کار فرهنگی

 

                                                          به نام خدا

 

با مهدی بودن و از  او حرف زدن کار هر کسی نیست. بعضی از ما ادعا داریم که برای امام زمان کار می کنیم در صورتی که با چیز هایی که به ما کمک می کند تا مهدی را بهتر بشناسیم آشنا نیستیم،کدام یک از ما که ادعا دارد کار فرهنگی می کند به قرآن مسلط است کدام یک از ما قرآنمان آن قدر ورق خورده که مانند کتاب های درسیمان تک تک موضوعاتش از حفظمان شود،مانند درسی که از حفظ داریم اگر یک قسمتش را برایمان بخوانند بقیه اش را خودمان  بگوییم.واقعا قرآن چه قدر بین یاران امام زمان غریب است،مگر مهدی می آید که چیزی خارج از این کتاب بگوید؟

پس وظیفه هر منتظری است که قرآن را بخواند و بفهمد و به فهمش عمل کند.

 

حالا  بپردازیم به چیزی که  شاید اهمیتش کم تر از موضوع بالا نباشد.

درد کار های ما این جا است که حتی فرهنگ و سیره خود امامان معصوم هم بین ما  به اصطلاح مهدی یاوران مظلوم است.واقعا وقتی به این فکر می کنم که چرا نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و...بین فرهنگی کار ها نیست به نتیجه ای نمی رسم،قرآن را که رها کرده اند و دیگر عضو ثقلین را هم که اهل بیت است آن طور بی توجهی می کنند در صورتی که اگر به صورت صحیح به منابع حدیثی و روایی ما نگاه شود سراسر نکات فرهنگی و تربیتی است که همین هاست که شخصیت هایی منتظر به بار می آورد و باعث پرورش نوجوان های این ملت می شود.اگر به نکاتی که خود تشخیص می دهیم عمل کنیم و از ثقلین فاصله بگیریم می شود همین تربیت کاریکاتوری که الآن در جامعه می بینیم شخص متربی یا افراطی می شود مانند خوارج یا تفریظی می شود مانند مردم کوفه و حد اعتدال در جامعه  از بین می رود،بصیرت از بین می رود زمان سکوت فریاد می زنیم و زمان  فریاد سکوت می کنیم. چرا؟

جواب واضح است چون ثقلین را فراموش کرده ایم چیزی که پیامبر(ص) فرمود:از آن عقب یا جلو نزنید وگرنه گمراه می شوید حال که ما آن را نمی شناسیم چه طور می توانیم از آن عقب یا جلو نزنیم و با آن حرکت کنیم.

برادر و خواهر فرهنگی کار من سعی کنیم تربیت فرزندان مملکت صاحب الزمان بر پایه ثقلین باشد نه نظر های شخصی خودمان که اگر این طور شد دیگر ظهوری نیست چرا که دغدغه ی ظهوری نیست.

التماس دعای فرج

نویسنده:محمد برومند کازرونی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

آيين يهود از اديان توحيدي و وحياني است كه پيامبر آن حضرت موسي (علیه السلام) و كتاب آسماني آن تورات است.

دين يهوديت مانند ساير اديان كه پس از مدتي براثر مسائل اجتماعي و تنوع مشرب‌ها در آن‌ها، مذاهب و فرقه‌هایی پيدا می‌شود مذاهب و فرقه‌های در آن پديدار شد كه بعضي شناخته‌شده و پرجمعیت و بعضي کم‌جمعیت هستند. 

اساساً فرقه‌های شناخته شده يهود، پس از بازگشت يهود از بابل پديد آمدند. براثر اين پراكندگي از فرقه‌های قبل از اين واقعه اطلاع چنداني در دست نيست، اما دو فرقه‎ای که اکنون فعال هستند و مباحث آخرالزمانی یهود اصولاً بر پایه اعتقادات آن‌ها پایه‎ریزی شده به شرح زیر میباشد:

1) قارئون: 

در اين فرقه که پس از ظهور اسلام پديد آمده است، با تلمود (تورات شناسي) مخالفت، و به قرائت و معناي ظاهري تورات تأکید شده است؛ از این رو به قارئون معروف شده‌اند. 

رهبر آنان در ابتدا يك عالم يهودي به نام «عنان» بود كه با ابوحنيفه معاشرت و با اصطلاحات فقه اسلامي آشنا بود. در حال حاضر پیروان اين فرقه در اسرائيل، روسيه، اوكراين زندگي می‌کنند. 

مباحث عميق آن‌ها در الهيات يهودي توجه محققان را به خود جلب كرده است؛ نکته قابل توجه این است که این‌ گروه در مباحث خود از اصطلاحات اصول فقه حنفي بهره می‌گیرند.

2) دونمه: 

در بعضی‌اوقات به آن‌ها «شبتين» می‌گویند كه به شبتاي صبي مؤسس گروهشان نسبت داده می‌شود. اين شخص در سال 1626 در شهر ازمير تركيه متولد شد. وی پس از مطالعه الهيات و عرفان يهودي مدعي شد كه مسيحای يهود یعنی منجی موعود است. 

برخي يهوديان اروپا و تركيه و خاورميانه دعوتش را پذيرفتند. او خود را نخستين فرزند خدا ناميد و در سال 1666 قيام كرد، لكن توسط پادشاه عثماني دستگير و مسلمان شد و نام خود را به محمد افندي تغيير داد و پيروان خود را به اسلام ترغيب كرد ولي هنوز بسياري از يهوديان او را مسیحی می‌دانستند و می‌گفتند كه تنها شبحي از شبتاي مسلمان شده و خود شبتاي براي يافتن ده قبيله گم‌شده بنی‌اسرائیل به آسمان رفته و به‌زودی ظهور خواهد كرد و این‌ها به بازگشت سريع شبتاي به‌عنوان منجي حقيقي بنی‌اسرائیل اميدوارند. 

اكنون چندين هزار نفر از اين گروه در تركيه هستند كه در ظاهر به سنن اسلامي و در باطل سنن يهودي عمل می‌کنند. اين 7 فرقه از فرق‌های معروف و شناخته‌شده يهود است چنانچه اشاره كرديم از فرقه‌های قبل از بلاي بابل نوعاً خبري نداريم و احتمالاً فرقه‌هایی وجود داشته و در بعضي كتب تاريخ، فرقه‌های يهوديت را تا 27 فرقه شماره کرده‌اند كه اكثر آن‌ها فقط اسمشان در تاريخ آمده است.

به‌طور کل تمامی یهودیان معتقدند که عیسایی ظهور خواهد کرد که البته با عیسای مسیحیان متفاوت است .آن‌گونه که بررسی‏ها نشان می‏دهد، پیش از اسارت قوم یهود و آوارگی آنان توسط آشوریان، اندیشه ظهور منجی در ادبیات مذهبی، غیرمذهبی، اساطیر و افسانه‏ها و روایات مکتوب و شفاهی بنی‌اسرائیل جایی نداشته است. 
تنها در سده دوم پیش از میلاد بود که ظهور نجات‌بخش قوم خدا در اذهان و افکار یهود توسعه یافت و دانیال نبی به دنبال رنج‏های پیاپی قوم یهود، پایان زجرها را نوید داد:

«و در ایام این پادشاهان، یهوه خدای آسمان‏ها سلطنتی را که تا ابد جاوید می‏ماند، بر پا خواهد نمود و این سلطنت به قومی دیگر غیر از بنی‌اسرائیل منتقل نخواهد شد، بلکه تمامی آن سلطنت‏ها را خردکرده، مغلوب خواهد ساخت و خودش برای همیشه پایدار و جاودان خواهد ماند.»(1)

اشعیای پیامبر نیز در پیشگویی‏های خود مژده آمدن مسیح را داد و گفت: «برای ما ولدی و پسری بخشیده می‏شود که سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قادر و پدر سرمدی و سرور و سلامتی خوانده خواهد شد. ترقی سلطنت و سلامتی او را بر کرسی داوود و بر کشور وی پایانی نخواهد بود، تا آن‌که انصاف و عدالت را برای همیشه استوار سازد.»(2)

البته شایان توجه است که قوم یهود به‌عنوان مردمی دین‌دار همواره به آینده خویش امیدوار بودند و این عبارت کتاب مقدس میان یهودیان رایج بود که: «اگرچه ابتدایت صغیر بود، عاقبت تو بسیار رفیع گردد.»(3)

اما صفنیای پیامبر به نابودی رهبران دولت‏ها اشاره می‏کند و آن را مقدمه جهان‌شمولی دین یهود می‏داند. او می‏گوید: «به‌منظور گردآوری طوایف بشر بر یک دین حق، سلاطین دول مختلف را نابود کنیم. آن‌وقت برگردانیم به قوم‏ها لب پاکیزه را برای خواندن همگی به نام خدای و عبادت کردن ایشان به یک روش.(4)

یهودیان در طول تاریخ به این مسئله از دریچه‏ای مذهبی نگریسته، انتظار را یک وظیفه مقدس به شمار آورده‏اند، تنها پس از ورود صهیونیسم سیاسی به دنیای یهود بود که زاویه نگاه برخی یهودیان به این مسئله عوض گشت و تشکیل یک حاکمیت سیاسی را راهگشای «عصر مسیحا» دانستند.

هم‌اکنون صهیونیست‏ها با سوءاستفاده از تغییر نگرش به وجود آمده خود را به‌عنوان منتظران واقعی مسیحا معرفی کرده، در پایان مراسم سالگرد بنیان‌گذاری رژیم اسرائیل (پنجم ماه ایّار عبری)، پس از دمیدن در شیپور عبادت، این‌گونه دعا می‏کنند: «اراده خداوند، خدای ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیده‌دم آزادی باشیم و نفخ صور مسیحا گوش ما را نوازش دهد.»

بی‏گمان طرز تلقی صهیونیسم از مقوله انتظار و ظهور منجی، یکی از بینش‏های چالش آفرین و بحران‌ساز فراروی معتقدان به آخرالزمان می‏باشد. چراکه تکیه بیش‌ازاندازه بر نژاد و قومیت، این مکتب را دچار نوعی تمامیت‌خواهی غیرعادلانه نموده، ظرفیت‏های گفت‌وگو را از آن گرفته است.

ادامه دارد ...

مراسم احیای نیمه شعبان

میلاد امام حسین ع

عید مبعث مبارک

شهادت امام موسی کاظم(ع)تسلیت باد

می توانیم؟

 

به فکر مهدی(عج)بودن و مهدوی زندگی کردن کار هر کسی نیست دل شیر می خواد و اراده ی آهنین.شاید بپرسید چرا؟مگه می خوایم آپالو هوا کنیم؟یا مگه می خوایم از ارتفاع 200متری بپریم پایین؟که دل شیر بخواد و اراده ی آهنین.به فکر مهدی(عج)بودن که کاری نداره.مثل مهدی زندگی کردن و برای مهدی(عج)کار کردن که آب خوردن.اصلا اینایی رو که می گی که کار هرروز و هرسالمون،بعد از نماز برای امام زمانمون دعا می خونیم و نیمه شعبان هم که میشه جشن می گیریم و شربت و شیرینی پخش می کنیم و کلی کار دیگه.

منم می گم برادر و خواهر عزیز یه لحظه صبر کن،درسته که شما برای امام زمانت هر روز دعا می کنی و نیمه شعبان هم براش جشن می گیری،دستت هم درد نکنه،دمت گرم که به فکر امام زمانت هستی اما حرف من یه چیز دیگه است من می گم آیا فکر ما فکر مهدوی هست که با این فکرمون زندگی و جامعمون رو مهدوی کنیم.آخه من یه چیزایی توی جامعه می بینم که یکم منو توی شک میندازه،می بینم که حیا و عفت توی جامعمون کم شده،امر به معروف و نهی از منکر کم شده و وقتی مسئولین به فکر امر به معروف میفتن که یه نفر براش شهید بشه،تازگی ها مقام ولایت فقیه و جایگاهش زیر سوال می ره و تفکرات امام خمینی(ره)به مسخره گرفته می شه،دیگه نیمه شعبان که میشه جشن ها رنگ و بوی امام زمان رو نداره،رنگ و بوی شیطانی داره،فقط بهونش امام زمانه،مسولین کشورمون تمام دغدغشون شده اقتصاد و حل مشکلش و نمیدونن اشکال از اقتصاد نیست اشکال از اون کسی که شده مسئول و تفکر مهدوی نداره و میلیون میلیون دلار پول این مملکت رو به باد می ده اشکال اقتصاد ما از تحریم ها نیست از اون مسئولی که رفاه خودش رو به رفاه جامعه ترجیح می ده،مسئولی که دل امام زمان و نایبش رو خون کرده،من توی جامعه دیگه صدای یاعلی رو زیاد نمیشنوم،یا زهرا ها کم شده جاشون رو دادن به یا جانسینا ها و...

دیگه حرفی از شهدا و آرمان هاشون نیست آرمان هایی که بر اساس تفکری مهدوی شکل گرفته بودن.

دیگه توی کشورمون حرفی از امت اسلامی پیامبر(ص) و امام خمینی(ره) نیست،حرف از ملت اسلامی که البته بعضی ها با همین کلمه اسلامیشم مشکل دارن،توی مساجد دیگه اکثریت رو جونا تشکیل نمی دن،دیگه بیش تر پچه بسیجی هامون کارتی شدن البته دم اون بچه بسیجی مخلصم گرم.

مسولین کشور بر سر اصول گرا بودن و اصلاح طلب بودن با هم دعوا دارند،یکی نیست بهشون بگه کدومتون مهدی گرا و مهدی طلب هستید.

سبک زندگی ها عوض شده،قبلا ها اگر کسی با سگش بیرون می یومد مسخره اش می کردن ولی حالا از او تقلید می کنن،قدیما اگر کسی بدون چادر بیرون میومد هزار  هزار حرف پشت سرش می زدن ولی حالا اگه کسی با چادر بره بیرون تعجب آوره.

قبلا ها دعای ندبه ترک نمی شد قبلا ها...ترک نمی شد قبلا ها...

برای این هاست که می گم مهدوی فکر کردن و زندگی کردن دل شیر می خواد و اراده آهنین.اراده آهنین می خواد که بتونی جلوی تهمت ها و تمسخرها وایسی.ان شالله که ما از ارداه آهنین هاش باشیم.

نویسنده:محمد برومند(کازرونی)

التماس دعای فرج

شرق شناسی که جذب محرم شد


پروفسور پیتر ج. چلکوفسکی، دانشمند آمریکایی لهستانی‌تبار، از دانشمندان متخصّص فرهنگ «ایران» است که هم‌ا
کنون استاد رشته‌های مطالعات «خاورمیانه»، شرق‌شناسی و اسلام‌شناسی در گروه مطالعات اسلامی و خاورمیانه در دانشگاه «نیویورک» است.
وی  روایت جالبی از داستان کربلا دارد که بخشی از آن در ادامه آمده است:
شرق‌شناسی که جذب محرّم شد
آقای چلکوفسکی لطفاً خودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید.

من پیتر چلکوفسکی شهروند

ادامه در ادامه مطلب

منتظر


این روز ها به این فکر می کنم که جامعه و من یک چیزایی رو فراموش کردیم،فراموش کردیم که امام زمانی هم هست،خدایی هم هست.فراموش کردیم که پیامبر(ص)گفتند:بهترین اعمال انتظار فرج است.یادمون رفت که باید منتظر باشیم،یه منتظر درست و حسابی نه از این منتظر های الکی و بدرد نخور،از اون منتظر هایی باشیم که وقتی امام زمان آمد بگیم دیگه بیش تر از این در توانم نبود.واقعا از بعضی ها تعجب می کنم که به خاطر کار های کوچکی که برای امام زمان انجام می دهند از ایشان طلبکار می شوند یکی نیست به اینا بگه بدبخت مهدی(عج)برای خودته،کار برای اون کردن کار برای خودته.یعنی ما از بنی اسرائیل کم تریم؟که موسی رو خواستن و برای آمدنش با تمام وجود تلاش کردند هرچند بعد خراب کردند و امام زمانشون ازشون ناراحت شد ولی...واقعا حسرت می خورم و بعضی اوقات از خودم بدم میاد که امام زمان(عج)دلشو به یکی مثل من خوش کرده و به یکی مثل من امید داره ،واقعا شرمنده می شم.من چه طور منتظری هستم که نمازم رو به خاطر بی حالی نمی خونم،روزه رو به خاطر گرمای تابستون نمی گیرم،زکات و خمسم رو به خاطر دلیل های الکی نمی دم،من چه طور منتظری هستم و...من چه طور خواهان امام زمانم هستم در حالی که مرغ و گوشت و...رو به آرمان های امام زمانم ترجیح می دم،من چه طور منتظری هستم که حرف های نایب امام زمانمو زیر پا می ذارم و حتی بهش توهین می کنم.من چه طوری خواهان مهدی(عج)هستم در حالی که...

امیدوارم که شما و من از اون منتظر های واقعی باشیم که ظهور آقا امام زمان رو رقم می زنیم.ان شاالله.

نویسنده:محمد برومند(کازرونی)

.التماس دعای فرج.

حقیقت



این روزها زیاد می شنویم که گفته می شود فلان سنی آمد،فلان مسجد امام حسین(ع)را توی فلان شهر خراب کرد،فلان سنی آمد به اهل بیت فحش داد،بی احترامی کرد،اون سنی به خودش بمب بست کلی شیعه رو از بین بردولی آیا واقعیت همین هاست؟نه این طور نیست،به خدا این طور نیست،این جور افراد از برادران اهل سنت ما نیستند بلکه سنی نماهایی هستند که وحدت جامعه را به خطر می اندازند،وهابیونی هستند که در قالب اهل سنت قرار گرفته اند تا خودشان رو موجه نشان بدهند،باعث تفرقه باشند،باعث تکه تکه شدن امت اسلامی باشندبا عث...باشند.

متاسفانه جامعه ما این دو چیز مختلف را از هم تفکیک نمی کند،وهابیت و اهل سنت دو تفکر جدا از هم هستند که باید مورد تفکیک قرار بگیرند، وهابیون سعی در یکی نشان دان این دو تفکر دارند ما هدف آن ها را محقق نکنیم.تفکر  اهل سنت توسل را قبول دارد،برادران اهل سنت به اهل بیت متوسل می شوند،برای امام حسین(ع) عزاداری می کنند.تفکر اهل سنت نمی گوید فلان تعداد شیعه را بکش و به بهشت برو،تفکر اهل سنت نمی گوید خداوند مو فرفری است نمی گوید خداوند دارای جسم است،نمی گوید سر پسر مظلوم شیعی را به خاطر سربندش باید برید،نمی گوید عزاداران حسین(ع)را باید کشت،نمی گوید...مواظب باشیم خیلی خیلی مواظب باشیم که بین این دو تفکر تفاوت قائل شویم زیرا اتحاد یک امت بسته به قضاوت ما دارد.شیعه مهدی(عج)درست قضاوت می کند و به از نظر بزرگان مذهبش که اتحاد را لازمه جامعه اسلامی می دانند تبعیت می کند و...

به امید آن که شیعه و سنی به یار محبوبشان که همان مهدی(عج)برسند.

نویسنده:محمد برومند(کازرونی)

                                                                                                       التماس دعای فرج