آرامگـــــــــــــاه ...

خیلی وقته که یه جایی دارم به نوشتن ادامه میدم ...

من نه برگشتم ... نه از نو شروع کردم ...

فقط یه مکان کهنه رو میخوام بهت معرفی کنم ... یه جایی که آرامگاهیه برام .

همیشه سبز . همیشه پایدار : فروغـ. ـــــــــــ .وینستون /.

 


 اگه مایل بودید میتونید نوشته هامو تو پیجم دنبال کنید ....

www.facebook.com/talkh.nevesht

 

 

آخـــریــن خــط خــطی ـــــــ آپ آخـــــر ـــــــ خدانگهــدار رفیـــق

 

میــدونی ...یه وقتــایی بایــد خــط بکشـی رو هرچی که هسـت ...

چشمــاتو ببنــدی و قاصــدک خاطراتتـو فـوت کنـی ...

تا بــره ... انقــد بره تا اینکـه راه برگشتـو گـم کنـه ...

و نیست بشــه ...

اون موقــس که دیگه هیچـی برا از دست دادن نداری ...

و دلـت برا چیزی نمیســوزه ...

و با خیـــال راحت کوله بار بی کسیــاتو به دوش می کــشیو به یه سوی دیگــه گم میـشی ...

یه وقــتایی بایــد همه رو ترک کنـی تا دل کنــدن رو یاد بگیــری ...

دل کنـدن از همـه اونـایی که تحمـلت کـردن و خم به ابرو نیـوردن ...

اما مث همـیشه مهـم نیست .... چون رد پایی که به دریا بزنه برای همیشـه ...

بازگــشتی به ساحــل نداره ...

(فــروغ ۱ بهمــن ۹۰) 

 

اینـــم یه متــن از کافـــکا که خیــلی زیــاد دوسشــ دارم چون تشبیهی از منه:

یک بار دیگر از ته دل بر سر دنیا فریاد کشیدم. بعد دهان بندی به دهانم زدند، دست و پایم را بستند، و به من چشم بند زدند. چندین بار به عقب و جلو رانده شدم ، مرا سرپا کردند و به زمین انداختند، این کار را هم چندین بار کردند، پاهایم را چنان کشیدند که از درد به بالا پریدم؛ مرا لحظه ای به حال خود گذاشتند، اما بعد، بر خلاف انتظارم، با چیزی تیز، اینجا و آنجا، هر جا که شد بر من زخم زدند. 


ID Yahoo : emo.empress@yahoo.com


بریــد ادامه مطلب با تکــ تکــتون حرفا دارم ... مخصوصــا رفقـا قدیمـی /.

 

 

 

تعـطـیــــل بـــرای همیـــشه !

 

 

ادامه نوشته

30 ثـانیـه تا مـریــخ

 

پشت تنهـایی مـن که رسیــدی ... گوش هــایت را بگیــر ...

اینجـا سکــوت ... گـوش تورا کـَر میکنـد ...

اما چشـم هایـت را بـاز کـن ...

تا بتـوانی لحـظه لحـظه های اعـدام ثانیـه ها را نظـاره کنـی ...

هجـوم سایـه های خـیال ... سرابهـای بی وقفـه ی عــشق ...

تـک بوسـه های ســرد ...

و فــریاد های عقیـم جـوانی ... منظـره ای به تـو می دهـد ...

که میتـوانی تنهـایی مرا به خوبـی ترسیـم کنـی ...

(فـروغ ۲۸ دی ۹۰)

 

اگـر سهمـی از فـردا داشتـم که هیچ ... اما اگـر فـردا سهـم من نبـود ... به یاد اینهمـه سادگـی ...

یه یادش بخیــر سـاده .. از سهـم خودت برایـم کنار بگـذار ... تا لااقــل تلافـی کرده باشـی ...

امـروزی را کـه ... تمـام سهمم را برای دلتنگـیت کـنار گـذاشت ...

 

+ رفیــ.ق بی تفــاوت بـاش ... به جهنــم که رفـت ... مگــر دریــا مــرد از بی بارانــی ؟!

+ ایـنروزا خیــلی کسلــم ... حوصــله هیچـیو ندارم ... حتـی دنیــای مجــازی ...

 

+ مــوزیک وب تا آخــرشو گــوش بـده به احتــرام سازنــدش ...

ایــن موزیـک رو فرشــاد به کـمک دوستش برام زده ... 

ممنــون رفیـــ.ق ... خیــــلی ازش خوشــم اومــد ... عالــی بود

یه بانـد دارن به اسـم oblivion ..  


+ ما اومـدیم که با زنـدگی قیمـت بگیــریم ... نه به هر قیمـتی زنــدگی کنیـ.م ... 

(دیالوگ محمد رضا فـروتن تو دموکـراسی در روز روشـن )


ادامــه مطــلـــب : دانلــود  موزیکـــ جدیده تیکــ تاکــــ


 بعـــدا اضـــافه شـــد :

اینجــا زمیــن است ... زمیــن گــرد است ... تویـی که مــرا دور زدی ...

فــردا به خـــودم خــواهــــی رسیــد ... حال و روزت دیــدنــیــســت ...


 مخاطب نظــر خصــوصی "آشــنا" :

قربونت برم کپســول استعــداد ... نه وب گذاشتی نه ایمیـلی نه نظرت عمــومیه ...

کجــا جوابتو باس میــدادم ؟

فــروغ اسمــاعیلی فر هستم متولــد اهواز .... فک کنــم تو روفایــلم گفتم ...

هنوز دانشجــو نشــدم ...در ضمــن ۱۷ سالــو ۱۰ ماهمه ... :)

دفعــه دیگه نظــرتو عمــومی بده ... خــب ؟!


اینــم دانلــود موزیکــ فرشاد :

siuciden_and_redemption_for_furugh_.mp3.html

 

ادامه نوشته

اینجــا زمیــن است و به اجبـار زمینـت میزنــد ... فــروغ 24 دی 90

 

سلامــ ... این آپ یه کــم خاصـه ... یه مـدت آپ نمیکنـم ... یعنـی فعـلا فـعلانا حرفــم نمیـاد ...

اگـه این آپ رو نخـونی و بیای زر مفـت بزنی که قشنگـه یا زیـبا بود کمپلـت گـِل میگیرمـت ...

حوصـله ندارم ...

آدمـای مهـم زندگیمـو میخـوام بگـم ...

اونایی که همیشـه کمکـم کردن و قسـم میخـورم هیچـوقت فرامــوششون نکـنم ...

اولیــش اسطـورم پوریـا ... دومیـش فرشــاد (یکی از دوسـتا چتیــمه که خیلی بامعرفتو باحاله)

سـومیش کــلاغ سیــاه ... یه مدت خیلی کمکــم کرد ... چـهارمیـش شوکـران ...

از زندگیـم رفت ... اما رد پاهاش مـوند .... همـتونو دوس دارم ...

اما این ۴تا که گفتـم تو روزای سخت واقعـا تکیه گاهـم بودن ...

یه دوست عزیـزی ... همـون بهــزاد ... برام یه متنـی نوشتـه که میذارم براتـون ... خیلی قشنگـه ... ممنـــون بهــزاد جان ... دست به قلمـــت عالیــه رفیــ.ق :

 

من دختر خلف آب هستم روان آبی یکدست زلال و چنان در خود فرورفته ام که عمق مرا فقط غریق ِناخوانده لمس می کند حالا کنار آب بشین و هی سنگ پرت کن به دور دستی ِکه از من می بینی من به اندازه ی زاویه ی چشمهای تو دور برمی دارم و به اندازه ی دستهایت می رقصم ولی طوفانی ام نکن که دیگر به شانه ی هیچ صخره ای سر نمی سایم طوفانی ام نکن

 

+ گاهـی اوقـات بایـد بگـذری ... بگـذاری و بروی ... وقتـی میمانـی ... و تحمـل میکنی ... از خودت یک احمــق می سـازی ... مطمئـن باش !

 

+ خــدایا ... اینـروزا که تمـوم شـد ... میـام میزنـم رو شونـت ... میگـم : جنبـه رو حـــال کردی ؟! 

 

+ ازدواج آدم و حـوا توی هیـچ دفتـری ثبت نشــده ! و هیـچ شاهـدی هم ندارن ... بیچــاره ها همه حــروم زاده ایــد ! :))

 


این متـن رو از خــودم نوشتـم که مطمئنــم حرفای دل تو هـم هست ...

 

ادامه نوشته

جیگـــرش تو حـــلقم

ایــــن عکــــس پــســره پســرخالمــه ... بعــدا فیلمــشم میذارم ... عاشــقشم ... وقــتی میاد تو بغــلم مث گــربه لوسا میچسبه بهــم ... باباش میگــه حالا بیا بــغل بابا ... مگــه محــل میــده !!! :))))

۶ماهــشه ... سیــد امیــرعلــی زشتــو (باباش میگــه هااا...)

 باباش ۲۰ سالشــه ... مامانش ۱۸ ...

اااااای باباااااااااا

 

نشستـه بـودیم دوره شیشـه بطـری ... همـه نفـسا حبـش شـده بود ... شیـشه رو تنظیـم کردم سر جـاش ... یه نگـاه کــردم به تک تکــِ بچـه ها ... خـدا میدونـس نفـر بعـدی کیـه ... یه نفــس عمیـــ.ق ... نمیتـونسـتم چشم از تو چشمـش بردارم ... قلبـم کف دستـم بود انگـار ... بطـری رو چرخــوندم ... چرخیـــــــد ... چرخیـــــــــد ... یعنی ممکــنه رو کی بایستـه ... منــــ ... یا اونــــــ ... یا یکــی دیگه ...

چــرخش های آخــر بود ... آروم شــد ... آروم تر ... ایستـــــــــــاد !!! روبــروی اون ایستـــاد !!

نگــام کــردو یه پوزخنــد زد .. ... ... و گفــت ... تــو ... !!! به زور آب دهنمــو قورت دادم ... و اون خیــلی محکــم گفـت ... فرامـــــــوشم کـــــــــن !!!

نمیــدونس اون لحـــظه چنـــد بار در خـــودم فــــرو ریختـــــم ... و ایــن یک قانـــون بــود ... بایــد از قانــون اطاعــت میکــردم ...

( فــروغ ۱۹ دی ۹۰ )

 

+ بــرای دوسـتت دارم های بعضیـا مــــــرســی هم زیــاد است !!!

 

+ به ســلامــتی اون رفیــقی ... که گفت : مرا در قبـــر بزرگــی خاک کنیــد ... زیــرا .. آرزوهای زیــادی دارم تا به گـــور ببــرم ... !

 

+ ادامـــه مطـــلب یه داستـــان از تخیـــلات خـــودم....


 بعـــدا اضـافه شــد : کسـی از سـالار خبــری داره ؟ وبـش حـذف شـده ...!

اونایی که با معرفتـنو همیشه میان وبـم ولی لینک نیستن لطفـا بهـم بگن لینکشـون کنم ... چون من هر هفتـه به لینکـام سر میزنـم ... میخــوام به یادشـون باشــم /.

 

ادامه نوشته

دلتنگـــ تم خـــدا

 

آسمــان ... نگاهــم را دزدیـد ... مرا عاشـق خود کـرد و از من فاصـله گرفت ...

امشـب نردبـان دلتنگی هایـم را آمـاده کرده ام ... چقـد بلــند و محکـم شـده ...

سر شـب نردبان را بر افـق میگـذارم و از آن بالا میــرم ... به سمت بی نهایتــ ...

نردبـان مـن انتهـا ندارد ... آخـره آن به آغــوش خـدا راه دارد ... بهـش میرسـم ...

خــدایا دستـم را بگیــر ... من نـه سیـب میخــواهم ... نه رفتـن به زمیـن را ... نه مانـدن را ...

برای شکستـن من یکــ نگـاه نامهربـان از تو کافیــست ... ...

نیمـه شب ... وســط آسمـان ... یاد روزی افتـادم که شیریـن ترین روزم بـود ...

روزی که با 1 چهـار پایـه میخواستـم دستهای خـدا را بگیــرم ... ولی قــدم نمیرسیــد ...

و روزی که وقتـی طنابــــ آویـز شــده به سقفـــ گلویــم را نوازش میکـرد ...

آنروز انقــد قــدم بلنـد شده بود که چهارپایـه کم آورده بود ...

در همه ی آن لحظات آسمــان نظاره گـره زندگـیه من بــود ...

خـدایا ... دستــم را امشب نگــرفتی ...

ولــی در عـوض روزی را به یـادم آوردی که زیر پاهایـم را گرفتی ...

ممنونـــم ... هرشب که دستـم را رد میکنـی ...

نردبــانم بلنــدتر میشــود ... گویـا دلتنگــتر و عاشقـانه تر سمت تو میــام ...

 

(فروغ ۱۴ دی ۹۰)


+ خـــدایا همانطــور که مراقبــــ من هستی ... مراقبـــ دوستارانمـم باشــــ ...

+ به سلامتـی اونی که انقـد بردمـش بالا که دیگـه دست خودمـم بهـش نمیـــرسه ...

+ چـه دنیـای عجیبـی است ... هروقـت حـرف دلـم را زدم ... دلـت را زدم ... !

 

+ دیگـه بـرا هیـچ آپی کـسی رو خبـر نمیکنـم ... نمیخـوام کسی مجـبور باشه بیـاد حرفـامو بخـونه ... خوندن یا نخـوندنشونم مهـم نیست ... چــون آخـرش یه روز تعطیــل میشـه میـره جز خاطــراتم ... هفتـه ای ۱بـار مینویســم ... دوس داشتـی خودت بفــرما بیا سر بزن ...    

یه ســر به پستـــ پاییــن بزنیــد  


اضافه شــد : این روزهـا عده ای یه جـوری زیر آبـی میرن که دلت میخــواد بهشـون بگـی : { من نگــاه نمی کنـم ، بیـا بالا یه نفـسی بکـش لااقـــل خفـه نشــی ... !!!! }

 

 

از هـ ـمان روز اول کـه آمـ ــ ـدی ...


بوی رفتـــ ـ ـن میـ ـدادی ...

نگـ ــ ـو نـه کـه ...


دستـه ی چمـ ـدانت را مُحـ ـکم تـر از دسـ ـتان مـن گرفتـه بـ ـودی !!!


موزیـــک جـــدید هیچکـــس اومــــد ... بریــد برا دانلـــود تو این سایت :

http://www.01.persianrap12.com/374-Hichkas---Bejang-Mesle


به یادشــون نوشتــم : هـــدیه ... مستـــانه ... پاییـــزه ...

دلـــم براتـون تنگـــ شــده ... بیـــادتونم رفــقا /. 


 

میگــــذره

 

سجاده ام را آب میکشم
دست بی کسی هایم را میگیرم
و باز هم خاطره ها را روی بند پهن میکنم
تا آفتاب بخورند
خشک شوند
تا دوباره تن کنم
انقدر تن کنم تا دیگر یا پاره شوند یا اندازه ام نشوند

گلویم را میفشارد
همین بغض لعنتی را میگویم
بد تر از همخوابگی با ماده الاغ اذیتم میکند
دستم را به دیوار میکشم
دیوار پس میکشد
گرد کوچه که یادگار له شدنهای من است
و آسمانی که نگاه های من را ملتمسانه در آغوش میکشد

+ ایـن متـن رو اسطـورم نوشته ... مطابـق با میـل خودش گذاشتـم براتـون ... به نظـرم فوق العــادس ! راستــی نگفتـه بودم ... اسطـوره ی من "سگــ ولگــرد"ه ... اکثـرا میشناسیـدش

+ تو چـه میفهمـی حالو روز کـسی را که دیگـر هیچ نگـاهی دلـش را نمیلرزانــد ؟!

+ رفیــــ ق ، پریشانـی ام میراث از پیچـش پیچک دارد ... پیچش پیچــک ... میــدانی ؟ پریشانـی ... پریشانــی ...

+ مراقبـــ گرمای دلت باش رفیــ قم ... تا کاری که زمستون با زمیـن کرد زندگی با تو نکنه !

 

اگه دوس داشتــی برو ادامه مطلبــــ ... اما یه چنـدتا قول بده قبلـش ... حس ترحمــت گـُل نکنه ... تیریپ مهربـون بازی درنیـاری ... راه حـل ندی ... انتقــاد و نصیحــت اکیــدا ممنـوع ... این حالـو روزه منه ... البتـه در گذشتـه ... برو بخـون و ببیــن میشـه همه چیـزو فراموش کـرد ... همه ی مشکـلات هم فقـط عشقـی نیستن ...

 

ادامه نوشته

رفیـــــــــ ق

 

2تا رفیـق بودن که همیـشه با هم شراب میخوردنـد ... یکیشـون میمیره .

.چنـد وقت بعـد اون یکی رفیـقه میـره می خونه ...به ساقی میگه : 2تا پیک بریز...

ساقی میگه : چرا 2تا ...میگه یکی برا خودم .. یکی بیاد رفیــقم ...

1سال بعــد ...

رفیقه وقتـی میره می خونه به ساقی میگه 1پیک بریـز...

ساقی میگـه : رفیقــتو فــراموش کردی ؟

میگـه : نه ... خودم توبـه کــردم ... میزنـم به یــاد رفیقــم ...!

 

امــو نوشتــــ :

گوشه ی پنجره ی مشرف به خیابان من و سیگار و تنهایی و شب و سکوت سمفونی خوشبختی راه انداخته ایم و دودی غلیظ که در باد فرصت رقصیدن دارد ... ...

دود دست در دست پرده سالسای عاشقانه میرقصند و اسپرسوی سرد که چهره ی مرا در هم میکشد شب دست به دست ماه داده تا آرامش را به من یاد بدهد ... زمان ایستاده ... زمین گوش به فرمان شب است ...امشب آرامش مال من است /.

 " فــروغ  ۵دی ۹۰ "

 

+خدایـا! از اینکه منو در حـد ایوب به حساب میاری ممنونـم...اما میشـه بیخیـال شی ؟

+ هرچــه بیشتــر انسانـها را میشناسـم بیشتــر سگـها را ستایـش میکنـم !

+ سخت بـود ... لبهـایت مـزه ی سیگـار میـداد و میـدانستـم که سیگــار نمیکشی !

+ حکایت من , حکایت همان بی نوایی است که شب ها زیر دوش آب سرد , بی صدا رها می کند بغض زخم هایش را...
و همه می گویند:
خوش به حالش!چه آسان فراموش کرد...چه آسان خندید...!

ادامــــه مطلبـــــــــ : داستـــان فوق العاده آموزنده + یه عکس که دوست خوبم خاکستر خاطرات برام رو دیوار کشیده ... ممنونم ازت...محشر شده /.

 

ادامه نوشته

رد پـایِ بی بازگشــت ...

 

صفحهـ ی سـیاهِ تنهـایی ...

امــواج بلنــد و خروشــان بی کسـی ...

۲تا رد پــای رفـته به ســمت دریـــا ، بــدونِ بازگشتــــــ ...

رقــصیدن پـی در پـی ِ بادهــای بی نشـــان با حریــر های بلنــد ...

صــدای ِ اشکـــ آور ِ آرشــه ای زخمــی بـــر روی ویـالـــونِ زندگـــــی ...

سکــوتی که بیـن فریــادهای آرامـی گــُم شـده استـــ و به هــم میپیچــد ...

باران هـم تــوان باریـــدن ندارد ... شایــد اشکـــی نمانــده دیگـــر ...

یکــــ اتفـاق ! یکـــــ مرگــــِ دیگــر در بیــداری !

"فـــروغ - ۱دی"

 

امــو نوشتــــ : زندگــی به من آموختـــ ، آدمــها نه دروغ می گوینــد ، نه زیــر حرفهایشــان می زننــد ، اگــر چیزی می گوینــد صرفــا "احســاسشان" در همــان لحظــست ... نبایــد رویــش حساب کــرد /.

 

+ مــن برگشتـــم ... ممنــون از نظراتــتون ... دوستانی هـم که وباشــون حذفـــ شده و نمیشـه بهشــون سر بزنـم بدونــن یادشــون و لینکــشون حذفــــ نشــده و نمیشـــه ...

 

+ به یاد تکـــ تکتــون بودم و هستــم ... دست خودم نیستــــ ناخواستــه اســم همتــون تو ذهنمــه ... 

 

+ برای سفــر کردن به گذشتهــ نیازی به ساعتــــ زمان ندارم ...

 با یکـــ نخ سیگـــار  و  چنــد پُکـــ  عمیــق  هرروز بـه گذشتهـــ میرومــــ ... .

 

امـــــو امــــپرس   

  + ادامهــ مطلبــــ یهـ موزیکــــ جدیــد برا دانلــود گذاشتـم ... عاشقشـم ... محشـره ...

 


پاورقــی : نوشتــه ی اولـی برا خودمــه ... فــروغ اسماعیـلی ... نه فــروغ فرخــزاد !

اگـــــر متنــی از کسـی بنویســم حتمــا زیرش نام نویسنــده رو میـــذارم /.

 

ادامه نوشته

کودکــــ درونــــم را دوس دارمـــــــ

 

رفتیــــ ؟!ـــــ

 بهــ سلامتــــ ...من خــدا نیستمــ بگــویم صـد بار اگــر توبهــ شکستـی باز آیــــ!!!ـ

 آنکهــ رفتـــ بهــ حرمــــت آنچهــ با خود برد حــق بازگشتــــ ندارد ...

رفتنــش مردانهــ نبــود ... لااقــل مرد باشــدو برنگـــردد...ـ

خـــط زدن بر مــن پایــان روزگـــار نیستــــ ... آغـــاز بی لیاقـــتی ِ توستـــــ

 آنــان کهــ عوض شدنشـــان بعیــــد استـــــ ...

عوضـــی شدنشـــان حتمیــــستـــ!!!ـ

 

دلم فرياد مي خواهد

از جنس سكوت

دور از اين همه غوغا

دلم آغوش سرد شب كوير را مي خواهد

شايد نوش كند از چشمه ي ستاره ها

و تنهايي و سكوت 

شايد فرونشاند آتش درونم را

تورا در كنارم مي خواهم

و تنهايي ژرفي كه ستارگان را همنشين مي كند

 

 اینــم یهـ آهنگــــ  تقــدیم بهـ یــاور همیشهــ مومـــن ، "برنارفیــــقان شـــرم بـــاد" ،یاور عزیـــز این آهنگـــ رو دیشبــــ دانلــودش کردمـــ ... دوس داشتـــم بذارمـــش براتــــــ ببخـــش این گستاخیـــمو

 oayqaxs341r6txbzqf7m.mp3

 

دوســـ داشتـــید بریــد ادامهـــ مطلبـــــ ... یکـــی از حرفای دلمو نوشتمـــ که مث خــوره داشتـــ میخــوردم

 

+ پیشاپیـــش یلــداتون زیبــــا /.

+ موزیکــــ وب رو خیـــلی دوس دارم...باهــاش کــلی خاطــره دارمـــ /.


نوشتـــــم  : لینکــایی که فقــط اسمشــون لینکـــ بود رو تـند تـند پُـکــ زدم دود شــدن هــوا ... کســایی موندنـــ که اسمشــون لینکـــ نیستـــ ...اسمشــون رفیـق ِ ...

اگهـ فکــر میکنــی میتونــی تو هـم اسمتــو بذاری رفیـــ ق ! پس یا عــلی ... بگــو بفرستمتـــ قاطــی رفــقای فرامــوش نشــدنی !


زد بهـ ســرم باز نوشتــم :

تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4 لیتری تکون میدیم !

طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟

میگیم:پ نه پ میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم!!

 

ادامه نوشته

گلویم فشرده تر ازآن است که حتی نفسی راعبوردهد , چه رسد به فریاد

 

سلامــ رفـقا...ایـن آپ متفاوتهـ بهـ اصرار یکــی از دوستانــ ، دوستـــ خوب و با مراممــ هدایتـــ...ازم خواستـــ که برا یه آپ هـم کهـ شده مثـل قدیمــا بشـــم ...یعنـی از خاطره هام بگــم .. منم تو ادامهــ مطلبـــ چندتـا خاطره از دورانــ شـروشیطــونیم میذارمــ ...

خوش میگـذره و من روز بهـ روز سرخوش تــر  ...۲روز همــ هستــ سرما خوردم بدجـــور...از بچهـ پسر خالم..۵ماهشه...انقــد بوسیدمش که منم مریض شدمـــ

یکــی از بهتریـن دوستـام این مــتن رو داد کهـ بذارم براتــون اینجــا ... ؟

زشت ترین نوع چاپلوسی زمانیست که مردی بخاطر طبیعی ترین نیازش به دروغ به معصومی بگوید: دوستت دارم!! به سلامتی دوستت دارم های واقعی ... به سلامتی مردای واقعی

دوستت دارم رازیست ، که در میان حنجره ام دق میکند وقتی که نیستی !

ممنـــــونـم بهــزادِ عزیـــز

خلاصهــ ... اینـــ روزها میگذرد ... اما مــن از ایــن روزها نمیگذرمـــ

و اینـــــم یه متـــن تقدیـــم بهـ همهــ اونایــی که ضعیفــ النفسنـــ

گفتند :شکست یعنی تو یک انسان در هم رفته ای.
گفت:نه!شکست یعنی من هنوز موفق نشده ام!
گفتند:شکست یعنی تو هیچ کاری نکرده ای.
گفت:نه!شکست یعنی من هنوز چیزی یاد نگرفته ام.
گفتند:شکست یعنی تو یک ادم احمق بوده ای.
گفت:نه!شکست یعنی من به اندازهی کافی جرات و جسارت داشته ام.
گفتند:شکست یعنی تو دیگر به ان نمی رسی.
گفت:نه!شکست یعنی من به باید از راهی دیگر به سوی هدفم گام بردارم!
گفتند :شکست یعنی تو حقیرو نادان هستی.
گفت:شکست یعنی من هنوز کامل نیستم.
گفتند:شکست یعنی تو زندگی ات را تلف کردهای.
گفت:نه!شکست یعنی من بهانه ای برای شروع کردن دارم.
گفتند:شکست یعنی تو دیگر باید تسلیم شوی.
گفت:نه!شکست یعنی من باید بیشتر تلاش کنم.


 

امو زیر لبـــ گفت : فکر می کردم تو همدردی
ولی نه!
تو هم، دردی...



امو فریاد زد : اگر او برای تو ســـــــــاخته شده!
من برای تو ویــــــــــران شده ام!!!

 

بریـــد ادامهــ مطلبـــ میخوام از خاطراتـــ و اسکــول بازیام بگـــم+یهـ عکــس خیـــلی هاتــــ

 امو بعـــدا دلش خواست بنویسهــ : دلمــ خوشه به چیزایی که همیشهـ هست...به خدا به معرفت پاهــام به تیکهـ شنیدن لا حرفـــ ننه بابامـــ به ۲خط شعــر غمگیـن به اونی که تـو آینسـو شبیه من نیستـــــ

 

 

امو بعــــــداتر تر نوشتــــ : موزیکـــــــ وبـــ چــطوره ؟! خودمـــ عاشقــشم ... اگهــ کد آهنگ پیشــوازشو خواستیــد بگیـــد بهتــون بـدم

 

ادامه نوشته

ترس مـن از خنـده هـای تلـخُ بی روح لـب توستــــــ

...موزیکــــ وبــــ بیـــاد یهـ مخاطبـــــِ خاصــّهـ

!براتــــ آشنـــا نیســـ بی معرفتـــــــ ؟

!هــــِ ... یادشـــ بخیــر، دلــم برا مدرسهـ ها تنگـــ شــُد

دانلـــــــــود

بازمـــ یهــ آهنگـــ دیگهــ برا دانلــود ... محشـــــــــره

برو ادامهـــ مطلبـــــــــــــــــــــ 

ادامه نوشته

فاصـــــــله مـــن تا تــــو

 

فاصـــله ، یکـــ واژه ... یکـــ واژه ی عمیــق ... و طولانــی ... بهـ انــدازه ی یکـــ مسیــر یکـــ جــاده بهـ عمــق یکـــ اقیــانوس ، بهـ وسعــت چنـــد بیابانـــ و بهـ شــلوغی ِیکـــ جنگــل ...

هیســـــ ...

جــاده ها بهـ خوابــــ رفتــن ... دریــا ، جنگــل ، بیابــان ... چهـ خوابـــ عمیــقی!

زمیــن آنقــد آرام بهـ خوابـــ رفتـه استـــ که صــدای نفــس هایش هم نمیــ آیـد ... گویــا ماه بهـ خوبـی برایــش شعــر میخوانــد ... یکـــ کوچـه ... یکـــ خانه ... یکـــ اتـاق ... یکـــ تخـت ... و یکـــ جای خــالی ..

و بـویی خــوش ... یکــــ سایهـ ... باز همـــ یکـــ ... یکـــ ها زیاد شــدند ... قلــم اعتــراف کــن ...

یکـــ سیگــار ، یکـــ لبخنـــد ، یکـــ بغـــض ، و یکـــ آغــوش خالـــی ...

شایــد هـم یکـــ دنیــا دلتنگـــی ، یکـــ دنیــا سکوتــــــــ ... و یکـــ ذره خستگـــی ... چقــد تنـاقــص ... روح خستــه ام را آزاد میکنــم ... افکــارم را ... تا بینهایتــــــ

یکـــ دنیــا ، یکـــــ ذره ! هــِ

میخواهــم فاصــله را نقــاشـی کنــم ... باشــه ... باشـــه ... ...

یکـــ اشـکـــ میکشـــم ... فقــط یکـــ اشکـــ ... فاصــله ی مــن تا تو فقــط یکـــ اشکـــ است ...

زیــرا تو همــواره در قلبـــ منی ... و ایــن اشکـــ از اعــماق قلبــم بود ... میــدانــم ... روزی ایــن فاصــله هارا خــط میزنــم ... و بجــای دود ، چیــدن ستاره ها ، کوچـه گردی و نقــاشـی ، با خیــالی آرامــ ، آرامتــر از سکوتـــ زمیــن در آغوشــت بهـ خوابـــ میروم ... و تمــام آن ستــاره هارا در لا بــ لای درز های کوچکـــ خالی اندامــهایمـان میریزم ...

انقــدر در آغــوشت گــم میشوم که خــدا هم فکــر کنــد یکـــ جسم با دو روح آفــریده برایمــان ... برای ابراز علاقــه ام واژه ای نــدارم ... سکوتـــم را بخــوان ، سکــوتی مدتــها در پـس ایـن فاصـــله ها گــم شد و منتظــر یکـــ فریــاد بود ... فریــادی کهـ فقــط با یکــــ نگــاه گرمـــ هم خامــوش میشــود ...

و نیــاز عشقــی که با یکــــ لبخنـــد ارضـــا میشــود ...

منــــــ منتظـــرم ...

تا روزی بگــذرد ... اینــــ کوچــه ... این خانــه ... و اینــــ سکوتـــــ و تنهـــا فاصــله ی ما نفــسی بیش نباشـــد ...

/نفســـت را حبــس کـــن ... دیگـــر فاصــله ای نیستــــــــ .



ادامــهـ مطلبـــــــ : داستــان

فــروغ بعــد از ۱ســال اعتراف کرد : مــن ۱۷ سالمــه ... و هنــوز ۱۸ سالــم نشــده ... پارسال دوس داشتــم سنم بالا باشــه اما الان دوس دارم بچــهو بچــه تر باشـــم ... مــن یکــ بچـــم ...یکـــ بچــه ی نفهـــم و لجـــباز :))

 

ادامه نوشته

...

 

خاطره بد مدرسه:روزی که گفتند به خاطر مرگ معلم دیکته،معلم دیکته و دینی با هم یکی شدند***روزی که دین دیکته میکردند***چقدر کتک خوردیم چون که به جای عمل صالح نوشتیم امل سالح***گفتیم بنویسیم کردار نیک؟جواب کردار نیک ترکه بود...
گفتیم آقا به خدا اینم درسته...گفت تو خدا میشناسی؟
گفتیم آقا ما شبا باهاش حرف میزنیم...دوسش داریم...
گفت اونکه فارسی باهاش حرف میزنی خدا نیست...

دلم شکست...از اونروز خدای قشنگمو ازم گرفتن...

 

سر کلاس ادبیات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن - رفتم ..... رفتی ...... رفت ...... ساکت می شوم ، میخندم ولی خنده ام تلخ می شود استاد داد می زند : خوب بعد ؟ ادامه بده ! و من می گویم : - رفت ... رفت ... رفت ... رفت و دلم شکست ... غم رو دلم نشست ... رفت و شادیم بمرد ... شور از دلم ببرد ... رفت ... رفت ... رفت ... و من می خندم و می گویم : خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتراست..........................کارم از گریه گذشته به سیه.

: بگـــو آمیــــن

خدایـا
دستانی را در دستانم قرار بده
. . .که پاهایش با دیگری پیش نرود

  

ادامهـــ مطلبـــــــــــــ = داستــــــــان

دوستــان عزیزی که میــان سر میزنن لطفـــا آدرس کامــل و درستـــ وبشون رو بذارن ... تا بتــونم بیــام سر بزنـــم بهتـــون . ممنونـــ از حضـــورتـــون

 بعـــدا بعــدانا نوشتـــ : برید آخر صفحــه وب . برا سجــاد ۲تا لوگــو درست کردم ... یعنــی پیشرفت کردم ... هرکــی از لوگو قبلیش که درست کردم براش خوشش نمیــاد بگــه آپدیتشـــ کنم!

خیلی بعــداتر تر نوشتـــ : هـــدر قالبـــــ رو تغییـــر دادم ... چطــــــــوره ؟

ادامه نوشته

هیســــــــــ ... خاصــــــــــــ

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

حـرفے نـدارم ... 
مـن حـاضـرم حـتے جـانم بـه لبـم رسـد ...! 
اگـر جـانم تـو بـاشے ...

 

******

 

آدمــا در ۲ صورتـــ همدیگــر را ترکـــ میکننند :

!۱وقتــی بداننــد خیلـی دوستشــان داری

!۲وقتــی بداننــد اصـــلا دوستشــان نداری

 

 

 

 

اومــــــدم

برگــرد! یادت را جاگــذاشتـــی...نمی خواهم عُمــــری به این امید باشـــم که برای بردنش بر میگـــردی

ساکت که بمـــانی میرود به حساب جواب نداشتنــت،عمــرا بفهمند داری جان میکنی تا احترامشـــان را نگه داری

آدمهایی که این جمله رو میشنوند خوشبخت ترین آدم ها هستن: "اشکال نداره با هم درستش میکنیم" این جملــه یعنی آخر هرچی رفاقـــته

پس رفیقــــ با هم همه چیزو درست میکنیمــــ ... مخاطبـــــــ خاصــــــــــ

 

یکـــی نوشت : مورچــه ای را مسخــره میکردم که سالـــها اشتباهی عاشــق تفاله ی چایی شده بود...خودم را یادم نبود که سالهـــا عاشـــق آشغــالی بودم و گمــان میکردم آدم استــــ...

غریبه نوشت :دیگــر نمیگویم گشتم نبود نگرد نیست...بگذار صادقانه بگویم گشتیــم! اتفاقا بود! فقط مال من نبــود! شما بگردید! لابد مال شماســت...

خودم نوشت : یادت هست؟ روزی پرسیدی این جاده کجا میرود؟ و من سکــــوت کردم... دیدی!جاده جایی نرفت... آن که رفت تو بودی...!

فریاد زدمــــــــ : خدایـــــا...یه بــُر به این زندگیمون بزن...شاید دوتا حکم افتــاد دستمـــون که هـــــــــر نامردی آســش رو به رخ ما نکشـــــه

به سلامتـــی اون دُختـــری که گرمای دست عشقشو به صـــدتا بخاریه گرم ماشینـــی نمیده

حــــالا برو ادامـــهـ مطـلبــــــــ شاید بفهـــمی

اینم جدیدترین آهنگ پســرخالم... میخواست بفرستتش برا سایت رپصدا منم دزدیدمش...

vahi.mp3

اینم آهنگ فوق العاده زیبا و جدید 0111 ...محشــــــــره لامصــــب

0111Band-Golhaye-Baghche.mp3

اینم آهنگ جدید وحیــد سرباز...خیییییلی نانازه...با صدا بلند گوش کن این ۲تا آهنگارو

Vahid-Sarbaz-Chike-Chike-128-.mp3 

برو ادامهــ مطلبـــــــــــــــ ... اگه حرفامو بفهمـــی خوبهـ

 

امــو بعــدا نوشتــــ : من تصمیــم جدیدی نگرفتــم ... چند ماهــه که همیــن افکــارو دارم ! همیــشه هم خدارو دوس داشتــم . ممکــن بود باهاش قهــر کنم اما تا دستاشــ تو دستــم نباشــه خوابــم نمیبــره ... شایــد مسخــرم کنی ! اما اونقــدری که قلبـــ و وجــودم خالیــــه که فکـــ میکنم از صــدتا نمازگذار هم ایمــانم قـــوی تره ! حتــی اگه امــو باشـــم ! تنـــهام و تنهــا میمونـــم ...

تنهایـــی یعنــی بیــاد کمکتــــ کنهـ اما وقتــی لحظــه ای که بهش اعتمــاد میکنی تنهاتـــ بذاره ! وقتـــی ببینه تو همینی که هستــی و عوض هم نمیشــی . مخاطبــ خاصـــــــ (دختــر) !

 

ادامه نوشته

با عرض سلام خدمت شما دوستان

فروغ تا اخر ماه(اخر ماه ابان) نمیتونه به نت بیاد

و به وبش سر بزنه لطفا نظرات خود را وارد کنید زمانی که فروغ برگشت به شما جواب میده

                                                                                                                  mehran

:::: ســآیـــه ::::

 

:ایـنـ متـنـ باز همـ از حـرفا ذهـنمـهـ ولیــ بـرا یکـ مخاطبــ خـاصــ و بـاز همـ تشبیهـ

یهـ شـَب سـَردِ دیـگهـ ... باز هـَم ظُـلمـَت ... تاریــکی ... سُکــوت ... کوچــه هـای شَهــر

بـوی غَریبگــی و غـُربَـت میدهـَد ... چـه بوی گـَسی ... مثــل بوی بَـد دَهـان یکـــ بیمـار

مــاه خوابـــ را از چـِشمانَـم دُزدیــده ... لـَـعنَتــی ... مـَن بهـ دُنـبال سایــه ی انسـان میگــَردم

یـکـــ انســان ... فقــط یکــی ... خَستــِـگی تـَوانَــم را مثــل خوره میخــورد ... مــاه هـَم

به خوابـــ میرَوَد ... آسِـمانِ مـَن حـُکـم ِ سُکــوت را رو کـَرده ... نمیــدانم انســانَم

حیـوانَم ... کیستــَم ... من غایــبَم ... مَـن هَمــان دیووانه ی سَرشـار از سُکــوتَم که

در سُکــوتش هـِزاران حـَرف ناگـُفتـه دارَد ... صـَدها شکایَتـــ ... مـَن انسانیَــت را خریــدَم

بَهــایـش را به گـَزاف پَرداختــَم ... بَهایی مَعنــَوی ... و حــال مطمئنَم که انســانَم ... هــومـ

خـوابَم میــاد ... یکــ خواب عَمیــق ... (قــَلَـم باهام راه بیــآ ... لُطفــا نـَایستــــ ) یکــــ سآیـه

یکـــ سآیـه جُز سآیـه ی مَن! عَجیــبه ! او هَـم شَبیــه انسـان اسـت ... شَبیــهِ مَـن

چـِقَدر شَبیــه ... بـویِ او دیگـَر شَبیـهِ بـوی ِ تَب یکــ بیمـار نیسـت ... نیســت

یکــ سآیـه ی ِ اُســتُوار ... بُلـَـند ... و مِهــرَبان ... توصیف دیگَـری ندارَم ... زیــرا مَـن هَنوز

وَجــودی نَدارَم ... جُــز عَقــلَم چیــزی نَدارَم ... تـُهی از دِل ... خودَم رو با تمامِ بی حـِـسی

به دَست او میسپــارَم ... نمیــدانَم کــی خوابــَم بُـرد ... اَمـا از دور میشنیدَم که سآیـه اَش

بَرای جــِسمِ خـَستـه اَم لالایی میخـــواند ... با صــِدایی آرام و آشــِنا ! صدایی که سالــها

پیــش شنیــده بودَم که بهـ آن میگُفــتَند احــساس ! اَمــآ بَرای مَن تازگــی داشت ...نمیدانــَم

تا صُبــح مَن در آغــوش یکــ سآیـه بودَم ... سآیه یِ یکـــ انســـآن ...دُرُســته اون با هَمــه

... / .فـــَرق داشــت ... فــَرقــــــ

 

 

 موزیکـــــ وب رو خییییلی دوس دارَم ...   

 این وب آقــا امیـــر همون دوست چتیـــم ، جدیدا وبلاگـــ زده ... مطالبش محــشره بریــدسر بزنیــد حتمــا http://www.avazekhamoshi.blogfa.com/

 

اون آهنگ فریــدون که کلــی طرفــدار داشت اینــجا رو به لطفـــ این خانوم خشگـــله پیدا  کردم بهــش سر بزنیــد وبش خیلی جالبــه http://www.java200.blogfa.com/

 

شرکـــت تبلیغاتــــی فــروغ نفـــس

 

حتمـــا یه ســر به ادامــه مطلب برو ... باشـــه؟؟؟

www.yadegarii.blogfa.com 

ادامه نوشته

دانلـــــــــود

 

! موزیک وبلاگـــم  تقـــدیم به دوســت خوبم صاحــاب کافــه لاتــه 

 

تو روز و روزگار من بی تو روزای شادی نیست **** تو دنیای منی اما به دنیا اعتمادی نیست 

دانلود آهنگ

 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

/.امـو نوشـت : عیــدتون هــم مبارکـــــــ رفـــقا

امـو بازم نوشـت : بریــــد ادامـــه مطلــــب دانلود آلبـــوم کولـاک از علی اصحـــابی رو گذاشتـــم بــرا شــما مخصــوصا آقــا امیر  گـــل ... از بکس نیمبــازه .... آلبـــوم توپــیـــه حتما دانلـــود کنیـــد آهنگاشـــو

 ...آپــــــــ بعـــدی ۵شنـــبســـــــــ

ادامه نوشته

بلاگــــ جدیــد

بَـکس عزیـز...

دیـروز یـه وب گروهـی با دوســت نتیمـون آقا مهـران زدیـم...

دوس داشـتیـد بیایـد اونجــا هـم سر بزنیــد...

http://devil-and-emo.blogfa.com/

 

... /.تنــها بعدا نوشتـــ : موزیـکــ وبــــ عوضــــ شــد،خیلــی دوســش دارمـــــ

!بهـ یــاد کسی گوشـش نمیدمـــ فقطـــ خوشـــم میاد ، همیـــن

 

 

.:.:.  sileNt  .:.:.

 

صدایــِ بارونـــ، سُکوتـــ مُطلَق ، چَند لحظهـ آروم باشـــــ...هیســـ...اینبار خیلیـــ آرومــ بِخونمــ

با خودمــ خَلوتــ کَردمـــ...حِس خوبی دارَمـــ، از خودَمــ خوشَمــ اومده...فـــروغ؟ هومـــ...دوستَت دارَمــ

دستامو مِثلــ هَمیشهـ دور زانوهامــ حَلقهـ میکنَمـــ...اینبار با عَلاقه ی بیشتریـــ خودَم رو به آغوش کِشیدَمــ

امشب هَمــ تمام وَقایعــ را جمع میکنَمــ...تمامــ پَس مانده های دِلتَنگی هایم را...در کیسه ای میریزمــ

و کیسه را گوشهـ ای میگُذارمــ...تا صُبح مادرم آن را گوشهـ یِ حیاط بُگذارد...میان خِرتوپرت هاییــ که قَرار است آخَر شب دَم در بگذارد

انقدر از سیگار کام گِرفته امــ که بی حِسیــ را حِســ میکنمــ...دستانَمــ به آسِمان رسیدهـ...تمام ستاره هارا میچینَمــ

آنها مال مَن هستنـــ...فقط مَنـــــــ...صفحه ی آسمان سیاه شُد بی هیچ فروغیـــ...مَن این سیاهیـــ،اینـــ گُم شدن را دوست دارمــ

در اوجــ لذَتـــ بردنـــ از سُکوتمــ صدای پایهـ غَریبه ایـــ را میشنَوَم...هیســــــ

و اینبار دَستانیـــ مُحکم را به دور خود...آنقَدر به من نزدیکـــ استــ که حَرارتــ نَفَسهایشـــ را حِس میکُنمــ

عَطر تَنَشـــ را به خاطر سِپُرده بودَمــ، آشــنا بود...او جای سیگارمـــ را گِرفتهـ...غَرق شدهـ استـــ...غَرقـــ در آغوشـــِ من و ستارهـ هایمــ

...هـــِ

...شَب را بهـ پایانـــ رساندیمـــــــــــــ

صُبحـــ شُده و مَن دیگر نیستَمـــــــــ...مَن جای خود را بهـ سِتاره ها دادَمـــ...سِتاره ها غَرقـــ در بویِ مَلَســـ عِشقـــ بازیـــ دیشبــــ شده اند

...و مَن در آسمان دیشَبـــــــ گُمـــ شُدمـــــــــ...سُکوتــــــــــــــــــــــــــــ

 

شریعتی نوشتــ : خدا نعمتـــ بزرگی که به آدم ها داده استـــ این استـــ که از شنیدنـــ سکوتـــ عاجزند

یاغــی نوشتــ : نَه اینکه دَردیــ نیستـــ نَه...گلویی نمانده برای فریاد

واهی نوشتــــ : مُتنفرمــ از گُذشته هاییـــ که وقتی تو جمع بَحثشــ میشه بگم چقد خـَــر بودمــ...اما تو تَنهایی بِگم کاشـــ دوباره بَرگردنـــ

تنـــهــا نوشتـــ : مردُمــ شَهریــ کهـ همه میلنگند ، به کَسیــ که صاف راه میروَد میخندند...هــِ

 یکی اونجا نوشتـــ : من از لیلیـــ شُدن باکی ندارمــــ...وَلی مجنونـــ شُدن کار شُما نیستــــــــ

 یکی دیگه نوشتـــ : مُدام گفتیــ خیالت تَختــ من وفادارَمــ...و من چه ساده لوحانهـ خیالـَم را تَختیـــ کردَم برای عشــق بازیــــِ تو با دیگریــــ

امـــو نوشتهـ : هرکس برا وبشـــ لوگو خواستـــ بگهـ درستـــ کنم براشــ...هرکیــ هم راضیهــ بگهـ لوگو خودمو بدم بذارهـ تو وبشـــ  (لوگو خودم تو وبمــ هستـــ-اون آخر) یه عکس دیگمو گذاشتم اون بالا رو بنر قالبـــــ

 

برو ادامهـــ مطلبــــــــــ یه داستانــــ باحال گذاشتمـــ یه بچه ی خیلی پرحرفو فضولــ که ایشالا نصیب هیچکدومتون نشهــ وگرنه به چیز خوردن میوفتید

 

ادامه نوشته

دانلـــــــــود

 

خدمت بکس یادگاری: یه موزیک احساسی الان دانلود کردم.خوشم اومد

گذاشتم گفتم شاید شما هم خوشتون بیاد 

دانلود موزیکـــــ ۱

 

 اینم یه موزیک اجتماعیــــ از بی باکــــ...قدیمیه...اما خیلی قشنگهــ

 

دانلود موزیکـــــ ۲ 

 

ایمو.ن : موزیکـــ وبـــ رو خیلیـــ دوســـ دارمــــ...تقدیمـــ بهـ خودشـــ...

ایمو.ن۲:اینقــــد بدمــ میاد از کسایی که میگن من اصلا آهنگ ایرونی گوش نمیدم.مثلا فکر کردی خیلی باکلاسی؟! اوق...کلاس به این چیزا نیس...به اینه که اول آهنگای مملکت خودتو گوش کنی بعد بری سمت غرب.طرف هنوز بلد نیس درست فارسی حرف بزنه.بعد دنبال آهنگا خارجیه...جالبیش اینجاس که اکثرا معنیاشم نمیفهمن...عجبـــــــــــــــــ

(مخاطب خاص ندارم با همه اونایی ام که میگن اهل موزیک ایرونی نیستن) 

 میگم مخاطب خاصی ندارم لعنتی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این یه آهنگ اجتماعی درخواستی  برا دوست خوبمون آقا سینـــا

BiBak-Khiabunhaye-ShahreMan

این آهنگ هم از آهنگا سال ۹۰ بهرام...من دوسش دارمـــــــ.گوش کنید

Be-Chi-Eteghad-Dari

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

:::: bUrry mE plZ ::::

! اسمــ قاشقـــ را گذاشتیـــ قطار...هواپیما...کشتی ، تا یکــ لقمهـ بیشتر بخورمـــ

یادتـــ هستـــ مادر؟! شدی خلبانـــ، ملوانــ، لوکوموتیورانـــ...میگفتیـــ بخور تا بزرگـــ بشیـــ،

آقا شیرهــ بشیـــ...و من عادتــ کردمــ کهـ هرچیزیـــ را بدونـــ اینکهـ دوستـــ داشتهـ باشمــ،

.... !قورتـــ بدهمـــ، حتیـــ بغضـــ هایـــ نترکیده امـــــــ را

!وقتیـــ میرفتمـــ گمانـــ میکردمــ سنگـــ رویـــ سنگـــ بند نمیشــود

... !روزها گذشتــــــ،،، اما انگار آبــــ از آبــــ هم تکانـــ نخوردهـ

!اینـــ روزها آدم ها نیاز هایــ همدیگر را درکـــــ نمیکنند... دَکــــ میکنند

سکوتـــ نوشتــ: خوبمـــ، باور کنید،اشکـــ هارا ریخته ام ،غصه ها را خوردهـ امـــ،نبودنـــ ها را شمرده امـــ،این روزها که میگذرد خالیــــ ام...خالیـــ از خشم،دلتنگی،نفرتـــ...و خالیـــ از... احساســـــــ

بغضـــ نوشتـــ: بعضی وقتا دوســـ دارمــ یَقـهــ خدارو بگیرمــ بیارمشــ پایینـــ تو چشاشـــ ذولــــ بزنمـــ، !!!بگمـــ اینـــ بی محلیاتـــ یعنیـــ چیـــ؟

ایمــو نوشتــ: نمیدونمـــ اینــ روزا چمهـ ، یه کمــ بهمــ ریختمـــ، دیشبــ بعد از مدتها بی دلیلــ بغضمـــ شکستـــ...هنوز صدایـــ هقــ هقــ م تو گوشمهـ...اینــ دلیلـــ ضعفمـــ نیستـــ...یهـ کمـــ خستمـــ،...همینـــ+

 قالبـــ رو کمپلتـــ تغییر دادمـــ...یه قالب رو دستکاریـــ کردمـــ روشـــ عکســـ خودمو گذاشتمــ جالبهـ؟+

 موزیکـــ وب رو خیلیـــ دوس دارمـــ+

 داستانــــ کوتاهـ و بقیهـ حرفا ادامهـ مطلبـــــــــــــــــــ+

"یه سر بهـ آپــــــــ پایینی بزنید...آهنگــــــ جدیدهـ یاس رو برا دانلود گذاشتمــــ..."

 چه حرف بی ربطیست
که مرد گریه نمی کند
گاهی آنقدر بغض داری
که فقط باید مرد باشی
تا بتوانی گریه کنی !!

ادامه نوشته

دانلـــــــــود

 

 

قابل توجــه بکس یادگاری :

 دانلود موزیک جدید یاس بنام " از چی بگم" حتما لود کنید خیلی محشــــره...

دانلود با کیفیت ۳۲۰

دانلود با کیفیت ۱۲۸

 

Im nOt deAd...oK???

میخوامــ این مطلبو با دلو جون بنویسمـــــــ از اعماقــ وجودمــــ میخوامـــ تهی بودنــ رو نشونت بدمــــــــ تا ببینی گاهیـــ اوقات سکوتــــــ هم ارزشـــ ضبط کردنـــ رو دارهــــــ...

 

هومـــــــــ...باز هم این جغد پیر پا بهـــ پام بیدارهـــــ...باید رهایی رو حس کنمـــــــ...نگاهمــــــــ در آسمانهـــ شب گم شدهــــ...نه ستاره ای هستــــــ نه ماهــیـــــ...وسعت سیاهیـش دیوونهـــــ کنندســــــــ...حتی دیوونهـــــ کننده تر از چشمایـــــــ تو...زیرا چشمهایت در سیاهیـــــ مفقود شد،،،

همه ی این سیاهیـــــ ها تنها برای من استــــــ،...تو هم پایدار نبودیـــــــ...صدای پایتـــــ در گوشم غروب نمود... آخرین قطار خاطراتمـــــــ رو در تونل وجودمــ به خاک میسپارمــــــــ.

برای مردن تا آخر عمر فرصت دارمـــــــ ،،،..من با یک مرگ نمیمیرمــــــ...مطمئنمـــــــ...زیرا مرگ را به رسمیت میشناسمـــــ....

نمیدانم خودم را کجا جا گذاشته امــــــــ...

زمان لحظه به لحظهـــــ میمیرد در خاطرمــــــــ...

 

+ در متن بالا 2،3جملهـ از جملات کوتاهـ احمــد شاملو بکار بردمـــ...

ادامهــــــ مطلبـــــــ : یه داستان تلگرافـیـــــــ با  "پــــرویــــز شـــاپـــــور " نوشتمـــ ...من عاشق اینـــــــــ  داستانمــــــ ، 2سالهـــ مدام میخونمشـــ ولی اینبار کهـ خوندمشــ خیلیــــ چیزا از توشـــ فهمیدمـــ که قبلا نمیفهمیده بودمــ ، خودمــ تایپش کردمــــــــ و جاییــــــ کپی نداره چونـــــــــ مقدمه یهــــــ کتاب قدیمیهـــــ 

باور کنیـــد ارزش خوندنــــ دارهــــــ...

*********************************

... بقیه حرفامــــــــــــــ همـــ تو ادامهـ مطلبــــ گذاشتمــــــ

یهـ سر بهآ پستـــ پایینـــــــ بزنیـــد.ترجمهــ ی موزیکهـــــ

 

خیلی فاصله است
بین اینکه وقتـﮯ وارد خونه می‌شـﮯ
چراغ خونه رو خودت روشن کنـﮯ ، یا روشن باشه ....

 

ادامه نوشته

 

حالم را پرسيدند

گفتم:  رو به راهم

آنها نميدانستند كه من٬    

 رو به راه راهي هستم كه تو رفته اي!!

 

بهــ ادامهــ مطلبـــــــــ برید برایــــــ ترجمهــ ی موزیکـــــــــــــ...

 

ادامه نوشته

:.:.: aLonE fOr eVer:.:.:

پــیش رویــم جاده ای بی انتهــا میبینمــــ...

نگاهی به پشـت می اندازمــــ، پشت ســرم هم ادامــه ی همان جادهــــ....

نگاهی به ریگ ها و خـار های روی زمـین می کنمــــ...

تـرس  عجیبی در وجــودم نقــش میبندد...

یک جمــله مـدام در ذهــنم در حال گـم شده ای پرسـه میزند...

"رفیــــق خوب مانند کفـــش است که هیچوقت تنهایت نمیگذارد در بیراههـــ ها"

ولیـــــ  چقـــــدر سخت است که وسط راهـــ...

جایی که نه راه پس است نه پیش ، ببینی که کفشهایت نیستــــــــ...

خشمــی در چشمـهای قرمـزمـــ برق میـزند...

با هـمـان پا هـای برهنهـ جــاده را طی میکـنمـــــ...

دیگر مهــم نیســت که کفــش هایم کجا هــسـتـنـد...

مـن این جــاده را با تنهایی ها طلب میکنمـــــــ...

 

 

امــو.ن1:قابل توجه دوستانی که جدیدا به لینکهام اضاف شدند:

من عادت ندارم که به کسی خبر آپهامو از طریق کامنت بدم...اگه فراموش میکنید که خودتون هر 5شنبه به وبم سر بزنید پس لطفا آیدیمو ادد کنید تا از طریق پی ام مثل بقیه دوستان خبرتون کنم...ممنونــــــــ...

 

طـــز جدید :مدتیه که همه یه القاب خاصی بهم میدنـــ...نمیدونمــــ...پستـــ،بی احساســ، عوضیـــ، زنندهـــ، ســـرد،مغـــــرور...اما هیچوقت نپرسیدنـــــــ...که چرا انقد خالی و بی تفاوتمـــ، به خودم به گذشتم،به آیندم...چرا چیزی واسه از دست دادنـــ ندارم؟!چرا کسی منتظرم نیست و من منتظر کسیـــــ نیستمـــ...چرا باید تو رویاهام سگـــــــ باشمـــ؟!چرا باید از ترس بقیه بغضمـــو قورت بدمـــــ...چرا باید انقد عوضی بشم که اشکای کسی برام یه فیلم باشهـــ....چرا انقد "چرا" تو ذهنم جمع شدهـــــ؟! و کلی سوال بی جوابــــــ...

 

+ من تنها به دنیا اومدمـــ، تنها زندگی میکنمـــــ، و تنها از اینجا میرمــــــــ....

+ موزیکـــــــ جدید...

ادامهــ مطلبـــــ : داستــــــان( یه کم طولانیه ولی برای زندگی های زوجی واقعا آموزندس )

 

برای او مینویسمــــ...

که نمیدانم میداند نگاهم به نگاهشـــ ، 

نگران استــــ... ؟!

 

 

ادامه نوشته