اینکه من برگردم به نوشتن دلیلهای مختلفی داره ولی یکیش اینه که شاید تمرکز و تنهاییم بیشتر شده که میتونه هم خوب باشه هم بدیهای خودش رو داشته باشه ولی اگر من توی تنهاییم خوب عمل کنم مفیده.
امشب زیاد حال جسمی و روانی برنامهریزی و نوشتن و کارهای عادی رو نداشتم چه برسه به وظایفی که برای خودم تعریف کرده بودم و انرژی بیشتری لازم داره و همش دلم میخواد یه محتوایی توی گوشم پخش بشه و نخوام برم سراغ کارای سختتر و بعد از اینکه تقویم ماه مهر رو توی دفتر کشیدم و باید کارها رو مینوشتم، یه ویدیوی خیلی مناسب و خیلی از دل برآمده به پستم خورد که مستقیم به دلم نشست و اون هم اشکم رو درآورد و دلم میخواد هرچه زودتر و بیشتر اقدام کنم برای کارهایی که تو سرمه و از من حرکت باشه از خدا برکت.
کلا از دریافت صرف خسته هستم و دلم میخواد تولید و ایجاد ارزش و خلاقیت عملی داشته باشم به زودی ان شاالله.
خدایا کمکم کن و توان و امکاناتش رو بهم بده.
صدای شلیک اومد چرا
اه
شایدم از این صداهایی بود که از بعضی موتور یا ماشینا میاد.
وطن که آبستن حوادث هست ولی ما روی دایره کنترل خودمون تمرکز میکنیم و هر چی از دستم بر بیاد باید انجام بدم.
نمیدونم چرا صدای تایپ کردن روی این میز میپیچه انگار مثل ساز عمل میکنه.
یه دو روز کاری ازم بر نیاد حس ضعف میکنم ولی به خاطر شرایط جسمی و روانیای که دست خودم نیست نباید به خودم فشار بیارم ولی دلم میخواد خیلی بهتر از اینا عمل کنم و مشکلات و کارهای نصفه موندهی قدیمی زودتر برطرف بشه...
خداروشکر آهسته و پیوسته دارم پیش میرم و هر چند روز یک بار یکی از خواستهها رو به بارم اضافه میکنم که عملی باشه و یهو زمین نزنتم.
همین که بالاخره داریم روزانه فیلم و سریالهایی که همیشه بهش فکرمیکردیم میبینیم یا همین لپتاپی که بالاخره تعمیر و بهتر شده، کلی تاثیر داره و مخصوصا بلندمدت نمودار پیشرفت صعودیه و اینه که مهم و واقعیه.
من دارم پیش میرم و باید ادامه بدم حالا یه روز کند یه روز بهتر.
مثل ورزش کردن که تاثیرش رو به مرور میشه دید. منم دارم توی همه حوزههای زندگی خورد خورد پیش میرم.
دیگه؟
همین که برنامهریزی این ماه از ماه پیش شفافتر و مشخصتره برام یه پیشرفته که باید درکش کنم.
این ماه سریعتر مینویسم و میدونم میخوام چیکار کنم و از کجا شروع کنم.
فقط کافیه ادامه بدم.
باید وقت بذارم برای قدر شناسی و به رسمیت شناختن هر مرحله و پیشرفتی که اتفاق میفته هرچند کوچیک.
فکرکنم یه وبلاگی چیزی میطلبه نمیدونم.
هم میخوام جزئیات بگم هم ناشناس باشه هم تفکیک شده و مخصوص.
خدایا تمام درددلها و دغدغههام حتی اونایی که خودم ازشون خبر ندارم رو به خودت میسپرم تمام غصههای خودم و عزیزانم رو به بزرگترین و بهترین و توانای مطلق میسپارم و دیگه نمیخوام نگران باشم یا فکر و خیال کنم فقط خودت سامان بده فقط خودت ما را دریاب خدایا جز تو از کی بخوایم جز خودت کی بهترین ما رو میدونه و میتونه خدایا من نیازی به هیچ کمکی جز خودت ندارم امیدی به هیچ کسی جز خودت ندارم تو سرپرست و آگاه بر ما هستی کمکمون کن