فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

با سلام

سلام خوبین مر30 که بهم سرزدید به همتون سرزدم

 

با تشکر

 

با سلام

بچه ها مرسی که بهم سر میزنید کارم داشتید به این شماره بزنگید

09338868562

دوستون دارم به همه اونایی که بهم سرزدن 

  ***** M U S I C  *****

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای حسین تهی به نام دنیا میچرخه

 
Download



رمیکس جدید و فوق العاده زیبای باران به نام زیادی



Download



در ماه خدا هستیم


وقت بخشیدن و صاف کردن دلهاست


پس اگر نگاهی " صدایی " زبانی از من بر دلت ترکی انداخته


به بزرگی این ماه مرا ببخش


شاید فرصتی برای جبران نباشه ...


حلالم کن



آدرس جدید ایمیل پســــــــــــری تــــــــــــــنها 18+1

Yaserdfn886@yahoo.com
 
پســــــــــــری تــــــــــــــنها 18+1  منتظره یادتون نره بچه ها ...

خــرداد، حـالا مــاه شــدی..


این چند روز آخری که بر خرداد گذشت انگاری همه تاریخ و زمان را نگه داشته بودند و همه زل زده بودن به ایران!

حتی تویی که میگویی چه فرقی به حال من دارد و ازین لفظا.. ته قلبت لابلای لبخندها و فریادها، کم‌کم بیرون

ریختی بغض‌های فروخورده‌ی همه‌ی این سال‌ها را.. اگرچه واقعا چندان هم شاد نبودی ، ولی یه حس سبکی

بی دلیل.. یک تصویر مات و رنگی جلوی چشمانت نقش بست تا تکه ای از آن تصاویر تاریک گذشته را پاک کند..

اما خب، وقتی همه‌ی این فریادها را دو-بعدی می‌بینی، در یک صفحه‌ی نمایش حداکثر با قطر سی و دو اینچ،

ماجرا کمی فرق دارد. حس می‌کنی داری یک ظرف چرب و روغنی را زیر آب سرد می‌شویی، بدون این‌که حتی

ذره‌ای مایع ظرف‌شویی استفاده کنی. آدمی ست دیگر و من هم نماینده ی تمامی آدمها.. ۹۲/۰۳/۲۹ cna

پس از سالها از عکس رنگی توی وبلاگ استفاده کردم..چرا!؟ 


 عکس از پســــــــــــری تــــــــــــــنها 18+1




الو؟

منزل خداست؟


این منم مزاحمی که آشناست


هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است


ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست


شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است


به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟


الو ....


دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد


خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟


چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر


صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟


اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم


شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست

دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم


پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست


الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم


دوباره زنگ می زنم ، دوباره ، تا خدا خداست.

سرریز کرده این پاییز .

برف با لکه های نارنجی

بهار با لکه های زرد

فصل ها می گریزند

و خورشید

که هی غروب می کند

خرداد را پر از خون کرده.

ما

سراسیمه فرار می کنیم

و کوچه های بن بست

که آن قدر زیبا بودند

  این قدر ترسناکند


حــــــــــــــتما بخونید


ملاقات


بارانی که روزها

بالای شهر ایستاده بود

عاقبت بارید

تو بعدِ سال ها به خانه ام می آمدی...

تکلیفِ رنگ موهات

در چشم هام روشن نبود

تکلیفِ مهربانی ، اندوه ، خشم

و چیزهای دیگری که در کمد آماده کرده بودم

تکلیفِ شمع های روی میز

روشن نبود

من و تو بارها

زمان را

در کافه ها و خیابان ها فراموش کرده بودیم

و حالا زمان داشت

از ما انتقام می گرفت

در زدی

باز کردم

سلام کردی

اما صدا نداشتی

به آغوشم کشیدی

اما

سایه ات را دیدم

که دست هایش توی جیبش بود

به اتاق آمدیم

شمع ها را روشن کردم

ولی

هیچ چیز روشن نشد

نور

تاریکی را

پنهان کرده بود...

بعد

بر مبل نشستی

در مبل فرو رفتی

در مبل لرزیدی

در مبل عرق کردی

پنهانی،بر گوشه ی تقویم نوشتم:

نهنگی که در ساحل تقلا می کند

برای دیدن هیچ کس نیامده است


پارانویا

از زیر سنگ هم شده پیدایم کن!

دارم کم کم این فیلم را باور می کنم

و این سیاهی لشکر عظیم

عجیب خوب بازی می کنند.

در خیابان ها

کافه ها

کوچه ها

هی جا عوض می کنند و

همین که سر برگردانم

صحنه ی بعدی را آماده کرده اند

از لابلای فصل های نمایش

بیرونم بکش

برفی بر پیراهنم نشانده اند

که آب نمی شود

از کلماتی چون خورشید هم استفاده کردم

نشد!

و این آدم برفیِ درون

که هی اسکلت صدایش می کنند

عمق زمستان است در من.

اصلا

از عمق تاریک صحنه پیدایم کن!

از پروژکتورهای روز و شب

از سکانس های تکراری زمین، خسته ام!

دریا را تا می کنم

می گذارم زیر سرم

زل می زنم

به مقوای سیاه چسبیده به آسمان

و با نوار جیرجیرک به خواب می روم

نوار را که برگردانند

خروس می خواند.

*

از توی کمد هم شده پیدایم کن!

می ترسم چاقویی در پهلویم فرو کنند

یا گلوله ای در سرم شلیک

و بعد بگویند:

" خُب،

نقشت این بود"





 

بـــــــــــــــــــزنم یا نــــــــــــــــــ


بعد از مــــرگم...

قلبم را جـدا از مـن خاک کنید 

مـن و دلـم هـیچ گــاه

آبمان توی یک جوی نرفت  

به بهترین رمان ارسال شده در ماه جوایز نفیس اهدا میشود

به بهترین رمان ارسال شده در ماه جوایز نفیس اهدا میشود

یه روزایی

یه شبایی

به یه آدمای خاصی خیلی احتیاج داری
گوشیتو بر میداری شمارشو بگیری
اما میدونی بی فایدس
اینقدر دلگیر و دلتنگی که یهو بخودت میای
میبینی خیره شدی به یه صفحه ی خالی بیجواب
اشکات سرازیر شدن
بعد با خودت فقط یه جمله میگی
اون همه دوست داشتن
اخرش چرا اینطوری شد . . .


کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد
خاطره خشکیه…
خاطره خشکیه…
اونوقت همه ی خاطراتتو
همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن
میریختم تو کیسه
و میدادم بهش
و میرفت رد کارش!




آدرس جدید ایمیل پســــــــــــری تــــــــــــــنها 18+1


Yaserdfn3011@yahoo.com


 

 شما واقعا کدوم راه رو ادامه میدهید توی نظرات بنویسید

ایام سوگواری امام حسن مجتبی تسلیت



آدرس ایمیل بفرستید




اربعین حسینی

اربعین حسینی تسلیت.....




HAPPY NEW YEAR 2013






جـــــشن تــــولــــدش مــــــــبارکش


بعد از مدت ها دیدمش !!!

دستامو گرفت و گفت چقدر دستات

تغییر کردن ...

خودمو کنترل کردم و فقط

لبخندی زدم ...

تو دلم گریه کردم و دم گوشش 

گفتم :

بی معرفت !!! دستای من

تغییر نکرده ...

دستات به دستای اون عادت


کرده ...

دختر ۵ ساله‌ای از برادرش پرسید :

معنی عشق چیست ؟؟

برادرش جواب داد :

عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو ،

از كوله پشتی مدرسه‌ام بر میداری ،

و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم

رابطه پسران قبل و بعد از ازدواج با دختران .................



پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.

دختر: می‌خوای از پیشت برم؟

پسر: حتی فکرشم نکن!

دختر: دوسم داری؟

پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!

دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟

پسر: نه! برای چی می‌پرسی؟

دختر: منو می‌بوسی؟

پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.

دختر: منو می‌زنی؟

پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی‌ام؟!

دختر: می‌تونم بهت اعتماد کنم؟!

پسر: بله.

دختر: عزیزم!

                                             بعد از ازدواج                


کاری نداره! از پایین به بالا بخون

مــرد است دیگر ..............

مــرد است دیگر ...

گاهی تند میشود، گاهی عاشقانه میگوید!!!!

مــرد است دیگر ...

غرورش آسمان و دلــــــــــش دریاست

تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده ی یک مـــــــــــــرد

تو چه میدانی از چـــــشمانت که شده دنیای او.... ؟

تو چه میدانی از هق هق شبانه ی او که فقط خودش خبردارد و بالشش؟؟!!!!

مــرد را فقط مــرد میفهمد .....

او *مــــــرد* است دستانش از تو زبرتر و پهن تر است...

صورتش ته ریشی دارد...

قلبش به وســـــــــعت دریا....

جای گریه کردن به بالکن میرود و سیگار دود میکند ...

او با همان دستهای پهن و زبرش تو را نوازش میکند ....

با همان صورت ناصاف و ناملایم تو را میبوسد و تو آرام میشوی ....

آنقدر او را *نـــــــامرد* نخوان...

آنقدر پول و ماشین و ثروتش را *نسنج*...

فـــــــــــقط به او *نخ بده* تا زمین و زمان را برایت بدوزد...


سخت ترین دیدار دیدار اونیه که به جای همه عشقی که بهش دادی

یه قلب زخمی برات یادگار بذاره و تو نگاش کنی و باز مثل روز اول دلت بلرزه و حس کنی

هنوزم دوستش داری بخوای همه تنهایی رو که به امید برگشت دوبارش تحمل کردی تو گوشش فریاد کنی

اما حتی نتونی به چشماش نگاه کنی

که بفهمه با همه بدیهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داری

اما ببینی چشماش داد میزنه که دلش مال یکی دیگس .....
تمام روزایی که تنها بودی........................


گفتـمش دل ميـخري پــرسيد چنـد ؟

گفتـمش دل مــال تـو تنــها بخنــد ..

خنـده كـــرد و دل زدستانـــم ربــود ..

تـا بـه خـود بـاز آمــدم او رفتـه بـود ..

دل زدستش روي خـاك افتــاده بـود ..

جـاي پايـش روي دل جا مانـده بـود ..