۰- سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمی شد لب به سخن نمی گشود.

۱۱- هرگاه با کسی هم صحبت می شد به سخنان او خوب گوش فرا می داد.

۱۲- چون با کسی سخن می گفت کاملا برمیگشت و رو به او می نشست.

۱۳- با هرکه می نشست تا او اراده ی برخاستن نمی کرد آن حضرت برنمی خاست.

۱۴- در مجلسی نمی نشست و برنمی خاست مگر با یاد خدا.

۱۵- هنگام ورود به مجلسی در آخر و نزدیک درب می نشست نه در صدر آن.

۱۶- در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمی داد و از آن نهی می کرد.

۱۷- هرگز در حضور مردم تکیه نمی زد.

۱۸- اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.

۱۹- اگر در محضر او چیزی رخ می داد که ناپسند وی بود نادیده می گرفت.

۲۰- اگر از کسی خطایی صادر می گشت آن را نقل نمی کرد.

۲۱- کسی را بر لغزش و خطای در سخن مواخذه نمی کرد.

۲۲- هرگز با کسی جدل و منازعه نمی کرد.

۲۳- هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگوید.

۲۴- پاسخ به سوالی را چند مرتبه تکرار می کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.

۲۵- چون سخن ناصواب از کسی می شنید. نمی فرمودـ« چرا فلانی چنین گفت» بلکه می فرمود « بعضی مردم را چه می شود که چنین می گویند؟»

۲۶- با فقرا زیاد نشست و برخاست می کرد و با آنان هم غذا می شد.

۲۷- دعوت بندگان و غلامان را می پذیرفت.

۲۸- هدیه را قبول می کرد اگرچه به اندازه ی یک جرعه شیر بود.

۲۹- بیش از همه صله ی رحم به جا می آورد.

۳۰- به خویشاوندان خود احسان می کرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد.

۳۱- کار نیک را تحسین و تشویق می فرمود و کار بد را تقبیح می نمود و از آن نهی می کرد.

۳۲- آنچه موجب صلاح دین و دنیای مردم بود به آنان می فرمود و مکرر می گفت هرآنچه حاضران از من می شنوند به غایبان برسانند.

۳۳- هرکه عذر می آورد عذر او را قبول می کرد.

۳۴- هرگز کسی را حقیر نمی شمرد.

۳۵- هرگز کسی را دشنام نداد و یا به لقب های بد نخواند.

۳۶- هرگز کسی از اطرافیان و بستگان خود را نفرین نکرد.

۳۷- هرگز عیب مردم را جستجو نمی کرد.

۳۸- از شر مردم برحذر بود ولی از آنان کناره نمی گرفت و با همه خوشخو بود.

۳۹- هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی گفت.

۴۰- بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد.

۴۱- از بیماران عیادت می کرد اگرچه دور افتاده ترین نقطه ی مدینه بود.

۴۲- سراغ اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد .

۴۳- اصحاب را به بهترین نام هایشان صدا می زد.

۴۴- با اصحابش در کارها بسیار مشورت می کرد و بر آن تاکید می فرمود.

۴۵- در جمع یارانش دایره وار می نشست و اگر غریبه ای بر آنان وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که پیامبر کدامیک از ایشان است

۴۶- میان یارانش انس و الفت برقرار می کرد.

۴۷- وفادارترین مردم به عهد و پیمان بود.

۴۸- هرگاه چیزی به فقیر می بخشید به دست خودش می داد و به کسی حواله نمی داد.

۴۹- اگر در حال نماز بود و کسی پیش او می امد نمازش را کوتاه می کرد.

۵۰- اگر در حال نماز بود و کودکی گریه می کرد نمازش را کوتاه می کرد.

ادامه نوشته

جشن سده زرتشتیان در تفت

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی صبح تفت؛ امسال هم زرتشتیان تفتی در جشن باستانی و باشکوه سده سوزان، آتش به جان سوز زمستان کویر زدند و با پاسداشت آئین کهن ایرانیان باستان راه بهار را هموار کرده و پنجاه روز مانده به نوروز را به جشن نشستند. جشن سده امسال در شامگاه سه شنبه دهم بهمن با شکوه همیشگی و هر ساله خود، در محله سرده تفت برگزار شد. این جشن پیش از آتش افروزی، با مراسمی ویژه همراه بود که جمعیت زیادی از عموم مردم تفت، دوشادوش زرتشتیان، نظاره گر آن بودند.

ادامه نوشته

اوی!!! خودشا رو کرد...

خبرگزاری فارس: محمدرضا عارف گفت: نمی‌خواهم کاندیدای شکست‌خورده ریاست‌جمهوری باشم، هر نظامی افرادی را در آب نمک می‌خواباند تا در شرایط لازم از آنها استفاده کند. فکر می‌کنم من یکی از آن افراد هستم که در آب نمک خوابیده‌ام.      منبع:خبرگزاری فارس
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
با اعلام کاندیداتوری جناب آقای دکتر عارف(علیه الرحمه)لیست بعضی از اعضای کابینه و همچنین برخی از پستهای کلیدی دولت روشنبین ایشان بیرون داده شد:
وزارت ورزش و جوانان-->ابوالقاسم خانی( دارای لیسانس تربیت بدنی از دانشگاه خوارزمی تهران)
وزارت کشور------------->سعید آهار( دارای لیسانس تربیت بدنی از دانشگاه خوارزمی تهران)
وزارت پشتیبانی کل وزارت خانه ها-->مجتبی ملانوری( دارای لیسانس تربیت بدنی از دانشگاه خوارزمی تهران)
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات---->سعید سلطانی( دارای لیسانس تربیت بدنی از دانشگاه خوارزمی تهران)
ریاست فدراسیون ورزش های باستانی--->مرتضی برزگر( دارای لیسانس تربیت بدنی از دانشگاه خوارزمی تهران)
وزارت کار و امور اجتماعی--->مجتبی فلاح تفتی( دارای لیسانس علوم اجتماعی از دانشگاه خوارزمی تهران)
ریاست دیوان محاسبات--->ایمان میر کریم( دارای لیسانس ریاضیات کاربردی از دانشگاه خوارزمی تهران)
وزارت رفاه---> سید عباس موسوی( دارای لیسانس تربیت بدنی از دانشگاه خوارزمی تهران)
وزارت امور خارجه---->حسن جعفری( دارای فوق لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه خوارزمی تهران)
وزارت صنایع سنگین!----->سعید فلاطونی( دارای فوق لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه خوارزمی تهران)
سمت معاونت اول و مشاور سیاسی---->علی اکبر عباسی( دارای فوق لیسانس مشاوره و راهنمایی از دانشگاه علامه طباطبایی تهران)
وزارت علوم تحقیقات و فناوری---->محمد صادق عطایی( دارای فوق لیسانس روان شناسی عمومی از دانشگاه خوارزمی تهران)
ریاست پژوهشکده رویان---->حسن خیر اندیش( دارای لیسانس  زیست جانوری از دانشگاه خوارزمی تهران)
وزارت اطلاعات---> س.م؟؟؟هیس کارتون نباشه...سعید ملایی سرو علیاء( دارای لیسانس روان شناسی بالینی از دانشگاه خوارزمی تهران)
 ریاست هیآت مذهبی سراسر کشور----->محسن یوسف زاده( دارای فوق لیسانس روان شناسی بالینی از دانشگاه علوم بهزیستی تهران)
وزارت راه و شهرسازی---->محمد جواد عیوقی تفتی( دارای لیسانس مهندسی عمران از دانشگاه خوارزمی تهران)
وزارت آموزش و پرورش--->به علت همجواری با یزدیان ،،احسان الماسی بیدگلی( دارای فوق لیسانس جامعه شناسی محض از دانشگاه خوارزمی تهران)
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی---->به علت همجواری با یزدیان، جواد توشه اصل( دارای لیسانس  فقه و حقوق اسلامی  از دانشگاه خوارزمی تهران)
وزارت جهاد کشاورزی---->به علت همجواری با یزدیان،حسن قلی پور( دارای لیسانس علوم اجتماعی از دانشگاه خوارزمی تهران)





شاد باشید  یا حق