
زیباتر از زندگـــی ام** مـی شـونــد...
کـاش گـ ــ ــاهــی...
بــــــرای همیشه خـــواب مــی مــانــدم ✘......!!!♥♥♥
![]()
پس خاکـــــش میکنم زیــر چهـــــره ی خنــــدانم..
تا همـــــه فکـــــر کننــــد . . . نه دردی دارم و نه قلبــــــــــــــی ...


همین...
ایـن روزهآ
بیشـتر از هر زمـآنی
دوست دارم خودم باشم !!
دیگر نه حرص بدست آوردن را دارم
و نه هـــراس از دست دادن را .....
هرکس مرا میـخواهد بخآطر خودم بخواهد
دلم هوای خودم را کرده است ...
همین...
قایقی خواهم ساخت...
با کدوم عمر دراز؟
نوح اگر کشتی ساخت،
عمر خود را گذراند با تبر روز و شبش،
بر درختان افتاد سالیان طول کشید،
عاقبت اما ساخت پس بگو ای سهراب ...
شعر نو خواهم ساخت بیخیال قایق....
یا که می گفتی.... تا شقایق هست زندگی باید کرد؟
این سخن یعنی چه؟
با شقایق باشی....
زندگی خواهی کردورنه این شعرو سخن یک خیال پوچ است
پس اگر میگفتی...
تا شقایق هست، حسرتی باید خورد جمله زیباتر میشد
تو ببخشم سهراب...
که اگر در شعرت، نکته ای آوردم،
انتقادی کردم بخدا دلگیرم،
از تمام دنیا، از خیال و رویا بخدا دلگیرم،
بخدا من سیرم،
نوجوانی پیرم زندگی رویا نیست
زندگی پردرد است زندگی نامرد است...

غمگین که میشومـــ...
گریه نمیکنم...
فقط لبخندی کش دار و تلخ
به گذر زمان و مختصات مکان حواله میدهم...
و بی مهابا پاهایم را تکان میدهم !
و خیره به دیوار سفید همیشگیِ روبه رویم میشوم
و پوست لبم را می کنم تا خون بیاید...
و موهایم را دور انگشتانم حلقه میکنم...
و کنج اتاق می شود خلوتگاهم !
گاهی که خیلی غمگین میشوم
خودم را نوازش می کنم در اوج تنهایی
و خود را در آغوشِ خود رها میکنم...
دستانم را لمس میکنم تا بدانم که هستم
و فراموش نشده ام... نمرده ام ...
گاهی که خیلی غمگین میشوم
مدتها خود را در آینه مینگرم...
امشب از آن گاهی هاست....


سکوتم را نکن باور . . .
من آن آرامش سنگین پیش از قهر طوفانم . . .
من آن خرمن ، من آن انبار باروتم که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر . .


اينبـار نقطـه نميگـذارم
مهربـان.. از مـن هيـچ نپـرس
كـه خالـي خاليـم.. دنيـا دور سـرم ميچـرخـد
و حـالـم،حالم هيـچ خـوب نيسـت
!!!!مادر
در ايـن اتـاق لعنتـي را بي درنـگ باز نـكن
وقتـي بـراي تظـاهر بگـذار
تا از اين آشفتگـي دهانـت باز نمـاند
تا از تعجبـت خنـده ام نگيـرد
نميخواهـم بخنـدم
قـرص تـب بـر هـم به كـارم نمي آيد
فقـط برايـم لا لايي بخـوان..
نگـران نبـاش
چشـم هـایم با سنگفـرش هـا رفيقنـد
دستهـايم با ديـوار اتـاق
تنـم با تـخت... روحـم با گـور
سه نقطـه ها كـم آوردند
از 4 و 5 هـم به رد است
من مـرده ام
و "مـرگ" نقطـه نـدارد
"تا بينهـايت است"



آسان نبود ولی ،