اصلا نمی دانم چه خبر شده.هر چه می گذرد مدرسه برایم بیش تر
کسالتبار می شود.اول صبح یک عالمه وقت(5دقیقه)باید توی صف
بنشینم تا قرص های هر روزه ی مان آماده شود.من نمی فهمم چرا باید
یک لیوان آب با قرص بخوریم؟آیا نمی شود کاری کرد قرص را بدون آب
بخوریم؟بعد یکعالمه وقت دیگر باید صبر کنیم تا قرص اثر کند.(15دقیقه)
من متوجه نمی شوم این دانشمند ها در آزمایشگاه هایشان چه کار
می کنند!آخر اثر کردن یک قرص ریاضی ساده این همه باید طول بکشد؟
نمی شود در همان لحضه اثر بگذارد؟مگر فاصله ی معده تا مغز چقدر
است؟بعد نمی دانم این ربات ها چرا این قدر کند هستند این همه
شهریه کهبه مدرسه می دهیم،دلشان نمی آید ربات های نو بخرندکه
از روی دو تا تمرین زود تر اسکن بگیرند(3دقیقه)تا سریع تر برویم سراغ
زنگ بعدی.این مدرسه ی ما برای وقت دانش آموزان هیچ ارزشی
قائل نیست.چه معنی می دهد آدم هر روزاین همه وقت (1ساعت)
برود مدرسه و برگردد آن هم با این سرویس های شان!حلزون هم ازشان
جلو می زند.آخر طی کردن 100 کیلو متر راه و یکی-دو تا کوه باید این
همهطول بکشد؟(10دقیقه).
انگار این دانشمند ها از 100 سال پیش تا الآن همین طوری نشسته اند و
دست روی دست گذاشته اندتا عمر ما بیش تر و بیش تر در مدرسه تلف
شود!