این از معدود پست های غیر ادبیاتی من است
دوستی مرگ دریاچه را به من و آذربایجان تسلیت می گفت. اما نباید فراموش کنیم، پیکره های زیست محیطی اصلا ثروت های ملی نیستند.حتی اگر بهره برداری از این چنین ثروتهایی مربوط به یک کشور باشند.خطرات ناشی از از بین رفتن و فقدان این پیکره ها تاثیران منطقه ای و جهانی خواهند داشت.هر اکوسیستم در صورت اختلال بر اکوسیستم های دیگر تاثیر خواهد گذاشت.پس اگر پیام تسلیتی دارید حتمن به تمامی پرندگان بی وطن، به درناها، پلیکان ها به آرمیتاهای نایاب به کسانی که اشعه گاما ناشی از بازتابش نمک های باقیمانده از صحرای اورمیه را تا شعاع 350کیلومتری دریافت کرده و انواع سرطان ها را به جان خواهند خرید بفرستید.پیام تسلیتتان را به تمامی فرزندان خود در نسلهای آینده بفرستید که بعد مرگ ما و دریاچه، میراثی شوم را از ما به یادگار خواهند پذیرفت. از پدرانمان عذر بخواهیم ،به خاطر عدم اصل امانت داری که وقتی ما این دریاچه را تحویل گرفتیم، نگینی فیروزه ای بود در نقشه جغرافیا.به خاطر اینکه ما آخرین نسلی بودیم که توانستیم عکسهای یادگاری بگیریم در بندر شرفخانه و آخرین نسلی بودیم که سوار لنج ها و شناورهای دریاچه شدیم.نسلی که بلد نبودیم آیین امانت داری را.
و فراموش نکنیم که همه مان مسوولیم.چه آنهایی که سد زدیم در مقابل رگهای حیاتی این پیکره سابقا زنده چه آنهایی که هورا کشیدیم در افتتاح این سدها .چه آنهایی که مرگ دریاچه را محدود کردیم به قومی، ملتی، شهری و عافیت پیشه کردیم.چه آنهایی که به جای چاره اندیشی و تعامل و فشار مسیر دغدغه ها را منحرف کردیم برای آمال غیر زیست محیطی.نسل ما عرضه مراقبت از این مادر پر برکت را نداشت. سالها بعد از مرگش پی خواهیم برد به عمق فاجعه ای که رفم زدیم .





حرف لر / کلمه لر / شعر / یاغیش