چقدر خوب می شود اگر...

زن، زندگیـست
و
مـرد، امنیت
و چه خوب می شود وقتی
مـردی تمامِ مردانگیش را
خـرجِ
امنیتِ زندگیـش کُند
و چه زیبـا می شود وقتی
زنی تمامِ زندگیش را
خرج
غرورِ امنیتش کُند ...
شهید کاوه

حالا هم هستند مسئولانی که فقط برای خوردنو وپرکردن جیب خودشان در جنب و جوشند.
سیب
تو به من خندیدی و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب الوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
تو برفتی و هنوز
سالیانیست که در گوش من ارام ارام
خش خش گام تو تکرار کنان
میدهد ازارم و من اندیشه کنان
غرق این پندارم که چرا
باغچه کوچک ما سیب نداشت...؟
فساد ماهواره ای خزنده تر از همیشه
...ذهن ما ...
ذهن ما باغچه است
گل در آن باید کاشت
گر نکاری، گلِ من
علف هرز در آن می روید
زحمتِ کاشتنِ یک گل سرخ
کمتر از زحمتِ برداشتنِ هرزگیِ آن علف است...
داستان پروانه
ز یمن مقدم رسول خاتم
معطر آمده محیط عالم
مولد صادق آل محمد
مقارن گشت با میلاد احمد
میلاد نبی اعظم(ص) و امام صادق(ع) مبارک باد

امشب سخن ازجان جهان بایدگ / توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت
در شـــــام ولادت دو قــطب عالم / تبریک به صــاحب الزمان (عج) باید گفت . . .
سلام بر بهار انسانیت
![]()
امام مهدی علیه السلام فرمودند:
فضیلت تعقیب دعا و تسبیح بعد از نمازهای واجب نسبت به بعد از
نمازهای مستحبّی، همانند فضیلت نماز واجب
بر نماز مستحبّ می باشد.
گذری بر فعالیت های خانم رقیه میرزاده نخبه کشوری

رقیه میرزاده متولد سال 1372 ، دارای فوق دیپلم طراحی
دوخت ، ولی به دلیل علاقه به رشته تجربی با تغییر
رشته مشغول ادامه تحصیل در رشته علوم تجربی.
سوابق علمي
1- نویسنده کتاب دنیاي زودگذر
2- نخبه دانش آموز کشور بسیجی
پاسخ به دعا
خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد:
او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد.
او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد.
او می گوید صبر كن و بهترین را به تو می دهد.
پدر
روزی پدری دست خود را روی شانه پسر خود گذاشت و گفت من قویترم یا تو؟ پسر گفت من.
پدر جا خورده و دوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت من.
پدر بغض کرد ودوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت من .
پدر ازجابلند شد چند قدم باناراحتی و اشک از پسرش دور شد و دوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت تو ...
پدر گفت چون من ناراحت شدم گفتی من قویترم ؟
پسر گفت نه آن سه باری که گفتم من از تو قویترم چون دستت روی شانه ام بود پشتم به کوهی مثل تو گرم بود اما وقتی دستت را برداشتی دیدم بی تو چیزی نیستم . . .
خدایـــــــــــــا !
مرا ببخش . . .




